ریشه در خاک >>> (زن ایرانی در کالبد مدل پوشاک غربی ؛ چرا؟)

تب‌های اولیه

272 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ریشه در خاک >>> (زن ایرانی در کالبد مدل پوشاک غربی ؛ چرا؟)

راهکار اصلی اینه افراد جامعه از اینجور پوشاک ها استقبال نکنن
راهکارهای بعدی:
جا انداختن زیبایی پوشش اسلامی در اذهان عمومی
ایجاد تنوع در پوشش اسلامی
متاسفانه برخی تجار فقط به فکر سود بیشتر هستن ==> امر به معروف این تجار
و ...

تاریخ پوشاک به طور کلی بخشی از تاریخ تمدن و فرهنگ انسان است و برای آگاهی از پوشش در ایران، باید فرهنگ مردم ایران را هم بررسی کرد.
روند تاریخ تمدن و فرهنگ انسانی از زمانی آغاز شد که انسان‌ها زندگی فردی و غارنشینی را رها کرده و هسته‌های ابتدایی نخستین جامعه بشری را پدید آوردند. از این رو در هر جامعه‌ای بنا به شرایط زیر نوع پوشاک و پوشش زنان و مردان متفاوت شد:

  • آب و هوا و شرایط اقلیمی
  • پدیده شهرنشینی
  • کار و پیشه
  • کشف منابعی چون مس و فلزات
  • پیدایش ادیان و مذاهب (جهان بینی)
  • وقوع جنگ‌ها

زن و مرد در تاریخ ایران باستان همواره با پوشش مناسب و زیبا در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند.
پیرامون پوشاک زنان در دوره های مختلف به خوبی می توان به نحوه پوشش زنان ایرانی پی برد.
«از روی برخی نقوش مانده به زنان بومی بر می‌خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه‌است. و نیز برخی ازپهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»

ضیاءپور، پوشاک باستانی ایرانیان، ص ۵۶ دوره هخامنشی



[="3"]

طلوع ستاره;394123 نوشت:

راهکارهای جلوگیری از ورود بی رویه مدلهای پوشاک غربی و برگشت هویت پوشش ایرانی و اسلامی چیست؟


خودباوری ایرانی.[/]

[="Purple"][="2"]ولی به نظرم بیشتر مسئولان و تجار موثر هستند
خیلی اوقات مردم ندانسته و یا شاید ناخواسته مجبورند این گونه بخرند و بپوشند
چون عمده ی بازار ما را اینگونه پوشاک اشغال کرده است :ok:[/][/]

تاریخ لباس بخشی از تاریخ تمدن است كه در آن تحولات شكل و فرم لباس از قدیمی ترین ایام تا زمان خاصی مورد بررسی و مطالعه و تحقیق قرار می گیرد و با تغییر این نوع پوشاك رفتارهای فرهنگی و اجتماعی آن جامعه نیز دستخوش تغییر و تحول می گردد. در هر جامعه مطالعه این بخش از تاریخ رازهای نهفته ای در مورد مردم آن دوران را برای ما روشن می سازد.

سال‌های بین ۱۸۰۰ تا ۱۷۵۰ پیش از میلاد (حدود ۱۳۰۰ سال قبل از انضمام این سرزمین به ایران) ساخته شده است.برای نمونه در جنگ‌ها بانوان مبارز ایرانی پوششی همچون مردان می‌پوشیدند که گواه این سخن جنگ سهراب با گردآفرید است که تا زمانی که کلاهخود از سر گردآفرید نیفتاده‌بود، سهراب به زن بودن او پی نبرده بود.

زرتشت در حدود بیش از هزار سال (و به روایاتی بیش از هزاران سال) پیش از میلاد مسیح، در کتاب یسنا بر عفت سرشتین در کنار پوشش ظاهری پافشاری کرده‌است.

بر پایهٔ آنچه موبد «رستم شهرزادی» گفته‌است، پوشش زن باید به گونه‌ای باشد که حتا یک تار موی او نیز آشکار نگردد. در خرده اوستا، چنین آمده‌است: «همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‌پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‌کنیم».

در کتاب پوشاک باستانی ایرانیان در ذیل عنوان «پوشاک اقلیت‏های میهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتی چنین می‏خوانیم: «این پوشاک که بانوان زرتشتی از آن استفاده می‏کنند، شباهتی بسیار نزدیک به پوشاک بانوان نقاط دیگر کشور ما دارد. چنان‏ که روسری آنان از نظر شکل و طرز استفاده، نظیر روسری بانوان بختیاری است و پیراهن، شبیه پیراهن بانوان لُر در گذشته نزدیک است و شلوار، از لحاظ شکل و بُرش، همان شلوار بانوان کُرد آذربایجان غربی است و کلاهک، همان کلاهک بانوان بندری است.

از ویژگی‌هایی که در اینگونه پوشش‌ها به شکل یکسان وجود دارد دو چیز است، نخست اینکه این پوشش‌ها با رنگ‌های طبیعت همگون است یعنی رنگ‌های سرخ، سبز، ارغوانی، زرد ودیگر زنگ‌ها در پوشش آنان بوده وکمتر از رنگ‌های تیره به ویژه سیاه استفاده می شده چون باور داشتند رنگ‌های کبود، افسردگی آور وغم انگیز است. دوم اینکه در همه پوشش‌ها دستان زن و مرد برای انجام کارها به ویژه برای کشاورزی آزاد بود، نمونه پوشش‌ها را در اقوام لر، کرد، بلوچ، گیلکی و… می توان یافت.

