توبه

توبه برای ده هزارمین بار

سلام.

متاسفانه من تو زندگیم تجربیات ناگهانی زیادی داشتم. پستی بلندی های ذهنی و درونی زیادیو پشت سر گذاشتم که همه ی اینا باعث شد من تو برهه های زمانی کوتاه بیشترین تغییرات رو داشته باشم. یعنی من تو یه دوره ی خاص، هم باایمان ترین و بهترین شخصیت عمرم رو داشتم و هم بی ایمان ترین و بدترینشون رو

. همه ی اینا به یه نحوی گذشتن.

تا اینکه به منِ امروزی رسیدن. یه آدمی که دلش میخواد خوب باشه اما هیچ وقت نمیتونه! الان شاید خیلی وقته که من با خدا حرف نزدم. اصلا یه حالتیه انگار قهرم اما قهر نیستم فقط دیگه حس خوبی ندارم باخدا حرف بزنم. یه جورایی خجالت هم میکشم دیگه.

تو این برهه ی زمانی ای که گفتم، خیلی زیاد مرتکب اشتباه شدم و بارها توبه کردم ولی دوباره بعد یه مدت برگشتم سر جای اولم.

الان باید بگم ک کلا نسبت به دستورات دینی خیلی سرد و ضعیفم. درحقیقت نمیخوام اینطوری باشم ولی از بس شکست خوردم حس میکنم تغییر ناپذیر شدم. یعنی هربار که تصمیم گرفتم محکم باشم و به دستورات عمل کنم فوقش یکی دوماه موفق شدم. الان یه مدت طولانی ایه ک بی خیال شدم، زندگیمو بدون رضایت میگذرونم و یه کلمه هم باخدا حرف نمیزنم. نمازام خیلی اوقات قضا میشه وقتایی هم که میخونم واقعا به زور و با کراهته. یعنی خودمو مجبور میکنم و خب قاعدتا با این اوضاع حضور قلب هم ندارم. وقتی نمازم تموم میشه اینقدر ازش ناراضیم که حس میکنم انگار اصلا نخوندم. 

یعنی من به خاطر همه ی اینا، عذاب وجدان دارم و زجر میکشم اما هی سعی میکنم بهش اهمیت ندم ...

اما دیگه خسته شدم. میخوام برگردم اما یه برگشتنی که دائمی باشه. نه اینکه به مدت یه ماه درست نمازامو بخونم بعد دوباره سست بشم.

به دوستم که میگفتم بهم گفت سعی کنم با یکی از شهدا ارتباط بگیرم تا بهم کمک کنه. اما من اصلا نمیدونم با کی و چجوری.

و قبلا هم خواسته بودم  چنین چیزیو امتحان کنم اما انگار کلا نمیتونم باهاشون ارتباط بگیرم و راحت نیستم گویا...

خلاصه که اصلا نمیدونم چی کار کنم و از کی کمک بگیرم . یه امر غیرممکن و محال شده برام.

به فرض اگه بعد هزار بار هم دوباره بخوام توبه کنم جدی روم نمیشه و میترسم دوباره بزنم زیر قولم مثل همیشه.

لطفا باتوجه به شرایطم کمکم کنید و حرفای همیشگی تکراری نزنید چون تو این مدت که مدام توبه کردم و باز زیرقولم زدم، همین حرفارو هی خوندم که توبه کردم! یعنی هی تو این سایت و اون سایت آیه قرآن اورده بود و نوشته بود که آره خدا خودش گفته که از رحمتش ناامید نشیم و همه گناهارو میبخشه و فلان. 

ناامیدی گناه کبیره است و...

یااینکه 

اگه خدا تکلیفی بر عهدمون گذاشته یعنی حتما میتونیم از پسش بربیایم و غیرممکن نیست فقط باید با "شناخت کافی" و "اراده محکم" پیش بریم و...

