بلا

به وقت بلا و سختی

اگه عمری باشه احادیث در باب سختی و بلا و چگونگی برخورد با آن در این موضوع گرد آوری میشه ودوستان هم دوست داشتن احادیث در این خصوص بذارن
اولین پست با فازی از دعای هفتم صحیفه


گاهی زندگی و مشکلاتش بهت فشار میارنگاهی برنامه ای که ریختی اون جور که میخوای پیش نمیرهگاهی پازل زندگیت رو که با جون کندن چیدی دستی میاد بهم میزنه گاهی، گاهی، گاهی ...خلاصه اوضاع بر وفق مردات نیستتویی و کلی گله و شکایتاز همه از دوست و خانواده، از زمین و زمان، از خودت، حتی از مقدسات و خداهمچین مواقعی کسی که بی منت، بی اعتراض گوش میکنه فقط خداستتا خالی شی تا اروم بشیاما امون از روزی که نتونتی اروم بشی نتونی قبول کنی اگه نشد اگه نخواست شاید مصلحت در این بودشاید مصداق همون باشه که گفت چه بسیار چیزهایی که شر می پندارید و برای شما خیر استو چه بسیار چیزهایی که خیر می پندارید و برای شما شر استو کار به قهر و قهر کشی می کشه، کنج غم و اشک و اه نمی دونم شاید این مدل هم گاهی لازمه تا خلوت کنی و یه بررسی تو کارات داشته باشی و باعث بشه با یه عزم جزم برگردی و تلاش کنیولی این حال بد اگه فقط بشه اشک و اه و این سرمای قهر ، روحت رو سرماخورده کنه، طوری که حس و حال هیچ کاری رو نداری، بی حال و کسل اینجاس که باید احساس خطر کرد برا همین لازمه از خودش کمک بخوایی تا از این حال درت بیاره یا اصلا نذاره به این حال بیفتی
پ ن 1: فک کنم تنها کسی که بشه ازشون کمک گرفت تا دعایی یادمون بده برا همچین حالی، کسی نیست جز زینت عبادت کنندگان امام دعاهای زیبا سید ساجدین علیه السلام پ ن 2: برای آشنایی با این دعای زیبا به صفحه دوم مطلب در وبلاگ سر بزنین

نعمت یا عذاب ؟

انجمن: 

سلام
بلایی که دارهذسرمون میاد عذابه
اما ما دوست دازیم اونا رو نعمت بدونیم
اما همین بلا رو برای امزیکاییها عذاب میدونیم
چررررا

آیا میان قبول کردن توحید و حل مشکلات زندگی ارتباطی وجود دارد؟

با سلام و احترام

عمده تاکید خداوند درقران بر یکتایی او -پرستش او و موضوعاتی حول توحید است .از آنجا که قرآن کتاب جامع برای زندگی ماست سوالاتی برای شخص خودم مطرح میشودوآن
اینکه اطراف من همه غیر از قبول کردن توحید مسلمان نیز هستند اما در رابطه ها و زندگیها بسیار مشکلات هست که با قبولی توحیدنیز این مشکلات عدیده وجود دارند حال باید پرسید آیا باید برای هر مشکلی که پیش می اید در قرآن دنبال راه حلش گشت و یا اینکه به یقین کامل نرسیدن در خصوص توحید باعث مشکلات عدیده زندگی هاست؟

من و محرومیت از عرفه

انجمن: 

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:


نقل قول:

به نام خدا

سلام

اندکی قبل از روز عرفه ، در سازمان محل کارم به یکی از همکاران مافوق ، نکته ای بسیار جزیی و کم ارزش از وضعیت موجود را متذکر شدم.
ایشون بر خلاف قولی که به من داده بودند که این مطلب را با منشی در میان نگذارند ، به او گفتند.

منشی از بنده بسیار ناراحت شدند... و با وجودیکه خانم هستند صدای خود را بلند کردند و ...
با وجودی که بنده هیچ منظوری از بیان آن نکته به مافوق ، در خصوص ایشون نداشتم و نامی از ایشون نبردم و حتی مافوقم من را مسئول این وضعیت دانست (البته به نظرم مافوقم در اینجا دچار بی عدالتی شدند. خیلی مواقع اگر کاری مربوط به خودشون باشه، طوری نظر میدن که هیچ اشکالی متوجه خودشون نشه ، ولی اگر مربوط به من بشه ، جور دیگری نظر میدن).

در مورد منشی سازمان ، ایشون کلا شخصیتی هستند که از نظر روحی خانوادگی مشکلاتی دارند و حالت کاملا نرمال ندارند در برخی موارد هم از یکسری گفتارها و رفتارهای عادی برداشت بد می کنند (البته این نظر من است).

