بانوان

بانوان قدیسه در دین یهود

باسمه الجلیل

عرض سلام و ادب

آیا در دین یهود،زنان قدیسه ای بوده اند که به این ویژگی شهرت یافته باشند؟

در صورت وجود چنین بانوانی نام و ویژگیهای عبادی و عرفانی آنان را ذکر بفرمائید.

با تشکر

در ارتباط با منزلت بانوان و امام باقر (ع)

[="Tahoma"]


سلام و عرض ادب خدمت بزرګواران

سؤالی برام پیش اومده بود از حدیثی که امام رضا (ع) در ارتباط با بانوان بیان کردند
البته هر آنچه ګشتم اصل حدیث رو پیدا نکردم ، ولی از جای معتبری خونده بودم که مضمون حدیث این بود : بالاترین کالای دنیا زن است و ... ( دقیق در خاطر ندارم با عرض پوزش )

حال برای من سؤال شده که یکی از اهداف اسلام احیای منزلت زن و ارزش های اصیل اونه
و پیامبر اکرم (ص) هم در این جهت حرکت می کردن
این ګفته ی حضرت رو اګه میشه لطف کنید تفسیر کنید برای بنده
چون از نظر من این نوع بیان پایین اوردن ارزش و جایګاه یک خانم محسوب میشه
در حالی که در عصر جاهلیت ، پیامبر (ص) تلاش خودشون رو کردن که زن منزلت انسانی خود رو حفظ کنه و از یک کالا در نظر اعراب خارج بشه ، اونوقت ... ؟

-----
و اما سؤال دیګری هم برای من ایجاد شده
اکثر احادیث در حوزه ی پزشکی از پیامبر اکرم (ص) ، امام علی (ع) ، امام صادق (ع) و امام سجاد (ع) هست ، اون وقت امام باقر (ع) که لقب باقر العلوم رو دارند و به علمشون شهرت بیشتری دارند و شاګردانی زیر نظر ایشون تعلیم دیدند و ... حدیث های کمی نسبت به سایر بزرګواران در این زمینه دارند
در حالی که اګر ایشون علمشون شهرت داره به تبع باید احادیث بیشتری در زمینه ی مختلف علوم از جمله پزشکی داشته باشند که این طور نیست
میشه ګفت شاید به علت عدم کتابت بوده و ... که بنده آګاهی ندارم
اګه لطف کنید دقیق و منطقی توضیح بدید ، ممنون میشم

-----
مدتی که برای مباحث قرار میدید اونطور که آګاهی دارم 10 روز هست و ممکنه بنده در این مدت مقرر نتونم به اینجا سر بزنم
و تنها بتونم بعداً پاسخ های شما دوستان رو مطالعه کنم
نمی دونم ولی امیدوارم اګه نیاز بود من به پاسخ دوستان ، پاسخ بدم بشه مبحث رو ادامه داد


[/]

خدا من را براي چه آفريد؟ ( مشكلات متنوع در زندگي)

انجمن: 

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

نقل قول:

سلام به همه اساتید و کاربران.

یه کمی از خودم می نویسم تا دید کارشناس بهتر باشه. من دختری 28 ساله و مجرد و دارای تحصیلات عالیه در رشته خودم هستم. از اول بچگیم درس خوندم. پدر و مادرم معلم بودند و از اون موقع که یادمه درس میخوندم و همه تلاشم برای شاگرد اول شدن بود. اگه خدای ناکرده مثلا با اختلاف چند صدم شاگرد دوم کلاس می شدم ، حتی در مقطع ابتدایی، کارم با کرام الکاتبین بود و تحقیرها و تنبیه های والدین در انتظارم. علاوه بر این من در مدرسه استعداد درحشان درس میخوندم (سه سال راهنمایی و 4 سال دبیرستان) و چون محل زندگی و مدرسه با هم تفاوت داشت، تمام این سالها رو یا در خوابگاه بودم یا در حال تردد به سمت مدرسه و خانه. طوری که همکلاسی هام به من میگفتن تو بچه خوابگاهی. و جالب اینه که پدر و مادر منو مجبور کردن که به سختی تن بدم و برم اون مدرسه تا خدشون تو فامیل و همکارا سرشون بالا بگیرن. همه این سختی ها برای درس خوندن رو اضافه کنید به مشکلات فراوان خانوادگی. دم کنکور نمیتونستم درس بخونم. خسته شده بودم و اصلا دلم نمیخواست حتی دانشگاه برم. کنکور دادم و رفتم رشته مورد علاقه. این 9 سال همش تو دانشگاه شاگرد اول بودم. مقالات isi و فلان و بیسان. فارغ التحصیل که شدم چون استاد خیالش راحت شده بود و از قبل من چند تا مقاله توپ داده بود منو رها کرد. من به خیال اینکه بازار کار برای رشته ام هست مدت زیادی دنبال کارگشتم. اما نبود. بود اما برای امثال من نبود . یا باید میرفتم التماس که با پارتی بازی برم سرکار یا اینکه با پر رویی خودمو یه جا جا میکردم. من همه جا رفتم به همه هم سپردم اما کار نبود. از طرف فامیل خیلی تحقیر شدم که این که اینهمه پزش رو میدادن حالا هیچی شده و بی مصرف مونده. من حتی به کمیته امداد هم سپردم که برای بچه های بی بضاعت رایگان میام کلاس تقویتی میگذارم ولی اونهام ردم کردن. سختی کار اینجا بود که میدیم همکلاسی های بیسواد خودم در دانشگاه که بزور خودشونو از اخراجی و مشروط نگه میداشتن حالا با پارتی بازی سر بهترین کارها رفتن و به من میگفتن برای پیشرفت برو دنبال یه راه دیگه.

