متن كتاب: جورچیــن زنـــدگی

تب‌های اولیه

376 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
متن كتاب: جورچیــن زنـــدگی

به نام خدا


زندگی از اجزا و مراحل مختلفی تشکیل شده است که هرکدام از آنها قواعد و قوانین خاص خود را دارد که با قرار دادن درست هر کدام از این اجزا در کنار یکدیگر می توان تصویر واحد و معنا داری از زندگی ارائه داد. در غیر اینصورت با مخلوطی از مدل ها، الگوها و سبک های مختلف زندگی مواجه خواهیم شد.

در دو سال گذشته با استفاده از نرم افزار دسکتاپی تقویم شمیم یار (بخش مشاوره و تربیت)

هر روز مطالبی از مهارت های زندگی که حاصل مطالعات و تجربیات اساتید و نویسندگان بوده است را با عنوان 365 سخن تربیتی (هر روز یک سخن) در سال 93 و همچنین در سال 94 با عنوان تحفه های تربیتی روزانه معرفی کرده ایم.

امسال نیز از همین منبع با عنوان "

جورچین زندگی" استفاده خواهیم کرد و با استفاده از مطالب آن بطور روزانه چگونگی برخورد با مسائل و موارد مرتبط روزمره زندگی را به سبک اسلامی آموزش خواهیم دید تا بتوانیم با شناخت صحیح از خود و پیرامون خود چیدمانی درست از برش های مختلف زندگی داشته باشیم و دنیایی با آرامش و بدون اضطراب را تجربه کنیم.

معرفی کتاب

جورچیـن زنــدگی


فصــل بهــار:
فروردین
اردیبهشت
خرداد

فصـل تابستـان:

تیر
مرداد
شهریور

فصـل پـاییز:
مهر
آبان
آذر

فصـل زمستـان:
دی
بهمن
اسفند

منبع: نرم افزار دسکتاپی تقویم شمیم یار95




پاسخ کارشناس

فصـل بهــار



1/فروردین/95
بازی پر شور خلاقيت

(بارش فكري در مزرعه زندگي)
مقدمه لازم:
تا حالا فكر كرديد افراد خلاق چه ويژگي هايي دارند؟ تفکر دو نوع است: تفكر واگر و تفكر همگرا. وقتي ما در مسائل و يا مشكلات به راه حل هايي فكر مي كنيم كه عموما ديگران هم آنها را در نظر مي گيرند «تفكر همگرا» داريم. ولي وقتي از راهكارهاي خلاق و جديد و ابتكاري استفاده مي كنيم از «تفكر واگرا» استفاده مي كنيم. افراد خلاق از تفكرواگر و همگراي قوي برخوردارند.
ترديد نكنيد كه افراد خلاق اهل مشورت، اهل مطالعه، تفكر، تحليل سود و زيان در امور، ريسك پذيري، خيال پردازي مثبت، فعاليت و پويايي و فرار از يكنواختي و ركود، تفريح، شوخي هستند. تخيل قوي و شوخ طبعي به بارش افكار جديد از ابرهاي ذهنمان كمك مي كند.

فايده بازي: با اين بازي زندگي را از يكنواختي در مي آوريم و با نشاط مي شويم. نيز مهارت هاي زندگي همچون حل مسأله، تفكر انتقادي و تصميم گيري، ارتباط اجتماعي مثبت و.. را ياد مي گيريم و در مشكلات زندگي به جاي هيجان هاي منفي و زانوي غم در بغل گرفتن دنبال راهكار جديد براي حل مشكل مي گرديم چون ياد گرفته ايم كه: آبي كه راكد است مي گندد، ولي آب جاري صاف و زلال و گوارا است.

روش بازي: ما مي توانيم با اين بازي، خلاقيت خود، همكاران و اعضاي خانواده حتي كودكان مان را پرورش دهيم. اين بازي ساده و كاربردي مي تواند به صورت فردي و دو نفره و گروهي انجام شود. هنگام بازي گروهي ابتدا به هر نفر يك برگه آ4 و يك خودكار مي دهيم بعد يك موضوع متناسب نياز و سن و تحصيلات و جنسيت افراد طرح مي كنيم. وقت مشخصي تعيين مي كنيم مثلا بيست دقيقه. به آنها توصيه مي كنيم كه نبايد مانع افكارتان شويد به شوخي هم كه شده راه كارهاي واقعي و تخيلي خودتان را بنويسيد. بعد از بيست دقيقه داور اعلام مي كند كه وقت تمام شده است. برگه ها را جمع مي كند و راه كارهاي يكايك افراد را مي خواند و نمره مي دهد.
• داور مسابقه: آقا / خانم: ......................
• موضوع مسابقه
: ......................
مدت زمان مسابقه: 15 دقيقه
شركت كنندگان: ......................
جايزه مادي: .............
• جايزه معنوي: كتاب و نرم افزار مفيد، دعا و صلوات براي سلامتي ايشان يا اشتراك يكساله ماهنامه خانه خوبان و... .
• تحليل راه كارها(بحث آزاد): كدام راه كار با امكانات، رغبت و استعداد افراد هم خواني دارد و عملي و مقرون به صرفه است.
• نكته اخلاقي متناسب با موضوع مسابقه: کار مثل خورشید به خاطر زیادیش دیده نمی شه همان گونه که خورشید به دلیل شدت نورش قابل دیدن نیست. كافي است چشمان را باز کنیم و کار مورد علاقه را شکار کنیم.
• لطيفه: گفت: چه كاره اي؟ گفت: همكار عموم هستم. گفت: عموت چه كاره است. گفت: بيكار
تذكر:
فرم بازي را متناسب با ذوق خودتان درست كنيد و مواردي مانند لطيفه يا نكته اخلاقي اضافه كنيد. اين دو فاكتور جز مسابقه نيست ولي بازي را بامزه و معنوي مي كند.
يك نمونه:
راه كارهاي زير حاصل بارش فكر نويسنده در يك بازي خلاقيت بوده است با دقت بخوانيد و بعد تحليل كنيد كه واقعا چند مورد در عمل قابل اجرا است و مقرون به صرفه است؟
موضوع: یک خانم مذهبی و مؤمن، بدون خروج از منزل و بدون هیچ گونه ارتباط با نامحرم چطور می تونه در امور اقتصادی به خانواده اش کمک کنه؟ (البته همين بازي خلاقيت را هم مي توانيم براي جوانان بيكار در نظر بگيريم.)
1- فرزند يا شوهرش براي اين خانم سفارش تایپ كتاب يا مقاله بگیر.
2- کتاب بنويسيد و نویسندگی برای مجلات و جراید ( براي ديگران مقاله يا پايان نامه بنويسد البته اين راه جايز نيست)
3- پا برهنه راه برود تا كفش و جورابش سوراخ نشود. براي كم شدن هزينه برق از منزل ديگران گوشي همراهش را شارژ كند.
4- براي كمك به منافقان سايت و وبلاگ بزند و دلار بگیرد (البته استحضار دارید که داریم بازی خلاقیت می کنم و هر چه به ذهن آمد را می نویسیم به من فحش ندهید ها)
5- ترشی بیندازد هم استفاده كند و هم بفروشد.
6 -مربا درست کند
هم استفاده كند و هم بفروشد. (با چند خانم ديگر رستوران تهيه غذا راه بيندازد)
7 - براي شركت ها کالاها و مغز تنقلات گردو یا پسته بسته بندي كند.
8- برخي از مسيرها را پياده برود و از وسائل نقليه كم هزينه استفاده كند.
9- چايي و ساندویچ درست کند تا شوهرش ببرد در پارک یا پاساژها و... بفروشد.
10- ورزش كند و کمتر از غذاهاي فست فود و پختني استفاده کند. کمتر بخورد. اين طوري بيماري چاقي و قلبي عروقي هم نمي گيرد و هزينه دكتر نمي دهد و خوش فرم هم مي شود.
11- وقتي مريض شد برود بميرد و دوا درمان نكند.
12- در امور زندگي به خصوص آشپزي اسراف نکند.
13 تا ممكن است بروند مهمانی.
14- تا ممكن است از مهمانی دادن فرار کند.
15- هر چه لباس قایم کرده و انبار کرده را حراج بگذارد.
16- طلاهاش را بفروش بگذارد بانک یا با پولش کار کند.
17- به بهانه این که نباید چاق شوی جلو خوردن شوهر و فرزندان و مهمان را بگیرید.
18- شعار دهد فرزند كمتر زندگی بهتر.
19- به فقرا کمک کند تا رزقش زیاد شود.
20- هر روز برای صله رحم به خواهر و داداش و مادر و ....تماس بگیرد و پیام بدهد تا با اين صله رحم روزیش زیاد شود.
21- بازاریابی
22- بامدیر سایت ها قرار داد ببنده و آن سایت و محصولاتش را تبلیغ کند.
23- محصولات رایگان سايت ها را به فروش بگذارد و با پست سفارشی برای مشتری بفرستد.
24- فالگیری و رمالي كند و سرکتاب باز کردن.
25- در مجالس دوستان و مهماني هاي فاميلي وسائل تزييني و لباس زنانه بفروشد.
26- مشاوره اینترنتی( کی به کی حالا که هر کي از ننه اش قهر می کنه می گويد من مشاورم. شما هم یکیش)
27- براي ديگران استخاره اینترنتی بگيرد.
28- جوشکاری (همسریابی) كند يعني در امر خير ازدواج معرف باشد و انسان هايي را به هم جوش بدهد و واسطه خیر شود و پورسانت بگیره.
29- بورس شرکت کند.
30 - برای شركت در قرعه کشی دری نوشابه و برچسب رب گوجه جمع کند.
31-براي بهبود اقتصادش و رفع فقر
دعا کند :
اَللّـهُمَّ اقْضِ دَیْنَ كُلِّ مَدینٍ؛ خدایا بدهى همه بدهكاران را ادا فرما.
اللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ؛ اى خدا به غناى خود جلو فقر ما را ببند.
اَللّـهُمَّ غَیِّر سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ؛ خدایا بدى هاى ما را به خوبى صفات خودت تغییر ده.
اَللّـهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّیْنَ وَاَغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ؛ خدایا دیَن ما را ادا فرما و ندارى ما را به دارایى و بى نیازى بدل گردان.
32- به توصيه آيت الله بهجت براي يافتن شغل و زياد شدن رزق و دفع فقر عمل كند:
اللهمّ أغنِنی بِحلالِکَ عن حرامِک و بِفَضلِکَ عمّن سِواک؛ خدایا مرا به وسیله حلالت، از حرام خویش بى ‏نیاز کن و با فضل و بخشش خودت، از هر چه غیر خودت بى ‏نیاز ساز.
33- گلدوزی، نقاشی، خیاطی، چرم دوزی و..... كند (آی حال میده با کمترین هزینه)
34- با خانم های اصفهانی دوست شود و عملا یک دوره مهارت های اقتصادی یاد بگیرد.
35- سبزي خوردن بخرد و تميز كند و در بسته هاي كوچك نزديك خوابگاه و چهارراه ها بفروشد.
36- هی پیامک بدهد به ایرانسل یا همراه اول تا بالاخره برنده شود.
37- برای دیگران دعا کند تا برای خودش هم مستجاب شود.
38- در مسابقه های تلویزیوني و اینترنتي و ماهواره اي شرکت کند تا برنده شود.
39- دون بریز لب پنجره تا کبوتر و گنجشک شکار کند.
40- گنجشک بگیرد رنگ کند به جای قناری بفروشد.
ادامه دارد...


41- گل، نهال، جوجه و ماهی بگیرد بزرگ کند بفروشد.
42- کبوتر هوا کند تا کبوتر همسایه را پایین بیاورد.
43- به جای قند خرد شده، قند بگیرد خرد کند.
44- به جای سبزی خرد شده یا آماده و.......خودش زحمتش را بکشد.
45- نان خشک و بازیافتی ها را بفروشد.
46- فاضلاب و زباله ها را به شهرداری بفروشد چون آنها از فاضلاب و زباله هم سود می برند.
47- بطری بخرد با آب شهری پر کند و تا آب معدلی بفرشد.(معجزه)
48- براي خانم ها خواننده شود و سی دی پر کند اگر نمی خواهد از شوهرش آلبوم تهیه کند به خصوص زمانی که شوهرش رفته حمام و ابو عطا می خواند یا آخر ماه شده و هنگام مشكل مالي شوهرش دشتی می خواند.
49- هرچی خرما می خورد هسته هایش را بکارد دم عیدی نخل بفروشد.
50- شب هاي جمعه مزار و زيارت قبور برود. دست خالی برود با یک گلدان گل و کلی میوه و شیرینی و شکلات برگردد. اگر میلش نمی کشد بخورد به مهمان بدهد یا به مغازه دار ارزان تر بفروشد یا به جای خیرات امواتش بدهد.
51- به جای بردن ماشين به کارواش خودش ماشین خود و نزديكان را برق بیندازد.
52- کفش های پاره را بدوزد (کفاشی).
53- آش بپزد با خانواده بروند پارک به شوهر هم بگویید دو کیلومتر آن طرف تر آش بفروشد.
54 -به جای کنتور برق از برق شهری استفاده کند یا پنجره باز کنند از نور ماه یا تیر برق استفاده کنند.
55- قسط ها را اين روزها كارتي پرداخت كند و از دفترچه قسط ها را دفترچه یادداشت کند.
56- به جای تلفن و ایمیل، از کبوتر نامه رسان براي ارسال پيام به اقوام خاله زن دایی، عمه، دوستان، خواهر، مادر و..كمك بگيرد.
57- تفاله چایی را نریزد. با آب شلغم، دم نوش درست کند( حالا که فعلا یکی میاد تلویزیون مخ همه را کارمی گیرد هزار تا دم نوش درست می کند این هم یکیش.)
58- كم خوردي كند و روزه بگیرد آی ثواب دارد( شغل جمع آوري ثواب و خريداري آپارتمان هاي بهشت با سند شش دانگ).
59- روزه استیجاری.
60 -نماز استیجاری.
61- قالی، كوبلن و... ببافد.
62- به نوزادش شير و مهرمادری بدهد تا فردا هزينه مشاور و روان پزشک و متخصص تغذیه ندهد.
63- از لباس های خود که نمی پوشد برای فرزندانش لباس بدوزد یا حداقل برای دستگیره یا زیر قابلمه استفاده كند.
64- هی بچه بیاورد و یارانه هاش را جمع کند. به بچه ها چيزي ندهد و به آنها بگوید: به من چه، هر آن که به شما دندان داده نان هم بدهد.
65- شیرینی خانگی درست کند و بفروشد یا عید به مهمان بدهد.
66- به جای تهيه چندتا خورشت بگوید باید مثل مولا علی زندگی کنیم.
67 - تدریس خصوصی.
68- نهضت سواد آموزی براي پیرزنان محل.
69- آهان یادم آمد برود مداح و سخنرانی شود الان که در کشور ما در بخش زنان ناظری هم نداریم هرکی صداش خوبه مسأله گو و مداح مي شود. خانم ها هم بی سواد و باسواد، دل کسی را نمی شکنند می نشینند پای سخنرانی های آنها.(مي خواي بخند نمي خواي گريه كن به حال اين اوضاع چپ اندر قيچي)
70- هر موقع شوهر یا بچه ها عطسه کردند بگوید عافیت باشه دوا و ویزیت در این زمونه بد جوری گرونه.
71- از روی دیوان حافظ فال بنویسد به بچه اش بدهد بگوید برو بفروش.
72- یک ترازو بگیرد بدهد بچه اش سر خیابون وزن کند و پول بگیرد.
73- دم دست شویی قسمت زنانه بنشیند پول بگیرد البته زود برود تا کسی جای او را اشغال نکند یا سرقفلی یک جا را بخرد.
74- برای کار و پرستاری از زنان پیر به منزل آنها برود.
75- حمام زنان برود کیسه بکشد. يا استخر شنا برود براي ماساژ دادن.
76- دم حمام زنانه لنگ و لیف و کیسه لیف که خودش دوخته را بفروشد.
77- سبزه بیندازد دم عید بفروشد.
78- به فرزندانش آموزش بدهد تا عیدی بگیرند و خودش هم به احدي عیدی ندهد.
79- چتر باز شود یعنی ایام عید به جای خرج دادن منزل دیگران برود و هنگام بازدید فرار.
80 – هنگام فقر به جای مکه، حج فقرا (مشهد) برود. نشد برود امام زاده محل نشد برود مسجد محل، نشد دسته جمعی در منزل كنار قاب عكس عتبات مقدس بایستند و عکس دسته جمعی بگیرند. و بگویند: بعد منزل نبود در سفر روحانی.
81- هنگام تنگدستي در عشق و مستي و قناعت بكوشد تا مانند قارون ثروتمند شود.[1]

پی نوشت :
1-محمدحسين قديري، ماهنامه خانه خوبان، ش 45.


2/فروردین/95

چهار فصل زندگی

در کتاب چهار فصل زندگی
صفحه ها پشت سر هم می روند

هریک از این صفحه ها یک لحظه اند
لحظه ها با شادی و غم می روند

آفتاب و ماه یک خط در میان
گاه پیدا گاه پنهان می شوند

شادی و غم نیز هریک لحظه ای
بر سر این سفره مهمان می شوند

گاه اوج خنده ما گریه است
گاه اوج گریه ما خنده است

گریه دل را آبیاری می کند
خنده یعنی این که دل ها زنده است

زندگی ترکیب شادی با غم است
دوست می دارم من این پیوند را

گرچه می گویند شادی بهتر است
دوست دارم گریه با لبخند را.[1]



******


فصل اول:
فروردین
اردیبهشت
خرداد

فصل دوم:
تیر
مرداد
شهریور

فصل سوم:
مهر
آبان
آذر

فصل چهارم:
دی
بهمن
اسفند

منبع : تقویم شمیم یار93



دانلود: جلد
(1)و(2)

پی نوشت :
1.قیصر امین پور

3/فروردین/95

پیام نوروزی حجت الاسلام قرائتی:



نماز را در سفر فراموش نکنیم/ واسطه ازدواج مجردهای فامیل شویم
تبریک عید امسال با کوثر قرآن مقارن است و معنای تبریک و کوثر نیز به هم نزدیک است، بیاییم در میلیون ها دید و بازدیدی که در فامیل صورت می گیرد، مشکلی را حل کنیم تا تبریک ظاهری ما پر مغز شود.
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز در آستانه سال نو شمسی پیامی تحت عنوان «تبریک عملی» خطاب به هموطنان به رشته تحریر در آورده است که مشروح آن در پی می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم
به همه خوانندگان با احترام و جمله مبارکه «سلام علیکم»، سلام می کنم و برایتان آرزوی سلامتی و توفیق دارم، به فکرم رسید در آغاز سال 95 از یک معلم قدیمی کلمه تبریک را معنا کنم:
تبریک از برکت است و هر چیزی هم ظاهری دارد و هم باطنی که باید به هر دو توجه داشت؛ یعنی هم به پوست هم به مغز، آری! اگر هر یک از پوست یا مغز تخمه را بکاریم سبز نخواهد شد و باید به هر دو توجه شود تا نتیجه دهد.
در ایام عید که ظاهر خوبی دارد، یعنی فرصتی برای دید و بازدید و سفر و شادی است و شهر و روستاها و خانه ها برای پذیرایی آماده است و هوای معتدل همراه با سبزی زمین و شکوفه های درختان و امثال آن به چشم می خورد، سزاوار است که این ظاهر زیبا با باطنی همراه باشد و تبریک ظاهری همراه با برکت عملی باشد.
این دید و بازدیدها قالب و تبریک ظاهری است، ولی قلب آن چیست؟
مغز این تبریک اموری است از جمله اینکه:
1-در این دید و بازدیدها ثروتمندان فامیل، مخفیانه از فقرای فامیل دستگیری کنند.
2-اگر میان فامیل افرادی با هم کدورتی دارند آنان را آشتی دهند.
3-اگر نوجوانان فامیل در بعضی از درس های خود ضعیف هستند به آنان کمکی شود.
4-اگر شخصی گرفتار بدهی یا زندان است آن را نجات دهیم.
5-اگر در جلسات گناه می شود با برخورد خوب، مانع شویم.
6-اگر برای بعضی از افراد فامیل سؤال و شبهه ای مطرح شده ما واسطه شویم و جوابش را از یک دانشمندی دریافت و شبهه آن را برطرف کنیم.
7-اگر در فامیل و همسایگان خانواده شهدا و جانبازان وجود دارند، دیدار با آنان را بر دیگران مقدم بداریم.
8-در سفر از کسانی که در جاده ها خدمت می کنند(پلیس، هلال احمر، راهداری) حداقل با زبان، تشکر کنیم.
9-برای همسریابی افراد مجرد فامیل واسطه گری و شفاعت کنیم.

اسلام عزیز ما در کنار سفارشات عمومی چند سفارش ویژه برای بستگان دارد که من به عنوان معلم قرآن دو سه جمله از آن سفارشات قرآنی را به شما هدیه می کنم و دوست دارم خدمتی به شما کرده باشم.
قرآن، یک جا به پیامبر(ص) می فرماید: بستگان نزدیک خود را از خطرها هشدار بده «

و انذر عشیرتک الأقربین»
و در جای دیگر می فرماید: خودتان و بستگانتان را از آتش دوزخ حفظ کنید «
قو أنفسکم و اهلیکم ناراً» که در حدیثی در تفسیر آیه می خوانیم، مراد از این حفظ آن است که آنان را به نماز و زکات و تقوا سفارش کنیم.
و در جایی دیگر می فرماید که لقمان حکیم فرزندش را به نماز و امر به معروف و نهی از منکر و تواضع نسبت به مردم و توجه به معاد سفارش کرد، جالب آن است که قرآن درباره پیامبر(ص) می فرماید: او در کنار نبوت و رسالت به خانواده خود رسیدگی ویژه داشت.

خواننده عزیز! این رسیدگی و کمک به فامیل، قلب و مغز این دید و بازدیدها است، راستی اگر در این دید و بازدیدها به مشکلات یکدیگر نرسیم از بسیاری از برکات محروم خواهیم شد.
تبریک یعنی دید و بازدید خود را با این امور رشد و برکت دهیم، اینکه خداوند به پیغمبر(ص) می فرماید ما به تو کوثر دادیم و مراد کوثر «فاطمه زهرا» و معنای کوثر خیر فراوان است و ناگفته پیداست عطای خداوند بزرگ به بهترین فرد هستی کوثر و خیر فراوان است، ما نیز می توانیم با نیت خالص و همت بلند و خدمت بی منت و دستگیری از دیگران تا حدی از خود کوثر بسازیم، یعنی خود و کارهای خود را – تا آنجا که می شود- به خیر زیاد و کوثر تبدیل کنیم.

کوتاه سخن آنکه ایام عید امسال که با ولادت حضرت زهرا(س) مقارن است و به عبارت دیگر تبریک عید با کوثر قرآن مقارن است و معنای تبریک و کوثر نیز به هم نزدیک است، بیاییم در میلیون ها دید و بازدیدی که در فامیل صورت می گیرد، مشکلی را( جزئی یا کلی) حل کنیم تا تبریک ظاهری ما پر مغز شود و البته این نیاز به استمداد از خدواند و توفیق الهی دارد.
ساده ترین راه برای تبریک و برکت و کوثر آن است که دیگران را در خوبی ها شریک کنیم و همت خود را از مسائل فردی و جزئی به مسائل عمومی سوق دهیم، همانگونه که نماز ما را این گونه تربیت می کند که بگوییم:
پروردگارا همه ما را(نه فقط من را) هدایت کن«إهدنا»
و در سلام بگوییم «السلام علینا» نه سلام به یک شخص
می گوییم در نماز خداوند شنونده ستایش همه موجودات است «سمع الله لمن حمده» نه فقط شنونده ستایش من و نفرمود «سمع الله لحمدی»

در سراسر قرآن و روایات و برنامه های پیامبر(ص) و اهل بیت معصومش(ع) صدها نمونه به چشم می خورد که رشد و برکت و سعادت و خوشی را فقط برای خود نمی خواستند، بلکه برای همه می خواستند و این است معنای تبریک و کوثر.
در پایان ضمن دعا برای شما عزیزان، سال خوبی را برایتان آرزومندم، نوروز ایام سفر است؛ از نماز در سفر غافل نشوید؛ چرا که نماز، سفر شما را پر خیر و برکت می کند.

در ادامه بخشی از پیام نوروزی حجت الاسلام قرائتی در قالب فیلم می آید:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13941226000240

4/فروردین/95

« ديد و بازديد »

قرآن کريم :
وَ اعْبُدُوا اللّه َ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْأً وَ بِالْوالِدَيْنِ اِحْسانا وَ بِذِى الْقُربى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ الْجارِ ذِى الْقُربى وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ مَا مَلَـكَتْ اَيْمانُـكُمْ اِنَّ اللّه َ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُورا؛ [سوره نساء، آيه ۳۶]
خدا را بپرستيد و هيچ چيز را شريك او قرار ندهيد! و به پدر و مادر خوبى كنيد و همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و همسايه نزديك و همسايه دور و دوست و هم نشين و در راه ماندگان و بردگان (خدمتكاران) خود، زيرا خداوند، كسى را كه متكبّر و فخرفروش است، دوست ندارد.