زیبایی و انتخاب رنگ لباس یکی از مسائل شخصی و سلیقه

ـ ای است که اسلام همگان را در انتخاب و اختیار آن مجاز

می داند اما در عین حال نسبت به بعضی از رنگ ها مطالبی

در روایات پیامبر اکرم (ص) و ائمه طاهرین (ع) و به تبع از آن

در کتب فقهی، بیان شده است.

از جمله اینکه به طور اجمال از بعضی روایات، کراهت پوشش

مشکی استفاده می‌شود. ولی این حکم برای همه انواع

لباس‌ها و برای همه افراد اعم از زن و مرد و برای همه

زمان‌ها و ایام نیست و موارد متعددی مستثنا شده است که بعضی از مهم‌ترین آن عبارتند از:

الف ـ عدم کراهت بعضی از پوشش‌های مشکی خاص: در

روایتی نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) از پوشش سیاه

کراهت داشت مگر در سه مورد: خفّ (نوعی کفش چرمی نازک) عمامه و کساء.عدة من اصحابنا عن احمد بن ابیعبدالله عن بعض اصحابه رفعه قال: کان رسول اللهیکره السواد الا فی ثلاث الخف والعمامة و الکساء .. کلینی، فروع کافی، ج 6، کتاب الزیّ والتجمل باب لبس السواد،روایت یک، ص 449.
کساء به قرینه حدیث شریف کساء از پیامبر اکرم(ص)، لباس بلند و فراگیر تمام بدن است که شامل عبا و چادر

مشکی بانوان نیز می‌گردد پس این سه پوشش مشکی

استثنا شده، کراهت ندارند. حضرت آیت الله بهجت

می فرماید: ... در کتب اصحاب، مواردى براى کراهت نماز در

ثوب ذکر شده است، از آن جمله: لباس سیاه غیراز عمّامه و

خفّ و کساء است.جامع المسائل (للبهجة)، ج‏1، ص: 314

ب ـ عدم کراهت لباس مشکی برای بانوان: تردیدی نیست که

در اسلام حکم پوشش زن و مرد از نظر نوع، مقدار و حتّی

رنگ متفاوت است مثلاً جامه زربافت و حریر برای زن جائز

ولی برای مرد جائز نیست مقدار واجب پوشش بانوان طبق

نظر مشهور فقها همه بدن به جز وجه و کفّین است ولی

مقدار پوشش مردان کمتر است.

از نظر رنگ پوشش نیز استفاده از لباس احرام سفید رنگ در

حج برای مردان مستحب است ولی زنان مجاز هستند از

همان لباس معمولی و لو رنگ غیر سفید استفاده نمایند.

سلام
کار روی مسئله مهم مد و مدسازی
این دنیا دیگه جای جلوگیری و اجبار نیست.
مثال:
مثلا در مورد آقایون :
آیا ما با گفتن، مثلا می توانستیم به یک نفر بگوییم ریش بگذار(مثال است شاید خیلی مهم نباشد). ولی الان تو اروپایی که ریش گذاشتن امر جالبی دیده نمی شد( نشانه شلختگی بود)، مرد ها ته ریش می گذارند و در داخل کشور ما هم خیلی زیاد شده(در صورتی که اینجا ریش گذاشتن بیشتر به معنای معتقد بودن شخص معنا می شد یا می شود).
یا مثلا پوشیدن لباسای آخوندی(یقه گرد) که الان رواج پیدا کرده یا یه مدت چفیه! و... .
بایست تلاش شود که محل رجوعی برای مد داخل کشور ایجاد شود(ترجیحا دولتی نباشد )
بعد بایست دانست که معمولا عمر همه مدها کوتاه است. چه شلوار دمپا گشاد، چه شلوار دامنی و چه ساپورت!.(نگاه کنین به عکسای قدیمیا،لباساشون، آرایش موهاشون، شلوارا و...)
مهم اینه که سلیقه ها رو درست هدایت کنیم.

حضرت امام(ره) راحل اگر چه چادر را حجاب کاملی می دانستند ولی پوشش های مشابه چادر ـ مانند مانتو گشاد ـ که موجب مفسده نمی شود را نیز کافی می دانستند و قائل بودند که اگر قرار باشد پوشش بانوان همراه با مفسده و خلاف اخلاق باشد باید از آن در جامعه جلوگیری شود همانطور که در پاریس در پاسخ خبرنگاران و بانوان محجبی که درباره میزان حجاب در ایران از ایشان سؤال کردند؛ فرمودند:
« آرى در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولى لازم نیست كه چادر باشد. بلكه زن مى‏تواند هر لباسى را كه حجابش را به وجود آورد اختیار كند. ما نمى‏توانیم و اسلام نمى‏خواهد كه زن به عنوان یك شى ء و یك عروسك در دست ما باشد. اسلام مى‏خواهد شخصیت زن را حفظ كند و از او انسانى جدى و كارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى‏دهیم تا زنان فقط شیئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند .»
صحیفه نور ج‏5 294
« حجاب ایران، حجاب اسلام، همین مقدارهاست. اسلام اینجا و آنجا ندارد. لكن یك جهات خارجى گاهى در كار هست. به طورى كه یك مفسده‏اى باشد، یك اختلاف اخلاقى بشود، یك- عرض مى‏كنم- چیزهایى باشد، البته آن وقت باید جلوگیرى بشود ؛ اما اگر نباشد اینطور، و ساده باشد و مثل سایرین با سادگى باشد، نه؛ بى چادر(بامانتو) مانع ندارد.»
صحیفه نور ج‏3 499

