ارتباط با نامحرم

گفتگوی با نامحرم برای ازدواج

دختر و پسری که میخواهند با یکدیگر ازدواج کنند برای آشنایی بیشتر میتوانند تلفنی پیامکی یا حضوری صحبت کنند؟

توبه از گناه و حق الناس

دو سال قبل بعد از اختلاف با شوهرم مدتی جدا از هم بودیم ولی طلاق نه
در همین حال من با اقایی در مجازی اشنا شدم و ایشان را یکبار دیدم ،
نزدیکی نداشتیم ولی همدیگر را در اغوش گرفتیم و بوسیدن
بعد از ان من پشیمان شدم و این اشتباه دیگر هرگز تکرار نشد
پس از مدتی با همسرم چون بچه داریم مصالحه کردیم
الان همسرم فهمیده و میگه مدیونی اگر ارتباطی داشته و نگویی
گفتم نداشتم . میگه مدیونی اگر او را در اغوش گرفتی دیگر هرگز در اغوش من بیایی،
من توبه کردم و از خدا طلب مغفرت دارم ولی اگر به همسرم بگویم مرا طلاق می دهد و فرزندانم رها میشوند من چه کنم؟
آیا اگر به او نگویم، نسبت به او مدیون هستم؟ آیا همین که به او نمیگویم ولی سعی در محبت به او دارم کافی نیست؟

خدا گناه منو بخشیده؟ (پیامدهای ارتباط با نامحرم)

باسلام وتشکر ازاینکه پیامم رو میخونید
من مدتی هس که درگیر این موضوع هستم و ذهنم بسیار اشفته اس و کابوس میبینم ازهیچکس تاحالانتونستم سوال کنم
من مرتکب اشتباهی شدم که الان بطور کامل توبه کردم و اعمال مستحبی و واجب فراوانی انجام دادم برای جبرانش انشاالله
اماهنوز درگیری فکری دارم

توسط دوستانم و باتاثیراز اونها باشخصی اشنا شدم که ادعای مسلمونی و اعتقاد فراوانی داشت البته ازطریق گروه و چت
در ابتدا از اعتقاداتش خوشم امد و جذبش شدم و شروع کردیم به چت. البته کشش از سمت اون بود ولی من هم به مرور علاقمند شدم
وازش خواستم بمن فکر کند به نیت خوب و ازدواج.
اوایل قبول نمیکرد و من درگیر احساسات شدم و یکی دوبار از اوخواستم که بمن فکرکند باراول بامن برخوردکرد اما باردوم که همدیگر را دیدیم مرتکب یه خطای بد شد که انتظارش رو نداشتم
بعد از اون شوکه بودم اما او بعداز ان ابراز علاقه بمن کرد، اما در زمانی که باهم بودیم شناختمش.
برای او میل و رضایت من مهم نبود هر کاری که تمایل داشت انجام می داد حتی به من تعرض جنسی می کرد...
تا اینکه کارمان ب دعوا کشید و مرافحش دادو تهمت هرزگی به من زد و من بخاطر اتفاقاتی که دران مدت افتاد وشناختمش ازش متنفر شدم
بعد از مدتی دوباره سمتم امد و گفت که قصد ازدواج دارد به ظاهر که در درستی یا نادرستی ان شک دارم و نمیدانم قصدش رام کردن من بود یاواقعا ازمن قصد خواستگاری داشت اما باشناخت روز بروزش از او متنفر شدم و ترکش کردم. او مرا تهدید به ابروریزی کرد و بعد از اینکه یک خواستگار برایم امد ابروی مرا پیش انها برد و مرا تهدید به ابروریزی پیش پدرم کرد...
باهمه این اوصاف ادعای خواستگاری ازمن داشت که من با درخواستش مخالفت کردم و او به جایی نرسید و بعد از مدتی با فرد دیگری ازدواج کرد.
میخواستم ببینم آیا در این رابطه و این اتفاق حق الناسی گردنم هست یانه؟
۱۰کیلو لاغرشدم از عذاب وجدان و ناراحتی ازگناهم و شرمندگی خدا و شماتت خواستگارم و چند ماه بیمار بودم
الان خدا من رو بخشیده یا حق الناسی گردنم هست؟ و اینکه اینده ام رو چیکار کنم؟
ممنون

چرا دست دادن زنان با مردان اشکال دارد؟


چرا دست دادن زنان با مردان اشکال دارد؟

برخی بازیگران زن هم به این مسئله اشاره کرده اند، مگر در این یک ثانیه چه اتفاقی می افتد؟
اگر کسی چیزی تو دلش نباشه که دست دادن مشکلی پیش نمی آورد،
اگر هم کسی در دلش بیمار باشد خب ده فرسخی اش هم که نگاهت کند آن اتفاق بدی که باید در ذهنش بیفته، می افته؛ پس حکمت این حرمت چیست؟

هدایت به صراط مستقیم

انجمن: 

شخصی که نمی خواهدبه راه راست هدایت شودچرادرنمازباید اهدناالصراط المستقیم گوید؟

بر سر دو راهی مانده ام چه کنم؟ (پیشنهاد مجدد ازدواج به فردی که درخواست ازدواجم را رد کرده)

سلام دوستان

من چند سال پیش به دختری از اشنایان علافه پیدا کردم. رابطه ما اکثرا در حد اس ام اس بود.

ولی بعدا که قضیه علاقه و ازدواج رو مطرح کردم. بهانه های مختلفی اورد، مثلا همسن هستیم و خوب نیست. یا من به این چیزا فک نمیکنم.
من چند بار با فاصله زمانی بهش پیشنهاد ازدواج دادم ولی هر دفعه جواب منفی بود. این اوخر به شدت بی محلی میکرد. و خیلی ضایع میکرد.

