فطرت

آیا پیشرفت کردن خارج از فطرت انسان است؟

به نام خدا

آیا پیشرفت کردن خارج از توان انسان است ؟

برای همین سخت است ؟

به همین دلیل ما فقط در این دنیا مادی تلاش میکنیم تا پیشرفت کنیم ولی در بهشت پیشرفت نمیکنیم ؟ ( البته میدانم در بهشت پیشرفت میکنیم و ساکن نمیمانیم ولی اصل پیشرفت در این دنیاست )

گرایش همزمان به حق و باطل

سلام بر کارشناسان محترم این سایت مفید
بنده مشکل خیلی بزرگی دارم که تقریبا 2ساله منو درگیر خودش کرده/پسرم و 24 سالمه دانشجو ام و تدریس زبان هم میکنم
بنده علاقه فراوانی به شیطان و تاریکی دارم و دست خودم نیست و در عین حال وقتی به خدا اهل بیت فکر میکنم به مظلومیت امام حسین گریم میگیره اما از اون طرفم وقتی مثلا فیلمی که در اون داره ظلم به شخصی صورت میگیره یا یه اهنگ بلک متال که شیطانی هست گوش میدم ازش لذت میبرم خیلی زیاد!
حس میکنم وقتی گناه و کارهای بد انجام میدم یا گوش میدم یا فکر میکنم یا میبینم یه چیزی از درونم داره ازش لذت میبره و داره رشد میکنه و دقیقا همین حالتم وقتی کاری خوب یا قران خوندن یا فکر چیزای خوب یا اهنگ مداحی زیبا گوش میدم هم همین حس از درون بهم دست میده اما متفاوت!
حس میکنم بین حق باطل گیر کردم و نمیتونم فقط یکیش رو داشته باشم و هر کدوم منو سمت خودش میکشونه و از این بابت کلافه شدم
وقتی فکر میکنم و تصور میکنم میتونم یه عالم بزرگ که به درجات بالای معنویت رسیده و تسلیم خداست اونو از درون حسش میکنم و وقتی تصور میکنم که به یه ادم ظالمو ویرانگر که پیروی شیطان شده حالش رو از درون حس میکنم(یعنی ظرفیت رسیدن به اوج در هر دو حالت رو تو خودم میبینم و حس میکنم)نمیدونم حال عجیبیه شاید درکش سخت باشه.
اگر فکر میکنید راه حلی هست که میتونه کمکم کنه دریغ نفرمایید/سپاس از مشهد

طینت و موقعیت ها

سلام.
چه منطقی و مبناهایی برای شکل گیری موقعیت ها در زندگی وجود دارد ؟
چرا موقعیت برای برخی به شر و برای برخی به خیر و لذت ختم می شود؟
یک پدیده ی تصادفی است یا برنامه ریزی شده و ربطی به تقدیر دارد ؟
آیا طینت و باطن افراد برای فراهم شدن موقعیت ها بدون هنوز هیچ اقدامی تاثیر دارد ؟

تولید گیاهان تراریخته چه حکمی دارد؟

سلام

من یک محقق کشاورزی هستم. امروزه یکی از مشکلات اصلی کشور، خشکی هست.

برای تولید گیاهان متحمل به خشکی راه های مختلفی وجود داره که یکی از راه های نسبتا سریع و دقیق، تولید گیاهان تراریخته هست

با توجه به آیه " لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ" (روم 30)، آیا تولید گیاهان تراریخت مشکل شرعی دارد یا خیر؟

مرجع من هم حضرت آقا هستند

----------
لطفا سایر کاربران عزیز از حرف های خاله زنکی و از فلانی شنیدم خطرناکه و ... بپرهیزند

برای من صرفا مسئله شرعی مورد سوال هست! وگرنه از نظر علمی این محصولات مشکلی برای سلامتی انسان ندارند

با توجه به این که انجام چنین فرایندهایی بین 10-15 سال طول میکشه و هزینه زیادی هم داره. لطفا کارشناس محترم با مطالعه کافی و به صورت دقیق پاسخ این سوال رو بدهند