مشکل مااینه که همه چی شده حرف حرف حرف عمل هیچی!اگه ازتولیدکننده های باطرح های خوب ومتنوع حمایت بشه وواردات این جورلباسهاومدهاجلوشون گرفته بشه که یکی ازکاربران اشاره کردن تاحدی میشه امیدواربودالبته رسانه هاکه نقش مهمی دارندازجمله ماهواره ها،اینترنت و...ماجنگ سختی دربرابراین مسایل خارجی داریم که مشکلات وعدم توجه داخلی دست به دست اون داده وموجب گسترش این تهاجم فرهنگی شده مهم ترین مسئله برای حل مشکل اینه که بین تمام زنان ومردان جامعه ی مافرهنگ وفلسفه ی حجاب بایدجابیفته بیشترازهمه خودشون بایدبه این نتیجه برسن باهدایت مسئولین وسایرافراداگاه.تاپیک شماهم زمینه اییه دراشاعه این فرهنگ زیبا.بایدبه این نتیجه برسن که باجون ودل حجاب روبپذیرندواینکه حجاب درقران تذکرداده شده چون خداخیرماروازهمه بیشترمیخواد.مردم ایران همیشه بافرهنگ ترین انسانهابودن بایدبه این نتیجه برسن درفرهنگ نه تنهاماچیزی ازبقیه کم نداریم بلکه ازاونهاسرتریم درسته کشورهای غربی ازلحاظ صنعت و...پیشرفته ان اما نبایداین مسئله موجب بشه که ماتحت تاثیرفرهنگشون قراربگیریم بلکه اگرقراربه پیروی واستفاده اونهاست بایدتنهادرزمینه ی صنعت وعلم باشه!

«يا بني آدم قد انزلنا عليكم لباساً...»
لباس، نماد و سمبل اعتقاد انسان است و زبان گوياي اوست كه از سردرون انسان، پرده برمي دارد و حتي نسبت به جنس و رنگ و شكل لباس حساسيت نشان مي دهد و رهنمود ارايه مي نمايد تا ما به اهميت لباس و پوشش براي انسان پي برده و بدانيم كه انسان با پوشيدن لباس، نشانه ها و نمادهاي فرهنگي و اعتقادي خود را به نمايش مي گذارد.

حال یک سوال خود فرد چه نقشی دارد؟

یعنی افرادی که تو یه کشوری زندگی می کنند که اسلامی نیست، و نوع پوشش رو اسلامی انتخاب کردند، دولت اون کشور، طراح و ... براشون لباسهای اسلامی تهیه کرده؟وقتی یکی لباس تنگ که مناسب مکانهای عمومی نیست فردی میپوشه و دوست داره، آیا مشکل از نبود لباسهای مناسب تو لباس فروشی هاست؟ آیا با حذف لباسهای نامناسب از جامعه و جایگزین کردن مدلهای طراحان ایرانی با فرهنگ و اعتقادات این مرز و بوم مشکل حل شدنی هست؟
منتظر نظرات دوستان هستم.:Gol:

طلوع ستاره;399774 نوشت:
یعنی افرادی که تو یه کشوری زندگی می کنند که اسلامی نیست، و نوع پوشش رو اسلامی انتخاب کردند، دولت اون کشور، طراح و ... براشون لباسهای اسلامی تهیه کرده؟وقتی یکی لباس تنگ که مناسب مکانهای عمومی نیست فردی میپوشه و دوست داره، آیا مشکل از نبود لباسهای مناسب تو لباس فروشی هاست؟ آیا با حذف لباسهای نامناسب از جامعه و جایگزین کردن مدلهای طراحان ایرانی با فرهنگ و اعتقادات این مرز و بوم مشکل حل شدنی هست؟
منتظر نظرات دوستان هستم.:Gol:

طرز پوشش در درجه اول 100% مربوط به خواست فرد است و عوامل دیگر در رتبه های بعدی قرار دارن
فرض کنید تمام مغازه های لباس فروشی ایران کلا اسلامی هست. در این وضعیت هم اگر کسی مدل غربی دوس داشته باشه
سفارش میده براش بیارن

ابوالفضل;399787 نوشت:
طرز پوشش در درجه اول 100% مربوط به خواست فرد است و عوامل دیگر در رتبه های بعدی قرار دارن
فرض کنید تمام مغازه های لباس فروشی ایران کلا اسلامی هست. در این وضعیت هم اگر کسی مدل غربی دوس داشته باشه
سفارش میده براش بیارن

بله خب! باید همینطور بشه
یعنی حکومت باید خودشو در برابر این قضیه مسئول بدونه قوانین صنفی برای اتحادیه های پوشاک بذاره و سخت گیری کنه
بعدش اگه کسی خواست بی زحمت سفارش بده براش بیارن!
همیشه همینه
فلسفه ی برخورد با بی حجابی هم همینه. برخورد متفاوته از رویکردهای فرهنگی.
برخورد که یه کار تربیتی نیس؛ تربیت با فرهنگ سازی درس میشه؛ اون جنبه ی پیشگیری داره. این خیلی لازمه اما الان بُعد دیگه ای هم لازمه.
الان باید برای درمان هم چاره اندیشی کرد، باید بارئوس قضیه که یکیش عرضه ی پوشاک نامناسبه برخورد قانونی کرد.
برخورد مناسب بشه بعد کسی خواست باز هم نامناسب بپوشه حداقل به این راحتی از اولین بوتیک محله نتونه بخره.
برخورد با بی حجابی در فضای عمومی بشه(برخورد بشه نه اینکه بی احترامی بشه؛ کسی بی احترامی رو تایید نمی کنه؛ برخورد باید محترمانه در شأن یک انسان باشه) بعد کسی خواست بی حجاب بمونه حداقل تو جمع های شخصی خودش باشه نه راحت تو هر کوچه و خیابون!

یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ (اعراف ،۲۶)«ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که

اندام شما را می پوشاند و مایه زینت شماست اما لباس پرهیزگاری بهتر است! اینها (همه) از آیات خداست ، تا متذکّر ( نعمتهای او ) شوند!»



رسول خدا (ص) می‌فرماید:« آدمیزاد حق دارد (باید) لباسی داشته باشد تا عورت او را بپوشاند؛ نیز می‌فرماید: پوشش و لباس نشان بی‌نیازی است؛ همچنین می‌فرماید:

تن
با سه چیز شاداب و پروریده می‌شود: بوی خوش و لباس ملایم و نوشیدن عسل.»

امیرمؤمنان (ع) می‌فرماید: «لباس، زیبایی را نمایان می‌سازد؛ نیز می‌فرماید: لباس پاکیزه غم و اندوه را می‌زداید و برای نماز نیز لازم است.»

حضرت علی(ع) می فرماید: «کم می شود کسی خود را شبیه قومی سازد و اندک اندک از آنها نشود.»( نهج البلاغه، کلمات قصار ۲۰۷)


پیامبر فرموده اند:«خدا مردانی را که شبیه زن می‏شوند و زنانی را که خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین کرده است.»

پیامبراکرم (صلی الله علیه واله)فرمودند:«کسی که دردنیا لباس شهرت بپوشد ، خداوند روز قیامت براو لباس ذلت خواهد پوشانید.» (میزان الحکمه جلد ۵ ص ۳۰۶(

لباس شهرت، لباسی است که پوشیدن آن برای شخص، به جهت جنس پارچه یا رنگ یا کیفیت دوخت یا مندرس بودنش و مانند آن، معمول نبوده و خلاف شأن او به حساب

آید؛ به طوری که اگر آن را در برابر مردم بپوشد، توجه آنان را به خود جلب کرده و انگشت نما می شود. (حضرت آیت الله خامنه ای، اجوبة الاستفتائات، س ۱۳۶۱)امام

رضا‌‌‌(ع)فرمودند:«هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می دارد.»


رسول خدا(ص) می‌فرماید:« برای زن جایز نیست مچ پایش را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت می‌کند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ می‌شود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت می‌کنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر شوهرش آشکار نمی‌کند و همچنین موی سر و مچ پای خود را نمایان نمی‌سازد و هر زنی که‌ این کارها را برای غیرشوهرش انجام دهد دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسبت به خود خشمگین کرده است.»

یکی از اصحاب پیامبر می‌گوید روزی نشسته بودم و لباسم کنار رفت و ران پایم پیدا شد. پیامبر که در حال عبور بودند، به من گفتند:« ران خود را بپوشان که جزء عورت است.»


حضرت علی(ع) فرمودند:« بر شما باد بر پوشیدن لباس ضخیم؛ چرا که هرکس لباسش نازک باشد، دینش نازک است.»

نخستین ابزار ریسندگی و بافندگی در غار كمربند، نزدیك بهشهر، یافت شده است كه به 7 هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد. به علاوه، در قدیمی‌ترین بخش‌های شهر باستانی شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزن‌های سوراخ‌دار پیدا شده است.
این دستاوردهای و نوآوری‌های دیگری كه در دوران‌های بعدی رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ایران را پیشتاز و سرآمد جهانیان كرد. جالب است بدانید اسكندر مقدونی، با آن‌كه به ایران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ایرانی می‌پوشید. در این جا به برخی از نوآوری‌های ایرانیان در زمینه‌ی پوشاك و پارچه اشاره می‌شود.
ایرانیان نخستین مردمانی بودند كه كت آستین‌دار و شلوار می‌پوشیدند. مردمان تمدن‌های دیگر، بابلی‌ها، آشوری‌ها، یونانی‌ها و رومی‌ها، شلوار نمی‌پوشیدند و حتی یونانی‌ها ایرانیان را به خاطر شلوارهای رنگی‌شان مسخره می‌كردند. ایرانیان حتی نوعی شلوار ویژه‌ی سواركاری نیز داشتند كه تنگ و چسبان بود و اغلب از چرم ساخته می‌شد.
شلوار در اصل شروال خوانده می‌شد. عرب‌ها آن را سروال نامیدند و جمع آن را سراویل می‌گویند. در تركی و كردی نیز شروال گفته می شود. مجارهای آن را شلواری (Schalwary) می‌گویند. به زبان لاتین، سارابارا (Sarabara) گفته می‌شد. واژه‌ی انگلیسی Pajama (پاجاما) از واژه‌ی پای جامه ساخته شده است كه از واژه‌های فارسی كهن است.

