ترک گناه

می خواهم گناه نکنم اما ...

خیلی سعی میکنم که گناه نکنم اما تا میخوام از خونه بیرون برم با کوهی از گناهان مردم مخصوصا دخترا رو به رو میشم من از بچگی ارتباط اجتماعیم زیاد خوب

نبوده و الان دارم سعی می کنم حلش کنم و الان نسبتا بهتره اما بازم هر بار که تصمیم میگیرم اینبار دیگه بیرون که رفتم گناه نکنم همین که از در بیرون میرم انگار

دهنم قفل میشه نمیدونم چیکار کنم نمیتونم امر به معروف و نهی از منکر کنم انگار همش میترسم بهم بگن خب که چی بشه برو کنار بزار باد بیاد و این حرفا ..

خیلی عذاب وجدان دارم  میدونم دلیلم برای عمل نکردن به این واجب متقاعد کننده نیست اما هیچ جوره نمیتونم حلش کنم چیکار کنم؟

شکستن توبه و از بین رفتن انگیزه ترک گناه

سلام... طاعات و عباداتتون قبول... آرزوی سلامتی و خوشی لحظه افزون دارم برای همه بزرگواران... من از یک روز قبل از ماه مبارک... شروع به ترک یه عادت ناپسند... یه گناه بزرگ کردم... همه چیز خوب بود... حالم حخوب شده بود... اون موقع نمی‌فهمیدم... اما الان می‌فهمم حالم چقد خوب شده بود... متاسفانه دیروز دوباره اون گناه رو مرتکب شدم... از بعد دیروز... دیگه هیچ انگیزه‌ای برای ترک گناه ندارم... با اینکه توبه کردم... حس می‌کنم دیگه هر کاری هم بکنم فایده نداره... حتی با اینکه الان روزه‌م... حالم خوب نیست... دیگه افطار و سحر از بعد دیروز هیچ حسی برام نداره... چون حس می‌کنم خدا ازم متنفره... حس می‌کنم دیگه نمی‌تونم دلشو به دست بیارم... ینی میتونم... هر گناهکاری میتونه... مسئله اینه که دیگه جونشو ندارم... توان بلند شدن از جامو ندارم... توان تو دهن شیطون زدنو ندارم... حس می‌کنم دیگه خدا هم امیدی به من نداره... یا اینکه چه ترک کنم و آدم خوبی بشم یا نه... براش مهم نیست... هر چیز کوچیکی اعصابمو خرد می‌کنه... دائم شک می‌کنم به طهارت و فلان و فلان... خسته‌م... خیلی... دلم می‌خواست به دیشب بر می‌گشتم... و اون کارو نمی‌کردم و الان پاک بودم... چه کار کنم که این حس از بین بره... میترسم این بار همین حس باعث بشه سمت گناه برم...

آیا ترک گناه بخاطر غیر خدا جایز است؟

ایا ترک گناه بخاطر غیر خدا جایز اس یا نه یعنی اینکه ادم خودش به نتیجه برسه که انجام گناه اشتباه اس و ضرر دارد... با فردی هم کار نداشته باشه مثلا امام ، پیغمبر یا خدا چی گفته یا فلان دانشمند یا مسئله علمی تایید یا رد کرده.
یعنی خود فرد به نتیجه برسد و تصمیم بگیرد نه بخاطر مسائل دینی ، علمی و... که فلان گناه مثل شراب خواری یا استمناء یا سیگار کشیدن اشتباه هست و ان را به خاطر مسائل دیگه دنیوی ترک کند مثل اسیب های ان و...

خسته و درمانده از گناه ، به پایان راه رسیدم!

سلام . من جوانی 18 ساله دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر هستم و شهرستان درس میخونم .

مدتهاست اسیر خودارضایی هستم شاید ۵ سال شاید بیشتر . هر آنچه داشتم و نداشتم رو از دست دادم .

دیگه هیچ امیدی ندارم هزاران هزار بار سعی کردم کنارش بزارم . هزاران راه رو امتحان کردم . تو یه دوره ای به موفقیت چشمگیر رسیدم و دست خدا رو حس میکردم که داشت منو هدایت میکرد ولی الان روز و شبم بی معنیه . زندگی زورکی شده واسم .

از خدا گلایه دارم که چرااااا پس کمکم نمیکنه؟؟؟؟؟؟؟؟ میخواد جهنمیم کنه ...

ظاهرا این دنیا هیچ قانون و حساب کتابی نداره و هرکی بی قید و بند تره موفق تره و خداهم هواشو بیشتر داره .

بواسطه این گناه شدیدا افسرده شدم و از زندگیم ذره ای لذت نمیبرم . اعصابم داغونه قبلا کتاب میخوندم و ورزش‌میکردم و به طرز عجیبی تا یک ماه خودمو نگه میداشتم . یادمه یه بار از امام رضا کمک خواستم و بعدش تا یک ماه آرامش داشتم و خودم زدم خرابش کردم .

دیگه حتی امام رضا هم دوستم نداره . گناه قلبمو سیاه کرده . دیگه حتی ب وجود خدا هم شک کردم .

دیگه خسته شدم شبها با گریه میخوابم روزها شمارش روزهای پاکی از گناه رو میکنم و بدون هدف و علاقه زورکی درس هامو پاس میکنم .

خدایا به چه زبونی بگم غلط کردم ... چرا انقدر زندگیم بی برکت شده قبلا من خونوادمو خواهرمو و مادرمو از لحاظ روانی کمک میکردم ولی الان شدم یک فرد بی تفاوت احمق آشغال بیشعور ...

جز استمنا حتی به کسی بد نگاه نمیکنم ... اخه چرا خدا کمکم نمیکنع .

یه نفر بهم میگفت هیچ اتفاقی اتفاقی نیست و این جهان حکمت داره پس حکمت این درد کوفتی من چیه ؟؟

آه از نهادم بلند شده اعصابم خرده دیگه ثبات ندارم دیگه هیچ دغدغه ای ندارم ..

نمیدونم چرا اومدن اینجا پست بزارم برای کمک اومدم یا همدردی ولی من اگه ۴۰ روز هم گناه نکنم که محاله مطمئن نیستم حالم خوب شه .

خدایا برگردون معصومیت از دست رفته مو ....

