حافظ

آیا حافظ شرابخوار بوده؟

به نظر شما شراب، می ،میخانه ،ساغر، باده، میکده ،قدح ،جام، کاس،ساقی، مست و... در اشعار حافظ چه پیامی دارند آیا حافظ یک شراب خوار بوده یا غرق در عرفان؟ یا اصلا تعبیر شما چیست؟ لطفا برای نظر خود دلیل بیارید.

اگر منظورش عشق و عرفان بوده، چرا از چیزهایی استفاده کرده که در دین اسلام حرام است؟

از دست زاهد کردیم توبه

نقل قول:

عیشم مدام است از لعل دلخواه

کارم به کام است الحمدلله

ای بخت سرکش تنگش به بر کش

گه جام زر کش گه لعل دلخواه

ما را به رندی افسانه کردند

پیران جاهل شیخان گمراه

از دست زاهد کردیم توبه

و از فعل عابد استغفرالله

جانا چه گویم شرح فراقت

چشمی و صد نم جانی و صد آه

کافر مبیناد این غم که دیده‌ست

از قامتت سرو از عارضت ماه

شوق لبت برد از یاد حافظ

درس شبانه ورد سحرگاه

منظور حافظ چیه؟
چرا از دست شیخ وعابد مینالد؟

سابقه نهیلیسم و پوچ گرایی در اشعار خیام و حافظ

ایرانمهر;1015195 نوشت:
آيا «پوچ گرايي» ویژگی جدانشدنی عصر حاضر نیست؟؟ ظاهرا قبلا نبود و الان آمده

درود
قبلن هم بوده
سروده های خیام عظیم الشان و حافظ طاب ثراه را به یاد آورید

جایی که حافظ علیه سلام می فرماید

جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است.
هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق

به چه دلیل حافظ شیرازی عارف است؟

انجمن: 

از دوستان طرفدار عرفان و حافظ شیرازی می خواهم دلیل عارف بودن حافظ شیرازی را بیان کنند.

آیا حافظ هم با خدا در ارتباط بوده؟!{دلایلی در رد اعجاز عددی قرآن}

انجمن: 

با سلام

من چند وقت هست که مطالب یک بلاگ را خوانده ام که باعث شده به یکی از مهمترین باورهای خودم یعنی اعجاز عددی در قرآن شک کنم! نویسنده بلاگ که مسلمان هم هست سعی دارد با نشان دادن روابط عددی در دیوان حافظ کل مقوله اعجاز عددی را زیر سوال ببرد! من یک نمونه از نوشته های نویسنده رو برای باورمندان مینویسم و از آنها سوال دارم آیا هنوز بعد خواندن این مطالب به اعجاز عددی باور دارید؟ چرا؟:

با بررسی کتاب دیوان حافظ شیرازی و رابطه آن با اعداد اول مختلف به ویژه عدد 7 نشان خواهیم داد که هیچ معجزه ریاضی وجود ندارد و همه این ها بدیهیات ریاضی هستند که در هر کتاب نظم یافه و تقسیم بندی شده ای به این حجم وجود دارد.


ما در بررسی های خود از کامل ترین و معتبرترین و مهم ترین تصحیح دیوان حافظ یعنی تصحیح غنی - قزوینی استفاده کرده ایم.


کتاب دیوان حافظ از 576 شعر در 5 قالب شعری غزل , قصیده , مثنوی , رباعی و قطعه تشکیل شده است . که شامل 4623 بیت شعر است . این دیوان 495 غزل و 81 شعر دیگر در 4 قالب شعری دارد که شامل 42رباعی , 34 قطعه , 3 قصیده و 2 مثنوی است . تعداد ابیات غزل4192 و تعداد ابیات سایر قالب های شعری 431 بیت شعر است .


در زیر و به عنوان اولین مطلب در این رابطه از کنار هم قرار دادن اعداد اصلی دیوان یعنی 576 و 495 و 81 و 4623 و 4192 و 431 و با ساختن اعداد مختلف مضرب 7 و گاه بس شگفت نشان خواهیم داد که این گونه روابط همگی بسیار هم عادی هستند .




1- اگر بعد از تعداد غزل ها تعداد سایر قالب های شعری را بیاوریم عدد حاصل مضرب 7 است .


495 81 / 7 = 7083


2- اگر عدد بالا را برعکس کنیم و بین آن تعداد کل اشعار را بیاوریم عدد حاصل مضرب 7 است . یعنی بعد از تعداد سایر قالب های شعری تعداد کل اشعار و بعد تعداد اشعار غزل را بیاوریم .


81 576 495 / 7 = 11653785


3- اگر تعداد هر 5 قالب شعری را پشت سر هم قرار دهیم عدد حاصل مضرب 7 است .


495 42 34 3 2 / 7 = 70774776
* برعکس رقمی عدد بالا هم بر 7 بخشپذیر است
234324594 / 7 = 33474942


4- جمع الجمع ارقام سه عدد حاصله بالا و سه عدد اصلی دیوان یعنی 81 و 495 و 576 برابر با آخرین عدد تک رقمی یعنی 9 است .


576 = 5 + 7 + 6 = 18 = 1 + 8 = 9


495 = 4 + 9 + 5 = 18 = 1 + 8 = 9


81 = 8 + 1 = 9


7083 = 7 + 0 + 8 + 3 = 18 = 1 + 8 = 9


11653785 = 1 + 1 + 6 + 5 + 3 + 7 + 8 + 5 = 36 = 3 + 6 = 9


70774776 = 7 + 0 + 7 + 7 + 4 + 7 + 7 + 6 = 45 = 4 + 5 = 9


5- اگر بعد از تعداد کل ابیات تعداد ابیات غزل و بعد تعداد ابیات سایر قالب های شعری و بعد تعداد اشعار غزل و بعد تعداد اشعار 4 قالب شعری دیگر را بیاوریم عدد حاصل مضرب 7 است .