پوشش زنان
ایرانیان از دیرباز به پاكدامنی اهمیت می‌دادند و زنان ایرانی پوشیده با چادر یا پوشش‌های دیگری كه بخش‌هایی از موها را می‌پوشاند و تنه را در بر می‌گرفت، در میان مردان ظاهر می‌شدند. در یك مهر سنگی استوانه‌ای كه از دوره‌ی هخامنشی برجای مانده و اكنون در موزه‌ی لوور فرانسه نگهداری می‌شود، شاهزاده‌ی ایرانی و ندیمه‌هایش دیده می شود كه شاهزاده چادر و ندیمه‌ها سرپوش دارند. در طرحی كه روی سنگی در ارگیلی تركیه نقش بسته است، زن ایرانی باپوشش چادر و سوار بر اسب دیده می‌شود. حتی سرپوش‌های پارچه‌ای دوره‌ی هخامنشی از زیر برف‌های منطقه‌ی پازریك روسیه پیدا شده است. (یادآوری می‌شود، سرزمین‌هایی كه نام بردیم، بخشی از امپراطوری پهناور پارس‌ها بودند.)

نقش رسانه در ایجاد یک فرهنگ پوششی؟

دوستان لطفا نظراتشون رو در این باره مطرح کنند که واقعا نبود مدل، و مواردی که دوستان اشاره کردن فقط دلیل وجود چنین پوشش ها هست؟ در مورد این موضوع که بیشتر بررسی میشه به این موضوع میرسم که دیدگاه افراد به پوشش تغییر کرده!؟

چرا به خاطر نقاب مدل لباس غربی را دور انداختم(سارا)
من یک زن آمریکایی هستم که در خانواده ای از طبقه متوسط به دنیا آمدم. مانند تمام دختران هم سن و سال خودم بزرگ شده و سرانجام جذب زرق و برق های فریبنده ی شهر شدم. برای یافتن زندگی بهتر به فلوریدا رفتم و آنچه که میان دختران غربی متداول بود را انجام می دادم.
سال ها گذشت تا بفهمم که هر چه بیشتر دنبال مد و جلب توجه باشم به همان اندازه درجه خرسندی و خوشنودی من پایین می آید. همیشه دنبال مدل جدید بودم. برده ظاهر خودم شده بودم. همچنان که شکاف میان رضایت درونی و شیوه ی زندگیم داشت بزرگتر می شد، دنبال پناه گاهی برای فرار از الکل و مهمانی های آنچنانی گشته و به مدیتیشن و فلسفه ی عملی و مذهبی دیگر روی آوردم، تا بلکه شکاف به وجود آمده را کمتر نمایم. سرانجام فهمیدم که همه آنها به جای اینکه علاج و داروی مؤثری باشند صرفاً درد را از بین می برند. از یازده سپتامبر 2001، با سؤالات بی شماری راجع به اسلام، ارزش ها و فرهنگ اسلامی و اظهارات تنفر برانگیز درمورد جنگ صلیبی جدید، در ذهنم پدیدار شد که توجه مرا به این دین جلب نمود. تا آن وقت تصور من از اسلام چیزی جز پنهان کردن زنان در زیر چادر، کتک زدن همسران، حرم و اندرون و تروریسم نبود.یک روز با کتابی مواجه شدم که دیدگاهی منفی از آن در غرب ارائه داده بودند، ابتدا مجذوب شیوه و برخورد قرآن شدم و سپس شیفته ی آنچه که راجع به پروردگار، زندگی، هستی و رابطه میان خالق و مخلوق در آن آمده، شدم. فهمیدم که قرآن بدون نیاز به واسطه و یا مفسری قلب و روح انسان را با بینشی دقیق و روشن مورد خطاب قرار می دهد.سرانجام حقیقت را دریافتم و یافته های جدید و فعالیت های رضایت بخش مرا صرفاً به سوی پذیرفتن دینی به نام اسلام کشاند، جایی که بتوانم به عنوان مسلمانی وظیفه مند در آرامش زندگی کنم.به فروشگاه رفته و لباس بلند همراه با روسری زیبایی خریداری نموده و این بار با پوشش اسلامی از منزل بیرون آمدم. همسایه و مردم خیابان هایی که قبلاً مرا با لباس های مبتذل می دیدند. بسیاری از زنانی که می شناسم تازه مسلمانان غربی هستند که نقاب می زنند، حتی بعضی از آنها هنوز ازدواج نکرده اند. آنها بدون حمایت خانواده و یا اطرافیانشان نقاب می زنند. نکته ی مشترکی که همه ی آنها دارند انتخاب شخصی از آنچه که ما از آن صرف نظر می کنیم می باشد.زنان خواسه یا ناخواسته به هر وسیله ای در تمام نقاط جهان مورد حمله تبلیغاتی مدل لباس های برهنه قرار می گیرند. به عقیده ی من هر زنی این حق را دارد تا با مقوله ی حجاب آشنا شده، بداند که آن خوشحالی و آرامش را برای وی و خانواده اش به ارمغان می آورد.
سایت و ااسلاماه
ترجمه: مسعود
سایت: مهتدین

رنگ پوشش حجاب به گونه‌اي بايد باشد كه اثرات تحريك كنندگي و برانگيزاننده شهوت نداشته باشد و بر اين اساس و با توجه به اثرات رواني رنگها تنها استفاده از رنگ‌هاي سرد براي پوشش حجاب شايسته است. رنگ هايي چون: سبز، آبي، خاكستري و اگر بانوان بيشتر از رنگ سياه استفاده مي نمايند به آن جهت است كه رنگ سياه از نظر رواني فعّال نيست و توجّه ديگران را به خودجلب نمي‌كند، لذا استفاده از آن توسط بانوان باعث عدم توجه جنس مخالف مي‌گردد.