ترک گناه و مقدمات سیر و سلوک

سلام خدمت تمامی اساتید بزرگوار و دوستان عزیز،

اول یک مقدار راجع به شرایط خودم توضیح بدم تا برسم به سوالاتم، حدود 31 سال سن دارم، متاهل و یک فرزند هم دارم. و از موقعی که به سن تکلیف رسیدم دست و پا شکسته واجبات رو انجام میدادم و این اواخر کلاً نسبت به واجبات دین سستی میکردم، البته خودم میگم 16 سال نماز و روزه قضا دارم، یعنی یه جورایی اصلاً نخوندم!!! به نظرم خودم بزرگترین گناهی که مرتکب شدم رفتن سمت مشروبات الکی بوده، اما خدا رو شکر تا این لحظه سمت روابط نامشروع یا آلوده شدن به گناه زنا نرفتم یا حق الناس تا جایی که اطلاع دارم گردنم نیست که این هم از لطف خدا بوده،

اما حدود یک ماهی میشه که کلاً شرایط برام تغییر کرده، دلیلش و خودمم نمیدونم که چرا اینجوری شدم،یکدفعه شد، با ترک سیگار و مشروب و البته نماز اول وقت شروع کردم، جدیداً این آخریا یا بهتر بگم 10 روز آخر این سعادت نصیبم شده که هر روز دعای عهد و زیارت عاشورا رو صبح ها می خونم به همراه تلاوت یک جزء قرآن که در کنارش از روی تفسیر نور استاد قرائتی در مورد آیه هایی که میخونم مطالعه می کنم تا معنی دقیقشون رو متوجه بشم و ذکر های روز و سایر ذکرهایی مثل ذکر جلاله «لا اله الا الله» و «ذکر یونسیه» رو هم دائماً تکرار میکنم (بعضی وقت ها غیر ارادی) البته دائم الوضو هم شدم یا بهتر بگم سر این موضوع یه جورایی خیلی حساس شدم، هر گناهی که در روز مرتکب میشم حتی خیلی کوچیک براش آخر شب استغفار می کنم! خودم نمیدونم چرا اینجوری شدم، اما روز به روز اشتیاقم داره نسبت به مسائل دینی بیشتر میشه! از یه طرف علاقه زیادی هم به مبحث عرفان و سیر و سلوک پیدا کردم و مطالب زیادی در این مورد مطالعه می کنم، این و بگم که به هیچ عنوان علاقه ای به مکاشفات و مباحثی که گفته میشه ندارم و احساس میکنم هدف چیز دیگه ای سوای مکاشفات و چشم برزخی و طی الارض و ... هست.

اما موضوعی که در موردش چندین سوال دارم اینه که:

# من ترک گناه و انجام واجبات و قلبی شروع کردم، آیا نیاز به انجام کارهایی که در مورد توبه ذکر شده وجود داره یا کافیه نیت قلبی باشه؟
# این شرایطی که برام پیش اومده احساس میکنم افراط و تفریطه و باید کمی تعادل ایجاد کنم تو این موارد، آیا درسته؟
# از اونجایی که علاقه زیادی به سیر و سلوک پیدا کردم و البته علاقه زیادی به مکاشفات ندارم و نمیخوام برام اتفاق بیافته، راه کنترلش چیه؟ دوست دارم راه سیر و سلوک و عرفان رو انجام بدم و از یه طرف از عواقبش میترسم، چون گفتم احساس می کنم هدف چیز دیگه ای هست.
# با توجه به اینکه بنده متاهل هستم اصلاً درسته که سمت سیر و سلوک و عرفان برم؟

البته سوالاتم خیلی زیاده و همینطور تو سرم اینور و اونور میرن، اما به نظرم مهمترین ها فعلاً همین ها هستن.

مجدد از تمامی شما دوستان و اساتید عزیز تشکر می کنم.

در پناه حق

هر کاری می کنم نمی تونم آهنگ رو ترک کنم!

سلام
میخوام آهنگ رو ترک کنم ولی نمیتونم اصلا!!!!
اهنگ های منم از اون حرام اهنگ هاست و معمولا اهنگ های پر تحرک گوش میدم
و بعضی اوقات خودم با اهنگ میرقصم (البته کسی نمیبینه)
شبیه دیوانه ها شدم تورو خدا کمکم کنید!!!!!!
میخوام ترک کنم اصلا نمی تونم
یک چند باری توبه کردم ولی به 2 روز نریسیده باز توبه مشکنم

خواهش میکنم به دادم برسید تو رو خدا کمکم کنید

چرایی تهذیب در دوران جوانی

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

گفت دانایی که گرگی خیره سر ... هست پنهان در نهاد هر بشر

هرکه گرگش را در اندازد به خاک ... رفته رفته می شود انسان پاک

وآنکه با گرگش مدارا می کند ... خلق و خوی گرگ پیدا می کند

در جوانی جان گرگت را بگیر ... وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی همچو شیر ... ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند ... گرگ هاشان رهنما و رهبرند

وآن ستمکاران که با هم محرم اند ... گرگ هاشان آشنایان همند

گرگ ها همراه و انسانها غریب ... با که باید گفت این حال عجیب؟

خدانگهدار

گناهکار بودم و بنده خالص میخوام بشم - از فرش به عرش رسیدن !!

سلام و علیکم
راستش این پستی که میدم هم جنبه جواب از کارشناس رو داره و هم بحث از طریق دوستان که میخوام ادامه داشته باشه (( البته فقط مربوط به عنوان و مباحثش – نه اینکه یهو یکی وسطش بپره یه جا دیگه ))
خواهشا اگه مقدور هست کل پست رو بخونید !
حرف زیاد دارم واسه گفتن ولی جا نیست .....
میدونم بحث طولانیه ولی خیلی دوست دارم تاپیک به جاهای خوبی کشیده بشه و کمی هم به من کمک بشه
چون به کمک لازم دارم !! :Ghamgin:

نمیدونم از کجا شروع کنم
از چی بگم و چطور بگم
ولی میخوام از داستان یه پسری بگم که فرش به عرش عبادت رسیده (( البته شاید و اگه خدا قبول کنه ))

یه جوون 23 ساله هستم
از 2 سال قبل یعنی حدودا مهر 92 که 21 سالم بود کارای واجباتم رو انجام نمیدادم که هیچ بلکه کلی هم گناه تو زندگیم داشتم !!
فقط ماه رمضون روزه میگرفتم (( بدون نماز ))
انواع اقسام گناه ها رو انجام دادم (( به استثنای رابطه با دختر )) - دیگه اسم نمیبرم ...
خیلی مسائل واسم که تو خانواده پدری و مادری عادی شده بود رو انجام میدادم
دست دادن به دختر عمه و دختر خاله
پوشش راحت اونا جلوی من و ........
واسم مشکلی نبود چون اصلا اعتقادی به این مسائل نداشتم
فیلم ها و برنامه های مبتذل و چشم چرونی که .......
تو ذهنم رابطه داشتن با دختر و انواع رابطه ها که نگفتنش بهتره !!!

تا اینکه مهر 92 مشهد رفتم و از خود امام رضا خواستم نماز خوندن رو شروع کنم (( یه حدیث بود میگفت کسی که نماز بخونه به مرور همه گناهاش رو میزاره کنار و شده داستان من .... ))
مهر و ابان 92 گذشت و فکر کنم از آبان یا آذر 92 بود نماز خوندنم شروع شد
کم کم خوندن و اوایل سر وقت خوندش رو جدی نمیگرفتم
اکثرا نماز صبح قضا میشد
تا اینکه کم کم جدی تر شد و روزه و عبادت مخلوط شد باهاش
و بعد کمی به سمت عبادت های دیگه از نظیر نماز شب (( اگرچه خیلی وقته نخوندم )) و شرکت تو هیت ها و .... رفتم
تو این 2 سال هم گناه گناه ها یکی از بین رفت و یا اگرم بود دوست داشتم از بین ببرم
دست دادن با اقوام و انجام یکسری گناه
بدترین مشکلات رو داشتم که تو خیلی از سایت ها و .... گفته بودن یا برو پیش روانشناس و مشاور . یکسری برنامه رو اجرا کن
ولی اعتقادی نداشتم
معتقد بودم خود خدا بخواد حل بشه میشه !!! و شد

بعد از مهر 92 تا امروز که آذر 94 هست (( تقریبا 2 سال ))
نزدیک 20 روز هست که همه گناهام پاک شده (( فقط یه گناه بود که از 20 روز قبل که هیت رفتم و خود امام حسین کاری کرد تموم بشه و شاید هم حضرت زهرا ))
اون آدمی که گناه واسش نقل و نبات بود هر روز ناخواسته انجام میداد چون واسش عادی بود تبدیل شد به این جوون !!

