معاد

معاد چه احساساتی را در انسان بر می انگیزاند؟

انجمن: 

سلام، خسته نباشید؛
چند تا سوال درباره معاد دارم
معاد چه احساساتی رو به یک انسان القا میکنه؟ و این احساسات در فرد با ایمان و بی ایمان چه فرقی دارن؟
آیا اولین حسی که به انسان دست میده ترسه؟؟

نظر شخصی در مسائل دینی (درست یا غلط)

انجمن: 

[="Black"]بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت دوستان

و عرض سلام خدمت کارشناس گرامی


[/HR]
بحث اول
در بسیاری از بحث ها ( اصول و ضروریات دینی) عده ای پیرامون شرع ، فقه و ... نظراتی را بیان میکنند که خلاف مواضین دین است.
و وقتی گفته می شود سخن شما غلط است.
شروع میکنند به گفتن عبارتهای از قبیل نظر شخصی بنده این است ، عرف این را میگوید ، اکثریت این را قبول دارند و....
وقتی هم که گفته می شود دین این سخن را قبول ندارد ، عده ای هم در طرفداری از آن افراد میگویند ایشون نظر خودشون را دادند و ....

سوال:

از انجا که انجام احکام واجب است و باید عینیا انجام گیرد.
آیا در مسائل شرعی و فقهی و ... ( ضروریات دینی ) نظر شخصی جایگاهی دارد؟

یا آیا اکثریت مخالف یک حکم باعث می شود آن حکم فاقد ارزش شود؟


[/HR]
بحث دوم:
عده ای از سخنرانان معروف پیشنهاداتی میدهند که بدعت محسوب می شود.
همانند پیشنهاد ساخت رمی جمرات در مشهد.
وقتی هم که به ان عده گفته می شود این بدعت است. در سخنرانی های بعدی خودشان میگویند عده ای بخاطر یک پیشنهاد میخواهند ما را تخریب کنند و به نوعی از آب گل آلود ماهی بگیرند.
و واژه های دیگری را برای فرار از بار مسئولیتی سخن خویش بیان میکنند.

سوال:
از نظر شرعی افرادی که آگاهانه بدعت گذاری میکنند چه کسانی هستند؟؟؟؟؟
و اینکه پافشاری بر نظرات شخصی و بدعت گونه چه حکمی دارد ، هم خود فلسفه بدعت و هم شخص بدعت گذار؟
و اینکه آیا بعد از فهمیدن اشتباه باید بیایند و سخن خویش را پس بگیرند یا خیر؟
[/]

هدف خدا از وعده به بهشت چيست؟

سلام

هدف خداوند از وعده دادن به بهشت و نعمت هاي آن چيست؟
اگر هدف از وعده بهشت از جانب خداوند ايجاد انگيزه نبوده چه بوده؟ ايجاد انگيزه مستلزم اين است كه بين نعمت هاي بهشت و دنيا ارتباطي حقيقي وجود داشته باشد. درسته ؟

اين كه ما در بهشت چقدر خوشحال ميشويم مربوط به خود آنجاست نه اينجا!

اينجا (در دنيا) فقط بحث تصورات و رغبت مطرح است كه آيا خداوند نظر به تصور شدنِ بهشت و رغبت به آن توسط انسان را داشته است يا خير؟
اگر داشته است چگونه اين امر با انديشه صدرايي كه اعتقادي به معاد جسماني (ولذت هاي محسوس) در آن نيست ممكن است؟

علت خلقت افراد جهنمی؟

با سلام
چرا با وجود شرایط زیر خداوند متعال افراد جهنمی را آفریدند؟
شرایط :
1- خداوند به انسان قدرت اختیار ، اراده ، عقل و فکر داده است و برخی از افراد به صورت کاملاً اختیاری راه نادرست و صراط غیر مستقیم را انتخاب می کنند و باعث جهنمی شدن خود می شوند. (مانند یزید)
2- خداوند عالم مطلق و خالق مطلق است. خداوند عاقبت تمامی امور را می داند. (طبق روایات)

آیا اسلام دست و پای ما را بسته است؟

با سلام

حدیثی با این محتوا مطالعه میکردم:

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
در روز قيامت قاضى دادگـر را مى‏آورند و چنان حساب سختى از او كشيده مى‏شود ، كه آرزو مى‏كند كاش هرگز حتّى درباره يك خرما ميان دو نفر داورى نكرده بود .

