ازدواج مجدد

ازدواج مجدد با وجود مخالفت خانواده

سلام

خانمی حدودا 40 ساله هستم که چند سال پیش از همسرم  جدا شدم .

یک پسر نوجوان دارم که با همسرم زندگی میکنه.

حدودا سه ساله که با اقایی اشنا شدم که 4 سال از من کوچکتره

ایشون مجرد هستن و قصد ازدواج  با من رو دارن و ما خیلی به هم علاقه داریم  

البته من اوایل خیلی مخالف بودم و اصلا تمایل نداشتم که با ایشون ازدواج کنم ولی ایشون کم کم منو راضی کرد

در اوائل من خیلی باهاشون حرف زدم ، شرایط خودمو براش گفتم و گفتم میترسم پشیمون بشی و من تحمل ی شکست دیگه رو ندارم .اما ایشون ب من اطمینان داد ومنو قانع کرد  که من رو با تمام وجود دوست دارند.

در  مدت این سه سال چندین بار ب من گفتن که برای خاستگاری میان و چیزی درباره اینکه خانوادشون ناراضین به من نگفتند. و هر بار به یک بهانه ای خواستگاری رو عقب مینداختند تا یک ماه قبل که تنهایی به خانه ی ما برای خواستگاری اومد و گفت که خانوادش راضی نیستن.

خانواده ی من خیلی ناراحت شدن که چرا تنها اومدن و قبول نکردن گفتن  حتما باید خانواد شون برای خاستگاری بیان، از اون طرف  خانواده ی ایشونم راضی نمیشن که بیان  

البته ایشون چندسالی هست که جدا از خانواده زندگی میکنن و چندین بار هم ب من پیشنهاد دادن که خودمون بریم محضر وعقد کنیم اما من قبول نکردم .

الان من موندم چکار کنم نمیدونم کارم درسته  یا نه؟ چون این اقا مجردن و 4 سال از من کوچیکترن ,

ایشون و خانواده شون تهران زندگی میی کنند ولی من  شهرستان هستم.به همین خاطر  همدیگه رو خیلی کم  میبینیم .

خانواده ایشون هم که راضی  نیستن الان موندم چکار کنم؟

من توی زندگی قبلی ام خیلی سختی کشیدم و حقیقتا تحمل یه شکست و ضربه دیگه رو واقعا ندارم

لطفا منو راهنمایی کنید

ممنون

چرا مردان حق ازدواج مجدد دارند؟

سلام

لطفا در این مورد منو اقنا کنید که چرا مرد میتونه مرتب صیغه کنه ولی زن باید پای یه مرد بسوزه ؟زن که نیاز روحیش محبت و صحبت کردن با همسرشه ولی همسرش به نیازش توجه نکنه زن چکار باید بکنه

چون وقتی شوهر داره هرگونه ارتباطش با نامحرم حرامه ولی مرد وقتی زن داره میتونه صدتا هم صیغه کنه و خوش باشه ؟؟؟؟؟؟

با این شرایط بنظرم زن اصلا نباید ازدواج دائم کنه که اسیر دست مرد نشه ووقتی دید نمیتونه با شرایط بسازه این امیدو داشته باشه که این مدت میگذره ونمیخواد تمام زندگیش و صرف شوهر بی احساس کنه 

اصلا نمیتونم بپذیرم این عدالته 

لطفا نفرمایید که صیغه  بخاطر اینه که زنی که شوهرش فوت کرده بی سر پرست نمونه ، همه که شوهرشون فوت نمیکنه

مردی هستم که شرایط ازدواج دوم را دارم

سلام ووقت بخیر
یکی از کاربران انجمن سوالی مطرح کرده اند واز کارشناسان درخواست راهنمائی دارند
مطالب ایشون بدون اضافه کردن مطلبی ؛نقل میشود

نوشت:

سلام.
مردی 42 ساله و متاهل هستم. و دارای 3 فرزندم.

یکی از دختر دایی هام، که حدود 6 سال از من بزرگتر است و دو دختر دارد که یکی تای آنها شوهر کرده و دیگری هنوز خانه است، حدود 5 سال پیش شوهرش فوت کرد.

من نیاز جنسی شدیدی دارم و خانمم هم بدون هیچ اشاره ای از طرف من، خودش با کمال میل راضی به ازدواج مجدد من هست و اصلا روی این مساله حساسیتی ندارد (به دلیل دیدگاه دینی اش).

