حق الناس

من مدیون هستم یا شرکت؟

انجمن: 

با سلام و درود 

بنده با یک شرکتی کار میکنم . یک سری آگهی های ثبتی به سفارش مشتری هست که من باید از اداره ثبت تحویل بگیرم و چک کنم که متن آگهی صحیح باشد. بنده هیچ ارتباط و قراردادی با مشتری ندارم ، متعهد اصلی و طرف حساب مشتریان شرکت است و بنده به ازای دریافت هر آگهی مبلغ ثابتی دریافت می کنم. 

یک بار یک از آگهی ها اشکال تایپی داشت و من متاسفانه ندیدم ، و بدون اینکه اصلاح کنم تحویل گرفتم. بعد که متوجه شدیم من به شرکت گفتم حاضرم اگر خسارتی به مشتری وارد شده پرداخت کنم، اما مدیر شرکت به مشتری گفت که اصلا مقصر نیستیم و اشکال از سیستم اداره ثبت بوده.  الان چند ماه از او موضوع میگذرد و من عذاب وجدان دارم. با توجه به اینکه من در مقابل مشتری تعهد مستقیم ندارم و طرف حساب آنها شرکت هست  ، آیا الان بنده به آن مشتری مدیون هستم؟ 

برچسب: 

ارتباط با جنس مخالف و حق الناس

با نام و یاد دوست

 

سلام 

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا سوال ایشان ضمن حفظ امانت، جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم، با نام کاربری "مدیر ارجاع سؤالات" درج می شود:

 

 

سلام خسته نباشید

 بنده پسری 13 ساله هستم که در فضای مجازی عاشق دختری همسن خودم شدم ، من در گروه درسی عاشق دختره شدم ، دختره اومد پی وی گفت خواب دیدم می خوای خودتو بکشی و من قضیه عاشقیم رو براش تعریف کردم و اینکه فکر خودکشی به سرم زده بود.
بعد چند بار من به دختره گفتم که بدون تو خودمو می کشم که قصدم تهدید نبود که گفت من از کسانی که به فکر خودکشی هستن بدم میاد. اما چند بار هم از من خودکشی می کنم به عنوان تهدید استفاده کردم، اولین بار که دختره چون فکر می کرد آبروش تو گروه درسی رفته ، از گروه لفت داد ، و منم بهش گفتم اگه برنگردی خودمو میکشم ، دومین دفعه من داشتم با دختره درد و دل می کردم که حرفمو بد فهمید و به کل می خواست بره ، منم که نمی خواستم بره و اینکه واسه ازدواج می خواستمش گفتم بدون تو خودمو می کشم تا نره. سومین مورد این بود که من شب قبلش با دختره بهم زدم ، و صبحش نتونستم تحمل کنم ( قصدم لذت جویی نبود) و گفتم که جواب منو بده و اینها که داد.

 

می دونستم این دختره روی مرگ دیگران و خودکشی من حساسه ولی قصد من به هیچ وجه بازی با احساستش نبوده و من واقعا اونو برای ازدواج می خواستم. بعد مادرم موضوع متوجه شد، در واقع خودم بهش گفتم و رفت با دختره صحبت کرد و دختره گفت به خاطر اینکه من از خودکشیش می ترسیدم به رابطه باهاش ادامه دادم. بعد یک نفر را واسطه کردم و بهش گفتم از طرف من از اون دختر عذر خواهی کنه و بگه که بابت خودکشی و تهدید ها عذرخواهی کنه و اون دختر گفت دیگه همه چی تموم شده. اما من عذاب وجدان دارم و مطمئن نیستم که دختره منو ببخشیده یا نه؟ آیا با این اوصاف حق الناس به گردن من هست؟

 

با تشکر 

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید 

 

پشیمانی از تقلب

ببخشید من دانشجو کارشناسی هستم و سر دوتا از امتحاتاتم تقلب کردم وقطعا این تقلب تو نمره ی من تاثیرداره والانم پشیمونم

ازطرفی اکه ب استاد و دانشجوهاهم بگم وجهه خودمو خراب کردم بایدچیکار کنم؟؟؟

سردرگمی برای ازدواج

با سلام و عرض خسته نباشید.

چندتا سوال داشتم حول محور یک مساله که ازتون خواهش میکنم با دقت بخونید و به تفکیک پاسخ بدید. ممنونم.