كساني كه امر پوشش را يك موضوع پيش پا افتاده تلقي كرده اند و آن را يك موضوع تربيتي از طرف پروردگار نمي دانند سخت در اشتباهند... اسلام به هر قومي رسيده به مانند آيه «لباس» به آنان ياد داد كه ستر عورت و پوشش واجب است و آنها را به سوي تمدن سوق داد و ساده انگاشتن امر لباس از طرف دشمنان اسلام رواج داده مي شود. [تفسير الميزان ج 8 ص 68 به نقل از تفسير المنار ج1 ص 81 ذيل آيه 26 سوره اعراف] قرآن و روايات انواع گوناگوني از لباس را به ما معرفي مي كنند تا از آنها بهره مند شويم.
-لباس ظاهري، پوشاننده جسم انسان است و آن را مي آرايد «و هو الذي سحر البحر لتاكلوا منه لحما طريا و تستخرجوا منه حليه تلبسونها...» [سوره نحل آيه 14]. خداوند همان كسي است كه دريا را مسخر شما ساخت تا از آن گوشت تازه بخوريد و از آن زيورهايي را استخراج كنيد كه آن زيورها را بپوشيد.
خداوند يكي از منابع تهيه لباس را، دريا و زيورهاي دريايي معرفي مي كند و آن را به عنوان نعمت خود معرفي مي كند «و الله... و جعل لكم سرابيل تقيكم الحر و سرابيل تقيكم باسكم...» و در پايان همين آيه خداوند مي فرمايد «كذلك يتم نعمته عليكم لعلكم تسلمون» [سوره نحل آيه 81]
خداوند لباس را نعمت اهدايي از طرف خود مي داند و شكر اين نعمت را اطاعت و تسليم شدن به فرمان خدا محسوب مي دارد. بنابراين نحوه استفاده از اين نعمت «استفاده صحيح و استفاده ناصحيح» دو حالت براي استفاده از اين نعمت به وجود مي آيد.
2- استفاده صحيح
خداوند لباسي را به عنوان نعمت معرفي مي كند كه پله ترقي و تعالي انسان براي رسيدن و بدست آوردن لباس تقوا باشد و فرهنگ اسلامي ما بهره مندي از زينت و جمال را وسيله اي براي آشكار كردن نعمت و سپاسگزاري از منعم مي داند. امام علي (ع) در اين باره مي فرمايد: «ان الله جميل يحب الجمال و يحب ان يري اثر النعمه علي عبده» (فروع كافي ج 6 ص 438 و وسايل الشيعه ج 5)
شكر به معناي «اظهار نعمت و توجه به منعم است» (مفردات راغب ذيل لغت شكر )
استفاده صحيح از نعمت خود نوعي سپاسگزاري است و نعمت لباس هم بايد به شيوه صحيح مورد استفاده قرار گيرد. امام صادق مي فرمايد:«اذا انعم الله علي عبده بنعمه ، احب ان يري عليه لانه جميل يحب الجمال» [فروع كافي ج 6 ص 438 و وسايل الشيعه ج 5 ص 7] بنابراين، استفاده صحيح از نعمت لباس موقعي تجلي و ظهور مي يابد كه زمينه ظهور و بروز عبوديت انسان را فراهم كند.
قرآن در اين باره مي فرمايد:«يا بني آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد ...» [ سوره اعراف آيه 31] اگر مسجد «عبادت» و «عبوديت» جاي اظهار زينت باشد كه هست بايد در هنگام اظهار بندگي آشكار كردن زينت لازم و ضروري است و زينت «الزينه اسم جامع لكل شيء يتزين» (الانسان به) (1مفردات راغب ذيل لغت زين ) هر چيزي كه موجب آراستگي انسان بشود، زينت ناميده مي شود و لباس هم موجب آراستگي انسان است. پس زينت به حساب مي آيد.
بهره مندي از پوشاك به شكل معتدل، با طبع و سرشت انساني سازگاري دارد، براي اينكه فطرت آدمي به دنبال زيبايي هاست تا با ديدن زيبايي ها، به وجود زيبايي آفرين توجه نمايد و روي آوري به مساجد با لباس ظاهري و پيرايش ظاهري عامل به دست آوردن لباس تقواست كه ارزشمندتر است «و لباس التقوي ذلك خير» (سوره اعراف آيه 62) و «اما لباس الظاهر فنعمه من الله تعالي، يستر بها العورات و هي كرامه اكرم الله بها ذريه آدم (ع) ما لم يكرم بها غيرهم و هي للمومنين آله لاداء ما افترض عليهم و خير لباسك ما لايشغلك عن الله تعالي، بل يقربك من شكره و ذكره و طاعته» (مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه ص 16)
آثار مثبت بهره مندي مناسب از لباس بدين قرار است:
1- عيوب و عورتها را مي پوشاند.
2- با زينت مي توان دلها را به سوي حق جلب و جذب كرد.
3- لباس وسيله اي براي انجام واجبات و اطاعت از خداست.