من احتمال میدهم میل جنسی زیاد من، جنبه ژنتیکی داشته باشد. البته دلیلی برای این احتمال ندارم.
اگر اینطور باشد، ممکن است دختر دایی من هم الان نیاز جنسی داشته باشد ولی راهکاری جهت تأمین آن نداشته باشد.

من ایشان را خیلی کم می بینم شاید شش ماهی یک مرتبه.
اما یکبار صحبتی کرد که به نظرم تحلیل آن، احتمال فوق را بالا می برد. ایشون در مکورد شخصی صحبت میکردند و گفتند: "او مثل ما جوان است".
تحلیلم اینه که اگر ایشون با داشتن سن نزدیک 50 سال خودشون رو جوان میدانند، پس احتمالا میل جنسی دارند.

همچنین یکبار صحبت میکردند جایی (مخاطبشون من نبودم) کلی حرف زدند اما معنای حرفشون این بود که آدم باید تفریح حلال هم داشته باشد.
تحلیل این جمله میتونه به نفع تمایل ایشون به تأمین حلال میل جنسی اش باشه.

من همه اش در ذهنم سرگرم تحلیل رفتارهای او هستم (چون خیلی کم می بینمشون، رفتارهای کمی از ایشون مورد تحلیل قرار میگیرند). کل فضای ذهن منو این تحلیلها که بر پایه اطلاعات خیلی کمی است پر کرده.

من دوست دارم با ایشون ازدواج موقت کنم. ماهی یکبار هم همدیگه رو ببینیم کافیه.
قطعا من از دید ایشون یک فردی قابل اعتمادم و شکی در آن ندارم.

من چکار میتونم بکنم؟
از کجا بفهمم او نظرش چیه؟
اما یقین دارم اگر او نظرش مثبت باشه، قطعا منو بر بقیه ترجیح خواهد داد.

چگونه خانواده ام را برای ازدواج مجدد راضی کنم؟

سلام
من قبلا ازدواج کردم و ازهمسرسابقم جداشدم
الان چندسالی از این ماجرامیگذره که با مردی اشناشدم که اونم مثل من شرایطش یکیه، یعنی قبلاازدواج کرده و جدا شده

من همیشه میخواستم بافردی که شرایطش مثل خودمه ازدواج کنم اینطوری برام بهتره وقابل قبولتر
اما خانوادم بادوموردمشکل دارن یکی اینکه پدرم میگن نبایدقبلاازدواج کرده باشن ویکی اینکه مثلااهل فلان استان نباشن

به نظر من واقعادلایلشون غیرمنطقیه و منوداره کلافه میکنه بایدچیکارکنم؟
اگه بخوام ازراه مادرم واردبشم تاباپدرم صحبت کنه اونم قبول نمیکنه چون میگه قبلاازدواج کرده قبلا.
البته من هنوز در مورد این آقا چیزی بهشون نگفتم ولی ازموردهای قبلی که خواستگاراموردکردن میدونم اخلاقشونو.
حتی اونقدردرکم نمیکنن که من بهشون بگم نیاز به ازدواج دارم یا کسی از من خواستگاری کرده. دارم دیوونه میشم به خدا.
میدونم میتونم از نظر شرعی بااون اقاازدواج کنم ولی این کارباعث میشه خانوادم رفتارشون بامن عوض بشه
اون فردهم ادم خوبیه مومن ومذهبی.
حالم اصلاخوش نیست.

حالاسوالم اینه ازجنبه شرعی نمیخوام ازجنبه مشاوره ای راهنمایی میخوام
اون اقاهم قبول کردن باخانوادشون بیان ولی من گفتم چند باربیان تاشایدپدرم راضی بشه
ولی پدراون اقاهم اخلاقش طوریه که فقط یه بارمیادوبخوادراضی بشه برای دفعه های بعدسخته .
اخه من نمیدونم این دلایل مخالفت الکی چیه اخه!
مثلااون باراجازه دادن خواستگاربیادچون اهل این استان نبودن ولی هرچی خواستگارازاین استان داشتم روردکردن بدون اینکه به من بگن
حالامن چیکارکنم؟
چطوری و از چه راهی واردبشم؟
چرا بایدخانواده ها جلوی ازدواج دوتا جوونو بگیرن تا ازگناه جلوگیری بشه؟ مخصوصاپدر من که دلایلش منطقی نیست!