با تشکر

نقد برهان فطرت و اشکال بر سخن امام صادق علیه السلام

با سلام واحترام
در مورد برهان فطرت چند اشکال و سوال در ذهنم هست ممنون میشم پاسخ بفرمایید
اول منظور از فطرتی بودن باور به خدا در این برهان چی هست؟
1-انسان بافطره دارای تصور وجود خداست(مثل تصور مفهوم وجود و ...)
2- تصدیق قضیه خدا وجود دارد فطری هست(مثل تصدیق عدم اجتماع نقیضین)
3-انسان فطرتا میل به خدا و پرستش او دارد
4- و ...
دوم اشکال 1: آیا میتوان ثابت کرد همه انسان ها فطرتا خدا گرا یا خدا باور یاچیزی مشابه این هستند؟ به نظر بنده خیر چون اول دسترسی به تمام بشریت نداریم. دوم نمونه های انسانی یافت شدن که بدون تعلیم و تعلم هیچ گرایشی به خدا نداشتند. دو نمونه بنده میارم
گروه 1: افراد کر و کور و لال- بخنر فیلسوف آلمانی با این افراد گفتگو کرده و همه گفتن هیچ تصوری از خدا نداشتن تا قبل اینکه کشیش ها با این افراد صحبت کنند.
گروه 2 : افرادی از بشر در جنگل ها پیدا شدند که گویا کل عمر در این حالت وحشی بودند دو برادر هندی و یک خانوم در امریکا که اتوکلاین در کتاب روانشناسی اجتماعی خودش این موارد رو ذکر کرده و گفته این افراد حتی زبان و فکر هم نداشتند چه برسد به باور به خدا یا گرایش به آن( نقل ها به مضمون هست و بنده از جزوه برهان های اثبات خدای دکتر ملکیان این دو گروه رو ذکر کردم)
لذا گویا گرایش به خدا عمومیتی ندارد یا اثبات عمومیت آن ممکن نیست.
سوم اشکال2: بر فرض عمومیت آیا هرچیزی که عمومیت داشت بدون تعلیم و آموزش و فطرتی هست؟ چطور ثابت می شود که فطرتی بوده و به علت آموزش و تعلیم ودر برخی موارد از راه تلقین بر انسان ها ایجاد نشده. باز اینجا دسترسی بر کل انسان ها نداریم و قابل اثبات وبحث نیست
چهارم اشکال3: بر فرض اثبات فطری بودن آیا اگر چیزی فطرتی بود دلیل وجودش در خارج میشود؟!! چطور از فطری بودن باور به خدا به وجود خدا در عالم خارج میرسیم؟!!!!!( به نظر من این مورد سوم کلا قابل اثبات نیست)
در اینجا بنده سخن امام صادق علیه السلام رو اشکالی برش دارم. در حدیثی اینطور نقل شده:
ای فرزند رسول خدا(ص) مرا راهنمایی کن به این که خدا کیست! زیرا وسوسه گران مرا حیران ساخته اند، امام فرمودند: ای بنده خدا! آیا هرگز سوار بر کشتی شده ای ؟ عرض کرد آری، فرمود: هرگز کشتی تو در آنجایی که هیچ کشتی دیگری برای نجات تو نبوده، و قدرت بر شناگری نداشته ای، شکسته است ؟ عرض کرد: آری، فرمود: در آن حالت آیا قلب تو به این امر تعلق گرفت که موجودی هست که می تواند تو را از آن مهلکه نجات دهد ؟ عرض کرد آری. امام صادق علیه السلام فرمود: او خداوندی است که قادر بر نجات است در آنجا که هیچ نجات دهنده و فریاد رسی نیست.( بحار الانوار، ج 3، ص 41.)
همان طور که میبینید در این حدیث از امید انسان به کمک دیگری، وجود خدا اثبات شده است!!!!(به نظر بنده کاملا بی ربط و غلط است)
جدای اینکه حالا وسط عربستان آب کجا بوده که اون فرد تجربه غرق شدن داشته؟ بماند.
سپاس@};-

تحقیقات میدانی، تایید کننده‌ی وجود فطرت در نهاد آدمی

بسم الله الرحمن الرحیم

class: grid width: 500

تحقیقاتی که در دانشگاه آکسفورد انجام شده است، حکایت کننده از این واقعیت است که در نهاد انسان‌ها اعتقاد به وجود خداوند متعال وجود دارد و در شرایط سخت خود را نشان می‌دهد.

