جمع بندی ترک گناه و مقدمات سیر و سلوک

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ترک گناه و مقدمات سیر و سلوک

سلام خدمت تمامی اساتید بزرگوار و دوستان عزیز،

اول یک مقدار راجع به شرایط خودم توضیح بدم تا برسم به سوالاتم، حدود 31 سال سن دارم، متاهل و یک فرزند هم دارم. و از موقعی که به سن تکلیف رسیدم دست و پا شکسته واجبات رو انجام میدادم و این اواخر کلاً نسبت به واجبات دین سستی میکردم، البته خودم میگم 16 سال نماز و روزه قضا دارم، یعنی یه جورایی اصلاً نخوندم!!! به نظرم خودم بزرگترین گناهی که مرتکب شدم رفتن سمت مشروبات الکی بوده، اما خدا رو شکر تا این لحظه سمت روابط نامشروع یا آلوده شدن به گناه زنا نرفتم یا حق الناس تا جایی که اطلاع دارم گردنم نیست که این هم از لطف خدا بوده،

اما حدود یک ماهی میشه که کلاً شرایط برام تغییر کرده، دلیلش و خودمم نمیدونم که چرا اینجوری شدم،یکدفعه شد، با ترک سیگار و مشروب و البته نماز اول وقت شروع کردم، جدیداً این آخریا یا بهتر بگم 10 روز آخر این سعادت نصیبم شده که هر روز دعای عهد و زیارت عاشورا رو صبح ها می خونم به همراه تلاوت یک جزء قرآن که در کنارش از روی تفسیر نور استاد قرائتی در مورد آیه هایی که میخونم مطالعه می کنم تا معنی دقیقشون رو متوجه بشم و ذکر های روز و سایر ذکرهایی مثل ذکر جلاله «لا اله الا الله» و «ذکر یونسیه» رو هم دائماً تکرار میکنم (بعضی وقت ها غیر ارادی) البته دائم الوضو هم شدم یا بهتر بگم سر این موضوع یه جورایی خیلی حساس شدم، هر گناهی که در روز مرتکب میشم حتی خیلی کوچیک براش آخر شب استغفار می کنم! خودم نمیدونم چرا اینجوری شدم، اما روز به روز اشتیاقم داره نسبت به مسائل دینی بیشتر میشه! از یه طرف علاقه زیادی هم به مبحث عرفان و سیر و سلوک پیدا کردم و مطالب زیادی در این مورد مطالعه می کنم، این و بگم که به هیچ عنوان علاقه ای به مکاشفات و مباحثی که گفته میشه ندارم و احساس میکنم هدف چیز دیگه ای سوای مکاشفات و چشم برزخی و طی الارض و ... هست.

اما موضوعی که در موردش چندین سوال دارم اینه که:

# من ترک گناه و انجام واجبات و قلبی شروع کردم، آیا نیاز به انجام کارهایی که در مورد توبه ذکر شده وجود داره یا کافیه نیت قلبی باشه؟
# این شرایطی که برام پیش اومده احساس میکنم افراط و تفریطه و باید کمی تعادل ایجاد کنم تو این موارد، آیا درسته؟
# از اونجایی که علاقه زیادی به سیر و سلوک پیدا کردم و البته علاقه زیادی به مکاشفات ندارم و نمیخوام برام اتفاق بیافته، راه کنترلش چیه؟ دوست دارم راه سیر و سلوک و عرفان رو انجام بدم و از یه طرف از عواقبش میترسم، چون گفتم احساس می کنم هدف چیز دیگه ای هست.
# با توجه به اینکه بنده متاهل هستم اصلاً درسته که سمت سیر و سلوک و عرفان برم؟

البته سوالاتم خیلی زیاده و همینطور تو سرم اینور و اونور میرن، اما به نظرم مهمترین ها فعلاً همین ها هستن.

مجدد از تمامی شما دوستان و اساتید عزیز تشکر می کنم.