خواهشا دوباره چنین چیزایی رو تکرار نکنین چون همونطور که می بینین خودم میدونمشون ولی کمکی بهم نکرده.

سپاس

شرایط و آداب توبه نصوح

سلام وقت بخیر

اینکه میگن توبه نصوح باعث میشه که تمام گناهان و شواهدش از بین بره آیا حقیقت دارد یا خیر؟

و اگر واقعا این مفهوم درست است شرایط و آداب این توبه چگونه است؟

حقیقتا تمام شواهد چه از ذهن خود و دیگران و ثبت اعمال پاک می شود و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است؟

توبه و حفظ آبرو

سلام من چند وقت پیش کار بدی کردم ولی بعدش توبه کردم واقعا 

اما امروز اون شخص اومده بود و ابرو من جلو همه برد الان کل آبروم جلو همه و خانوادم رفته 

انتظار داشتم خدا از عیبم چشم پوشی کنه 

اما الان همه چی تموم شده چکار کنم ؟

خدا گناه منو بخشیده؟ (پیامدهای ارتباط با نامحرم)

باسلام وتشکر ازاینکه پیامم رو میخونید
من مدتی هس که درگیر این موضوع هستم و ذهنم بسیار اشفته اس و کابوس میبینم ازهیچکس تاحالانتونستم سوال کنم
من مرتکب اشتباهی شدم که الان بطور کامل توبه کردم و اعمال مستحبی و واجب فراوانی انجام دادم برای جبرانش انشاالله
اماهنوز درگیری فکری دارم

توسط دوستانم و باتاثیراز اونها باشخصی اشنا شدم که ادعای مسلمونی و اعتقاد فراوانی داشت البته ازطریق گروه و چت
در ابتدا از اعتقاداتش خوشم امد و جذبش شدم و شروع کردیم به چت. البته کشش از سمت اون بود ولی من هم به مرور علاقمند شدم
وازش خواستم بمن فکر کند به نیت خوب و ازدواج.
اوایل قبول نمیکرد و من درگیر احساسات شدم و یکی دوبار از اوخواستم که بمن فکرکند باراول بامن برخوردکرد اما باردوم که همدیگر را دیدیم مرتکب یه خطای بد شد که انتظارش رو نداشتم
بعد از اون شوکه بودم اما او بعداز ان ابراز علاقه بمن کرد، اما در زمانی که باهم بودیم شناختمش.
برای او میل و رضایت من مهم نبود هر کاری که تمایل داشت انجام می داد حتی به من تعرض جنسی می کرد...
تا اینکه کارمان ب دعوا کشید و مرافحش دادو تهمت هرزگی به من زد و من بخاطر اتفاقاتی که دران مدت افتاد وشناختمش ازش متنفر شدم
بعد از مدتی دوباره سمتم امد و گفت که قصد ازدواج دارد به ظاهر که در درستی یا نادرستی ان شک دارم و نمیدانم قصدش رام کردن من بود یاواقعا ازمن قصد خواستگاری داشت اما باشناخت روز بروزش از او متنفر شدم و ترکش کردم. او مرا تهدید به ابروریزی کرد و بعد از اینکه یک خواستگار برایم امد ابروی مرا پیش انها برد و مرا تهدید به ابروریزی پیش پدرم کرد...
باهمه این اوصاف ادعای خواستگاری ازمن داشت که من با درخواستش مخالفت کردم و او به جایی نرسید و بعد از مدتی با فرد دیگری ازدواج کرد.
میخواستم ببینم آیا در این رابطه و این اتفاق حق الناسی گردنم هست یانه؟
۱۰کیلو لاغرشدم از عذاب وجدان و ناراحتی ازگناهم و شرمندگی خدا و شماتت خواستگارم و چند ماه بیمار بودم
الان خدا من رو بخشیده یا حق الناسی گردنم هست؟ و اینکه اینده ام رو چیکار کنم؟
ممنون

