شبهه تفسیری (دو جنسه در قرآن)
ارسال شده توسط mmazarei28 در پنجشنبه, ۱۳۹۴/۰۵/۰۱ - ۰۷:۵۸سلام. .در قرآن کریم میفرمایند ما شما را از دوجنس مرد و زن آفریدیم یا از دو جنس نر و ماده خلق کردیم چرا اشاره ای به دوجنسه نشده؟
سلام. .در قرآن کریم میفرمایند ما شما را از دوجنس مرد و زن آفریدیم یا از دو جنس نر و ماده خلق کردیم چرا اشاره ای به دوجنسه نشده؟
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام عرض ادب واحترام
درسوره الشعراء میخوانیم که حضرت موسی ع برای اثبات حقانیت خود عصایش رابه زمین زدواژدها شد وبساط سایر ساحران رابرچید وفرعون موسی ع راساحربزرگ خواند
حال اگر چنین بود وفرعون بنابرادعای خودش قدرت سحرحضرت موسی ع رادریافته بود چراشبانه اوراتعقیب کرد تا دستها وپاهایشان رابه عکس قطع کند همچنین که چراحضرت موسی ع شبانه یاران خود رابرای ممانعت ازاعدامی که فرعون قصدش راداشت فراری داد این درحالیست که بعد ازان عصایش رابه دریازدوفرعونیان هلاک شدند بااین وجود چرااول اینکاررانکرد وراه فرارراانتخاب کردند هم چنین درایه 61یاران حضرت چراگفتند مادرچنگال دشمنیم مگرقدرت بالای حضرت برانها اثبات نشده بود؟
یاحق
با سلام و ارزوی قبولی عبادات همگی در ماه رمضان
در قران در مواردی به نزول سکینه اشاره شده است.
ایه 248 سوره بقره
وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴿۲۴۸﴾
و پيامبرشان بديشان گفت در حقيقت نشانه پادشاهى او اين است كه آن صندوق [عهد] كه در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان و
بازماندهاى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون [در آن] بر جاى نهادهاند در حالى كه فرشتگان آن را حمل مىكنند به سوى شما خواهد آمد
مسلما اگر مؤمن باشيد براى شما در اين [رويداد] نشانهاى است (۲۴۸)
ایه 26 سوره توبه
ثُمَّ أَنَزلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ ﴿۲۶﴾
آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرود آورد و سپاهيانى فرو فرستاد كه آنها را نمىديديد و كسانى را كه كفر ورزيدند عذاب كرد و سزاى كافران همين بود (۲۶)
ایه 40 سوره توبه
إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا
فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۴۰﴾
اگر او [پيامبر] را يارى نكنيد قطعا خدا او را يارى كرد هنگامى كه كسانى كه كفر ورزيدند او را [از مكه] بيرون كردند و او نفر دوم از دو تن بود آنگاه كه در غار [ثور] بودند وقتى به همراه خود مىگفت اندوه مدار كه خدا با ماست پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهيانى كه آنها را نمىديديد تاييد كرد و كلمه كسانى را كه كفر ورزيدند پستتر گردانيد و
كلمه خداست كه برتر است و خدا شكستناپذير حكيم است (۴۰)
ایه 4 سوره فتح
هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا﴿۴﴾
اوست آن كس كه در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند و سپاهيان آسمانها و زمين از آن خداست و خدا همواره داناى سنجيدهكار است (۴)
ایه 18 سوره فتح
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا ﴿۱۸﴾
به راستى خدا هنگامى كه مؤمنان زير آن درخت با تو بيعت مىكردند از آنان خشنود شد و
آنچه در دلهايشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پيروزى نزديكى به آنها پاداش داد (۱۸)
ایه 26 سوره فتح
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿۲۶﴾
آنگاه كه كافران در دلهاى خود تعصب [آن هم] تعصب جاهليت ورزيدند پس خدا آرامش خود را بر فرستاده خويش و بر مؤمنان فرو فرستاد و
آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت و [در واقع] آنان به [رعايت] آن [آرمان] سزاوارتر و شايسته [اتصاف به] آن بودند و خدا همواره بر هر چيزى داناست (۲۶)
خوب این سکینه ایا ملک است یا اتمفسر خاصی است؟؟؟
[SPOILER]البته از اول ماه رمضان چشمم به 3 تا از ایات فوق خورد و بعد تصمیم گرفتم با جستجو ببینم چند ایه دیگر بدین شکل وجود دارد[/SPOILER]
سلام
یکی از دوستان شبه ای را در یکی از تاپیکها مطرح کرد که برای من هم سوال شد
که در اینجا مطرح می کنم
می دانیم قران یکی از نشانه های رستاخیز را تاریک شدن و فرو ریختن ستارگان معرفی کرده
حالا سوال این است که
ستارگانی از قبل هم تاریک شده و خاموش شده اند ولی چرا رستاخیز نیامده ؟
و سوال دیگر هم اینکه مگر امکان دارد که همه ستارگان با هم تاریک شده و فرو بریزند ؟
می دانیم از نظر علمی امکان ندارد
با تشکر
سؤال:
لطفا رابطه عربی بودن قران کریم را با تعقل در آن توضیح بفرمائید:"انّا جعلناه قرانا عربیا لعّلکم تعقلون"
سؤال بعد اینکه مفهوم جعل در این ایه به چه معناست؟البته منظورم معنای لغوی نیست.
