معبود

معنای «لا اله الا الله»!

انجمن: 

با عرض سلام و خدا قوت

خواستم معنای دقیق کلمه توحید یا همان «لا اله الا الله» را بفرمایید . چون این کلام ارزنده به ما میگوید فقط خداوند معبود است ولی ما معبودهای فراوانی در عالم وجود میبینیم . همه نوع معبود از حجر و شجر و حیوان و انسان و ماه و خورشید و ستاره و ... است چون لا ، لای نفی جنس و هر معبودی شامل میشود من جمله معبود ساختگی و موهوم. راه حل این موضوع چیست؟ باسپاس

خدا پشت پنجره ایستاده.... (حمله از پشت شیطان)

سلام

فایل صوتی زیر ارزش شنیدن در روزهایی که در اشتباهات و گناهان گذشته سیر میکنیم رو داره....

شبهه: اولین چیزی که خدا خلق کرد، قبلش چطور بود؟

سلام عزیزان

من تازگیا با 1 شبهه روبرو شدم چیز مسخره ای هست ولی باز شبهست دیگه

لطفا دونه دونه به سوالات من جواب بدید

1.اولین چیزی که خدا خلق کرد چه بود ؟
2.قبل از اینکه خدا اولین چیز را خلق کند چیزی را خلق نکرده بود ؟

پس خدا قبل از اینکه چیزی رو خلق کنه . نعوذبه الله چیکار میکرد ؟

خوب میگیم n کارو میکرد . خوب قبل از اینکه n کارو بکنه ؟ n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n.n میلیارد ها بارم بگیم باز یه جا تموم میشه . باز یه جایی میرسه که خدا نعوذ به الله هیچ کاری نمیکرد . پس یعنی تو 1 زمانی به وجود امده .

این سوال منظورش اینه که خدا هم یه زمانی به وجود امده !

ببخشید میدونم سوالی بی معنی هست . ولی ممنون میشم جواب بدید

همه چیز درباره کلمه الله(الله شناسی)

کلمه الله در اصل الاله بوده است و همزه به خاطر کثرت استعمال حذف گردیده است.
درباره ریشه لغت الله چند نظر وجود دارد. بعضی گفته اند این کلمه از اله مشتق شده است و بعضی دیگر گفته اند این کلمه از وله گرفته شده است. و اله فعال به معنای مفعول است مانند کتاب به معنای مکتوب.

اگر از اله مشتق شده باشد یعنی عبد پس الله یعنی ذات شایسته پرستش که کامل از جمیع جهات است. چون موجودی که خودش مخلوق دیگری است و یا دارای نقص است، شایسته پرستش نخواهد بود، پس همینکه گفته می شود الاله یعنی آن ذاتی که به گونه ای است که او را باید پرستش کرد و قهرا این معانی در این کلمه نهفته است، ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه و مبرا (بری شده) از هر گونه سلب و نقص.
و اگر از وله مشتق شده باشد، وله یعنی تحیر، و اله یعنی حیران و یا به معنی عاشق و شیداست و از این جهت خداوند را الله گفته اند که عقل ها در مقابل ذات مقدسش حیران و یا متوجه و عاشق او و پناهنده به اویند.

سیبویه از علمای صرف و نحو ادبیات عرب از طرفداران این نظر است که ریشه کلمه الله «ولد» به معنای حیرت در مقابل عظمت و یا وله و عشق است؛ مثنوی مولوی نظر او را نقل کرده و می گوید:
معنی الله گفت آن سیبویه *** یولهون فی الحوائج هم لدیه
گفت الهنا فی حوائجنا الیک *** و التمسناها وجدناها لدیک
ترجمه: سیبویه درباره معنی الله گفت: الله کسی است که مردم در حوائج خود به حالتی واله به سوی او می روند. گفت خدای ما در نیازهایمان به سوی تو روی می آوریم و از تو می خواهیم و آنها را نزد تو می یابیم.
مولوی آن حالتی را یادآوری می کند که انسان دردی پیدا کرده و بیچاره گشته و بی اختیار به سوی نقطه ای روی می آورد و پناهنده می شود، او الله است.
احتمال قوی دارد که اله و وله دو لهجه از یک لغت باشد، یعنی اول وله بوده و بعد آن را به صورت اله استعمال کرده اند؛ و وقتی آن را به صورت اله تلفظ نمودند معنی پرستش هم پیدا کرده؛ بنابراین معنی الله چنین می شود: آن ذاتی که همه موجودات ناآگاهانه واله او هستند و او تنها حقیقتی است که شایستگی پرستش دارد.

می توان گفت که در فارسی لغتی مترادف کلمه الله که بشود جای آن گذارد نداریم، و هیچکدام رساننده تمام معنی الله نیستند.
زیرا اگر به جای الله «خدا» بگذاریم رسا نخواهد بود، چون خدا مخفف «خودآی» است و رساننده تعبیری است که فیلسوفان می کنند، یعنی واجب الوجود و یا شاید به کلمه غنی که در قرآن آمده است نزدیک تر باشد تا به الله.
و اگر خداوند استعمال شود باز رسا نخواهد بود زیرا خداوند یعنی صاحب، و اگرچه الله خداوند هم است ولی مرادف با خداوند نیست؛ خداوند یک شأن از شؤون الله است.