۱. پيامبر صلي الله عليه و آله : اَلصَّدَقَةُ عَلى وَجْهِها وَاصْطِناعُ الْمَعْروفِ وَ بِرُّ الْوالِدَيْنِ وَصِلَةُ الرَّحِم ِتُحَوِّلُ الشِّقاءَ سَعادَةً وَتَزيدُ فِى الْعُمْرِ وَ تَقى مَصارِ عَ السُّوءِ؛
صدقه بجا، نيكوكارى، نيكى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوش بختى تبديل و عمر را زياد و از پيش آمدهاى بد جلوگيرى مى كند. [نهج الفصاحه، ح ۱۸۶۹]

۲. پيامبر صلي الله عليه و آله: مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللّه ِ وَالْيَوْمِ الآْخِرِ فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ؛
هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، بايد ميهمانش را گرامى دارد. [كافى، ج ۶، ص ۲۸۵، ح۱]

۳. پيامبر صلي الله عليه و آله: اَلصَّدَقَةُ بِعَشْرَةٍ وَ الْقَرْضُ بِثَمانِيَةَ عَشْرَ وَ صِلَةُ الاِْخْوانِ بِعِشْرينَ وَصِلَةُ الرَّحِمِ بِاَرْبَعَةٍ وَ عِشْرينَ؛
صدقه دادن، ده حسنه، قرض دادن، هجده حسنه، رابطه با برادران [دينى]، بيست حسنه و صله رحم، بيست و چهار حسنه دارد. [كافى، ج ۴، ص ۱۰، ح ۳]

۴. پيامبر صلي الله عليه و آله: اَلضَّيْفُ يَنْزِلُ بِرِزْقِهِ وَيَرْتَحِلُ بِذُنوبِ اَهْلِ الْبَيْتِ؛
ميهمان، روزى خود را مى آورد و گناهان اهل خانه را مى برد. [بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۴۶۱، ح ۱۴]

۵. امام على عليه السلام: صِلَةُ الرَّحِمِ توجِبُ الْمَحَبَّةَ وَتَكْبِتُ العَدُوَّ؛
صله رحم، محبّت آور است و دشمنى را از بين مى برد. [غررالحكم، ح ۵۸۵۲]

۶. پيامبر صلي الله عليه و آله: كُلُّ بَيْتٍ لايَدْخُلُ فيهِ الضَّيْفُ لاتَدْخُلُهُ الْمَلائِكَةُ؛
هر خانه اى كه ميهمان بر آن وارد نشود، فرشتگان واردش نمى شوند. [جامع الأخبار، ص ۳۷۸]

۷. امام على عليه السلام: كَفِّروا ذُنوبَكُمْ وَتَحَبَّبوا اِلى رَبِّـكُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ؛
با صدقه و صله رحم، گناهان خود را پاك كنيد و خود را محبوب پروردگارتان گردانيد. [غررالحكم، ح ۷۲۵۸]

۸. پيامبر صلي الله عليه و آله: لايَـتَـكَـلَّـفَنَّ أَحَدٌ لِضَيْفِهِ ما لا يَقْدِرُ؛
هيچ كس نبايد بيش از توانش خود را براى ميهمان به زحمت اندازد. [كنزالعمال، ح ۲۵۸۷۶]

۹. امام على عليه السلام: صِلَةُ الرَّحِمِ تُدِرُّ النِّعَمَ وَ تَدْفَعُ النِّقَمَ؛
صله رحم، نعمت ها را فراوان مى كند و سختى ها را از بين مى برد. [غررالحكم، ح ۵۸۳۶]

۱۰. امام رضا عليه السلام: دَعاهُ رَجُلٌ فَقالَ لَهُ عَلىٌّ عليه السلام: قَد أجَبْتُكَ عَلى اَنْ تَضْمَنَ لى ثَلاثَخِصالٍ . قالَ: وما هِىَ يا اَميرَالمُؤمِنينَ ؟ قالَ: لاتُدْخِلْ عَلَىَّ شَيْئا مِنْ خارِ جٍ وَ لا تَدَّخِرْعَنّى شَيْئا فِى الْبَيْتِ، وَ لا تُجحِفْ بِالْعِيالِ . قالَ : ذاكَ لَكَ يا اَميرَ الْمُؤمِنينَ ، فَاَجابـَهُعَلىُّ بنُ اَبى طالِبٍ عليه السلام ؛
مردى، امير المؤمنين عليه السلام را به ميهمانى دعوت كرد . حضرت فرمودند : مى پذيرم به شرط اين كه سه قول به من بدهى . عرض كرد : چه قولى اى امير المؤمنين؟ فرمودند : ازبيرون چيزى براى من تهيه نكنى ، حاضرى خانه ات را از من دريغ ننمايى و به زن و فرزندنت زور نگويى . عرض كرد : قبول مى كنم اى امير المؤمنين . پس على بن ابیطالب عليه السلام دعوت را پذيرفتند . [عيون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۴۵، ح ۱۳۸]

۱۱. امام على عليه السلام: زَكوةُ الْيَسارِ بِرُّ الْجيرانِ وَ صِلَةُ الاَْرحامِ؛
زكاتِ رفاه، نيكى با همسايگان و صله رحم است. [غررالحكم، ح ۵۴۵۳]

۱۲. امام صادق عليه السلام: اِبنُ اَبى يَعفورَ: رَاَيتُ عِندَ اَبى عَبدِاللّه ِ عليه السلام ضَيْفا، فَقامَ يَوْما فىبَعضِ الْحَوائِج، فَنَهاهُ عَنْ ذلِكَ ، وَ قامَ بِنَفْسِهِ إلى تِلكَ الْحاجَةِ، وَ قالَ عليه السلام: نَهى رَسولُ اللّه صلي الله عليه و آله عَنْ أنْ يُستَخْدَمَ الضَّيفُ؛
ا
بن ابى يعفور : در خانه امام صادق عليه السلام ميهمانى را ديدم كه روزى براى انجام كارى برخاست . حضرت او را از آن كار منع كردند و شخصا آن كار را انجام دادند و فرمودند :رسول خدا صلي الله عليه و آله از به كار گرفتن ميهمان ، نهى فرموده است . [كافى، ج ۶، ص ۲۸۳، ح ۱]

۱۳. امام باقر عليه السلام: اِنَّ اَعْجَلَ الْخَيرِ ثَوابا صِلَةُ الرَّحِمِ؛
ثواب صله رحم سريع تر از هر كار خيرى به انسان مى رسد. [كافى، ج ۲، ص ۱۵۲، ح ۱۵]

۱۴. پيامبر صلي الله عليه و آله: كَفى بِالْمَرءِ إثما اَن يَستَقِلَّ ما يُقَرِّبُ اِلى اِخوانِهِ وَ كَفى بِالْقَومِ اِثما اَنْيَستَقِلّوا ما يَقْرُبُ بِهِ اِلَيهِم اَخُوهُم؛
انسان را همين گناه بس، كه آنچه را كه تقديم برادران ميهمان خود مى كندكم شمارد و ميهمان را همين گناه بس، كه آنچه را كه ميزبانشان براى آنها فراهم مى كندكم شمارد. [محاسن، ج ۲، ص ۴۱۴، ح ۱۶۵]

۱۵.امام صادق عليه السلام: صِلَةُ الاَْرحامِ تُـزَ كّى الاَْعمالَ وَتُنْمى الاَْموالَ وَ تَدْفَعُ الْبَلوى وَتُيَسِّرَالْحِسابَ وَتُنْسِئُ فِى الاَْجَلِ؛
صله رحم، اعمال را پاكيزه، اموال را بسيار، بلا را برطرف و حساب (قيامت) را آسان مى كند و مرگ را به تأخير مى اندازد. [كافى، ج ۲، ص ۱۵۷، ح ۳۳]

۱۶. امام باقر عليه السلام: اِذا دَخَلَ اَحَدُكُمْ عَلى اَخيهِ فى رَحْلِهِ فَلْيَقْعُدْ حَيْثُ يَأمُـرُهُ صاحِبُالرَّحْلِ فَاِنَّ صاحِبَ الرَّحْلِ اَعْرَفُ بِعَوْرَةِ بَيْتِهِ مِنَ الدّاخِلِ عَلَيْهِ؛
هرگاه يكى از شما به خانه برادرش وارد شد، هر جا صاحب خانه گفت همان جابنشيند، زيرا صاحب خانه به وضع اتاق خود از ميهمان آشناتر است. [قرب الإسناد، ص ۶۹، ح ۲۲۲]

۱۷. امام صادق عليه السلام: اِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ وَالبِرَّ لَيُهَوِّنانِ الحِسابَ وَيَعْصِمانِ مِنَ الذُّنوبِ؛
صله رحم و نيكى، حساب (قيامت) را آسان و از گناهان جلوگيرى مى كند. [كافى، ج ۲، ص ۱۵۷، ح ۳۱]

۱۸. پيامبر صلي الله عليه و آله: اَلضَّيْفُ يُلْطَفُ لَيْلَتَيْنِ فَاِذا كانَتْ لَيْلَـةَ الثالِثَةُ فَـهُـوَ مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ يَأْكُلُما أَدْرَكَ؛
ميهمان تا دو شب پذيرايى مى شود، از شب سوم از اهل خانه به شمار مى آيد و هرچه رسيد بخورد. [كافى، ج ۶، ص ۲۸۳، ح ۱]

۱۹.امام صادق عليه السلام: صِلَةُ الاَْرحامِ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُسْمِحُ الكَفَّ وَتُطيبُ النَّفْسَ وَتَزيدُفِى الرِّزْقِ وَتُنْسِئُ فِى الاَْجَلِ؛
صله رحم، انسان را خوش اخلاق، با سخاوت و پاكيزه جان مى نمايد و روزى را زياد مى كند و مرگ را به تأخير مى اندازد. [كافى، ج ۲، ص ۱۵۱، ح ۶]

۲۰. پيامبر صلي الله عليه و آله: لا تَأْكُلْ طَعامَ الْفاسِقينَ؛
غذاى مردم فاسق را نخور. [امالى طوسى، ص ۵۳۵]

۲۱. پيامبر صلي الله عليه و آله: صِلَةُ الرَّحِمِ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ وَ حُسْنُ الْجَوارِ يَعْمُرانِ الدّيارَ وَ يَزيدانَفِى الاَْعْمارِ؛
صله رحم، خوش اخلاقى و خوش همسايگى، شهرها را آباد و عمرها را زياد مى كند. [نهج الفصاحه، ح ۱۸۳۹]

۲۲. امام رضا عليه السلام: اَلسَّخىُّ يَأكُلُ مِن طَعامِ النّاسِ لِيَاْكُلوا مِنْ طَعامِهِ ، وَ البَخيلُ لا يَاْكُلُمِنْ طَعامِ النّاسِ لِئَلاّ يَأكُلوا مِنْ طَعامِهِ؛
سخاوتمند، از غذاى مردم مى خورد، تا مردم از غذاى او بخورند، اما بخيل از غذاى مردم نمى خورد تا آنها نيز از غذاى او نخورند. [عيون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۵، ح ۲۶]

۲۳. پيامبر صلي الله عليه و آله: مَنْ مَشى اِلى ذى قَرابَةٍ بِنَفْسِهِ وَ مالِهِ لِيَصِلَ رَحِمَهُ اَعْطاهُ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّاَجْرَ مِأَةِ شَهيدٍ؛
هر كس با جان و مال خود در راه صله رحم كوشش كند، خداوند عزّوجلّ پاداش يكصد شهيد به او مى دهد. [من لايحضره الفقيه، ج ۴، ص ۱۶]

۲۴. امام على عليه السلام: قوتُ الاَْجسادِ الطَّعامُ وَ قوتُ الاَْرواحِ الاِْطـعامُ؛
غذاى جسم، خوردن و غذاى روح، خوراندن است. [مشكاة الأنوار، ص ۵۶۱]

۲۵. امام على عليه السلام: صِلَةُ الاَْرْحامِ مِنْ اَفْضَلِ شِيَمِ الكِرامِ؛
صله رحم، از بهترين خصلت هاى بزرگواران است. [غررالحكم، ح ۵۸۸۲]

۲۶. پيامبر صلي الله عليه و آله: طَعامُ السَّخىِّ دَواءٌ وَ طَعامُ الشَّحيحِ داءٌ؛
غذاى سخاوتمند، داروست و غذاى بخيل، درد. [بحارالأنوار، ج ۷۱ ، ص ۳۵۷، ح ۲۲]

۲۷. امام على عليه السلام: اِنَّ صِلَةَ الاَْرْحامِ لَمِنْ موجِباتِ الاِْسْلامِ وَ اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ اَمَرَبِاِكْرامِها وَ اِنَّهُ تَعالى يَصِلُ مَنْ وَصَلَها وَ يَقْطَعُ مَنْ قَطَعَها وَ يُكْرِمْ مَنْ اَكْرَمَها؛
به راستى كه صله رحم از واجبات اسلام است و خداى سبحان، امر فرموده كه آن را گرامى بدارند و خداوند متعال با هر كس كه صله رحم كند، رابطه برقرار مى كند و با هر كس كه قطع رحم كند، قطع رابطه مى كند و هر كس كه صله رحم را گرامى بدارد، گرامى اش مى دارد. [غررالحكم، ح ۳۶۵۱]

۲۸. امام على عليه السلام: رُئِىَ اَميرُ المُؤمِنينَ حَزينا فَقيلَ له: مِمَّ حُزْنُكَ قالَ: لِسَبعٍ اَتَتْ لَمْيَضِفْ اِلَينا ضَيفٌ؛
[روزى] امام على عليه السلام غمگين ديده شد علت را از ايشان جويا شدند. فرمودند: چون هفت روز است كه ميهمانى بر ما وارد نشده است. [مناقب آل ابى طالب، ج ۱ ، ص ۳۴۷]

۲۹. امام على عليه السلام: حِراسَةُ النِّعَمِ فى صِلَةِ الرَّحِمِ؛
حفظ نعمت ها در صله رحم است. [غررالحكم، ح ۴۹۲۹]

۳۰. پيامبر صلي الله عليه و آله: الوَليمَةُ اَوَّلُ يومٍ حَقٌّ وَ الثانى مَعروفٌ وَ مازادَ رياءٌ وَ سُمْعَةٌ؛
وليمه (سور) دادن، روز اول حق است و روز دوم احسان، از دو روز كه گذشت،خودنمايى و شهرت طلبى است. [كافى، ج ۵، ص ۳۶۸، ح ۴]

۳۱. امام على عليه السلام: اِذا قَطَّعُوا الأْرحامَ جُعِلَتِ الأْمْوالُ فى أيدىِ الأْشْرارِ ؛
هرگاه مردم قطع رحم كنند، ثروت ها در دست افراد شرور قرار مى گيرد. [كافى، ج ۲، ص ۳۴۸، ح ۸]

۳۲. پيامبر صلي الله عليه و آله: اُوصِى الشاهِدَ مِنْ اُمَّتى وَ الغائبَ اَنْ يُجيبَ دَعْوَةَ المُسلِمِ ـ وَ لَو عَلى خَمْسَةِ اَميالٍ ـ ، فاِنَّ ذلِكَ مِنَ الدَّينِ؛
به حاضران و غايبان امت خود سفارش مى كنم كه دعوت مسلمان را، گرچه از فاصله پنج ميل (حدود ۱۰ كيلومتر)، بپذيريد، زيرا اين كار جزو دين است. [محاسن، ج ۲، ص ۴۱۱، ح ۱۴۲]

۳۳. امام صادق عليه السلام: أفْضَلُ ما يوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الأذى عَنْها؛
بهترين صله رحم، خوددارى از آزار و اذيت خويشاوندان است . [بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۸۸ ، ح ۱]

۳۴. امام صادق عليه السلام: اِذا اَتاكَ اَخوكَ فَـآتِهِ بِما عِنْدَكَ وَ اِذا دَعَوْتَهُ فَـتَـكَـلَّفْ لَهُ؛
هرگاه برادرت ناخوانده بر تو وارد شد، همان غذايى كه در خانه دارى برايش بياور وهرگاه او را دعوت كردى در پذيرايى از او خودت را به زحمت بينداز. [محاسن، ج ۲، ص ۴۱۰، ح ۱۳۸]

۳۵. امام صادق عليه السلام: صِلُوا أرحامَكُمْ و بِرّوا بِإخْوانِكُمْ وَ لَوْ بِحُسْنِ السَّلامِ وَ رَدِّالجَوابِ؛
صله رحم نماييد و به برادران (دينى) خود نيكى كنيد، هر چند با سلام كردن خوب و يا جواب سلام خوب باشد. [كافى، ج ۲، ص ۱۵۷، ح ۳۱]

۳۶. پيامبر صلي الله عليه و آله: مَنْ اَحَبَّ اَنْ يُحِبّهُ اللّهُ وَ رَسولُهُ فَـلْيَاْكُلْ مَع ضَيفِهِ؛
هر كس دوست دارد كه خدا و رسولش او را دوست داشته باشند، با ميهمان خود غذا بخورد. [تنبيه الخواطر، ج ۲، ص ۱۱۶]

۳۷. امام صادق عليه السلام: صِلَةُ الرَّحِمِ تَعْمُرُ الدِّيارَ وَ تَزيدُ فى الأعْمارِ وَ اِنْ كانَ اَهلُها غَيرَاَخْيارٍ؛
صله رحم، خانه ها را آباد و عمرها را طولانى مى كند، هر چند صله رحم كنندگان مردمان خوبى نباشند. [امالى طوسى، ص ۴۸۱، ح ۱۸]

۳۸. امام صادق عليه السلام: اِذا دُعىَ اَحَدُكُمْ اِلى طَعامٍ فَلا يَستَتْبِعَنَّ وَ لَدَهُ فَاِنَّهُ اِنْ فَعَلَ ذلكَ، كانَ حَراما وَ دَخَلَ غاصِبا؛
هرگاه يكى از شما به ميهمانى دعوت شد، فرزندش را به دنبال خود راه نيندازد كه اگر چنين كند، كار حرامى كرده و غاصبانه وارد خانه ميزبان شده است. [كافى، ج ۶ ، ص ۲۷۰، ح ۱]

۳۹. امام رضا عليه السلام: وَقِّرُوا كِبارَكُمْ وَ ارْحَمُوا صِغارَكُمْ وَ صِـلُـوا اَرْحـامَـكُمْ؛
به بزرگترهايتان احترام بگذاريد و با كوچكترها مهربان باشيد و صله رحم نماييد. [عيون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۶۵]

۴۰پيامبر صلي الله عليه و آله: اَلضّيافَةُ اَوَّلُ يَوْمٍ وَ الثانى وَ الثالثُ وَ ما بَعْدَ ذلِكَ فَاِنَّها صَدَقَةٌ تُصَدّق بِها عَلَيْهِ؛
ميهمانى يك روز و دو روز و سه روز است، بعد از آن هر چه به او دهى صدقه محسوب مى شود. [كافى، ج ۶ ، ص ۲۸۳، ح ۲]

پی نوشت :
سایت گفتگوی دینی

5/فروردین/95

معرفي كتاب
دردسرهاي جيگر بابا (طنز روان شناختي تربيتي)



دردسرهاي جيگر بابا (طنز روان شناختي تربيتي)
أ - شهباز
نشر دانا كتاب
مقدمه كتاب
سلام دوست عزيز!
اين داستان، يك اثر طنز است با ادبيات محاوره اي و برگرفته از واقعيت زندگي انسان ها كه دست كم حاوي ۵۰ نكته و اصل مهم تربيتي و اخلاقي در مورد زندگي مشترك و تربيت فرزند مي باشد. و بر اين اساس كه گفته اند: «مُشك آن است كه خود ببويد نه آن كه عطّار بگويد.»، از توضيح اضافي خودداري نموده و مستقيم سراغ «دردسرهاي جيگر بابا» مي روم، گرچه نه ادعاي عطاري دارم و نه اين اثر را مُشك مي دانم! لازم به ذكر است در اين اثر، قصد جسارت به شخص يا گروهي نبوده و سعي شده چنين مسأله اي اتفاق نيفتد. بر همين اساس، كلمه ي «فيلسوف» در اين نوشته به معناي مصطلح نبوده و صرفا جنبه ي طنز و شوخي دارد و اگر خواننده ي محترم كمي دقت كند، مصداق آن نامعلوم نيست. اميدوارم مطالعه ي اين مجموعه براي همسران، لذت بخش و مفيد باشد. (يا حداقل مضر نباشد!) با آرزوي بهترين، شادترين و لذت بخش ترين لحظات براي همسران جوان و خانواده هاي ايراني!
الف. شهباز اصفهان ـ تابستان ۱۳۹۲
اصفهان: کتابفروشی حوزه علیمه اصفهان( خیابان حافظ)، تلفن: 32209948

۵2 اصل مهم تربيتي و اخلاقي اين كتاب
1. اصل مهرورزي و ابراز محبّت در محيط خانه
2. اصل نياز انسان به مورد توجه واقع شدن
3. اصل احترام به والدين
4. اصل رعايت حريم ها و خط قرمزها
5. اصل پرهيز از غيبت
6. اصل سخاوتمندي و توجه به نيازهاي مادي خانواده
7. اصل توجه همسران به ارضاء نیازهای زیستی و عاطفی همدیگر
8. اصل آراستگي و جذابيت همسران براي يكديگر
9. اصل رعايت عفّت در گفتار و كردار
10. اصل پنهاني بودن روابط همسران
11. اصل توجه به معماري اسلامي ـ ايراني و محاسن آن
12. اصل اجتناب از دعوا و درگيري در حضور فرزندان
13. اصل تعادل و پرهيز از افراط و تفريط
14. اصل هم دلي و هم زباني در محيط خانه
15. اصل رعايت فاصل سنّي در فرزندآوري
16. اصل زمينه سازي براي فرزند دوم
17. اصل تكثير نسل
18. اصل تغذيۀ سالم
19. اصل تقدير معيشت و مديريت دخل و خرج
20. اصل اعتقاد به روزي دهي خداوند
21. اصل توجه به حسّ كنجكاوي و روحيه¬ي پرسشگري كودكان
22. اصل توجه به نيازهاي عاطفي كودكان
23. اصل تكريم شخصيت كودك
24. اصل عدم تبعيض بين فرزندان
25. اصل انتخاب نام نيكو و توجه به سنّت¬ها و ارزش ها
26. اصل پرهيز از دو اسمي شدن فرزندان
27. اصل رعايت نظم و انضباط و آموزش آن به كودكان
28. اصل تساوي زن و مرد در انسانيّت
29. اصل تكريم شخصيّت زن
30. اصل احترام به انتخاب خدا در تعيين جنسيّت فرزند
31. اصل رازداري
32. اصل اصلاح ذات البين و كمك به حلّ اختلافات (حكميّت و ريش¬سفيدي)
33. اصل استفاده از خدمات مشاوره اي
34. اصل پرهيز از خرافات، سحر، جادوگري و رمّالي
35. اصل حرمت سقط جنين
36. اصل هم ياري اعضاء خانواده و به كارگيري فرزندان
37. اصل صبوري در برابر مشكلات
38. اصل توجه به نيازهاي معنوي و ديني فرزندان
39. اصل احترام به حقوق ديگران
40. اصل پرهيز از حسادت
41. اصل پرهيز از طمع كاري
42. اصل تلاش براي حفظ و ايجاد آرامش در فضاي خانه
43. اصل توجه به ابعاد گوناگون زندگي و پرهيز از زندگي تَك بُعدي
44. اصل مديريت فعاليت هاي اقتصادي
45. اصل اهميت دادن و توجه به صله ي اَرحام و دستگيري از خويشاوندان در هنگام نيازمندي
46. اصل توجه به بهداشت روحي ـ رواني اعضاء خانواده
47. اصل رعایت انصاف (اساس زندگی شیرین)
48. اصل اجتناب از شوخی های آزاردهنده
49. اصل پوشش و حجاب اسلامي
50. اصل دانش اندوزي و اهميت به تحصيلات عاليه
51. اصل ارتقاء سطح آگاهي جهت ارتقاء سطح زندگي و توجه به امر كتاب و كتاب¬خواني
52. اصل رعايت احكام و موازين شرعي و كنترل نگاه در زن و مرد



6/فروردین/95

آداب ميزباني

صحبت از آداب مهمان و مهمان داری بود. هر کس مطلبی را یادآور می شد. امام رضا (ع) داستانی را از اجدادشان نقل کردند و فرمودند: روزی فردی امام علی (ع) را به میهمانی دعوت کرد. امام علی (ع) مشروط پذیرفتند. ایشان فرمودند به سه شرط می آیم. اگر قول دهی که رعایت کنی دعوتت را می پذیرم. مرد گفت آن سه شرط چیست؟
حضرت (ع) فرمودند:
شرط اول آنکه چیزی از بیرون منزل برای من تهیه نکنی.
دوم از آنچه در منزل هست چیزی را از من دریغ نکنی
و سوم آنکه زن و بچه ات را به رنج و سختی نیندازی.
مرد که علاقه مند بود میزبان امام (ع) شود، گفت: یاامیرالمومنین (ع) قول می دهم این سه شرط را رعایت کنم. امام (ع) نیز پذیرفتند و به منزل وی رفتند.