نهاد و سرشت بشر با باور به وجود خداوند متعال شکل گرفته است، قرآن کریم به این حقیقت اشاره کرده و می‌فرماید:
«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّم‏ [روم/30]
اين فطرتى است كه خداوند، انسان‌ها را بر آن آفريده، دگرگونى در آفرينش خدا نيست اين است دين و آئين محكم و استوار»
به همین خاطر انسان ذاتاً دین‌گرا و متمایل به حق است و هر اندازه هم تلاش کند این فطرت را در وجود خویش خاموش کند و از بین ببرد، باز نمی‌تواند این کار را انجام دهد، به همین خاطر در مکان‌های بحرانی ناخودآگاه به سوی خداوند متعال توجه پیدا می‌کنند، آن‌چنان که خداوند متعال در مورد این حقیقت می‌فرماید:
«فَإِذا رَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُون‏ [عنکبوت/65]
پس هنگامی‌كه سوار بر كشتى شوند، خدا را با اخلاص مى‏‌خوانند(و غير او را فراموش مى‏‌كنند) اما هنگامی‌كه خدا آن‌ها را به خشكى رساند و نجات داد، باز مشرك مى‏‌شوند.»

این واقعیت را می‌توان در زندگی آتئیست‌های مشهور دنیای امروزی نظاره کرد، آن‌چنان که ریچارد داوکینز، ﺁﺗﺌﯿﺴت و منکر وجود خدا در زمان معاصر در یک مناظره تلویزیونی زمانی که پاسخی در مقابل شخص مورد نظر ندارد، ناخودآگاه، خداوند را صدا می‌زند.[1]

علاوه بر این، تحقیقات دانشمندان این حقیقت قرآن را تأیید می‌کند که مردم جامعه بشری، در نهاد و سرشت خویش به خداوند متعال اعتقاد دارند که در ادامه به یکی از پژوهش‌هایی که توسط دانشگاه آکسفورد انجام شده است، اشاره می‌کنیم:
دانشگاه آکسفورد در یک تحقیقات بین المللی که حدود سه سال طول کشیده و در 57 آکادمیک در 20 کشور جهان انجام شده است، به این نکته اعتراف کرده‌ که اعتقاد به خدا، بخشی از طبیعت بشر است، یکی از نکات مهمی که در این پژوهش وجود دارد، این است که مردم کشور چین، با فرهنگ‌های مختلفی که در آن‌جا وجود دارد، به این نکته اعتراف دارند که برخی از ذهن یا روح آن‌ها بعد از مرگ باقی می‌ماند و زندگی می‌کند.
مدیر این تحقیقاتی در این زمینه می‌گوید: «دین، یک واقعیت مشترک از طبیعت بشر در جوامع مختلف است...این نشان می‌دهد که تلاش برای سرکوب کردن دین، به احتمال زیاد کوتاه مدت است.»[2]

پی‌نوشت:
[1]. برای دیدن کلیپ این حادثه مراجعه کنید به: http://www.media.welayatnet.com/20067
[2]. برای دیدن مستندات این تحقیق می‌توانید به این دو سایت مراجعه کنید:

https://www.sciencedaily.com/releases/2011/07/110714103828.htm
نقل از سایت welayatnet.com

برچسب: 

نقد راه فطرت

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و خسته نباشید من دارم در مورد برهان های اثبات وجود خدا تحقیق میکنم ولی بعضی ها میگن که خدا اثبات نمیخواد و انسان فطرتا خدا شناسه !

در نقد نظر اونها این مطالب رو نوشتم دوست دارم نظر شما رو در موردش بدونم و اگه اشکالی داشت بهم بگیم .

سعی کردم به قول معروف بی رحمانه انتقاد کنم پس لطفا از لحنم ناراحت نشین، شاید اینا حرف دل خیلی از خداناباور ها باشه .

در اصطلاح منظور از فطرت، خلقت خاص انسانه که با دیگر موجودات تفاوت داره و به عبارت دیگر فطریات به معنای علاقه‌ها و مهارت‌هایی هستش که انسان بدون آموزش و از ابتدای تولّد با خودش داره.

در معارف اسلامی فطریات انسان را دو بخش میدونن :

1- فطریات در ناحیه شناخت‌ها که براش مثال هایی مثل : شناخت فطری خداوند میارن
2- فطریات در ناحیه گرایش‌ها که براش مثال هایی مثل : گرایش به خوبی میارن

ویژگی‌های فطریات در منابع :

۱. فراحیوانی بودن :فطریات آن بخش از تمایلات انسان است که با حیوانات تفاوت دارد، گرایش‌های مشترک بین انسان و حیوان «غریزه» نامیده می‌شود.