به عنوان مثال:"انّا انزلناه قرانا عربیا لعلکم تعقلون"اگر بود چه تفاوتی داشت؟چرا جعل؟
با سپاس
احادیث کراهت متعه به همراه منابع و سند
1)
عن علىّ بن يقطين قال سألت أبا الحسن موسى عليه السلام عن المتعة فقال وما أنت وذاك فقد أغناك اللَّه عنها قلت إنّما أردت أن أعلمها فقال هى فى كتاب علىّ عليه السلام فقلت نزيدها وتزداد فقال وهل يطيبه إلّاذاك. نوادر أحمد بن محمّد 87: سمعت ابن أبى عمير عن علىّ بن يقطين قال سألت أبا الحسن عليه السلام عن المتعة قال وما أنت وذاك وقد أغناك اللَّه عنها قلت إنّما أردت أن أعلمها قال فى كتاب علىّ عليه السلام قد تزيدها وتزداد فقال وهل يطيبه إلّاذاك.
على بن يقطين گويد: «از امام كاظم عليه السلام درباره متعه پرسيدم، حضرت فرمود: تو با متعه چه كار دارى با اينكه خداوند تو را از آن بى نياز كرده است؟ گفتم: تنها مىخواهم با متعه آشنا شوم. حضرت فرمود: متعه در كتاب امير مؤمنان على عليه السلام است. گفتم: ما مهر زن را زياد مىكنيم و او بر مدت مىافزايد. امام فرمود: مگر خوبى متعه جز به اين است؟»
سند: صحیح
منابع: نوادر ج 1 ص 87، کافی ج 5 ص 452، رساله المتعه ج 1 ص 14، خلاصه الایجاز فی المتعه ج 1 ص 57، الوافی ج 21 ص 347، وسائل الشیعه ج 21 ص 22، بحار الانوار ج 100 ص 318، مرآه العقول ج 20 ص 232، مستدرک الوسائل ج 14 ص 455، جامع احادیث شیعه ج 26 ص 108.
سلام
در قرآن می خوانیم :
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا ( شرح – 5 )
یعنی : مسلّما با هر سختى آسانى است .
در تفسیر نمونه می خوانیم :
اين دو آيه به صورتى مطرح شده كه اختصاص به شخص پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و زمان آن حضرت ندارد، بلكه به صورت يك قاعده كلى و به عنوان تعليلى بر مباحث سابق مطرح است،
...........................................................
در لفظ قرآن از یک قطعیت سخن گفته شده ، مکارم شیرازی هم توضیح می دهد که این یک قانون کلی است .
سوال اینجاست که این قانون همیشه کلی نیست و مثال های نقض فراوانی دارد .
محکومی را در نظر بگیرید که به اشتباه محاکمه شده و عمر خود را یا در زندان سپری کرده و یا آنکه اعدام شده است . برای سختی این محکوم چه آسانی همراه خواهد بود ؟!!
فردی را در نظر بگیرید که عضوی از اعضای بدنش را از دست داده ، برای سختی وی چه آسانی همراه خواهد بود ؟!
ووو .
این قانون الهی ! در زندگی و پیرامون ما همواره در حال نقض شدن است . به نظر من قانونی که الهی باشد ، هیچ گاه نقض نخواهد شد .
پاسخ شما چیست ؟!
با تشکر .