تقریبا همه گناه هام رو کنار گذاشتم و اگرم باشه نزدیک صفره (( که نیست ))
نماز صبح رو با برنامه ساعت بیدار میشم و اگه قضا بشه یه ذره عصبی میشم
انواع و اقسام بسته های دعایی رو از طریق یه عزیزی بهم میرسه و انجام میدم (( از 700 صلوات و 1111 یا علی و ..... – از اون آدم به این آدم تبدیل شدن خیلیه نه ؟؟ :khandeh!:))
دست دادن با نامحرم که واسم عادی بود الان به شدت تحت فشارم که تمومش کنم
حتی خونه بعضی اقوام که نافرمم میپوشن احساس میکنم نرفتنم بهتر از رفتنمه

بگذریم
فقط مشکل اینه (( شاید نشه گفت مشکل )) که اعتقاداتم خیلی ریشه مذهبی پیدا کرده و تو این سن خیلی ریز مسائل حلال و حرام و واجبات هستم

تفکراتم خیلی اعتقادیه ... به قول یکی خیلی بالاتر ازجوون های هم سن و سال فکر میکنم
چنتا نمونه
یکی از چیزایی که خیلی واسم مهمه بحث خلقت انسان هست
چرا خلق شدیم ؟؟ و چرا داریم زندگی میکنیم ؟؟
یه روزی یه خدایی بود که بنده ای رو خلق کرد که فرشتگان هم باید بهش سجده میکردن ولی بجز شیطان
همین شیطان هم بود که به خدا قول داد بهش ثابت کنه که این خلق لیاقت سجده رو نداره و خود شیطان گفت به خدا ثابت خواهد کرد که لیاقتش رو نداره
این همه مخلوق خلق شدن و یا گرفتار شیطان و یا کمی قلقلک شیطان باعث شد از راه به در بشن !!
واقعا هدف از زندگی چیه ؟؟
این نیست که خودمون رو پاک نگه داریم و گول شیطان کاراش رو نخوریم تا شاید پیش خدا شرمنده بشیم و اگه هم بخواد بپرسه تو که میدونستی قراره به من ثابت کنه لیاقت سجده رو نداری پس چرا مقلوبش شدی ؟؟؟
این نیست که خودمون رو پاک نگه داریم و از خدا درخواست ظهور مهدی ای رو کنیم که خودش وعده داده برای بندگانی خواهد فرستاد که خودشون از ته دل بخوان ؟؟ (( از یکی از نقل و قول های مراجع شنیده بودم که یکی پرسیده بود امام زمان کی ظهور خواهد کرد اون مرجع هم گفته بود هروقت که خود مردم بخوان !! ))

این نیست که خودمون رو پاک نگه داریم که بعد از موسی و داوود که برای تشکیل حکومت الهی اومدن (( تو یکی از سخنرانی های رائفی و یه حاج آقای دیگه ای بود شنیدم )) و نتونستن چون مردمش لیاقتش رو نداشتن ولی من باید بتونیم و اگه بشه یکی از نقش های ریز (( قطره در دریا )) برای ظهور باشم ؟؟

این نیست که خودمون رو پاک نگه داریم تا همون بنده ای باشیم که ظهور مهدی رو تعجیل میندازه و شاید هم ظهور رو به چشم ببینه ؟؟ (( انشاءالله ))

این نیست که خودمون رو پاک نگه داریم تا اگه خدای نکرده اعمالمون و قلبمون باعث ظهور نشد و نتونستیم بنده خالص خدا باشیم حداقل اون دنیا عرق شرم ازمون نباره !!

واقعا زندگی این دنیا چه ارزشی داره ؟؟؟ یکسری زندگی روزمره با مال دنیا و درگیر شدن باهاش
یکی روز تا شب به امید این زندس از کارمند ساده بشه مدیر و همینجور بره بالا غافل از اینکه تو همون پست کارمندیش هم قوانین رو رعایت نکنه تا بیت المالی که حقوقشه گردنش نباشه
یکی روز تا شب درگیر پوله که چطور به دست بیاد و از چه طریقی و چه معامله ای سود کرد و تو این بین از خانواده غافل میشه و وقتی هم میگی میگه دارم واسه خودشون کار میکنم غافل از اینکه روزی دست خداست نه بندا خدا که ازش میخوای !!
و ..........

هدفم از زندگی شده معنویت آخری و این دنیا خیلی واسم بی معنی شده
تو تک تک کارای زندگیم اول خدا و دستورش رو به یاد میارم و بعد میرم سراغش
چند وقت قبل بود داشتم با یکی بحث میکردم (( ایشون از خانوده مذهبی هستن و 30 ساله و همیشه هم مومن بودن ولی من که 2 ساله مومن شدم یه ذره ریشه ای تر فکر میکنم و شاید اعتقادی تر ))
گفتم چرا وقتی خدا میگه میشه ما بنده میگیم نمیشه ؟؟؟
چرا وقتی خدا میگه تو با دست خالی ازدواج کن ولی مردم ما حتی آدمای مذهبی میگن پول باشه خونه باشه کار باشه و ..... ؟؟
جز اینکه ایمانمون کمه و به خدا ایمان نداریم ؟؟؟ جز اینکه خدا شناسیمون ضعیفه ؟؟
گفت حتی داداشای من هم با اعتقاد 50 50 رفتن ازدواج کردن – یعنی با پشتوانه اینکه پدر هست و اگه به مشکل خوردیم پدر هست
ولی من مخالف بودم چون کسی که به خدا اعتقاد داشته باشه میدونه با خدا کوه رو میتونه جا به جا کنه !
کسی که از ته دل به وجود خدا به حکم خدا به قدرت خدا اعتقاد داره باید با دلی محکم بر جلو و بگه خدایی دارم که موسی باهاش نیل رو شکافت !!!
متاسفانه همچین اعتقاداتی نیست و میبینیم حتی آدمای مذهبی ما هم با تشریفات بی خود و هزینه های الکی یا ازدواج رو سخت کردن و یا مشکلات بعد ازدواج رو رقم زدن !!!
واقعا این ریشه دل مردمه که ضعیف شده ؟؟ (( و شاید یکی از نشانه های ظهور که میگه در زمان ظهور مردم با اعتقادات ظاهری زیادن ولی کسی معتقد نیست – اسلام هست و مسلمان واقعی ای نیست !! ))

نمیدونم
شاید من زیاد ریشه ای فکر میکنم و اعتقاد دارم !! و شاید توهم زدم !!

