جمع بندی فطرت و چند همسری

تب‌های اولیه

34 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
فطرت و چند همسری

با سلام وعرض ادب

استاد یه سوال میپرسم امیدوارم که تاپیک به انحراف کشیده نشه واگر به این تاپیک مرتبط هست لطفا

پاسخش رو بفرمایید .

اگر غریزه جزئ فطرت محسوب نمیشه پس میشه

گفت مرد ذاتا یا فطرتا میل به چند همسری نداره ,

میشه واقعا این نتیجه رو گرفت ؟

همای رحمت;943107 نوشت:
با سلام وعرض ادب

استاد یه سوال میپرسم امیدوارم که تاپیک به انحراف کشیده نشه واگر به این تاپیک مرتبط هست لطفا

پاسخش رو بفرمایید .

اگر غریزه جزئ فطرت محسوب نمیشه پس میشه

گفت مرد ذاتا یا فطرتا میل به چند همسری نداره ,

میشه واقعا این نتیجه رو گرفت ؟

صدیق;943094 نوشت:
برخی دیگر، با توجه به ویژگی روحانی بودن و مختص انسان بودن، تنها مصادیقی از آن فطری خواهد بود که ناظر به امور روحانی باشد نه جسمانی.

باسلام

ایا در مورد سوال ایشون این مورد میتونه باشه ؟

یعنی چند همسری نه برای امور جسمانی باشه و گفت که چند همسر از این دید فطری میتونه باشه؟

همای رحمت;943107 نوشت:
گفت مرد ذاتا یا فطرتا میل به چند همسری نداره ,
میشه واقعا این نتیجه رو گرفت ؟

باسلام و عرض ادب
باتوجه به اینکه انتخاب همسر، امری است ناظر به ارضای میل جنسی، بنابراین، چند همسری یا تک همسری ربطی به فطرت و ذات انسان ندارد بلکه امری غریزی است.
پس هیچ یک امری فطری نیست.

اللیل والنهار;943109 نوشت:
عنی چند همسری نه برای امور جسمانی باشه و گفت که چند همسر از این دید فطری میتونه باشه؟

سلام
چند همسری، نه امری روحانی است و نه امری مختص به انسان.
پس امری فطری نیست.
بلکه امری غریزی است.

البته این بدان معنا نیست که چند همسری امری حیوانی است یا انسانی.
به خودی خود، نه تک همسری مطلوب است و نه چند همسری ، مذموم.
بر عکسش نیز همین وضعیت برقرار است.

از سوی دیگر، یک امر غریزی میتواند وضعیت مطلوب یا مذموم پیدا کند.
چنانکه چند همسری به خودی خود، امری است خنثی.
ولی بالعرض، در موقعیت خاصی میتواند حالت مطلوب پیدا کند و در موقعیت خاص دیگر، مذموم شود.

صدیق;943866 نوشت:

سلام
چند همسری، نه امری روحانی است و نه امری مختص به انسان.
پس امری فطری نیست.
بلکه امری غریزی است.

البته این بدان معنا نیست که چند همسری امری حیوانی است یا انسانی.
به خودی خود، نه تک همسری مطلوب است و نه چند همسری ، مذموم.
بر عکسش نیز همین وضعیت برقرار است.

از سوی دیگر، یک امر غریزی میتواند وضعیت مطلوب یا مذموم پیدا کند.
چنانکه چند همسری به خودی خود، امری است خنثی.
ولی بالعرض، در موقعیت خاصی میتواند حالت مطلوب پیدا کند و در موقعیت خاص دیگر، مذموم شود.


