خودشناسی

درس هائی در باب معرفت نفس (مهم)

بسمه تعالی
در این تاپیک درسهائی در باب نافع ترین معارف أعنی معرفت نفس توسط کارشناسان انجمن اخلاق و عرفان خدمت مشتاقان کمال و سیر و سلوک تقدیم می گردد ،امید که مورد توجه حق تعالی قرار گیرد.

فهرست مطالب تاپیک

اولین دستور العمل ، تفکر (2)
آداب تفکر ( 4)
اثبات نفس ناطقه در کلام ابن سینا ( 6)
چگونگی تفکر (7)
موضوعات و سوالاتی جهت اندیشیدن (8)
توضیح داستان هزار و یک شب ( 10)
فایده و هدف از تفکر (11)
این فرض هم تخیل است؟ (15)
راه خروج از عادات در حال تفکر (16)
دو شاهراه جهت خروج از عادت(17)
بزرگترین حسرت ، جهل به معرفت نفس (18)
غایت و نهایت معرفت نفس (20)
انواع قوای نفس انسانی(نباتی،حیوانی،انسانی) (21)
قوه ی غاذیه (22)
اجزای قوه ی غاذیه(جاذبه،ماسکه،هاضمه،دافعه)(24)
قوه ی نامیه(مربیه) (25)
شعر من کیستم از علامه حسن زاده آملی (28)
تجرد نفس (30)
روح همان نفس است ؟ (30)
معرفی کتاب هایی با موضوع معرفت نفس (30)
قوه ی مولده (31)
توضیح اجمالی قوای نفس حیوانی (33)
قوه ی لامسه (34)
اعضایی که حس لامسه ندارند(35)
آیا هرکجا که عصب دارد لامسه هست وهر کجا که عصبی نیست لامسه ای نیست؟(37)
قوه ی باصره (بینایی) (39)
اعصاب چیست؟(40)
عصب های مغز (41)
اجزاء چشم (42)
توضیح رطوبات چشم (بیضیه،جلدیه، زجاجیه)(43)
توضیح طبقات هفتگانه ی چشم (44)

فرق ب
ین طبقات چشم و رطوبات چشم (46)
لحظه ی درنگ (47)
قوه ی سامعه (49)
یکی از براهین تجرد نفس (50)
تجرد نفس از ناحیه ادراک جهت اصوات (جواب به یک اشکال) (52)
معرفی منابعی جهت تجرد نفس از ناحیه ادراکات (53)
فرق اطلاق آلت و واسطه در مورد قوا (58)
بیان اهمیت قوه ی سامعه(59)

قوه ی شنوایی افضل است یا قوه ی بینایی(60)
افضلیت قوه سامعه بر باصره از نظر حکیم الهی قمشه ای (61)
توضیحی بیشتر در افضلیت سمع بر بصر (68)
پاسخ به سوال در باب تجرد نفس (69)
نفس در عالم ماده به واسطه نیاز دارد نه در عالم ما فوق ماده(70)
توضیح کوتاهی در باب مراقبت نفس (71)
قوه ی ذائقه (چشایی)(75)
وجه شبه و مفارقت قوه ی ذائقه با قوه ی لامسه (76)
مذوق چیست؟(77)
قوه ی شامه (بویایی) (78)
نظرات حکما و فلاسفه در مورد نحوه ادراک مشمومات (بوها) (79)
قوه ی شامه در کلام علامه شعرانی(80)
ادراک نفس انسان به واسطه ی قوای خویش در عالم ماده(82)
معرفت نفس بهترین راه شناخت پروردگار(95)
من کیستم ؟(96)
معنای عرض بودن بوها (97)
تجلی صفات خداوند در نفس انسان(98)
علت ممتد دیدن قطرات باران (104)
توضیح قوه ی مشترک (105)
کار قوه ی مشترک (106)
شرح حس مشترک به گونه ای دیگر (107)
حس مشترک وزیر پادشاه (109)
حس مشترک در کلام علامه شعرانی (127)
ممتد دیدن قطرات باران یکی دیگر از نشانه های حس مشترک(128)
حس مشترک در کلام علامه حسن زاده(129)
آلت حس مشترک (133)
ادراک صور خیاله در حس مشترک (143)
نقش قوه ی بویایی و بینایی در ادراک بهتر مزه ی غذاها(147)
تاثیر رنگ بر طعم غذا (148)
تلنگر (151)
پاسخ به چند سوال دوستان (157)
علت خواب ندیدن کور مادر زاد (160)
اختلاف جنسیت از خواص نفس هست نه جسم (161)
نطرات حکما در مورد حس مشترک (164)
حس مشترک در کلام ملاصدرا (165)
مهم ترین کارکرد حس مشترک ار نظر ابن سینا (165)
از جمله کار های حس مشترک (167)
معنای دیافراگم و شاتر در دوربین عکاسی (174)
دوربین عکاسی و حس مشترک (175)
قوه ی خیال چیست؟ (182)
یکی از خصوصیات صور خیالی (183)
]
قیاس عوالم با یکدیگر (255)
بضاعت عوالم مادون در نمایش عوالم مافوق(256)
قیاس عوالم بر طبق روایتی از امام صادق علیه السلام (257)
توضیحاتی بیشتر در مورد قیامت کبری (260)
توضیح حدیث موتوا قبل ان تموتوا (260)
قیامت کبری در کلام فلاسفه (261)
قیاس عالم قیامت کبری با قیامت صغری (262)
حقیقت عالم قیامت کبری و تجلی اسماء خدا (263)
آیا اجسام مثالی قابل لمس هستند؟(267)
تعبير مجرد تام و مطلق از قيامت چگونه با بهشت و جهنم قابل جمعند؟(268)
معنای محو اسماءالله در قیامت کبری(269)
پرسش و پاسخ کاربری با موضوع سنگین بودن مباحث و ... (271)
ارزش بی بدیل تفکر(273)
چگونگی اثبات ماده بودن عالم ماده (276)