۲. غیر اکتسابی بودن : عوامل خارجی در بودن یا نبودنشان نقشی ندارند؛ هرچند بر رشد یا رکودشان مؤثرند.

۳. همگانی بودن : هر انسانی دارای آن‌هاست و وابسته به زمان، مکان و شرایط خاص نیستند.

خب با توجه به مطالب بالا فهمیدیم که گرایش ها و علایق یا مهارت ها و حتی معلوماتی رو که انسان به صورت غیر اکتسابی با خودش داره رو فطریات میگن، حال اگه نگاه دقیقی به سخنان که زده شد بیاندازیم

سوال اساسی دیگه ای برای ما پیش میاد و اون اینکه عوامل خارجی چه عواملی هستن ؟ به عبارت دیگه چه مرزی بین داخل و خارج انسان وجود دارد که عوامل خارجی را اکتسابی و عوامل داخلی را فطری بدانیم ؟

اگر زمان تولد انسان را در نظر بگیریم عوامل خارجی شامل جهان خارج از بدن نوزاد و عوامل داخلی نیز بدن نوزاد خواهد بود ! اما اگر به خیلی قبل از آن برگردیم نخواهیم توانست داخل و خارج وجود انسان را شناسایی کنیم .

مگر اینکه به مسائل متافیزیکی قائل باشیم که از فرض ما خارج است .

خب حالا نگاهی می اندازیم به تعدادی از غرایز طبیعی انسان :

1. حب بقا

انسان ذاتا دوست دارد که همیشه باقی باشد. این علاقه به بقاء براساس اختلاف عقاید، نمودهای مختلفی پیدا می کند. حرص و آز، علاقه شدید به عمر دراز، آرزوهای طولانی و تنفر از مرگ، جلوه هایی از علاقه انسان به جاودانگی و بقا در دنیاست. اما آیا این مساله مطابق دین یا آموزه های الهی است ؟ در آموزه های الهی دنیا ارزش چندانی ندارد و انسان بیشتر باید به فکر آخرت ناشناخته ی خود باشد تا زندگی دنیا !

شاید شده که شما هم مثل من شنیده باشید که در برابر عقاید آخرت جویانه گفته بشه سیلی نقد بهتر از حلوای نسیه است !

پس نتیجه میگیرم غرایز انسان با آموزه های دینی حداقل در این مورد چندان سازگار نیست ! زیرا انسان تمایل به زندگی دنیا دارد در حالی که در دین زندگی آخرت در اولویت قرار دارد .

2. قدرت طلبی

برتری جویی و قدرت طلبی، یکی دیگر از غرایز طبیعی و از تمایلات مهم انسانی هستش، حداقل تفسیر های فعلی از دین اسلام به ما میگن تمام قدرت مختص خداوند است و بندگان خدا نباید به او برتری جویی کنند !

از نظر اسلام بندگان خدا هیچ قدرت و اراده ای در برابر فرمان خدا ندارند، تا جایی که در آیه ی 36 سوره ی 33 یعنی احزاب میفرماید :

وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَي اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَکُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً

هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند ، اختیاری ( در برابر فرمان خدا ) داشته باشد و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند ، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است!

پس با توجه به مطالب فوق بدیهست که فطرت برتری جوی انسان با این مساله هم سازگار نخواهد بود، زیرا انسان میخواهد بالاترین دست باشد در حالی که دین میگوید خداوند بالاتر از توست !

3. محبت خواهی

مهر و محبت از نیازهای طبیعی و ذاتی انسان بوده و در تأمین سلامت روحی و حتی جسمی آدمی نقش بسزایی ایفا می کند. البته اگر چه به این مساله نیز مانند سایر مسائل در تفسیر های فعلی دین اسلام اشاره شده است مانند آیه ی 31 سوره ی 3 یعنی آل عمران که میفرماید :

قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّه َ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّه ُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللّه ُ غَفُورٌ رَحِیمٌ؛ بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد، و گناهانتان را ببخشد و خدا آمرزنده مهربان است