با تشکر از سایت شما

اجازه بدهم شوهرم زن دوم بگیره؟

سلام


من و شوهرم پنج ساله که ازدواج کردیم و یه بچه 10 ماهه داریم. خیلی عاشق همدیگه هستیم. ولی مشکلات مالی و امدن بچه باعث شده کمی از هم دور بشیم. قبلش همش به هم چسبیده بودیم ولی الان روابطمون سرد شده ولی باز هم همدیگرو دوست داریم. حسرت روزای قبل از بچه همش منو زجر میده....
شوهرم همش قسم میخوره که هیچکسو غیر تو توی این دنیا دوست ندارم...

شوهرم از لحاظ ظاهری مرد خوش چهره و خوش تیپی هستش بخاطر همین دخترها خیلی عاشقش میشن. توی شبکه های اجتماعی هم فعالیت های فرهنگی داره / مشاوره مذهبی و....

مشکلات مالی شوهرم رو خیلی عصبی کرده... همش میگه وقتی میبرمت خرید و نمیتونم چیزی واست بخرم عذاب وجدان میگیرم...
توی یکی از همین شبکه ها شوهرم با خانمی که شوهرش چند ساله فوت کرده و پول زیادی از شوهرش به ارث رسیده آشنا شده... اول کمک های مالی برای خیریه شوهرم میکرد و بعدش ابراز علاقه به شوهرم ... میگه حاضره خونه برای من بخره ... بیشتر وقت هم برای من باشه ... خونه هامونم جدا از هم باشه...

البته پدرم و عموی خودمم دو زنه هستن و با اینجور زندگیا آشنایی دارم... پدرم آدم پولدار و کله گنده ایه ولی حاضر نیست حتی پول رهن خونه بده چه برسه به خرید...

با این اوضاع اقتصادی که معمولا جوونا بیکارن تا صد سال دیگه نمیتونه خون واسمون بخره

شوهرم بهم گفت فقط کافیه رضایت بدی تا خونه رو برات بخره...من بعد از چند روز کلنجار رفتن با خودم قبول نکردم و شوهرم باهاش خداحافظی کرد....
ولی من چند روزه دارم فکر میکنم خوب منم مشکلاتی دارم ... از لحاظ بدنی آدم ضعیفی هستم و نمیتونم تمام نیازهای شوهرم رو رفع کنم و مشکلاتی مثل کمرو بودن و کم حرفی و کمبود حافظه که واقعا داره اذیت میکنه... و از طرفی مشکلات اقتصادی باعث شده شوهرم امید به زندگیش کم بشه... شوهرم منو خیلی دوست داره و میگه به قران و به جون تو و پسرم اصلا بخاطر ظاهرش یا مشکلات تو نمیخوام باهاش ازدواج کنم ...

چون اصلا از قیافش و قد کوتاهش خوشم نمیاد... ولی فقط میخوام تو و بچم از لحاظ مالی تامین بشید و همش میگه تو خیلی از اون سر تری ... همش میگه تو خیلی خوشگلتر از اونی از هر لحاظ

منم تو خونه مادر شوهرم زندگی میکنم و اسایش ندارم از دستشون... بی اجازه میان تو خونه و همش باهاش بحث و دعوا میکنن... خسته شدم از این خونه و زندگی مزخرف... چند بار به طلاق فکر کردم ولی علاقه زیاد به همسرم مانع این کار شده البته من آدم قانعی هستم و با مشکلات همسرم همه جوره کنار اومدم ........

اگه من رضایت به ازدواج شوهرم با این زن پولدار بدم شوهرم دوباره باهاش ارتباط برقرار میکنه... ناگفته نماند دو ماه عقد موقت بودن با هم ولی اصلا همدیگرو از نزدیک ندیدن ...
من به شوهرم گفتم حتی اگه قبولم بکنم فقط همون یه خونه رو ازش میگیرم ولی حق نداری تو زندگی از پولای اون برای من خرج کنی و شوهرمم قبول کرد... یعنی پول درآمد اونو نمیخوام فقط در آمد شوهرم... اخه اون زن چون خیلی شوهرمو دوس داره حاضر شده تمام ثروت و خونه هاشو بده به شوهرم...


___حالا من موندم این زندگی سخت و طاقت فرسا رو ادامه بدم و هر روز متلک بشنوم و بین آدمای بی فرهنگی مثل خانواده شوهرم که بسیار بی ادب و غیر مذهبی زندگی کنم...