چگونگی اثبات ماده بودن عالم ماده 2 (277)
زمان از خواص ماده هست (278)
سرّ کوتاه انگاری زمان دنیا(282)
طرح سوالی برای اندیشیدن(285)
رابط بین نفس و بدن(296)
روح بخاری چیست؟(297)
روح بخاری چیست؟ 2 (298)
فرق بین روح مجرد با روح بخاری(300)
توضیحاتی بیشتر در مورد روح بخاری (301)
تقسیم بندی روح بخاری (302)
مراد از لطافت روح بخاری چیست؟ (304)
مختصری از روح بخاری (305)
نام های دیگری از روح بخاری (306)
روح در اصطلاح طبیبان همین روح بخاری است (307)
چرا معرفت نفس به عینه همان معرفت خداوند است 1(308)
چرا معرفت نفس به عینه همان معرفت خداوند است 2 (309)
بیان موضوعاتی که در دروس آینده خواهد آمد(321)

چرا قوه حس مشترك در حفظ صور مدرَكه كافي نيست؟ 1(323)
چرا قوه حس مشترك در حفظ صور مدرَكه كافي نيست؟2 (324)
چکیده ای از مباحث (327)
خلاصه ی مباحث 1 (330)
خلاصه ی مباحث 2 (331)
مطلبی از استاد دینانی (334)
منشاء خواب های ما چیست؟(338)

توضیحات بیشتری از قوه ی خیال (340)
معانی صورتگری های قوه خیال1(341)
نقش طهارت در صورتگری خیال (342)
توضیحات اجمالی از قوه ی خیال(344)
قوة متصرفه (350)
نحوه تصرف قوه ی متصرفه(351)
توضیحاتی در باب قوه متصرفه(352)
دليل مغايرت متخيله با قواي ديگر از دید ملاصدرا (353)
سخنی ازعلامه شعرانی پیرامون قوه متخیله(354)

مکان آلت متصرفه در مغز انسان(355)
اقسام اضغاث احلام(356)
فرق بين تأويل و تعبير خواب(357)
توضیحات بیشتری از قوه ی متصرفه(359)

چرا همه خوابها محتاج به تعبیر نیستند؟(360)
چرا همه خوابها محتاج به تعبیر نیستند؟ ادامه... (361)
ملکوتی نبودن برخی از صورتگریهای نفس (362)
نقش قوه متصرفه بعد از مرگ(365)
ضعف ادراک در خیال و متصرفه و حافظه(366)
هدایتگری انبیا بر اساس سرشت قوه خیال 1 (368)

هدایتگری انبیا بر اساس سرشت قوه خیال 2( 369)

تخیلات انسان و تاثیرات خارجی آن (370)
شدت مدرکات در عالم خواب (371 )
گذر زمان در عالم خواب؟! (373)
رابطه بین زمان و حرکت( 374)
دلالت حرکت استکمالی بر نقص شی( 376)
قوه واهمه(377)
مطلبی از جناب حاجي سبزواري در اسرارالحكم دربارة قوة واهمه(378)
فرق ميان دو قوه خيال و وهم(379)
مذمت وهم انسان (381)
طرح سوال(فرق خیال و متصرفه- معنای تجرد خیال)( 386)
تقسیم بندی قوه ها بر مبنای نظریه چه کسی هست؟(394)
فرق بین دو قوه وهم و خیال -2 (404)
توضیحی بیشتر در فرق بین ادراک خیالی و ادراک وهمی (407)
كيفيت ادراك وهم(409)
ادامه کیفيت ادراك وهم(410)
ادامه کیفيت ادراك وهم(411)
فرق میان نماز گزار وهمی با نماز گزار عقلی(418)
سعادت وهمی و سعادت عقلی (421)
مراتب بهشت ادراکات انسان 423
قاعده کلی در مرز بین وهم و عقل(427)
دقتی در صلوات زدن پستها( 429)
چند روایت در خصوص عقل(436)
مومنان وهمی و عقلی(438)