 

بنده مدتی پیش در دانشگاه (مقطع دکتری) با خانمی آشنا شدم (در سن ۳۰ سالگی و ایشون ۲۸ سالگی) و پس از آشنایی قصد ازدواج داشتیم. این خانم قبل از بنده با شخص دیگه‌ای قصد ازدواج داشتن و حدودا ۴ سال هم باهاشون بودن و این رابطه متاسفانه به روابط نامشروع هم منجر شده بوده (در حد کنار هم خوابیدن و بغل. نه رابطه جنسی). این خانم در ابتدای رابطه با بنده سعی در مخفی کردن این مورد داشتن و فقط به گفتن این مورد اکتفا کردن که چند سال با شخصی بودن و رابطه‌شون در حد صحبت‌ و آشنایی بوده. ولی بنده از طرق مختلف واقعیات رو فهمیدم و قصد جدایی از ایشون رو داشتم. ولی ایشون سعی داشتن که بنده رو نگه دارن و برای این کار سعی داشتن که با دروغ به هدف خودشون برسن و اینطوری به بنده تفهیم کنن که اتفاق خاصی بین اون دو نفر نیفتاده.

اما بنده کوتاه نیومدم و و و خلاصه کار به جایی رسید ک بنده یک روز مفصل با ایشون در مورد رابطه قبلیشون صحبت کردم و بهشون فهموندم که کلا در گناه غرق بودن و چه بلایی سر خودشون آوردن و اون شخص اصلا مناسب ایشون نبوده و باعث شده که در گناه غرق بشن و چرا باید یه دختر که نماز میخونه و روزه میگیره، اونطوری در گناه بیفته. و و و ایشون هم واقعا متحول شدن به طوری که گریه کنان به دنبال جبران و توبه بودن. واقعا پشیمانی این خانم از ته دل بود و بنده این رو مطمئن هستم. در اینجا فرصت نیست که مفصل در موردش حرف بزنم. ایشون گفتن که دلیل مخفی کردن جزییات رابطه قبلیشون این بوده که از روانشناس ها شنیدن که لزومی نداره انسان رابطه قبلیشو با نفر جدید مطرح کنه و باعث آشفتگی اون بشه. منم گفتم که به نظرم این اشتباهه و شما باید از همون اول خودتون حقایق رو به من میگفتید و تصمیم گیری رو میذاشتید به عهده من. خلاصه قانع شدن و به اشتباهشون اقرار کردن و خیلی از من حلالیت خواستن و خواستن که ببخشمشون. توبه کردن، نماز توبه خوندن و خلاصه از همه نظر آداب توبه رو به جا آوردن و قلبا هم پشیمون بودن از تمامی اشتباهاتی که داشتن. ایشون بعد از توبه واقعا عوض شدند و حتی ۱ دروغ هم در مورد هیچی به بنده نکفتن و خلاصه اینکه کلا تبدیل به شخص دیگه ای شدن به خواست خدا. بنده احساس میکنم که خداوند بنده رو وسیله ای برای باز کردن چشم ایشون قرار داده تا بتونم شخصی رو از نابودی نجات بدم (به خواست و اراده خداوند).

اما پس از این امر هم که مطمئن شدم ایشون توبه کردند از تمامی گناه های گذشته شون، نتونستم با خودم کنار بیام که باهاشون ازدواج کنم. چون میگفتم منی که قبلا با کسی رابطه نداشتم چرا باید با کسی باشم که قبلا با یکی دیگه بوده؟ اگرچه قلبا و عملا پشیمونی رو در ایشون دیده بودم و مطمئن بودم که اصلاح شدن از همه نظر، اما نمیتونستم به خودم بقبولونم که باهاشون زندگی کنم، فقط و فقط به این دلیل که فکر اینکه زمانی با شخصی دیگه بودن من رو آزار میداد. خیلی با خودم سر و کله زدم تا در نهایت تونستم کنار بیام و با خودم گفتم اگر خدا ایشون رو بخشیده باشه، من بنده کی هستم که نبخشم؟ از طرفیم گفتم مهم اینه که ایشون توبه کردن و انشاالله که بخشیده شدن. اگه خواست خدا باشه، منم میتونم کنار بیام. خلاصه بخشیدم و تصمیم به ازدواج گرفتیم.