یا___ ازدواج شوهرم با اون زن رو قبول کنم و هم مستقل بشیم و هم خانه دار و هم اینکه شوهرم سرمایه زیادی توسط اون زن به دست میاره و میتونه از لحاظ مالی مارو تامین کنه...
چیکار کنم واقعا درمونده شدم

__ یا طلاق بگیرم و زندگی خودم و بچمو تباه کنم... چون طلاق و عوارضشو زیاد اطرافم دیدم

چطور باید همسر اول رو برای پذیرش همسر دوم آماده کرد؟

سلام علیکم
فرض کنیم که مردی عادله و شرایط جوریه که می خواهد همسر دوم بگیره (مثلا واجبه) در مثال مناقشه نکنین فرض کنین همه انسان های عاقل و متدین ازدواج دومه این آقا رو تایید می کنن
دو راه هست
از همسر اولش ازدواجشو مخفی کنه
به همسر اولش بگه
اولا کدوم یکی از اینها بهتره و بعد اگر باید به همسرش بگه باید چه ظرافت های روانشاسی رو رعایت کنه با توجه به حساسیت های بیش از حد زنونه ای که درمورد ازدواج مجدد وجود داره؟ راهکار دین چیه؟

(¯`(♥)´¯) - مطلع کردن خواستگار از شکست در زندگی قبلی - (¯`(♥)´¯)

سلااااااااااااااااااام...

خعلی چاکریم اوستا:Hedye: :Gol:

هییییییییییی زندگی... داغم به دلت بمونه که اینقد اذیتم نکنی/:

من می خواستم بدونم اگه یه دختری از عقد برگشته باشه(در زندگی اولش در دوران عقد طلاق گرفته باشن)

حالا باید به خواستگار جدید با چه کیفیتی این موضوع رو انتقال بده: مثلا همون اول که کسی زنگ می زنه گفته بشه... کی گفته بشه...

مدتی که تو عقد بوده رو چجوری باید بگیم که خواستگار پس نیوفته

علت طلاق رو تا چه حد بازش کنیم...

کلا فرض کنید خدای ناکرده زبونم لال روم به دیفال....زبونم لال فرض کنید که این اتفاق واسه دخترتون افتاده و حالا یه خواستگار میاد... شرایط رو شبیه سازی کنید و با خواستگار فرضی صحبت کنید تا هم متوجه برخورد صحیح بشم و هم ایده بگیرم:Gol:

چون نمی دونستم چه اطلاعاتی لازم هست بدونید و نمی خواستم خیلی مفصل در تاپیک عمومی توضیح بدم ... اگه اطلاعاتی نیاز هست که بدونید، در خدمتم

دستتون برسه به ضریح حضرت اباالفضل:Gol:

ميل به ازدواج دوم


سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:


نقل قول:

سلام
من ازدواج كرده ام و همسرم را دوست دارم ولي متأسفانه ايشان بعد از ازدواج حجابش را به خوبي رعايت نمي كند و اين سبب شده من به شدت نسبت به زنان عفيف و با حجاب حساس شوم و مي ترسم چشم چران شوم و به گناه بيفتم.
همسرم با اين كه اين امر را مي داند و بارها با مهرباني با او گفتگو كرده ام ولي تغييري در خود ايجاد نكرده است.
اگر همسري كه خصوصيات دلخواهم را دارد براي حفظ ايمانم برگزينم گناه كرده ام؟

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید :Gol:

ازدواج مجدد آقایان و فطرت خانمها

انجمن: 

سلام. من برام یه سوال برام پیش اومده گفتم همینجا بگم و تاپیک نزنم.
همه ما می دونیم که با وجود احادیث کراهت متعه در برخی مواقع، در کل اسلام متعه رو حلال کرده و اون رو حذف نکرده.
این در حالیه که تقریبا بیشتر خانوما چه مسلمان و چه غیر مسلمان و همینطور عده ی زیادی از مردان باهاش مخالفند. یعنی فطرتا نمی توانند قبولش کنند. همه ما میدونیم که غالب زنهای شوهر دار این کار رو خیانت می دونند. چه مذهبی چه غیر مذهبی...
حالا من برام سوال شده چرا یک حلال با فطرت انسان تقریبا جور نیست؟
اینایی که نوشتم صرفا برداشت شخص منه. شاید صحیح نباشه.

حکم استحباب تعدد زوجات!

[="Tahoma"]سلام
مطلبی در مورد استحباب تعدد زوجات شنیده بودم می خواستم از صحت آن آگاهی پیدا کنم ، آیا از نظر فقهی تعدد زوجات مستحب است؟
نظر مرحوم امام و آیت الله سیستانی
[/]