این همه حرف زدم که آخرش به اینجا برسم و چنتا سوال از کارشناس و اگه قابل بدونن دوستان بحث کنن چون خودمم در ادامه حرف میزنم

اولا
نظرتون رو بگید و یا اینکه واقعا اصلا این سطح اعتقادات چیزی هست و یا کلا از مرحله پرتم Biggrin

دوما
یه سوال شرعی و شاید اعتقادی
من یه عمو داشتم که تو سن 16 سالگی تو جنگ شهید
چند سال بعدش من دنیا اومدم و بابابزرگم گفت اسم اون رو روی من بزارن و همینطور هم شد
تو خانودمون هم مادرم فقط نماز میخونه و هیچکدوم از اعضا حتی پدر خواهر و برادر نمیخونن
نمیدونم حس میکنم گذاشتن اسم اون خدا بیامرز باعث این همه تغییر اعتقادی شده !!
من فقط بین خانوده (( حتی خارج از خانواده بین پسر و دخر عمو و خاله و .... )) این همه ریز هستم تا این حد !!!!
نمیدونم گذاشتن اسم اون بنده خدا روی من ربطی به موضوع داره ؟؟؟

سوما
یکی بهم گفت بعد 21 سال زندگی بدون دین که همه چی واست عادی بود الان یهو بخوای این همه قانون و سخت گیری رو به زندگیت اضافه کنی اذیت میشی !!
اینکه این همه تو حلال حروم زندگی ریز بشی و مو رو از ماست بکشی بیرون فعلا واست اذیت کننده هست !
چون سخته شخصیتی که 23 سال اونجوری زندگی کرده رو بخوای یهو عوض کنی !!
سوالم اینه واقعا اینطوره ؟؟؟ واقعا اذیت خواهم شد و فعلا بزاریم یه چند سال با این تفکرات زندگی کنم و بعد کم کم عملیش کنم !!
خودم معتقدم خدایی هست که با وجود بدترین شرایط واسم میگذره و اگه خدا بخواد آسون میشه !!

چهارم
از همین الان سخت گیری های زیادی تو زندگی وارد میکنم – مثلا در مورد سپرده گذاری تو بانک ها بگیرید که شاید حتی اگه تو فلان معامله 1 ریال پول حرام باشه
مثلا تو کار کردن حتی اگه 1 ریال از پول مردم پیشت موند (( یک دانه گندم از بین 1000 کیسه )) باید بهش برگردونی چون مال مردمه !!
ترس خدا که شاید زندگیم نابود بشه !
تو کار کردن و سخت گرفتن شغل آینده
تو سیستم اداری ایران همینطور که میدونید یه ذره هردنبیله – کارمندی که از صبح موظفه بیاد سر کار و تا ثانیه آخر اداری که واسش تعریف شده بمونه
ولی میمونه ؟؟ زودتر فلنگه رو بستن !!!
ولی غافل از اینکه بیت والمال هست و اون دنیا حقوقی که میگیرید و از زیر کارش در رفتید باید به 80 میلیون ایرانی جواب پس بدید !!
نمیدونم شاید من اشتباه فکر میکنم و شاید سخت میگیرم !!
و یا تو خیلی از سیستمات اداری از زیر بار راه انداختن کار مردم در میرن و یا به هر نحوی انجام نمیدن
واقعا اون دنیا ترس از خدا ندارن یا من فکر میکنم اون دنیا واسه همچین چیزایی هم هست ؟؟؟

پنجم
تو مساله ازدواج
دیدید اکثر دخترای امروزی داخل خونه بدون هیچ آرایشی برای شوهر هستن ولی وقتی بیرون میدن انواع و اقسام آرایش ها و .... رو انجام میدن
از بی حیایی و شوخی با زن نامحرم (( که تو محیط کاری انجام میش متاسفانه )) و بدتر از اون زن شوهر دار و ....
تفکرات من کاملا خلاف اینه
زن و مرد باید خازج خونه با حیا و بدون حتی نباید کوچکترین کار برای دلنشینی تو دل نامحرم انجام بده
ولی وقتی از چارچوب در وارد شد بهترین پوشش و بهترین آرایش ها برای همسر و حتی بی حیا بودن برای همسر
معذرت میخوام اینو میگم
آمادگی هر دو برای همدیگه و شناخت کافی
مردی که باید بدونه زن یه موجود کاملا احساساتیه و یه شاخه گل هنگام ورود به خونه و یه دوست دارم میتونه زن رو کاملا از این رو به اون رو کنه
و زنی که باید بدونه مرد بیشتر محور جنسیتش غلبه داره و .....
زنی که تو خونه بدترین پوشش و بی حیایی رو باید داشته باشه تا مرد چشمش هم به سمت نامحرم نره
و مردی که قلب زنش رو اون از محبت پر کنه تا نامحرم بیرون خونه با هر کاری نگاه زن رو هم به سمت خودش معطوف نکنه
ولی واقعا کدوم زندگی ها صد در صد این شکلیه ؟؟؟
دختر و پسری که اینقدر واسه هم عفاده و ادا میان که زندگی یادشون میره !! و هر کدوم در پی به رخ کشیدن چیزی هستن
ولی لاس زدن و خوش گذرونی با نامحرمه
چون تو خونه از نظر احساسی و جنسی اصلا پر نشدن و این شروع مشکله
متاسفانه حتی خیلی ها راه و روش رابطه جنسی هم رو نمیدونن و فکر میکنن یه کار در ظاهر ساده است
غافل از اینکه همون رابطه اگه با اصولش انجام بشه هر دو محبتشون نسبت به هم چندین برابر میشه !

ششم
مهریه و سختی هایی که خانواده های از خدا بی خبر زیر پای جوونا میندازن
جوونی که نتونه از پس مهریه ای که واسش میزارن واقعا اون عقد از نظر شرعی مشکل نداره ؟؟؟
بر فرض خواستید با فریضه بزرگی خدا و کمک خدا و معصومین زندگی کنید
برید و بگید 14 سکه به نیابت از 14 معموم و یک جلد کلام خدا
عکس العمل ها کاملا مشخصه !!!
شاید بگید نمیشه اعتماد کرد و این حرفا ولی وقتی بهش اعتماد ندارید و نشناختید لزومی هم به زن دادن بهش نیست
کسی که از خدا بترسه طلاق واسش خیلی بدتر از اونی هست که بخواد به فکرشم بیفته (( مثل خودم !!! ))

ولی وقتی بحث مهریه هایی چند صد تایی میاد و چونه میزنن پیش خودم میگم ببین دارن دختر طرفو معامله میکنن !
واقعا کسایی که زیر بار این مهریه ها میرن وقتی نمیتونن پرداخت کنن از شرعی مشکلی نداره ؟؟؟؟؟؟
چرا واقعا از ته دل یه زندگی مشترکی رو تشکیل نمیدن و با هم مثل آدم زندگی نمیکنن ؟؟
چرا اینقدر تو زندگی من من میکنن و طعم شیرین زندگی شیرین رو از بین میبرن ؟؟
پول من
مال من
جهاز من
اینو مامان من خرید اینو بابام خرید و ...........
این حرفا و اون میاحث مسخره و سنگ اندازی های خانواده واسه تشریفات باعث نمیشه اون مهر و محبت واقعی نباشه و طرفین با تفکرات مادی زندگیشون واقعا اون پیوند رو نداشته باشه ؟
شاید من زیاد آرمانی فکر میکنم و امروزی ها نمیتونن اینجوری باشن !!
خیلی دوست دارن چاقو رو بیخ گلوی همدیگه نگه دارن !
خودم هیچوقت حتی زمان گناه کاریمم سراغ دوستی با دختر نرفتم
معتقد بودم و هستم دل رو باید اینقدر پاک نگه داشت تا در آخر تقدیم یک نفر کنی !!!
کسی که در آخر محبتت رو خالصانه بهش تقدیم میکنی !!