رابطه عمل انسان و ادراک( 453)
جایگاه اختصاصی قوه واهمه در مغز(454)
اقسام ادراک 1(459)
اقسام ادراک 2(460)
شرایط ادراک (461)
عدم استقلال وهم در ادراک ( 462 )
تکلیف شب (اندیشه در یک حدیث) (463)
استراحتی در باغ اندیشه ها (معنای شعری از علامه حسن زاده آملی به قلم حقیر)(464)
فرق بین ادراک وهمی و ادراک عقلی ( 468)
فرق صاحبان قوه واهمه و صاحبان قوه عاقله (469)
توحید انسان وهمی و توحید انسان عقلی(473)
اسرار آیات ( هبوط آدم و هنر جلب محبت)( 481)
اقسام ادراک وهمی 1 (483)
اقسام ادراک وهمی 2 (484)
فکر در اصطلاح عموم مردم (485)
پیرامون تکلیف(489)
بر پهنای بیکرانه یک نگاه ( شیدایی عاشقی در گودال قتلگاه ) ( 498 )
قوه حافظه ( 507 )
فرق بین ذُکر(حافظه) با تذکر(508)
ارتباط بین درک صور و درک معنا(515)
تقویت قوه حافظه(517)
اختلاف بشر در حفظ معانی 1(525)
اختلاف بشر در حفظ معانی 2 (526)
تاثیر اشتغال نفس در ضعف حافظه(527)
تعریف مزاج(532)
شناسایی انواع مزاج ها از طرق خلقیات افراد(533)
شناسایی انواع مزاج ها از طریق خلقیات افراد(دموی مزاج ها)(534)
شناسایی انواع مزاج ها از طریق خلقیات افراد(بلغمی مزاج ها) (535)
آیا مزاج انسانها تغییر میکنه ؟(540)
اثر گذاری سن در تغییر مزاج (541)
رابطه بین خواب و مرگ1(546)
رابطه بین خواب و مرگ 2(547)
راهی دیگر برای تقویت حافظه(548)
قوای محرکه(550)
نکته ای در باب کتاب سیاحت قبر(551)
توضیحی در باب نفس ناطقه(553)
توضیحی پیرامون نطق(556)
آیا روح پس از مفارقت از جسم دچار تغییر میشود(557)



اهمیت خودشناسی در تعیین ملاک های انتخاب همسر

[="#0000CD"]با سلام و عرض ادب

در مقوله ی انتخاب همسر و تعیین ملاک و معیار برای ازدواج بسیار گفته شده که ابتدا میبایست خودشناسی صورت بگیرد تا فرد بر این اساس ملاک های خودش را تعیین کند و ازدواج موفقی داشته باشد .
و همینطور گفته شده که اگر کسی خود را نشناسد نمیتواند دیگری را بشناسد .
از کارشناس محترم تقاضا دارم این موضوع را برای بنده با زبان ساده توضیح بدهند و همینطور بفرمایند این خودشناسی چطور باید حاصل شود ؟ اسباب خودشناسی را چطور باید فراهم کرد ؟ و اینکه چطور میشود با خودشناسی به تعیین ملاک و معیار رسید ؟

ضمنا بنده تاپیکی در انجمن در این مورد مطالعه کردم و تا حدودی برای بنده تبیین شد اما در ارتباط با چگونگی تحصیل خودشناسی توضیح بخصوصی داده نشد.

اگر که ممکنه بنده را راهنمایی بفرمایید .
از بررسی و توجهتان متشکرم.
[/]

ترک عادات

انجمن: 

با عرض سلام خدمت شما کارشناس گرامی
برای ترک عادت نسبت به رذایل اخلاقی چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید زیرا عموما راهکارهای ترک رذایل گفته می شود اما آنچه باعث عدم موفقیت ترک رذایل است عاداتی است که نسبت به انجامشان پیدا کرده ایم. برای ترک این عادات چه پیشنهادی دارید؟

خودم و خدایم را چگونه بیشتر بشناسم؟

سلام و عرض ادب و آرزوی قبولی طاعات و عباداتتون
من از سن نوجوانی علاوه بر نیازهای خوراک و لباس و پوشاک و مدرسه رفتن و این ها کم کم احساس کردم به چیزای دیگه هم نیاز دارم احساس کردم باید خودم رو بیشتر بشناسم اینکه کی ام چجوری قراره تو آینده زندگی کنم و بعدش خالقم رو بشناسم و قراره تو این دنیا چه کارهایی رو انجام بدم و کلا هدفم چیه از زندگی...
متاسفانه به علت نبود مشاور و راهنمای خوبی که من تفکراتم جهت بده و یه راه درست رو جلوی پام بذاره یه مدت تو تفکرات خودم سرگردان بودم که چجوری باید پاسخ این سوالاتم رو به دست بیارم، وقتی دیدم اطرافیانم بیشتر وقتشون رو سرگرم کارهای روزمره هستن و به این چیزا فکر نمیکنن نمیدونستم باید چیکار کنم...به ذهنم رسید که برم قرآن رو مطالعه کنم شاید بتونم به پاسخ سوالام برسم بعدش با شنیدن کتابهای تفسیر قرآن و اینکه بعضیا میگفتن قرآن رو نمیشه همینجوری خوند و به فهمش رسید من هم دلسرد شدم...!
خلاصه این تفکرات برای چندین سال با من بودن ولی هیچوقت اراده و بستر مناسبی برای جواب دادن درست بهشون رو نیافتم! چون بعدش منم مثل بقیه اطرافیان درگیر کارهای تحصیل در مدرسه و بعدش کنکور و دانشگاه شدم ولی خب همیشه گوشه ذهنم این خلا رو احساس می کردم.. الان که 25 سالمه هنوزم با گذشت این همه سال از عمرم این احساس نیاز و خلا رو دارم تا اینکه از چند وقت پیش دوباره تصمیم گرفتم در این باره تحقیق و مطالعه کنم این شد که از چند نفر پرسیدم یکی گفت قرآن، یکی گفت قرآن رو باید با تفسیرش بخونی، یکی کتابهای دیگه معرفی کرد من هم چون این بار میخوام از یه مسیر درست و مطمئن کمک بگیرم با راهنمایی یکی از دوستان به این سایت اومدم که علاوه بر نظر مرجع تقلیدم از صاحب نظران اینجا هم بتونم کمک بگیرم.
خوشحال میشم کسانی که میتونن راهنماییم.
پیشاپیش ممنون.

