احترام والدین

تربیت فرزند یا رضایت خانواده همسر

با عرض سلام و خسته نباشید

 

پیاپی از طولانی شدن متن عذرخواهی میکنم ولی این موضوع برای بنده دغدغه بزرگیه

 

والدین همسر من افراد بی دینی هستند. اهل شرابخوری، مجلس حرام غنا و رقص مختلط و انواع گناه های دیگه. برعکس اون ها همسر من فرد مومن و نماز خوانی هست.

طبیعتا اون ها همواره در کشمکش بودند. از نماز و مسجد و سفر زیارتی و ظاهر همسرم باعث ناراحتیشون بوده و همسرم همیشه در حال تلاش بیهوده برای جلب رضایتشون بوده.

 

اما درمورد ازدواج با بنده به علت پوشش و دینداری من مخالفت داشتند و حدود دو سال این مخالفت طول کشید و در اخر ما بدون حضور اون ها ازدواج کردیم چون همسرم معتقد بود ازدواج بر اون واجب بوده و دیگه رضایت اون ها رو رها کرد.

 

پس از شروع زندگی مشترک ما، عدم رضایت اون ها شدت گرفت و حتی بنده مدت کوتاهی بخاطر اون ها چادرم رو کنار گذاشتم ولی رضایت اون ها به هیچ شکلی جلب نمیشه. این اختلافات ادامه پیدا کرد و رابطه بنده با ان ها به کدورت رسید ولی بنده همیشه به همسرم گفتم سعی کنه رضایت اون ها رو جلب کنه.

 

مشکلم از اینجا شروع میشه که الان  بچه دار شدم و هیچ علاقه ای ندارم که بچم با اون ها زیاد رفت و امد کنه. از دو جهت:  اول بخاطر بی احترامی زیادی که طی این چند سال به من و خانوادم کردند و  دوم تاثیر بدی که روی تربیت فرزندم میتونند داشته باشند.

اما اون ها علاقه دارند که بچه من رو بیشتر ببینند و ارتباط بیشتری با اون داشته باشند و ارتباط کمی که دارند رو دلیل نارضایتیشون میدونند. هرچند بنده طی این سال ها میدونم این هم تنها بهونست و اگر این موضوع هم حل بشه دلیل دیگه ای برای نارضایتی میارند چون اون ها با اصل ازدواج ما و حجاب و دین بنده مشکل دارند.

 

سوال من اینه که با توجه به اینکه من هم مثل همسرم در تربیت بچم مسئولم و با توجه به اینکه اون ها هیچ حقی بر گردن من ندارند که من به دنبال جلب رضایت اون ها باشم، آیا اینکه بنده با محدود کردن روابط بچم باهاشون باعث نارضایتی اون ها بشم مصداق عاق والدین برای همسرم میشه؟

و دوم اینکه ایا رضایت اون ها از تربیت فرزند ما مهم تره؟

بطور کلی نظر کارشناس محترم درباره رفتار بنده چیه؟

 

 

عاق والدین

با سلام و عرض ادب
در چه صورت عاق والدین انجام میشود؟
اگر یکی از والدین بگویند عاقت کردم یا با تشخیص خدا انجام میشود؟

با توجه به احادیث، آیا بوسیدن دست پدر و مادر جایز است؟

آیا بوسیدن دست پدر و مادر جایز است؟

چون در تحف العقول حدیثی از امام رضا (ع) است که می فرماید: مرد دست مرد دیگری را نبایستی ببوسد، چراکه بوسیدن دستش همانند نماز گزاردن بر وی است؟

در کتاب کافی احادیثی است که دلالت بر جواز بوسیدن دست می کند. امام صادق (ع) می فرماید:
" سر شخص یا دست او نباید بوسیده شود، مگر دست رسول خدا یا کسی که از او قصد رسول خدا شود".

یا شخصی می گوید بر امام صادق (ع) وارد شده و دست ایشان را بوسیدم، سپس فرمود جایز نیست دست کسی بوسیده شود، مگر دست انبیای الاهی یا اوصیای آنان."


آبرو ریزی پدر و مادرم

عرض سلام دارم خدمت کارشناس محترم اسک دینی

مشکلی که ما داریم مشکل امروز و دیروز نیست در واقع مشکل 36 سال

هست یعنی از بدو ازدواج پدر و مادرم تا الان که من 26 سال سن دارم

ما سه تا خواهریم که هر سه متاهل هستیم

از وقتی که یادم میاد همیشه پدر و مادرم باهم دعوا کردن و کتک کاری داشتن زمان هایی

هم که یادم نمیاد خواهرم بزرگم کرده و مادری بالا سرم نبوده چون همیشه قهر خونه والدینش میرفته

تو بچگی از ترس دعوا و کتک کاری و خون و آبرو ریزی همیشه گوشامو میگرفتمو چشمامو میبستم