پی نوشت :
1. ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا، ج1، ص 225.


7/فروردین/95

خواستگار سريشم

خواستگاري آداب و اخلاق مخصوص به خود دارد. برخي از افراد اخلاق خواستگاري را مراعات نمي كنند و سماجت به خرج مي دهند. شايد دختر واقعا از قيافه پسر خوشش نمي آيد يا دليل ديگري دارد كه نمي خواهد بگويد ، اين درست نيست كه خواستگار يا مادرو ياخواهر يا واسطه اش اصرار دارند تا دختر دليل قانع كننده بياورد:

نسبت من با شما چون جور نیست
دست بردار و برو، میسور نیست

چون شما را دل نخواهد چه کنم؟
پاسخ مثبت مرا مقدور نیست!

زندگی عشق و وفاق و یک دلی است
التماس و انتظار و زور نیست![1]

پی نوشت :
ماهنامه خانه خوبان، سيده نسيم طباطبايي، ش82، ص 61، اسفند 1394.


8/فروردین/95

آرامش با حضور شوهر هنگام زایمان

سؤال:حضور شوهر بر بالين همسر به هنگام زايمان، نقش زيادى در آرامش وى دارد. آيا چنين كارى شرعاً نيز توصيه مى ‏شود؟
پاسخ: اگر واقعاً چنين اثرى داشته باشد مانعى ندارد؛ ولى ظاهراً اين اثر قابل ترديد است[1].

پی نوشت :
[1]. آيت الله مكارم شيرازي، استفتائات جديد، ج‏3، ص517.


9/فروردین/95

آشيانه عشق(هم پرواز)


هركسي شايستگي، استعداد، ذوق، توانايي جسمي و رواني خلبان شدن را ندارد؛ به همين دليل، مراكزي چون نيروي هوايي، افراد مستعد را گزينش مي كنند. اين افراد علاوه بر گذراندن دوره هاي علمي و كاربردي، قبل از پرواز با معاشرت با خلبانان با تجربه، مهارت خود را افزايش مي دهند. آن ها سپس آموزش و كار خود را زير نظر خلبان فرمانده شروع مي كنند. از آنجايي كه «اولين پرواز» بسيار مهم است، برنامه هاي آموزشي و درايت خلبان فرمانده طوري است كه كمك خلبان از نظر روحي آمادگي بالايي داشته باشد. فردي كه به دليل ضعف هاي شخصيتي، باورهاي غلط، خرافات، شيوه هاي بد آموزشي و بدرفتاري خلبان فرمانده، اولين پروازش با هراس و اضطراب زيادي باشد، ممكن است، براي هميشه قابليت پرواز را كسب نكند، يا سال هاي متمادي با پرواز نگران و مضطرب شود و از شغلش رضايت نداشته باشد. اين فرايند پرواز را با مشكلاتي روبه رو مي كند.
خلبان و كمك خلبان با «
هم فكري» و «همكاري» براساس قوانين، نظم و انضباط كاري، براي اهداف از پيش تعيين شده پرواز مي كنند. همان گونه كه راننده، ماشين را ؛ ناخدا، كشتي را؛ و رهبر يا رئيس جمهور، كشوري را مديريت مي كنند، مديريت پرواز با خلبان فرمانده [1] ست؛ ولي رابطه او با كمك خلبان، صميمانه است نه استبدادي. اگر فرمانده با كمك خلبان اهداف مشتركي نداشته باشند، از نظر روحيات و صفات شخصيتي تناسب و همتا نباشد، ممكن است هنگام پرواز با مشكلات زيادي روبه رو شوند. به همين دليل، خلبان فرمانده، براي پرواز، فردي را گزينش مي كند كه با او تناسب داشته باشد. فرمانده اگر از روي دلسوزي يا ترحم كمك خلباني را گزينش كند كه از جرأت و اعتماد به نفس و تجارب كاري، تناسب نداشته باشند، پرواز خاطره انگيزي را تجربه نخواهد كرد. فرمانده و كمك خلبان بايد با برج مراقبت پيوسته در ارتباط باشند و در مشكلات برج مراقبت را در جريان بگذارند. خلباني كه در غياب كمك خلبان، تنهايي، يا اصطلاحا سُلُو solo پرواز مي كند، جيره ي سوخت را كه براي او و كمك خلبان در نظر گفته شده است را با ناديده گرفتن شريك خود، مصرف مي كند.

ازدواج هم.....:hamdel:
ازدواج و همسرگزيني از جهات زيادي مانند پرواز و شغل خلباني است. دو شباهت آنها عبارتند از:

الف)حد نصاب براي گزينش:

مشاوران ازدواج براساس تجارب علمي و عملي خود مي گويند، هر كسي شايستگي همسرگزيني را ندارد و بايد براي ازدواج شرايطي را داشته باشند؛ مثل حدنصاب بلوغ جنسي، جسمي، رواني، اجتماعي، علمي و عقلي، عاطفي و هيجاني، معنوي و اقتصادي. برخي از افراد شرايط لازم و مناسب براي يك زندگي زناشويي آرام و رضايت بخش را ندارند. آنها بايد درمان شوند، و دفع و رفع مشكلات و اختلالات را مقدمِ بر ازدواج شان كنند؛ اين افراد عبارتند از: كساني كه مديريت هيجان(خشم و شادي و عشق، اضطراب و نفرت و..)را ندارند، افراد بسيار وابسته، كساني كه ترمز عشق شان بريده و قدرت خويشتنداري ندارند، آنهايي كه اهل كار و تلاش نيستند ، معتادان به الكل و مواد مخدر و اينترنت؛ كساني كه عياش و رفيق بازاند، افراد دمدمي مزاج، سفيهان در امور مالي، فراريان از هويت جنسي خود (متنفران از جنسيت خود)، بيماران شديد رواني مانند افسرده، اسكيزوفرني و... .

ب) آموزش قبل از پرواز

افرادي كه تازه مي خواهند اولين پرواز خود را شروع كنند قبل از پرواز از افراد حاذق، كسب تجربه مي كنند. زن و شوهري هم كه هنوز زندگي مشترك را شروع نكرده اند، لازم است قبل از اين كه زير يك سقف بروند، از افراد باتجربه، مشاوران، كتب، سايت هاي معتبر و نرم افزارهاي مربوط به زندگي مشترك، شيوة زندگي زناشويي موفق را بياموزند.
قبل از ازدواج نيز لازم است مهارت هاي لازم براي زندگي مشترك كسب شود. با دوره هاي آموزشي، نرم افزار، كتاب، مشاوره ازدواج، دختر و پسري كه از تجارب افراد بزرگسال استفاده نكنند، پروازشان در آسمان زندگي لذت بخش و خاطره انگيز نخواهد بود و احتمال سقوط(طلاق) زياد است.[2]

پی نوشت :
aircraft comonder = AC. 1
2. محمدحسين قديري ، مثل هاي روان( تمثيلات روان شناختي و تربيتي)، مركز مشاوره مأوا، قم، انتشارات آموزشي و پژوهشي امام خميني، ص13.


10/فروردین/95

آراستگى زن و مرد



امام باقر(ع) فرمود: «براى زن (در رسيدگى به وضع ظاهر خود) سزاوار نيست كه به خود و سر و وضعش نرسد هر چند به اينكه گردنبندى را به خود بياويزد، و سزاوار نيست كه دستش را بى ‏رنگ رها كند هر چند به اينكه مختصر حنايى بگذارد؛ گرچه سالخورده باشد.» درباره آراستگي مردان در حديثي آمده است كه راوی مي گويد : «حضرت امام رضا را ديدم كه موهاى خود را رنگ كرده است. عرض كردم: فدايت شوم! خضاب گذاشته ‏اى؟! فرمود: بله، چرا كه آراستن خود از جمله چيزهايى است كه موجب افزايش پاكدامنى زنان مى گردد؛ و زنان، عفت و پاكدامنى را به اين علت رها كردند كه شوهرانشان آراستن خويش را ترك نمودند. سپس فرمود: آيا تو خوش دارى كه همسرت را به همان شكلى ببينى كه تو را در حال ژوليدگى و عدم رسيدگى به سر و وضع مى بيند؟ عرض كردم: نه. فرمود: پس اين، همان است. سپس فرمود: نظافت و استعمال بوى خوش و اصلاح سر و آميزش زياد از اخلاق انبياست.»

پی نوشت :
1- وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏118: لايَنْبَغي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَها وَ لَوْ أَنْ تُعَلِّقَ في عُنُقِها قَلادَةً وَ لايَنْبَغي أَنْ تَدَعَ يَدَها مِنَ الْخِضابِ وَ لَوْ أَنْ تَمْسَحَها مَسْحاً بِالْحَناءِ و إنْ كانَ مُسِنَّةً
2- كافى، ج‏5، ص‏567: رأَيْتُ أَباالحَسنِ(ع) اِخْتَضَبَ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ! إخْتَضَبْتَ؟! فَقالَ: نَعَمْ، اِنَّ التَّهِيَّةَ مِمّا يَزِيدُ في عِفَّةِ النِّساءِ، وَ لَقَدْ تَرَكَ النِّساءُ الْعِفَّةَ بِتَرْكَ أَزْواجِهِنَّ التَّهِيَّةَ. ثُمَّ قالَ: أَيَسُرُّكَ أَنْ تَراها عَلى‏ ماتَراكَ عَلَيْهِ إذا كُنْتَ عَلى‏ غَيْرِ تَهِيَّةٍ؟ قُلْتُ: لا. قالَ: فَهُوَ ذاكَ. ثُمَّ قالَ: مِنْ اَخْلاقِ الأنْبِياءِ، التَّنَظُّفُ و التَّطَيُّبُ وَ حَلْقُ الشَّعْرِ و كثرهُ الطَروقَةِ.


11/فروردین/95

روز مادر و زن


پرسش: در مورد مقام مادر و روز زن توضیحاتی بفرمایید.
پاسخ - روز مادر و میلاد حضرت زهرا(س) را به همه تبریک عرض می کنیم. وقتی انسان به کلمه ی مادر می رسد به یاد لطافت، فداکاری، گذشت، عشق در اوج سختی، شب بیداری برای بچه ها و خندیدن با شادی بچه ها می افتد. برای دیدن عشق در اوج، باید مادر را نگاه کرد. وقتی ما به مقام مادرمی رسیم، غبطه می خوریم. مادرها عزیز هستند. مردی نزد پیامبررسید و گفت که من به چه کسی نیکی کنم. پیامبر فرمود: به مادرت و برای بار دوم و سوم همین سوال را تکرار کرد و پیامبر جواب داد: مادرت. برای بار چهارم این سوال را تکرار کرد و پیامبر فرمود: به پدرت. درمقابل مقام مادر، اگر کسی مادر باشد سر به سجده می گذارد که چقدر پیش خداوند مقام دارد و اگر مادر نباشد، سر تعظیم درمقابل مادرش که موجودی مقدس است فرود می آورد. در روایات داریم که به مادر بیشتر احترام بگذارید.

کسانی که با مادرشان بدخلقی می کنند به این روایت توجه کنند: فردی از پیامبر سوال کرد که حق پدر چیست؟ پیامبر فرمود: تا زنده است به حرف او گوش کن. بعد سوال کرد که حق مادر چیست؟ پیامبر فرمود: بعید است که این حق ادا شود. اگر فرزند به اندازه ریگ های بیان و قطره های باران عمر کند و تمام مدت عمر در مقابل مادر ایستاده و آماده ی خدمت باشد، این به اندازه ی یک روز است که مادر او را در شکمش نگه داشته است.

مادر نُه ماه فرزند را حمل کرده و دو سال به فرزند شیر داده است. فقط مادر است که می تواند این کارها را بکند. ما در مقابل مادرمان چکار می کنیم؟ گاهی ما یک بداخلاقی از مادر می بینیم و آنرا دلیل بر تندی کردن قرار می دهیم. روایت داریم: هر کس به پدر و مادرش نگاه تند کند درحالیکه این پدر و مادر به او ظلم کرده اند، خدا هیچ نمازی را ازاو قبول نمی کند. مادر به ما چیزهایی یاد داده که هیچ کس نمی توانست در آن سن به ما یاد بدهد و ما را تربیت کند، این مادرشایسته ی چه برخوردی از طرف ماست؟

یکی از یاران پیامبر نقل می کند که پیامبر به من فرمود: زمانی که به معراج رفته بودم در بهشت صدای قاری قرآنی را شنیدم. پرسیدم که او کیست. پاسخ دادند: حارث بن نعمان. پیامبر به همسرشان فرمودند: این چنین است نیکی. بیشترین کسی که به مادرش نیکی می کرد حارث بن نعمان بود.

براي مطالعه بيشتر
http://ch3.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=281&Itemid=42
ܓ❋ متن کتاب زن گل است و اسلام باغبان ܓ❋ ܓ❋
http://www.askdin.com/thread52217-7.html

پی نوشت :
برنامه گلبرگ 1394/1/20


12/فروردین/95

ازدواج سفيد

پرسش: ارتباط بدون ازدواج چه مشکلاتی را به دنبال دارد؟
پاسخ: در زیر یک سقف زندگی کردن بدون ازدواج:
در مواردی دختر و پسر بدون هیچ نوعی از ازدواج برای مدتی طولانی به صورت دوست با هم زندگی مشترک دارند با این شعار که ازدواج قیدوبندآور است مزاحم دوستی و عشق خالص و بدون شائبه نسبت به یکدیگر است. تحقیقات نشان می دهد که طولانی شدن این سبک از رابطه می تواند خطرات و آسیب های جدی را به همراه داشته باشد. در این گونه روابط میزان عدم رضایت زوجین به مراتب بیش تر از افرادی است که ازدواج کرده اند و حتی در کل ، گزارشی که از روابط این افراد داده اند ضعیف تر از روابط زوجین ازدواج کرده است و احتمالاً این افراد التزام کم تری نسبت به یک دیگر دارند و احساس امنیت کم تری می کنند. ضمن این که در کشورهای غربی هیچ مدرک علمی قابل قبولی وجود ندارد که ثابت کند این سبک از رابطه می تواند عدم تناسب و تضادهای زوجین با یک دیگر را کاهش دهد و منجر به ازدواج موفق تری شود؛ در ضمن تجارب نشان می دهد کیفیت زناشویی در این گونه روابط نسبت به ازدواج رسمی و متعهدانه به طور معناداری پایین است. اگر این گونه روابط بیش از یک بار قبل از ازدواج تکرار شود، موجب بروز خطرات جدی و اختلافات زناشویی می شود. تجارب بالینی نویسنده حکایت از این دارد که در ایران همواره این گونه روابط برای خانم ها بسیار مشکل زا و مسئله ساز بوده است ؛ زیرا حس بلاتکلیفی و عدم امنیت حاکم بر این رابطه زنان را بیش تر از مردان می آزارد. باید حتماً در مشاوره های قبل از ازدواج موارد فوق پیگیری شود و مد نظر قرار گیرد، زیرا عدم توجه به این نکات می تواند مدیریت سالم روابط زناشویی را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و تخریب کند.

پی نوشت :
سيد جلال يونسي، مديريت روابط زناشويي، نشر قطره ص.36


13/فروردین/95

آثار شوخی غیر حلال


1. کاهش نیروی عقل
2. کاهش نور ایمان
3. گم شدن حقایق
4. از بین رفتن وقار و هیبت
5. از بین رفتن نورانیت و صفای باطن
6. کینه و دشمنی
7. ریختن آبروی دیگران
8. دوری از خدا
9. شادی شیطان و دشمن
10. جسور شدن نادان و دشمن
11. ایجاد تفرقه بین مسلمانان
12. رواج فساد و فحشا
13. عِقاب اخروی [1]

پی نوشت :
1.. محمدحسين قديري، شوخ طبعی هاي طلبگي، ص 333.

14/فروردین/95

امتیازات و خصوصیات زن


بانو امين درباره امتيازات و خصوصيات زن در كتاب «به سوي خوشبختي» خود چنين مي نويسد :

*نخستین عامل خدادادی که در وجود زن است و راه وی را به حق نزدیک می کند، همان رقت قلب است که جبلی زن است ، قلب رقیق حساس و دل نازک و چشم گریان به حق نزدیک است. خواهر اگر به وظیفه ای که شارع اسلام برای تو معین فرموده عمل نمائی و قلب و سریره لطف خود را از کدورت و فساد اخلاقی مثل بخل و حسد و کینه و باقی اوصاف رذیله که نوع زن ها مبتلاء به آنند تصفیه نمائی و روی دل به جانب حق تعالی آری به اندک وقتی به قدر استعداد و صفای با طینت از معرفت و محبت حق تعالی بهره مند می گردی و نور دانش در قلب تو طلوع خواهد نمود .
*دوم امتیازات زن
عاطفه و محبت غریزی است که سرشته با خون اوست، ببین محبت مادر را نسبت به اولاد ، بیچاره مادر راضی است خار به چشمش برود و به پای فرزندش نرود و نیز محبت زن نسبت به شوهر و دختر نسبت به پدر و مادر و خواهر نسبت به برادر و نیز نسبت به خویشان و بستگان ، محبت زن چقدر غلو دارد و اینکه گفتیم عاطفه و محبت راه را به حق تعالی نزدیک می کند، برای این است که در محبت اسراری نهفته شده زیرا که محبت منبعث از قوه جاذبه مغناطیسیه است که رشته موجودات به همان قوه به هم مرتبط می گردد و باعث اتحاد و ارتباط اشیاء می شود، این است که عرفاء عشق مجازی را وسیله پاک الهی می دانند و قلبی که دارای محبت شد، البته محبت پاک و بی آلایش نه محبت مشوب شهوت آمیز، راه را به حق نزدیک می کند. خلاصه چون زن رقیق القلب و پر عاطفه است اگر روی دل به حق تعالی دارد و قلب را از آلایش طبیعی پاک گرداند به زودی محبت حق تعالی و اولیاء او در دل وی جای می گیرد .
*سوم از امتیازات زن از
خود گذشتگی و تحمل مصائب و بردباری است که این صفت در زن نیز بیشتر ظهور دارد و با این که زن رقیق القلب است و زودتر از ناملایمات متاثر می گردد و به جزع و فزع می افتد و با این که عاطفه و محبت زن زیادتر است و از فقدان و مفارقت خویشاوندان خود زیادتر رنج می کشد و بیشتر متاثر می گردد و به این جهت بایستی بیشتر اعمال صبر و خودداری نماید ، با این حال چنان چه تجربه شده حوصله و بردباری و تحمل او در مشقات زیادتر است. این است که عواطف قلبیه و احساسات نفسانیه و تحملات بدنیه او را به پرستاری اطفال و مرضی راغب و قادر می سازد .
*چهارم زن در
امور خیریه از مرد قوی تر و فعال تر و احساسات وی زیادتر است .
*پنجم
خانه نشینی و انزواء که این یکی از اسباب و طریق (سیر الی الله) و وسیله قرب به حق تعالی می شود.

ای بانوان اسلامی! قدر این نعمت را بدانید؛ برای مردها خانه نشینی مطلوب نیست و شارع اسلام دستور معاشرت و کسب و عمل به آنها داده ، لکن وظیفه ایمانی زن خانه نشینی است، خداوند زن های پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را امر به خانه نشینی فرموده (وَقَرنَ في بُيوتِكُنَّ) و همین خانه نشینی عوامل بزرگی در بردارد.
راه معاشرت با مردهای فاسد را می بندد، بر عفت و عصمت زن می افزاید، بهتر می تواند وظیفه اختصاصی خود را انجام دهد، اخلاق بد مردم کمتر در او تاثیر می کند و بالنتیجه اگر با علم و ایمان و تقوی توام گردد راه وی را به سعادت و خوشبختی که دنبال وی می گردیم و بالاخره به حق نزدیک می گرداند.

اشتباه نشود نمی گویم زن بایستی در خانه بنشیند و خود را از هر کمال و دانش و فضیلتی محروم گرداند و با خرافاتی که پاره ای از آن را گفتیم و نوع مردم خصوصاً زنها معتاد به وی می باشند عمر خود را تلف نماید ، خانه نشینی به تنهائی فضیلت آور نمی شود،
خانه نشینی اگر با فضائل اخلاقی و علم و ایمان و تقوی و معنویت نباشد هرگز سعادت و خوشبختی برای ما تامین نخواهد نمود، مقصود از خانه نشینی جلوگیری از ولگردی و حفظ ناموس و عفت است نه ناآگاهي و جهالت که در اثر فقدان علم و دانش نوع زن ها مبتلا می باشند، بلکه همان ولگردی و جلوه گری که امروزه عنان بعضی زن ها را گسیخته در اثر فقدان علم و دانش پدید گردیده است ، ناآگاهي آنها سبب بی عفتی آنها شده. زن اگر عالمه و فهمیده شد هرگز پیرامون کاری که منافی با مقام عفت و حیاء است نمی گردد، حیاء که نزد تمام دانشمندان یکی از محسنات زن بشمار می رود ناشی از عقل است، هر کس عقلش بیشتر حیائش بیشتر است. زنهائی که با مردهای اجنبی روبروی هم، سر میز قمار می کنند یا در استخر شنا می نمایند، یا در مجالس با مردها می رقصند، اینها نه عقل دارند نه حیاء، نه ایمان، اگر زن عاقله باشد خود را بالاتر از آن می داند که آلت شهوت پرستی مردهای اجنبی قرار گیرد.[1]

پی نوشت :
1-روش خوشبختي، بانو امين، ص 168-171.


15/فروردین/95

اسراف در مراسم ازدواج


یکی از موانع ازدواج، اسراف و تبذیرهایی است که در مجالس عقد و عروسی و مقدمات مربوط به آن می شود: از مهریه های سنگین با صدها سکه بهار آزادی یا املاک و مستغلات گران قیمت گرفته تا سفره های عقد پرخرج، انواع غذاها، تالارهای گران قیمت، دسته گل های متعدد، جهیزیه های سنگین، خریدهای سنگین طلا و زیور آلات، لباس های فاخر برای عروس و داماد و خویشان آن ها و خریدهای زاید دیگر، که باعث شده هزینه ازدواج بالا رود. ریشه همه این ها را می توان در چشم و هم چشمی و خودنمایی و تظاهر یافت و آتشی را برافروخته که
پدران و مادران و دختران و پسران در آن می سوزند.

دختران و پسرانی که این گونه مراسم را می بینند یا از آن ها مطلع می شوند و قدرت تأمین چنین هزینه های هنگفتی را ندارند چه کنند؟
متأسفانه اکنون این اسراف و تبذیرها به صورت یک رقابت درآمده و سبب شده که سن ازدواج بالا رود و جوانانی که نیاز به ازدواج دارند و شدیداً تحت فشارند ناچارند بسوزند و بسازند یا به اعصاب خود، فشار آورند و به ضعف اعصاب مبتلا شوند و احیاناً به انحرافات جنسی کشیده شوند.

نمی دانم به کجا می رویم و تا کی به این مسابقات و رقابت ها و چشم و هم چشمی ها ادامه خواهیم داد؟ مراسم ازدواج های ما نه با شرع و دین سازگار است و نه با عقل و تجدّد و روشنفکری. اسلام مردم را از مسابقه در ازدیاد مهر و اسراف و تبذیر در کارهای دیگر نهی می کند. سیره پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام سادگی بوده است. شما در کشورهای خارجی هم، چنین تشریفاتی را مشاهده نمی کنید، در کشورهای اروپایی نه مهریه ای در کار است و نه جهیزیه ای و دختران و پسران با کمال سادگی ازدواج می کنند.
من خودم در یکی از سفرها از یک خانواده جوان انگلیسی دیدار داشتم و از نزدیک سادگی آن ها را مشاهده کردم.

ازدواج، یک نیاز طبیعی همانند آب و غذاست و تشریفات زاید و ولخرجی از لوازم آن نیست. کاش خیراندیشان و خردمندان جامعه، درصددِ حل این مشکل برمی آمدند. به نظر من قابل حل است، اما نیاز به همکاری همه اقشار مردم دارد. باید فرهنگ سادگی را در بین مردم ترویج کرد و از تجمل گرایی و اسراف و تبذیر شدیداً جلوگیری کرد. در راه مبارزه با این مشکل اجتماعی لازم است

همه دست اندرکاران همکاری کنند:
صدا و سیما،
روزنامه ها و مجلات،
گویندگان و نویسندگان،
خطبا و منبری ها،
ائمه جمعه

باید کار را شروع کرد.
باید از طبقات بالا، ثروت مندان، دانشمندان و مسئولان شروع شود.
آنان گرچه امکان برگزاری چنین مراسم سنگینی را دارند ولی باید برای جلوگیری از رقابت ها و چشم و هم چشمی ها و برای رضای خدا و به منظور رعایت حال افرادِ بی بضاعت و کم درآمد، که متأسفانه قشر وسیعی از ملت ما را تشکیل می دهند، از تجملات بپرهیزند، مهریه ها و جهیزیه ها را کم کنند و به حد معقولی برسانند و مراسم ازدواج را با سادگی برگزار نمایید.
دختران و پسرانِ جوان هم از این تجملات چشم بپوشند و در جوانی که بهترین سنین و مناسب ترین زمان هاست ازدواج کنند و در کانون گرم خانواده آرامش یابند.

مطالعه كتاب:
http://www.ibrahimamini.com/home/node/879

16/فروردین/95

آیا مؤمن افسرده می شود؟

پرسش: سلام آیا مومن درست و حسابی افسرده می شود؟ می دانم ایمان درجاتی دارد اما آیا کسی که افسرده است می توانیم بگوییم درجات پایینی از ایمان دارد یا اصلا ایمان ندارد؟

پاسخ: براي پاسخ به اين سؤال توجه به نكات زير ضروري است:
1- انسان از منظري سه ساحتي است:1- جسم، 2- روان (ذهن)، 3- روح

2- هر كدام از اين ابعاد سلامت و بيماري و پزشك و درمانگر مربوط به خود را دارد.

3- به دليل ارتباط تنگاتنگشان بر هم اثر مي گذارند و از هم اثر مي پذيرند.

4- ما رواياتي داريم كه مربوط به بيماري، شفا، رجوع به متخصص، مخفي نكردن بيماري از متخصص، دوري نكردن از مراجعه به پزشك به بهانه توكل و ... است. در اين روايات نمي بينيم كه بگويند مؤمن غمگين يا افسرده نمي شود. همان طور كه ما سرما مي خوريم از نظر رواني هم ممكن است افسرده شويم. اصلا به دليل شيوع افسردگي بين مردم به سرماخوردگي رواني مشهور است.

5- از سوي ديگر در بحث سبب شناسي بايد در نظر بگيريم كه افسردگي غالبا معلول تركيبي از اختلالات جسمي، رواني، اجتماعي و معنوي است.

6- مؤمن از اين جهت كه دستورات ديني را رعايت مي كند زمينه افسردگي را در اين جهات كاهش مي دهد ؛ مانند صله رحم كردن، نماز خواندن، تطهير و غسل كردن و آراستگي، عطر زدن، اجتناب از پرخوري، پرخوابي و بي كاري و خوشحال كردن مؤمنان و.... . اگر فرد دينداري اين امور را رعايت نكند زمينه افسردگي را براي خود فراهم مي كند.

7- فرد به ظاهر دينداري كه به دستور عقل اهميت نداده و براي گزينش دينش تحقيق نكرده است و به سؤالات اساسي ( من كيم؟ اينجا چه مي كنم؟ با كه هستم؟ تا كي هستم؟ كي خواهم رفت؟ كجا خواهم رفت و..) براي زندگي هدف و معنايي نمي يابد و در مشكلات، رنج ها، شكست ها و فقدان عزيزان را بي معنا و ناعادلانه تفسير مي كند و افسرده مي شود.

8- برخي از عوامل افسردگي، زيستي و ژنتيكي و براثر عدم تعادل در كاركرد برخي غدد درون ريز مانند تيروئيد و يا اختلالات در كار كرد انتقال دهنده هاي شيميايي بين سلول هاي عصبي (نورون ها ) است. فرد در بسياري از اين عوامل دخلي نداشته است. بنابراين از اين جهت ممكن است حتي يك مرجع تقليد هم گرفتار بيماري افسردگي شود. بنابراين مؤمن وقتي دستورات دين را رعايت مي كند نبايد هنگام اضطراب يا افسردگي يا وسواس خود را سرزنش كند. بايد راضي به رضاي خداوند باشد و با توكل بر خدا از متخصصان براي درمان كمك بگيرد.

9- پيامبري بيمار شد به خداوند گفت: من مي دانم درد و درمان از خداست به همين دليل از دارو و پزشك كمك نمي گيرم تا خودت شفايم دهي. خطاب شد كه من اگر دنبال دارو نباشي شفايت نمي دهم. خداوند شفاي بيماري و كليد مشكلات را در اسباب طبيعي و غيرطبيعي ( دعا، صدقه، توسل، تربت امام حسين، آب زمزم و..) قرار داده است.

پی نوشت :
انجمن گفتگوي ديني، انجمن مشاوره


17/فروردین/95

پیچیده شدن ازدواج


سؤال: هر چقدر شما در مورد ازدواج حرف بزنید یک مشکل را نمی توانید حل کنید و آن اینکه با بزرگ شدن شهرها و پیچیده شدن ازدواج، پیدا کردن موارد مناسب سخت شده است به ویژه برای دخترخانم ها. چرا حرکت ویژه ای انجام نمی شود؟

پاسخ: من قبول دارم که پیچیدگی زندگی شهری و بحث انتخاب شوندگی دختر خانم ها باعث شده که ازدواج پیچیده شود. وقتی پیدا کردن مورد ازدواج سخت شود طبیعی است که ارتباط دختر و پسر زیاد می شود. وقتی دختر و پسر اضطراب تجرد دارند البته در دخترها به خاطر انتخاب شوندگی بیشتر است و کسی قدمی جلو نمی گذارد، دخترخانم ها به این نتیجه می رسند که وقتی کسی به فکر من نیست من به فکر خودم باشم وپسرها هم می گویندکه کسی برای ما دل نمی سوزاند و نتیجه اش ارتباط بین دختر و پسر می شود. ما دختر و پسرها را از ارتباط دوستی قبل از ازدواج نهی می کنیم که کار درستی است ، اما این کار درست در صورتی می تواند کامل شود که در کنار این نهی کردن، زمینه سازی برای ازدواج جوانان انجام بگیرد.ما می گوییم که اگر جوان خودش موردش را به تنهایی انتخاب کند و تصمیم بگیرد، نتیجه اش یک ازدواج موفق نخواهد شد .حتما باید بزرگترها قدم جلو بگذارند تا عقل پخته ودنیا دیده ی بزرگترها به کمک ذهن پر ازهیجان و احساس جوانان، به یک نتیجۀ منطقی برسند.
گاهی اوقات بزرگترها یک طرفه می روند و کار جوانان را اشتباه معرفی می کنند و جلوی آن را می گیرند ، ولی خودشان کار نمی کنند. برای اینکه ما نگذاریم پیچیدگی شهری ما را دور بزند، باید فکری در مورد واسطه گری ازدواج بکنیم. ما خیلی راحت از این مسئله می گذریم. واسطه گری درازدواج در صورتی می تواند پیچیدگی شهری را دور بزند که به دو صورت انجام بگیرد: روش سنتی، همه باید در قبال ازدواج جوانان احساس مسئولیت بکنند چه کسانی که جوان دارند و چه کسانی که هنوز فرزندی ندارند یا فرزندشان کوچک است. این شکل سنتی باید احیاء شود و نباید به بهانۀ پیچیدگی شهری واسطه گری ازدواج را رها کنیم. اگر ما در طول عمرمان بتوانیم واسطۀ یک ازدواج هم بشویم خوب است.
راه دیگر این است که موسساتی تاسیس کنیم که قصدشان منافع اقتصادی نباشد، یعنی موسسه ای نباشد که بخواهد از این راه پول دربیاورد. باید مفهوم موسسات خیریه را وسیع تر کنیم. موسساتی که قصدشان کار خیر است، این کار را انجام بدهند.هم اکنون بعضی از سایت های اینترنتی این کار را انجام می دهند ولی اینها قابل اعتماد نیستند و نمی توان آنها را توصیه کرد.
ما اعتقاد داریم که مساجد سنگر هستند. البته در صورتی که به عنوان یک سنگر به آن نگاه شود. اگر ما مسجد را سنگر فرهنگی بدانیم و کار برای ازدواج را از بزرگترین کارهای فرهنگی بدانیم، باید مسجد را سنگری در حوزۀ ازدواج بدانیم برای جوانانی که در ازدواج سردرگم شده اند. یکی از دلایل سرگردانی این است که نمی توانند مورد مناسبی برای ازدواج پیدا کنند. پیشنهاد ما این است که درسال جدید، این کار فرهنگی را جزو کار اصلی مساجد قرار بدهیم و در عمل بپذیریم که مسجد فقط محل نمازخواندن نیست. حتی در زمان پیامبر هم مسجد محل حل مشکلات مردم بود. مسجد محل به آرامش رساندن جوانان است. باید قبول کنیم که ازدواج یکی از راه های اصلی برای رسیدن به آرامش است که خداوند این را قرار داده است.
آیت الله جوادی می گفتند: شهوت شرارت نیست، شور مقدسی که خدا در نهاد انسان قرار داده است و با موعظه و نصیحت هم حل نمی شود. یک راه دارد و آن هم ازدواج است. هیئت امناء مساجد و کسانی که در مسجد نماز می خوانند و امام جماعت، با هم گفتگو کنند که در مورد ازدواج گامی بردارند. خیلی از حرف هایی که امام جماعت درمورد مسائل دینی می گوید برای این است که خیلی از جوانان در فشار تجرد به سر می برند ولی این حرف ها به اندازۀ منبر اثر می گذارد و بعد از منبر اثرش می رود.
اگر من مسئولیتی در مسجد داشتم واسطه گری در ازدواج را به عنوان یک وظیفه مسجد در حوزه وظایفش مطرح می کردم. گاهی ما بخاطر آسیب هایی که در این فضا وجود دارد به سراغ این کار نمی رویم و اصل کار واسطه گری را کنار می گذاریم.
برای اینکه این کار از آسیب ها در امان بماند دو راه پیشنهاد می کنیم:
1-ما برای همه کارها کلاس می گذاریم. خوب است که برای امام جماعت مساجد کارگاه آموزشی ازدواج بگذارند تا به ظرافت های انتخاب همسر مسلط شوند و یک کارگاه ویژه برای واسطه گری بگذارند. آنها می توانند از یک عده کسانی که درمحل ، اعتبار و آبرویی دارند دعوت کنند و با هم فکری هم در مورد واسطه گری در ازدواج تصمیماتی بگیرند.

2- ما می توانیم در موسساتی که در مسجد زده می شود، در مورد آسیب های واسطه گری اطلاع رسانی کنیم ؛ البته باز هم آسیب هایی متوجه امر واسطه گری خواهد بود. آیا آسیب بالا رفتن سن ازدواج و ارتباط دختر و پسر در جامعه و انحراف هایی که بخاطر ازدواج نکردن می افتد بیشتر است یا آسیبی که در واسطه گری ها اتفاق می افتد؟ ما در خیلی از کارها آسیب ها را می پذیریم ولی نمی خواهیم در این امر مهم بپذیریم.

سعی کنید که همین امشب این مسئله را در مسجد مطرح کنید و مشکلات ازدواج جوانان را بگویید که متوسط سن ازدواج دختر و پسرها بالا رفته است و تعداد مجردین جامعه خیلی بالا رفته است. از امام جماعت بخواهید که وارد مسئله ی ازدواج بشوند.

پی نوشت :
برنامه گلبرگ، شبكه 3




18/فروردین/95

از خودبيگانگي فكري


چشم داری تو به چشم خود نگر ** منگر از چشم سفیهی بی خبر
گوش داری تو به گوش خود شنو ** گوش گولان[1] را چرا باشی گرو
پی ز تقلیدی نظر را پیشه کن ** هم برای عقل خود اندیشه کن


روشنفكري تنها کفشی را که داشت، برای تعمیر نزد پینه دوز روستا برد. از آنجا که پینه دوز درصدد تعطیل دکانش بود به او
گفت: فردا برای تحویل کفش هایت بیا.
روشنفكر باناراحتی گفت: اما من کفش دیگری ندارم که تا فردا بپوشم.
پینه دوز شانه بالا انداخت وگفت: به من ربطی ندارد، اما می توانم یک جفت کفش مستعمل تا فردا به تو قرض بدهم.
روشنفكر فریاد کشید: چی؟ تو از من می خواهی کفشی را بپوشم که قبلا پای کس دیگری بوده ؟
پینه دوز خونسرد جواب داد: حمل افکار و اعتقادات دیگران تو را ناراحت نمی کند، ولی پوشیدن یک جفت کفش دیگری و حمل آن با پایت تو را می آزارد؟

پی نوشت :
1) گولان : افراد نادان
2) «شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید. ملانصرالدین زندگی خویشتنیم.»، مسعود لعلی، انتشارات بهارسبز، چاپ نهم؛ 392 ، صفحه 65


19/فروردین/95

آسیب های تنبیه کودکان


یکی از روش های تربیتی که روش خیلی مفیدی هم نیست، روش تنبیه است. این روش آخرین راه حل هست.( و در حد امکان نباید بیشتر از آن استفاده شود)
تنبیه جسمی اثرات بسیار بدی بر کودک دارد، که متاسفانه برخی از والدین به آن توجه ندارند.
اسلام با عنایت به اثرات منفی تنبیه جسمی، آن را حکیمانه و کارآمد نمی داند.
اقا امیر المؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید: «عاقل را با ادب تربیت می کنند و حیوانات را با زدن رام می کنند» ( غرر الحکم و درر الکلم، ص 254)

کسانی که حوصله تربیت کردن فرزندان را با روش اصولی ندارند، و می خواهند با تنبیه به کار خود ادامه دهند، هیچ فایده ای از این کارها را نخواهند دید.
برای اهمیت موضوع، مواردی از آسیب های چنین روشی را برای شما بیان می کنیم:
1. ترس و اضطراب
ترس و اضطراب یکی از ثمرات تنبیه کردن فرزندان است، که باعث غالب شدن روحیه ترس و اضطراب بر آنها خواهد شد، و چنین فرزندانی آرامش نخواهند داشت، و از انجام اکثر کارها احساس ترس و اضطراب خواهند داشت، و در حقیقت به خوبی نمی توانند در زندگی موفق باشند.

2. تحقیر شخصیت
وقتی کودکی از شخصیت خود آسیبی ببیند، دیگر جبران و اصلاح آن به راحتی امکان پذیر نخواهد شد.

3. ایجاد روحیه تسلیم پذیری (توسری خوری)
این افراد به راحتی مورد سوء استفاده دیگران قرار می گیرند.

4. تنفر و کینه توزی از پدر و مادر
افرادی که با تنبیه بزرگ می شوند، در بزرگی دیگر نسبت به پدر و مادر خود، دیگر احساس مهر و محبت ندارند.

5. از بین رفتن اعتماد به نفس
داشتن اعتماد به نفس پایه موفقیت هر کاری است، از این رو اگراین مسئله مهم در کودکی ضربه ببیند، دیگر انتظار موفقیت و انجام کارهای بزرگ را نباید از آنها انتظار داشت.
دیگر خود باوری و صلابت روحی برای انجام خیلی از کارها معنی نخواهد داشت.

6. ایجاد روحیه زور گویی ویاغی گری
وقتی فردی این روش را در زندگی خود تجربه کرد، یاد می گیرد که درخواست ها و نیازهای خود را با زور گویی ویاغی گری بدست بیاورد، و چه بسا این فرد در آینده یک فرد ظالم و یک خلاف کار حرفه ای باشد.

7. بی اعتمادی به والدین
فردی که از والدین خود، در مقابل کوچکترین اشتباه و خطا تنبیه های جسمانی شدیدی را تجربه کند، دیگر چنین پدر و مادری برای این فرد نمی تواند محبوب و قابل اعتماد باشد، از این رو گرایش و جذب به افراد دیگر شکل خواهد گرفت،و چه بسا این افراد باعث بدبختی همین فرد شوند.

8. عدم امنیت
وقتی محیط خانواده برای کودکان جذاب و آرام نباشد، چه انتظاری داریم که این کودک ما احساس امنیت داشته باشد، ما را دوست داشته باشد، پیشرفت کنند، از افراد موفق و خوبی باشند، سرحال و با نشاط باشند، پیوسته نمره های خوب، رفتار خوب و...
واقعا چنین انتظاری غیرمعقول و غیرمنطقی است.

9. دروغگویی
وقتی فردی مورد تنبیه قرار می گیرد، در صورت ارتکاب خطا به خاطر اینکه دیگر تنبیه نشود، مجبور به دروغگویی می شود، و همین مئسله پایه رفتاری این فرد می شود.

10. پنهانی کاری
برخی از بچه ها رفتار اشتباه خود را در خفا انجام می دهند، و تظاهر هم نمی کنند.
و همین مسئله می تواند پایه انجام خیلی کارهای زشت و اشتباه باشد.

پس تنبیهی که بیشتر استفاده شود، چنین آثاری را بدنبال خواهد داشت، آیا ارزش دارد؟!

پی نوشت :
منبع: آداب و آفات تربیت کودک و نوجوان، هادي قطبي


20/فروردین/95

احترام متقابل همسران به يكديگر


اسم همديگر را خوب ببريم. چرا فاطي مي گويي؟ فاطمه خانم بگو. احمد، چرا احمت مي گويي؟ ما مسلمان هستيم. پيغمبر ما به بچه ها هم كه سلام می كرد، با آداب سلام مي كرد. احترام متقابل، هم به خودمان و هم به بستگانمان. حتي بهتر، يعني اگر گفت:سلام علیکم، بگو: سلام عليكم و رحمة الله! اگر گفت: سلام عليكم و رحمة الله، بگو: سلام عليكم و رحمة الله و بركاته! احترام متقابل!يك زني از زنان پيغمبر، بد اخلاق بود. گفتند: يا رسول الله اين بداخلاق است. ولش كن! فرمود: بله، من بداخلاقي خانم را مي بينم، ولي كمالاتي هم خانم دارد. بايد جمع و تفريق كنيم. ممكن است شما بگويي: ليمو ترش است. ليمو ترش را دور مي اندازي؟ ليموترش ولو ترش است، ولي كمالات دارد. ليموترش ماه ها مي ماند، ولي ليمو شيرين يك دقيقه هم نمي ماند. تا باز مي كني، بعد از يك دقيقه تلخ مي شود. نه هر شيريني را بايد دور انداخت، نه هر ترشي را بايد دور انداخت! هنر اين است كه از ليموشيرين، ليمونات درست كنيم.
در قرآن بارها كلمه ي «معروف» آمده است. يعني زندگي عادي باشد. مردم چقدر تفريح مي كنند؟ كمش نگذاريد، اضافه هم نباشد. عادي، عادي باشد. اول انقلاب ما در يك عروسي دعوت شديم كه نان و پنير و هنداونه به ما دادند گفتند: مي خواهيم اين عروسي ابتكاري باشد. گفتم: اين دختر خانم وقتي متولد شد، مادر و پدرش برايش عقيقه نكردند؟ چرا. اين دختر وقتي هيچ چيز نداشت، يك گوسفند فداي او شد و عد ه اي آبگوشت و پلو خوردند. حالا كه عروس شده و كلي تحصيلات و كمالات و جهیزيه درست كرده است، نان و پنير و هندوانه دادي؟ اين هم دكان است. زندگي بايد عادي باشد. گاهي مهريه را آنقدر سبك مي گيرند، كه آدم فكر مي كند واقعاً بايد اينطور باشد. گاهي مهريه را اينقدر بالا مي گيرند. زندگي عادي باشد. كلمه معروف در قرآن زياد آمده است. اگر اشتباه نكنم 28 مرتبه معروف در قرآن است، چهارده مرتبه براي زن و شوهر است. زندگي شما عادي باشد. پيغمبر ما فرمود: همسرداري من از همه مردها بهتر است. حتي خديجه هم كه از دنيا رفته بود، گاهي گوسفند مي كشت و گوشتش را به خانم هايي مي داد كه دوست خديجه بودند. يكبار عايشه حساس شد و گفت: خيلي خديجه خديجه مي كني. من كه از او بهتر هستم. فرمود: آن زماني به من ايمان آورد كه همه شما مشرك بوديد. آن زماني مرا ياري كرد، كه همه شما بي اعتنا بوديد. تو از او بهتر نيستي. در زندگي آنجايي كه حلال است، زن را آزاد بگذاريد. روي حرام ها تكيه كنيد. خانم! همسرت من هستم. چرا اين قيافه را نشان جوان ها مي دهي؟ چرا در خيابان دلبري مي كني؟
ما اگر بفهميم كه زني كه عقد كرديم، با يك جواني قبل از ازدواج ما يك رابطه داشته است، حتماً از زندگي دلسرد مي شويم. مي گوييم: چه شد؟ اِ اِ.. اين رفيق داشته است. يك فيلمي را به ما نشان دادند، كه عجب! خانم شما مثلاً با اين جوان هم يك بستني خورده است.
دانشجويي نزد من آمد، گفت: من چهار ماه است، ازدواج كردم. مي خواهم زندگي ام را بر هم بزنم.
گفتم: چرا؟
گفت: يك عكسي دادند، يك صحنه اي را براي من پيش آوردند، زن من با كسي بستني مي خورد.
به او گفتم: خانم تو آرايش هم مي كند در خيابان بيايد؟
گفت: بله!
گفتم: چادري است؟
گفت: نه! مانتويي است، منتهي فكلي هم هست.
گفتم: خوب شما كه راضي نيستي اين دختري كه خانم شما شده، جواني اش هم يك بستني با كسي خورده است، چرا اين رقمي در خيابان مي آيد كه باز هم بستني خورها را يادشان كند؟ اگر آن بستني حرام است، اين رقمي هم حرام است. حرام، حرام است. ولي حلال است، آزادش بگذار.[1]

پی نوشت :
استاد قرائتي، درس هايي از قرآن، آسان گيري در ازدواج و زندگي، تاريخ پخش: 93/02/18


21/فروردین/95

اعتياد به کامپیوتر و اینترنت

پرسش: من خیلی پای کامپیوتر و اینترنت می نشینم و یه جورایی معتادشون شدم؛ لطفا راهنماییم کنید چکار کنم که این وابستگی من کم بشه، چون زندگیم رو مختل کرده و خودم هم ناراحتم ولی نمی تونم رهاش کنم.

پاسخ: پرسشگر گرامی؛ برخي اعتياد به کامپیوتر و اينترنت، موبايل، تلويزيون و ... (رسانه هاي ارتباطي ديجيتال) را نوعي اختلال مي دانند. اعتياد در واقع ايجاد يك ارتباط افراطي، بدون هدف و غيرقابل كنترل با چيزي (در اينجا کامپیوتر و اینترنت) است. تشخيص صحيح اين نوع اعتياد بسيار دشوار است به گونه اي كه هنوز اختلالي با اين عنوان در كتاب «راهنماي تشخيصي و آماري اختلالهاي رواني (DSM-IV)» گنجانده نشده است.
کامپیوتر و اینترنت يكي از محصولات علمي و فني است و مانند ساير ابزارها مي تواند كاربردهاي مثبت و منفي داشته باشد. يكي از آثار منفي آن اعتياد به اين ابزار است، كه فرد كار كردن با کامپیوتر و اینترنت را جذاب تر از واقعيت زندگي روزمره مي بيند.


*** علائم و نشانگان عادت به کامپیوتر و اینترنت عبارتند از :
1. استفاده افراطي و بيش از حد از کامپیوتر و اینترنت.
2. احساس نوعي اجبار براي ارتباط با آن و دور شدن از فعاليتهاي مهم زندگي.
3. رغبت نكردن به انجام كارهاي ديگر و تأخير در انجام كارهاي روزانه.
4. كاهش و روابط بين فردي و رغبت نداشتن به ايجاد ارتباطات انساني.
5. فاصله گرفتن از كتاب و مطالعه و بي رغبتي نسبت به مطالعه و همچنين كمبود خواب و يا تغيير در الگوهاي خواب براي گذراندن زمان بيشتري در شبكه.
6. كاهش تفريحات، بي ميلي نسبت به ورزش و فعاليت هاي بدني.
7. اختلال در چرخه خواب شبانه روزي.
8. غفلت از خانواده و دوستان و بي توجهي به مسئوليت هاي شغلي و تحصيلي.
9. بي رغبتي به امور معنوي و گرايش به انحرافات اخلاقي و اجتماعي
وجود پنج مورد از نشانگان فوق حاكي از نوعي اعتياد به کامپیوتر و اینترنت است.

*** مهم ترين پيامدهاي اعتياد به کامپیوتر و اینترنت عبارتنداز :
اختلال افسردگي، گوشه گيري و انزوا، اختلال در ميزان خواب و زمان آن، خستگي بيش از حد، فشارهاي رواني، از دست دادن فرصت هاي شغلي، اختلال در روابط ميان فردي، اختلاف هاي خانوادگي، مشكلات درسي، افكار پرخاشگرانه و ميل جنسي زودرس.

*** راه كارهايي جهت استفاده صحيح از کامپیوتر و اینترنت برای رفع این نوع وابستگی :
1. برنامه ريزي براي كل ساعات شبانه روزي و تعيين هر كاري در زمان خاص و رعايت آن برنامه
2. تعيين يك وقت محدود و در زمان خاص براي استفاده از کامپیوتر و اینترنت
3. استفاده هدفمند و ضروري از کامپیوتر و اینترنت (کار با نرم افزارهای آموزشی مفید، جستجو برای دریافت اطلاعات علمی و ...)
4. تعيين جريمه براي استفاده هاي ناصحيح و بي رويه و بدون هدف
6. جايگزين كردن برنامه هاي متنوع درسي، ورزشي، تفريحي
7. افزايش روابط اجتماعي و كسب مهارتهاي ارتباطي
8. اجتناب از تنهايي و بيكاري ؛ زيرا تنهايي و بيكاري زمينه وسوسه انگيزي براي استفاده هاي نا به جا از کامپیوتر و اینترنت را فراهم مي كند.
9. اهتمام بيشتر به امور معنوي از قبيل نماز سر وقت، دعا، تلاوت قرآن
10. معنا بخشي به زندگي؛ رعايت راهكار 9 نقش بسيار زيادي در معنا بخشيدن به زندگي دارد.
11. هر روز حداقل بخشي از وقت خودتان را به كتابخواني(مطالعه كتابهاي مذهبي، رمان و ...) و ورزش اختصاص دهيد.[1]

پی نوشت :
1. گروه روانشناسی و مشاوره پرسمان
http://www.moshavereh.porsemani.ir

22/فروردین/95

کنجکاوی جنسی نوجوان


پرسش: والدین با کنجکاوی جنسی نوجوانشان چه کنند؟
مسائل جنسی غالباً فکر نوجوان را مشغول می کند و سوالاتی را در ذهن او ایجاد می کند. رفتارهای جنسی برای نوجوان، والدین و کسانی که به نوعی با نوجوان ارتباط دارند مسائل و مشکلاتی تولید می کند، این مسئله باعث می شود برای حل و کاهش این مشکل به دنبال چاره باشند تا بتوانند تا اندازه ای از ناراحتی های نوجوان کم کنند و راه صحیح را به او نشان دهند.

به گزارش مشاورفا به نقل از جام جم سرا،در سال های کودکی، دوستی های پسران و دختران جنبه شهوانی ندارد. اما با بحران بلوغ کشش جنسی بیدار می شود و نوجوان به موضوعات جنسی حساسیت پیدا می کند. اما از آن جا که عدم اطلاع و ناآشنایی با مسائل جنسی در نوجوانان خطرات زیادی دارد، باید به طریقی نوجوانان را در آستانه بلوغ به تدریج در جریان تغییرات جسمی و اتفاقات درونی قرار داد و همین طور بعد از بلوغ هم آن ها را هدایت و راهنمایی کرد.
بهترین راه برای جلوگیری از انحرافات جنسی و عواقبی که برای نوجوان ممکن است پیش آید، آموزش جنسی و آگاهی دادن در خانواده و محیط های آموزشی است.به نقل از مشاوره خانواده، معمولا طرز تفکر نوجوان درباره مسائل جنسی بستگی به رفتار و واکنش های والدینش در دوران کودکی دارد. نوجوان در اوائل دوران نوجوانی به علت کنجکاوی می خواهد در مورد رشد جسمی بدن خود و اعضای تناسلی و مسائل جنسی اطلاعاتی کسب کند و حتی بفهمد که آیا وضعیت جسمی و جنسی اش طبیعی است یا خیر. اگر اطلاعات لازم در این موارد را والدین در اختیار نوجوان قرار ندهند او مجبور می شود که در مورد مسائل جنسی اطلاعاتش را از همسالان و همکلاسان خود به دست آورد، و چه بسا که این اطلاعات صحیح نباشد. اگر پدر و مادر از همان دوران کودکی رابطه عمیق و دوستانه ای با فرزندان خود برقرار کنند می توانند در دوران نوجوانی به سادگی و راحتی با هم صحبت کنند، و اطلاعات صحیح و درستی نیز درباره مسائل جنسی به آن ها بدهند.
برای آموزش جنسی بهتر است که اموری به کودک آموخته شود که بر اساس سن مورد نیاز و بر اساس موضوع مورد علاقه و تمایل اوست نه آن چیزی که مورد علاقه بزرگسالان است. آموزش جنسی به هیچ وجه نباید به تاخیر افتد بلکه باید اطلاعات و آگاهی کودک و نوجوان ، همزمان با احتیاجات اجتماعی و رشد او پیش برود. به عبارتی شاید بهتر باشد اطلاعات جنسی زمانی به نوجوان یا کودک داده شود که او کنجکاو شده است و دوست دارد در این مورد اطلاعاتی کسب کند. اما پیش از آن والدین حتما باید در این باره کسب اطلاع کرده باشند تا بدون انحراف جنسی در فرزندشان، پاسخگوی سوالات جنسی و آموزش او باشند. آنها باید دغدغه خاطر نوجوان را با برخورد صحیح و منطقی کاهش دهند تا او بتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. نوجوان سعی دارد تا جایی که ممکن است اطلاعات لازم را به دست آورد، والدین نباید با شنیدن یا دیدن چیزهایی از فرزند خود نگران شوند و این عمل او را غیر اخلاقی تلقی کنند. این کشش و هیجانات و علاقه به امور و اطلاعات جنسی طبیعی است و تا مرحله ازدواج و تشکیل خانواده ادامه پیدا می کند.

بسیاری از والدین از صحبت کردن با فرزند خود درباره مسائل جنسی ناراحت می شوند ، و نمی دانند که چگونه این اطلاعات را در اختیار فرزند خود بگذارند. آنها باید موارد زیر را برای نوجوان خود به سادگی تمام توضیح دهند:
** قاعدگی در دخترها
** چگونگی انزال شبانه در پسرها
** استمناء و اثرات مخرب آن
** بیماری های مختلف مربوط به مسائل جنسی
** مسائل اخلاقی پیرامون مسائل جنسی
** انحراف جنسی
** نزدیکی جنسی
** ازدواج
** حاملگی و چگونگی بارداری و زایمان و....

نبودن کانون گرم خانوادگی و کمبود محبت، بی ثباتی و درگیری خانوادگی و بی کفایتی والدین برای راهنمایی فرزندان از عواملی هستند که باعث انحرافات جنسی در نوجوان می شوند. همین طور وجود وسائل و کتاب ها و سی دی های تحریک کننده باعث انحرافات جنسی
در نوجوانان می شود.

سایت گفتگوی دینی

23/فروردین/95

افسردگي1


سؤال: اگر انسان افسرده باشد، نه از نوع خيلى شديد، بلكه از نوعى كه دكترها و روان شناسان تشخيص افسردگى دهند و در اين مدّت نمازش را عمداً ترك كند و روزه هم نگيرد و به خدا بدگمان شود و از رحمت او مأيوس گردد و كشف حجاب كند، در حالى كه عقلش سر جايش است و آگاه و عاقل است، حكمش چيست؟

پاسخ: انسان بايد هميشه به خداوند قادرمهربان اميدوار باشد و آنچه را او دستور داده از نماز، روزه، حجاب، يا ساير وظايف دينى انجام دهد و از رحمت واسعه او مأيوس نباشد، كه نااميدى از گناهان كبيره است و هيچ كس حق ندارد به بهانه افسردگى وظايف شرعى خود را ترك كند; مگر اين كه بر اثر بيمارى افسردگى عقل و هوش خود را از دست بدهد.

پی نوشت :
آيت الله مكارم شيرازي، استفتائات جديد، ج2، س450.


24/فروردین/95

افسردگي2

سؤال: در بعضى مواقع پسران و دختران مجرّد، كه رشيد مى باشند، به اتّفاق هم به حقير مراجعه و اعلام مى نمايند كه چندين بار خانواده پسر به خانواده دختر جهت امر مقدّس ازدواج مراجعه كرده اند، امّا پدر دختر بدون جهت با ازدواج نامبردگان مخالفت مى نمايد، كه اين امر باعث افسردگى روحى دختر و پسر، كه اغلب بالاى سنين 20 سال مى باشند شده و طرفين اصرار شديد جهت اجراى صيغه عقد بدون اذن ولىّ زوجه دارند و اعلام مى كنند كه در عسر و حرج خاصّى به سر مى برند، آيا در اين جا اذن پدر ساقط است؟

پاسخ: اگر شوهرى كه براى دختر پيدا شده شرعاً و عرفاً كفو و مناسب او باشد، پدر حقّ مخالفت ندارد؛ ولى بايد تحقيق كرد كه آيا پدر دليلى براى مخالفت خود دارد يا نه؟
تذكر روان شناختي: براساس تجارب مشاوره اي در مشاوره ، دختر لازم است با خانواده و افراد عاقل و بالغ فاميل مشورت كند و خود را از تجربه آنها بي نصيب نداند ،چون اغفال ها و يا ساده انگاري هاي رمانتيك سبب ناشادي اين پيوندها و جدايي مي شود.

پی نوشت :
آيت الله مكارم شيرازي، استفتائات جديد، ج2، س918.


25/فروردین/95

ايزوگام عاطفي و درز تفاهم:hamdel:


زمستون شده بود. هوا دلش گرفته بود و بهونه گریه داشت. بالاخره نتونست بغضشو تو گلو کنترل کنه و ترکید. در آسمون باز شد و اشکای بارون از گونه های ابر سرازیر می شدن و شُرشر بر صورت زمین و پشت بومها می ریختن. هوا سرد بود. مش قربون تلفنشو برداشت و با پسرش تماس گرفت: سلام پسرم! خوبی بابا، عروس گلم چه طوره؟ پسر با احترام گفت: به مرحمت و دعاي شما، خوبیم بابا جون!
مش قربون گفت مراقب قلبهاتون باشین. لحاف عشق رو خودتون بکشین که قلب هاتون سرما نخورن.
پسر با اشتیاق به سخنان پدر گوش می داد و همسر او هم سرشو به گوشی چسبونده بود تا از شیرینی کلام مش قربون یه چیزی گیرش بیاد.
مش قربون کمی از وضع زندگی اونا پرسید و بعد گفت: بابا! این که بارون منو یاد نکته ای انداخت، اگه بخواین بهتون بگم؟ عروس که حواسش نبود با شوق فریاد زد: بگين باباجون! مش قربون خندید و گفت: چه خوب توام می شنوی شیطون! باشه برا هر دوتاتون میگم:
افراد سالخورده ای چون من که سردی و گرمی روزگارو چشیدن، قبل از این که بارون بباره، سری به پشت بوم می زنن. با جارو كردن خس و خاشاک، مسیر آبو باز می كنن و درزای پشت بومو می بندن، تا نکنه از این درزا آب نفوذ کنه و زندگیو خیس کنه. ما هم باید مراقب باشیم. باید قبل از این که هوای زندگی پاییزی و زمستونی بشه حواسمونو جمع کنیم که مبادا از درزای عاطفی، آب مهر غریبه ای وارد دل یکی از همسرا بشه. خس و خاشاکای مسیر عشق تونو، صبح به صبح، جارو کنین، آشغالای ناسازگاریو شب به شب بریزين توکیسه ي سازش و درزای تفاهمو با قیر بخشش و گذشت پرکنین. نذارین قطرات کدورت به تدریج از این سوراخای اختلاف وارد خونه قلبتون بشن، وگرنه زندگیتونو ویرون می کنن.
هنوز عروس و داماد جوان با اشتیاق به حرفای پدر گوش می دادن که پدر گفت: پر حرفی کردم بچه ها! کاری ندارین و خدا حافظی کرد.
پدر رفت، اما حرفاش در قاب لحظه های زندگی این دو جوان خوش نشست.[1]

«

از محبت خار ها گل می شود»
همان گونه که اگر سقف درز داشته باشد قطرات باران به تدریج از آن به داخل ساختمان رسوخ پیدا می کند و باعث خرابی خانه و وسایل زندگی می شود، شکاف اختلافات بین زن و شوهر خطرناک است. تجربه نشان می دهد که اگر این شکاف ها زود با قیر «
گذشت»، «مدارا»، « مذاکره» و «مشاوره» پر نشود، نم نم، مهر غریبه از همین درزها وارد قلب همسر می شود و زندگی ویران می شود، اما این درز اختلاف در خانم ها به دلیل احساسی بودن و نوسان بیشتر هیجان در آنها زودتر و عمیق تر ایجاد می شود. برای خواندن و شنیدن داستان مش قربون در این رابطه به این آدرس رجوع کنید:
شعار این هشدار

تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (مائده2)
در نيكوكارى و پرهيزگارى(خودنگهداری) با يكديگر همكارى كنيد و در گناه و تعدى دستيار هم نشويد و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت ‏كيفر است[1]

26/فروردین/95

40 تکنیک برتر ایجاد انگیزه در دانش آموز

انگیزه به دو نوع درونی و بیرونی قابل تقسیم است.
از
انگیزه بیرونی می توان به تقویت کننده هایی چون پول، تایید، محبت، احترام، نمره. و از تقویت کننده های درونی می توان به رضایت خاطر و احساس خوب از یادگیری اشاره کرد. آنچه که بیشتر موجب رفتار خود جوش می شود، انگیزه درونی است. هدف عمده فعالیت های پرورشی معلم یا مربی این است که دانش آموز به تدریج از انگیزه های بیرونی به سمت انگیزه های درونی هدایت شود. تفاوت اساسی افراد دارای انگیزه درونی با افراد دارای انگیزه بیرونی این است که افراد با انگیزه درونی احساس کفایت بیشتری در خود دارند و کمتر به دیگران اجازه می­ دهند که محرک رفتارشان شوند. این گروه از دانش آموزان، خود تعیین کننده رفتارها هستند و به خاطر کفایتی که در خود احساس می کنند، باور دارند که می توانند با رفتارشان بر محیط خود تأثیر بگذارند.
این گروه از دانش آموزان با انگیزه درون گرا، تصورشان این است که موفقیت و عدم موفقیت در تحصیل به خاطر نحوه رفتار صحیح یا غلط خودشان است. اما برخلاف آنها،
دانش آموزان با انگیزه برون گرا، احساس بی کفایتی یا کفایت کم داشته و همواره تصور می کنند که موفقیت آن ها تحت تأثیر عوامل محیطی نظیر معلم و سوالات سخت است. این گروه از دانش آموزان حتی اگر درس بخوانند، باز هم موفقیت چندانی نخواهند داشت. چرا که اندک تلاش آنها به خاطر همان انگیزه بیرونی، همچون فرار از تنبیه یا کسب خواسته معلم است. اینان در صورت کسب موفقیت اندک هم آن را به شانس و تصادف نسبت می دهند و نه به تلاش و استعداد خود.
این دانش آموزان حتی اگر نیم ­نگاهی به موفقیت داشته باشند، آنقدر آن را صعب الوصول می دانند که دست به عمل نمی ­زنند، در نتیجه هرگز طعم موفقیت را نخواهند چشید.
در حقیقت گام اول در برخورد با این افراد چشاندن طعم موفقیت به آنها و در هم شکستن تصور منفی آنها در مورد دستیابی به موفقیت است. در این صورت است که «موفقیت»، «موفقیت» می آورد.
از آنجایی که انسان آمادگی دارد تا فعالیت ها و تصوراتش را تعمیم دهد، موفقیت در یک درس منجر به موفقیت در دروس دیگر می ­شود و این موضوع در مورد دروس اصلی هر رشته مهم­تر است.
در واقع، ضعف درسی در این دروس منجر به بی علاقگی به تحصیل و گاهی حتی ترک تحصیل می شود و البته عکس آن هم صادق است. به همین علت به معلمان دروس اصلی هر رشته توصیه می­ شود، شرایط آموزشی و امتحانی را مطلوب نمایند و با ارزشیابی های مناسب فضای کلاس را لذت بخش کنند.

به طور کلی به منظور افزایش انگیزه دانش آموزان و سوق دادن آنها به سمت درونی شدن انگیزه ها راهکارهای زیر توصیه می شود:
1- سعی کنیم اولویت تجربه های دانش آموزان برای آنها جالب باشد، احساس موفقیت اولیه، اعتماد به نفس آنها را افزایش می­ دهد. این موضوع در مسابقات ورزشی نیز مشهود است.
2- برای موفقیت دانش آموزان پاداش در نظر بگیریم. منتظر نباشیم تا افت تحصیلی اتفاق افتد و سپس موفقیت را تحسین کنیم.
3- با احترام گذاشتن به تفاوت های فردی دانش آموزان، هرگز آنها را با یکدیگر مقایسه نکنیم.
4- دانش آموزان را در کلاس کمتر درگیر مسائل عاطفی منفی نمائیم و نسبت به حساسیت­ های عاطفی آنان آشنا و در کاهش آن کوشا باشیم. سخت گیری و انضباط شدید، تبعیض، بیان قضاوت­های منفی و خبرهای ناخوشایند از جمله عواملی است که موجب درگیری ذهنی و کاهش علاقه به یادگیری می­ شود.
5- بلافاصله پس از آزمون یا پرسش کلاسی، دانش آموزان را از نتیجه کار آگاه کنید.
6- برای اینکه دانش آموز بداند، در طول تدریس به دنبال آموختن چه چیزی باشد، بیان اهداف آموزشی مورد انتظار از او را در ابتدای درس فراموش نکنیم.
7- چگونگی یادگیری و نحوه انجام کار برای دانش آموز مشخص شود.
8- به منظور افزایش حس کفایت در دانش آموز از او بخواهیم مطالب یاد گرفته شده را به دوستان یا کلاس آموزش دهد.
9- در مورد مشکلات درسی دانش آموز و ریشه یابی آن، با او تبادل نظر و گفت وگو کنیم.
10- تشویق کلامی در کلاس، به صورت انفرادی بسیار حائز اهمیت است.

ادامه دارد...


11- مطالب درسی را به ترتیب از ساده به دشوار مطرح کنیم.
12- از بروز رقابت ناسالم در بین دانش آموزان پیشگیری شود.
13- در فرایند آموزش متکلم وحده نباشیم و یادگیرندگان را در یادگیری مشارکت دهیم.
14- علاقه به دانش آموزان و تعلق خاطر و اهمیت دادن به یکایک آنها، سطح انگیزه ها را افزایش می دهد.
15- آموزش را با «تهدید» پیش نبریم.
16- برای دانش آموزان با انگیزه، خوراک علمی کافی داشته باشیم.
17- با محول کردن مسئولیت به دانش ­آموزان کم ­توجه، آنان را به رفتارهای مثبت هدایت و علل کم توجهی در آنها را بررسی کنید.
18- شیوه های تدریس را از سنتی به شیوه های روز تغییر داده و با استفاده از تکنولوژی آموزشی، حواس پنجگانه دانش آموزان را به کار گیریم.
19- میان درس کلاس و مسائل زندگی که به وسیله همان درس قابل حل است. ارتباط برقرار کنیم.
20- تدریس را با طرح مطالب و پرسش های جالب توجه آغاز کرده و با تحریک حس کنجکاوی، دانش آموزان را برانگیخته تر سازیم.
21- به وضعیت جسمانی دانش آموزان توجه کرده و علل جسمی بی توجهی و کاهش انگیزه آنان را بیابیم.
22- محیط کلاس را با طراحی زیبا و مناسب، جذاب سازیم تا مانع بروز کسالت روحی شویم.
23- با فرهنگ و تاریخچه زندگی افراد مدرسه یا محل ه­ایی که در آن تدریس می کنیم، آشنا شده و در طول تدریس از مثال های آشنا استفاده کنیم.
24- به منظور اطلاع از نتیجه فعالیت درسی دانش ­آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تکالیف آنان را بلافاصله در جلسه بعدی ملاحظه و با رفع اشکالات، جنبه های مثبت را تشویق کنید.
25- در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل کنیم.
26- زمان یادگیری باید در حد توان دانش­ آموز باشد. برای تجدید قوا و انگیزه در میان کلاس از وقت تفریح و استراحت غافل نشویم.
27- دانش آموز را از میزان پیشرفت خود آگاه سازیم تا بداند برای رسیدن به هدف چه گامهای دیگری بردارد.
28- به لحاظ اخلاقی و ایجاد انگیزه، همیشه خوش اخلاق و خوش رو باشیم.
29- به منظور افزایش حس کفایت و مشارکت در ارائه دروس از نظرات دانش آموزان استفاده کنیم.
30- مطمئن باشیم که توجه دانش آموزان برای شروع تدریس آماده است.
31- تمام مطالب دشوار را یکجا و در یک جلسه آموزش ندهیم.
32- به خاطر داشته باشیم، توجه افراطی به دانش آموزان (قوی یا ضعیف) موجب متشنج شدن فضای کلاس می شود.
33- دانش آموزان را به گروه های «خوب»، «بد» و «ضعیف» تقسیم بندی نکنیم.
34- از ورود به موضوعات حاشیه ای که منجر به انحراف توجه کلاس می شود، بپرهیزیم.
35- با ایجاد جلسات بحث و تحلیل به دانش آموزان فرصت تفکر و اظهار نظر بدهیم.
36- هرگز دانش آموزان را مجبور به انجام فعالیت های تحقیرکننده نظیر «جریمه» نکنیم.
37- به افراد درون گرا، کمرو، مضطرب که تمایلی به ابراز وجود ندارند، توجه کرده و با تقویت رفتارهای مثبت، آنها را به مشارکت در بحث های کلاسی و کارهای گروهی تشویق کنیم.
38- در روش های تدریس، کنفرانس و سمینار را مد نظر قرار دهیم.
39- تأکید بر نمره، اضطراب دانش آموزان را افزایش می دهد و مانع از توجه کامل به موضوع درس می­ شود. این دانش­ آموزان با وجود تلاش زیاد از نمرات پایینی برخوردارند و به تدریج رابطه میان تلاش و نتیجه را نادیده می گیرند که در نهایت منجر به از دست رفتن انگیزه خواهد شد.
40- گاهی از تجربه های دوران تحصیل و شکست ها و موفقیت های خود برای دانش آموزان صحبت کنید.

نقش انگیزش در یادگیری
در چهارچوب کلاس درس، انگیزش به خصوصیات رفتاری نظیر علاقه، هشیاری، توجه، تمرکز و پشتکار اطلاق می شود. این جنبه های انگیزشی جنبه هایی هستند که معلم مستقیماً در کلاس با آنها سروکار دارد.
اگر دانش آموزی به درس توجه نکند، به گفته ها و راهنمایی های معلم وقعی ننهد و تکالیف خود را انجام ندهد، بالطبع یاد دادن مطلب به او بسیار دشوار خواهد بود.
هم چنین مربیان آموزشی با خصوصیات انگیزشی دراز مدت نیز سروکار دارند. برای مثال، معلم دبستان، نه تنها می خواهد که کودکان به درس کلاس توجه کنند، بلکه مایل است به آنان بیاموزد که در زندگی اینده خود نیز از خواندن لذت ببرد، همچنین معلم تاریخ نه تنها علاقمند است که شاگردان درس های او را بیاموزند، بلکه امیدوار است که این شاگردان در آینده نیز رویدادهای اجتماعی و تاریخی را دنبال کنند.

پی نوشت :
پیام زن - آذر 1388- شماره 213.
http://www.salamatomehr.com

27/فروردین/95

استفاده از اينترنت


استفاده از اينترنت ممکن است منجر به مشکلاتي شود؛ مشکلاتي چون استفادة بيش از اندازه، دستيابي به اطلاعات نامناسب براي نوجوانان و يا دادن اطلاعات خصوصي که مي تواند براي خود نوجوان و يا خانواده اش مشکل آفرين باشد؛ ارتباطات نامناسب با افرادي از فرهنگ هاي ديگر يا افرادي که مشکلات عاطفي دارند و يا افراد مسن تر که معمولاً در اينترنت رايج است.
دومين گروه مشکلات اساساً از عدم نظارت والدين ناشي مي شود. اينترنت داراي اطلاعاتي است که براي دانش آموزان مي تواند بسيار مفيد باشد؛ اما همين رسانه اطلاعاتي را نيز در اختيار نوجوانان قرار مي دهد که ممکن است برايشان مضر باشد. نوجوانان روش هاي خشونت آميزي را از اينترنت ياد مي گيرند و يا ممکن است به تصاوير نامناسبي دست پيدا کنند. در اينترنت واقعيت و دروغ هر دو وجود دارد. گاهي نوجوانان اطلاعات نادرستي به دست مي آورند و آنها را در تکاليف مدرسه خود استفاده مي کنند و يا در اختيار دوستانشان قرار مي دهند. از طريق اين رسانه مي توان خريد و فروش کرد، گاهي نوجوانان از کارت اعتباري والدينشان براي اين کار استفاده مي کنند و يا از اين طريق شرط بندي مي کنند، همچنين ممکن است نوجوانان با اطلاعات شخصي خودشان يا والدينشان (از قبيل نشاني، شماره تلفن و شمارة کارت اعتباري) کارهاي قانوني يا غيرقانوني انجام دهند که موجب مشکلاتي خواهد شد.
مشکل اصلي اينترنت تنها مسائل اخلاقي يا خشونت نيست، بلکه نوجوانان از اين طريق با افراد مختلفي آشنا مي شوند که اگر نظارتي بر اين کار وجود نداشته باشد ممکن است طعمة اين افراد شوند. گاهي نوجوانان با افرادي از طريق اينترنت آشنا شده اند که 10 يا 15 سال مسن تر از خودشان بوده اند و با آنها در ارتباط قرار گرفته اند. در مواردي نيز نوجوانان با افرادي آشنا مي شوند و يا به اطلاعاتي دست مي يابند که با ارزش ها، گرايش ها و معيارهاي برخي خانواده ها مغايرند.

راه حل

راه حل اين مشکل تنها نظارت صحيح والدين است. برخي از نوجوانان نيازمند نظارت بيشتر و دقيق تري نسبت به ديگران هستند؛ مثلاً ممکن است به دخترتان بگوييد: «دير به خانه نيا!» و او زمان مناسبي به خانه برگردد. شما همان جمله را به پسرتان مي گوييد و او بعد از چند روز به خانه باز مي گردد و مدعي است که دير برنگشته است. اگر به فرزند مسئوليت پذير خود بگوييد: «وقتي من در خانه نيستم رايانه را روشن نکن.» او به حرف شما گوش مي کند؛ اما فرزند ديگرتان به محض آنکه خانه را ترک مي کنيد رايانه را روشن مي کند. بعضي افراد معتقدند که بعضي از بچه ها قابل اعتماد و مسئوليت پذيرند و برخي اين طور نيستند. به راحتي مي توانيد بر کارهاي فرزندان مسئوليت پذير خود نظارت کنيد. آنها به حرف شما گوش مي کنند؛ با شما همکاري مي کنند و از حرفتان پيروي مي کنند. نوجوانان لجوج يا سرسخت، متقلب و يا بي مسئوليت را مشکل تر مي توان زير نظر داشت. بيشتر بحث هاي زير دربارة افراد دستة دوم است.

نظارت برفرد بي مسئوليت
معمولاً نظارت بر کارهاي فرد بي مسئوليت مشکل است. چنين نوجواني در جنبه هاي مختلف زندگي از قبيل تمام کردن تکاليف و تميز کردن اتاق خود احساس مسئوليت نمي کند. والدين هم اگر از چنين فردي بخواهند که صحبت تلفني اش را در يک زمان خاص تمام کند؛ کارهاي روزمره اش را انجام دهد و يا به موقع به خانه بيايد، توجهي به حرف ايشان نمي کند. در چنين مواردي والدين ابتدا بايد تا حد ممکن او را در زمينه هاي ديگر مسئوليت پذير بار بياورند و سپس در زمينة رايانه و اينترنت او را به يک فرد قابل اعتماد تبديل کنند.

توصيه هاي ديگر
1ـ رايانه را در قسمتي ازخانه قرار دهيد که معمولاً بزرگ ترها در آن قسمت حضور دارند و يا قسمتي که رفت و آمد زيادي در آن وجود دارد. بدين ترتيب بهتر مي توانيد بر ارتباط بچه ها با اينترنت نظارت کنيد. اجازه ندهيد از رايانه در يک اتاق خصوصي استفاد شود.
2ـ اگر فرزندتان احتياج به اطلاعات اينترنت براي تکاليف مدرسه اش دارد، مي تواند منتظر بماند تا شما همراه او باشيد و او را در اين زمينه کمک کنيد و وقتي وارد سايت هاي مورد نياز خود مي شود در کنار او باشيد. در اين باره نرم افزارهاي فيلتر[1] مفيد است. اين نرم افزارها بدون مشکل نيست؛ اما به اين وسيلة شخصي نمي تواند وارد بعضي از سايت هاي نامناسب شود. بعضي از مؤسسات خدمات اينترنت نرم افزارهاي فيلتر خاص خود را ارائه مي کنند. اين نرم افزارها اطلاعات و سايت هاي نامناسب را حذف مي کنند. افرادي که با رايانه آشنايي کافي دارند، مي توانند اطلاعات يا برنامه هايي در اختيار شما بگذارند که دستيابي به سايت هاي خاصي را محدود مي کند و يا مي توانيد بفهميد در طول روز چه کارهايي با رايانه انجام گرفته است.
3ـ بايد دستور العمل هايي براي نوجوانان تعيين کنيد؛ مثلاً: با غريبه ها صحبت نکن؛ اطلاعات شخصي به کسي نده؛ از اسم واقعي ات استفاده نکن؛ بدون اجازه چيزي سفارش نده و عکس هايت را براي کسي نفرست. بايد نتايج و پيامدهاي خاصي براي گوش کردن به حرف هايتان يا بي توجهي به آنها تعيين کنيد و در کنار آن قوانين و محدوديت هايي را وضع کنيد.
4ـ نوجوانان در خارج از خانه نيز دسترسي به اينترنت دارند. در مدارس و کتابخانه ها نيز مي توان از روش هايي براي جلوگيري از دستيابي دانش آموزان به اطلاعات نامناسب استفاده کرد. اجازه ندهيد فرزندتان شب در خانة دوستش بماند يا تعطيلات آخر هفته را با خانوادة ديگري بگذراند؛ مگر اينکه والدين آن خانوداه را بشناسيد. اگر فرزندتان با دوستي در ارتباط است که وي دسترسي به اينترنت دارد، باز هم همين نکته ها را رعايت کنيد.
5ـ اينترنت خطرات زيادي در بر دارد؛ اما دور نگه داشتن نوجوانان و جوانان از آن کار مشکلي است. شما بايد با فرزندتان ارتباط برقرار کنيد و وارد زندگي او شويد تا با علايق، گرايش ها و دوستان او آشنا شويد.
6ـ دربارة استفاده يا سوء استفاده از اينترنت بايد قوانين و نتايج کاملاً مشخصي وضع کنيد: بايد سعي کنيد حس مسئوليت پذيري و اعتماد را در تمام جنبه هاي زندگي نوجوانتان بالا ببريد.
7ـ نظارت بر کارهاي نوجوانان کاملاً ضروري است؛ اما ميزان اين نظارت بستگي به شخصيت نوجوان دارد. براي برخي از آنان تنها کافي است توضيح دهيم چه کاري را انجام دهند و چه کاري را انجام ندهند؛ اما در بعضي موارد ديگر شايد لازم باشد صفحه کليد رايانه را با خودتان به محل کارتان ببريد تا نظارت کافي داشته باشيد.
8ـ با يک نظارت صحيح مي توانيد از اينترنت به عنوان پاداش و يا مشوّقي براي انجام کاري استفاده کنيد؛ یا اينکه فرزندتان را ترغيب يا کمک کنيد رفتارش را متعادل کند.[1]

نرم افزار فيلترينگ خانوادگي
اين نرم افزارها در صورت نصب بر روي رايانه، اين امکان را به شما مي دهد که مطالب يا تصاوير نامناسب، هوشمندانه (از پيش تعريف شده) و يا به انتخاب شما بر روي صفحة مانيتور به نمايش در نيايند. اين برنامه نسبت به متن و تصوير حساس است. صفحه اي که کلمه اي در آن وجود داشته باشد که در ليست سياه برنامه نيز هست، مانيتور آن را نشان نمي دهد و پيام خطر داده مي شود اين برنامه ها فهرستي سياه دارد که از پيش تعريف شده است و مي توان به آن افزود. نحوة برخورد با وضعيت خطر را هم مي توان از پيش معين کرد. مثلاً دفعة اول پيام خطر بدهد و سه ثانيه صبر کند. اگر صفحه را در اين بين کاربر نبست، تصوير آن را بگيرد و ذخيره کند و سه ثانية ديگر هم صبر کند. سپس در صورت بسته نشدن صفحه، آن را خود برنامه مي بندد. اين برنامه قدرت کنترل ميزان زمان دسترسي به اينترنت را نيز دارد؛ يعني مي توان معين کرد که چه ساعت هايي رايانه مجاز است به اينترنت متصل شود و همچنين سيستم درکل روز جمعاً چه ميزان مي تواند به اينترنت متصل باشد. نسخة فارسي اين نرم افزارها در ايران وجود دارد که از آن جمله مي توان به نرم افزار «پاک» محصول شرکت ابن سينا اشاره کرد.

پی نوشت :
1. فونتنل، دن، کليدهاي رفتار با نوجوانان، ترجمه مسعود حاجي زاده ـ اکرم قيطاس، تهران: کتابهاي دانه، 1381، صص 182-176.


28/فروردین/95

انتخاب عاقلانه، زندگی عاشقانه

این جمله رو به خاطر بسپرید: اساسا کار عقل، «هدایت دل» است تا نقطه عاشق شدن. بعد از آن عقل در معیت دل قرار می گیرد و این دل است که بعد از رسیدن، رهبری می کند. مراقب دلتان باشید و آن را بی حساب به کسی ندهیدکه اگر شایسته نباشد عقلتان را هم می گیرد. سن شما همون سنی است که ایجاب می کند که عقل، دل رو تا نقطه ناب عاشق شدن هدایت کنه.گاهی اوقات یك پسر یا یك دختری میاد میگه من عاشق شدم .بعد قیافشو که نگاه می کنی می بینی سراسر پکر و افسردگيه. اولین علامت عشق اینه که خبری از افسردگی و اضطراب و عصبانیت نیست؛ عشق منبع انرژیه... [1]

تذكر: اگر در عاشقي حال و روزتان خراب است افسردگي داريد، بي قراري و بي خوابي داريد از روان پزشك كمك بگيريد.

پی نوشت :
سايت گفتگوي ديني (اسك دين)


29/فروردین/95

اختاپوس وسواس


وسواس یکی از بیماری های روان شناختی شایع است که دلایل مختلفی سبب بروز آن می شود. این بیماری، علاوه بر آنکه آسیب های روحی فراوانی را از خود به جا می گذارد، در مسیر بندگی نیز افراد مبتلا را با سرعت گیرهای دشواری روبرو می کند. غلبه بر این مشکل، در صورتی که پیشرفت زیادی کرده باشد و شدت و زمان ابتلای به آن زیاد باشد، بدون کمک گرفتن از مشاوران حاذق، ممکن نیست. ولی در برخی از افراد، وسواس ناشی از ندانستن و کج فکری است. در سخنی با این عزیزان، نکته هایی را یادآور می شویم.
1. از کاه وسوسه تا کوه وسواس: وسوسه مانند بهمن است؛ همان گونه که بهمن از یک گوله برف شروع می شود و به توده بزرگ تبدیل می شود، وسوسه نیز از کاه شروع و به کوه تبدیل می شود. وسوسه مانند بوته های تیغ بیابانی است؛ وقتی تازه رشد کرده باشد با اندکی کشیدن از ریشه در می آید ولی اگر زمانی از رشدش بگذرد، کندن آن کار حضرت فیل است؛ به همین دلیل در احکام وسواس، به بی اعتنایی به آن سفارش جدی شده ایم.

2. ارتباط مؤثر: وظیفه داریم با ظرافت و امر به معروف درست، دیگران را از وسواس منع کنیم. مسخره کردن، تذکر در جمع، خندیدن و گوشه کنایه زدن، نسبت دادن آنها به شیطان و گناه کار بودن و رفتارهایی از این دست، وسواس را تشدید می کند.

3. جوشکاری انسانی: افراد وسواسی به دلیل اضطراب زیاد، تمایل به گوشه گیری دارند. با ظرفت آنها را به جمع بکشانیم.

4. شعله ای اضطراب: در آتش سوزی باید منابع اشتعال زا را از آتش دور کنیم تا مهار شود. در وسواس هم باید از هر چه که سبب اضطراب می شود، فاصله بگیریم تا شعله های وسواس کاهش یابد.

5. حقیقت بندگی: عبادت چیزی است که خدا خواسته نه چیزی که میل ما می طلبد. مراقب باشیم شیطانی به نام عبادت، کلاه گل و گشادی سرمان نگذارد که تا روی ناف مان بیاید!

6. پیشگیری: لازم است کارشناسان دین احکام را طوری بیان کنند و بنویسند که ایجاد وسواس نکند. حتماً اعلام کنند که احکام وسواسی جداگانه است. مراقب باشند با توجه به سابقه فرد، نگرش او، سخن اطرافیان و... رفتار و سؤالات وسواس گونه را از زهد و تقوا جدا کنند و با تشویق نابجا سبب تشدید وسواس نشوند.

7. احکام وسواسی ها: همان گونه که مسافر، مریض و معلول احکام خاصی دارند، فرد وسواسی هم احکام خاص خود را دارد. زمانی که توان فرد در تمام کردن کار به دلیل وسواس بودن کم شده، از تکلیف او هم کاسته می شود.

ادامه دارد...

8. عینک عرف:همان طور که نابینا برای مصون ماندن از خطر از افراد بینا کمک می گیرد، افراد وسواسی که به دلیل بیماری، بینش شان کج و معوج می بیند و توهم را واقع می پندارند، براساس دستور دین و عقل باید از عینک عرف مردم و حامیان اطراف خود کمک بگیرید.

9. بی خیال درمانی: افراد وسواسی نگران آخرت خود نباشند. مراجع فرمودنده اند: شما به وسواس تان بی خیال باشید، قیامت تان گردن ما. وسواسی بودن به معنی پلید بودن نیست. عیب وقتی است که ما دست روی دست بگذاریم و سیل وسوسه بیاید و خانه مان را ویران کند. برخی از بزرگان هم گرفتار وسواس شده بودند که با راهنمایی دستورات دین و سماجت با وسواس کشتی گرفتند و پیروز شدند.

10. روان درمانی و دارو درمانی: کمک از روان پزشک (دارو درمانی) و روان شناس بالینی (روان درمانی) در درمان وسواس لازم است. بزرگان دین و اخلاق توصیه می کنند با دقت و تلاش، اجازه ندهید وسواس ریشه دار شود و در این مبارزه اهمال کاری نکنید، ولی اگر به هر دلیلی وسواس شدید شد، باید هم از روان پزشک و هم روان شناس بالینی کمک بگیرید.[1] ضرب المثل «با توکل بر خدا زانوی اشتر ببند»، ریشة روایی و همخوانی معنایی با باورهای دینی دارد. از سویی دیگر، خود خدا گفته از اسباب طبیعی و متخصص کمک بگیریم و به همین دلیل امام حسن(ع) و حسین(ع) برای امام علی(ع) قبل از شهادت شان پزشک آوردند. امام صادق(ع) می فرماید: یکی از پیامبران بیمار شد؛ پس گفت: خود را درمان نمی کنم تا هم او که بیمارم کرده است، شفایم دهد. خداوند تعالی به او وحی کرد: تا خود را درمان نکنی، شفایت ندهم؛ زیرا شفا دادن از من است.[2]جابربن عبدالله انصاری می گوید: همراه پیامبر خدا(ص) بودم. حضرت از بیمارى عیادت کرد و به او فرمود: «آیا برایت طبیبى فرا نخوانیم؟». بیمار گفت: آیا تو، اى پیامبر خدا، به این کار فرمان مى ‏دهى؟! پیامبر فرمود: «آرى، خداوند، هیچ دردى فرو نفرستاده، مگر اینکه درمانى نیز برایش فرو فرستاده است».

11. دامن زدن به مشکل: اگر فردی که متخصص نیست، با آیه یأس خواندن، مانع دارو درمانی فرد وسواسی شود و پا توی کفش متخصص کند و ادعا کند که دارو درمانی برایت مفید نیست، ضامن ضررهای بیمار است و گناهکار.

12. کفه سنگین سود: متخصص هم می داند داروهای وسواس، مانند هر داروی دیگر، عوارضی دارند، ولی قطعاً مجموعه عوارض داروها، خیلی کمتر از عوارض خود بیماری است؛ بنابراین باز هم صرفه با دارو درمانی است نه توقف و گیر کردن در دام اختاپوس وسواس.

13. کار درمانی: بی کاری، مهم ترین عامل رشد خیالات واهی و وسواسی است. همان گونه که اگر در باغچه چیزی نکاریم، پر از علف هرز می شود، اگر ذهن مان را با ارتباط کلامی مثبت با خدا(قرآن، ذکر و دعا)، با ائمه( توسل، خواندن زیارت نامه و..) با دیگران مشغول نکنیم، درگیر کارهای خلاقانه نشویم و آن را راکد بگذاریم، محل رشد فکرهای تکراری می شوند. در یک ظرف جای یک چیز است؛ پس اجازه ندهید ظرف ذهن تان با افکار خودآیند وسواسی پر شود. [3]

مطالعه كتاب بي خيال درماني : اينجا
http://www.askdin.com/thread40376.html

30/فروردین/95

ایام ماهانه

«موی شکافی به عیب دیگران
چو به عیب خود رسی کوری از آن »(1)


یکی از اصول حاکم بر رشد که در روان شناسی رشد مورد بحث واقع می شود این است که رشد، ابعاد روانی، زیستی، اجتماعی و معنوی دارد و این ابعاد با هم در تعامل هستند، بر هم اثر می گذارند و از هم اثر می پذیرند. در ایام ماهانه خانم ها از نظر زیستی دچار قاعدگی و مشکلات مربوط به آن می شوند؛ این امر اگر با درد هم همراه باشد به شکل عجیبی بر روان خانم ها اثر می گذارد. اگر جوان یا مردی این مسأله را متوجه نباشد، ممکن است رعایت حال مادر، خواهر و یا همسر خود را نکند و از سویی هم نتواند برای کم ظرفیتی ها و زود رنجی های آنها دلیلی پیدا کند و زود ارتباط به مشاجره ختم شود. دانستن این امر به آنها کمک زیادی می کند تا در این ایام توجه عاطفی و تغذیه ای بیشتری نسبت به آنها داشته باشند( دانایی، توانایی می آورد).
در روابط زناشویی، خانم ها بهتر است ارضاء همسر را به شیوه های شرعی و سالم و بی ضرر برای خود، مدیریت کنند. برخی از همسران توقع ارضاء ناسالم که از جهت بهداشتی و روانی آسیب زا است دارند. اگر خانم در این جا قاطعانه به ویژه اول زندگی نه نگوید وارد مسیر انحرافی ای می شوند که برگشت سخت خواهد، بود.[2]

پی نوشت :
1- مثنوی معنوی، مولوی، نرم افزار در ج3
2- نرم افزار اندرويد و رايانه نيش ها و نوش ها، انجمن گفتگوي ديني

31/فروردین/95

ازدواج با دختر با سن بالاتر


جهان سر به سر حکمت و عبرت است
چرا بهره ی ما همه غفلت است(1)


برخي از جوانان وقتي فيل شان ياد هندوستان می کند و مي خواهند ازدواج كنند، ديگر برای شان مهم نيست كه همسرشان سنش زيادتر از او باشد. اما همين كه وارد زندگي شدند احساس روان شناختي بدی دارند. ازدواج با دختری كه سنش بیشتر از پسر باشد در فرهنگ ما که اغلب زنان شان کم سن تر یا حداقل مساوی هم هستند همانند شناکردن بر خلاف جهت آب است؛ بنابراين بعد از ازدواج، مرد، آگاهانه یا ناآگانه شروع به بهانه گيري مي كند. و گاهي هم مادر داماد و يا خواهرش هم آتش بيار معركه مي شوند. در این موراد حتماً از مشاوره ازدواج کمک بگیرید؛ چون اگر تناسب های شخصيتي، اخلاقي، و ديني و...شما بالا نباشد دوام نخواهيد آورد.بنابراين خوب چشمانتان را باز كنيد تا دختري را به خانه به اصطلاح بخت نياوريد و بدبختش نكنيد.

هديه معنوي
وَ مِنْ آيَاتِهِأَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا
و َجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (روم21)
و از نشانه های قدرت اوست که برايتان از جنس خودتان همسرانی آفريد تا به ايشان آرامش يابيد ، و ميان شما دوستی و مهربانی نهاد در اين عبرتهايی است برای مردمی که تفکر می کنند [2]

پی نوشت :
1. فردوسی، نرم افزار درج3
2. نرم افزار اندرويد و رايانه نيش ها و نوش ها، انجمن گفتگوي ديني


1/اردیبهشت/95

پل زندگی


سال های سال بود كه دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود با هم زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد. كار به جایی رسید كه از هم جدا شدند. دست بر قضا یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید.
نجـار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمک تان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده است .
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم. نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار.
برادر بزرگ تر به نجار گفت: من برای خرید به شهر می روم، آیا وسیله ای نیاز داری تا برایت بخرم؟ نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چیزی لازم ندارم !
هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود !!!کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟
در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست. وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است...
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم....

پی نوشت :
سایت علمی نخبگان جوان


2/اردیبهشت/95

تنظيم باد


با افراد مغرور بايد از راهي رو به ‏رو شويد که با شما در نيفتند. يکي از آنها راه شاگردي است. از موضع برتر بخواهيد آنها را ارشاد کنيد، نمي توانيد. محصلى بود زيرك و متحرك و بى‏ آرام. درسش را تمام كرده بود و مى‏ خواست برگردد و بار مسئوليتش را به مقصد برساند، كه تشنه‏ ها و محتاج‏ ها و نيازمندها را ديده بود و نمى‏ توانست در حجره بنشيند و يا در غرفه ‏اى خود را محبوس كند. بارش را بست و براى خداحافظى پيش استادش رفت. استاد اجازه ‏اش نداد و گفت: باش. درست است كه «حرف‏ ها» را مى‏ دانى، اما هنوز «روش ‏ها» را نياموخته ‏اى، اما او گوشش بدهكار نبود و آتش مسئوليت او را آرام نمى ‏گذاشت. پياده به راه افتاد.
در سر راه به روستايى رسيد. در روستا، ملّايى بود زيرك و كاركشته و مريد باز. او در مسجد خانه گرفت كه مسجد براى آواره‏ ها پناهگاه خوبى بود. براى نماز در مسجد جمع شدند و نماز شام را گزاردند. او مى ‏ديد كه ملّا نمازش را غلط مى‏ خواند. خوب دقت كرد، ديد اصلًا هيچ نمى‏ داند، نه وقف را، نه وصل و قطع را، نه ادغام حروف يرملون را. اصلًا از علم تجويد و قرائت بويى نبرده. سرش سوت كشيد. بعد از نماز ديد كه ملّا بر منبر نشست و به وعظ و خطابه مشغول شد؛ آن هم چه وعظى؛ چه خطابه ‏اى! ديگر طاقت نياورد و دادش درآمد:
بيا پايين! اين چه وضعيه؟! مگر مجبورى كه بى ‏سواد، مردم را ضايع كنى؟ بيا پايين! غوغايى به پا شد؛ مردم منتظر آخر صحنه بودند.
ملّاى زيرك در ميان آن همه غوغا و فرياد، آرام آرام سرش را تكان داد و با خود گفت: صَدَقَ رسول اللَّه! صدق رسول اللَّه. در برابر اين فيلم، حتى طلبه‏ مسئول كه طاقتش را باخته بود، مسحور شد كه اين ديگر يعنى چه؟ صدق رسول اللَّه چيست؟
هنگامى كه همه تشنه شدند و ساكت شدند، ملّا توضيح داد:
ديروز از اين ده و مردم خسته شده بودم، مى ‏خواستم بگذارم و بروم، اما با خودم فكر مى‏ كردم كه آيا صحيح است؟ آرام آرام از فضاى ده بيرون رفتم و بالاى آن كوه رسيدم و آن جا نشستم . با خستگى ‏ها خوابم برد. در خواب ديدم مردى بزرگ، جليل ‏القدر سوار بر اسبى سفيد از پايين كوه مى‏ تاخت. به حدود من كه رسيد، ايستاد و به من نگاهى كرد. من از آن نگاه خود را باختم، اما ديدم او با محبت به من نزديك شد و به من گفت: مبادا كه اين ده را تنها بگذارى. مبادا كه از ميان اين ها بروى. به اين زودى شيطانى مى ‏آيد كه مى‏ خواهد دين من را ضايع كند و ايمان مردم را به باد بدهد. تو باش، تو پاسدار ده باش!
صدق رسول اللَّه! صدق رسول اللَّه! آن شيطان همين است كه مى ‏بينيد. اصلًا همه چيزش مثل شيطان است! اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم. مردم كه شيطان را در خانه خدا گير آورده بودند، امان ندادند كه بگريزد. چنانش كوفتند كه توانش نماند!
(***)

بيچاره به ياد استاد افتاد؛ چون هنگام ضعف و درگير و دارها، گذشته‏ ها به ياد مى ‏آيند: «درست است كه حرف‏ها را مى ‏دانى، اما هنوز روش ‏ها را نياموخته‏ اى.» پيش استاد بازگشت و مدتى ماند و راه‏ ها را شناخت.
استاد به او اجازه داد كه برود، اما او تقاضا كرد چندى بماند. استاد گفت: حالا مى ‏توانى بروى. برو، مگر مسئوليتت را فراموش كرده ‏اى؟ اما او هنوز كتك‏ ها را فراموش نكرده بود. در هر حال، آمد و براى اين كه خودش را بشناسد، به همان ده آمد. اين بار پشت سر ملّا ايستاد و با او نماز خواند و مدافع او شد. اگر مسئله‏ اى پيش مى‏ آمد كه ملّا به زحمت مى ‏افتاد، او كمك مى‏ كرد و مسائل را جواب مى‏ داد.
ملّا كه مى‏ ديد مريدى دلسوز همراه دارد، او را به خود نزديك كرد. اگر از ده‏ هاى اطراف سراغ ملّا مى‏ آمدند، ملّا او را مى‏ فرستاد. رفته رفته ملّا خودش را شناخت و ديد منبر كسر شأن اوست. به محراب قناعت كرد و منبر را به او واگذاشت.
راستى كه راه ‏ها را شناخته بود و پُست‏ ها را به دست آورده بود و ملّا را خلع سلاح كرده بود. اما هنوز يك مسئله باقى بود و يك حساب تصفيه نشده بود. يك شب كه ملّا در كنار منبر نشسته بود و او را بالاى منبر فرستاده بود، او سخن را به معاد و حشر و نشر كشاند و اشك‏ ها را از چشم ‏ها بيرون ريخت و دل‏ ها را به لرزه آورد و دل‏ ها را در راه گلو انداخت. آن‏گاه گفت: يك بشارت مى‏ دهم.
من امروز كه به فكر قبر و عذاب افتاده بودم، سخت بيچاره شدم. در خواب ديدم كه قيامت به پا شده و عذاب‏ ها آماده گرديده و مردم در چه وضعى هستند. كسى، كسى را نمى‏ شناسد و هر كس از برادرش و مادرش و فرزندش فرارى است. هر كس از دوستش مى ‏گريزد. هر كس سراغ پناه گاهى است. من به ياد رسول اللَّه افتادم. خودم را به او رساندم و گريه كردم. حضرت به من فرمودند: آيا از فلانى ـ ملّاى ده ـ امانى دارى؟ هر كس يك مو از او همراه داشته باشد در امان است!
(***)

اين بگفت و از ملّا تقاضا كرد: مرا امانى بده! ملّا كه خود را شناخته بود، دستى به صورتش كشيد و امانى به او داد! او هم امان را گرفت و بوسيد و مردم را تحريك كرد كه امانى بگيرند. از اطراف تقاضا شروع شد. با كمبود عرضه، وضع بدى پيش آمد. در ميان هجوم جمعيت ديگر مهلت نمى‏ دادند ملّا امانى بدهد؛ خودشان امان‏ ها را از سر و صورت ملّا مى‏ گرفتند. چيزى نگذشت كه ملّا، امرَد و بى ‏مو شد. اما او ول‏كن نبود و مردم را به ياد ظلم ‏ها و ستم ‏ها و آب دزديدن‏ ها و تجاوزها مى ‏انداخت و زن‏ ها را با غيبت كردن ‏ها و دروغ‏ هايشان تحريك مى‏ كرد. ملّا در زير دست و پاها، خونين و بى‏ رمق افتاده بود كه از لاى جمعيت چشمش به بالاى منبر افتاد و با ناله پرسيد:
آخر تو چه وقـت اين خواب را ديدى؟ لعـنت بر اين خواب!
او با نگاهـى پرمعنا جـوابش داد:
تو چه وقـت آن خواب را ديده بودى؟ لعـنت بر آن خـواب![1]

پی نوشت :
1. محمدحسين قديري، شوخ طبعي هاي طلبگي، ص241




3/اردیبهشت/95



1 . بهشت جوانان، پدیدآورنده؛ اسدالله محمدي نيا، ناشر؛ سبط اکبر.
2. جوانان و روابط، ابوالقاسم مقیمی حاجی، انتشارات مركز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه علميه قم.
3. نیمه پنهان(روابط دختر و پسر)، پدیدآورنده؛ مؤسسه پاسخ گویی به سوالات شرعی و شبهات دینی پیام من، ناشر؛ نسیم حیات.
4. مقالات قرآن و رابطه دختر و پسر، پدیدآورنده؛ مرتضی دانشمند، مجله بشارت، شماره...و 8و...
5. آثار سوءروابط نامشروع، پدیدآورنده؛ علی موسوی ده سرخی، ناشر؛ حافظ نوین.
6. بررسی روابط دختر و پسردرایران و راه کارهای اصلاحی آن، پدیدآورنده؛ عبدالله جوان، ناشر؛ دفتر عقل.
7. پاسخ به پرسش های جوانان، پدیدآورنده؛ اسدالله محمدی نیا، ناشر؛ سبط اکبر.
8. تحليلي بر روابط دختران و پسران دانشجو، پدیدآورنده؛ امير حسين بانكي فرد،
9. تحلیلی بر روابط دختر و پسر، پدیدآورنده؛ حمزه کریم خانی (تدوین)، ناشر؛ عطر یاس.
10. تحلیلی تربیتی بر روابط دختر و پسر در ایران، پدیدآورنده؛ علی اصغر احمدی، ناشر؛ انجمن اولیاءومربیان.
11. دختران می پرسند: چرا؟ آثار زیان بار رابطه بین دختران و پسران از نظرعلمی، روانشناسی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی: همراه با پاسخ به پرسش های متنوع، پدیدآورنده؛ اسدالله محمدی نیا، ناشر؛ سبط اکبر.
12. رابطه دختر و پسر، پدیدآورنده؛ وهاب دانش پژوه، ناشر؛ شبر.
13. روابط پسر و دختر، پدیدآورنده؛ محمدرضا احمدی، ناشر؛ دفتر نشر معارف (وابسته به نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها.
14. روابط دختر و پسر(يوزارسيف)، پدیدآورنده؛ مستشاريان، ناشر؛ دفتر نشر معارف (وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها).
15. روابط دختر و پسر، پدیدآورنده؛ احمد طهماسبی، ناشر؛ یاقوت.
16. روابط دختر و پسر،پدیدآورنده؛، محمدعلی رضایی اصفهانی (زیرنظر)، ناشر؛ پژوهش های تفسیر و علوم قرآن.
17. روابط دختران و پسران: آیا داشتن دوست برای دختران و پسران به سبک غربی معقول است،پدیدآورند؛ اسدالله محمدی نیا،ناشر؛ سبط اکبر.
18. روابط دختروپسردر جامعه امروز، پدیدآورنده؛ نیاز جاودانی، ناشر؛ کتاب درمانی.
19. روابط نامشروع دختران و پسران، پدیدآورنده؛ محسن ماجراجو، ناشر؛ لاهوت.
20. سلسله مباحث: راهکارهای دوری از گناه: چشم چرانی و دوست دختر و دوست پسر، پدیدآورنده؛ عزیزالله حیدری، رضا یعقوبی ناشر؛ مسجد مقدس جمکران.
21. عشق و روابط پسر و دختر:نکاتی آموزنده و خواندنی برای جوانان، پدیدآورنده؛ علی اسماعیلی، ناشر؛ لاهوتیان.
22. عشق‌های رنگی، پدیدآورنده؛ فرهنگسرای پرسش اصفهان.
23. مجموعه مقالات هم‌انديشي بررسي مسائل و مشكلات زنان، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، قم.
24. مسائل دختران: بحران هویت، روابط با پسر، شکست در عشق و مساله تربیت،پدیدآورنده؛ محمد منصورنژاد،ناشر؛ جوان پویا.
25. نسخه جوان وکنترل غریزه: ارتباط دختروپسر، پدیدآورنده؛محمدعلی عطایی اصفهانی، ناشر؛حضرت عباس.
26. نگاهی به روابط دختر و پسر قبل از ازدواج: آثار اخلاقی و اجتماعی، آثار حقوقی و خانوادگی، ناشر؛قضا.
27. نیازها و روابط دختران و پسران: احکام ازدواج و زناشویی،مسائل نوجوانان و جوانان، درمان بیماری های جنسی، مسائل مربوط به حاملگی، شیر دادن و...،پدیدآورنده؛محسن ماجراجو،ناشر؛پارسایان.

كتابخانه ديجيتال
http://www.ghbook.ir/index.php?lang=fa

پی نوشت :
منبع: نرم افزاركتاب درماني، انجمن گفت و گوي ديني


4/اردیبهشت/95

كودك خداشناس


هنگامي كه حضرت زينب يك كودك چهار يا پنج ساله بود و روي دامن پدر نشسته بود پدر نگاه محبّت آميزي به دخترش كرد. دختر متوجّه شد كه پدر با محبّت به او نگاه مي كند. در جواب،او هم نگاهي به صورت پدر كرد و با همان زبان كودكي اش گفت:(يا اَبَتاه اَتُحِبُّنا)؛ «پدر! ما را دوست مي داري»؟
فرمود: «نَعَم، اَوْلادُنا اَكْبادُنا»؛ «بله عزيزم ! فرزندان ما جگرگوشگان ما هستند».
گفت: يا اَبَتاه حُبّان لا يَجْتَمِعانِ فِي قَلْبِ الْمُؤمِنِ؛ اي پدر! دو حبّ [حبّ خدا و حبّ اولاد] در دل مؤمن جمع نمي شوند.
اين درس را در كدام مدرسه آموخته است؟ آنگاه در مقام پس دادن درسي كه از پدر آموخته است گفت: وَ اِنْ كانَ لابُدَّ فَالشَّفَقَةُ لَنا وَ الْحُبُّ لِلّهِ خالِصاً فازدادَ عَلِيٌّ حُبّاً،[1]
حقيقت آنكه مهر و ترحّم از آنِ ما و محبّت خالص از آن خداست.
آيا جا نداشت كه پدر، اين دختر را به سينه اش بچسباند و ببوسدش و بگويد: «ذُرّيَةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ».[2]

پی نوشت :
1. الحدیث جلد 1 صفحه 74
2. آل عمران/ 34: فرزندانى كه برخى از نسل برخى ديگرند (همه يك دست در فضائل و برگزيدگى هستند)، و خداوند شنوا و داناست
برگرفته از کتاب (نباید که گل ها پرپرشوند){زن مسلمان ، بایدها و نبایدها } از تالیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی صفحه ی 87 الی 91

5/اردیبهشت/95

فوايد كار در ضرب المثل

1. از تو حركت از خدا بركت.
2. آدم بي كار يا دزد شود يا بيمار.(افغانستان)

3. به کسب کوش که کاسب بُوَد حبیب الله.

4. به كار اندر آ اين چه پژمردگي است// كه پايان بي كاري افسردگي است.

5. بي كاري باعث خلافكاري مي شود.

6. پول آدم را خوش سليقه مي كند.

7. دست تنگی، بدتر از دلتنگی است.

8. درخت کاهلی، بارش گرسنگی است.

9. ذلت مرد در ناداري است.

10. زكار گردد مرد بزرگ و نام آور.

11. سنگ غلتان خزه نمي بندد.(گرجستان)

12. شكم گشنه دين و ايمون نداره.

13. کار بزرگ مایة عزت است، نه نام بزرگ.

14. كار بهترين تفريح است.

15. اگر نفست را مشغول نكني او تو را مشغول مي كند.

16. كار مايه سعادت است.(افغانستان)

17. كار نباشد، روز ، سال است.(روسيه)

18. كار و كردار نيك، بزرگ ترين دارايي است.(آلمان)

19. كار، برگونه گل مي افشاند.(افغانستان)

20. كار، جوهر مرد را زياد مي كند .

21. كار، خوشبختي است.(گرجستان)

22. كار، مرد را سرافرازي مي بخشد.(فنلاند)

23. كار، نيمي از تندرستي است.(سوئد)

24. كوشا باش تا آبادان باشي. (افغانستان)

25. كوشش، نيمي از خوشبختي است.(گرجستان)[1]

پی نوشت :
1. بوسه بر دست (الفباي كار و كارمندي از منظر ضرب المثل)، محمدعلي قديري، انتشارات مديريت حوزه عليمه اصفهان

6/اردیبهشت/95

احادیثی برای بانوان متأهل

1. زیور اطاعت به گردن آویز
پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید: «انّ للرّجل حقّا علی امراته اذا دعاها ترضیه واذا امرها(1) لا تعصیه ولا تجاوبه بالخلاف ولا تخالفه(2)؛ مرد حقی بر زنش دارد [و آن حق این است که] چنانچه او را صدا زند پاسخ دهد، و هنگامی که او را دستوری دهد سرپیچی نکند و پاسخ مخالف ندهد و با او مخالفت نورزد».
2. باران عشق و محبت
امام رضا (علیه السّلام) می فرماید: «اعلم انّ النّسآء شتّی فمنهنّ الغنیمة والغرامة و هی المتحببة لزوجها والعاشقة له ...(3)؛ بدان که زنان گوناگونند، برخی از آنان دستاوردی گران بها و تاوان [رنج های آدمی] هستند و این زن کسی است که به شوهرش محبّت می کند و عاشق اوست».
3. رضایت و شفاعت
امام باقر (علیه السّلام) می فرماید: «لا شفیع للمراة انجح عند ربّها من رضا زوجها(4)؛ برای زن هیچ شفیعی نزد پروردگارش به اندازه رضایت شوهرش سودمندتر نیست».
4. عطر مهر و محبت
پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید: «للرجل علی المراة ان تلزم بیته وتودده وتحبه وتشفقه وتجتنب سخطه وتتبع مرضاته وتوفی بعهده ووعده(5)؛ حق مرد بر زن این است که [زن] ملازم خانه او باشد، و به شوهرش دوستی و محبت و دلسوزی کند، و از خشم وی دوری گزیند، و آنچه را مورد رضایت اوست انجام دهد، و به پیمان و وعده وی وفادار باشد».
5. سرانجام ناسپاسی
امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: «ایما امراة قالت لزوجها: ما رایت قط من وجهک خیرا فقد حبط عملها(6)؛ هر زنی به شوهرش بگوید: من از تو هرگز خیری ندیدم، [ثواب] کارش از بین می رود».
6. لجبازی هرگز
پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید: «خیر نسائکم الودود الولود المؤاتیة وشرها اللجوج(7)؛ بهترین زنان تان زنی است که با محبت، فرزندآورد و سازگار باشد، و بدترین آنان زنی است که لجباز باشد».
7. خشمگین کردن شوهر هرگز
پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید: «طوبی لامراة رضی عنها زوجها(8)؛ خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد».
8. اذیت نکن
پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید: «من کان له امراة تؤذیه لم یقبل الله صلاتها ولا حسنة من عملها حتی تعینه وترضیه وان صامت الدهر وقامت واعتقت الرقاب وانفقت الاموال فی سبیل الله وکانت اول من ترد النار ثم قال: وعلی الرجل مثل ذلک الوزر والعذاب اذا کان لها مؤذیا ظالما(9)؛ کسی که زنی دارد که [آن زن] به او آزار می رساند، خداوند نماز و کارهای نیک زن را نمی پذیرد تا اینکه به مرد کمک و او را راضی کند، اگر چه این زن تمام عمر را روزه بگیرد و نماز بخواند و بندگان را آزاد و دارایی [اش] را در راه خدا انفاق کند. این زن نخستین کسی است که وارد آتش جهنم می شود . سپس حضرت فرمودند: مرد نیز چنین گناه و عذابی دارد اگر زنش را آزار رساند و [به او] ستم کند».
9. چگونه می توانی او را غمگین ببینی؟
امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: «. . . سعیدة سعیدة امراة تکرم زوجها ولا تؤذیه وتطیعه فی جمیع احواله(10)؛ خوشا به سعادت و خوشا به سعادت آن زنی باد که شوهرش را بزرگ دارد و به او آزار نرساند و همیشه از شوهرش فرمانبری کند».
10. چشم داشت به جا و منطقی
پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و سلّم می فرماید: «لا یحل للمراة ان تتکلف زوجها فوق طاقته(11)؛ برای زن جایز نیست که شوهرش را به بیش از توانایی اش مجبور کند».
11. مهمان، با اجازه شوهر
پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و سلّم می فرماید: «ایها الناس ان لنسآءکم علیکم حقا ولکم علیهن حقا حقکم علیهن [ . . . ان ] لا یدخلن احدا تکرهونه بیوتکم الا باذنکم(12)؛ مردم! زن های شما بر شما حقی دارند و شما هم بر آنان حقی دارید . حق شما بر آنان این است که کسی را که شما رضایت ندارید، بدون اجازه به منزلتان وارد نکنند».
12. هم به استقبالش برو و هم او را بدرقه کن
مردی خدمت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و سلّم آمد و عرض کرد: همسری دارم که هرگاه وارد خانه می شوم به استقبالم می آید، و چون از خانه بیرون می روم بدرقه ام می کند و زمانی که مرا اندوهگین می بیند می گوید: اگر برای رزق و روزی [و مخارج زندگی ] غصه می خوری، بدان که خداوند آن را به عهده گرفته است و اگر برای آخرت خود غصه می خوری، خدا اندوهت را زیاد کند [و بیشتر به فکر آخرت باشی . ] رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و سلّم فرمودند: «ان لله عمالا و هذه من عماله لها نصف اجر الشهید(13)؛ برای خدا کارگزارانی [در روی زمین] است و این زن یکی از کارگزاران خداست که پاداش او برابر با نیمی از پاداش شهید است».
13. در این کارها نیز به او کمک کن
پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید:
«ایما امراة اعانت زوجها علی الحج والجهاد او طلب العلم اعطاها الله من الثواب ما یعطی امراة ایوب علیه السّلام(14)؛ هر زنی که در حج و جهاد و دانش اندوزی به شوهرش کمک کند، خداوند آن پاداشی را که به زن حضرت ایوب (علیه السّلام) داده است، به او می دهد».
14. شهری در بهشت خدا
امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: «ما من امراة تسقی زوجها شربة من مآء الا کان خیرا لها من عبادة سنة صیام نهارها وقیام لیلها ویبنی الله لها بکل شربة تسقی زوجها مدینة فی الجنة وغفر لها ستین خطیئة(15)؛ هر زنی که به شوهرش مقداری آب دهد، برای او بهتر از عبادت یک سال است که روزهایش روزه باشد و شب هایش عبادت کند . و خداوند به جای هر مقدار آبی که به شوهرش بنوشاند، شهری در بهشت برایش می سازد و شصت گناهش را می آمرزد».
15. تامین امنیت روانی همسر
پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و سلّم می فرماید: «حق الرجل علی المراة انارة السراج واصلاح الطعام وان تستقبله عند باب بیتها فترحب وان تقدم الیه الطست والمندیل وان توضئه وان لاتمنعه نفسهآ الا من علة(16)؛ حق مرد بر زن این است که چراغ خانه را روشن سازد؛ غذای مطبوع فراهم کند; و تا در خانه اش به پیشواز او برود و به او خوشامد بگوید; و تشت آب و حوله را برای او آماده کند و دست های او را بشوید; و بدون دلیل (عذر شرعی) مانع شوهر نسبت به نفس خودش نشود».
16. رحمت خدا از آن کدبانویان است
امام صادق (علیه السّلام) از پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و سلّم روایت می کند:«ایما امراة دفعت من بیت زوجها شیئا من موضع الی موضع ترید به صلاحا نظر الله الیها ومن نظر الله الیه لم یعذبه(17)؛ هر زنی که در خانه شوهرش چیزی را برای سامان دادن وضع خانه جابه جا کند، خداوند نظر [رحمت] به او می کند . و هر کس مورد نظر [رحمت] خدا قرار گیرد، خدا عذابش نمی کند».
17. خوشبوترین عطر، زیباترین لباس، نیکوترین زینت
پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و سلّم درباره حق شوهر بر زن می فرماید: «علیها ان تطیب باطیب طیبها وتلبس احسن ثیابها وتزین باحسن زینتها(18)؛ بر زن است که [برای شوهرش ] خوشبوترین عطرهایش را بزند و قشنگ ترین لباس هایش را بپوشد، و از زیباترین زینت هایش استفاده کند».
18. هنر آشپزی
امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: «خیر نسآءکم الطیبة الریح الطیبة الطبیخ التی اذا انفقت انفقت بمعروف وان امسکت امسکت بمعروف فتلک عامل من عمال الله وعامل الله لایخیب ولایندم(19)؛ بهترین زنان شما زنی است که دارای بویی خوش و دست پختی خوب باشد . هنگامی که خرج می کند، بجا خرج کند، و هنگامی که خرج نمی کند بجا از خرج کردن خودداری ورزد . چنین زنی کارگزاری از کارگزاران خداست و کارگزار خدا نه ناامید می شود و نه پشیمان».
19. آرایش فقط برای شوهر
پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و سلّم می فرماید: «ان من خیر نسآءکم . . . المتبرجة من زوجها الحصان عن غیره(20)؛ بهترین زنان شما آن زنی است که برای شوهرش آرایش و زینت می کند، اما از بیگانگان خود را می پوشاند».
20. از تو سپاسگزارم
امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: «خیر نسآءکم التی ان اعطیت شکرت وان منعت رضیت(21)؛ بهترین زنان شما آن زنی است که چون به او چیزی داده شود، سپاسگزاری کند و اگر به او چیزی داده نشود راضی باشد».


پی نوشت ها:
1. البته دستورهای شوهر باید مخالف با موازین اسلامی نباشد
2. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 243
3. همان، ج 14، ص 161
4. سفینة البحار، ج 1، ص 561
5. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 244
6. وسائل الشیعة، ج 14، ص 115
7. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 162
8. وسائل الشیعة، ج 14، ص 155
9. همان، ج 14، ص 116
10. بحارالانوار، ج 103، ص 252
11. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 242
12. بحارالانوار، ج 76، ص 348
13. وسائل الشیعه، ج 14، ص 17
14. همان، ص 201
15. وسائل الشیعة، ج 14، ص 123
16. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 254
17. وسائل الشیعة، ج 15، ص 175
18. الکافی، ج 5، ص 508
19. وسائل الشیعة، ج 14، ص 15
20. بحارالانوار، ج 103، ص 235
21. همان، ج 103، ص 239
منبع:
پایگاه اطلاع رسانی حوزه

7/اردیبهشت/95

40 نكته روان شناختي به خانم ها::hamdel:


1) به شوهرت افتخار کن!
2) کسی را با او مقایسه نکن!
3) اقتدار و غرور او را نشکن!
4) زیبایی او را در عقل او جستجو کن!
5) قناعت پیشه باش!
6) زیباییت را به رخ دیگران نکش!
7) ناز کن اما متکبر نباش!
Dirol دلبری و فریبایی و طنازی پیشه کن!
9) احساسات زیبایت را با اندیشه ای متین همراه کن!
10) لجبازی نکن که از چشم شوهرت می افتی!
11) تمکین کن تا تاج سرش باشی!
12) پناهگاه شوهرت باش تا فقط به تو پناهنده بشه!
13) زیبایی با سادگی و بی آلایشی برای تو آرامش بخش تر خواهد بود!
14) هوس بازی نکن ولی زیبا دوست باش!
15) اگر آشپزی را خوب نمی دونی حتما یاد بگیر!
16) قبل از رانندگی سازندگی را بیاموز!
17) هیچگاه بدون آرایش مقابل شوهرت نشین!
18) دهانت را مسواک و خوشبو کن!
19) بدنت هیچ وقت بوی عرق نده!
20) لباست بوی غذا ندهد!
21) موقع آشپزی از پیش بند استفاده کن!
22) قبل از شوهرت چشم بر هم نگذار و پیش از او بیدار شو!
23) موی تو یکی از دو زیبایی توست، ازش مراقبت کن!
24) لبخند قشنگت را در هیچ شرایطی با اخم معاوضه نکن!
25) توی رنج هات معناهای زیبا پیدا کن!
26) اگه شوهرت گفت: کسی غیر از من با تو ازدواج نمی کرد! بگو: پس خیلی باید از تو ممنون باشم!!
27) اگه بهت گفت: دوستت ندارم! بهش بگو: عوضش من به تو افتخار می کنم!
28) اگه گفت: حوصله تو رو ندارم! بهش بگو: منم غیر از تو کسی رو ندارم!
29) اگه گفت: از خانواده ات خوشم نمیاد! بگو: عوضش من خانواده تو رو دوست دارم!
30) اگه عصبانی شد! بگو: منو ببخش!
31) گاهی برای مادرشوهرت هدیه بخر!
32) درخواست هاتو با ناز و دلبری برآورده کن!
33) زورگو نباش!
34) سختی کار شوهرت را درک کن!
35) او را در مردم داری کمک کن!
36) وقتی وارد خونه می شه، به پیشوازش برو! دستشو بگیر! بِزار روی صورتت!
37) هیچ وقت بهش نگو: تو بی عرضه ای!
38) لباساشو براش اُتو کن که هر وقت خواست عوض کنه معطل نشه!
39) وقتی غذا رو سر سفره می ذاری به او بگو: نمی دونم خوشت میاد یا نه؟!
40) لحظه به لحظه از خداوند کمک بگیر!


پی نوشت :
منبع: انجمن گفتگوي ديني

8/اردیبهشت/95

۴۰ توصیه روان شناختي به آقایان عزیز!


۱) به همسرت بگو: دوستت دارم!
۲) واژه «دوست داشتن» را فقط برای او هزینه کن!
۳) همسر تو کریستاله ! مواظب باش او را نشکنی!
۴) کاری کن که به تو ایمان بیاره!
۵) تو باید تکیه گاه خوبی براش باشی!
۶) از عشقت برای او هزینه کن، نه فقط از ثروتت!
۷) زیبایی همسرت را ستایش کن!
۸) کارهایی که از توانش بیرونه, به او واگذار نکن!
۹) او گل خوشبوی بهاری است، پژمرده اش نکن!
۱۰) انتظار نداشته باش همسرت مثل تو باشه!
۱۱) با بحث و جدل او را خسته نکن!
۱۲) نسبت به همسرت همیشه وفادار باش!
۱۳) اقتدار و صلابت را جایگزین خشونت کن!
۱۴) همدردی و همدلی او را آرام می کنه!
۱۵) قبل از انتقاد ازش تعریف کن!
۱۶) سربسرش نگذار!
۱۷) اگه به او احترام بذاری, به زندگی امیدوار می شه!
۱۸) اگه آزارش بِدی, از تو متنفر می شه!
۱۹) از دست پختش تعریف کن!
۲۰) نیش او نوشه، ناراحت نشو!
۲۱) دل او را نشکن!
۲۲) مسخره اش نکن!
۲۳) حسادت او را با تحقیر برنیانگیز!
۲۴) انگشتان ظریف و صدای نازکش می گویند: ”با من ستیز مکن !“
۲۵) هر وقت بهت شک کرد، با صداقت و مهربانی مطمئنش کن!
۲۶) اگه گفت: «به اندازه دنیا دوستت دارم»!
۲۷) اگه گفت: تو منو دوست نداری!
اگه گفت: من بدبختم که با تو ازدواج کردم !
بلافاصله به او بگو: عوضش من خیلی خوشبختم که با تو ازدواج کردم!
۲۸) اگه گفت: دلم گرفته تو این خونه!
بگو: در اولین فرصت روی دوشم سوارت می کنم تو آسمونا می گردونمت !
۲۹) اگه گفت: تو خیلی بدی!
بگو: عوضش تو خیلی خوبی!
۳۰) اگه ناز کرد! نازشو به قیمت گرون بخر!
۳۱) اگه گریه کرد، خیلی دسپاچه نشو! فقط نوازشش کن!
۳۲) اگه گفت: از دست بچه ها خسته شدم !
بگو: بهت حق می دم! تو خیلی صبوری! ازت متشکرم !
۳۳) اگه اخم کرد !
بهش بگو: اخم نکن، زشت می شی !
۳۴) اگه باهات قهر کرد !
بگو: قهرت هم مثل مهرت قشنگه !
۳۵) اگه از مادر و خواهرت شکایت کرد، فقط شنونده خوبی باش !
۳۶) اگه گفت: من خواستگارای زیادی داشتم !
با لبخند بگو: پس من خیلی آدم خوش شانسی هستم که تو رو به چنگ آوردم !
۳۷) اگه گفت: تو زشتی! بگو عوضش تو خوشگلی !
۳۸) اگه بازم گفت: زشتی !
بهش بگو: زیبایی مرد در عقل اونه !
۳۹) اگه گفت: طلاق می خوام ! حتما به مشاور مراجعه کن !
۴۰) دل آرامی که داری دل در او بند !

پی نوشت :
منبع: انجمن گفتگوي ديني


9/اردیبهشت/95

ارتباط بین دختر و پسر



سؤال: به نظر من شما به ارتباط بین دختر و پسر خیلی بسته نگاه می کنید. ارتباطات آنقدر هم که شما می گویید خطرناک نیست. در غرب این ارتباطات وجود دارد ولی آنها زندگی شان را هم می کنند. مگر چه اتفاقی در زندگی آنها افتاده که می خواهد در زندگی ما هم بیفتد؟

پاسخ: منظور از خطر چیست؟ اینکه پسر یا دختری تنوع طلب شود خطر نیست؟ اینکه میل به ازدواج و گرفتن مسئولیت یک زندگی کم می شود خطر نیست ؟ بی اعتمادی که ایجاد می شود خطر نیست؟ آنها بعد از مدتی به این نتیجه می رسند که ازدواج ضرورتی ندارد همان طور که به این نتیجه رسیده اند که ارتباط بین دختر و پسر اشکالی ندارد. در غرب ازدواجی بنام ازدواج سفید داریم که دو نفر بدون اینکه نسبت به یکدیگر مسئولیتی داشته باشند با هم زندگی می کنند و با هم مشارکت اقتصادی دارند که ما به آن هم خانگی می گوییم نه زندگی. پژوهش هایی که در کشور ما انجام شده با پژوهش هایی که درغرب انجام شده تفاوت چندانی ندارد. پژوهش سال 87، نشان می دهد که درارتباط دوستی بین پسر ودختر فقط 25 درصد پسرها به دنبال ازدواج هستند و بقیه به دنبال ازدواج نیستند. در غرب هم چنین پژوهشی انجام گرفته است و 75 درصد دختر ها گفته اند که ما به دنبال برآورده شدن نیازهای روحی هستیم و 75 درصد پسرها گفته اندکه فقط به دنبال ارضای نیاز جنسی شان هستند.دختر و پسری که قبل از ازدواج به چند نفر دل می بندند و دل می کنند، دچار آسیب های جدی می شوند. به نظر ما اینها خطر است. اصلی ترین چیزی که تهدید می شود خانواده است.

اینکه می گویند: دارند در غرب زندگی شان را می کنند، درست نیست. اوضاع آنها هم خیلی خوب نیست و مشکلاتی دارند. آمار سازمان بین الملل در سال 2012، نشان می دهد که در کشور فرانسه به ازای هر صد ازدواج، 2/55 طلاق ثبت می شود، در کشور ما به ازای هر صد ازدواج بیست طلاق است، ولی آنها به ازای صد ازدواج 55 طلاق است. در آلمان به ازای هر صد ازدواج، 6/40 طلاق ثبت می شود. در فنلاند به ازای هر صد ازدواج، 2/45 طلاق ثبت می شود.در استرالیا به ازای هر صد ازدواج2/40 طلاق ثبت می شود،در روسیه از هر صد ازدواج، 9/50 طلاق ثبت می شود. در کشورهایی که هم باشی در آنها قانونی است، طلاق آنها را به حساب نمی آورند. یعنی کسانی که شریک زندگی دارند وقتی از هم جدا می شوند بعنوان آمار طلاق ثبت نمی شود. آمار طلاق در این کشورها فقط طلاق هایی است که ثبت شده است.

یکی از اصلی ترین دغدغه های اندیشمندان غربی، خانواده است و آنها معتقد هستند که خانواده درغرب ازاستحکام قابل قبولی برخوردار نیست و از مرز هشدار و بحران هم رد شده است. پس آنها زندگی خودشان را به خوبی نمی کنند. از طرفی یکی از دلایل انگیزه ی کم غربی ها برای ازدواج و رفتن به سمت هم باشی ها، ارتباط دختر و پسر در محیط جامعه است.(به گفته ی خود آنها)

بعضی ها مسائل را خیلی راحت حل می کنند و می گویند که ارتباط بین دختر و پسر آزادباشد و هیچ مشکلی پیش نمی آید درحالیکه این طور نیست. بعضی ها می گویند که چون فرهنگ ما مسئله ی ارتباط بین دختر وپسر را قبول نمی کند، آن را بد می دانیم. ولی واقعا این طور نیست. در جوامعی که سکولار فکر می کنند و زندگی می کنند و دین ندارند، به این نتیجه رسیده اند که ارتباط بین دختر و پسر خانواده را به خطر می اندازد.
.................................

پیامک- من با فرمایشات کارشناس برنامه موافق هستم مخصوصا آن قسمتی که گفتند: پسرها حاضر نیستند با دختری که قبلا با پسرها ارتباط داشته ازدواج کنند. همچنین عادت به تنوع طلبی در مجردی، فرد را بعد از ازدواج دچار مشکل می کند واعتماد طرفین را از هم سلب می کند و ...

پیامک- دختری 22 ساله هستم با پسرهای مختلف ارتباط داشته ام و تنوع طلب شده ام. اصلا نمی توانم با یک پسر بمانم و زود خسته می شوم. بخاطر همین از ازدواج بدم می آید. بارها تصمیم گرفته ام که یک زندگی بدون پسر را ادامه بدهم اما نشده است، حالا چطور می توانم فکرم را برای ازدواج درست کنم؟

پیامک- من بعد از سی و سه سال زن گرفته ام و رابطه های عاشقانه ای در گذشته داشته ام. الان به زن خودم شک می کنم با اینکه زن خوبی است، اذیت می شوم چکار باید بکنم؟

پیامک- خواهرم با پسری دوست شد و با هم ازدواج کردند. یک پسر پنج ساله هم داشت ولی از روی بی اعتمادی ازهم جدا شدند. آیا دوستی پسر و دختر این خطرات را ندارد؟

پیامک- همسر من قبل از ازدواج چند تا دوست دختر داشت و مدام مرا با آنها مقایسه می کرد. من مجبور شدم با وجود داشتن فرزند، از همسرم جدا شوم.


پاسخ – در فضای دوستی خیلی از صفات بد بروز پیدا نمی کند. مثلا دو نفر عاشق هم شده اند و دختر بداخلاق است و پسر خسیس ، ولی هیچ کدام این صفات را بروز نمی دهند ، حتی به صورت ناخودآگاه. بعد این دو نفر باهم ازدواج نمی کنند و با فرد دیگری ازدواج می کنند. در فضای ازدواج چون از عشق های داغ آنچنانی خبری نیست، صفات بروز می کند. دخترخانم که در فضای ازدواج با همسرش ارتباط منطقی دارد، این صفات همسرش را با صفات آن پسری که در فضای عاشقانه از خودش بروز داده مقایسه می کند. هرچه به دختر بگویید که آن پسر در فضای عاشقانه صفات خوب از خودش بروز می داده و الا پدر و مادر از او ناراضی بودند، قبول نمی کند.

براي مطالعه بيشتر
http://ch3.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=281&Itemid=42

10/اردیبهشت/95

آثار تربيتي لقمه حلال


حاکمی به واعظی گفت: این که می گویند لقمه حلال در نطفه اثر دارد، بی خود است. من لقمه حرام به بچه ام دادم پسر خداشناس شده و تو لقمه حلال دادی او بی دین شده است. واعظ حاضر جواب گفت: اون حرف درست است یه روز من مهمون تو بودم از لقمه تو خوردم پسر بد شد و زمانی تو مهمان من شدی از غذای حلال من خوردی بر نطفه ات اثر گذاشت و پسرت خوب شد.[1]

دو نكته تربيتي
1. ائمه(ع) به كسب و كار و لقمه حلال سفارش زيادي كرده اند، لقمه حرام منشاء خشونت، بزهكاري و پاگذاشتن روي وجدان و فطرت مي شود. امام حسين فرمود اين لشكر به خاطر اين كه شكم هايشان از حرام پر شده است، چشم و دلشان كور شده است.

2. تربيت كودك در واقع از قبل از انعقاد نطفه شروع مي شود .با مراقبت از خوراك هاي غذايي، فكري و معنوي

براي اطلاع بيشتر به كتاب ريحانه بهشتي نشر جامعه الزهراء رجوع كنيد.

پی نوشت :
1. نرم افزار حكايات و شوخ طبعي هاي طلبگي، سايت گفتگوي ديني( موجود براي دانلود در اين سايت)


11/اردیبهشت/95

بزغاله های مجازی مدرن

لطفاً به این حکایت تاریخی توجه کنید: معاویه به کمک دستیار دسیسه گرش عمروعاص تصمیم گرفتند تا از محبوبیت حضرت علی(ع) نزد کودکان شیعه بکاهند. نقشه های گوناگونی را مرور کردند تا این که به پیشنهاد عمروعاص قرار شد تعدادی بزغاله تهیه و از طرف معاویه به این کودکان هدیه بدهند و بعد از مدتی که کودکان با این بزغاله ها انس گرفتند، آن ها را دزدیده و تقصیر آن را گردن حضرت امیر(ع) بگذارند. در دنیای ما هم به شیوه های دیگری این حکایت در حال تکرار شدن است. دشمن اول تصمیم می گیرد بازی های جذاب رایانه ای، خدمات اینترنتی و مانند آن را رایگان در اختیار ما بگذارد و بعد از مدتی به بهانه تحریم، همه آن ها را از کاربران پروپا قرص ایرانی می گیرد و محرومشان می کند. به نظر شما این دو حکایت شبیه هم نیستند؟ نوجوان ایرانی وقتی دلیل محروم شدن از بازی مورد علاقه خود را به نظام و سیاست های آن مرتبط بداند، چه واکنش عاطفی از خود بروز خواهد داد؟
این گونه حقه ها و حرف ها شاید به نظر ساده یا پیش پا افتاده به نظر برسد ولی نه ساده است و نه بدون سابقه؛ بلکه شگردهایی است که دشمن در جنگ نرم از آن ها بیش ترین بهره برداری را می کند. فرزندان خود را از آسیب ها و حیله ها با خبر کنیم.[1]
آرشيو ماهنامه خانه خوبان
http://khanekhoban.nashriyat.ir


پی نوشت :
ابراهیم اخوی، ماهنامه خانه خوبان، شماره 73، 1393.


12/اردیبهشت/95

كتابخانه دیجیتالی

كتابخانه قائميه
http://www.ghbook.ir/index.php?lang=fa
***************************
شبكة الفكر (كتب عربي)
http://alfeker.net/library.php?catid=57
***************************
آرشيو ماهنامه خانه خوبان
http://farhangisite.ir/node/20
http://khanekhoban.nashriyat.ir/archive
***************************
آرشيو درس هايي از قرآن
http://www.tarvijequran.com/page.php?pg=qurandars&lang=fa
***************************
آرشيو برنامه گلبرگ
http://ch3.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=281&Itemid=42
************************
كتاب خانه روان شناسي حديثي - قرآني
شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث)، سروش محمد علی
غنچه هاي شرم، پسندیده عباس
آه سرد، سروش محمد علی
جوان، هيجان و خويشتن داري، گروه نویسندگان حدیث زندگی
در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي، شجاعی محمد صادق
تحكيم خانواده از نگاه قرآن و حديث، محمدی ری شهری محمد
هنر رضايت از زندگي، پسندیده عباس
جوان، شادي و رضايت از زندگي
الگوي شادي از نگاه قرآن و حديث، محمدی ری شهری محمد
تربيت جنسي از منظر قرآن و حديث، فقیهی علی نقی
دانش نامه احاديث پزشكي ج2 و1، محمدی ری شهری محمد
فرهنگ نامه آرزو، محمدی ری شهری محمد
فرهنگ نامه ادب، محمدی ری شهری محمد
فرهنگ نامه مهماني، محمدی ری شهری محمد
حكمت نامه جوان، محمدی ری شهری محمد
حكمت نامه كودك، محمدی ری شهری محمد
انسان شناسي از منظر قرآن و حديث،محمد محمدی ری شهری
http://lib.qhu.ac.ir/n2014-e24327-p216.html
راديو معارف
http://www.radiomaaref.ir/persian/modulespage.aspx?modulename=radiomaaref_expertlistalphabet&portalid=12

13/اردیبهشت/95

بشتابید به سوی چربی سوزی!


اتومبیل برای تامین انرژی مورد نیاز از بنزین استفاده می کند. انرژی حاصله از سوخت بنزین می تواند آن را به حرکت درآورد و سیستم های سرمایش ، گرمایش و همچنین سیستم برق و روشنایی اتومبیل را تامین کند. اما بدن ما برای تامین انرژی مورد نیاز خود از قند استفاده می کند. انرژی حاصله از سوخت قند می تواند دستگاه های مختلف بدن مثل حرکت عضلات ، گوارش ، تنفس ، گردش خون و... را فعال نگه دارد. خداوند یکتا در بزاق دهان ما آنزیمی به نام آملیز قرار داده که می تواند نشاسته را به قند گلوکز تبدیل کرده و بدن از سوزاندن این قند می تواند انرژی تولید کند. (فتبارک الله احسن الخالقین)

اگر انسان بیش از نیاز خود غذا بخورد ، مقدار گلوکز حاصله از این غذای اضافی بیش از حد معمول خواهد بود و پس از گذشت یک ساعت از زمان صرف غذای سرشار از کربوهیدرات ، میزان سطح قند خون افزایش پیدا کرده و می تواند آسیب جدی برای سلامتی انسان ایجاد کند ، زیرا قند خون نرمال می بایستی بین 65 تا 115 میلی گرم در هر دسی لیتر باشد. اگر سطح قند خون بالاتر از 115 میلی گرم باشد ، مشکلات زیادی برای سلامتی بدن ایجاد می کند که مهمترین آن آسیب زدن به رگهای بدن است.

اگر انسان بیش از نیم ساعت پیاده روی سریع کند قند خون او کاهش پیدا کرده و در این شرایط ممکن است که میزان سطح قند خون کمتر از حداقل نرمال گردد و به او آسیب وارد شود. برای پیشگیری از ایجاد آسیب ، بدن سیستم سوخت خود را از قند سوز به چربی سوز تبدیل می کند . دقیقا مانند اتومبیل های دو گانه سوز ، زمانی که بنزین تمام میکند، اتومبیل با سیستم گاز سوز به حرکت خود ادامه می دهد. زیرا خداوند منان انسان هارا دوگانه سوز خلق کرده است. هرزمان و به هر علتی قند خون کاهش پیدا کند، بدن از سیستم چربی سوز استفاده می کند. بدیهی است که سیستم چربی سوز برای سلامتی انسان مفید تر است ؛ زیرا با به کار افتادن این سیستم چربی های اضافی انباشته شده در بدن سوخته می شود و نیز این سیستم می تواند از افت بیش از حد قندخون جلوگیری کند .

برای توضیح این مطلب کافی است در ذهنتان به ماه مبارک رمضان فکر کنید ، درک خواهید کرد که پس از صرف سحری و گذشت ساعاتی، ساعت 9 صبح از خواب بیدار شده و اصلا احساس گرسنگی ندارید ، اما ساعت 11 صبح قند خونتان در حالت کاهش قرار می گیرد و گرسنگی و ضعف بر شما عارض می شود. خداوند سبحان در بدن ما سیستم فوق العاده دقیقی خلق فرموده که می تواند مقدار قند خون را بسنجد و مغز را در جریان قرار داده تا کمبودهای بدن مان را جبران کند .
نتیجتا ساعت 11 صبح ، مغز انسان در جریان کاهش قند خون قرار گرفته و حالت گرسنگی را درک می کند . شما قدم هایتان را به سمت آشپزخانه برمی دارید که چیزی بخورید ،ولی ناگهان به یاد روزگی می افتید و از خوردن خود داری می کنید.
آیا می دانید بعد از ساعت دوازده ظهر چه اتفاقی می افتد؟
مغز احساس می کند که فرمان رفع گرسنگی و خوردن غذا مؤثر نبوده است ؛ چون اگر تاثیر داشت شخص روزه دار باید مشغول خوردن غذا می شد. با خودداری فرد از خوردن ، قند خون آنقدر کاهش پیدا می کند که مغز مجبور می شود نوع فرمان را عوض کرده و این پیام ها را به صورت سیگنال های لرزش دست مخابره کند ( دستان روزه دار بر اثر کاهش قند به لرزه در می آید ) که موضوع گرسنگی را جدی تلقی کرده و غذایی بخورد .
اگر با همه این اخطارها که نهایت آن لرزش دست بوده جواب منفی داده شده وچیزی خورده نشود امکان دارد که بدن شخص در شرایط خطرناکی قرار گیرد . به این دلیل که اگر سطح قندخون به زیر 40 میلی گرم برسد ایجاد شوک نموده واحتمال می رود که فرد به حالت اغما فرو رود . اما حکمت و رحمت ولطف خداوند اینگونه مشکلات را حل می کند. براین مبنا که در این گونه مواقع از مغز فرمانی صادر می شود که سیستم قند سوز غیرفعال شده و به جای آن سیستم چربی سوز فعال شود . در این حالت آنزیم های چربی سوز وارد عمل شده و چربی ها را می سوزانند . قسمتی ازاین چربی­ها برای تامین انرژی مورد نیازبدن تبدیل شده و مابقی به قند خون اضافه می شود و قند خون را به سطح طبیعی می رساند. نتیجتا نیم ساعت قبل از افطار ، معمولا احساس ضعف ، گرسنگی و لرزش دست وجود نخواهد داشت .

بر ما واجب است که در برابر خالق یکتا سجده کنیم و بگوییم(فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ)

بنابراین چاق ها با خوردن غذا به مقدار کمتری از نیاز خود ، می توانند سیستم سوخت بدن خود را از قند سوزی به چربی سوزی تبدیل کنند .
شاد،سالم و موفق باشید.[1]


پی نوشت :
1.سايت دکتر محمد صادق کرمانی

14/اردیبهشت/95

پند پدر


ای چارده ساله قرة العین
بالغ نظر علوم کونین

آن روز که هفت ساله بودی
چون گل به چمن حواله بودی

و اکنون که به چارده رسیدی
چون سرو بر اوج سرکشیدی

غافل منشین نه وقت بازیست
وقت هنر است و سرفرازیست

دانش طلب و بزرگی آموز
تا به نگرند روزت از روز

نام و نسبت به خردسالی است
نسل از شجر بزرگ خالی است

جایی که بزرگ بایدت بود
فرزندی من ندارت سود

چون شیر به خود سپه شکن باش
فرزند خصال خویشتن باش

دولت طلبی سبب نگه دار
با خلق خدا ادب نگه دار

آنجا که فسانه ای سکالی
از ترس خدا مباش خالی

وان شغل طلب ز روی حالت
کز کرده نباشدت خجالت

گر دل دهی ای پسر بدین پند
از پند پدر شوی برومند

نظم ار چه به مرتبت بلند است
آن علم طلب که سودمند است

در جدول این خط قیاسی
می کوش به خویشتن شناسی

تشریح نهاد خود درآموز
کاین معرفتی است خاطر افروز

می کوش به هر ورق که خوانی
کان دانش را تمام دانی

گفتن ز من از تو کار بستن
بی کار نمی توان نشستن

با این که سخن به لطف آب است
کم گفتن هر سخن صواب است

آب ار چه همه زلال خیزد
از خوردن پر ملال خیزد

کم گوی و گزیده گوی چون در
تا ز اندک تو جهان شود پر

یک دسته گل دماغ پرور
از خرمن صد گیاه بهتر


پی نوشت :
نظامی گنجوی، خمسه، لیلی و مجنون

15/اردیبهشت/95

به هم روحیّه بدهید


همکاری و کمک، گاهی به این نیست که وارد حجم کار یکدیگر بشوند، نه. بلکه یکدیگر را روحاً تدارک کنند. مردها معمولاً با مسائل مشکل تری در جامعه برخورد دارند، زن ها می توانند به آنها روحیّه بدهند. می توانند خستگیِ آنها را از تنشان بیرون کنند. به آنها تبسّم کنند و به آنها دل خوشی دهند. اگر چنان چه خانم ها هم کاری بیرون از خانه دارند، باز مرد به آنها کمک کند و او را تقویت نماید.
مراد از همکاری، همکاریِ روحی است. اینکه زن ضرورت های مرد را درک کند، فشار اخلاقی روی او وارد نیاورد، کاری نکند که او در امر زندگی مستأصل شود و خدای نکرده به راه های نادرست متوسّل بشود، او را به ایستادگی و مقاومت در میدان های زندگی تشویق کند و تحریص نماید؛ اگر چنان چه کار او مستلزم این است که یک مقداری به وضع خانوادگی مثلاً رسیدگی کافی نداشته باشد، این را به رُخ او نکشد، این ها مهم است. این ها وظیفه هایی است از طرف زن، از طرف مرد هم وظیفه است که ضرورت های زن را درک کند، احساسات او را بفهمد و نسبت به حال او غافل نباشد.

پی نوشت :
مطلع عشق(گزيده اي از رهنمودهاي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي به زوج هاي جوان)، ص134.

موضوع قفل شده است