4623 4192 431 495 42 34 3 2 / 7 = 6604884633070774776


6- اگر بعد از تعداد اشعار غزل تعداد اشعار 4 قالب شعری دیگر و بعد تعداد کل ابیات و بعد تعداد کل ابیات غزل و بعد تعداد ابیات سایر قالب های شعری را بیاوریم عدد حاصل مضرب 7 است .


495 42 34 3 2 4623 4192 431 / 7 = 7077477606604884633 / 7 = 1011068229514983519


7- اگر بعد از تعداد ابیات غزل تعداد اشعار آن و بعد از آن تعداد ابیات سایر قالب های شعری و بعد تعداد آن 4 قالب شعری را بیاوریم عدد حاصل مضرب 7 است .


4192 495431 42 34 3 2 / 7 = 598927918774776


8- اگر بعد از تعداد کل ابیات تعداد ابیات غزل و بعد تعداد ابیات سایر قالب های شعری را قرار دهیم عدد حاصل مضرب 7 است .


4623 4192 431 / 7 = 6604884633


9- اگر بعد از تعداد ابیات سایر قالب های شعری تعداد ابیات غزل و بعد تعداد کل ابیات را قرار دهیم عدد حاصل مضرب 7 است . ( برعکس عددی عدد بالا )


431 4192 4623 / 7 = 6163132089


10- اگر بعد از تعداد کل ابیات تعداد اشعار غزل و بعد تعداد کل اشعار را بیاوریم عدد حاصل مضرب 7 است .


4623 495 576 / 7 = 660499368


11- اگر بعد از تعداد اشعار غزل تعداد کل ابیات و بعد تعداد کل اشعار را بیاوریم عدد حاصل مضرب 7 است .


495 4623 576 / 7 = 707803368


12- اگر بعد از تعداد کل اشعار تعداد اشعار سایر قالب های شعری و بعد تعداد کل ابیات را بیاوریم عدد حاصل مضرب 7 است .


576 81 4623 / 7 = 82402089 / 7 = 11771727


13- اگر بعد از تعداد اشعار سایر قالب های شعری تعداد کل ابیات و بعد تعداد اشعار غزل را بیاوریم عدد حاصل مضرب 7 است .


81 4623 495 / 7 = 116374785


14- اگر بعد از تعداد اشعار سایر قالب های شعری , تعداد اشعار غزل و بعد تعداد کل ابیات را بیاوریم عدد حاصل 6 بار مضرب 7 است (!) و در تقسیم 7 ام , عدد اعشاریی به دست می آید که قسمت غیر اعشاری آن برابر با ابجد کلمه حافظ یعنی 989 است .




81 495 4623 / 7 = 116422089 / 7 = 16631727 / 7 = 2375961 / 7 = 339423 / 7 = 48489 / 7 = 6927 / 7 = 989.571428


15- از ترکیب تعداد کل اشعار و تعداد کل ابیات و تعداد اشعار غزل و تعداد اشعار سایر قالب های شعری , چهار عدد به دست می آید که هر کدام مضرب 7 هستند .


4623 81 495 576 / 7 = 66054499368
576 4623 81 495 / 7 = 82351768785
495 576 4623 81 / 7 = 70796637483
81 495 576 4623 / 7=116422252089


16- از ترکیب تعداد اشعار غزل و تعداد ابیات آن با تعداد اشعار سایر قالب های شعری و تعداد ابیات آن , چهار عدد به دست می آید که هر کدام مضرب 7 هستند .


431 81 4192 495 / 7 = 61687741785
495 431 81 4192 / 7 = 70775973456
4192 495 431 81 / 7 = 59892791883
81 4192 495 431 / 7=116313213633


17- از ترکیب تعداد کل اشعار و تعداد کل ابیات و تعداد اشعار سایر قالب های شعری و تعداد ابیات آن , چهار عدد به دست می آید که هر کدام مضرب 7 هستند .


576 431 81 4623 / 7 = 82347402089
4623 576 431 81 / 7 = 66051091883
81 4623 576 431 / 7=116374796633
431 81 4623 576 / 7 = 61687803368


18- از ترکیب تعداد کل اشعار و تعداد کل ابیات و تعداد اشعار غزل و تعداد ابیات آن , سه عدد به دست می آید که هر کدام مضرب 7 هستند .


495 4192 4623 576 / 7 = 7077417803368
4623 4192 576 495 / 7 = 6604884653785
495 576 4192 4623 / 7 = 7079663132089


19- اگر بعد از تعداد ابیات غزل , تعداد ابیات سایر قالب های شعری و بعد یک بار تعداد اشعار غزل و بار دیگر تعداد اشعار سایر قالب های شعری را قرار دهیم , دو عدد به دست می آید که هر کدام مضرب 7 هستند .


4192 431 81 / 7 = 59891883
4192 431 495 / 7 = 598918785


20- از ترکیب اعداد اصلی دیوان یعنی 4623 , 4192 , 431 , 576 , 495 , 81 اعداد مختلفی به دست می آید که مضرب 7 هستند از جمله آن ها :


4623 4192 576 495 81 431 / 7 = 660488465378511633
4623 495 576 4192 431 81 / 7 = 660499368059891883
4623 4192 431 495 81 / 7 = 660488463307083
576 495 81 4192 431 / 7 = 82356544884633
576 431 4192 / 7 = 823473456
576 4623 431 / 7 = 823517633


21- اگر بعد از شماره اولین بیت دیوان شماره آخرین بیت دیوان را بیاوریم عدد حاصل مضرب 7 است .
1 4623 / 7 = 2089


22- اگر شماره اولین بیت غزل را با شماره آخرین بیت غزل جمع کنیم عدد حاصل مضرب 7 است .