اما تمام منافع آن یک سره متوجه خدا و پیامبرش بوده و میتوان گفت با غریزه ی آنها سازگار است اما آیا با غریزه ی انسان های دیگر نیز سازگار است ؟ اگر چه آیه ای به خاطر نمی آورم که در این مورد اشاره ی مستقیمی به انسان داشته باشد اما یکی از جنبه های دیگر محبت خواهی و شاید بتوان گفت بستر جلب محبت انسان خانواده و زن و فرزندان اوست که در این باره قرآن در آیات 14 و 15 سوره ی 64 میفرماید :

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ

ای کسانی که ایمان آورده اید! بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند ، از آنها بر حذر باشید و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید ، ( خدا شما را می بخشد ) چرا که خداوند بخشنده و مهربان است!

إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظيمٌ

اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شما هستند و خداست که پاداش عظیم نزد اوست!

که در اینجا غریزه و فطرت انسان حکم به محبت به خانواده میدهد اما دین اسلام انسان را از برخی از آنها بر حذر میدارد و میگوید آنها وسیله فتنه و آزمایش هستند و خداوند به محبت ورزیدن شایسته تر است و ...

البته در برخی آیات هم مانند آیه ی آیه 36 سوره ی چهار آمده است :

وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ بِذِي الْقُرْبي‏ وَ الْيَتامي‏ وَ الْمَساکينِ وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبي‏ وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما مَلَکَتْ أَيْمانُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً

و خدا را بپرستید! و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر و مادر ، نیکی کنید همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان ، و همسایه نزدیک ، و همسایه دور ، و دوست و همنشین ، و واماندگان در سفر ، و بردگانی که مالک آنها هستید زیرا خداوند ، کسی را که متکبر و فخر فروش است ، ( و از ادای حقوق دیگران سرباز می زند ، ) دوست نمی دارد.

که البته این قسمت با فطرت انسان سازگار است، بنابر این اینجا نمیتوان حکم به متغایر بودن فطرت انسان با دین اسلام داد .

4. کنجکاوی

این غریزه مهم نیز ریشه و منشأ بسیاری از فعالیتهای فکری و فرهنگی انسان بوده، هدایت یا انحراف از آن نقش تعیین کننده ای در سرنوشت او ایفا می کند. پیشرفتهای شگفت انگیز علم و دانش، اختراعات و اکتشافات فراوان دانشمندان، از این غریزه مهم ناشی می شود. قرآن در این باره از نظر من دستور مستقیم و روشنی ارائه نداده است ولی بر علیه آن نیز سخنی نگفته ، اگر چه برخی از آیات دستور به عدم تجسس در مسائل خصوصی افراد دیگر میدهند اما این مساله مربوط به کنجکاوی سازنده و مفید نمی باشد بنابر این نمیتوان نتیجه گرفت که قرآن با کنجکاوی مخالف است، اما گاهی در برخی احادیث که صحت یا جعلی بودن آنها بر من پوشیده است شنیده ام که حتی فکر کردن به ذات خداوند گناه می باشد و برخی ها با استناد با این احادیث حکم گناه به تحقیق و تجسس در دین را نیز میدهد .

5. غریزه ی لذت جویی

از نظر من یکی از مهمترین غریزه های انسان غریزه ی لذت جویی انسانه ! این غریزه به را شاید بتوان انگیزه و دلیلی برای تلاش و حرکت انسان دانست، از نظر من اگر چه در ظاهر قرآن با برخی لذت های دنیوی مخالف است ( مانند نوشیدن مشروبات الکی و ... ) اما در حقیقت اسلام خود به دنبال لذت های مفید و با ارزش است ! مثلا آیه ای مانند آیات 76 سوره 28 میفرماید :

إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسي‏ فَبَغي‏ عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحينَ

قارون از قوم موسی بود ، اما بر آنان ستم کرد ما آن قدر از گنجها به او داده بودیم که حمل کلیدهای آن برای یک گروه زورمند مشکل بود! ( به خاطر آورید ) هنگامی را که قومش به او گفتند: «این همه شادی مغرورانه مکن ، که خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست نمی دارد!

که اینجا اولا سخن از زبان قوم موسی هستش نه خوده موسی که پیامبر خداست و دوما حتی اگر این مطلب درست هم باشد خداوند افرادی که فَرِحينَ نامیده شده دوست ندارد، که احتمالا منظور افراد از خود راضی هستش اما در کل من در این مورد نظر به مخالفت دین اسلام با شادی کردن ندارم که اگر چنین باشد بدیهیست که این نیز با غرایز انسان در تضاد است !