هفتم
بعد این همه تغییرات دینی صد در صد تو خانواده مشکل خواهم داشت !!
سوالم اینه
آیا وظیفه پوشش خواهر به عهده برادره ؟؟؟ و یا فقط وظیفه پدر هست ؟؟
چون صد در صد من حرف بزنم از نظر شرعی و قانونی شاید حق با من نباشه
بعد ازدواج شوهر و قبل ازدواج پدر مسئول هست آیا ؟؟
تا چه حد میتونم تذکر بدم و مداخله کنم و حتی جر و بحث ؟؟؟
(( یکی بهم گفته بود فقط در حد تذکر چون پدر و مادر احترامش واجبه ))
ولی خب وقتی باید برخورد کرد چی ؟؟؟؟؟

هشتم
درآمد و کارهای پدر اگه صد در صد شرعی نباشه و کمی ریز مشکل داشته باشه اووقت وظیفه چیه ؟؟
اینم باید با حفظ احترام فقط تذکر داد ؟؟
چون یه جا خونده بودم اگه درآمد پدر مخلوطی از حلال و حروم هست مشکلی از این بابت نیست !!

------------------------------------------------------------------------

شاید این بحث ها بار ها و بارها تو فروم بحث شده ولی من خودم دلم میخواست تاپیک بزنم
بعد 23 سال گناه و شرمندگی بندگی خدا دلم میخواد خالص و خالصانه بندگی خدایی رو کنم که با وجودش نیازی به چیزی ندارم و با حرفش جلو میرم
شاید سخت بگیرم ولی دلم میخواد کمترین مشکلی تو زندگیم نباشه و راحت زندگی کنم

میدونم بحث طولانیه ولی خیلی دوست دارم تاپیک به جاهای خوبی کشیده بشه و کمی هم به من کمک بشه
چون به کمک لازم دارم !! :Ghamgin:

کارشناس گروه فقط اگه ممکنه کل قرآن رو واسه جواب دادن به من نزاره ! :khandeh!:
خلاصه و مفید !

با تشکر از همه دوستان به ویژه مدیریت و کارشناس سایت
مرجع تقلید رهبر

برچسب: 

توبه و راهکار های شیطان برای ترغیب انسان به گناه

من متن زیر رو از سایت 40 توبه کپی کردم ...
میخوام بدونم این مطالب تا چه حد صحت داره و میتونیم ازش بهره بگیریم.

متن:

میدونم با خوندن عنوان پست کمی تعجب کردید ولی باید به خدمتتون عرض کنم که شیطان علاوه بر پدر سوخته گری بسیار موجوده حروم لقمه ای هم هست!!! در ادامه بهتون ثابت میکنم که با چه کسی شما روبه رو هستید!!!
یادتون نره.شیطان همیشه هست باید ادبش کرد و مدیریتش کرد..یاد بگیر هر کاری رو خواستی بکنی قبلش از خودت بپرسی : امام زمانم خوشش میاد؟
متن زیرو بخونید و ترفندهای گول زدن شیطان رو یاد بگیرید.بعد یه مدت یه اتفاق جالبی میوفته و احساس میکنید که این بدنتون دستتون امانته و باید ازش مراقبت کنید
ببینید شما با شیطان طرفید نه با عمو گل باقالی!! خیلی زرنگ و باهوشه و دقیقاااا از رو به رو میزنه دقیقا!! میزنه تو برجکت!! اما من تموم طرفنداشو براتون رو میکنم…امکان نداره همچین متنی رو جایی پیدا کنید پس خوب به حرفام دل بدید و بیاید دست تو دست هم بذاریم و دهن این ملعون رو آسفالت کنیم!!

شیطان حروم لقمه از چندین روش استفاده میکنه تک تک براتون توضیح میدم

نوستالژی شیطان/

یکی از ترفندای زیرکانه شیطان همینه!!! اقا مثلا یه مدت طولانی از توبه ای که کردی میگذره یا تصمیم گرفتی دور یه کاره بد و گناهتو خط بکشی…بعد از حدود سه هفته یا چهار هفته میاد بهت میگه : عزیزم یادته اون روز اون کارو کردی چقدر حال داد؟ بعد تو جواب میدی: خفه شو گمشو برو از فکرم بیرون!!! بعد میاد بهت میگه : چرا ناراحت میشی عزیزم؟ بهش فکر کن فکر کردن که گناه نداره.تو منو سه هفته شکست دادی…فکر کن…یادته چقدر خوب بود؟ یادته چقدر خوش گذشت؟ یادته عزیزم؟یادته این اهنگه یادته این خیابون چقدر خاطره داشتی…یادته؟
این بیشرف خیلی زرنگه بعد سه هفته میاد گناهاتو برات زیبا جلوه میکنه…یه وقت سنگر خالی نکنیدا!!! خیلی حروم زادست.حواستون جمع باشه
..
.

وسواس فکری/

خدا نکنه که بخوای یه نماز بخونی…خدا نکنه بخوای کاریو برا خدا کنی این ملعون ان چنان وسواس فکری برات درست میکنه که حالت از هر چی عبادتو نمازه بهم میخوره..میاد بهت میگه : وضوت باطله …نمازت باطله..وضویی که گرفتی دستتو درست نشستی…نمازت باطله اخه لباست رنگیه…روزه ای که گرفتی باطله اخه گناه کردی…تو گناه کاری خدا نمازتو قبول نداره..
این آشغال از این طریق شمارو نیستو نابود میکنه…به حرفاش محل سگ هم ندید و راحت از کنارش عبور کنید
..
.
خواب/

این ملعون عوضی تو خواب هم میتونه بیاد…به صورت یه خانوم و یه اقا در میاد و شمارو وسوسه میکنه…بعضی وقت ها به شکل ناموست خواهر یا برادر یا نزدیکانت…این میخواد براتون وسواس فکری درست کنه …بعد که از خواب پا میشی حتما سوره ناس بخون تا این حروم لقمه ازت دور بشه.
وقتی یه مدت دست شیطان رو از زندگیت دور میکنی تموم تلاششو میکنه که تو خواب بهت صدمه بزنه و برات وسواس فکری درست کنه.مواظب باشید…حتی شیطان از سمت مذهبی ها هم بهت حمله میکنه….خواب هایی میبینی که دقیقا نقطه ضعفاته!!! مواظب باشید شیطان داره رو شما کار میکنه
..
.

نا امیدی /

یکی از بهترین قشنگ ترین حرفه ای ترین ناز ترین…بازم بگم؟ یکی از بهترین ترفنداش همینه…میاد کلی بهت موج منفی میده…داغونت میکنه…میگه تو هیچی نیستی..خدا نمیبخشت…تو ضعیفی …تو بدرد نخوری… تو …مواظب باشید این امواج منفی رو از خودتون دور کنید.تو این جور شرایط تموم امواج منفیتونو تو یه کاغذ یاد داشت کنید و خیلی راحت حلش کنید.نذارید این امواج منفی زیاد تو فکرتون باقی بمونه
..
.

