توبه

نمی توانم بگویم: «نه» !

انجمن: 

سلام
دختري هستم مجرد، قبلاخيلي مذهبي بودم. نميدونم چراهمكارام فكر ميكنند كه من تمايل به ارتباط باهاشون هستم، اما من اصلا خوشم نمياد.ازهمه مهمتر توان نه گفتن رو ندارم.
بخداخسته شدم .
نميدونم چيكاركنم مثل قبل بشم.
هرچيم توبه ميكنم باز...
لعنت خدابر من
شمابگيدچيكاركنممممممم؟؟؟؟

برچسب: 

شیرینی گناه

سلام
در مورد توبه سوال دارم ولی نمیدونستم مربوط به کدوم بخش میشه، اینجا مطرح کردم!
میگن تا وقتی شیرینی گناه در انسان باقی باشه توبه پذیرفته نیست.
از گناهی توبه کردی و تصمیم گرفتی دیگه اون کارو انجام ندی ولی هربار که یاد اون روز و اون کار میفتی میگی یادش بخیر، عجب روزی بود، چقدر خوش گذشته بود!
چطور ممکنه شیرینی گناه از دل خارج بشه؟
و یک سوال دیگه: اگه تو یه مراسم زنونه که حجاب مناسبی نداشتم فیلمی ازم گرفته شده باشه و مسلماً مشخص نیست چه کسایی این فیلم رو می بینن و دست چند نفر میفته الان تکلیف من چیه؟ تا زمانی که این فیلم وجود داره و ممکنه مردهایی اون رو ببینن من دارم گناه انجام میده؟! چه باید کرد؟

ای انسان! منتظر سیلی محکم من باش!

گوش کنید!!
صدای شیطان، این دشمن قسم خورده را می شنوید؟؟

منتظر سیلی محکم من باش!!
ای آدم!!
به خاطر تو از درگاه خدا رانده شدم!!
بیچاره ات می کنم

تو را با انواع گناهان فریب خواهم داد!!
در خلوت هم با توام!!

قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لأغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ.

ابلیس گفت: به عزّت تو سوگند که همه (ی مردم) را گمراه خواهم کرد.

به او حمله کنید قبل از اینکه به شما حمله کند
با نماز
با قران
با قوی کردن عقاید
و ...


چرایی تهذیب در دوران جوانی

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

گفت دانایی که گرگی خیره سر ... هست پنهان در نهاد هر بشر

هرکه گرگش را در اندازد به خاک ... رفته رفته می شود انسان پاک

وآنکه با گرگش مدارا می کند ... خلق و خوی گرگ پیدا می کند

در جوانی جان گرگت را بگیر ... وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی همچو شیر ... ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند ... گرگ هاشان رهنما و رهبرند

وآن ستمکاران که با هم محرم اند ... گرگ هاشان آشنایان همند

گرگ ها همراه و انسانها غریب ... با که باید گفت این حال عجیب؟

خدانگهدار

توبه از اشتباهاتمان در قبال دیگران

[="Indigo"]چگونه باید از اشتباهات خود در قبال دیگران در صورتی که دیگر آنها را نمی بینیم توبه کنیم؟[/]

ای آرزوی بندگی ات مانده بر دلم ... (نجواهای شبانه)

ای آرزوی بندگیت مانده بر دلم... (نجواهای شبانه)
دوستان خوب و گرامی بیایید در تاپیکی مستقل گوشه هایی از نجواهای شبانه خود با خدای مهربانمان را بنگاریم شاید که برای خود و دیگرانمان تلنگری روحانی و معنوی باشد.
امیدوارم یکایک دوستان با خلوت خود نواهای به گوش جان رسیده از اعماق چشمه های درون را برایمان به یادگار بنگارند تا ببینیم هر کسی چه توشه ای دارد از او چه به بیرون می تراود.
پس این بار دل نوشته ای از حقیر که ساعتی قبل نگاشته شد تقدیم محضر پرفروغتان.

...آری عجیب نیست گر صدای دعایم نمی رسد از تحبس الدعا که صدایی نمی رسد.
من تحبس الدعای غفلت و بی همتی خویشم آنجا که همتی نیست و اظهار فقر و نداری که عطایی نمی رسد.
عمری چشم انتظار بارقه ای از آسمان غیب بودیم تا معجزه ای سازد و این ویرانه دل را گلستان سازد بی خبر از آنکه بر دل مرده بی نصیب از حیات که لطفی نمی رسد.
آنگاه که پر باز میکنم و به پرم می خورم زمین بیخود شده خویشم و غافل که بال و پر شکسته به جایی نمی رسد.
ای کاش این تن نحیف خود را با سپر اعمال شایسته ای بیمه می کردم گرچه می دانم با اعمال چون منی او هم به نوایی نمی رسد.
با دست خالی ام نه گره زخود گشایم و نه گره گشای دیگری باشم آری دستی که قطع شد به گدایی نمی رسد.
ای میزبان فدای تو و سفره کرم بی کرانه ات، اکنون درد من این است که آیا به این فقیر غذایی نمی رسد؟
از من نخواه بیش از این با کشتی نجات او امید رستگاری و آزادگی بپرورم وقتی از جانب حبیب برات کرببلایی نمی رسد.
این دلخسته گم کرده راه به اسارت افتاده ای، سالها منتظر یک ضمانت است آخر چرا برای ضمانتش امام رضایی نمی رسد؟

تو نیز بال پرواز داری...