اقرار به گناه در نزد نفس

انجمن: 

سلام
میخواستم بدونم که اقرار به گناه نزد خود آدم جزو اقرار به گناه نزد غیر از خداوند محسوب میشه؟
چون این مطلب رو میدونم که اقرار به گناه نزد غیر خداوند خود نوعی گناهه!

اخلاقی که دوستش ندارم!

انجمن: 

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

نقل قول:


با سلام و احترام

حقیقتش خیلی با خودم کلنجار رفتم که این تاپیک رو بزنم یا نه شاید هنوزم نمی خوام بپذیرم این اخلاقی که سالهاست دارم، اخلاق خوبی نیست و باید اصلاح بشه به هر حال می خوام عینک خوش بینی و اعتماد به نفس زیادیم در مورد خودم رو بردارم و با عینکی که تلنگرش رو دوستم چند روز پیش بهم زد خودم رو معرفی کنم و امیدوارم در رفع این خصوصیات کمکم کنید.

1- من یک دخترم تا جایی که یادم میاد آدم کم حرفی بودم کم حرفیم دو وجهه داره:

یکی اینکه خیلی وقتا چیزی به ذهنم نمی رسه که بگم یکی دیگه اینکه گاهی اصلا حال و حوصله حرف زدن ندارم و فکر اینکه حالا اینو بگم باید کلی توضیح هم پشت سرش بدم و حالش رو ندارم کلا منصرفم می کنه از بیان کردنش و حقیقتش از نظرم خیلی از حرفایی که بقیه می زنن حرفای الکی و وقت تلف کنی هست ( حالا نه اینکه بگم من خیلی به وقتم بها میدم ولی خیلی از حرفا اصلا ارزش زدن نداره )

اصولا برعکس خانمای دیگه که یه اتفاقی که کلا تو نیم ساعت اتفاق افتاده رو تو دو ساعت بیان می کنن من کلش رو تو 4-5 دقیقه خلاصه می کنم و می گم ( راستش هم اینکه حال و حوصله طولانی حرف زدن و شرح و بسط دادن رو ندارم و خیلی سریع می خوام به آخر و نتیجه اون اتفاق برسم هم اینکه یه قسمتایی از اون اتفاق اصلا یادم نمیاد) و خیلی پیش میاد که وسط حرف زدن راجع به چیزی یه قسمتش کلا از ذهنم میره

البته تو مباحث علمی و صحبتای منطقی و سر کلاس و پرسش و پاسخ از استاد و اینا یکی از فعالترینا هستم ولی برای صحبتای روزانه و عادی و دوستانه و حتی خانوادگی و اینا کم حرفم

شاید اینم جالب باشه بدونید بیشتر دوستایی که دارم آدمای پرحرفی هستن و البته بعضی وقتا این منو آزار میده چون نه تنها خودم حوصله زیادی حرف زدن رو ندارم حوصله زیادی شنیدن رو هم ندارم

2- یکی دیگه از خصوصیاتم اینکه برعکس چیزی که از بچگی هام برام تعریف می کردند که هرجایی می رفتم دوست پیدا می کردم و با همه دوست می شدم و اینا الان دیگه خودم خیلی سمت کسی نمیرم و بیشتر بقیه به سمتم میان، البته این همون تلنگری هست که دوستم بهم زد و بهم گفت تو با بقیه سخت ارتباط پیدا می کنی و یکی میشی

راستش خودمم به این نتیجه رسیدم این فقط راجع به غریبه ها نیست حتی در مورد فامیل یا دوستامم تو ارتباط باهاشون انگار همیشه یه مانع سفت و سخت بینمون هست که من نمی تونم باهاشون صمیمی بشم یه حسی بینمون حکم فرماست که البته این حس رو اصلا دوست ندارم و دست خودمم نیست ولی شبیه حس غروره یا خودبرتر بینی در صورتی که آدم مغرور یا خودبرتر بینی نیستم ولی اگه بخوام جنس این مانع رو در درون خودم به یه چیزی شبیه کنم شاید این باشه در صورتی که تو یه مقطعی مثلا راهنمایی و اینا من اعتماد به نفسم کم شده بود ولی بازم این مانع ارتباطی تو وجودم کم و بیش بود