کفر گویی/

تا یه اتفاق بد برات تو زندگی میوفته سریع نا امیدت میکنه و میگه کفر بگو!! میگه : دیدی خدا دوست نداره…دیدی امام حسین کمکت نکرد.دیدی اینا همه کشک بود؟..انقدر میاد اینارو بهت میگه که یهویی به خدا گله میکنی و سر خدا داد میزنی…
..
.
ترس/

بی دلیل و بی جهت میترسونت..میگه خدا اون دنیا میندازت جهنم..خدا گناتو نمیبخشه بد بختت میکنه…اگه بمیری پوستتو میکنه…شبا از جن میترسونت.میگه الان که برقا خاموشه جن تو اتاقته میترسونت و راه شیاطینو به زندگیت باز میکنه…یه بسم الله بگو و تموم این افکارو بریز تو چاه مستراب!!!!!!
..
.
وسوسه/

تو یه وقت خواصی که همتونم میدونید کیه یهویی میاد بهت میگه : پیس پیس صدامو میشنوی؟ ببین چقدر خوبه! الان که سرت خلوته برو فلان فیلمو ببین …پیس پیس صدامو میشنوی؟ برو به فلانی اس ام اس بده…نیازتو بر طرف کن…پیس پیس ببین گناه داره بهش زنگ بزن بنده خدا منتظرته…یه اس بهش بده از دلش در بیار…بابا درسته توبه کردی که دیگه بهش اس ندی فقط یه اس بده خبرشو بپرس…
این حروم زاده حروم لقمه حروم ریشه میاد وسوستون میکنه که دوباره برگردید به سمت گناه…خیلی مواظب باشید…یه راهکار دارم..تموم چیزایی که فکر میکنی تورو وسوسه میکنه از خودت دور کن
..
.
یاداوری و خنده بیجا /

این کثافت چون مغروره شمارو مغرور میکنه…به عبادت به زندگی به نگاه به دیگران…مثلا میبینی یکی از تو پایینتره میگه مسخرش کن بخندین یا…مواظب باشید لبچه ها..کسیو مسخره نکنید..این شیطانو خوشحال میکنه
..
.

بیحوصلگی/

وقتی حال نداری و بیحوصله ای میاد بهت میگه : این چه زندگی خاک بر سریه که برات خودت درست کردی؟ اینم شد زندگی؟ نگاه کن ببین دوستات چقدر چقدر پیشرفت کردن…خاک تو سرت با این زندگیت…میاد داغونت میکنه و بیحوصلت میکنه و عین یه تیکه گوشت میوفتی گوشه خونه.
تو این شرایط به شیطان بگید : خفه خفه خفه!! خیلی هم خوشحالم از اینکه دوستام پیشرفت کردن.ایشالله که به هر چی میخوان برسن.امیدوارم به هر چی که ارزوشونه برسن…بگو خدایا شکرت که دوستام پیشرفت کردن..نذار حسادت تو خودت به وجود بیاره این ملعون.

..
.

غده سرطانی عقل /

وقتی یه مدت زماان نسبتا زیادی رو با شیطان گذرونده باشی شیطان بر تو مسلط میشه!!بخاطر همین خیلی خیلی راحت گناهو برات زیبا جلوه میده و تو مثل اب خوردن گناه میکنی…خیلی مواظب باشی.
تنها راه نجات از این مرحله یه توبه چهل روزست….شیطون با لگد پرت میشه بیرون از عقلت و مسیر زندگیت روشن میشه

..
.

فراموشی /

نیت کار خیری داری…نیت کردی مثلا برا امام زمان دعا کنی…نیت کردی کمک کنی…نیت کردی یه دویست تومن بندازی صندوق صدقات نیت کردی ۵ تا صلوات واسه سلامتی امام زمان بفرستی(اگه میشه همین الان بفرستید) نیت میکنی مثلا یه امروزو گناه نکنی…این ملعون میاد خیلی شیکو مجلسی یه کار میکنه که فراموش کنی و کارتو پشت گوش بندازی…
خیلی حواستون باشه!!! این ملعون اگه بمیره نمیزاره شما کار خیر بکنید چون میدونه خدا چقدر پاداش میده…واسه همین بهت یه وحی شیطانی میکنه که مثلا برو تلوزیون ببین فلان برنامه داره یا برو سر وقت اینترنت یا کامپیوتر…
..
.

صبر ایوب شیطان /

بدترین زشت ترین نامرد ترین و وحشتناک ترین حمله شیطان اینه…صبر ایوب شیطان!!! شیطان صبرش زیاده وقتی توبه میکنی و دور یه گناه رو خط میکشی میره یه گوشه از خونه میشینه و صبر میکنه دو هفته بگذره بعد دوباره میاد سر وقتت…بعد که به فکرای شیطانیت میگی نه دوباره میره و ۳ هفته دیگه میاد..بعد که اعصابش خورد میشه هر روز میاد بعد که دید نمیتونه هر ساعت میاد…بعد که دید نمیتونه میره ۱ ماه بعد میاد یه سال بعد و حتی ۵ سال بعد تا لحظه مرگ……
بچه ها تورو خدا مواظب این ترفند شیطان باشید.من خودم تموم تلاشمو دارم میکنم.خیلی این مرحله مهمه خیلی…به روز های پاکیتون هیچوقت مغرور نشید
..
.

نفس

میچسبونه خودشو به نفس لوامه و تورو به سمت بدی ها میکشونه و کاری میکنه که دیگه بعد گناهات عذاب وجدان نمیگیری..
یعنی تو هر بار با گناه کردن رو عذاب وجدانت خاک میریزی و میگی خفه شو!! همینی که میگم!!
بچه ها بعد از چهل روز توبه کردن عذاب وجدانتون بیدار میشه و شما خیلی پیشرفت میکنید…
..
.
زیبا کردن گناهان/

این که دیگه نیاز به توضیح نداره…یه گناهو که خیلی لذت بخش بوده براتو همش میاره جلو چشت و وسوست میکنه
..
.

عکاسی شیطان و نفس/

این یکی از بیهترین روش هاییه که شیطان به کار میبره…این حروم زاده یه دوربین عکاسی دستشه و از گناهایی که میکنی عکس میگیره و وقتی دو یا سه هفته از اون گناهی که کردی میگذره این عکسارو به وسیله قوه تخیلت بهت نشون میده. دقت کردی یه صحنه هیچوقت از تو ذهنت بیرون نمیره؟؟؟؟ این حروم لقمه خیلی این کارش حرفه ایه و هر لحظه از کارات عکس میگیره…نا امیدت میکنه با یه عکس…جالبه که بدونید همه ما بیشتر گناهامون به یادمون میمونه نه کارای خوبمون!!!!!!
واسه مقابله با این ترفند شیطان سعی کنید به کارای خوبتون که انجام دادید فکر کنید تا این اشغال ازتون دور شه
..
.
عصبانیت/