6. غرایزی مانند گشنگی تشنگی و ...

در این باره دین اسلام انسان را ترغیب به شب زنده داری میکند ، از او میخواهد که گرسنگی را تحمل کند و من به خاطر طولانی نشدن کلیپ از آوردن آیات آن صرف نظر کردم، واضح است که این آیات در تضاد با غریزه هایی مانند غرایز گشنگی و تشنگی هستند پس میتوان در اینجا گفت که دین از این نظر با غرایز انسان سازگار نیست !

اما جدا از اینها دین غریزه ی دیگری به نام غریزه ی شناخت خداوند ، یا میل به خدا را معرفی میکند ! از نظر من این یک فطرت جدا و شاخص به نام فطرت مذهبی نیست ! بلکه این همان غرایز دیگری مانند غریزه حب بقاست که انسان را وا میدارد تا به پدر و مادر خود یا ارباب و کسی که به هر نحوی نان او و زندگیش را تامین میکند احساس وابستگی کند ، اگر فطرت دیگری به نام فطرت دینی داشیم انسان ها جدا از شرایط مکان و زمان باید در طول زندگی همان راه اسلام را در پیش میگرفتند چرا که دین نزد خداوند اسلام است ! حال آنکه میبینیم نه تنها چنین کاری نکرده اند بلکه به ساختن انواع بت ها و پرستش آنها روی آورده اند !

خلاصه ی کلام :

از نظر من انسان فطرتا خدا جو یا به عبارتی میتوان گفت پناه جوست و چون به ضعف و ناتوانی خود در برابر مشکلات زندگی آگاهی دارد زمانی که پی میبرد پدر و مادر او نیز توان دفاع از او را ندارند به دنبال موجوداتی قدرتمند تر میرود تا بتوانند او را در برابر مشکلات حمایت کنند ، اما از طرفی چون قدرت طلب است دوست دارد نیرویی که از او حمایت میکند قویترین باشد بنابر این مفهوم خدا در ذهن او شکل میگیرد !

بنابر این نمیتوان گفت که دین کاملا با فطرت مردم سازگار است زیرا در برخی موارد حکم به چیزی میدهد که فطرت و تمایل انسان بر خلاف آن است .

توجه : اینا رو همینطوری نوشتم و زیاد بهشون فکر نکردم لطف کنید اگه مطلبی در این مورد هست که به نظرتون میاد میتونه به شناخت من از راه فطرت کمک کنه اینجا بیارین، لطفا وقت بزارین و جمله به جمله رو بررسی کنید و ببینید اشکال اینگونه اعتقادات در کجاست و بهم بگین در صورت امکان .

ممنون گل

فطرت و چند همسری

با سلام وعرض ادب

استاد یه سوال میپرسم امیدوارم که تاپیک به انحراف کشیده نشه واگر به این تاپیک مرتبط هست لطفا

پاسخش رو بفرمایید .

اگر غریزه جزئ فطرت محسوب نمیشه پس میشه

گفت مرد ذاتا یا فطرتا میل به چند همسری نداره ,

میشه واقعا این نتیجه رو گرفت ؟

آیا باید به یاد بیاوریم؟

سلام
این جستار پیرامون سوالاتی حول محور کلمه ذکر و یادآوری در قرآن است.
ذکر و یاد آوری در آیات قرآن به چه معناست؟
ارتباط این یادآوری با فطرت و روز الست چیست؟

(171)وَ اِذ نَـتَقـنَا الـجَـبَـلَ فَوقَـهُم كَـاَنَّـه‌‚‌ ظُـلَّـةٌ وَ ظَـنّوا اَنَّـه‌‚‌ واقِـعٌ بِـهِم خُـذوا ما آتَيـناكُم بِـقُـوَّةٍ وَ اذكُـروا ما فيـهِ لَـعَـلَّـكُم تَـتَّـقونَ

محتوا را به یاد و خاطر بیاورید ؟
یا محتوایش را بخوانید به صورت مکرر ؟
یا ...