در پناه حق

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد سمیع

h.ahmadi;894130 نوشت:
سلام خدمت تمامی اساتید بزرگوار و دوستان عزیز،

اول یک مقدار راجع به شرایط خودم توضیح بدم تا برسم به سوالاتم، حدود 31 سال سن دارم، متاهل و یک فرزند هم دارم. و از موقعی که به سن تکلیف رسیدم دست و پا شکسته واجبات رو انجام میدادم و این اواخر کلاً نسبت به واجبات دین سستی میکردم، البته خودم میگم 16 سال نماز و روزه قضا دارم، یعنی یه جورایی اصلاً نخوندم!!! به نظرم خودم بزرگترین گناهی که مرتکب شدم رفتن سمت مشروبات الکی بوده، اما خدا رو شکر تا این لحظه سمت روابط نامشروع یا آلوده شدن به گناه زنا نرفتم یا حق الناس تا جایی که اطلاع دارم گردنم نیست که این هم از لطف خدا بوده،

اما حدود یک ماهی میشه که کلاً شرایط برام تغییر کرده، دلیلش و خودمم نمیدونم که چرا اینجوری شدم،یکدفعه شد، با ترک سیگار و مشروب و البته نماز اول وقت شروع کردم، جدیداً این آخریا یا بهتر بگم 10 روز آخر این سعادت نصیبم شده که هر روز دعای عهد و زیارت عاشورا رو صبح ها می خونم به همراه تلاوت یک جزء قرآن که در کنارش از روی تفسیر نور استاد قرائتی در مورد آیه هایی که میخونم مطالعه می کنم تا معنی دقیقشون رو متوجه بشم و ذکر های روز و سایر ذکرهایی مثل ذکر جلاله «لا اله الا الله» و «ذکر یونسیه» رو هم دائماً تکرار میکنم (بعضی وقت ها غیر ارادی) البته دائم الوضو هم شدم یا بهتر بگم سر این موضوع یه جورایی خیلی حساس شدم، هر گناهی که در روز مرتکب میشم حتی خیلی کوچیک براش آخر شب استغفار می کنم! خودم نمیدونم چرا اینجوری شدم، اما روز به روز اشتیاقم داره نسبت به مسائل دینی بیشتر میشه! از یه طرف علاقه زیادی هم به مبحث عرفان و سیر و سلوک پیدا کردم و مطالب زیادی در این مورد مطالعه می کنم، این و بگم که به هیچ عنوان علاقه ای به مکاشفات و مباحثی که گفته میشه ندارم و احساس میکنم هدف چیز دیگه ای سوای مکاشفات و چشم برزخی و طی الارض و ... هست.

اما موضوعی که در موردش چندین سوال دارم اینه که:

# من ترک گناه و انجام واجبات و قلبی شروع کردم، آیا نیاز به انجام کارهایی که در مورد توبه ذکر شده وجود داره یا کافیه نیت قلبی باشه؟
# این شرایطی که برام پیش اومده احساس میکنم افراط و تفریطه و باید کمی تعادل ایجاد کنم تو این موارد، آیا درسته؟
# از اونجایی که علاقه زیادی به سیر و سلوک پیدا کردم و البته علاقه زیادی به مکاشفات ندارم و نمیخوام برام اتفاق بیافته، راه کنترلش چیه؟ دوست دارم راه سیر و سلوک و عرفان رو انجام بدم و از یه طرف از عواقبش میترسم، چون گفتم احساس می کنم هدف چیز دیگه ای هست.
# با توجه به اینکه بنده متاهل هستم اصلاً درسته که سمت سیر و سلوک و عرفان برم؟

البته سوالاتم خیلی زیاده و همینطور تو سرم اینور و اونور میرن، اما به نظرم مهمترین ها فعلاً همین ها هستن.

مجدد از تمامی شما دوستان و اساتید عزیز تشکر می کنم.