یکی دیگه از ترفندای شیطان همینه که موقع عصبانیت میاد نقطه ضعف طرف مقابلتو بهت گوش زد میکنه و در همین لحظه شیطان به اون طرف مقابلتم نقطه ضعف تورو گوشزد میکنه…یه سوال ؟ از شیطان حروم زاده تر کسی داریم؟ تو این پست خیلی فحش دادم اما دوست دارم یه فحش خواهر مادر همینجا بدم فقط چشماتونو ببندین اگه طاقت ندارین…
..
.
نه!!!!‌فحش نه!! این یکی دیگه از ترفندای شیطانه…هیچوقت فحش ندید..حتی فکرتون!!! آیات شیطانی میشه همین فحش ها…موقع عصبانیت یا وقتی کسی فکرتونو خراب کرد با حرفای چرت و پرت یا تهمت یا …سریع گوشاتونو بگیرین تا نشنوین یا از اون محیط فاصله بگیرید یا ذکر بگید …هر ذکری که دوست دارین .من همیشه میگم لا اله الی الله شما هم بگید.
..
.
شیطان ۲۰۱۴/

شیطان میاد میگه : خدا وجود نداره که…اینا همه دروغه…کی دیده حالا اون دنیارو…بهشت کجا بود بابا.این همه ادم من کجای زندگی خدام…این همه ادم مردن چی شد؟ اصلا برا چی زندم؟
بچـــــــــــــــــــــــــــه ها !! هم خدا هست و هم بهشت جهنم و هم همه چی!! این شیطان ملعون میاد معاد و باور به خدارو براتون میزنه…خیلی مواظب باشید.گول این ترفند شیطانو بخوری خیلی راحت بگم ناراحتم نشو اما بد بخته بد بختی …ولت نمیکنه…بیچارت میکنه …بهه خاک سیاه میکشونت!!
برای مقابله با این ترفند شیطان کتابای خداشناسی هارون یحیی رو مطالعه کنید یا دانلود کنید…خیلی مفیده.دیدتون باز میشه…این حروم زاده به این اروپایی ها گفته ما از نسل میمونیمو از این چرت پرتا…بچه ها گول نخوریدا…بد بختتون میکنه این شیطان..حتما کتابای هارون یحیی بخونید

..
.
منت گذاشتن/

یه کار خیر میکنی با یه تیکه انداختن و منت گذاشتن خرابش میکنی این هم یکی دیگه از ترفنداشه!
..
.
وعده فقر /

میاد بهت میگه کمک نکنی !! تو که پول نداری کمک کنی خودت فقیری کمک نکن بابا.میخوای به به هیئت یا مسجد محلتون یکم کمک کنی میگه ول کن نده!! هستن کسایی که بدن.این پول نون خشک هم نمیشه..نده ول کن..بیخیال شو…پول نداری لباس بخری میخوای به فقیر کمک کنی!!!!!

بچه ها این هم خیلی مهم بود که گفتم.مواظب باشید…هیچکی با کمک کردن در راه خدا فقیر نشده خیالتون راحته راحت..همه دارن سود میکنن
..
.
واجب کردن مستحبات/

یه مدت که توبه میکنی و سعی میکنی با خدا بیشتر باشی همچین کارهای مستحبی مثل ( قران خوندن نماز مستحبی خوندن خوندن دعا ها خوندن کتابای فلسفی خوندن زیارت عاشورا خوندن کمیل و…) انقدر سرتو گرم میکنه که سه تا حالت بد برات به وجود میاره. اولیش اینه که مغرورت میکنه با خودت میگی اره دیگه الان من جام بهشته خوش بحالم دوستم مهدی بد بخته میره جهنم من میرم بهشت یعنی مغرورت میکنه.دومیش اینه که از واجبات میوفتی یعنی نماز صبح خواب میمونی سومیشم که خیلی زیاد دیده شده اینه که ادم حالش از هر چی دینه بعد یه مدت بهم میخوره …دین زده میشی یعنی افراط!!!!!!
..
.
حسادت/

اقا این حروم زاده میاد بهت میگه : بد بخت نشتی خونه که چی؟ بیچاره همه دارن پیشرفت میکنن…به خودت نگاه کن.این چه لباسیه اخه…بی پول بد بخت..هیچی نداری همه ماشین دارن تو نداری…تو یه عنصر بی مصرفی تو اندازه کاسه توالتم ارزش نداری…خاک تو سرت ببین مهدی چه گوشی داره تو گوشیت سادست…خاک بر سرت..
بچه ها این حسادت اصلا خوب نیست…بیچارتون میکنه.بگم چکار کنید؟ یا سعی کنید نبینید یا اگه دید سریع با خودتون بگید : خدایا شکرت دوستام چقدر پیشرفت کردن.خدایا شکرت ایشالله که بازم پیشرفت کنن…برای دوستات دعا کن و از پیشرفتشون خوشحال شو…میدونم سخته ها.اما تمرین کنی انقد دلت سبک میشه…بعد نماز برا دوستات دعا کن حتما تا حسادت ریشش خشک بشه
..
.
بحران/

وقتی یه بحران و یه سختی برات به وجود میاد بهت میگه: نه تو نمیتونی…نه تو نمیتونی این مشکلوو حل کنی…تو ضعیفی تو هیچی نمیفهمی…زنگ بزن از فلانی کمک بگیر…نه تو نمیتونی ترک کنی…نه تو نمیتونی توبه کنی…تو ضعیفی تو خونوادت مقصرن …نه تو نمیتونی از بحران در بیای ..تو نمیتونی چاق شی…تو نمیتونی لاغر شی تو نمیتونی تو ضعیفی…
بچه ها این نمیتونی ها از سمته شیطانه و میتونی از سمت خدا…یه یا علی بگو و با کله برو به سمت مشکلات!!!
..
.
مدیریت نیازها/

مدیریت نیازها: نذار نیازی در تو بوجود بیاد که بعدش نتونی حلش کنی..خودتو تو موقعیت گناه قرار نده که بعدش بگی چرا گناه کردم
..
.

عنوان ها/

زیبا کردن گناهان ..مثل : من با این دختره دوستم اما خب ابجیمه…گناه که نمیکنم دلم پاکه…مانتوم تنگه اما دلم پاکه جلو نامحرم بدنم معلومه اما دلم که پاکه..بابا دلت پاک باشه..نماز نمیخونم اما دلم پاکه..مسجد نساختم اما خب گناهی که نکردم…
مواظب باشید دوستان این ملعون از این کارا زیاد میکنه… مراقبه کنید.اگه نمیدونی مراقبه چیه حتما در گوگل سرچ کنید مراقبه چیست و بخونید.مراقبه یعنی پیشگیری!
..
.
حدس نفس/

خیلی ها هستن دارن نماز میخونن ها اما یهویی یکی میاد واسه کی داری میخونی؟ خدا وجود نداره !!! به این کاره شیطان میگن حدس نفس که یکی از حرفه ای ترین حملاته شیطانه…۴۰ روز طول میکشه که این حدس نفس از ادم دور بشه..مواظب باشید
..
.