و بخاطر همین احساس می کنم ممکنه به بقیه مسافرتی جایی خوش نگذره باهام و همیشه حتما باید یه نفر سومی باشه تا سه تایی بهمون خوش بگذره

البته همه اینا باعث نشده من دوست صمیمی نداشته باشم چرا اتفاقا من دوستای زیادی دارم حتی دوستای صمیمی زیادی دارم و هرجایی که میرم خداروشکر به لطف خدا دوستای خوبی خدا جلو راهم قرار میده
با اینکه 25 سالمه ولی هنوز با دوستای راهنمایی و دبیرستانم در ارتباطم

یا مثلا با اشخاصی که اولش شاید بخاطر همین تفکری که ممکنه در نگاه اول راجع بهم داشته باشن یا کم حرفیم طرفم نیومدن و رفتن سمت بقیه بعدا دوست صمیمی شدیم و از بقیه دور شدن

ولی به هر حال نمی تونم به محض ورود به محیط جدید با همه آدمای اونجا اخت بشم و باهاشون راحت باشم باید مدتی بگذره و این مدت ممکنه بقیه راجع بهم فکرای خوبی نکنن

3- یه خصوصیت بد دیگم اینکه همیشه قیافم برام مهمه، یعنی اینکه با یه نفر حرف ک می زنم همیشه یه گوشه ذهنم درگیره اینکه الان چه شکلی هستم در نظر اون ( بعضی وقتا بیشتر بعضی وقتا خیلی کم رنگ تر)

و همین باعث میشه گاهی نتونم درست تمرکز کنم و پاسخ مناسبی پیدا کنم که در جواب اون شخص بدم.

راستش دایره لغاتم هم پایینه و همون لغاتم هم که بلدم گاهی اصلا یادم نمیاد راستش از کتابی حرف زدنم خوشم نمیاد همیشه دوست دارم یه مطلب رو با ساده ترین شکل ممکن که برای همه قابل فهم باشه و در کوتاه ترین زمان بیانش کنم و بخاطر همین کنفرانسام یا درس دادنام اصولا خیلی خوب از آب درمیاد ( میگن با کتاب خوندن دایره لغات بالا میره من خیلی به علم و تحصیل و مطلب جدید یاد گرفتن علاقه دارم و زندگیمم بر همین اساس برنامه ریزی کردم ولی راستش با کتاب خوندن عادی مشکل دارم و تا یه کتابی خیلی جذاب و داستان وار نباشه علاقه ای به خوندنش ندارم)

4- با اینکه دختر هستم ولی نسبت به دخترای دیگه در خیلی از موارد منطقی تر هستم، البته نمی دونم این خوبه یا بد ولی خب این باعث شده بقیه فکر کنن من ادم بی احساسی هستم در صورتی که بی احساس نیستم فقط گاهی احساسم رو بیان نمی کنم گاهی نیازی به بیانش نمی بینم و تو وجودم از اون چیز لذت می برم

5- از بروز احساسم مقابل بقیه جلوگیری میکنم کسی خیلی متوجه شادی و غم و ذوق و شوق و اشک و استرس و ... من نمیشه اصلا یه زمانی از اینکه جلو کسی گریه کنم خجالت می کشیدم یا بدم میاد کسی ترحم کنه نسبت بهم، البته الان بهتر شدم انقدر که خیلیا بهم میگن چقدر عوض شدی که نشون میدی حس هات رو نسبت به اطرافت ولی خب این بی ذوقی و بی احساسی و ریلکسی و بی خیالی اسمش روم مونده

البته اینم بگم با همه اینا بازم فکر می کنم بخاطر همون جنبه منطقیم کلا حس هام نسبت به بقیه دخترا نسبت به بعضی موارد کمتر هست و بعضی ذوق و شوق یا اشک و ناله هایی که بقیه می کنن برای من چندان مفهومی نداره

مثلا اگه یه پسر تو کوچه خیابون از یه دختر خواستگاری کنه ممکنه قند تو دل اون دختر آب بشه یا اینکه اگه جواب رد بهش بده و اون پسر اصرار کنه دلش براش بسوزه و کلا خیلی درگیر این قضیه بشه درصورتی که من نمیگم اینجوری نیستم ولی خیلی دلم به حالش نمی سوزه و فوری به جنبه های دیگه اش فکر می کنم که خب اگه دلم براش بسوزه بعدش چی می شه اگه با این آدم ازدواج کنم یا ارتباط برقرار کنم می خوام به چی برسم ؟ کمکی به رسیدن به اهدافم میکنه یا نه؟ و خیلی موارد دیگه و خیلی زود از درگیری با اون قضیه میام بیرون. البته این جنبه هرچی بزرگتر میشم پررنگ تر میشه

کلا هر کاری می خوام بکنم یا هر حرفی می خوام بزنم خیلی وقتا به جنبه های مختلفش نگاه می کنم و همین باعث میشه از شدت احساسم نسبت به اون حرف یا کار کاسته بشه