خلاصه اینکه بنده دلیلی برای ناراحت شدن ایشون نمی دیدم.
در یکی دو مورد قبل از آن رویداد ، هم مواردی بود که حق با بنده بود و به نحو محترمانه و مودبانه ای به ایشون تذکر نرمی دادم اما با برداشت بد ایشون و ناراحتی شون مواجه شدم.

برداشتشون اینطوری است که اگر مثلا در اتاق کارشان نباشند و ما که نمیدونیم ایشون کجا هستند با صدای بلند (اما لحن عادی) صداشون بزنیم که به محل بیایند ، اعتراض میکنند که چرا با عصبانیت مرا جلوی بقیه صدا میزنید و ضایع می کنید، مگر من کجا بودم و ...

یعنی از مساله ای که هیچ جنبه منفی نداره برداشت بد میکنند و ناراحتی خودشون را اظهار میکنند (به نظر من)

در حالیکه دأب خود من این است که خیلی از رفتارهای اطرافیان و حتی مافوق را که کاملاً دارای جنبه منفی است برای خودم حمل به خیر و حمل به احسن میکنم و ناراحتی خودم را فرو میدهم و به خودم میگم منظورش این نبوده و ... (چاره ای جز حمل به خیر ندارم. چون اگر بخوام واکنش بدهم هیچکسی پشتیبان من نیست و آنها از واکنش من - که به طور مستدل و منطقی و محترمانه و مودبانه بیان می شود - علیه خود من استفاده میکنند و قضیه بیخ پیدا میکند - چه کسی میتواند به یک مدیر بگوید که رفتارت درست نیست و فلان جا را اشتباه کردی؟ خصوصا وقتی مدیر خانم باشد. یک جوری توجیهش میکند) (به نظر خودم).

حالا پس از آن ماجرا و ناراحت شدن ایشون ، مشکلاتی برای من پیش آمده است: بیماری فرزندم شدت یافته است (تجربه کرده ام که در هنگامی که تقوایم ضعیف میشود، بیماری فرزندم شدت می یابد) ، یکی از مشتریان پر و پا قرصم در حال فسخ قرار داد است (کاهش رزق برای من) ، رابطه ام با چند نفر از اطرافیانم که همیشه حسنه و دوستی بوده است دچار مشکل شد و رنجش ایجاد شد در حالیکه من قصدی نداشتم و ... و خلاصه این چند روز که عرفه هم یکی اش بود ، برایم حوادث بد متعددی اتفاق افتاد.

و نکته جالبتر اینکه خواب دردناکی که شاید 20 سال بود آن را نمی دیدم دوباره دیشب (شام عرفه) دیدم!
سالها قبل که نوجوان بودم هر وقت خواهر کوچکترم را اذیت (زبانی) میکردم ، خواب میدیم که کسی با دست کمر مرا می فشارد و درد وحشتناکی در من ایجاد می شود که مردم را به کمک میطلبم. در اغلب موارد ، با بیدار شدنم از خواب این درد هم قطع میشد. اما دو سه بار هم با بیدار شدنم این درد بسیار شدید قطع نشد و ادامه یافت و به بیمارستان منتقل شدم و به عنوان درد کلیه لحاظ شد.

شاید 20 سال یود این خواب را ندیده بودم ، دیشب دوباره این خواب را دیدم و بر اثر درد شدید توی خواب ، از خواب پریدم.

با توجه به اینکه در موارد ناراحتی پیش آمده در محل کار ، اولا حق با من بوده (به نظر من)، ثانیا رفتار من بسیار مودبانه و با کمال احترام و حتی با کمال دقت در بکار گیری کلمات برای جلوگیری از ناراحت شدن بی دلیل ایشون (چون اخلاقشون رو می دانستم) بوده و علت آن ناراحتی ، برداشتهای بد ایشون بوده جوری که من از دیدن ناراحتی ایشون تعجب میکردم که مگه چی شده و چی گفتم که ایشون اینطوری واکنش میدن و ... (به نظر من) ، آیا من گناه کرده ام؟ آیا با توجه به همزمانی این مسایل با روز عرفه ، اینها علامت محرومیت من از رحمت الهی در این روز است؟







با تشکر


در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید:Gol:

از ماست که بر ماست؟

سلام. قرآن در برخی مواضع می فرماید که هر مصیبتی به ما می رسد، به خاطر خود ماست.(شوری:30 و نساء:79)

نظر به اینکه می فرماید «هر مصیبتی» آیا موارد ذیل نیز به خاطر خود ما به سر ما می آیند:

الف)افرادی که ناقص الخلقه به دنیا می آیند.