1 + 4192 = 4193 / 7 = 599


23- اگر شماره اولین مصرع دیوان را با شماره آخرین مصرع دیوان جمع کنیم عدد حاصل مضرب 7 است .


1 + 9246 = 9247 / 7 = 1321


24- چهار قالب شعری دیگر ( 42 و 34 و 3 و 2 ) به ترتیب 84 و 137 و 123 و 87 بیت شعر دارند که اگر این اعداد را پشت سر هم قرار دهیم , و در ابتدای آن تعداد کل ابیات آنها و در انتها هم تعداد کل اشعار آن ها را قرار دهیم , عدد حاصل مضرب 7 است .


431 84 137 123 87 81 / 7 = 61691624462683


25- اگر در عدد بالا به جای 81 مجموع اصلی آن یعنی 42 34 3 2 را قرار دهیم عدد حاصل مضرب 7 است .


431 84 137 123 87 42 34 3 2 / 7 = 616916244626774776


26- اگر عدد بالا را به صورت عددی از آخر به اول بنویسیم باز مضرب 7 است .


42 34 3 2 84 137 123 87 431 / 7 = 604904059101769633


27- اگر بعد از تعداد کل ابیات تعداد ابیات سایر قالب های شعری و بعد تعداد ابیات هر قالب شعری را جداگانه بیاوریم , عدد حاصل مضرب 7 است .


4623 43184 137 123 87 / 7 = 6604902630530341


28- اگر عدد بالا را به صورت عددی از آخر به اول بنویسیم باز مضرب 7 است .



84 137 123 87 431 4623 / 7 = 12019589124902089

علامه امینی و حافظ و مولوی!

انجمن: 

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين‏
و صلى الله على محمد و اهل بيته الطاهرين لا سيما بقية الله المنتظر عجل الله تعالى له الفرج و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم‏
سلام علیکم و رحمت الله وبرکاته

نظر شما کاربرای گرامی درباره ی این سخن علامه امینی (رحمت الله علیه)چیه؟؟؟؟

متن سخنرانی:
حرفها(سخنان معصومین) را اگر گوش دادیدکیف می کنید،علم او را گر یاد دادید کیف می کنید، ولایت را اگر داشته باشید کیف می کنید، برو حرف صاحب ولایت را یاد بگیر برو ببین امیرالمومنین (علیه السلام) چه حرف ها می زندبا خدا چه جور حرف زده عشق بازی چه جور است محبت بازی چه جور است ساخته بازی نکن با حافظ کار درست نمی شه با مثنوی کار درست نمی شه، حافظ چی است!؟ مثنوی چی است!؟ بذار زیرپات برو دعا و یک عالمی پیدا کن برو دعا حضرت سجاد(علیه السلام) را بده به دست یک عالم او بخواند و تو بفهمی عشق بازی چی است بگو محبت بعد بفهم محبت چی است.
یک صلوات بفرست
صلوات حاضرین (اللهم صل علی محمد وال محمد)
ببین چیه این حرفی که می زنم! ببین چیه این حرفی که می زنم!
روز قیامت فرض است دیگه فرض است روز قیامت بیارن جنابعالی، مرا، امینی را بیارن محشر، گناهم نکردم نمازم خوندم روزه ام گرفتم غیبتم نکردم ربا هم نخوردم شرابم نخوردم زنم را هم لخت و عریان به خیابانها نفرستادم در میدان هم به ساز و آواز گوش ندادم سیئاتی که کرده بودم از همشون هم بخشیده شدم حالا مرا آوردن پیش امیرالمونین سلام الله علیه امیرالمونین(علیه السلام) از من بپرسد ببین آشیخ تو مرا دوست داشتی؟ بله من ولی مطلق تو بودم؟ بله مرا روح الارواح می دانستی؟ بله مرا محب خدا می دانستی؟ بله پیمبر را قبول داشتی؟ بله پیامبر گفته بود احب خلق الله الی الله علی بن ابیطالب؟ بله علاقه مرا با خدا می دانستی؟ بله در دنیا یک عشق بازی یک صاحب ولعی یک صاحب ….یک صاحب محبتی مثل من با خدا رفتارکرده با کس دیگر؟ نه نکرده اینا را که می دونستی؟ بله بگو من بهتر بودم حرف مرا بگویی بخوانی گریه کنی یا حافظ مرا با حافظ یک سر گذاشتی مرا با مثنوی یک سر گذاشتی حالا بپرسم حالا بگو من عرض کردم من منبرم منبر نیست ما صحبت میکنیم رفاقت است هریک یک شما مثل روح من می مانید برادریم مامهمان شما صحبت می کنیم حالا محشر است امیرالمونین آمده آمده آنجا بگوید… این جناب ….حافظ آقا ! حافظ مثل من عقل داشت؟ حافظ مثل من علم داشت؟ حافظ مثل من اراده داشت؟
حافظ مثل من حقیقت شناس بود؟ حافظ مثل من نورانی بود؟ حافظ مثل من ربانی بود؟ حافظ مثل من عظمت داشت؟ حافظ مثل من محبت شناس بود؟ حافظ مثل من خداشناس بود؟ حافظ مثل من عالم بود؟ حافظ مثل من محفوظات ملکات نفسانیه داشت؟ حافظ مثل من نفسیات کریمه داشت؟ بابا مرا چرا ضایع کردی ؟چرابا حافظ یکجا گذاشتی؟مثنوی مثنوی مثنوی این کتاب را روز قیامت خواهند آورد روز محشر.. مثنوی اصل اصل الاصول؟! والله اگر صد سال شراب بخوری خدا از اون میگذرد از این کلمه نمی گذرد.
اصل اصل الاصول حرف آورده برای خودش حرف درست کرده اصل اصل الاصول.
اصل اصل الاصول تو همون قرآن است قرآن خون گریه کن قرآن بخوان گریه کن قرآن بخوان اشک بریز ولو انزلنا علی جبل قرآن را اگر به کوهها نازل میشدیم کوه پاره میشد پراکنده میشد از خشیت حق تعالی قلوب ما عمده …ما قرآن فهمیدیم الحمدالله قرآن ما را از دست ما گرفتند ما دیگر قرآن نمی خوانیم …قرآن را از دست ما گرفتند قران رخش را بستند برکت بازار شما را با این برداشتند شما را چطور شد مگر این همدان همدان مدینة المومنین نیست ما در بازار وقتی که می آمدیم هرروز مگه قرآن نمی خوندید دعابخوان گریه کن حافظ چرا می خوانی گریه می کنی؟! دعا بخوان گریه کن برودعای حضرت سجاد(علیه السلام)رابخوان برودعای ابو حمزه بخوان دعای ابو حمزه را والله اگر به کوه ها بفماند کوهها می ترکد برو محب او را ! حافظ حافظ حافظ محبت داره؟ حافظ می فهمد محبت چیه !؟ حافظ می فهمد عشق چی است؟! حافظ می فهمد خدا چی است؟ مثنوی میفهمد خدا چی است؟ پیامبر اعلم است ولی مطلق کافه مردم ما عرفناک حق معرفتک حافظ فهمیده حافظ شناخته پیامبر نشناخته؟! علی نشناخته حافظ شناخته؟! آقا مثنوی میخواندبرودعای ابو حمزه بخوان برادر عزیزم نور چشمم برو بخوان محبت اوست …ثابت می تونی بکنی حافظ راستگوست؟ حافظ عادل .. مثنوی موثق مثنوی عادل ثابت می تونی بکنی ببین حضرت سجاد(علیه السلام) چه میگوید،حضرت سجاد(علیه السلام) چه میگوید میلرزد بالای شتر میلرزد لباس احرام پوشیددورش را گرفتندیابن رسول الله لب الله یابن رسول الله زبانش بسته شده مکه رفته احرام بسته نمی تواند بگوید لبیک میلرزد بدن می لرزد محبت این است دورش ار گرفتند یابن رسول الله مجبوری ازاین لبیک بگو فرمود به کی لبیک بگویم؟ روبروی کی ایستادم ؟ خدای جباریست از زمین وآسمان ملائکه ها یش رادور علی بن الحسین جمع کرده ملادکه دور علی را گرفته اند صدا میکنند علی لبیک بگو لبیک بگویم خدابگوید لاعلیک لبیک ( جمعیت گریه میکنند)
نمازمی خواند بدم میلرزد رنگ میپرد رنگش زرد شده است یابن رسول الله کبر تکبیر بگویم؟!فرمود هرکس نمازبایستدالله اکبر بگوید و غیر از خدا درقلب خودش امیدی رجایی به قدرت کسی بع غنای کسی به ثروت کسی امید داشته باشد وقتی که گفت الله کبر این روایت منصوص است وقتی که گفت الله اکبر خدای تعالی خودش ندا می کندکلاککبرتنی ایهالخائن ایهاالکذاب ای دروغگو … به من میگی الله اکبر دورکعت دردنیا نماز نخوانده حافظ می خواند یک سجده صحیح داره؟
*نوشته فوق کل سخنرانی نیست قسمت های مهمشه