6- این مورد نمی دونم چقدر مرتبط هست ولی شاید گفتنش بد نباشه

من آدم بد غذایی هستم یعنی خیلی از غذاها رو دوست ندارم و بعضی از غذاها رو هم یه قسمتیش رو دوست ندارم مثلا از گوشت قرمز بدم میاد مگه اینکه چرخ کرده یا کبابی باشه، یا یه چیزایی رو تو بعضی غذاها دوست دارم تو بعضی چیزا نه مثلا لوبیا قرمز تو قرمه سبزی رو دوست ندارم ولی تو تو آش دوست دارم
یا بادمجان و پیاز داغ دوست ندارم ولی عاشق کشک بادمجونم و ....
یا خیلی از چیزای مقوی مثل خرما و عسل و حلوا و ... رو دوست نداشتم که الان این رویه رو برای این موارد تغییر دادم ولی خب شاید به یکسال هم نرسه این قضیه ولی همچنان بد غذا هستم و حتما باید یه چیزی بنظرم خوش مزه بیاد تا بخورم

البته خوابم هم منظم نیست تا یادم میاد همیشه دیر می خوابیدم حتی زمانی که مدرسه می رفتم و باید صبح زود بیدار میشدم بازم تا 2-3-4 صبح بیدار بودم و بخاطر همین شاید همیشه کسل بودم تو مدرسه
البته بازم الان بهتر شدم و مواقعی که شبها زود می خوابم و توان بدنیم هم خوبه خیلی سر حال و اتفاقا بگو بخندم

دیگه فعلا چیزی که مرتبط با اینا باشه به ذهنم نمیرسه تمام مواردی که گفتم فکر میکنم همه به هم مربوط بود

می خوام بدونم اولا ممکنه این مسائل چه مشکلاتی رو برام به وجود بیاره؟
ثانیا چه راهکارایی وجود داره که بتونم این مسائل رو درون خودم حل کنم؟ و اصلا این مسائل ناشی از چی هست؟

با تشکر




با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید @};-

آزمون mbti

انجمن: 

سلام .
قصد دارم به شما یک تست خودشناسی را معرفی کنم . نام این آزمون ، MBTI هست و یک آزمون خودشناسی معتبر . بنده خود در این آزمون شرکت کردم و نتایجی که داد بسیار درست بود .
این آزمون برای انتخاب رشته تحصیلی ، شغل و همسر و یا خودشناسی به طور کلی خیلی مفید است .
برای شرکت در این آزمون می توانید به سایت ایران ذهن مراجعه کنید : http://www.iranzehn.com/
تعداد سوالات این آزمون 80 تا می باشد و بعد از پایان آزمون چهار حرف انگلیسی به شما نمایش داده می شود مثل ENTP یا ISPF . این چهار حرف بیان کننده تیپ شخصیتی شما می باشد که هر کدام از حرف ها معنای خاصی می دهند و هر درصدی که برای هر حرف در نظر گرفته می شود نیز مهم است .

اگر حوصله زدن 80 تست را ندارید _ که البته زمان کمی از شما میگیرد _ می توانید به کانال تلگرام
http://www.telegram.me/mytypebot
مراجعه کنید و با تعداد تست کمتر همین آزمون را بدهید .

پس از مشخص شدن تیپ شخصیتی شما می توانید به سایت : http://www.celebritytypes.com/personality-tests.php مراجعه کنید و با انتخاب تیپ شخصیتی خود، افراد مشهوری که هم تیپ شما هستن را ببینید. چرا این کار مهم است ؟ زیرا شما و آن ها مشکلات یکسانی دارید و در نتیجه از تجربیات آنها برای غلبه بر مشکلاتتان استفاده کنید . البته اگر از تلگرام استفاده کنید خود به خود سلبریتی هایی که با شما در یک تیپ بودند را نشان می دهد .

در نهایت می توانید با کمی جستجو در اینترنت با تیپ شخصیتی خود و نقاط قدرت و ضعفش بیشتر آشنا شوید . اگر انگلیسیتان خوب است از سایت : https://www.16personalities.com/ نیز می توانید استفاده کنید .

چگونه خود و خدای خود را پیدا کنم و با شناخت عبادت کنم؟

انجمن: 

با سلام جوانی (پسر) هستم 32-33 ساله اما هنوز به خاطر گناهان زیاد عمری در خواب غفلت به سر میبرم راستش نماز دست پاشکسته میخونم و روزه هم میگیرم اما بدون معرفت وشناخته هیچ شناختی نسبت به خدا ندارم یعنی هنوز نتونستم بعد از عمری هنوز خودم را پیدا کنم تا بتونم خدا را پیدا کنم . گاهی خدا را تو ذهنم شاید یه کسی که جایی هست تجسم میکنم لطف کنید بگید چه جور میشود خدا را با معرفت وشناخت عبادت کرد تا اینجوری مثل من در جا نزنم و نتونم یه نماز با حضور قلب بخوانم یعنی فقط نماز میخونم که فقط خونده باشم ولی هیچ پرواز روح در این نمازها نمیبینم به نظر شما باید این نمازهای بدون حضور قلب را ادا کنم چون اگر نمازهامون قبول نشه اعمال دیگه هم رد میشه راهنماییم کنید تا بتونم یه کم نمازهام رنگ وبوی خدایی بگیره با تشکر