اینها همه هیچ. از دبیرستان تا سال اخر ارشد خواستگاران بسیار خوبی داشتم که پدرم همه رو تارومار کرد. به قدری بد رفتار میکرد و داد و بیداد راه مینداخت که دلم خون می شد. نذاشت من ازدواج کنم درحالی که از نظر روحی بسیار نیازمند بودم. الان 2 ساله که از تزم دفاع کردم. تمام هم و غم و انرژیم رو در زندگی روی چیزی گذاشتم که بدردم نخورد. اونم تقصیر من نبود بلکه اجبار خانواده بود. تو فامیل ما هرکی درس نخوند و سرخوش و بیخیال بود به یه جایی رسید و غصه خور و درس عبرت من شدم. الان کلاس خصوصی دارم اما خیلی کمه. چون تو شهر ما متقاضی خیلی نیست. دوست دارم برم دنبال یه هنری چیزی که بهم آرامش بده. اصلا دوست ندارم برم سر کار اما پدر و مادر و اطرافیان روزی نیست که سرکوفتش رو بهم نزنن و جالبه که توقع کار دائمی هم دارن و تدریس خصوصی و اینا رو حساب نمیارن.

کار تا جایی پیشرفته که سر زبون پدر و مادرم افتاده که برو دوباره یه رشته دیگه بخون که توش پول باشه. دوباره برو ارشد یه رشته دیگه رو بگیر. یعنی کار از صفر. تازه معلوم نیست بعد از 2 سال درس خوندن آیا اون رشته بازار کار داره یا نه. خوب من خسته شده ام. مگر یک زن چقدر می تواند تحت فشار باشد. در دانشگاه برای اینکه به گناه نیفتم و حتی یک نگاه خطا به استاد راهنمایم یا همکلاسی هایم نندازم خیلی خودم رو کنترل کردم و به خودم فشار می آوردم. آیا من حق آرامش و راحتی و تا لنگ ظهر خوابیدن و تخمه شکستن و فیلم دیدن ندارم. آیا حق 8 ساعت خواب در شبانه روز و داشتن همسر و خونه و زندگی رو ندارم.

از بچگی به شدت ما رو با بقیه مقایسه میکردن و تحقیر میکردن که عرضه ندارید. حالا هم تا یکی از بچه های فامیل یا همکارا مثلا با پارتی میره جایی استخدام میشه و یا نخونده میره کنکور میده و شانسی رتبه خوبی میاره به رخ ما میکشن و میگن عرضه نداری.

جالب اینه که از وقتی دفاع کردم تا خواستگار میاد هم پدر و هم مادرم میگن به ما ربطی نداره( که بعدا حرف توش درنیاد که ما گفتیم. اگه بدبخت شدی خودت کردی و اگه خوشبخت شدی ما کردیم). یعنی من برای ادامه زندگی هیچ پشتیبانی ندارم، حتی برای تحقیق از خانواده پسر. فامیل رو هم که باها ازموده ام و نمیشه روشون حسابی کرد.

من الان خیلی ناراحتم آقا. پدر و برادرم اعتیاد دارند و مایه رسوایی هستند. از نظر عاطفی سالهاست که تامین نشده ام و هر روز سیل سرکوفت بی مصرف بودن به من زده می شود. این ها به ااضافه مشکلات بسیاری است که دیگر نمی گویم. شب و روز خواب ندارم. امروز میخواستم بعد از یکی از همین سرکوفتهای احمقانه، برم خودمو از طبقه سوم بندازم پایین.
نه مسافرتی. نه دورهمی. نه مهمانی دادنی. نه مهمانی رفتنی. نه حتی دور یک سفره غذا خوردنی. نه دو کلمه با هم حرف زدنی. هیچی هیچی هیچی. زندگی ما خالی از سر سوزن محبت است.