البته و به دلیل مسائل متعددی مانند سربازی بنده هنوز ازدواجمون جور نشده و با همدیگه در رابطه هستیم. از رابطه مون هم خیلی راضی هستیم و هردو از همه نظر در چارچوب دین رفتار میکنیم. قبل از توبه کردن ایشون بنده حواسم نبود و به مادرم گفته بودم که این خانم قبلا با یه شخص دیگه قصد ازدواج داشتن و ... ولی هیچ صحبتی از کارهای خلاف شرع به میان نیاوردم. اما مادرم به من گفت که حتما مطمئن شو که ایشون در چه حد با اون پسر رابطه داشته و ایا رابطه به کار خلاف شرع و ... کشیده نشده؟ پس از توبه کردن ایشون، من چون باور داشتم به اینکه این خانم واقعا از تمامی گذشته ی خودش پشیمون شده و کلا ازش ابراز بیزاری کرده و توبه کرده، تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم. اما به ناچار مجبور شدم به مادرم دروغ بگم و بگم که رابطه ای ایشون با اون پسر در حد صحبت و آشنایی بوده. چون درست نبود بیام و آبروی ایشون رو که حالا توبه هم کرده بودند در خطر قرار بدم (اگرچه به نظر خودم همون رابطه ی عادی رو هم نباید میگفتم). خلاصه اینکه مادرم چون به بنده اطمینان دارند حرف من رو باور کردند و قدم پیش کذاشتند و الان هم با این خانوم خیلی رابطه خوبی دارند. این موارد رو گفتم تا شرح حالی از وضعیتم گفته باشم و سوالاتم رو مطرح کنم:

 

۱: آیا دروغی که بنده به مادرم گفتم، خیانت و گناه نیست؟ چون واقعا راه دیگه ای نداشتم. یا باید حقیقت رو میگفتم و آبروی اون خانوم رو که حالا توبه کردند در خطر مینداختم، یا با ایشون رابطه م رو به پایان میرسوندم که اینم نتونستم چون واقعا حس کردم حالا که توبه کردند، دیگه مشکلی وجود نداره. از طرفی واقعا دوستشون دارم و احساس میکنم در صورتی ک ازشون جدا بشم واقعا خورد میشن و شاید باعث خشم خدا بشم ازینکه بعد از گذشت مدت طولانی‌ای از توبه کردن ایشون، ولشون کردم و رفتم. از طرفی الان هم خیلی به یکدیگر وابسته شدیم.

 

۲: قابل ذکر است که بگم پایان ارتباط این خانم با اون پسر قبلی، از جانب این خانوم بوده که چند ماه پیش از آشنایی با من انجام گرفته بوده. اما اون پسر از اون موقع تا اغاز رابطه ما هر ازگاهی به ایشون پیام میدادن ولی این خانم قاطعانه جوابش کردن و از رابطه با اون شخص ابراز پشیمانی کردن و همه چیز از طرف خانم به پایان رسیده و اون پسر هم کم کم این مساله رو فهمید و به احتمال قطع به یقین دیگه متوجه شده که جایی در زندگی ایشون ندارن. چون ایشون صراحتا بهش گفتن که در شرف ازدواج هستن و همه چی بین اونها تموم شده. اون پسر هم اگرچه ابراز ناراحتی کرده بود، اما برای ایشون آرزوی خوشبختی کرده بود. جا داره ذکر کنم که تمامی پیام هایی که اون شخص به ایشون میداده رو، این خانم به من نشون میداد. بنده در اطمینان و اعتماد به این خانم ذره ای شک ندارم. حالا سوال بنده اینه که آیا اون پسر به گردن این خانم حقی داره؟ که بتونه مثلا نفرین کنه و از این حرفا؟ یا آه ایشون دامن زندگی مارو بگیره یا از این مسائل؟ این رو هم در نظر داشته باشید که ارتباط قبلی اونها خارج از چارچوب دین بوده و اون پسر اصلا اعتقادی به دین نداشته و نه نماز میخونده و نه روزه میگرفته و اصلا ابایی هم از زیرپا گذاشتن حدود دین نداشته. قبلا جایی خوندم که ارتباطی که خارج از چارچوب دین باشه، هیچ مدیونی و حقی برای طرفین ایجاد نمیکنه.

 

ببخشید ک خیلی نوشتم. واقعا باید اینهارو توضیح میدادم.

در پایان ممنون میشم اگه ممکنه این سوالات رو فقط کارشناسان پاسخ بدن.

با تشکر.

طلب بخشش

انجمن: 

با سلام خدمت استاد بزرگوار
اگر حرفی زده باشیم یا اینکه تهمت دروغ از روی ندانستن به کسی بزنیم اون طرف ناراحت شده باشد بعد بریم ازش معذرت خواهی کنیم که من را ببخش ،اون طرف گفت من نمیبخشم باید چکار کرد؟