كنزالعمّال : 14988 منتخب ميزان الحكمة : 470

خوب این چیز جدید و عجیبی نیست ، کم نیستند ایات و روایاتی از این دست ، که به سختی قیامت و روز جزا اشاره دارند .... ایات و روایاتی که حتی از سر سوزنی حق الناس و حق الله ، بی تفاوت عبور نکرده.... که حتی داوری اشتباه در مورد خرمایی کم ارزش ، حساب و کتابی سخت ، برای قاضی در پیش خواهد داشت ..... و تمام این ایات و روایات اشاره داره به اینکه ، یک انسان مومن ، بسیار باید مراقب اعمال و کردارش باشه تا حتی ذره ای دین، نسبت به بقیه و خداوند ، برای خودش ایجاد نکنه...

خوب این موضوع ترسناک ، قطعا باعث میشه بسیاری از انسانها ، دست و پاشون رو جمع و جور تر کنند و به حقوق دیگران تجاوز نکنند و مراقب اعمال خود باشند و این خیلی خوبه .... اما یک روی دیگه این سکه این هست که ظاهرا این گونه مسائل باعث میشه دست و پای انسانهای مومن ، برای فعالیت در دنیا بسته بشه ... چرا که مثلا من نوعی مومن چطور میشه هم بخوام یک کار بزرگ دنیوی انجام بدم و هم مطمئن باشم که به اندازه خرمایی در اون حرکت بزرگ ، در حق کسی یا حق خداوند اجحاف نمیشه؟ پس ایمان و ترس از اخرت ، عملا باعث بسته شدن دست و پای مومنین میشه و ترجیح میدن فعالیتی انجام ندن ، چرا که دیکته نوشته نشده ، غلطی هم نخواهد داشت.....

مثالی میزنم :

ما در زندگینامه امام خمینی (ره) خیلی خیلی مسائل ریزی داریم که بسیاری از ما نه اونها رو رعایت میکنیم و نه اصلا توان رعایت اونها رو داریم:
مثلا امام خمینی ، هر وقت لیوان ابی رو تا نیمه مینوشیدند ، بقیه اب رو دور نمیریختن ، بلکه روی لیوان رو با چیزی میپوشندند و بقیه اب رو در یک زمان دیگه میخوردند....
یا مثلا ایشون در طول سالها که به شب زنده داری و مناجات شبانه ، مشغول بودند ، هیچ گاه نشده که به خاطر بیدار شدنشان در شب ، کسی از اهل منزل از خواب بیدار بشه و بدخواب بشه و مثلا ایشان شبها با نور چراغ قوه ، برای خودشون روشنایی ایجاد میکردند تا برای سایر اهل منزل مزاحمتی ایجاد نشه .....

و مسائل و مثالهایی از این دست که فقط مختص اولیای الهی است.....

اما همین امام خمینی که اینگونه مراقب دینشان در مسائل شخصی و خانوادگی بوده اند ، حاکم یک جامعه با جمعیت چند ده میلیونی بوده اند .... امام خمینی که معصوم نبوده اند و مثل سایر افراد غیر معصوم ، ممکن الخطا بوده اند ، یعنی این احتمال بوده که ایشان در مورد امور حکومتی ، تصمیمی اشتباه بگیرند ، حرفی اشتباه بزنند ، دستوری اشتباه بدهند و..... و این اشتباه ، باعث لطمه زدن به چندین میلیون انسان بشه ، نه تنها انسانهای معاصر با ایشون ، حتی یک تصمیم اشتباه یک حاکم ، میتونه تاثیر گذار در زندگی چند نسل بشه.....

حال سوالی که هست اینکه با تمام احوالات ، چطور امام خمینی با این همه تقوا و خداترسی ، چنین ریسکی رو میکنند و چنین مسئولیتی رو قبول میکنند ؟ اگر خداوند ، بخاطر یک خرما و یا ریال و درهم و دیناری ، اینطور مو رو از ماست میکشه بیرون ، چطور یک ولی الهی این جرات رو پیدا میکنه که حاکم یک جامعه بشه و در مسندی قرار بگیره ، که یک خطای هر چند کوچک یک حاکم، میتونه به اندازه میلیاردها خرما ، به جامعه و افراد جامعه ضرر برسونه ....
من شنیده ام ظاهرا در قبل انقلاب ، به بعضی از مراجع و علما (ظاهرا ایت الله خوئی ) رهبری و حاکمیت پیشنهاد شده بوده ، ولی ایشان به دلیل سختی و بزرگی این موضوع ، از قبول این موضوع سر باز زده اند ....

و سوال مهمتر اینکه اگر همه افراد مثل اون عالم یا علمایی که از پذیرش رهبری این انقلاب و قیام و حرکت ضد طاغوت ، بخاطر سختی کار و ترس از اخرت ، سرباز میزدند ، پس چه کسی میخواست این انقلاب و قیام رو برپا کنه و مسئولیتش رو بعهده بگیره.....