در پناه حق

باسمه تعالی
با عرض سلام و خسته نباشید
«اوقات خوش آن بود که با دوست بسر شد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود».[1]
قبل از هر چیزی خوشا به سعادتتان که مستبصر و متحول شدید و درب خوشبختی به روی شما باز شد که هیچ چیز در این دنیا بهتر از پاکی و پاک زندگی کردن نیست، و از این جهت همیشه خدا رو شکر کنید.

width: 90% align: center

[TD="width: 45%"] «خوشا آن دل كه دارد قصد كويش‏[/TD]
[TD="width: 10%"]
[/TD]
[TD="width: 45%"] خوشا آن ديده دارد عشق رويش‏[/TD]
[TD="width: 45%"] خوشا آن بنده شيرين زبانى‏[/TD]
[TD="width: 10%"]
[/TD]
[TD="width: 45%"] كه همواره بود در گفت و گويش‏[/TD]
[TD="width: 45%"] خوشا آن سالك شوريده حالى‏[/TD]
[TD="width: 10%"]
[/TD]
[TD="width: 45%"] كه سرگرم است اندر هاى و هويش »‏ [2][/TD]
[TD="width: 45%"]
[/TD]

اما نسبت به سوالات حضرتعالی باید عرض کنم:
الف: همین که نیت ترک گناه کردید، و در میدان عمل هم دیگر سراغ آن گناهان نمی روید، و به واجبات خود می پزدازید توبه محقق شده است و کافی است.

...................................................
پی‌نوشت:
[1]. حافظ.
[2]. حسن زاده آملی، حسن، نامه ها برنامه ها، ص 35، ناشر الف لام میم.

ب: در مورد افراط و تفریط باید عرض کنم
یکی از اموری که در شکوفایی جان و طهارت نفس انسان مفید است، و از سقوط او در جهت بعد معنوی جلوگیری می‌کند، عادت داشتن نسبت به انجام دادن کارهای خیر است. امام محمّد باقر (علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند: «...عَوِّدُوا أَنْفُسَكُمْ‏ الْخَيْر»،[1]؛ «خودتان را به کارهای خیر، عادت دهید.»
در واقع، اگر چه هر عملی که برای رضای خدا انجام شود، محبوب الهی خواهد بود، ولی آن‌چه که از خود عمل صالح، مهم‌تر است، استمرار آن می‌باشد. زیرا این تداوم، موجب تاثیر گذاری مثبت بر جان انسان می‌گردد. به عنوان مثال اگر در جایی آب به صورت قطره قطره، ولی مداوم، بر سنگی بچکد، بالأخره در سنگ اثر خواهد کرد. در حالی که اگر مقدار عظیمی آب یک دفعه بر آن سنگ ریخته شود، تأثیر چندانی در سنگ نخواهد داشت.
به عبارتی عمل خیر اگر کم باشد، ولی همیشگی باشد، اثرش از عمل زیاد ولی موقتی، بیشتر خواهد بود. مثلاً کسی که هر روز فقط یک صفحه قرآن بخواند، ارزش این عمل، پیش خدا بیشتر از قرآن خواندن کسی است که در عرض یک ماه چند ختم قرآن کند و یازده ماه دیگر به هیچ عنوان سراغ آن نرود.
نور کم و ضعیف یک فانوس برای ​کسی که در مسیر تاریک و ظلمانی قرار دارد، مفیدتر است از روشن شدن یک لحظه‌ای نور یک پراژکتور، زیرا نور آن فانوس اگر چه ضعیف است، ولی چون دوام دارد، بالاخره شخص را به مقصد می رساند و از خطر گمراهی نجات می‌دهد.
حق تعالی به این امر مهم این‌گونه اشاره می‌فرماید: «...فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَدَتِهِ»،[مریم 65]؛ «خدا را عبادت کن و البته در راه عبودیت او صبر و استقامت داشته باش»
امام محمّد باقر (علیه السلام) نیز در این رابطه می‌فرمایند:
الف: «أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- مَا دَاوَمَ‏ عَلَيْهِ‏ الْعَبْدُ وَ إِنْ قَلَّ‏َّّ»[2]؛ «پیش خداوند عزّوجلّ، هیچ چیز محبوب تر از عملی نیست که بر آن مداومت شود، هر چند که کم باشد.»
ب: «إنّي اُحِبُّ أن أدُومَ عَلَى العَمَلِ إذا عَوَّدْتُهُ نَفسي ... و إنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَى اللّه ِ ما دِيمَ عَلَيها»،[3]؛ «هر گاه به كارى [عبادى ]عادت كنم دوست دارم بر آن مداومت ورزم... محبوب‌ترين كارها در پيش‌گاه خداوند كارى است كه با مداومت همراه باشد.»
بنابراین مهم تر از خود عمل، تداوم و مستمر انجام دادن آن، و خودداری از افراط و تفریط است که:
«رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود»
بنابراین در عبادات مستحبی افراط نکنید و همیشه حال و نشاط را حفظ کنید.
.................................
پی‌نوشت:
[1]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار( ط- بيروت)،ج46 ص244،دار إحياء التراث العربي‏،بيروت‏،1403 ق‏
[2]. كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏،كافي( ط- دار الحديث)،ج3ص212، دار الحديث‏،قم‏،ق 1429
[3]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار( ط- بيروت)،ج84 ص37،دار إحياء التراث العربي‏،بيروت‏،1403 ق‏