که صداشونو نشنوم تو یه گوشه جمع میشدم و میلرزیدم

یه کم که بزرگ شدم دیگه دوس نداشتم بابام بیاد خونه چون هر روز کتک کاری داشتیم

خلاصه بچگیمون رو با بی فکریاشون یه جوری خراب کردن که وقتی به اون دوران فکر میکنم

فقط دعوا و لحظه های فوق العاده وحشتناکی به ذهنم میرسه بعدشم که تو دوران جوانی

و این چیزا هم به این درک رسیدم که ولشون کنم به حال خودشون و دخالتی نکنم و فقط

حس خجالت رو با خودم حمل کنم

چرا که پیش دوست و آشنا و فامیل و همسایه هیچ آبرویی برامون نمونده بود و

معنای آرامش رو نمیدونستیم

بعدشم که ازدواج کردیم و خدا رو شکر خداوند به پدرو مادرم سه داماد فوقالعاده خوب نصیب کرد

که من هر چی از خوب بودن این آقایون بگم کم گفتم و فکر میکنم هدیه خداوند

برای ما سه خواهری که معنای آرامش رو نمیدونستیم چیه بوده

مشکل اصلی ما از اونجایی شروع شده که دعوا و مشاجره پدرو مادرم کم کم پیش همسران ما هم جلب توجه کرده

جوری که ما هر هفته یک بار مادرم رو با اورژانس به بیمارستان منتقل میکنیم

پدرم پیش داماد ها مادرم رو مسخره میکنه

و اوج آبروریزی زمانی بود که هفته پیش خواهرم بهم زنگ زد و ماجرای کتک کاری پدرو مادرم

رو در یک پارک بین مردم و دامادمون رو توضیح داد

از حال خواهرم براتون نگم که فکر نمیکنم قابل درک باشه جوری ناراحت و خجالت زده بود که حد نداشت

من هفته پیش مسافرت بودم و پشت تلفن با شنیدن این خبر خشک زدم و اشک تو چشام جمع شد

رسما مسافرت کوفتم شد

ما همیشه تاوان بی فکری های والدینمون رو دادیم و الان هم پیش همسرانمون خجالت زده هستیم

واقعا خیلی حس بدی هست

من حتی دیگه دوست ندارم خونه مامانم بیام

همسرم علاقه زیادی به خانوادم داره و من هر بار از جور کردن بهانه های مختلف

مبنی بر نرفتن به خونه مامانم خسته شدم

من واقعا از رفتار مامان و بابام خجالت میکشم

چیکار باید بکنم ؟

چند باری به مامان و بابام تذکر دادیم ولی بی فایده بوده

بعدشم با پدرم دعوا کردم و حتی بی احترامی کردم که از کاراش دست برداره

ولی هیچ نتیجه ای نداشته به جز عذاب وجدانی که حاصل بی احترامی به پدرم بوده

واقعا گناه ما چیه ؟ چطور میتونیم رفتارشون رو کنترل کنیم ؟

پدرم واقعا آدم لجبازی هست ایشون مشروب مبخورن

و وقتی بهشون میگیم پیش شوهرای ما سر سفره مشروب نخور

برای اینکه حرف خودشو به کرسی بنشونه مشروب رو میاره و وسط سفره میذاره

کارشناس محترم میخوام بپرسم واقعا درک این موضوع خیلی سخته که ما ناراضی هستیم ؟

یا واقعا مسئله خاصی نیست و ما حساس هستیم

من دلم نمیخواد وقتی بچه دار شدم بچم این چیزا رو ببینه چون صد در صد تو تربیتش تاثیر میذاره

باید قطع رابطه کرد ؟

من همش دچار عذاب وجدان هستم حس میکنم نسبت به پدرو مادرم خیلی کم گذاشتم

و پیش خداوند شرمنده هستم

در صورتی که همسرم همیشه میگه من بهترین اولاد هستم و از چیزی نگران نباشم

در کنار همه این توضیحات باید بهتون بگم که پدر و مادرم برای فرزندانشون که ما سه

خواهر باشیم پدر و مادر فوقالعاده خوبی بودن و باهامون به خوبی رفتار کردن و

فقط دوتایی باهم مشکل دارن

با تشکر گل

ترجمه و تفسیر سوره اسرا

با عرض سلالم و خسته نباشید.
نوجوانی 16 ساله هستم که علاقه مند سنجش درستی رفتارم در دین می باشم اما نمی دانم چگونه؟
اینکه یک استخاره گرفتم با نیت اینکه وضعیتم در دین چگونه است و مستقیما به آیات 6 و 7 و 8 سوره اسرا برخوردم به نظر شما این آیات چه چیز هایی را به من می رسانند؟
با تشکر/.