باسلام
تبریک عرض میکنم عید غدیر خم رو خدمت شما

پس میتوان گفت ازدواج دوم به هر قصد و نیتی باشه فقط پاسخی هست به غریزه جنسی ولاغیر

جایی یه متنی رو داشتم میخوندم

که به این جمله رسیدم

اگر ادعا شود كه همه زنان با اين مسئله مخالفند،[چند همسری] گفته مى‏شود: پس چرا زنانى كه خود زن دوم مى‏شوند، با اين مسئله موافق هستند؟ لابد گفته مى‏شود كه شرايط و مصالح خود را در اين امر مى‏بينند؛ يعنى عقل آنها كه ابزار روح و فطرت و سرشت انسان است، اين گونه حكم مى‏كند كه چنين ازدواجى به نفع اوست و اين، همان تعريف فطرت بود (نه مخالف فطرت).

برای همین سوال برام پیش اومد

احساس میکنم درست متوجه این موضوع نشدم

با سلام وعرض ادب وتشکر از شما استاد بزرگوار

پس چرا جناب مطهری چند شوهری زن رو خلاف فطرت زن میدونه ؟

خب من نتیجه ای که از مطلب شما میگیرم اینه که یه زن هم میتونه چند شوهر رو اختیار کنه .

همچنانکه یه زن یائسه عده نداره .

پس چند شوهری هم خلاف طبیعت زن نیست .و فقط برای دلیل معین شدن فرزند هست .

هرچند یه زن نمیتونه همزمان با دو مرد ازدواج کنه .

آیااین مطلب درسته؟

با سلام

در قرآن، مرد قوام و زن قانت دانسته شده است

میتوان از این تعبیر چنین استفاده کرد که مرد تکیه گاه است
و زن تکیه کننده
زن فطرتا دوست دارد به یک نفر تکیه کند
اما مرد فطرتا دوست دارد تکیه گاه چند نفر باشد
یا
این را قبول نکنیم و بگوییم زن میتواند به چند نفر تکیه کند
و مرد هم میتواند تکیه گاه چند نفر باشد...
یا این دو را قبول نکنیم و بگوییم
مرد ذاتا تکیه گاه یک نفر است
و زن ذاتا تکیه کننده به یک نفر
که با احکام اسلام مبنی بر تعدد همسر جور در نمی اید

به عبارت دیگر
اقتضا و ذات مرد قوام بودن برای چند زن است مگر مانعی پیش آید
و اقتضا و ذات زن تکیه به یک تکیه گاه است و همزمان به دو نفر تکیه نمیکند مگر اینکه خلاف فطرتش باشد

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد صدیق

همای رحمت;943884 نوشت:
پس چرا جناب مطهری چند شوهری زن رو خلاف فطرت زن میدونه ؟

به نام خدا
سلام بر همه خوبان

البته با عذرخواهی از جناب استاد صدیق مطلبی رو عرض می کنم

خواهر خوبم نسبت به این مطلب شما من فکر می کنم حکمت خدا بی دلیل نیست

ممکنه یک دلیلش این باشه که چون زن حامل قرار می گیره پس همزمان حامل شدن از چند نفر جز اینکه خلاف عقل و فطرت پاک انسان است که خدا انسان را از یک زن و مرد آفرید، امری واقعا کریه هم هست اگر درست به آن برخورد کرد ولی مرد حامل نیست و این مشکل نسبت به او صدقی ندارد.
عذرخواهی می کنم قصد جسارت ندارم اما برای خودم سوال شده (که چرا این سوال؟) چون همه جا این تفکر رو که چرا زن چند شوهر نمی تواند همزمان داشته باشد غالب خانمها درست به عمق مطلب نگاه نمی کنند تا حکمت خدا را متوجه شوند و در اصل خدای مهربون اینجا هم عزت زن و هم عزت انسان ها رو حفظ کرده.