استفاده از سوالات همكار، با اطلاع قبلی

سلام 
بنده معلم هستم،دو سال پيش درمدرسه اي به عنوان معلم زبان كار ميكردم،مدير زبان از همكاران قديم بنده بودند،كه سوالات مدرسه ي قديم در دست ايشان بود و چون آن مدرسه قديم منحل گرديده بود تمامي سوالات دست ايشان مانده بود و سوالات بنده هم در زمان انحلال مدرسه از دستم رفته بود،دوسال پيش كه مجدد با ايشان همكار شدم به ايشان گفتم كه ميخواهم براي خودم آرشيو داشته باشم كه مثل مدرسه ي قبليمان دست خالي نباشم و ايشان هم موافقت كردند و بنده حتي به ايشان گفتم كه كپي از سوالات را بيرون از مدرسه انجام ميدهم كه ديني از مدرسه درگردنم نباشد،ايشان هم قبول كردند.من همان سال از آنها درنهايت دوستي،جدا شدم امسال بنده با مدرسه اي نزديك محل سكونت قرارداد بستم و چون كادر زبان شان سوال نداشت ٣-٤برگ از آنها را كپي كرديم و به بچه ها داديم،از قضا همكار قديممون از طريق شبكه هاي اجتماعي متوجه شد و بابنده صحبت كرد كه از كاري كه انجام شده رضايت ندارد وحلال نميكند و بنده را دزد خطاب كرد. من به ايشان گفتم كه با رضايت خودش سوالات رو كپي كردم ايشان هم كاملايادش آمد اما گفت من نميدونستم ميخواهيد درمدرسه ي ديگر استفاده كنيد. من توضيح دادم كه فقط٣-٤برگ استفاده كرديم و درحال حاضر از سوالات خودمان استفاده ميكنيمو آنها را كلا جمع آوري كرديم. اما ايشان زير بار نرفتند و بحث حلال و حرام را پيش كشيدند (و ميدانند من روي اين مرضوع خيلي حساسم كه همه چي حلال باشد)،اما واقعا واقعا فكر نميكردم و نميدونستم در باره ي سوالات امتحاني هم ميبايستي اجازه بگيرم چون اين كار بين معلم ها عادي است و مهمتر اينكه سوالات،همان سوالات خودمان است اما در دست ايشان بوده. عليرغم همه توضيحات و دلايل با ايشان قطع رابطه كردم اما هنوز وجدانم اذيتم ميكند. 

حکم ترجمه و امتیاز مقاله

سلام وقت بخیر.

من یک مقاله را برای دروس دانشگاه به یک سایت دادم و برام ترجمه کردن و به استادم دادم. چون زبانم زیاد خوب نیست. آیا این که استاد فک کنه من خودم ترجمه کردم و نمره کامل رو بهم بده و در عین حال خودم ترجمه نکردم حکمش چیه؟ آیا بهتر نبود قید دو نمره را میزدم؟

ممنون میشم راهنمای بفرمایید.

خرید کالا با تخفیف

سلام وقتتون بخیر .

خانومی که خرید میکند و بابت اون جنس تخفیف میگیرد اگر از همسرش همان پول اولیه یعنی قبل از تخفیف را بگیرد چه حکمی دارد ؟ سپاسگزارم

زیارت و حق الناس

بنده معلم هستم مقطع متوسطه اول و دوم دبیر الهیات... امروز برای گرفتن مرخصی جهت زیارت اربعین به اداره محل خدمتم مراجعه کردم اونها موافقت کردند اما مدیر مدرسه ام بسیار مخالف بود و گفت من راضی نیستم که به مدت دو هفته سر کلاست نیای و دانش آموزان رها باشند... بنده هم امسال به بدبختی توانستم شرایط اربعین رفتنمون را فراهم کنم و شرایطم طوری هست که اگر امسال نروم ممکنه دیگه تا حداقل 10سال آینده نتونم دیگه در پیاده روی کربلا شرکت کنم... شما در این باره چه میفرمایید خیلی عذاب وجدان گرفتم که نکنه من راه را گم کرده باشم و به خاطر خودخواهی خودم حق الناس گردنم بشه

توبه از گناه و حق الناس

دو سال قبل بعد از اختلاف با شوهرم مدتی جدا از هم بودیم ولی طلاق نه
در همین حال من با اقایی در مجازی اشنا شدم و ایشان را یکبار دیدم ،
نزدیکی نداشتیم ولی همدیگر را در اغوش گرفتیم و بوسیدن
بعد از ان من پشیمان شدم و این اشتباه دیگر هرگز تکرار نشد
پس از مدتی با همسرم چون بچه داریم مصالحه کردیم
الان همسرم فهمیده و میگه مدیونی اگر ارتباطی داشته و نگویی
گفتم نداشتم . میگه مدیونی اگر او را در اغوش گرفتی دیگر هرگز در اغوش من بیایی،
من توبه کردم و از خدا طلب مغفرت دارم ولی اگر به همسرم بگویم مرا طلاق می دهد و فرزندانم رها میشوند من چه کنم؟
آیا اگر به او نگویم، نسبت به او مدیون هستم؟ آیا همین که به او نمیگویم ولی سعی در محبت به او دارم کافی نیست؟