*با اندکی تغییر
لینک :http://miqaat.blogfa.com/post/38/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D9%88-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C-

فایل: 

تفسير ابيات حافظ

لطفا هر کسی تفسیر بیتی از حافظ را متوجه نمی شود اینجا بنویسد تا روی ان بحث شود .
اولیش خودم:

بيت اول : مي و سجاده:Gol:

بمی سجاده رنگین کن

گرت پیـــــر مغان گــــوید
:Gig:

♪♪ ۞ آموزش صــوتی حفظ قرآن کریم ۞ ♪♪ خاتمه

انجمن: 

درس اول:

فضیلت و برکات حفظ قرآن

زمان: 12 دقیقه و 3 ثانیه

حجم: 1.40 مگابایت

متن فایل صوتی درس اول:
[SPOILER]برای پی بردن به فضیلت و اهمیت حفظ قرآن کافی است اندکی در احادیث رسیده از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) در اينباره و نیز در سیره عملی ايشان در تعامل با قرآن و اهل آن دقت کنیم. به طور کلی قرآن کریم در نگاه آن بزرگواران از جایگاهی رفیع و منزلتی ویژه برخوردار است و بالتبع مسائل مربوط به آن، از جمله «تلاوت و قرائت، تدبر و عمل به فرامین آن و آموختن و آموزاندن آن» و نيز «حفظ قرآن و در سينه داشتن آن»، مورد سفارش ایشان قرار گرفته است.

به چند نمونه از احادیث مرتبط با حفظ قرآن توجه کنید :

قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «حَمَلَةُ القُرْآنِ هُمُ المَحْفُوفونَ بِرَحمَةِ اللهِ، المُلَبِّسونَ نُورَ اللهِ، المُعَلِّمونَ كَلامَ اللهِ. مَنْ عاداهُم فَقَدْ عادَي اللهَ و مَنْ والاهُم فَقَدْ والَي اللهَ.»:[1] حافظان قرآن مشمول رحمت خدا، در بركنندگان نور خدا و آموزگاران كلام خدايند. كسي كه با آنان دوستي نمايد با خدا دوستي نموده و كسي كه با آنان دشمني كند خدا را دشمن داشته است.

2ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «إنَّ اَكْرَمَ العِبادِ إلَي اللهِ بَعْدَ الاَنبياءِ العُلَماءُ ثُمّ حَمَلَةُ القُرآن. يَخْرُجونَ مِن الدُّنيا كَما يَخْرُجُ الاَنبياء وَ يَحْشُرونَ مِنْ قُبُورِهِم مَعَ الاَنبياءِ و يَمُرُّونَ عَلي الصِّراط مَعَ الاَنبياءِ و يَأخُذونَ ثوابَ الاَنبياء. فَطوبي لِطالب العِلْمِ و حامِلِ القرآنِ ممّا لَهُم عِندَ اللهِ مِن الكرامَةِ وَ الشَّرَفِ.» [2]: گرامي‌ترين بندگان بعد از انبياء علما و سپس حافظان قرآن هستند. مانند انبياء از دنيا مي‌روند، همراه انبياء از قبرهايشان خارج مي‌شوند، به همراه انبياء از صراط مي‌گذرند و ثواب انبياء را مي‌برند. پس خوشا به حال پوينده راه علم و حافظ قرآن، به سبب كرامت و شرافتي كه نزد خدا دارند.

3ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «مَنْ اَعْطاهُ اللهُ حِفْظَ كِتابِهِ فَظَنَّ اَنَّ أحَداً اُعْطِيَ أفْضَلَ مِمَّا اُعْطِيَ فَقَدْ غَمَطَ أفْضَلَ النِّعمَةِ.»: [3] هر كس كه خداوند حفظ كتابش را به او ببخشد و گمان برد به كسي چيزي بهتر از او داده شده، بافضيلت‌ترين نعمت را كوچك شمرده است.

4ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «أغْنَي النَّاسِ حَمَلَةُ القُرآنِ؛ مَنْ جَعَلَهُ اللهُ تَعالي في جوْفِهِ.»: [4] بي‌نيازترين مردم حافظان قرآن هستند؛ همان كساني كه خداوند متعال قرآن را در وجودشان جاي داده است.

5ـ‌ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «إذا ماتَ حامِلُ القُرآنِ أوحَي اللهُ إلَي الأرضِ أَن لا تَأكُلي لَحْمَهُ. قالَتْ: إلهي كَيفَ آكُلُ لَحْمَهُ و كَلامُكَ في جَوْفِه.»: [5] هنگامي كه حافظ قرآن از دنيا مي‌رود خداي تبارك و تعالي به زمين وحي مي‌كند كه «گوشت بدن او را نخور.» زمين مي‌گويد: «پروردگارا، چگونه گوشت او را بخورم در حالي كه كلام تو (قرآن) در قلب اوست.»

6ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «لِحاملِ القُرآنِ إذا عَمِلَ بِهِ فَأحَلَّ حَلالَهُ و حَرَّمَ حَرامَهُ شَفْعٌ في عَشْرَةِ أهْلِ بَيْتِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ كُلُّهُم قَدْ وَجَبَتْ لَهٌ النّارُ.»:[6] حافظ عامل به قرآن كه حلال آن را حلال و حرام آن را حرام مي‌شمارد فرداي قيامت در مورد 10 نفر از بستگانش ـ كه همگي آنها اهل آتشند ـ حق شفاعت دارد.

7ـ قال علی (علیه السلام):
« اِقرَؤُوا القرآنَ و اسْتَظْهِرُوهُ فإنّ اللّهَ تَعالى لا يُعَذِّبُ قلباً وَعَى القرآنَ. »:[7] قـرآن را تـلاوت كـنـيـد و آن را به خاطر سپاريد، زيرا خداوند متعال دلى را كه قرآن را در خود دارد عذاب نمى‌كند.

8ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و
آله): « إنّ الّذى ليسَ فى جَوْفِهِ شيىءٌ مِنَ القرآنِ كَالبيتِ الخرابِ. » : [8] كسى كه در درونش چيزى از قرآن نيست، دلش مانند خانه ويران است.

9ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و
آله): « مَنْ قَرَأ القرآنَ عن حفظِهِ ثمّ ظَنَّ أنّ اللّهَ تَعالى لا يَغْفِرُهُ فَهو مِمّنِ اسْتَهْزَأ بآياتِ اللّهِ. »:[9] كـسـى كـه قرآن را از حفظ بخواند و گمان كند خداى تعالى او را نمي‌آمرزد، در شمار كسانى است كه آيات الهى را به تمسخر گرفته‌اند.

10ـ قال الامام الصادق (عليه السلام): «اَلْحافِظُ للْقرْآنِ الْعامِلُ بِه مَعَ السَّفَرةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ.»: [10] حافظ قرآن كه بدان عمل كند، در آخرت رفيق و همراه فرشتگان و سفيران الهي خواهد بود.

از بیانات نورانی معصومان در این باب، می‌توانیم به برخي از برکات حفظ قرآن پی ببریم؛ از جمله: «قرار گرفتن در پناه رحمت الهي، محشور شدن با انبياء و همراهي با آنان، برخورداري از بالاترين ثروت فرهنگي (قرآن)، داشتن حق شفاعت در قيامت، ايمني از عذاب آخرت، آباداني دل و ...». البته چنانچه در متن شماري از احاديث تأكيد شده، شرط اين بهره‌مندي آن است كه حافظ قرآن در جهت عمل به احكام و فرامين آن حركت كند و كلام وحي همواره نصب العين او باشد. بديهي است كه تنها بسنده كردن به خواندن ظاهري آيات، تمامي اين بركات را به دنبال ندارد.
علاوه بر موارد فوق، بركات و فوائد مهم ديگري نيز در حفظ قرآن هست كه از مهم‌ترين آنها «انس با قرآن» است. حفظ قرآن را جامع‌ترين راه براي انس با اين كتاب مقدس دانسته‌اند و به راستی هم چنين است؛ زیرا حافظ قرآن، به بهانه ورود به اين وادي مبارك و به سبب آنكه بي‌توجهي به آيات و فراموش كردن آنها پسنديده نيست و نوعي بي‌احترامي به كتاب وحي تلقي مي‌شود، بايد تا پايان عمر به تلاوت قرآن و محفوظات خود پايبند باشد و همين نكته و خواندن مكرر آيات موجبات مؤانست و رفاقت او را با قرآن فراهم مي‌كند.