3- هدف اصلی در عبادات باید خود خدا باشد. نه برای رسیدن به مکاشفه و طی الارض و... که البته علامه طباطبایی (رحمة الله علیه) در مورد سیر و سلوک می فرمودند : «بزرگترین ریاضت دینداری است» [1] یعنی همین که ما واجبات دین را انجام دهیم و از محرمات دور شویم بزرگترین مسیر سیر و سلوکی را انجام داده ایم.
4- سیر و سلوک به همان معنایی که در بند 3 اشاره کردم (انجام واجبات و ترک گناه) را که حتما داشته باشید و در انجام مستحبات زیاده روی نکنید. و این موارد منافاتی با متاهل بودن ندارد.
موفق باشید.
..........................
پی نوشت:
[1]. صراط سلوک،ص131.

از پاسخ های شما استاد عزیز ممنونم، امیدوارم که لیاقت بندگی حضرت حق رو داشته باشم، نه در لفظ کلمه، بلکه در عمل و البته با کمک و راهنمایی های شما بزرگواران.

در پناه حق.

[=&amp] پرسش:
الف:بنده ترک گناه و انجام واجبات و قلبی را شروع کردم، آیا نیاز به انجام کارهایی که در مورد توبه ذکر شده وجود دارد یا نیت قلبی کافی است؟
ب: شرایطی برایم پیش آمده که احساس می کنم افراط و تفریط است و باید کمی تعادل ایجاد کنم، آیا درست است؟
ج: ازآنجایی که علاقه زیادی به سیر و سلوک پیدا کردم و البته علاقه زیادی به مکاشفات ندارم و نمیخواهم برایم اتفاق بیفتد، راه کنترلش چیست؟ دوست دارم راه سیر و سلوک و عرفان را انجام بدهم و از د:یک طرف از عواقبش می ترسم، چون گفتم احساس می کنم هدف چیز دیگری هست.؟
ه: با توجه به اینکه بنده متاهل هستم اصلاً درست است که سمت سیر و سلوک و عرفان بروم؟

پاسخ:
«اوقات خوش آن بود که با دوست بسر شد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود».(1)

[/]

قبل از هر چیزی خوشا به سعادتتان که مستبصر و متحول شدید و درب خوشبختی به روی شما باز شد که هیچ چیز در این دنیا بهتر از پاکی و پاک زندگی کردن نیست، و از این جهت همیشه خدا رو شکر کنید.
«خوشا آن دل كه دارد قصد كويش خوشا آن ديده دارد عشق رويش
خوشا آن بنده شيرين زباني كه همواره بود در گفت و گويش»(2)
اما نسبت به سوالات حضرتعالی باید عرض کنم
:
الف: همین که نیت ترک گناه کردید، و در میدان عمل هم دیگر سراغ آن گناهان نمی روید، و به واجبات خود می پردازید توبه محقق شده است و کافی است.