نفسی که نباید با آن مبارزه کرد

سلام و عرض ادب

در مورد عزت نفس جستجو می کردم در سایتها به دو اصطلاح برخوردم

یکی خود حقیقی یا نفس واقعی و دیگری ناخود یا نفسی که باید با آن مبارزه کرد

گفته شده نفس واقعی حرمت داره و نباید باهاش مبارزه بشه و صوفیه کار اشتباهی می کردند که باهاش مبارزه می کردند
ولی آن نفس دومی باید ریاضت ببینه و شکسته بشه

لطفا یه توضیحی بدهید که این دو چه هستند و فرق بین این دو چیست

11 قدم برای خودشناسی !

انجمن: 

در برابر همسر، فرزندان، اعضای خانواده و دوستان عشقی بی قید و شرط داشته باش. زندگی توام با عشق بی قید و شرط، مسیر دلخوشی و شادی های زندگی را روشن می کند. دلت می خواهد بدانی که در مسیر درست زندگی قرار گرفته ای؟ دوست داری زندگی پر بار و بدون دغدغه ای داشته باشی و بر مشکلات زندگی غلبه کنی؟
دلت می خواهد موانع زندگی را از سر راه برداری و با تغییر و تحول معنوی، اجتماعی و درونی گام های بلندی را به سوی خوشبختی برداری؟
تمام جواب ها در یک جمله خلاصه می شود : « باید خودت را بشناسی ». شناخت خود یعنی کشف مهارت ها و استعدادهای نهفته.

به کارگیری توصیه های زیر ضامن موفقیت توست:

1 - شم و شهودت را دنبال کن

اجازه نده مشکلات زندگی، تو را به عقب براند. رویاهایت را عملی کن. همان فردی باش که در آرزویش بودی و هستی. تصمیم بگیر و اقدام کن. نگران اشتباهاتت نباش، شکست خوردی، ناامید نشو، دوباره تلاش کن، حتی اگر هزار
بار هم سرخورده شدی، در اصل هزار راه مختلف را امتحان کرده ای و از صمیم قلب می دانی که تلاش خود را کرده ای.


تو در درونت آتشی شعله ور است که به خاطر عشق به چیزی می سوزد. وظیفه توست که همان مورد را پیدا کنی و آتش عشق به آن را روشن نگه داری. این است زندگی تو. نگذار دیگران آتش عشق تو را خاموش کنند. هر کاری
از دستت برمی آید، بکن. هر کجا می خواهی برو، رویاهایت را با دیدی گسترده دنبال کن.


برای رسیدن به اهدافت تلاش کن. مایوس نشو. جاده منتهی به رویاهایت پر از سنگلاخ است. موانع را، سکوهای پرتابی به سوی موفقیت قلمداد کن. دل و جرات به خرج بده. در انتهای جاده، خوشبختی و موفقیت در انتظار توست.

2 - به خودت افتخار کن

تو صمیمی ترین دوست و مهمترین منتقد خودت هستی. علی رغم نظرات دیگران، در پایان روز در آینه زندگی فقط بازتاب خودت را می بینی. خودت را دربست بپذیر. وقتی به خودت افتخار کنی، در زندگی با انگیزه می شوی،
در این صورت مسیری الهی را که به رضایت خدا ختم می شود در پیش می گیری، به رضایت الهی تن می دهی و الگویی مناسب برای دیگران می شوی.


دقت کن که به خود بالیدن به معنی تکبر و فخر فروشی نیست، بلکه به این مفهوم است که برای خودت به عنوان فردی الهی، ارزش قایل هستی. البته تو فردی بی عیب و نقص نیستی ولی سزاوار احترام و پذیرش هستی.

تو نویسنده کتاب زندگی خودت هستی. پس قلم سرنوشت را در دست بگیر و قصه معنوی خودت را بنویس. خدا می داند چه تعداد افرادی هستند که دلشان می خواهد جای تو بودند. پس به خودت افتخار کن.

3 - خودت عامل تغییر و تحول هستی

سعی کن، هر کاری که انجام می دهی تغییر و تحول مثبت اندیشی ایجاد کنی. آیا این موضوع حقیقت دارد که فقط از طریق کمک به دیگران است که زندگی ات پربار می شود؟


جواب مثبت است. وقتی تو روی زندگی دیگران تاثیر مثبت داشته باشی، این عمل بر روی زندگی خودت هم موثر است. کاری بکن که دیگران هم خوشحال شوند یا اینکه کمتر زجر بکشند. هر چند تو تک و تنها هستی و همه کار
را نمی توانی انجام دهی ولی لااقل خدمتی هرچند ناچیز از دست تو برمی آید. از اینکه دل کسی را شاد کنی، لبخند رضایت به لب بیاور و مطمئن باش که اقدام الهی تو، خدا را هم شاد می کند.