همه ما از نعمت لباس به طور صحيح استفاده نمي كنيم و به سوي افراط و تفريط روي مي آوريم.
گروه اول: راه افراط و اسراف را در پيش مي گيرند. بدين شكل كه براي بهره مندي از لباس و زينت متحمل انواع و اقسام زحمات مي شوند تا براي خود لباسي و زينتي فراهم سازند. فراهم ساختن لباس و زينت و خودآرايي تمام جوانب زندگي انسان را تحت تاثير قرار مي دهد تا جايي كه او را از مسير اصلي منحرف مي كند و او را به راه افراط در اين موضوع سوق مي دهد و به نوعي دچار صفت تفاخر و شهرت طلبي مي شود و لباس و زينت كه مقدمه رسيدن به قرب الهي بود، وسيله اي مي شود كه انسان را به خفت و خواري مي كشاند تا جايي كه مصداق اين روايت نبوي مي گردد كه :«من لبس توبا فاختال فيه خسف الله به من شفير جهنم و كان قرين قارون، لانه اول من اختال فسخف الله به و بداره الارض و من اختال فقد نازع الله في جبروته »[وسايل الشيعه ج 5 ص 34]
لباسي كه مايه تفاخر باشد، عامل سقوط در جهنم مي شود و هم نشيني با قارون را فراهم مي سازد و به نوعي اعلان جنگ با خداست. امام صادق مي فرمايد:«الشهره خيرها و شرها في النار» 0وسايل الشيعه ج 5 ص 42).
گاهي اسراف در بهره مندي از لباس براي تقليد از ديگران است و «تقليد قبول نظر ديگران است بدون توجه به دليل آن يا التزام به نظر ديگران بدون توجه به دليل آن است»( تفسير و نقد و تحليل مثنوي ج 2 ص 182).

http://www.maarefquran.org

لباس تقوی

لباس تقوي يعني حيا «همانطوري كه لباس، عيوب را مي پوشاند، حيا هم موجب مي شود كه انسان به معاصي و گناهان نزديك نشود، چرا كه حيا مانع انسان از نزديك شدن به گناهان است» [تفسير مجمع البيان ج1 ص62]

در شكل لباس چند نكته را بايد درنظر گرفت:
1-برطرف كننده عيوب و پوشاننده سؤآت باشد.
2-ازنظر اقتصادي اسراف و تبذير به حساب نيايد.
امام صادق(ع) دراين باره مي فرمايد: «انما السرف ان تجعل ثوب صونك ثوب بذلتك»[ وسايل الشيعه ج5 ص22] بذله: عبارت از آن چيزي است كه از لباس حفاظت نشود

پيامبراكرم (صلي الله عليه واله)فرمودند:«كسي كه دردنيا لباس شهرت بپوشد ، خداوند روز قيامت براو لباس ذلت خواهد پوشانيد.» (ميزان الحكمه جلد 5 ص 306)

[=Tahoma][=Tahoma][=Tahoma, serif]اگر همین روایت پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله و سلم )را ملاک برای حجاب قرار دهیم. حسنوا و اصلحوا بودن پوشش،آن است که رنگ و شکل آن به گونه‌ای جذّاب که توجه دیگران(مردان) را به خود جلب نماید،نباشد؛زیرا هدف از حکم حجاب پاکی و طهارت قلب انسان از هرگونه هیجانات و توجهات شهوت آلود است و این امر مکرر در آیات حجاب آمده است که«ذلک ازکی لهم، ذلکم خیر لکم، ذلک ادنی این یعرفن فلا یؤذین، ان یستعفن خیر لهم، ذلکم اطهر لقلوبکم» و اگر دستوراتی در مورد نوع پوشش یا سخن گفتن و راه رفتن زنان آمده است،همه تأمین کننده سلامتی قلبی و طهارت باطنی زنان و مردان و نهایتاً سلامت و سعادت جامعه می‌باشد.[/][/][/]
http://www.rahebehesht.org

طلوع ستاره;405789 نوشت:

وای نه باورم نمیشه!:Moteajeb!::Moteajeb!::Moteajeb!::moteajeb::moteajeb::moteajeb::moteajeb::Nashnidan::Nashnidan::Nashnidan::Nashnidan::soal::god::god::badbakht::badbakht::badbakht:

خیلی خوشحال میشم نظر دوستان رو هم بدونم:Gol:

راهکارهای جلوگیری از ورود بی رویه مدلهای پوشاک غربی و برگشت هویت پوشش ایرانی و اسلامی چیست؟

طلوع ستاره;415424 نوشت:
راهکارهای جلوگیری از ورود بی رویه مدلهای پوشاک غربی و برگشت هویت پوشش ایرانی و اسلامی چیست؟

به نظرم چاره اش یه ذره خلاقیته
آخه لباس هایی که به اسم ایرانی الان تو بازار هست مثل اینه که یه گونی و سوراخ کردن میگن بکن تنت
زیبایی و شیک بودن هم تو لباس مهمه
لباس شخصیت انسان و نشون میده درست نیست که به خاطر لباس ایرانی که هیچ شکلی نداره شخصیتمون و از دست بدیم
اگه لباس با طرح قشنگ و معقول تو بازار باشه چشم دیگه لباس با طرح غرب نمیخریم

باسلام وتبریک عیدولایت امامت

بها دادن به سلیقهء خیاطها و طراحان جوان.

طلوع ستاره;415424 نوشت:
راهکارهای جلوگیری از ورود بی رویه مدلهای پوشاک غربی و برگشت هویت پوشش ایرانی و اسلامی چیست؟

اگاه کردن مردم ..........

:Gol::Gol:

مهمترین مسئله و چالش مرتبط با پوشش و لباس در شرایط کنونی، مساله مد است. با توجه به اهمیت فراوان این مسئله و تاثیر و جایگاه آن در نقشه مهندسی فرهنگی کشور و وجود دیدگاههای متنوع در این زمینه، ابتدا به واژه شناسی این کلمه و بیان تاریخچه مختصری از آن اشاره شده است.

سپس رویکردهای کلی به مسئله مد بیان شده است در ادامه به مساله مد و پوشش در فرهنگ ایرانی-اسلامی، پرداخته شده است و سعی گردیده است تا شاخص های کلی آن از منظر اسلامی و فرهنگ و سنت ایرانی، ترسیم گردد.

[h=3]مفهوم مد و تاریخچه آن:
[/h] واژه مد (Fashion) واژه ایی فرانسوی است و در زبان فرانسه به معنی طرز، اسلوب، عادت، شیوه و سلیقه و باب روز آمده است. این واژه پس از جنگ جهانی اول، به دنبال نفوذ تمدن غرب وارد زبان فارسی شد. فرهنگ دهخدا مد را اینگونه تعریف می‌کند:«مد لغتی فرانسوی به معنای روش و طریقه موقت است که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان، طرز زندگی و لباس پوشیدن و غیره را تنظیم می‌کند. شیوة متداول و باب زمان در شئون زندگی اجتماعی را مد گویند.»

دایرالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، مد را اینگونه تعریف می‌کند:
«مد عبارت است از شیوه‌های نسبتاً زود گذر کنش درآرایش شخصی یا طرز گفتار و بسیاری دیگر از رفتارها. تفاوت مد با رسم در آن است که بر خلاف رسم که دوام و دیرپایی ویژگی آن می‌باشد، مد تازه است و تبعیت از آن بیشتر به خاطر تازگی آن می‌باشد.»

در جامعه شناسی، به رفتار جمعی نوظهور که به قدر رسم اجتماعی تثبیت نشده باشد، مد می‌گویند. پیدایش ظهور و افول مد، با همه سرعت آن معمولاً پنج مرحله زیر را شامل می‌گردد:
۱) آفرینش و ایجاد مد. ۲) ارایه و معرفی مد. ۳) مردم پسند کردن مد، که این مرحله معمولاً با بمب باران اطلاعاتی و پرسش همه جانبه رسانه‌های جمعی صورت می‌پذیرد. ۴)تولید انبوه. ۵) پس از آنکه تقاضای جدید به اوج خود رسید، قوس نزولی تقاضا و زوال مد آغاز شد، با پیدایی مد جدید، مد قبلی از دور خارج می‌شود.

با توجه به اهمیت روز افزون مد و تأثیر بسیار زیاد آن بر فرهنگ عمومی جامعه و همچنین اهتمام به عناصر مثبت و منفی مدگرایی، باید به تولید نوگرایی و زایش مداوم فرهنگی آن اندیشید و در عین پاسخگویی به نیازهای بشری در زمینه پویایی، حقیقت جویی، زیباگرایی و کمال طلبی، سلیقه وی را در لباس و آرایش و طرز زندگی با نحوی متقارن با تعلقات فرهنگی و هویتی او بهبود بخشید.

مد اسلامی پدیده ای جدید در دنیای مدرن است که بسیاری را جذب خود نموده است.

[h=3]نظریه های فرهنگی مد
[/h] اگر مد را جلوه ایی از سبک زندگی بدانیم، ماکس وبر برخلاف مارکس، سبک زندگی را بیش از آنکه بر تولیدات استوار بداند، بر الگوی مصرف استوار می‌دانست. در نظر وی، مصرف فرآیندی است که کردارهای اجتماعی و فرهنگی متفاوتی را شامل می‌شود و بیان‌کننده تفاوت میان گروههای اجتماعی است. تفاوت‌ها تنها ناشی از عوامل اقتصادی نیست. از بحث وبر در مورد سبک زندگی می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که مشابهت در الگوی رفتاری و مصرف، غالباً با گرد آمدن در اماکن خاص و حتی تشابه الگوی ارزشی و ذهنی همراه است.

از دیدگاه کروبر، مد عبارت است از تفاوت و تغییر، آن هم تغییری خاص، زیرا در حالیکه بسیاری از پدیده‌های اجتماعی بر اثر رشد درونی یا علل بیرونی دگرگون می‌شوند، مد تغییری بی‌بدیل و در واقع تغییر برای تغییر است. لکن به نظر برخی دیگر، نباید این دو جنبه را متضاد و جدا از هم دانست، بلکه باید آنها را به هم پیوند داد و چنانچه فلوگل بیان می‌کند «غرابت مد» در همین است. مد یک حرکت نیست، بلکه دو حرکت است؛ یکی اینکه افراد طبقه پایین را سوق می‌دهد که به افراد طبقه بالا شبیه شوند و دیگر اینکه افراد طبقه بالا را ترغیب می کند که وضع گذشته را رها کنند و نگذارند افراد طبقه پایین به آنها برسند.

موضوع قفل شده است