فايده بسيار مهم ديگر براي حفظ قرآن فراهم كردن زمينه «تدبر در قرآن» است. اين نكته در بيانات رهبر معظم انقلاب نیز به خوبي مطرح شده است. ایشان در یکی از دیدارهای خود با قاریان و حافظان قرآن فرمودند:
«... وقتی شما حافظ قرآن هستید، این تکرار آیات قرآنی و انس دائمی با قرآن، به شما فرصت می‌دهد که در قرآن تدبر کنید. تدبر در قرآن با همینطور خواندن و رد شدن به دست نمی‌آید؛ با یک بار و دوبار خواندن هم حاصل نمی‌شود؛ با تکرار و انس با آیه‌ای از قرآن امکان تدبر در آن به دست می‌آید. و چقدر لطایف در قرآن کریم هست که اینها را جز با تدبر نمی‌توان فهمید. بنابراین حفظ و فهم معانی قرآن و تلاوت آن لازم است.» [11]
ايشان در همین رابطه در جای دیگری یادآور شده‌اند که:
«... به سمت حفظ قرآن بيشتر برويد. حفظ، وسيله است البته؛ حفظ وسيله است. حفظ، هدف نيست. حفظ قرآن، وسيله است؛ وسيله است براى اين كه انسان آسان بخواند، آسان تكرار كند و امكان تدبر پيدا كند. جوانها بروند از استعدادشان، از حافظه‌شان استفاده كنند. بچه‌ها را، جوانها را بكشانيد به سمت حفظ قرآن. البته امروز با گذشته ما قابل مقايسه نيست، خيلى جلو هستيم؛ اما كم است. آنچه كه الان در كشور ما وجود دارد، كم است. بروند به سمت حفظ قرآن. وقتى كه حفظ حاصل شد، آن وقت توان و فرصت براى تدبر بيشتر پيدا خواهد شد و همين تدبر است كه كليد است. كليد اصلى، همين تدبر در قرآن و فكر كردن در قرآن است.» [12]

آنچه گفتيم گوشه‌اي از بركات و فوائد حفظ قرآن كريم بود و بركات فراوان ديگری نيز هست كه مجال پرداختن به آنها در این مختصر فراهم نیست. اما آنچه گفتيم و نگفتيم تنها به منزله توصيف منظره‌اي نيكو و دلكش است و شرط بهره‌مندی کامل از این تصویر زیبا آن است که آستين همت را بالا بزنيد و با توكل بر خدا و توسل به ذوات مقدس معصومان (عليهم السلام) «حفظ قرآن» را آغاز كنيد.

پي نوشت:

[1] . مستدرك الوسائل /ج4/ص 254.

[2] . بحارالانوار /ج 89/ ص 18ـ 19.

[3] . كنزالعمال / ج1/ حديث 2317.

[4] . كنزالعمال/ج1/حديث 2261 .

[5] . كنزالعمال/ج1/حديث 2488.

[6] . كنز العمال / ج 1/ حديث 2327 .

[7] . بحار الانوار، ج 89،‌ ص19.

[8] . كنز العمال، ج 1، ص 553.

[9] . مستدرك الوسائل، ج 2، ص 294.

[10] . اصول كافي، ج 4، ص 404.

[11] . سخنراني ايشان در 4 مهر 1385.

[12] . سخنراني ايشان در 4 تير 1390.

[/SPOILER]

چگونه ممکن است کتابی دارای نظم باشد

انجمن: 

چگونه ممکن است کتابی دارای نظم باشد



در کتاب شعر حافظ که از عشق و می و میخانه و گل و پروانه ... بسیار سخن آمده و یا کتاب مولانا و یا بوستان و گلستان سعدی و یا در هیچ یک از کتابهایی که توسط اندیشمندان و شعرا و نویسندگان منتشر شده نظمی در مورد تعداد کلمات و حروف دیده نمیشود اما قرآنی که توسط یک فرد درس نخوانده گفته شده(دقت کنید که حضرت محمد کتاب را ننوشته و تنها آیاتی که به او وحی میشده بر زبان جاری میساخته و کاتبان آنرا مینوشتند)



تمامی کلمات و حروف آن دارای نظمی حیرت آور هستند و تمامی کلمات و حروف آن با عدد ۱۹ رابطه داشته و یا مضربی از عدد ۱۹ میباشند