[="Georgia"][="Blue"][=georgia][=&quot]تو نیز بال پرواز داری...[/][/]
[=georgia][=&quot]یکی از سوالات مهمی که برای انسان پیش می آید و گاه موجب می شود که آدمی را از قدم نهادن در صراط سعادت و هدایت باز بدارد این است که:[/][/]
[=georgia][=&quot]مگر نه این است که مقامات عالیه از آن کسانی است که صاحب عصمت بوده و مفتخر به عنوان نبی و رسول و امامند. اگر چنین است پس ما را که از عنوان نبوت و رسالت و امامت و عصمت بی بهره ایم چه امیدی به کسب درجات رفیعه و کمالات سامیه است؟[/][/]
[=georgia][=&quot]عدم پاسخ صحیح به این سوال مهم و ضروری گاه منجر به ناامیدی و توقف آدمی در طریق کمال آدمیت گشته و موجبات خسران و ناکامی ابدی انسان را به همراه می آورد. خصوص هنگامی که شخص مسبوق به گناهان بزرگی نیز بوده و از پیشینه تاریک و سیاهی نیز برخوردار باشد. چنین شخصی با نیم نگاهی به گذشته تاریک و گناه آلود خود و با مرور سوالاتی از قسم بالا و عدم دریافت پاسخ صحیحی برای آن، نیرو و توانی برای گام برداشتن در صراط انسانیت در خود ندیده و فرسنگها خود را از سیر و سلوک انسانی دور و بی بهره می بیند.[/][/]
[=georgia][=&quot]لذا ضروری است در تاپیکی مستقل به این سوال مهم به بضاعت خود پاسخی علمی و در خور شایسته دهیم شاید که افتادگان در پرتگاه توقف و ناامیدی را ریسمان امیدی برای صعود به مقامات عالیه واقع شود.
[/]
[/]
[/][/]

بار گناهان و عذاب وجدان بی پایانم روی دوشم سنگینی می کنه

سلامامیدوارم جای مناسبی تاپیک زده باشم اگر غیر از این هست بنده را عفو بفرماییدمن گناهان زیادی مرتکب شدم حق الناس زیادی روی گردنم هست که حتی نمی تونم برم ازشون حلالیت بطلبمنمازها و روزه قضای زیاد دارمبه همسرم بد کردم...گناهانم زیاده خیلی زیاددیشب خانوم فاطمه ی زهرا نجاتم دادند و من توبه کردماما دلم آشوبه و همه شم از خدا میخوام من را ببخشد اما حق الناس هایم را چه کنم؟ وقتی یادم میاد اشک تو چشمام جمع میشهمن خدا رو دوست دارم خیلی زیاد دوستش دارم اما من سست ایمان و بی اراده ام و اسیر هوای نفسانی اسیر شیطان...من ایمان قوی میخوام خیلی قوی

معضل توبه زانی و نفقه ی فرزندش

سلام

مقدمه
درست است که طبق مقررات ماده 1167 قانون مدنی طفل متولد از زنا ملحق به زانی نمی شود ، اما این به آن معنی نیست که پدر طبیعی هیچ وظیفه و مسؤلیتی در قبال طفل ندارد بلکه به معنی آن است که از او ارث نمی برد و توارث بین آنان نیست و ولایتی بر او ندارد. اما مسایلی وجود دارد که در آنها این طفل فرزند محسوب می شود . مثلاً در خصوص ازدواج ، پدر یا مادر یا برادر یا خواهر او نمی توانند با او ازدواج نمایند و نفقه او را پدر طبیعی باید بپردازد و نیز حضانت و نگهداری از او با پدر طبیعی و واقعی است مگر این که انحطاط اخلاقی پدر صلاحیت او را در نظر دادگاه سلب کرده باشد که در آن صورت طبق ماده 1173 قانون مدنی باید عمل شود .

طرح سوال
مردی زنا کرده است و فرزند او از طریق زنا متولد میشود. بعد از چند سال زانی قصد دارد توبه کند.
اما از انجا که در این سالها نفقه و سایر زحمات پرورش فرزند را پدر غیر واقعی پرداخته است( به این گمان که دارد فرزند خودش را بزرگ میکند.)
زانی برای اینکه توبه اش مقبول باشد
ایا اولا مدیون است؟ و دوما باید نفقه و ... را به پدر غیر واقعی بپردازد ؟
ایا لازم است بگوید این پول برای چه پرداخت میشود ؟
ایا لازم است علاوه بر پرداخت نفقه رضایت پدر غیرواقعی را جلب کند، تا توبه اش قبول شود ؟

آیت الله خامنه ای

خسته شدم از گناه و توبه؛ چه کنم؟

سلام
عنوان تاپیک مشخصه دیگه چه توضیحی بدم؟
الآن به بن بست رسیدم دلم می خواد یکی بیاد بگه فلان ذکر یا ورد رو بگو دیگه سمت گناه نمیری!!!!
گناه پشت گناه،توبه پشت توبه و شکستن توبه پشت هم!
نماز هم کمکم نمی کنه البته می دونم ایراد از اصل نماز نیست بلکه از نمازیه که می خونم.حواسم و فکرم همه جا هست جز اصلش.
کتاب های مختلف اخلاقی رو خوندم،بارها نماز شب خوندم،قران خوندم(البته خیلی وقته درست و حسابی نمی خونم) در طول روز کلی صلوات می فرستم اما این نفس ضعیف و شیطان قدرتمند پدر منو در آوردن
ای کاش بمیرم
می دونم دوباره یه بلای جدید سرم میاد چون توبه شکستم از همین می ترسم نه از جهنم از عقوبت دنیوی گناهانم می ترسم
چکار کنم؟ته ته خط رسیدم آیا راهی هست؟با این اراده ضعیف من آیا راهی هست؟
اصلاً یعنی هرکی مثل من نماز می خونه و در قرآن خواندن ضعیفه جهنمیه و عقوبت دنیوی می بینه و خدا به حرفش گوش نمی کنه؟