سلام
مطالبی در این سایت از این کتاب منتشر شده است که می خواستم پیرامون صحت آن صحبت شود
در این کتاب در بخش ازدواج موقت امده است که
سؤال 40. دوستی دارم که پسر خیلی خوب و معتقدی است، امّا نیاز به ازدواج موقت دارد و چون کسی را برای این کار سراغ ندارد، از من درخواست کمک کرده است. به نظر جنابعالي چه کمکي ميتوانم به او کنم؟ اصولاً ازدواج موقت بهخاطر اين که احتمال به گناه افتادنش زياد است، صحيح است؟پاسخ: من با اينگونه كارها موافق نيستم و آن را خصوصاً برای جوانان مجّرد، راهحلّ ازدواج نمیدانم، زیرا معمولاً مشکلاتی به مشکلات آنان اضافه میکند.
قرآن كريم بهترين راه را براي حل اينگونه مشكلات ارائه فرموده و آن راه، «استعفاف» است؛ يعني «انصراف فكر».
اگر جوان بهطور جدي از فكر آلوده، نگاه آلوده، سخن آلوده و نيز دوستی با جنس مخالف پرهيز نمايد و اگر وقتي كه افكار آلوده براي او پيش ميآيد، خود را منصرف به فك
ر ديگری نمايد و همچنين از نماز اوّل وقت و انس با قرآن كريم كمك بگيرد، يقين داشته باشد كه سختيها آسان ميشود، تا انشاءالله در موقع امكان به طور رسمي ازدواج كند. همچنین همه به خصوص جوانان باید تا جایی که میتوانند، رابطه با خداوند متعال و رابطه با مردم در رفع حوائج آنها داشته باشند؛ در باز شدن گرههای زندگی، تأثیر به سزا دارد.
با توجه به مطالبی که در این کتاب آمده ازدواج موقت کارکرد آن کجاست از نظر نگارنده کتاب؟
یا مثلا شخصی سوال کرده که من اگر ازدواج موقت نکنم به گناه می افتم پاسخ داده شده است که
سؤال 39. جوانی هستم که خيلي مايلم ازدواج کنم، ولي فقر و نداشتن استطاعت مالي و مشکلات ديگري که در اين زمينه وجود دارد، مانع ازدواج بنده است؛ حتّي در بلند مدّت هم بعيد ميدانم موفّق به ازدواج شوم؛ بنابراين با توجّه به فشاري که غريزۀ جنسي به من ميآورد، خيلي تمايل دارم ازدواج موقّت کنم، ميدانم که اگر اين کار را نکنم حتماً به گناه ميافتم. حال سؤال بنده اين است که من چه بايد بکنم؟ باور کنيد ديگر نميتوانم صبر کنم.
پاسخ: اميدوارم هرچه زودتر زمینۀ ازدواج دائمي شما فراهم شود. مأيوس نباشيد چه بسيار که در نااميديها اميدهاي درخشاني بوده است.بنابراین به فکر ازدواج موقت نباشید و بدانید که ازدواج موقت مشکل شما را بهطور کلّی حل نمیکند. مراقب فریب شیطان برای دوستی با جنس مخالف هم باشید، زيرا جز تشويش فکر و طغيان شهوت چيز ديگري را براي شما نميآورد. من به غير دعا براي شما کمکي ندارم و اميدوارم هرچه زودتر موفّق به ازدواج دائمي شويد و خودتان هم برای ازدواج دائم سختگیر نباشید تا زودتر حل شود.
از رابطه با خداوند تعالی و رابطه با بینوایان هم به اندازۀ وسع خود کمک بگیرید.
در این شرایط که ازدواج موقت واجب می شود (زمانی که به گناه می افتد شخص) اما پاسخ دهنده گفته است که به فکر ازدواج موقت (که در شرایط شخص سوال کننده چون اگر ازدواج نکند به گناه می افتد) واجب است نداشته باشید،آیا این مطالب صحیح و بر طبق آموزه های اسلامی است؟
سلام
نماز و روزه هاتون قبول
مادربزرگ پیری دارم که از بچگی همیشه میگفت سجاده رو منتظر نذارید و بعد از پهن کردن سجاده در اولین فرصت روبخونید
البته دلیلی ک داشت این بود که حضرت فاطمه(س)وقتی سجاده رو پهن میکنیم منتظرمیمونه ونباید منتظرشون گذاشت
میدونم که دلیل که میگفت درست نیست
اما برام سوال پیش اومده که ایا واقعا باید بعد ازپهن کردن سجاده نماز خوند یا مثلا میشه سجاده رو پهن کرد و نیم ساعت یک ساعت بعد نماز خوند؟
اگر حدیث یا روایتی در این مورد هست ممنون میشم ذکرکنید