ترا خدا به من بگید چکار کنم. خواستگار زیاد دارم اما به دلیل اعتیاد پدر و برادر میان میبینن و به صورت های بسیار ناشایستی به روی من میزنن و منو طرد میکنن که در روحیه من بسیار تاثیر بدی گذاشته است. ترک دادن ایشان هم که تقریبا محال است چون حتی خودشان با وجود اینکه قیافه شان تابلوست، اعتیادشان را قبول ندارند.

من مانده ام که آخر خدا مرا برای چه آفرید؟ من که دختر خوبی برای پدر و مادر نبوده ام ( مایه سرفرازی و پز دادنشان نبودم). من که لیاقت همسر بودن را نداشته ام. من که لیاقت مادر بودن را نداشته ام. من که لیاقت مفید بودن در اجتماع را پس از سالها تحصیل نداشته ام. پس به چه درد میخورم؟؟؟؟


با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید :Gol:

متن كتاب: جورچیــن زنـــدگی

به نام خدا


زندگی از اجزا و مراحل مختلفی تشکیل شده است که هرکدام از آنها قواعد و قوانین خاص خود را دارد که با قرار دادن درست هر کدام از این اجزا در کنار یکدیگر می توان تصویر واحد و معنا داری از زندگی ارائه داد. در غیر اینصورت با مخلوطی از مدل ها، الگوها و سبک های مختلف زندگی مواجه خواهیم شد.

در دو سال گذشته با استفاده از نرم افزار دسکتاپی تقویم شمیم یار (بخش مشاوره و تربیت)

هر روز مطالبی از مهارت های زندگی که حاصل مطالعات و تجربیات اساتید و نویسندگان بوده است را با عنوان 365 سخن تربیتی (هر روز یک سخن) در سال 93 و همچنین در سال 94 با عنوان تحفه های تربیتی روزانه معرفی کرده ایم.

امسال نیز از همین منبع با عنوان "

جورچین زندگی" استفاده خواهیم کرد و با استفاده از مطالب آن بطور روزانه چگونگی برخورد با مسائل و موارد مرتبط روزمره زندگی را به سبک اسلامی آموزش خواهیم دید تا بتوانیم با شناخت صحیح از خود و پیرامون خود چیدمانی درست از برش های مختلف زندگی داشته باشیم و دنیایی با آرامش و بدون اضطراب را تجربه کنیم.

معرفی کتاب

جورچیـن زنــدگی


فصــل بهــار:
فروردین
اردیبهشت
خرداد

فصـل تابستـان:

تیر
مرداد
شهریور

فصـل پـاییز:
مهر
آبان
آذر

فصـل زمستـان:
دی
بهمن
اسفند

منبع: نرم افزار دسکتاپی تقویم شمیم یار95




ارتباط ما با بانوان خاندان اهل بیت علیهم السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

از تیم مدیریت و اعضا و کارشناس محترم عذرخواهی میکنم بخاطر اینکه اگر بخوام سوالم روشن و مشخص بشه باید یکی دو مقدمه رو عرض کنم خدمت شما

1- ما به اهل سنت ایراد میگیریم که چرا روایاتی در کتب شما هست مبنی بر اینکه بعد از رسول خدا ص مردان نامحرمی نزد عایشه می آمده اند و بعضا نزد او اقامت میگزیده اند و سوالات و احکام شرعی را از او میپرسیده اند و...
پاسخ اهل سنت این است که عایشه ام المومنین است و چه اشکالی دارد که شخصی نزد مادرش برود....
و نیاز به گفتن نیست که این استدلال از نظر شیعه باطل است و ایراد ما به اهل سنت همچنان باقیست

و بخش اصلی ایراد ما این است که چطور با ناموس رسول خدا چنین رفتاری میشده و...