من حقیقتا کاملا از این ارتباط پشیمون شدم و ازش ناراحت هم شدم و به همین خاطر باهاش بهم زدم.

بعد از 2، 3 ماه .الان یه مدت هست دوباره اس میدیم. و من سر دو راهی گیر کردم.

یه طرف دلم میگه اون پشیمون شده و برگشته میخاد به من نزدیک شه، از یه طرف عقلم میگه دیگه ارزش وقت تلف کردن نداره و این همونی هست که بود

تو این 3 سال خیلی از زندگی عقب موندم. به نظرتون چیکارکنم. دوباره پیشنهاد ازدواج بدم؟ یا قیدشو بزنم ؟

اگه جواتون اینه که قیدشو بزنم. چطور فراموشش کنم که دیگه فکر و خیالات نگیرم و راحت زندگی کنم ؟

مرسی از اینکه وقت میزارین:Ghamgin:

گناه کبیره و عذاب دائمی در جهنم

اعتقادی:وقتی بنده ای توفیق گناه صغیره پیدا نکردگناه کبیره می کندچراخدااهل معامله نیست یک گناه صغیره یک آتش مختصردرجهنم. بهترازعذاب کبیر نیست

مدیریت ارتباط با نامحرم

سلام.
از کارشناس محترم درخواست دارم نظرشون رو در رابطه با دو مقاله ای که لینکشون رو اینجا میزارم بیان کنند.
مقاله اول ترجمه شده ی یک مقاله خارجیه که طبق آداب و فرهنگ خودشون نوشته شده
اما مقاله دوم از دکتر علیرضا شیری هستش که یکی از مشاوران و روانشناسان ایران هستند،
ایشون در مشاوره هاشون نسبت به عقاید خود مشاور شونده، بعضا از نگاه دینی هم به قضیه نگاه میکنند.

من میخوام بدونم که چقدر مطالب این دو مقاله از نظر شما قابل تایید یا رد هستند و به چه دلیل؟
ممنون.

رابطه خواهر و برادری با جنس مخالف به نیت علم آموزی

سلام وخسته نباشید

ببخشید سوالم این است که آیا با جنس مخالف در ارتباط بودن وخود را خواهر و برادر دینی دانستن و از دانش یکدیگر استفاده کنیم
بدون زدن حرف های بیهوده ، بلکه هر دو مقید به دین و همه چیز رعایت بشه
و واقعا این احساس خواهر و برادری باشد و درد دل صورت گیرد و درکنار آن از دانش یکدیگر استفاده کنیم، آیا این رابطه اشکال دارد؟
لطفا راهنمایی کنید

باتشکر

رفتار ناپسند همسرم در گذشته و تأثیر آن بر زندگی فعلی ما

سلام دوستان
وقت شما بخیر باشه
من ی سال ازدواج کردم
خودتون می دونید که دخترا اول دنبال شوهر می گردن بعد که گیر اوردن ناز می کنن. (البته جسارت به همه دخترا نمی کنن ، بعضیاشون واقعا همون طور که پیامبر گفته گل هستن)

من ۲۷ سالمه خانومم ۲۰ سالشه.
خیلی چیزا رو نشون نمی داد قبل ازدواج خیلی خوب بود ، من خیلی هم تحقیق کردم فقط می گفتن مادر خانومم داخل زندگیتون دخالت می کنه.
از موقعی که فهمیدم با ی پسری ارتباط داره ناراحت شدم . من مثل جونم دوستش داشتم.
فهمیدم داداش خانومم از پسره پول می گرفته و گذاشته خانومم براش دختر مخ بزنه Sad
ی چیز دیگم فهمیدم ، داداش خانومم با استفاده از خانومم به پسرا زنگ میزده و میداده خانومم صحبت کنه و ازشون شارژ می گرفته .
دنیا چقد می تونه کثیف باشه.
من اصلا دختر ببینم سرمو میندازم پایین ی موقع به گناه نیفتم . خیلی وقتام بهم پیشنهاد های دوستی میکردن دخترا ولی من بخاطر ناموسم هیچ وقت کسیو به گناه ننداختم.
ترسم از به گمراه کشیدن دختر مردم.
وقتی این داستانارو فهمیدم واقعا متاسف شدم.
نمی دونم چرا خدا با من این کارو کرد. چرا منو نمیکشه از رو زمین بیرون ، حالم بهم می خوره از آدما .
الانم قضیه رو به خانومم گفتم که دلیلش چی بوده ، لج بازی می کنه ، بی محلی می کنه. اگه درخواست مسائل جنسی ازش داشته باشم بی محلی می کنه .

من به مرگم حاضرم ، سخته جلو این همه گناه و دخترای که حاضرن باهات بخوابن داخل دنیا زندگی کنیم ، از طرف دیگه فشار گناه و مسائل جنسی آقایون که همه می دونن.

الان دوست دارم دیگه نیام خونه ، دوست دارم صبح برم سر کار تا موقعی که از پا در بیام .

موندم چیکار کنم با این وضع . خیلی آدمی ام که رو ناموسم حساسم که ارزشاش از بین نره .

من کارمند هستم ۷ میرم تا ۲ یا بعضی اوقات ۵ میام، این قضیه ها رو دیدم دیگه میلی به خونه رفتن ندارم دوست دارم فقط کار کنم تا ذهنم مشغول باشه.

راهنمایی کنید چیکار کنم اول میل جنسی رو داخل خودم از بین ببرم و دوم این که بی خیال خانومم بشم و کاراشو نادیده بگیرم تا بتونم با آرامش زندگی کنم .

اللهم عجل ولیک الفرج