ب: در مورد افراط و تفریط باید عرض کنم
یکی از اموری که در شکوفایی جان و طهارت نفس انسان مفید است، و از سقوط او در جهت بعد معنوی جلوگیری می‌کند، عادت داشتن نسبت به انجام دادن کارهای خیر است. امام محمّد باقر (علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند: «...عَوِّدُوا أَنْفُسَكُمْ‏ الْخَيْر(3) خودتان را به کارهای خیر، عادت دهید
در واقع، اگر چه هر عملی که برای رضای خدا انجام شود، محبوب الهی خواهد بود، ولی آن‌چه که از خود عمل صالح، مهم‌تر است، استمرار آن می‌باشد. زیرا این تداوم، موجب تاثیر گذاری مثبت بر جان انسان می‌گردد. به عنوان مثال اگر در جایی آب به صورت قطره قطره، ولی مداوم، بر سنگی بچکد، بالأخره در سنگ اثر خواهد کرد. در حالی که اگر مقدار عظیمی آب یک دفعه بر آن سنگ ریخته شود، تأثیر چندانی در سنگ نخواهد داشت.
به عبارتی عمل خیر اگر کم باشد، ولی همیشگی باشد، اثرش از عمل زیاد ولی موقتی، بیشتر خواهد بود. مثلاً کسی که هر روز فقط یک صفحه قرآن بخواند، ارزش این عمل، پیش خدا بیشتر از قرآن خواندن کسی است که در عرض یک ماه چند ختم قرآن کند و یازده ماه دیگر به هیچ عنوان سراغ آن نرود.
نور کم و ضعیف یک فانوس برای کسی که در مسیر تاریک و ظلمانی قرار دارد، مفیدتر است از روشن شدن یک لحظه‌ای نور یک پراژکتور، زیرا نور آن فانوس اگر چه ضعیف است، ولی چون دوام دارد، بالاخره شخص را به مقصد می رساند و از خطر گمراهی نجات می‌دهد.
حق تعالی به این امر مهم این‌گونه اشاره می‌فرماید: «...فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَدَتِهِ(4) خدا را عبادت کن و البته در راه عبودیت او صبر و استقامت داشته باش»
امام محمّد باقر (علیه السلام) نیز در این رابطه می‌فرمایند:
الف: «أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- مَا دَاوَمَ‏ عَلَيْهِ‏ الْعَبْدُ وَ إِنْ قَلَّ‏َّّ (5) پیش خداوند عزّوجلّ، هیچ چیز محبوب تر از عملی نیست که بر آن مداومت شود، هر چند که کم باشد
ب: «إنّي اُحِبُّ أن أدُومَ عَلَى العَمَلِ إذا عَوَّدْتُهُ نَفسي ... و إنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَى اللّه ِ ما دِيمَ عَلَيها(6)هر گاه به كارى [عبادى ]عادت كنم دوست دارم بر آن مداومت ورزم... محبوب‌ترين كارها در پيش‌گاه خداوند كارى است كه با مداومت همراه باشد
بنابراین مهم تر از خود عمل، تداوم و مستمر انجام دادن آن، و خودداری از افراط و تفریط است که:
«
رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود»
بنابراین در عبادات مستحبی افراط نکنید و همیشه حال و نشاط را حفظ کنید.
3-
هدف اصلی در عبادات باید خود خدا باشد. نه برای رسیدن به مکاشفه و طی الارض و... که البته علامه طباطبایی (رحمة الله علیه) در مورد سیر و سلوک می فرمودند : «بزرگترین ریاضت دینداری است»(7) یعنی همین که ما واجبات دین را انجام دهیم و از محرمات دور شویم بزرگترین مسیر سیر و سلوکی را انجام داده ایم.
4-
سیر و سلوک به همان معنایی که در بند 3 اشاره کردم (انجام واجبات و ترک گناه) را که حتما داشته باشید و در انجام مستحبات زیاده روی نکنید. و این موارد منافاتی با متاهل بودن ندارد.
پی‌نوشت:
1.
حافظ.
2.
حسن زاده آملی، حسن، نامه ها برنامه ها، ص 35، ناشر الف لام میم.
3.مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار( ط- بيروت)،ج46 ص244،دار إحياء التراث العربي‏،بيروت‏،1403 ق‏.
4.مریم/65.

5.
كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏،كافي( ط- دار الحديث)،ج3ص212، دار الحديث‏،قم‏،ق 1429.
6.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار( ط- بيروت)،ج84 ص37،دار إحياء التراث العربي‏،بيروت‏،1403 ق‏.
7.
محیطی، علی، صراط سلوک،ص131، انتشارات قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)

موضوع قفل شده است