توجه: اعداد قرمز مضرب ۱۹ و کلمات آبی کلمات مورد تحقیق میباشند



کلمه الناس دقیقا ۱۹۰ بار(۱۰*۱۹) و سماوات دقیقا ۱۹۰ بار (۱۰*۱۹)و



لا الهدقیقا ۳۸ بار (۲*۱۹)و الا الله دقیقا ۱۹ بار در قرآن مبین آمده است



یا ملک السماوات و الارض دقیقا ۱۹ بار و



الله لا یهدی القومدقیقا ۱۹بار و حافظ ۱۹ بار و



مولا ۱۹ بارو اذا قیل۱۹ بار و تشکرون۱۹ بار و



ریب (شک) ۱۹ بار و فیها خالدون۱۹ بار



بالله والیوم الاخر۱۹ بار و الرسل۱۹ بار



و صد عن سبیل الله (باز داشتن از راه خدا) ۱۹ بار و



ان الله هو۱۹ بار



وذلك نجزي (اينگونه جزا میدهیم)۱۹ بار و



و لهم عذاب اليم۱۹ بار و منافقين۱۹ بار و



مشرکین در آخر آیات ۱۹ بار و معرض۱۹ بار و



حذر۱۹ بار من السماء ماء۱۹ بار



بعيد بدون پسوند ۱۹ بار و



و رحمن در ۱۹ سوره و بایاتنا ۵۷ بار (۳ضربدر۱۹



ان الذين در وسط آیات ۱۹ بارو



فاما ۱۹ بار در اول آیات و



فمن۱۹ بار در اول آیات و



کبیر ۱۹ بار بدون پسوند و



آیات الله۱۹ بار بدون پسوند وپیشوند و



السوء ۱۹ بار و



الصادقين ۱۹ بار و ان الذين كفروا۱۹ بار و



عند ربهم۱۹ بار و خير لكم ۱۹ بار و ينصرون۱۹ بارو



عذاب يوم ۱۹ بار و



في الحياة الدنيا۱۹ بار و تتقون۱۹ بار و



فاسقين۱۹ بار و حول۱۹ بار و



مقام ۱۹بارو نارا ۱۹ بار وق



الوا يا۱۹ بار در اول آيات و



للمومنین۱۹بارو



تجری من تحتها الانهار خالدین فیها۱۹ بارو



یعقلون ۱۹ بار آخر آیات ولمومنات ۱۹ بار و



لغفور ۱۹ باربا هر پیشوندی و



لم یکن۱۹ بار و آخر بدون پسوند ۱۹ بارو قالوا انا ۱۹ بار و


ابصار ۳۸ بار (۲*۱۹) وان الله لا۳۸ بار (۲*۱۹)و

وجوه ۳۸ بار (۲*۱۹) و

وکذلك ۳۸ بار (۲*۱۹) و ايديهم ۳۸ بار (۲*۱۹) و


شاء الله۳۸ بار (۲*۱۹) و


اقرب با هر پسوند و پیشوندی ۱۹ بارو



لمومنات ۱۹ بار و ولکم ۱۹ بار و



امثال ۱۹ بارو بعید بدون پسوند ۱۹ بار و



قوة ۱۹بار و اکبر بدون پیشوند ۱۹ بار و



الذكر بدون پسوند و پیشوند ۱۹ بار و



ضل بدون پسوند و پیشوند ۱۹ بار و



ترجعون بدون پسوند ۱۹ بار و



بطور کلی تمامی کلمات ۱۹بار یامضربی

از۱۹ بار ذكر شده اند و یا با ۱۹رابطه مستقیمی دارند.

قرآن بدون پسوند ۵۸ بار و در ۵۷ آيه

اعبدوا با پسوند الله و رب ۱۹ بار و

الکافرون ۲۰ بار ذکر شده که در ۱۹ سوره آمده و

کل نفس۱۹ بار در وسط آیات و

اصلح ۲۰ بار در ۱۹ آیه و

تاب ۲۱ بار در ۱۹ آیه و

موت بدون پیشوند با هر پسوندی ۱۹ بار و

اذن الله ۲۰ بار در ۱۹ آیه و

مصدق ۲۱ بار در ۱۹ آیه و

ادخلوا ۲۰ بار در ۱۹ آیه و

بعضکم ۲۰ بار در ۱۹ آیه و

انذر وسط آیات ۱۹ بار و

الفلک ۲۳ بار در ۱۹ سوره و

لایمان بدون پسوند ۱۹ بار و

اخرج۱۹ بار وسط آیات و

خاسر ۳۳ بار در ۱۹ سوره و

العلیم در آخر آیات ۲۶ بار در ۱۹ سوره و

عالم ۹۱ بار در ۳۸ سوره و

غفور ۹۱ بار در ۳۸ سوره و

الله غفور ۳۱ بار در ۱۹ سوره و

حکیم بدون پسوند و پیشوند ۳۹ بار در ۱۹ سوره و

توکل با هر پسوند وپیشوندی ۴۴ بار در ۳۸ آیه و

طیبات ۲۰ بار در ۱۹ آیه و

تعملون ۸۳ بار در ۳۸ سوره

شهادة ۲۰ بار در ۱۹ آیه و

فوز ۲۰ بار در ۱۹ آیه و

کریم ۲۷ بار در ۱۹ سوره و

لا اله الا هو ۳۰ بار در ۱۹ سوره و

الله ان الله ۳۳ بار در ۱۹ سوره و

مسجد بدون پسوند ۲۰ بار در ۱۹ آیه و

اصبر بدون پسوند ۱۹ بار و

احد آخر ایات ۶بار + احدا آخر آیات ۱۳ بار جمعا ۱۹ بار و

احد بدون پسوند وپیشوند ۳۰ بار در ۱۹ سوره و

مجرمین آخر آیات ۲۵ بار در ۱۹ سوره و

لمجرم۳۸ بار و

اکبر بدون پیشوند ۱۹ بار و

المبین ۲۲ بار در ۱۹ سوره و

یحیی بدون پسوند و پیشوند ۱۹ بار و

سبیل بدون پسوند ۱۱۶ بار در ۳۸ سوره و

بکل شيء ۲۵بار ىر ۱۹ سوره و

يومئذ ۷۰ بار در ۳۸ سوره و

ربنا ۱۱۱ بار در ۳۸ سوره و

یوحی۱۹ بار و

السماوات ۱۸۶ بار در ۵۷ سوره (۳*۱۹) و

سلطان بدون پسوند ۲۴ بار در ۱۹ سوره و

من دونه بدون پسوند ۳۸ بار و

ان الله علی۱۹ بار و

کتب بدون پسوند و پیشوند در وسط آیات ۱۹ بار و

حمیم ۲۰ بار در ۱۹ آیه و

ظاهر با هر پسوند و پیشوندی ۱۹ بار و

.................برای دیدن کلیه کلمات قرآن به پستهای قبلی مراجعه کنید که تمامی تحقیقات با درج جدول در وبلاگ قرار دارد.
http://www.mojezeh-quran.blogfa.com/





محقق و نويسنده:سيروس مجللي

قابل توجه عزیزانی که به دنبال فالنامه جامع با تفسیر دقیق از حافظ هستند.