توبه از ارتباط با نامحرم

سلام
اگر با نامحرمی قبلا در ارتباط بودیم و الان وجدان مون اصلا راحت نیست و احساس گناه میکنیم، آیا توبه کافیست؟

امیدواری دادن بی قید و شرط خداوند

سلام.
در آیه ی زیر خداوند وعده و امیدی می دهد :

[SPOILER]

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

بگو: ای بندگان من که بر زیان خویش اسراف کرده اید، از رحمت خدا مایوس، مشوید زیرا خدا همه گناهان را می آمرزد اوست آمرزنده و مهربان.

۵۳ - زمر

[/SPOILER]

آیا این مورد شامل کافر ، مشرک ، فاسق ، فاجر ، منافق ، ملحد ، مفسد و ... می شود ؟

خداوند چرا شرط و شروطی بیان نکرده است ؟ خداوند در قبال این مورد چیزی طلب نخواهد کرد ؟

می خواهم قبل از ازدواج ، از گناهان گذشته توبه کنم، چگونه توبه کنم؟


سلام

به لطف خدا کم کم مقدمات ازدواج من داره فراهم میشه
و اگر مشکلی پیش نیاید، عید امسال دیگر نیازی نیست سبزه ها را به هم گره بزنم happy

اما مساله ای که ذهن منو درگیر کرده اینه که من قبل از ادواج ادم خوبی نبودم
البته اهل گناه کبیره نبودم :Esteghfar:

ولی خب برخی مواقع شاید ضرورتی نبوده که با همکلاسی های غیر همجنسم بگو بخند و شوخی کنم
یا با کسی وارد رابطه ای بشم که هیچ سرانجامی نداشته و

الان که می خواهم ازدواج کنم چگونه از این گناهان توبه کنم؟
آیا لازم هست که به همسرم چیزی بگم؟
و مهمتر از همه :
چیکار کنم تا دیگر گرفتار این گناهان نشوم؟ :Doaa:

از کارشناس محترم که به طور کامل به سوالات من پاسخ می دهند سپاسگزارم :nishkand:

اثر معصیت

سلام
سخنی از آیت الله بهجت در جایی خواندم که سوالی درباره آن دارم. ایشان گفته اند:اگر جلوي خود را در ارتكاب معاصي نگيريم، حالمان به انكار و تكذيب و استهزا به آيات الهي، و يا به جايي مي رسد كه از رحمت خدا نااميد مي شويم! منبعش را هم [در محضر بهجت:۱/۱۹۳] نوشته بود.
سوالم اینه که عکس این مسئله هم درسته؟ یعنی اگر حالمون به این شکل نباشه، یعنی معصیت نکردیم؟

توبه کرده ام اما نمی دانم خداوند مرا بخشیده است یا نه؟

با سلام
بنده از سر جهالت و نادانی گناهی مرتکب شده ام بعد از مدتی از کرده ی خود پشیمان شدم. اما بعد از مدتی متوجه شدم که گناهم آشکار شده است و آبرویم در خطر است. به درگاه خدا توبه حقیقی نموده ام و همه ی مراحل توبه را قبول و انجام داده ام اما هنوز ترس از آبرو رفتن دارم. خیلی می ترسم و وحشت دارم شبها و روزها خواب و خوراک ندارم و این گناه شب و روز را بر من حرام کرده است و مدام به درگاه الهی عجز و لابه و تزرع می کنم و از او می خواهم که آبرویم را حفظ کند. اما بعد از گذشت 9 ماه باز هنوز آرام و قرار ندارم و نمیدانم که خداوند مرا بخشیده است یا نه؟ خیلی خودخوری می کنم و همیشه افسرده و نالانم. خواهش میکنم کمک نمایید و راهنماییم کنید که آیا توبه ی من پذیرفته می شود. البته توبه کردنم فقط از سر ترس از بی آبرویی نیست بلکه واقعا از گناه خود متنفرم. خواهش می کنم مرا راهنمایی نمایید و این بنده را نجات دهید.