2- در عرف جامعه ی بشریت از هزاران سال پیش تا کنون غیرت روی ناموس (بانوان) خانواده زیاد بوده است و به جا هم هست (اگر معتقدید که این غیرت از سر جهل است و باطل است استدلالی اقامه بفرمایید)
بعنوان مثال بنده اجازه نمیدهم خواهر و مادرم نامشان و اعمالشان و... سر زبانها بیوفتد و شهره ی خاص و عام شود که چه کرده اند و...
اگر مسئولیتی داشته باشند آن هم فقط در حوزه مسئولیتشان میتوانند درباره ایشان صحبت کنند و آن هم با الفاظ و ادبیات صد در صد رسمی ! حتی اجازه نمیدهیم کسی با اسم کوچک ایشان را صدا کند یا خواهش های صمیمانه داشته باشد یا مثلا یک مرد غریبه بگوید که تو را الگوی خودم قرار میدهم و...

3- رفتار ما درباره ی ناموس حضرات معصومین چگونه است؟
رقیه رقیه جان ! زینب جان ! فاطمه جان !
مادر !!! (توجه داشته باشید به استدلالی که اهل سنت میاوردند) . عمه !!

یک دختر 18 ساله را فرض کنید ، آیا حاضرید به او نگاه کنید نامش را ببرید آن هم در حضور همسرش !

البته نفرمایید که ایشان معصوم بوده اند و فرق دارند. اولا اگر بحث الگو گرفتن هست خانمها باید الگو بگیرند یا ساداتی که به ایشان محرم هستند.
وگرنه یک مرد نامحرم چه الگویی از ناموس معصومین میتواند بگیرد و دائما نام ایشان را صمیمانه ببرد و به ایشان توسل کند
در نماز استغثه به حضرت زهرا (س) آقای روحانی که توضیح میدادند گفتند فرض کنید که جلوی حضرت سجده کرده اید و چادر ایشان را گرفته اید و حاجت میخواهید (اینطور بخوانید نماز را)
واقعا چطور میشود تصور کرد یک خانم 18 ساله نامحرم را اینطور رفتار داشته باشیم؟

مگر روایت نداریم که در قیامت موقعی که حضرت زهرا میخواهد بیایند همه چشمها به جز کسانی که محرم هستند بسته میشود...

آیا شما به خود اجازه میدهید از الان تا هزار سال دیگر ریز جزئیات زندگی خواهر و مادرتان به بهانه های مختلف در طول سال یاد آوری و بازگو شود و تولد ایشان را جشن بگیرند مردم ! و با ایشان صمیمی شوند و...

یک وقت با مولا صمیمی میشویم و میگوییم آقا جانم قربانتان بروم و من خیلی شما را دوست دارم و عاشق شما هستم ! و... اما چطور میشود همین تعابیر را در محضر مولا به ناموس ایشان بگوییم !

آیا اینکه میگویند ایشان مادر ماست یا عمه ی ماست توجیه میشود؟!

چگونه نگاه جنسیتی به زنان نداشته باشم؟

سلام
همین طور که در عنوان تاپیک ذکر شده من دچار همچین مشکلی هستم ... و باید حتما این نگاه کثیف رو از بین ببرم
راهی ... کتابی ... نکته ای ... منبع مناسبی برای این مورد سراغ ندارید ؟
موفق باشید

آیا انجام این کارها واسه خانم ها گناه داره؟! (سوال فقهی)

بازم سلام و خسته نباشید و نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق:Gol:

سه تا سوال داشتم ممنون میشم کمک کنید:Labkhand:

1.اگه خانم ها ناخن های دستشونو بلند بذارن اشکال داره(منظورم اینه جز زینت حساب میشه)؟
2.شنیدم اگه نامحرم پاشنه یا پشت پای خانم ها رو ببینه گناه داره،این درسته؟
3.خانم ها وقتی که نماز میخونن اگه کف پاشون و یا پشت پاشون پوشیده نباشه نماز باطله؟!!!!!!!!!!!!!!

بازم از راهنمایی های خوبتون یه دنیا ممنونم

لطفا منو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید:Gol::Gol::Gol:

~•❀ چادرهای سرخ ❀•~ خاطراتی کوتاه از بانوان شهیده

بسم الله الرحمن الرحیم

چادرهای سرخ
خاطراتی کوتاه از بانوان شهیده

ملتی که بانوانش در صف مقدم برای پیشبرد مقاصد اسلامی هست ؛ آسیب نخواهد دید ، ملتی که [ بانوانش ] در میدان های جنگ با ابرقدرت ها و با مواجه شدن با قوای شیطانی قبل از مردها در این میدان ها حاضر شده اند پیروز خواهد شد . ملتی که شهید در راه اسلام ، هم از بانوان دارد و هم از مرد ها و شهادت را هم بانوان طلب میکنند و هم مردها ، آسیب نخواهد دید ...

صحیفه امام ، ج 13 ، ص 129

گردآوری : خانم ف.ص. فلاح زاده (صبر)