ب)حوادث طبیعی که گاهی شهری را ویران می کند و خوب و بد را با هم نابود می کند. آیا اینجا هم مصیبت وارده به کودکان و نوجوانان نابالغ و انسانهای مؤمن، به خاطر خودشان است؟

ج)مرگ عزیزان، که مصیبتی بزرگ است، آیا به خاطر ماست؟ آیا اگر فرزندی معصوم باشد، پدر و مادرش نخواهند مرد؟

با تشکر

آیا خداوند بخاطر بی حجابی عذاب نازل میکند؟

انجمن: 

پيشاپيش از اينكه سؤالم رو رُك ميگم پوزش ميخوام ولي كاملاً در چارچوب اسلامي هست:
مطلبي خواندم كه آقاي علوي گرگاني، علت توفان اخير تهران را بدحجابي در تهران و به زعم ايشان فساد اخلاقي در اين شهر ميدانند
اين در حالي هست كه مدت هاست بشر علت اين حوادث را ميداند
حال اگر ما ديد علمي و جغرافيايي اين حوادث را كنار بگذاريم و بپذيريم كه بلاياي طبيعي به علت بي حجابي و يا فساد هست
پس چرا خداوند بايد ويروس كشنده ي (كرونا) را به سرزمين وحي بفرستد؟! و زائران بيمار و يا جونشون رو از دست بدن ، در حالي كه زنان در عربستان و بخصوص در مكه و مدينه كاملاً محدود، و پوشيده ي كامل هستن
(طبق گفته ي آقاي گرگاني، ما دلايل مادي و علمي رو كنار گذاشتيم و فرض را بر اين گذاشتيم كه بلاياي طبيعي به بي حجابي و اعمال انسان ربط دارد)

سه سوال از دو حدیث (عذاب و بلا)

انجمن: 

سلام
وقتتون بخیر

سه تا سوال داشتم:
1.
یه حدیثی هست به این مضمون:
اگر بر قومی عذاب نازل نشود، بدان بر آن ها حاکم می شوند، رزق و روزیشان بی برکت می شود و ...
البته حدیث رو کامل و دقیق یادم نمیاد ولی محتواش این طور بود که میگفت اگه به قومی عذاب نازل نشه در عوض چهار اتفاق دیگه براش میفته.
میخواستم ترجمه کامل حدیث و میزان سندیت اون رو بدونم.

2.
آیا حدیث یا روایتی هست از پیامبر که فرموده باشند مثل گذشتگان بر امت من عذاب الهی نازل نمی شود؟

3.
آیا میتوان بین حدیث اوّل و حدیث دوم ارتباط برقرار کرد؟ مثلا بگیم چون ما امتی هستیم که عذاب بر ما نازل نمیشه در عوض این بلاها نازل میشه؟

با تشکر
در پناه حق

الهی عظم البلاء...

[="Tahoma"][="DarkGreen"]

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

الهی عظم البلاء.....
:Sham::Sham:
:Sham:

[/][/]

رابطه حکمت خدا با نزول بلا در گرفتن حاجت

انجمن: 

با سلام

میخواستم بدونم چرا وقتی انسان حاجتی خیر از خدا میخواد، چندین سال دعای خیر میکنه و با تمام وجود خدا رو پرستش میکنه و دوسش داره. ولی خداوند بجای برآورده کردن حاجتش، در ارتباط با اون حاجت، بلایی رو بر بنده مومن اش نازل میکنه و در آخر دست بنده اش رو هم در اون بلا میگیره ؟
علت بوجود آمدن این حالت چیست ؟
انسان دعا میکنه، خدا بلا نازل می کنه، سپس خدا دست بنده اش رو هم در بلا میگیره و نجاتش میده !!!!
چه حکمتی در این اتفاق وجود داره ؟
آیا تا بلا نازل نشود، حاجت داده نمی شود ؟ باید حتما سختی کشید تا خداوند حاجت انسان را بدهد ؟

با تشکر

فرق انسانی که یک ربات ساخته با خدایی که انسان را ساخته چیست؟

انجمن: 

به نام خدا
سلام خدمت دوستان و کارشناسان محترم
من سوالات زیادی دارم که با جواب دادن به هر کدوم به سراغ بعدی میرم
راستش این سوالهام و خیلی خودم سعی کردم بهش پاسخ بدم .ماه ها
ولی به نتیجه نرسیدم
یکیش همینه
فرق انسانی که یک ربات ساخته با خدایی که انسان را ساخته چیه؟
وقتی انسانی چیزی را درست میکنه مالک و مسئول اون چیز میشه
اگر اون ربات یا هر چیزی، کار خطایی کنه اون ربات خطا کار نیست بلکه سازنده اون خطا کار و مسئوله
اگر انسان رباتی درست کنه که اون ربات هم بدون کمک از انسان ربات دومی را هم بسازه باز نه ربات اولی نه دومی هیچ مسئولیتی ندارند بلکه بازم انسان سازنده مسئول هستش
بعید نیست که انسان بتونه رباتی درست کنه که دارای درک و فهم و شعور باشه . که باز هم هیچ مسئولیتی نداره و سازنده مسئوله؟
حالا خدا در قبال انسانی که سلاخته آیا مسئول هست؟