4 - سرحال و شاکر باش

شادی درون توست. تفکر تو شادی آفرین است. فقط نگرش توست که اهمیت دارد و دنیا را متحول می کند. هر آنچه در مورد خودت و یا موارد دیگر فکر کنی، همان هم رخ می دهد. شاکر بودن، ضامن شادی توست. هر لحظه که
احساس می کنی شکر خدا کاری دشوار است، در جایی خلوت با چشمانی بسته بنشین، نفسی عمیق بکش و از بابت اکسیژنی که تنفس می کنی و آن خدایی که این اکسیژن مجانی را در اختیارت قرار داده، شکر کن.
هر دم و بازدم تو سزاوار شکر الهی است.


5 - قدر اوقات خودت را بدان

زمان، ارزشمندترین مولفه زندگی است. عمر خودت را به بطالت سپری نکن. انگیزه زندگی ات را پیدا کن و با برنامه ریزی و مدیریت صحیح رد آن را بگیر. زمان، مجانی در اختیارت قرار گرفته است. نمی توانی آن را صاحب شوی
ولی می توانی از آن استفاده کنی.


می توانی آن را خرج کنی اما نمی توانی آن را پیش خودت نگه داری. به محض اینکه زمان را از دست دادی، هرگز نمی توانی آن را گیر بیاوری. عمر تو روی این کره خاکی کوتاه است، پس بگذار که رویاهایت بزرگتر از ترس ها و
اقدامت پر سروصداتر از کلامت باشد.


6 - با خودت روراست باش

در رابطه با هر آنچه که می خواهی تغییر دهی و پیشرفت کنی، صادق باش. تو تنها کسی هستی که می توانی روی خودت حساب کنی، در روح و روانت به دنبال حقیقت باش و خود واقعی ات را بشناس. در این صورت می توانی
مسیر الهی را در زندگی ات دنبال کنی.


7 - در رابطه با دیگران با محبت باش

در روابط افراد، مسافت مهم نیست، بلکه عاطفه و محبت نقش عمده ای دارد. به کسی که عشق می ورزی، بی اعتنا نباش. بی توجهی به عزیزان در مقایسه با کلمات آتشین و غضبناک، لطمه زیادتری می زند. با کسانی که دوستشان
داری، در ارتباط باش.


آخرین مرتبه ای که به عزیزانت اظهار محبت کردی، کی بود؟ سپری کردن اوقات در کنار آنها، نشان می دهد که تو به آنها توجه داری و برایت مهم هستند. هر چند که زندگی ات شلوغ و پرمشغله است ولی جایی هم برای عزیزانت در
زندگی باز کن. با آنها حرف بزن، به درد دل آنها گوش کن. آنها را درک کن.


8 - عشق بی قید و شرط را احساس کن

در برابر همسر، فرزندان، اعضای خانواده و دوستان عشقی بی قید و شرط داشته باش. زندگی توام با عشق بی قید و شرط، مسیر دلخوشی و شادی های زندگی را روشن می کند. این عشق، انرژی قدرتمندی است که در ایام
دشوار به داد تو می رسد و روحیه ات را بالا می برد.


عشق، زیبا و غیرقابل پیش بینی است که اول از خودت شروع می شود. مادامی که خودت را دوست نداشته باشی نمی توانی عشقت را به دیگران نثار کنی. عشق به خود باعث ایجاد انرژی قوی درونی می شود و همین عشق
قوی ساطع شده، دیگران را هم احاطه می کندو در نتیجه از نظر تو دیگران بی عیب و نقص جلوه می کنند.


9 - کسانی را که به تو لطمه زده اند ببخش

حتما تو هم در مقطعی از زندگی، از دست کسی رنجیده ای و یا نسبت به او بی اعتماد شده ای و قلبت را شکسته است. هر چند که درد و رنج ناشی از آن امری عادی است ولی نباید این مورد، بیش از حد طولانی شود. رنجش
سبب از دست رفتن زیبایی های زندگی می شود. بخشش یعنی آزاد کردن زندانی و باید بدانی که این زندانی خودت بودی.


10 - در سراسر زندگی ات مسوول باش

تو حق انتخاب و اشتباه داری اما می توانی مواردی را انتخاب کنی که درصد خطاهای َآن ناچیز باشد. اگر فرمان زندگی ات را در دست نگیری، فرد دیگری این کار را به جای تو انجام می دهد که در این صورت تو به جای اینکه ارباب
خودت باشی، برده و اسیر دست دیگران می شوی.


تو تنها کسی هستی که سکان زندگی ات را در دست داری که البته کاری آسان نیست. تو هم مثل دیگران موانعی سر راه خود داری. باید مسوولیت پذیر باشی و به موانع غلبه کنی.

11 - پشیمان نباش

دنباله رو شم و شهود و ندای درونی ات باش. با خودت روراست باش و هر کاری که از دستت برمی آید برای شادی زندگی ات انجام بده. با افرادی معاشرت کن تا تو را خوشحال کنند و به اندازه ای که نفس می کشی، بخند. تا مادامی
که زنده هستی به دیگران عشق بورز. کمک حال دیگران باش. در هر موردی خدا را شکر کن. از اشتباهاتت درس عبرت بگیر و هر آنچه که نمی توانی کنترل کنی رها کن.