متشکرم

الانجم الزاهرة;945111 نوشت:

به نام خدا
سلام بر همه خوبان

البته با عذرخواهی از جناب استاد صدیق مطلبی رو عرض می کنم

خواهر خوبم نسبت به این مطلب شما من فکر می کنم حکمت خدا بی دلیل نیست

ممکنه یک دلیلش این باشه که چون زن حامل قرار می گیره پس همزمان حامل شدن از چند نفر جز اینکه خلاف عقل و فطرت پاک انسان است که خدا انسان را از یک زن و مرد آفرید، امری واقعا کریه هم هست اگر درست به آن برخورد کرد ولی مرد حامل نیست و این مشکل نسبت به او صدقی ندارد.
عذرخواهی می کنم قصد جسارت ندارم اما برای خودم سوال شده (که چرا این سوال؟) چون همه جا این تفکر رو که چرا زن چند شوهر نمی تواند همزمان داشته باشد غالب خانمها درست به عمق مطلب نگاه نمی کنند تا حکمت خدا را متوجه شوند و در اصل خدای مهربون اینجا هم عزت زن و هم عزت انسان ها رو حفظ کرده.

متشکرم

سلام خواهر بزرگوار

ممنون از مشارکتتون در این تاپیک

قصدم از این سوال اینه .جناب استاد صدیق

فرمودن که غریزه ی جنسی فطری نیست من هم

به این دلیل فرمایش جناب مطهری رو پیش کشیدم

که ربطش داده بود به فطرت زن .

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

همای رحمت;943107 نوشت:
با سلام وعرض ادب

استاد یه سوال میپرسم امیدوارم که تاپیک به انحراف کشیده نشه واگر به این تاپیک مرتبط هست لطفا

پاسخش رو بفرمایید .

اگر غریزه جزئ فطرت محسوب نمیشه پس میشه

گفت مرد ذاتا یا فطرتا میل به چند همسری نداره ,

میشه واقعا این نتیجه رو گرفت ؟


سلام
مفهوم فطرت گاهی صرفا به ویژگی های مرتبط به روح اطلاق میشه
و گاهی به مجموعه ویژگی های مشترک انسانها که شامل غرایز او هم میشه یعنی روح همراه با اقتضائات مادی و غریزی
روح چون امر فرامادی است نه مذکر است نه مونث اما در جلوه اینسویی در چهره مرد یا زن جلوه می کند. لذا روح مرد از آن جهت که مرد است و بعد مادی یافته میل به تعدد و تنوع دارد نه از آن جهت که روح است.
ببینید یک عنوان در قرآن هست که خیلی جالبه و اون عنوان جعله. جعل لکم الارض فراشایا جعلکم خلائف. به نظر بنده این جعل یعنی اقتضای اینجایی یک حقیقت آنسویی. مثل پوشیدن لباس در زمستان برای ما یا خشن شدن در جنگ و مهربان شدن در نقش مادری. اینها همه جعل است . جعل یعنی چیزی را با توجه به نقش اینسویی آن طراحی کردن که به نوعی مفهوم خلق را می رساند.
پس جعل مرد تنوع طلبی در این زمینه است یعنی به حسب جایگاهش اورا تنوع طلب آفریده اند.
شاید این تنوع طلبی از آنجا ناشی شده که انسان در آفرینش اولیه اش به تکثیر نسل زیاد نیاز داشته. لذا مرد باید نقش باروری را انجام می داده است. زنها محدودیتی داشته اند چون حداقل برای هر بار حاملگی حدود یکسال از مشارکت مجدد در تکثیر نسل محروم می شده اند اما مردان این محدودیت را نداشته اند و می توانسته اند این نقش را با مشارکت زن دیگری انجام دهند. این تنوع عملی می تواند به مرور زمان در وراثت رفتار و فرهنگ گسترش یافته باشد تا بصورت یک خصلت مجهول المبدا برای ما به ارث برسد.
تنها چیزی که می ماند این است که آیا مردان در این زمانه که جمعیت در برخی کشورها به حد انفجار رسیده هم باید از این غریزه تبعیت کنند؟ پاسخ مثبت به آن با توجه به آنچه گفته شد مشکل است.
یا علیم[/][/][/]
موضوع قفل شده است