(172)وَ اِذ اَخَـذَ رَبُّـكَ مِن بَـنى آدَمَ مِن ظُـهورِهِم ذُرِّيَّـتَـهُم وَ اَشـهَـدَهُم عَـلىٰ اَنـفُـسِـهِم اَلَسـتُ بِـرَبِّـكُم قالوا بَـلىٰ شَـهِدنا اَن تَـقولوا يَومَ الـقِـيامَـةِ اِنّا كُـنّا عَن هٰـذا غافِـليـنَ

چرا نفرمود اشهدهم علی نفسه ؟
اشهدهم علی انفسهم به چه معناست؟
شهادت در این آیه به چه معناست؟
چرا نفرمود بلی عرفنا ؟
غافل بودن در این آیه به چه معناست؟ به معنای بی خبری و جهل است یا به معنای عدم توجه و عدم یادآوری یک چیز ؟
یعنی وجود روز الست، بهانه ی جهل را نفی میکند یا غفلت را ؟

(173)اَو تَـقولوا اِنَّـما اَشـرَكَ آباؤُنا مِن قَبـلُ وَ كُـنّا ذُرِّيَّـةً مِن بَعـدِهِم اَ فَـتُهـلِـكُـنا بِـما فَـعَـلَ الـمُبـطِـلونَ
سوره اعراف
یعنی انها از روز الست و حقیقتش آگاه بودند و انکار کردند؟
یا آگاهی بالفعل نداشتند و باید به یاد می اوردند و چون به یاد نیاوردند مقصر و مستحق عذاب هستند؟

(63)وَ اِذ اَخَذنا ميـثاقَـكُم وَ رَفَعـنا فَوقَـكُـمُ الطّورَ خُـذوا ما آتَيـناكُم بِـقُـوَّةٍ وَ اذكُـروا ما فيـهِ لَـعَـلَّـكُم تَـتَّـقونَ

بقره

محتوایش را بخوانید یا به یاد آورید؟
واذکروا به چه معناست؟

(41)وَ لَـقَد صَـرَّفـنا فى هٰـذَا الـقُرآنِ لِـيَـذَّكَّـروا وَ ما يَـزيـدُهُم اِلّا نُـفورًا
اسرا

(48)وَ هُـوَ الَّـذى اَرسَـلَ الرِّياحَ بُشـرًا بَيـنَ يَـدَى رَحـمَـتِـه‌ے وَ اَنـزَلـنا مِـنَ السَّـماءِ ماءً طَـهورًا
(49)لِـنُحـيِـىَ بِـه‌ے بَلـدَةً مَيـتًا وَ نُسـقِـيَـه‌‚‌ مِـمّا خَـلَقـنا اَنـعامًا وَ اَناسِـىَّ كَـثيـرًا
(50)وَ لَـقَد صَـرَّفـناهُ بَيـنَـهُم لِـيَـذَّكَّـروا فَـاَبىٰ اَكـثَـرُ النّاسِ اِلّا كُـفورًا
(51)وَ لَو شِئـنا لَـبَـعَثـنا فى كُـلِّ قَريَـةٍ نَـذيـرًا
فرقان

تصریف در قرآن برای یاد آوری است یا آگاهی انچه نمیدانیم؟
لیذکروا به چه معناست؟

(67)اَلـمُـنافِـقونَ وَ الـمُـنافِـقاتُ بَعـضُـهُم مِن بَعـضٍ يَأمُـرونَ بِالـمُنـكَـرِ وَ يَنـهَونَ عَـنِ الـمَعـروفِ وَ يَقـبِـضونَ اَيـدِيَـهُم نَـسُوا ا‌للهَ فَـنَـسِـيَـهُم اِنَّ الـمُـنافِـقيـنَ هُـمُ الـفاسِـقونَ
توبه
نسیان منافقان به چه معناست؟
چه چیزی فراموش شد؟

(205)وَ اذكُـر رَبَّـكَ فى نَفـسِـكَ تَـضَـرُّعًا وَ خيـفَـةً وَ دونَ الـجَهـرِ مِـنَ الـقَولِ بِالـغُـدُوِّ وَ الآصالِ وَ لا تَـكُن مِـنَ الـغافِـليـنَ
اعراف
به یاد بیاور و از غافلین مباش !؟
(115)وَ لَـقَد عَـهِدنا اِلىٰ آدَمَ مِن قَبـلُ فَـنَـسِـىَ وَ لَم نَـجِد لَـه‌‚‌ عَزمًا
(126)قالَ كَـذٰلِـكَ اَتَتـكَ آياتُـنا فَـنَـسيـتَـها وَ كَـذٰلِـكَ الـيَومَ تُنـسىٰ
طه
(14)فَـذوقوا بِـما نَـسيـتُم لِـقاءَ يَومِـكُم هٰـذا اِنّا نَـسيـناكُم وَ ذوقوا عَـذابَ الـخُلـدِ بِـما كُنـتُم تَعـمَـلونَ
سجده