پشیمان از گناهی که انجام دادم (سقط جنین)

سلام دیه سقطجنین۳۵ روزه ۴۰ دینار است؟
هر دینار شرعی برابر۴/۲۵گرم طلااست؟
با توجه به قیمتروز بازار اگر طلا هر کرم ۲۵۰ هزار تومن باشه حدود ۴۰ میلیون دیه باید داد؟
اگر این مبلع بین خواهر و برادر به طور مساوی تقسیم کنیم درسته؟
اگر مبلغ دیه نداریم میشود۶۰ تا روزه گرفت؟پدر باید بگیره یا مادر یا هردو اگهبهرضایتهردو بوده؟
اگر بااینمبلغ مثلا زمین بخریم برای خواهر و برادرش درسته؟
عذاب وجدان شدیدی دارم و اگرچه راضی نبودم اما همسرم گفت عقلی نیست ما الانبچه دتر بشیم و نمیتونیم به هر سه تابرسبم.دو بچه نوپا داریم با اختلاف دوسال.الان بچه دوم ما یکسال و نیمه خیلی ناارومه مدام جیغ میکشه و غذا درست نمیخوره.توجه ویژه میحواد.منم مدام باید برم مامدریت و نیمی از سال نیستم.پدر و مادرمون هم گفتند ما حمایت نمیکنیماز عهده ما خارجه.خلاصه من خام این توجیه ها شدم و تن به این کار دادمدرحالی که ادم مذهبی هستم و مقیدبه اصول شرعی.تازه حفظ قران شروع کرده بودم که فهمیدم باردارم.خیلی داغون ام.ابات قران که میخونم خجالت و شرم وجودم میگیره.حس میکنم منافقم.دیگه از عاقبت به خیری هم میترسم.چه راحت لطف خدا را نادیده گرفتم چه راحت من که دلبستهاطرافیان نبودم به خاطر حرفهای به ظاهر منطقی شون خودم انداختم تو اتش حسرت و غم.غم شکستم در معرکه عشق بازی با خدا.غم از دست دادن بچه ام به دست خودم.دستهای مهربان مادری ام تبدیل به دستان خونی قاتل شده است.کابوس میبینم.گاهی از صدای بچه ها میترسم.میترسم چند صباحی دیگه دیوونه بشم و زندگی ام از هم بپاشه.نگران بچه هام هستم که اگه من افسرده تر و مجنون بشم یه بلایی سرشون بیارم.ز خودم میترسم من یه قاتلم.گناه بزرگمن با چه عمل خوب بزرگی قابل پوشش است؟میترسماز عالم قبر و قیامتم.عالم ناشناخته ای که روحم از عمل های زشتم اگاه تر خواهد شد.چه عذابی در انتظار من است؟من که عاشق خدا بودم به عشق او رنج مادری روزه داری نماز اول وقت و..‌همه برایم اسان میشد به کجا رسیدم؟به شوره زار و مرداب تنهایی.من که تنهاترین بودم و خدا و قران با خود میخواستم به قبر ببرم تاتنها نباشم حالا با عذاب قتل و هزار جنایت دیگه وارد قبر میشوم.تنها.به امتن عصر توسل کردم ونماز حضرت میخونم.اما با شرم وامید بسیار کم.چه کار نیکی انقدر عظمت داره که این ننگ بپوشونه؟چه طوری به اعصابم مسلط بشم و بیشتر از این زندگی ام خراب نکنم؟هنوز بعد از گذشت سه ماه جنین به رحم من چسبیده و دفع نشده.با درد احساسش می کنم و میتزسم از جواب دادن به سوالاتش که چرا مخیط تمن اش به هم زدم و نگذاشتم بالنده شود.توروخدا کمک.میترسم به حد مرگ