غرور کاذب/
اینکه تا یکی پایینتر از خودت میبینی و محل نمیدی یا سلام نمیکنی یا…اینا همه کاره شیطانه.مواظب باشید مغرور نشید.خدا انقده بدش میاد از ادمای مغرور که حد نداره…من خودم حالم بهم میخوره از ادمای مغرور …
..
.
در نماز صبح :
راه کار های شیطان :
۱: یکم دیگه بخوابم پا میشم
۲: تا قبل طلوع افتاب وقت دارم
۳: امروز خستم فردا میخونم حتما
۴: یکی دیگه بخوابم حتما پا میشم
۵: وایستا اذان تموم شه حتما پا میشم
۶: مهمون داری بخواب ..خدا درکت میکنه که نمیتونی مهمون داری…ممکنه مهمونات اذیت بشن

اگه بتونی گول این ترفند های شیطان نخوری بعد چند ماه خوده خدا با الهامات از خواب بیدارت میکنه.خودتم باور نمیکنی اما انکاری یکی سریع قبل اذان بیدارت میکنه…باورت نمیشه که بیدار شدی…کسی که باید تا دیروز هزار تا زنگ کوک میکرد الان راحت از خواب پا میشه
..
.
کنجکاوی/

شیطان بعضی وقت ها به وسیله قوه خیال بهت حمله میکنه و بیخودی تو یه سری از مسایل کنجکاوت میکنه…خیلی خیلی مهمه…مثلا میگه برو در مورد فلان عکس از اینترنت ببین یا فلان فیلم یا فلان…یا برو به فلانی زنگ بزن باهاش دوست شو …یا برو به عشق گذشتت اس بده خبر بگیر یا …
اینا همش کاره این شیطان خبیثه…میخواد گولتون بزنه!!!! یه استغفار کنید و با خودت بگو من قویم من میتونم من شیعه امام علیم و زورم زیاده متوسل شو به اهل بیت.بگو من کم نمیارم.
..
.
شانس و خودم خودم/


تا به یه موفقیتی میرسی با خودت میگی : این من بودم که به اینجا رسیدم خدا کاری نکرد که.اگه من ماشین خریدم خودم کار کردم خدا کجا بود.اینا همش افسانست.کشکه…توکل کردن یعنی چی …اینا همش واسه پیر مرداست!!

بچه ها ما هر چی داریم از خدا داریم.اگه خدا نخواد که ما میمیریم که.مواظب این افکاره شیطانی باشید
..
.
چهار جهت زدن ابلیس/
شیطان کم کم تو کاست میذاره پس فک نکن یهویی میگه مثلا برو زنا کن یا برو دزدی کن!!! نه کم کم گولت میزنه…اینده و گذشتتو هی به یادت میاره که ناراحت و نا امیدت کنه…اگه قراره توبه کنی باید شیطون و راه کاراشو خوب بشناسی
..
.
اولیالله شیطان/
شیطان اولیالله داره!! یعنی بعضی ادما از خود شیطانم بیشتر میرن و میشن اولیا شیطان…هنگام خشم و دعوا شیطان میاد به اون یکی نقطه ضعف اینو میگه و به این طرف نقطه ضعف اونو میگه و بینشون دعوا میندازه…خیلی ها جون خودشونو دادن سر این بحث ها…
اخیش تموم شد بلاخره

..
.
بزرگ کردن معصیت ها و کوچک کردن کار های خوب :
شیطان همش میاد گناهاتو بزرگ جلوه میده و کاری میکنه که کارهای خوبت به چشمت نیاد.مواظب باش اسیر این ترفند شیطان نشی.خودتو دسته کم نگیر و سعی کن تو این جور شرایط کارهای خوبی که به عشق خدا کردیو به خاطر بیاری
..
.
پارازیت :
یه نوع شیطان هست فقط مخصوص مطالعه گذاشته شده.یعنی به محض اینکه میخوای درس بخونی یا رو یه موضوعی تمرکز کنی …یه کاری میکنه که نتونی تمرکز کنی مثلا خاطره ای رو به یادت میاره یا اینکه میگه به فلانی اس بده یا هر کاری که از دستش بر بیاد میکنه که نتونی تمرکز کنی.کارش پارازیت انداختنه
راه کار : سعی کنید با تمرین راه کار های تمرکز این پارازیت هارو کم کنید و محل ندید
..
.
فاجعه در آینده :
بعضی وقت ها شیطان از طریق استرس شرایطی رو برات فراهم میکنه که استرس تموم وجودتو میگیره …و داغونت میکنه وو کاری میکنه که از رحمت خدا نا امید بشی…به طوری که سر درد میگیری و داغون میشی…
راه کار..: سعی کن هر تهدیدی رو به فرصت تبدیل کنی و سرنوشت رو قبول کنی و با یه ذکر لا حول ولله قوه الله بلا از جات پاشی و توکل به خدا کنی و بهش اعتماد کنی.. و به همه اتفاق ها از جنبه مثبت نگاه کنی و مثبت نگر باشی.یه مومن هیچوقت تو بنبست قرار نمیگیره

..
.
سارق زمان :
شیطان زمانتونو ده دقیقه ده دقیقه میدزده مواظب باشید که کارهایی که دارید انجام میدید شمارو از اون مسیر واقعی ادم وا نداره
مدیریت زمانی داشته باشید
..
.
یورش افکار منفی :
یه زمانی که بیکاری و قول و قرارتو با خدا فراموش میکنی یا فراموشم نه…مثلا تازه از خواب بلند میشی هنوز گیجی حالیت نیست یهو شیطان از طریق نفست یه راه کار هایی بهت میده..
یاد بگیر تو لون لحظه سریع به یاد قول و قرارت بیوفتی
..
.

ممنون میشم اگه پیگیری کنید.

دلم آشوبه...

سلام
دلم اشوبه
من 4 سال پیش یه گناهی کردم که به خاطرش کلی گریه کردم به درگاه خدا، خیلی سختم بود که خدا ازم راضی نباشه، کلی گریه، نماز، دعا که بتونم دوباره خدارو از خودم راضی کنم،
اما همون روزا گناهی که کردم دائم جلو چشمام بود، هردفعه یادم می افتاد احساس میکردم همه کارام بیهوده س، حس میکردم هنوزم از خدا خیلی دورم
همین افکار تو دلم یه بلوایی به پا کرده بود که دوباره امسال همون گناهو انجام دادم (میگم گناه فکرتون نره به چیزای بد، رابطه با نامحرم منظورمه، البته نه رابطه ی نامشروع، دوستی.)
اینبار دیگه از خودم متنفر شدم
میترسم
بازم اومدم به درگاه خدا، میگم خدا من خیلی سریش تر از این حرفام، هزار بارم برم بازم میام دم در خونه ت
اما میترسم از آینده م، میترسم که تاوتنشو تو همسر آینده م بدم، تو بچه هام
روزی هزار بار از خدا میخام که بهم قدرت بده بچه های خوبی تربیت کنم که تو راه تو باشن خدا
اما بازم دلم اروم نمیشه
نور نمیبینم
گاهی از ته دل ارزو میکنم کاش یکی از طرف خدا بیاد بهم بگه خدا ازت راضیه دلت اروم باشه
آخ آقا کجایی......
این دل آشوبی من نشون از چیه؟ من به رحمت خدا امید دارم، نگین که از ناامیدیه و اینا، دلم آروم نیست، نمیدونم چطوری میتونم گذشته مو پاک کنم، چطوری میتونم جبران کنم، چطوری میتونم حداقل خودم از خودم راضی باشم
شما بهم بگین
:geryeh: