جمع بندی برده داری در اسلام و شبهات مطرح شده

تب‌های اولیه

390 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
برده داری در اسلام و شبهات مطرح شده

مدت ها این پرسش ذهنم را درگیر کرده بود که آیا برده داری توسط اسلام منسوخ شده یا نه؟؟
برای یافتن جواب پرسشم تاپیک های مرتبط به این موضوع رو در سایت دیدم که کارشناسان محترم سایت فرموده بودن که اسلام از ابتدا با برده داری مخالف بوده ولی به خاطر شرایط جامعه آن زمان ابتدا برای آن احکامی آورده و پس از مدتی آن را منسوخ کردند.
با خوندن این پرسش شبهه ام تا حدودی بر طرف شد اما چند سوال دیگر برام پیش اومد.

1-مگر اسلام با برخی از احکام نادرست دوران جاهلیت مبارزه و با آنها مخالفت نکرده بود.پس چطور به خاطر شرایط جامعه نمیتوانست برده داری هم مانند آن ها از بین ببرد؟

2-اگر اسلام واقعا با برده داری مخالف بود و به خاطر شرایط جامعه آن را پذیرفتن.پس چرا خود ائمه اطهار برده داشتند؟!

3-طبق فرموده کارشناسان محترم برده داری بعد ها توسط خود اسلام منسوخ شد.اما هیچ دلیل یا مدرک معتبری برای این موضوع ارائه نکردن و در صورت صحت این مطلب اسلام از چه زمانی با آن مخالفت کرد؟

4-به فرض پذیرش اینکه برده داری یا کنیز داری از روی اجبار مورد پذیرش اسلام قرار گرفته آیا برخی احکام آن (که توسط خود اسلام بیان شده) نظیر مجوز رابطه زناشویی با کنیز غیرانسانی نیست؟!

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

منتظرنما;806908 نوشت:
1-مگر اسلام با برخی از احکام نادرست دوران جاهلیت مبارزه و با آنها مخالفت نکرده بود.پس چطور به خاطر شرایط جامعه نمیتوانست برده داری هم مانند آن ها از بین ببرد؟

2-اگر اسلام واقعا با برده داری مخالف بود و به خاطر شرایط جامعه آن را پذیرفتن.پس چرا خود ائمه اطهار برده داشتند؟!

3-طبق فرموده کارشناسان محترم برده داری بعد ها توسط خود اسلام منسوخ شد.اما هیچ دلیل یا مدرک معتبری برای این موضوع ارائه نکردن و در صورت صحت این مطلب اسلام از چه زمانی با آن مخالفت کرد؟

با سلام و تشکر از سوال خوب شما

در پاسخ به این سه سوال اول باید دو نکته عرض کنم:

نکته اول: ببینید حکم برده داری از نظر اسلام مانند حکم قصاص است، هر دو برای پیشگیری از قتل و کشتار انسان‌ها وضع شده‌اند؛ قبل از اسلام اعراب از راه های مختلف مردم را به بردگی می‌گرفتند، یعنی علاوه بر گرفتن اسرا به عنوان برده در جنگ‌ها، مثلا اگر کسی به دیگری بدهکار بود و توان پرداخت نداشت، یا در قمار باخته بود، یا از جنگ فرار کرده بود و امثال آن، او را به بردگی می‌گرفتند؛ اسلام تمام اقسام برده گرفتن فوق را تحریم کرد مگر برده هایی که در جنگ اسیر می‌شوند، چون این خودش عاملی بود برای کاهش جنگ‌ها؛ و به عنوان تهدیدی علیه کفار تلقی می‌شد که فکر جنگ با مسلمانان را از سرشان بیرون کنند.

بنابراین اسلام به دنبال بالابردن آمار بردگان نیست، بلکه به بهانه آن می‌خواهد آمار جنگ‌ها را پایین بیاورد، همان طور که به دنبال بالابردن آمار قصاص نیست، بلکه می‌خواهد به وسیله آن آمار قتل را پایین بیاورد، این دو به عنوان عامل بازدارنده به شمار می‌روند.

لذا می‌بینید که علی رغم تأکید بر اصل حکم قصاص، از آن طرف به بخشش قاتل پشیمان توصیه می‌کند، و همچنین علی رغم تأکید بر اصل برده داری، از آن طرف به آزاد کردن بردگان سفارش می‌کند، چرا که اسلام نمی‌خواهد واقعا انسان ها قصاص شده، و یا به بردگی گرفته شوند، اما اگر این احکام هم نباشد خون های بیشتری ریخته خواهد شد، پس همین خوف از جاری شدن چنین حکمی برای بازدارندگی باید باشد.

پس اینکه اسلام با برده داری مخالف است، به معنای آن نیست که با حکم آن مخالف است، بلکه بر حکم برده داری و جواز آن در همه زمان‌ها تأکید دارد؛ اما با تحقق بیرونی آن مخالف است، و تمام تلاشش را کرده که در خارج کم تحقق یابد. بنابراین این طور نیست که اسلام حکم به جواز برده داری را از باب مماشات با سنت اعراب امضاء کرده باشد تا به مرور حکم آن را لغو کند، بلکه از امضاء چنین حکمی هدفی دنبال می‌کرده است، و این هدف به زمان خاصی اختصاص ندارد.

نکته دوم: هدف دیگری که اسلام از برده داری به دنبال آن بود، کاهش هزینه های دولتی، و ترویج فرهنگ اسلامی بود، یعنی وقتی افرادی از دشمن در یک جنگ اسیر می‌شدند، خب آزاد کردن آنها که کار لغوی بود، نگهداری آنها هم علاوه بر هزینه هایی که برای دولت اسلامی دارد موجب سوء استفاده آنها از رأفت اسلامی می‌شود و اشخاص در جنگ ها به محض در خطر دیدن جان خود تسلیم می‌شوند، چون از قبل می‌دانند با اسارت فقط آسایش در انتظار ایشان است!! و چنین سرنوشتی به جای بازدارندگی، آنها را در جنگ جری‌تر می‌کند. لذا اسلام ضمن واگذاری این اسرا به خانواده های مسلمان، هم خرج ایشان را بر عهده خانواده ها می‌گذارد، و هم موجب تعلیم فرهنگ اسلامی از خانواده های مسلمان به این اسرا می‌شود، و در مقابل این مخارج به مالک اجازه می‌دهد از اسیر بهره های مختلف ببرد، او را به کار گیرد یا بفروشد و موارد دیگر؛ تا عنصر بازدارندگی هم تحقق یابد.

روشن است که چون هدف ترویج اسلام و نفوذ آن در قلب بردگان است اسلام اجازه بدرفتاری با ایشان را نداده و به آزاد نمودن آنها تشویق کرده است، لذا خود اهل بیت(ع) هم غلامان و کنیزانی داشته اند که به بهانه های مختلف آنها را آزاد می‌کرده اند تا این سنت رواج یابد، همان‌طور که در روایت آمده امام باقر(ع) گاهی در برابر حتی یک کار نیک از سوی برده، او را آزاد می‌کردند(من لایحضره الفقیه، ج1، ص27)‌ یا امام علی(ع) با دست رنج خود 1000 برده آزاد کردند(الکافی، ج5، ص74) خوش رفتاری ائمه(ع) با بردگان به قدری بوده است که گاهی موقع آزادی، خود برده ها نمی‌رفتند، نمونه آن «جون»، غلام سیاه امام حسین (ع) است که امام حسین(ع) او را در لحظات آخر آزاد کردند اما نرفت، بلکه اجازه میدان خواست اما این بار امام (ع) به او اجازه نمی دادند، با گریه و التماس بر خواسته خویش اصرار کرد، تا با اصرار اجازه گرفت و به میدان رفت(مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج45، ص23) انصافا چنین رابطه ای بین ارباب و غلام در کدام نظام برده داری مشاهده می‌شود؟!!!

پس برده داری اهل بیت(ع) به دو هدف بوده است: یکی انتقال فرهنگ اسلام به برده ها؛ و دیگری انتقال فرهنگ نوع برخورد با برده ها به مردم، و همچنین تشویق عملی مردم به آزاد نمودن آنها.

منتظرنما;806908 نوشت:
4-به فرض پذیرش اینکه برده داری یا کنیز داری از روی اجبار مورد پذیرش اسلام قرار گرفته آیا برخی احکام آن (که توسط خود اسلام بیان شده) نظیر مجوز رابطه زناشویی با کنیز غیرانسانی نیست؟!

طبق آنچه که در پاسخ به سه سوال اول بیان شد، پاسخ سوال چهارم هم روشن می‌شود، یعنی همان طور که اعدام یک قاتل در برابر کشتن یک انسان دیگر غیر انسانی نیست، به بردگی گرفتن انسان هایی که قصد کشتن مسلمانان را کرده و وارد جنگ با ایشان می‌شوند هم غیر انسانی نیست. نباید یک طرفه قضاوت کرد، ابتدا باید دقت کرد این طور نیست که بشود زنان غیر مسلمان ولو بودایی باشند را به بردگی گرفت، تا زمانی که به قصد ریختن خون مسلمانان وارد جنگ نشده باشند. و در صورتی که قصد جان مسلمانان را کردند نباید مجازات را به تنهایی دید و از جرم غافل شد، چون این یک طرف قضیه است، باید توجه کرد این بردگی مجازاتی برای کسانی است که قصد ریختن خون مسلمانان را کرده باشند، آیا بردگی در برابر قتل مجازات سنگین و غیر انسانی است؟ روشن است که چنین حکمی هم مانع از جنگ و خونریزی است و هم مانع به بردگی رفتن انسان‌ها.

منتظرنما;806908 نوشت:

4-به فرض پذیرش اینکه برده داری یا کنیز داری از روی اجبار مورد پذیرش اسلام قرار گرفته آیا برخی احکام آن (که توسط خود اسلام بیان شده) نظیر مجوز رابطه زناشویی با کنیز غیرانسانی نیست؟!

بنده همه صحبت های کارشناس رو مطالعه نکردم ولی در این مورد نمیدونم چرا به آیات قرآن اشاره نکردن که با پاسخی محکم و بدون حاشیه حکم آخر رو داده!

و باید کسانی که وسیله نکاح نمی یابند، عفت بورزند تا زمانیکه خدا آنها را از فضل خود بی نیاز کند واز بردگان مملوکتان کسانی که خواستار آزادی خویش و پرداخت بهای خود از دسترنج خویش هستند، اگر خیری در آنها سراغ دارید، پیشنهاد آنها را بپذیرید و از مال خدا که به شما بخشیده به آنها بدهید و کنیزان خود را که می خواهند عفیف باشند به خاطر مال دنیا به زناکاری وادار نکنید و هر کس آنها را وادار نمود خداوند به واسطه اکراهشان نسبت به آنها آمرزنده و مهربان است (نور 33)

---

به جای زندان و اعدام شما فرض کن مخالفان کافر که جلوی ما شمشیر کشیدند یا زنان و کودکانی که در کشوری شکست خورده و نا امن جان و عفتشان در خطر است، در خانه مسلمانان اسکان داده شوند، سبب آسایش آنها بدون تبعیض و تحقیر فراهم شود و در آخر تحت تاثیر رفتار مسلمانان قرار گرفته خود نیز مسلمان شوند. آیا زیباتر از کلام خدا سراغ دارید؟

shsina;808591 نوشت:
ولی در این مورد نمیدونم چرا به آیات قرآن اشاره نکردن که با پاسخی محکم و بدون حاشیه حکم آخر رو داده!

ببینید با توجه به اینکه سوال استارتر در این خصوص است که چرا اسلام اجازه ارتباط جنسی با کنیز را داده است، استناد به این آیه شریفه ناکافی می بود، سوال کننده توصیه های اسلام در خصوص مهربانی با بردگان و همچنین مکاتبه ای که برای آزادی عبد در این آیه شریفه آمده را قبول دارد، اما بالاخره این مهربانی ها، جواز ارتباط جنسی را توجیه نمی کند. او میپرسد چرا اسلام رابطه جنسی را اجازه داده است؟

مسلم;808598 نوشت:
ببینید با توجه به اینکه سوال استارتر در این خصوص است که چرا اسلام اجازه ارتباط جنسی با کنیز را داده است، استناد به این آیه شریفه ناکافی می بود، سوال کننده توصیه های اسلام در خصوص مهربانی با بردگان و همچنین مکاتبه ای که برای آزادی عبد در این آیه شریفه آمده را قبول دارد، اما بالاخره این مهربانی ها، جواز ارتباط جنسی را توجیه نمی کند. او میپرسد چرا اسلام رابطه جنسی را اجازه داده است؟

خب این جواز در صورتی داده شده که خوده کنیز راضی باشه بالاخره کنیز هم نیاز جنسی داره اگه هم نیاز جنسی نداره و خوشش نمیاد میتونه انجامش نده پس مشکلی از این لحاظ وجود نداره

به هر حال تجربه شما طبیعتا بسیار بیشتر از بندست ولی در بحث هایی که انجام دادم این آیه کار را بدون شک و شبهه ای تمام کرده خود نیز با همین آیه قانع شدم.

به نظر بهتر بود به این آیه هم اشاره ای میکردید.
انشاءالله همیشه الویتمان کلام خداوند باشه.

یاعلی

shsina;808591 نوشت:
بنده همه صحبت های کارشناس رو مطالعه نکردم ولی در این مورد نمیدونم چرا به آیات قرآن اشاره نکردن که با پاسخی محکم و بدون حاشیه حکم آخر رو داده!

و باید کسانی که وسیله نکاح نمی یابند، عفت بورزند تا زمانیکه خدا آنها را از فضل خود بی نیاز کند واز بردگان مملوکتان کسانی که خواستار آزادی خویش و پرداخت بهای خود از دسترنج خویش هستند، اگر خیری در آنها سراغ دارید، پیشنهاد آنها را بپذیرید و از مال خدا که به شما بخشیده به آنها بدهید و کنیزان خود را که می خواهند عفیف باشند به خاطر مال دنیا به زناکاری وادار نکنید و هر کس آنها را وادار نمود خداوند به واسطه اکراهشان نسبت به آنها آمرزنده و مهربان است (نور 33)


shsina;808605 نوشت:
خب ببینید این جواز در صورتی داده شده که خوده کنیز راضی باشه

کاش علمای ما ذره ای انس با قرآن داشتند. متاسفانه حتی یک نفرشان هم آیه ای که شما دیدید و استنباط کردید را ندیده. صبر کنید روی مطلب شما فکر میکنم.
ولی عجالتا فکر میکنم یکی از مسائل آزاردهنده دین همین تفاوت اسمها با ماهیت قبح یکسان است.
اینجا صحبت از زنا کنیز هست ولی تحلیل فرق دارد. در دین ما در رابطه مالک با کنیز به اجماع فقیهان شیعه مطلقا رضایت کنیز لازم نیست.
مثلا دروغ رو از بزرگترین گناهان معرفی میکنیم بعد توریه رو مباح میکنیم. شاید نمونه های توریه رو دیده باشید و در حیرت بروید از این که چه فرقی دارد در مواردی که هر دو قبیح اند.
یا رابطه نامشروع رو بد بدونیم و صیغه با یه جمله عربی حلال در مواردی که هر دو قبیح باشند.
یا این همه در قران نسبت به ربا اخطار داده شده اما با راه های شرعی آن را لوث کرده اند اصلا معلوم نیست خدا چرا نسبت به ربایی اخطار داده که با راهکارهای بانکی ما احتمال وقوع آن در محیط واقعی تقریبا صفر است.
یا مثالهای دیگه.

فروز;808614 نوشت:
کاش علمای ما ذره ای انس با قرآن داشتند. متاسفانه حتی یک نفرشان هم آیه ای که شما دیدید و استنباط کردید را ندیده. صبر کنید روی مطلب شما فکر میکنم.

انشاءالله که دارند
بنده هم مدتی درگیر همین شبهه بودم و متاسفانه کسی به این آیه اشاره ای نکرد! بعد اینکه خود قرآن را خواندم و با راهنمایی یکی از دوستان در رابطه با وجود همچین آیه ای کامل متوجه شدم.

فروز;808614 نوشت:

ولی عجالتا فکر میکنم یکی از مسائل آزاردهنده دین همین تفاوت اسمها با ماهیت قبح یکسان است.
اینجا صحبت از زنا کنیز هست ولی تحلیل فرق دارد. در دین ما در رابطه مالک با کنیز به اجماع فقیهان شیعه مطلقا رضایت کنیز لازم نیست.

اطلاع ندارم ولی فکر نمیکنم اینگونه باشد
چون با ظاهر آیات کاملا در تضاده و این رابطه حرام و حکم زنا رو داره
الویت اول ما کلامه خداونده نه اجماع فقها

فروز;808614 نوشت:

یا رابطه نامشروع رو بد بدونیم و صیغه با یه جمله عربی حلال در مواردی که هر دو قبیح باشند.

صیغه برای یک جامعه به شدت ضروری و مهمه نباید صیغه رو در رابطه ی جنسی خلاصه کنیم که البته آن هم با عده ی 45 روزه با رابطه ی نا مشروع تفاوت ها دارد...
خانواده ای را فرض کنید که دختری را به فرزندی قبول کردند، در اینجا میتوان دختر را به نا پدریش صیغه کرد در صورتی که هیچ گونه رابطه ی جنسی ای در میان نیست
خانمی مطلقه یا بیوه ای رو فرض کنید که به شدت به خاطر نیازهای جنسیش تحت فشاره، و طبیعتا شانس ازدواج مجدد بسیار پایینی داره، شما چه پیشنهادی برای این خانم دارید؟

shsina;808621 نوشت:
الویت اول ما کلامه خداونده نه اجماع فقها

بله بنده هم از بی سوادی آنان نسبت به قرآن ابراز تاسف کردم به خصوص که اجماع کرده اند.
کنیزان خود را اگر میخواهند عفیف باشند به زنا وادار نکنید. نمیتونید نتیجه بگیرید اگه خودشون دوست داشتند میتونند زنا کنند و برای صاحبانشون پول به دست بیارند.
فکر کنید فقط مساله اجبار و عدم اجباره
نه، زنا کلا حرامه و تحلیل فرق داره.

shsina;808621 نوشت:
صیغه برای یک جامعه به شدت ضروری و مهمه نباید صیغه رو در رابطه ی جنسی خلاصه کنیم که البته آن هم با عده ی 45 روزه با رابطه ی نا مشروع تفاوت ها دارد...
خانواده ای را فرض کنید که دختری را به فرزندی قبول کردند، در اینجا میتوان دختر را به نا پدریش صیغه کرد در صورتی که هیچ گونه رابطه ی جنسی ای در میان نیست
دختری مطلقه یا بیوه ای رو فرض کنید که به شدت به خاطر نیازهای جنسیش تحت فشاره، و طبیعتا شانس ازدواج مجدد بسیار پایینی داره، شما چه پیشنهادی برای این خانم دارید؟

مثالها قابل نقد هستند. ولی به قسمت بولد شده من در مثالهایی که زدم دقت کنید. این قید رو زدم تا مثالهای خاص نزنید. در مواردی که ماهیت ظاهرا یکسان هست.

فروز;808614 نوشت:
یا رابطه نامشروع رو بد بدونیم و صیغه با یه جمله عربی حلال در مواردی که هر دو قبیح باشند.

ببینید بعضی از احکام رسول تاسیسی بود مانند نماز، روزه. اما بعضی دیگر امضایی می باشد. یعنی هنجارهای محیط را با تغییرات و ارتقاهای کمی پذیرفته و آن را امضا کرده است. در زمان پیامبر محلی بنام زندان شناخته نمی شده است و وجود نداشته است. یا باید اسرای جنگی را می کشتند یا طبق هنجارهای محیط به بردگی می گرفتند. بواقع رسول بردگی را بعنوان یک فعل عکس العملی پذیرفت.
یکی از معانی عدل تناسب عمل و عکس العمل می باشد. اگر در یک جامعه هنجاری و نرمی حاکم بود، عکس العمل نشان دادن تحت آن هنجار و نرم عدالت می باشد. پیامبر هنجار برده داری در زمان خود را امضا کرد و این منافاتی با عدالت ندارد.
آن وقتی با عدالت منافات دارد که در جامعه ای که برده داری منسوخ شده، سعی شود دوباره به عقب برگردیم و برده داری را برقرار کنیم.
بنابراین بطور خلاصه: وقتی زندان نبوده چاره ای جز امضا کردن برده داری نبوده و این با عدالت منافات ندارد.

shsina;808591 نوشت:
بنده همه صحبت های کارشناس رو مطالعه نکردم ولی در این مورد نمیدونم چرا به آیات قرآن اشاره نکردن که با پاسخی محکم و بدون حاشیه حکم آخر رو داده!

و باید کسانی که وسیله نکاح نمی یابند، عفت بورزند تا زمانیکه خدا آنها را از فضل خود بی نیاز کند واز بردگان مملوکتان کسانی که خواستار آزادی خویش و پرداخت بهای خود از دسترنج خویش هستند، اگر خیری در آنها سراغ دارید، پیشنهاد آنها را بپذیرید و از مال خدا که به شما بخشیده به آنها بدهید و کنیزان خود را که می خواهند عفیف باشند به خاطر مال دنیا به زناکاری وادار نکنید و هر کس آنها را وادار نمود خداوند به واسطه اکراهشان نسبت به آنها آمرزنده و مهربان است (نور 33)

---

به جای زندان و اعدام شما فرض کن مخالفان کافر که جلوی ما شمشیر کشیدند یا زنان و کودکانی که در کشوری شکست خورده و نا امن جان و عفتشان در خطر است، در خانه مسلمانان اسکان داده شوند، سبب آسایش آنها بدون تبعیض و تحقیر فراهم شود و در آخر تحت تاثیر رفتار مسلمانان قرار گرفته خود نیز مسلمان شوند. آیا زیباتر از کلام خدا سراغ دارید؟

آیه مورد اشاره را شما اشتباه فهمیده اید. بهتر است به تفاسیر و شان نزول آیه مراجعه کنید. معنای آیه این نیست که مالک کنیز برای برقراری ارتباط جنسی نیاز به رضایت کنیز دارد. بلکه ماجرا این است که کنیز را برای زنا با غیر نمی تواند واگذار کند.
همانطور که بقیه گفتند مالک اجازه برقراری رابطه جنسی با کنیز تحت هر شرایطی را دارد.

موضوع قفل شده است