انسان لقا و دیدار ان روز را نباید فراموش میکرد و به واسطه ی فراموشی به این عاقبت دچار گشت؟
انسان نباید ایات خدا را فراموش میکرد.
ادم نباید عهد خدا را فراموش میکرد.

(34)وَ قيـلَ الـيَومَ نَنـساكُم كَـما نَـسيـتُم لِـقاءَ يَومِـكُم هٰـذا وَ مَأواكُـمُ النّارُ وَ ما لَـكُم مِن ناصِـريـنَ
جاثیه

چرا فراموش میکنید لقا الله را ؟

(6)سَـنُقـرِئُـكَ فَـلا تَنـسىٰ
اعلی

تو آگاهی اما میخوانیم تا ان را فراموش نکنی.

(16)وَ اذكُـر فِى الـكِـتابِ مَريَـمَ اِذِ انـتَـبَـذَت مِن اَهـلِـها مَـكانًا شَرقِـيًّا

ایات دیگری هم هست
به یاد بیاور در کتاب مریم را
به یاد بیاور در کتاب ابراهیم و موسی و اسماعیل و ادریس

و یا ذکری از کتاب نیست و فقط میفرماید به یاد بیاور

(45)وَ اذكُـر عِـبادَنا اِبـراهيـمَ وَ اِسـحاقَ وَ يَعـقوبَ اُولِى الاَيـدى وَ الاَبـصارِ
یا به یاد آور
ایوب و داوود و اسماعیل و ذوالکفل و ...

این یادآوری به چه معناست؟
( من اینطور معنا کردم تا مقصود روشن تر گردد)

گویند در عالم ذر آتشی برافروخته شد و برخی از انسان ها از آن عالم خبر داده اند.

وقتی نظرات برخی دوستان در رابطه با معنای فطرت را خواندم و نیز وقتی این پست ها را پیک کردم
لینکش را بعدا پیک میکنم!

تصمیم به ایجاد این جستار گرفتم تا سوالاتی پیرامون یادآوری در قرآن مطرح کنم.

بررسی سرشت پاک آدمی!!

سلام
تو بحث های زیادی از این مطلب استفاده میشه که سرشت نوزاد پاک و خدا پرسته! و هر چی بزرگتر میشه، این سرشت تیره تر میشه!
خیلیا ممکنه این مطلبو باور کنن ولی آیا این مطلب نمود بیرونی هم داره!!؟؟
یه نوزاد وقتی به دنیا میاد و تا 1تا 2 سال اول زندگیش(اگه بیشتر طول نکشه!) منطقش اینه: بهم غذا بدید، ازم مراقبت کنید، هر چی میخوامو بهم بدید، وگرنه زندگیتونو به گند میکشم!! البته باید اینکارو بکنه تا زنده بمونه ولی آیا صفت خوبیه!؟ اسم این صفت خودخواهی یا خودشیفتگیه! یه نوزاد هرگز اهمیت نمیده که مادرش مریضه و با صدای گریش آرامششو سلب میکنه!
همینطور بچه های کوچیک(از یک ساله) طبیعتشون قلدرمآبانه ست! یا میزارید اذیتتون کنن و یا با گریه شون اذیتتون میکنن!! آیا این صفت خوبه!؟
به جز این دو ویژگی که کاملا مخالف سرشت پاکه، سوالاتی هم پیش میاد! مثلا اگه انسانها خوب بدنیا میان، این همه قانون برای چیه!؟ چرا والدین باید خوب بودنو به بچه هاشون یاد بدن!؟؟
یا مثلا اگه طبق این مطلب بگیم که دزدا سرشت پاک دارن ولی بخاطر فقر به سمت دزدی میرن، چرا باید اونا محاکمه بشن!؟؟
و هزاران سوال دیگه که ممکنه مطرح بشه!