امیدوارم سوال این تاپیک رو بخوبی تونسته باشم مطرح کنم .... اینکه از یک طرف ما در دین اینقدر چهره ترسناک و سختی برای اخرت داریم و از اونطرف ، اگر بخاطر این ترس کلا هیچ حرکتی نکنیم که هیچ رشد و پیشرفتی حاصل نمیشه و اگر هم بخواهیم حرکتی کنیم ، بخواهیم رهبری بعهده بگیرم ، مدیریت و مسئولیتی بعهده بگیریم ، شرکت و کارخانه ای احداث کنیم و..... در تمام این حرکتها ، امکان خطا و اشتباه هست و اونوقت بخاطر امور دنیوی ، امکان نابودی اخرت وجود داره..... تکلیف چیست؟

با تشکر.

خلود در آتش جهنم از دیدگاه ملاصدرا

با سلام

سوال بنده این بود که جناب ملاصدرای شیرازی خلود در آتش جهنم را قبول دارد یا منکر آن است ؟

سپاس ... :Rose:

چگونه با یک ساعت زندگی دنیوی می توان آخرت خود را آباد کنیم؟

سلام

در کلیپی از استاد محمد شجاعی صحبتی با این مضمون شنیدم:

" اگر امروز درد داری ، غم داری ، قرض داری ، مریضی ، زندگیت به کام نیست و... نباید غمگین باشی ، باید شاد باشی ، چون هنوز زنده ای ، غم واقعی و اصلی زمانی سراغ انسان میاد که میمیره و وقتی اون دنیا وضعیت اخرتی خودش رو میبینه ، از خدا میخواد فقط یک ساعت به این دنیا برگرده تا بتونه اخرت خودش رو اصلاح کنه ، چون اون دنیا دیگه کاری از دستش برنمیاد..."

نمیدونم متنی که نقل به مضمون کردم مفهوم بود یا نه ، ولی سوالی که من دارم اینه که واقعا چطور با یک ساعت و یا حتی یک روز میشه اخرت خودمون رو اباد کنیم ، کسی که فوت کرده و طلب یک ساعت زندگی دنیوی میکنه ، با چه کارها و اموری توی اون یک ساعت میتونه ابدیت خودش رو تغییر بده؟ ایا واقعا میشه در یک ساعت معجزه کرد تا ما که هنوز زنده هستیم و این یک ساعت رو در اختیار داریم ، بتونیم با یک ساعت و یا یک روز و حتی یک هفته اخرت خودمون رو اباد کنیم؟

با تشکر

پی نوشت : اگر متن نقل شده مفهوم نیست ، بگید تا سرچ کنم و اصل این فایل ایشون رو پیدا کنم. ممنون

**** انجام شناسی ( = معاد شناسی ) در سه مرحله . الف : چیستی مرگ ؟ *****

انجمن: 

چیستی مرگ ؟

تفسیر ماهیت مرگ کاملاً به تفسیر حقیقت انسان و روح بستگی دارد. هر تعریفی از انسان ارائه شود، باید مرگ را نیز متناسب با آن تفسیر کنیم، از این رو طبق تفسیری که از روح ارائه شد، حقیقت مرگ عبارت است از قطع ارتباط نفس مجرد انسانی با بدن مادی و جسمانی او، که در پی آن نفس از بدن و تصرف در آن دست می‌کشد و بدن سامان خود را از دست می‌دهد و متلاشی می‌شود.
بنابر این طبق دیدگاه بسیاری از متکلمان و حکما حقیقت مرگ، جدایی کامل روح از بدن است که در پی آن روح به جهان دیگر منتقل می‌شود و بدن به مجموعة اجسام بی‌جان می‌پیوندد و مشمول قوانین حاکم بر آنها می‌گردد.(1)
نکتة دیگر دربارة مرگ آن است که قرآن کریم، مرگ را شیء وجودی (که مخلوقی از مخلوقات خداوند است) می‌داند: «الذی خلق الموت؛(2) خدایی که مرگ را آفرید». از این آیه معنای مرگ روشن می‌گردد و آن اینکه حقیقت مرگ نابودی و عدم نیست، بلکه انتقال از عالمی به عالم دیگر است.

پی‌نوشت‌ها:
1. آموزش کلام اسلامی، ج 2، ص ،262. نشر مؤسسه فرهنگی طه، قم ـ 1378ش.
2. ملک (67) آیه 2.

ایمان و حد و حدود لازم آن برای انسان در ایات و روایات

انجمن: 


به نظر شما بنابر آیات و روایات حقیقت ایمان چیست ؟ و حد و حدود لازم آن برای انسان کدام است؟