سلام به دوستان خوبم.

تو دنیای امروز خیلی از ما دچار نگرانی ها و اضرابهای گوناگون هستیم تفال نیک به منزله مسکن شفا بخشی برای رفع این اضطرابهاست. از طرفی با توجه به اینکه تفال به قرآن خیلی توصیه نمیشود برای ما ایرانیان شیعه دیوان حافظ مطمئن ترین کتاب برای زدن فال است چون ایشان کل قرآن را در سینه داشتند و تخلص به لسان الغیب هم دارند و اکثر غزلیات ایشان برگرفته از عرفان ناب اسلامی و قرآنی است بنابراین چه بهتر که از این کتاب گرانقدر استفاده کنیم

چند روز پیش حقیر در منزل یکی از اقوام کتابی رو دیدم که خیلی زیبا اشعار حافظ را تفسیر کرده بود یعنی هم تفال بود هم تفسیر. من خودم چند فالنامه در منزل دارم اما متاسفانه اکثرا علمی نیستند و تفاسیر آنها خیلی سطحی است اما این کتاب فوق العاده بود و نکات جالبی داشت که حیفم آمد دوستان را از آن بی بهره بگذارم. من نمونه ای از تفسیر این کتاب را در اینجا برایتان قرار میدهم . قضاوت با خودتان.

نام کتاب: هدیه حافظ

نوشته: دکتر عباس عطاری کرمانی

انتشارات آسیم
قیمت با قاب: 19 هزار تومان- بدون قاب : 16 هزار تومان

قابل توجه دوستان که جناب آقای دکتر عطاری از کسانی هستند که سالها در این زمینه تحقیق و مطالعه داشته اند و نشان درجه یک فرهنگ را از آن خود کرده اند و با توجه به استقبال مردم این کتاب به چاپ سیزدهم رسیده است.

اما نمونه تفسیر:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روی من و آینه وصف جمال
که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد
اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایام نجاتم دادند

توضيحات :
وقت سحر ( سحر گاهان ) ظلمت ( تاريکي ) آب حيات ( آب زندگي جاويد ) شعشعه ( تابش روشني ) شب قدر ( شب مراد) زکات ( صدقه ) هاتف ( سروش عالم غيب ) مژده ( باشرت ) دولت ( بخت ) انفاس ( جمع نفس – دم ) معني بيت 1( ديشب نزديکيهاي صبح ا زغم و غصه عشق خلاصم کردند و در آن تاريکي شب هجران آب زندگي وصال را به من خوراندند ) معني بيت 20 همين که جانان وارد خانه ام شد مرا از نور ذاتش بي خود کردندو به سبب تجلي لطف جانان به من باده دادند ) معني بتي 3( چه بامداد و شامگاه فرخنده و خجسته اي بود کآن شب مراد که فرمان آزادي از قيد غرور و رهايي از بنداين نيستي هست نما را به من دادند )

نتيجه تفال :
1- خواجه در بيتهاي چهارم و پنجم و ششم به ترتيب به شما ياد آور مي شود ( از اين پس من و همراهي مرشد روشن ضمير که آينه وار اوصاف جمال ازلي درآن آشکار است و دراين آينه از ظهور ذات حق نشاني توان يافت ) ( من اگر به مراد دل رسيدم و شاد شدم جاي تعجب نيست زيرا سزاوار اين شادي و کامروايي بودم و اين دو را محبوب به عنوان صدقه به من حبت کرد ) ( سروش عالم غيب آن روز اين بشارت را به من داد که در بردن با رغم و رنج عشق ثابت دادند ) تو حديث مفصل بخوان از اين سه معني

2- رنجهاي فراواني تحمل کرده اي و از کس و ناکس حرفها شنيده اي اما ديگر تمام شد و همه چيز به خير و خوبي درحال انجام خواهد بود بهتر است ا ز راهنمايي استادي کامل و آگاه در مسايل بهره مند شوي و از سرعت عمل و دقت غافل نباشي

3- اين نيت به زودي برآورده مي شود و قرين شادي خواهي شد و همه چيز بروفق مرادت خواهد بود و جاي نگراني نمي باشد

4- به يکي از مشاهد مترکه برو و زيارتي کن و دعايي بخوان که گشايش بسيار است و نذر خود را ادا کن از مسافر هديه اي ميرسد و حالش خوبست بيما رشفا مي يابد گمشده پيدا مي شود تجارت سود آور ومسافرت مفيد خواهد بود آن کسي که به شما خيانت کرده به زودي دچار بيماري شديد مي شود با همسرتان بيشتر مهربان باشيد چهار فرزند در طالع داريد

5- ويژگيهاي اخلاقي شما عبارتند از فيلسوف ماب باهوش گوشه گير انتقامجو پشتکاردار موفق مرتب و منظم عدم اعتماد به نفس کمک رسان پر انرژي منطقي گاهي جاه طلب مدير و مدبر با شخصيت با هدف اهل گردش و تفريح اهل رستوران وسواسي

6- از تغيير و تحول ناراحت نشويد بلکه خوشحال باشيد که خداوند ياري کرد تا شما ضرر و زيان متوجه يتان نشود به پدر يا همسر خود بگويي مواظب سلامتي خويش باشد .

برچسب: