جمع بندی خانه تكاني دل! (در بخش هايي از دين شك كرده ام)

تب‌های اولیه

361 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
خانه تكاني دل! (در بخش هايي از دين شك كرده ام)

سلام و عرض ادب
مدتي در سايت نبودم به دلايل مختلف. اما مهمترين دليلش اين بود كه تا خودم به چيزي اعتقاد راسخ نداشته باشم نمي توانم مبلغ آن بشوم
لذا از سايت رفتم تا كمي درمورد اين موارد فكر كنم. حالا هم آمده ام تا درمورد آنها با كارشناسان عزيز مشورت كنم
حقيقتش به بخش هايي از دين اسلام شك كرده ام كه در بحث هاي قبلي هم چه در اين سايت و چه در جاهاي ديگر به هيچ وجه قانع نشده ام
البته در مقابل اين شك و ترديدها ، چيزهاي مثبت زيادي هم از سلام برداشت كرده ام كه در هيچ آئين و روش ديگري نديده ام يا كمتر ديده ام

در كل مي توانم بگويم 70 درصد (حدودي) از دين اسلام را قبول دارم و معتقدم در اين 70 درصد هيچ روشي بهتر از آنچه اسلام بيان كرده پيدا نخواهد شد
اما درمورد 30 درصد ديگر به نظرم برخي روش هاي غير اسلامي كارا تر است


همانطور كه عرض شد قبلاً بحث هاي مفصلي كرده ام ولي يا درمورد كل مطلب قانع نشده ام يا درمورد بخشي از آن ، يعني نهايتاً به هر حال به پذيرش كامل نرسيده ام
البته بررسي هر كدام از موارد تشكيكي بنده تاپيك جداگانه مي طلبد ،
اما براي اطلاع كارشناس محترم تعدادي از آنها را عرض ميكنم:

1 - بحث استفاده جنسي از كنيز ، تحليل كنيز و استفاده جنسي از دختران زاده شده از كنيز
2 - جايز بودن جدا كردن زن از شوهرش و نزديكي با او (جدا كردن كنيز و برده)
3 - جايز بودن رابطهء جنسي با زنان اسير كافر ، حتي بدون رضايت آنها
4 - ازدواج با زن اسيري كه شوهر دارد
5 - روش و شيوهء ازدواج اسلامي كه از نظر من اشكالاتي مثل عدم شناخت دقيق رفتار و بي اطلاعي از زيبايي هاي دو طرف و ازدواج هاي از روي اكراه را در پي دارد
6 - صدور حكم هاي كلي كه اختلاف روحيه و خلق و خوي افراد مختلف ، در آنها لحاظ نشده است به عبارتي اسلام انتظار دارد تمام افراد عين هم فكر و زندگي كنند
7 - برخي مسائل خلاف آنچه در اسلام وعده داده شده اتفاق ميفتد. مثلاً روايت صحيح داريم اگر فلان كار را كني نتيجهء a حاصل ميشود ، اما در عمل با انجام آن كار ، نتيجه اي كاملاً برعكس پيش ميايد
8 - اينكه گفته ميشود اگر از روي دلسوزي و همنوع دوستي به مردم كمك كني ثوابي ندارد
9 - اينكه اگر نماز نخواني هيچ عمل ديگري از تو پذيرفته نخواهد شد
10 - حقوق بسيار كمي كه به فرزندان داده شده ، در مقابل حقوق بسيار زياد و بعضاً نامعقول والدين
11 - بعضي حقوق كاملاً يك طرفه (و نه تعاملي) در ازدواج. مثلاً حق جنسي 90 درصدي براي مرد و حق مالي 90 درصدي براي زن كه به نظر من زن را مادياتي بار مياورد و مرد را بي احساس

موارد ديگري هم هست كه ديگر بيان نميكنم
حال سوال من اين است كه اگر من به اين نتيجه رسيده باشم كه در اين موارد از روش ديگري بجز اسلام پيروي كنم ولي در 70 درصد ديگر به اسلام وفادار باشم
آن وقت دين من و جايگاهم چگونه خواهد بود؟ آيا بايد حتماً بطور صددرصد اسلام را بپذيرم؟ و اگر بخشي از آن را نپذيرم ايراد دارد يا خير؟
يا اينطور بپرسم ، آيا ميشود كسي مسلمان نباشد اما 70 درصد زندگيش را از دين اسلام بگيرد و در قيامت وارد بهشت بشود؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

Reza-D;944679 نوشت:
در كل مي توانم بگويم 70 درصد (حدودي) از دين اسلام را قبول دارم و معتقدم در اين 70 درصد هيچ روشي بهتر از آنچه اسلام بيان كرده پيدا نخواهد شد
اما درمورد 30 درصد ديگر به نظرم برخي روش هاي غير اسلامي كارا تر است

سوالات و ابهامات متعددی در ذهن دارید که پاسخ مفصلی می طلبد، امیدوارم بتوانیم در این تاپیک این ابهامات را رفع کنیم، بنده اجمالا پیش از ورود تفصیلی به مطالب دو نکته عرض می کنم:

نکته اول:
اگرچه نگرش عقلی به اعتقادات و باورها خوب و پسندیده است اما اعتقاد به نصف اسلام و بی اعتقادی به نصف دیگر از سوی خداوند پذیرفتنی نیست، اینکه مثلا من دستورات یک پزشک را با عقلم بسنجم و هر کدام را که پسندیدم بپذیرم و هر کدام را که نپسندیدم نپذیرم در حقیقت یعنی هیچ اعتقادی به آن پزشک ندارم، به خودم ایمان آورده ام، ملاک فهم خودم هست لذا آنجا که می پذیرم به خاطر تأیید خودم است و آنجا که نمی پذیرم به خاطر عدم تأیید خودم!
قرآن کریم نسبت به این تبعیض در اعتقادات هشدار داده است: «أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ»؛ آیا به بعضی از کتاب ایمان می آورید و به بعضی از کتاب خیر(بقره:85)
بنابراین باید سعی کنید در آن 30 درصد هم به پاسخ برسید. ان شاالله بتوانیم با کمک هم در این تاپیک تردیدهای 30 درصدی شما را حل کنیم.

نکته دوم:
عقل نسبت به گزاره ها سه حالت دارد:
عقل پذیر: یعنی عقل می تواند صحت و سُقم آن گزاره را درک کند، مثل خوبی عدالت.
عقل ستیز: یعنی گزاره ای که عقل به خوبی می تواند بطلان آن را درک کند، مثل شرک.
عقل گریز: یعنی گزاره ای که عقل با قاطعیت نمی تواند خوبی یا بدی آن را درک کند مثل جزئیات اعتقادی چون پل صراط، یا بسیاری از احکام.
اصول اساسی و بنیادین هر دین باید کاملا عقل پذیر باشد، یعنی با عقل قابل اثبات باشد، اما اصول غیر بنیادین، و همچنین فروع دین لازم نیست عقل پذیر باشد، بلکه همین که عقل ستیز نباشد کافیست، یعنی اگر عقل گریز باشند مانعی وجود نخواهد داشت، چون شما با دلیل عقلی، وجود و حکمت و صداقت خدا، نبوت نبی، و عصمت بیان کنندگان این احکام را پذیرفته اید.
بنابراین همین که این احکامی که بیان فرمودید در نگاه شما از عقل ستیزی به مرز عقل گریزی وارد شد کار تمام است، با توجه به پایه معقول آنها، دیگر نمی توان آن را نامعقول دانست.

Reza-D;944679 نوشت:
1 - بحث استفاده جنسي از كنيز ، تحليل كنيز و استفاده جنسي از دختران زاده شده از كنيز
2 - جايز بودن جدا كردن زن از شوهرش و نزديكي با او (جدا كردن كنيز و برده)
3 - جايز بودن رابطهء جنسي با زنان اسير كافر ، حتي بدون رضايت آنها
4 - ازدواج با زن اسيري كه شوهر دارد

در مورد شبهاتتان در خصوص برده داری این لینک را با دقت مطالعه بفرمایید، ببینید تا چه حدی این مسئله حل می شود، بعد ابهاماتتان را پی می گیریم:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55164&p=829407#post829407

Reza-D;944679 نوشت:
5 - روش و شيوهء ازدواج اسلامي كه از نظر من اشكالاتي مثل عدم شناخت دقيق رفتار و بي اطلاعي از زيبايي هاي دو طرف و ازدواج هاي از روي اكراه را در پي دارد
6 - صدور حكم هاي كلي كه اختلاف روحيه و خلق و خوي افراد مختلف ، در آنها لحاظ نشده است به عبارتي اسلام انتظار دارد تمام افراد عين هم فكر و زندگي كنند
7 - برخي مسائل خلاف آنچه در اسلام وعده داده شده اتفاق ميفتد. مثلاً روايت صحيح داريم اگر فلان كار را كني نتيجهء a حاصل ميشود ، اما در عمل با انجام آن كار ، نتيجه اي كاملاً برعكس پيش ميايد

در مورد شماره «5» که باید عرض کنم انچه در عُرف ما انجام می شود را به پای اسلام نباید نوشت، باید دید اسلام چه میگوید، اسلام مخالف صحبت کردن برای شناخت ازدواج، و حتی عقد موقت با شرط ضمن عقد برای شناخت بیشتر طرفین نیست، اسلام حتی می گوید در گام آخر خواستگار می تواند مو و بخشی هایی از بدن دختر را ببیند، اسلام روی شناخت خیلی تأکید دارد. شما می بینید که حتی خانواده های مذهبی هم زیر بار این گزینه آخر نمیروند! که البته شاید به خاطر این باشد که نمی شود در این زمانه به کسی اعتماد کرد، اما در هر صورت اسلام در این عرصه کم نگذاشته است.
دو شماره بعدی خیلی کلّی هستند اگر ممکن است بیشتر توضیح بدهید.

Reza-D;944679 نوشت:
8 - اينكه گفته ميشود اگر از روي دلسوزي و همنوع دوستي به مردم كمك كني ثوابي ندارد

قطعا این درست نیست، اسلام هم نظر اینچنینی ندارد! من تا به حال چنین نظری از اسلام نه دیده ام و نه شنیده ام!
وقتی در اسلام برای حیوانات حقوق تعیین شده، برای هم نوع حقوق تعیین نشود؟!
اگرچه مسلمان بودنِ کسی که به او کمک میشود به عنوان اولویت تعیین شده، و ثواب بیشتری دارد اما این به معنای بی تفاوتی نسبت به غیر مسلمانان نیست که کمک کردن به آنها از باب همنوع ثواب نداشته باشد.
هم سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع)، و هم روایات اسلامی پُر است از تأکید به مهربانی و کمک به دیگران.

Reza-D;944679 نوشت:
9 - اينكه اگر نماز نخواني هيچ عمل ديگري از تو پذيرفته نخواهد شد

این حکم برای مسلمانان است، یعنی کسی که اعتقاد به اسلام دارد و نماز نمی خواند اعمال دیگرش هم قبول نخواهد شد، این حاکی از یک امر واقعی است، چرایی آن و آگاهی از نقش نماز در تأثیرگذاری بر سایر اعمال و حسابرسی از امور عقل گریز است که عقل توان درک آن را ندارد.
اما در خصوص کسانی که از اسلام و ضرورت نماز آگاه نیستند و مستضعف فکری به شمار می روند خب خداوند متناسب با درکشان توقع خواهد داشت.

Reza-D;944679 نوشت:
10 - حقوق بسيار كمي كه به فرزندان داده شده ، در مقابل حقوق بسيار زياد و بعضاً نامعقول والدين

حقوق فرزندان در اسلام کم نیست، از اذان و اقامه در بدو تولد، تا اسم نیکو و نفقه و مهم تر از همه تربیت صحیح و آموزش ادب و دین حقوقی است که در اسلام بر عهده والدین گذاشته شده است، مگر حق دیگری هم غیر از اینها وجود دارد؟ اما حکمت اینکه فرزندان به رعایت حق والدین بیشتر توصیه شده اند طبق بیان استاد قرائتی این است که پدر و مادر نیازی به توصیه به رعایت احوال کودکشان ندارند، پدر و مادر حتی لقمه از دهان خودشان میگیرند و در دهان کودکشان میگذارند، خودشان برهنه می مانند و کودکشان را می پوشانند، اما فرزندان نسبت به والدین این حس با این شدت را ندارند، لذا قرآن فرزندان را توصیه به رعایت حقوق والدین نموده است، یعنی این تفاوت در بیان است، نه در حقوق، و حکمت آن هم ریشه مخاطب شناسی قرآن و روایات دارد.

Reza-D;944679 نوشت:
11 - بعضي حقوق كاملاً يك طرفه (و نه تعاملي) در ازدواج. مثلاً حق جنسي 90 درصدي براي مرد و حق مالي 90 درصدي براي زن كه به نظر من زن را مادياتي بار مياورد و مرد را بي احساس

نکته اول اینکه مسائل روانشناسی، جامعه شناسی، شناخت روحیات زن و مرد و تبیین حقوق آنها متناسب با روحیاتشان، مسائل خانواده و مانند آن از مسائل بسیار پیچیده ای هستند که به این راحتی نمی توان نظری داد یا نظر مقابل را نظر اشتباهی دانست، با گذشت قرن ها از پیدایش این علوم و پیشرفت آنها هنوز نظرات مختلف و متناقضی وجود دارد، لذا در گام اول هرگز کسی نمی تواند حکم اسلام را عقل ستیز بداند تا حقانیت آن را زیر سوال ببرد، نهایتا می توان گفت عقل گریز است.

نکته دوم اینکه با تحلیل می توان فهمید حقوق زن و مرد نه تنها عقل گریز نیست، بلکه عقل پذیر است، چراکه اگرچه زن و مرد هر دو خصوصیات جنسی و عاطفی دارند اما عاطفه در زنان مقدم بر جنسیت بوده و برعکس جنسیت در آقایان مقدم بر عواطف است، به همین خاطر زنان از کسی که نسبت به او محبت نداشته باشند لذت جنسی نمی برند و این که تجاوز برای آنان خیلی ناراحت کننده است از این بابت است در حالی که این مسئله برای مردان کمتر مصداق دارد.

این شناخت دقیق از 1400 سال پیش در احکام اسلامی وجود داشته است که اسلام هنگامی که میخواهد مردان را توصیه به زنان کند توصیه های او عاطفی است، اینکه با آنها مهربان باشید، به انها ابراز محبت کنید، چون این محبت و عواطف راه رسیدن به جنسیت آنهاست.
و وقتی می خواهد زنان را برای حقوق مردانشان توصیه کند توصیه هایش عمدتا جنسی است، می فرماید شوهر را در هر لحظه و هر زمان ارضاء کنید چرا که راه رسیدن به عواطف مرد و کلید جلب محبت او ارضاء جنسی اوست.

علاوه بر اینکه اگرچه حق جنسی زن حداقل هر چهارماه یکبار است، اما طبق نظر اسلام اگر خانمی نیاز جنسی دارد و خوف به گناه افتادن وجود دارد بر مرد لازم است نیاز او را برطرف کند.

همچنین امروزه از نظر پزشکی و خصوصا طب سنتی مسجّل شده است که ارضاء جنسی برای مرد می تواند مضرّ باشد چرا که مایعی حاوی املاح معدنی مورد نیاز مرد مثل «روی» از او دفع میشود، اما همین املاح میتواند در نزدیکی جذب بدن زن شود، یعنی عملا رفتار جنسی برای یکی مضرّ و برای یکی مفید است، طبیعتا در چنین رابطه مشترکی حق ابراز نظر با کسی است که این رابطه برای او ضرر دارد. اسلام می گوید رابطه جنسی در هر چهارماه یکبار حق هر دو طرف است، یعنی چهارماه یکبار چه زن بخواهد و چه مرد رابطه باید باشد، اما بیش از این مقدار باید مرد راضی باشد مگر آنکه زن به حرام بیفتد.

اما در مورد حق مالی، این حق 90 درصدی نیست، اسلام مدیر اقتصادی خانواده را مرد می داند و بر آن تأکید دارد، اما بر مرد واجب کرده است که بر زن سخت نگیرد، نیازهای او را متناسب با شأنش، یعنی همانطور که در خانه پدرش برطرف میشده برطرف نماید.
یعنی در اسلام بر مرد لازم نیست درصدی از درآمدش را به زن بدهد، درصد تعیین نشده! لذا اگر مردی مخارج متناسب با شأن همسرش ماهیانه یک میلیون است اما در ماه صد میلیون هم درآمد دارد باز خود اوست که برای مدیریت درآمدش تصمیم می گیرد واجب نیست بیش از شأن همسرش برای او خرج کند.

روی آن لینکی که آدرس دادم، و روی سخنانی که در این پست عرض کردم تأملی بفرمایید، اگر ابهامی برطرف شد از آن عبور می کنیم و اگر ابهامی باقی ماند آن را مطرح بفرمایید تا روی آنها بحث را پیش ببریم تا به حول و قوه الهی مسئله را کاملا روشن سازیم.
در پناه حق

Reza-D;944679 نوشت:
سلام و عرض ادب
مدتي در سايت نبودم به دلايل مختلف. اما مهمترين دليلش اين بود كه تا خودم به چيزي اعتقاد راسخ نداشته باشم نمي توانم مبلغ آن بشوم
لذا از سايت رفتم تا كمي درمورد اين موارد فكر كنم. حالا هم آمده ام تا درمورد آنها با كارشناسان عزيز مشورت كنم
حقيقتش به بخش هايي از دين اسلام شك كرده ام كه در بحث هاي قبلي هم چه در اين سايت و چه در جاهاي ديگر به هيچ وجه قانع نشده ام
البته در مقابل اين شك و ترديدها ، چيزهاي مثبت زيادي هم از سلام برداشت كرده ام كه در هيچ آئين و روش ديگري نديده ام يا كمتر ديده ام

در كل مي توانم بگويم 70 درصد (حدودي) از دين اسلام را قبول دارم و معتقدم در اين 70 درصد هيچ روشي بهتر از آنچه اسلام بيان كرده پيدا نخواهد شد
اما درمورد 30 درصد ديگر به نظرم برخي روش هاي غير اسلامي كارا تر است


همانطور كه عرض شد قبلاً بحث هاي مفصلي كرده ام ولي يا درمورد كل مطلب قانع نشده ام يا درمورد بخشي از آن ، يعني نهايتاً به هر حال به پذيرش كامل نرسيده ام
البته بررسي هر كدام از موارد تشكيكي بنده تاپيك جداگانه مي طلبد ،
اما براي اطلاع كارشناس محترم تعدادي از آنها را عرض ميكنم:

1 - بحث استفاده جنسي از كنيز ، تحليل كنيز و استفاده جنسي از دختران زاده شده از كنيز
2 - جايز بودن جدا كردن زن از شوهرش و نزديكي با او (جدا كردن كنيز و برده)
3 - جايز بودن رابطهء جنسي با زنان اسير كافر ، حتي بدون رضايت آنها
4 - ازدواج با زن اسيري كه شوهر دارد
5 - روش و شيوهء ازدواج اسلامي كه از نظر من اشكالاتي مثل عدم شناخت دقيق رفتار و بي اطلاعي از زيبايي هاي دو طرف و ازدواج هاي از روي اكراه را در پي دارد
6 - صدور حكم هاي كلي كه اختلاف روحيه و خلق و خوي افراد مختلف ، در آنها لحاظ نشده است به عبارتي اسلام انتظار دارد تمام افراد عين هم فكر و زندگي كنند
7 - برخي مسائل خلاف آنچه در اسلام وعده داده شده اتفاق ميفتد. مثلاً روايت صحيح داريم اگر فلان كار را كني نتيجهء a حاصل ميشود ، اما در عمل با انجام آن كار ، نتيجه اي كاملاً برعكس پيش ميايد
8 - اينكه گفته ميشود اگر از روي دلسوزي و همنوع دوستي به مردم كمك كني ثوابي ندارد
9 - اينكه اگر نماز نخواني هيچ عمل ديگري از تو پذيرفته نخواهد شد
10 - حقوق بسيار كمي كه به فرزندان داده شده ، در مقابل حقوق بسيار زياد و بعضاً نامعقول والدين
11 - بعضي حقوق كاملاً يك طرفه (و نه تعاملي) در ازدواج. مثلاً حق جنسي 90 درصدي براي مرد و حق مالي 90 درصدي براي زن كه به نظر من زن را مادياتي بار مياورد و مرد را بي احساس

موارد ديگري هم هست كه ديگر بيان نميكنم
حال سوال من اين است كه اگر من به اين نتيجه رسيده باشم كه در اين موارد از روش ديگري بجز اسلام پيروي كنم ولي در 70 درصد ديگر به اسلام وفادار باشم
آن وقت دين من و جايگاهم چگونه خواهد بود؟ آيا بايد حتماً بطور صددرصد اسلام را بپذيرم؟ و اگر بخشي از آن را نپذيرم ايراد دارد يا خير؟
يا اينطور بپرسم ، آيا ميشود كسي

مسلمان نباشد اما 70 درصد زندگيش را از دين اسلام بگيرد و در قيامت وارد بهشت بشود؟

با سلام و احترام

میتوانید سوالتان را اینطور مطرح کنید که
آیا انکار برخی امور منتسب به اسلام موجب کفر است؟
کدام یک از این امور جزو ضروریات اسلام است و کدام یک جزو ضروریات نیست؟
چون انکار ضروریات کفر است...
مثلا شما نمیگویید زکات در اسلام نیست بلکه میگویید منحصر در 9 قسم نیست همانطور که آیت الله صادقی و برخی فقهای دیگر گفته اند
مثلا شما نمیگویید خمس نیست بلکه میگویید خمس مختص فقرای سید نیست همانطور که برخی فقها میگویند مثل لینک زیر

http://www.askdin.com/showthread.php?t=58771

یا مثلا شما منکر برده داری نیستید میگویید حق رابطه زوری ندارد
یا آزادی بردگان واجب است
http://www.askdin.com/showthread.php?t=54005

http://www.askdin.com/showthread.php?t=55164&p=823326&viewfull=1#post823326

و یا حتی رابطه زوری با همسر آزاد
http://www.askdin.com/showthread.php?t=53918یا مثلا در مورد اطاعت از والدین ان قلت هایی مثل این دارید
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55657&page=4

در کل اگر اشکالات و تشکیک های شما مربوط به ضروریات دین باشد خیلی فرق میکند با اشکالات و تشکیک به غیر ضروریات
لذا فکر میکنم ابتدا باید بدانیم این موارد جزو ضروریات هستند یا خیر؟!

مسلم;944969 نوشت:
کارشناس بحث: استاد مسلم

:Graphic (55):

مسلم;944969 نوشت:
در مورد شبهاتتان در خصوص برده داری این لینک را با دقت مطالعه بفرمایید، ببینید تا چه حدی این مسئله حل می شود، بعد ابهاماتتان را پی می گیریم

سلام و عرض ادب استاد عزيز
تاپيكي كه لينك داديد را خواندم. هيچ بخشي برايم قانع كننده نبود بجز بحث مشروط بودن حكم به نظر امام معصوم
پ.ن:
اگر ساعت 12 ظهر باشد و خورشيد وسط آسمان و تمام مردم هم روز بودن را تاييد كنند ، اما معصوم بگويد شب است ، من هم خواهم گفت شب است

مسلم;944969 نوشت:
اسلام حتی می گوید در گام آخر خواستگار می تواند مو و بخشی هایی از بدن دختر را ببیند، اسلام روی شناخت خیلی تأکید دارد
شما می بینید که حتی خانواده های مذهبی هم زیر بار این گزینه آخر نمیروند!

دليل اساسي من بخش بولد شده است. بحث شرطي سازي را حتماً خيلي بهتر از من مي دانيد
مجموع قوانين اسلام به گونه اي هستند كه خروجي آن اينگونه ميشود كه دختر و پسر مذهبي (بخصوص دخترها) و خانواده هاي آنها در مقابل رفت و آمد بسيار حساس بشوند

اين رفتار نسل به نسل در افراد شكل ميگيرد و به فرزندان منتقل ميشود و فرزند نيز حدود 20 سال با همين رفتارها بزرگ ميشود
بعد انتظار داريم به يك باره بنشينند و سير تا پياز زندگي را با يك نامحرم مطرح كرده و تبادل نظر كنند و نه خودشان و نه خانواده هايشان هم برايشان دشوار نباشد

شما بفرمائيد يك تحقيقي كنيد ، تقريباً تمام خانواده هايي كه در آنها دخ0تر و پسر تمايل به معاشرت و شناخت كامل و دقيق دارند
يا غيرمذهبي هستند يا مسائل شرعي را به آن شدتي كه اسلام گفته انجام نمي دهند
وقتي ذهن يك انسان به نوعي از رفتار خو بگيرد ، نميشود از او انتظار داشت به يك باره به گونه اي كاملاً متفاوت رفتار كند

مسلم;944969 نوشت:
6 - صدور حكم هاي كلي كه اختلاف روحيه و خلق و خوي افراد مختلف ، در آنها لحاظ نشده است به عبارتي اسلام انتظار دارد تمام افراد عين هم فكر و زندگي كنند
7 - برخي مسائل خلاف آنچه در اسلام وعده داده شده اتفاق ميفتد. مثلاً روايت صحيح داريم اگر فلان كار را كني نتيجهء a حاصل ميشود ، اما در عمل با انجام آن كار ، نتيجه اي كاملاً برعكس پيش ميايد
مورد 6 ، زندگي من و شما ، روحيات من و شما ، خواسته ها و تمايلات من و شما ، اخلاق من و شما و درك ما از دنيا با هم متفاوت است
اما اسلام براي هر دوي ما يك نوع قوانين در تمام زمينه ها وضع كرده و انتظار دارد بنده و شما دقيقاً مانند هم عمل كنيم
مثلاً همان بحث شناخت در ازدواج ، ممكن است والدين من اجازه رفت و آمد بدهند ولي والدين شما اين اجازه را ندهند
اسلام براي شما هيچ راهكاري ندارد!! تنها راه حل دين اين است كه تلاش كنيد والدين خود را راضي كنيد!!
خب اگر دعوت ديگران به راه درست اينقدر ساده است ، چرا امام حسين(ع) با آن زبان شيوا و علم الهي ، كلاً فقط توانستند 72 نفر را از بين چندهزار نفر به حق دعوت كنند؟!!

مورد 7 ، مثلاً اسلام ميگويد فلان اعمال ناشايست (مثلاً كسب روزي از راه حرام) موجب از بين رفتن رزق ميشود ولي اگر اعمال نيك انجام بدهي مالت زياد ميشود
اما در عمل مي بينيم افراد حرام خور ، زناكار ، شراب خور و.......هر روز مال و ثروتشان زيادتر ميشود اما افراد دست و دل پاك هميشه محتاج يك لقمه نان هستند

مسلم;944969 نوشت:
8 - اينكه گفته ميشود اگر از روي دلسوزي و همنوع دوستي به مردم كمك كني ثوابي ندارد
منظورم را اشتباه برداشت كرديد برادر
از اين نظر گفتم كه مي گويند در كمك به ديگران حتماً بايد نيتت رضاي الهي باشد
يعني وقتي فقيري را مي بيني فقط بايد براي خشنودي خدا به او كمك كني. اگر دلت برايش بسوزد و از روي همنوع دوستي كمكش كني ثواني نخواهي داشت

مسلم;944969 نوشت:
حقوق فرزندان در اسلام کم نیست، از اذان و اقامه در بدو تولد، تا اسم نیکو و نفقه و مهم تر از همه تربیت صحیح و آموزش ادب و دین حقوقی است که در اسلام بر عهده والدین گذاشته شده است، مگر حق دیگری هم غیر از اینها وجود دارد؟
نام نيكو؟! گفتن اذان و اقامه؟! احياناً والدين زير بار اين دو مسئوليت سنگين و پرمخاطره كمرشان نشكند؟!
بله استاد خيلي حقوق ديگر وجود دارد
احترام به شخصيت فرزند به عنوان يك انسان ، عدم توهين به فرزند يا كوچك كردن شخصيتش يا كتك زدنش از سوي والدين
تنبيه والدين در صورت سرپيچي از وظايفشان نسبت به فرزند و.......
فرزند در دين اسلام آنقدر بي ارزش است كه ميگويند اگر والدين تو بدون دليل(!!!) به تو توهين كردند يا تو را كتك زدند تو حق نداري اعتراض كني
يا اگر پدري فرزندش را كشت قصاص نميشود!!!

مسلم;944969 نوشت:
حکمت اینکه فرزندان به رعایت حق والدین بیشتر توصیه شده اند طبق بیان استاد قرائتی این است که پدر و مادر نیازی به توصیه به رعایت احوال کودکشان ندارند
حتماً سند استاد قرائتي براي اين سخنشان دختراني هستند كه به دست پدرانشان زنده به گور ميشدند!!
با كمال احترام ، استاد قرائتي صددرصد اشتباه فرموده اند
استاد مسلم عزيز ، شما (و جناب قرائتي) توي عمرتان پدر و مادرهايي را نديده ايد كه فرزندشان را كتك مي زنند؟
نديده ايد والديني را كه با فرزند بسيار بد سخن ميگويند و به او در جلوي همه توهين ميكنند؟
نديده ايد پدرهايي را كه دخترشان را به زور شوهر مي دهند؟
نديده ايد مادراني را كه وقتي پسرشان دختري انتخاب ميكند خونش را توي شيشه ميكنند كه بايد دخترخواهر مرا بگيري؟
نديده ايد والديني را كه دنبال عشق و حال خودشان مي روند (روابط نامشروع ، مشروب ، مواد و....) و فرزندان را رها ميكنند؟
شما تا به حال كودكان سر راهي را نديده ايد؟
شما كودكاني را كه دست فروشي ميكنند يا كنار ترازو در خيابان نشسته اند را نديده ايد؟
بعضي از اينها را والدين به افراد سودجو فروخته اند و بعضي را هم خود والدين به اين كار وادار ميكنند
مي دانيد فقط در استان اصفهان ، در هر ماه حدود 15 كودك سرراهي پيدا ميشود؟
گفته ميشود اين والدين فقير هستند! ببخشيد ولي اگر فقير هستند خيلي غلط ميكنند كه بچه دار ميشوند

مسلم;944969 نوشت:
روحیات زن و مرد

البته در اين مورد خودم هم به نتيجه رسيده ام كلاً محبت زن فقط نسبت به سه گروه است:
اقوام - فرزندان - دوستان
ولي شوهر هرگز نبايد از زنش انتظار محبت داشته باشد چون انتظاري بيهوده خواهد بود
البته نه به اين دليل كه زنها محبت كردن بلد نباشند ، بلكه به اين دليل كه زنها مردي را دوست دارند كه هيچگونه نيازي به محبت نداشته باشد
هز زني هم بگويد نه دروغ گفته (شايد 1 در ميليون استثنا وجود داشته باشد)
پس عملاً مرد نبايد انتظار محبت از سوي زن داشته باشد. البته بجز موارد كوچكي مثل چاي آوردن يا گفتن خسته نباشيد هنگام ورود به خانه (خانمها فكر ميكنند با اين كارها ديگر درياي محبت هستند happy)

بگذاريد جور ديگري توضيح بدهم
فرض كنيد شديداً گرسنه هستيد ؛ وارد يك فروشگاه ميشويد و ميگوئيد ساندويچ مي خواهم. فروشنده ميگويد ندارم
ميگوئيد پفك مي خواهم ، ميگويد ندارم و........ تا نهايتاً ميپرسيد خب چه داريد؟! ميگويد فقط بيسكوئيت دارم
خب اينجا شما چاره اي نداريد بجز اينكه همان بيسكوئيت را بخريد
حال وقتي مدتي از آن فروشگاه خريد كنيد ، كم كم به بييسكوئيت عادت ميكنيد
آن وقت بيگوئيم آن فرشنده به اين دليل بيسكوئيت مي فروشد كه خريدار بيسكوئيت را بيشتر از همه چيز دوست دارد!
اين تاپيك مرا ببينيد برادر: http://www.askdin.com/showthread.php?t=56580


دقيقاً بعد از تاپيك بالا خانمها بنده را مردي احساسي (البته جوري كه انگار احساسي بودنِ مرد مشكل اخلاقي است!!) مي بينند
نمي دانم. شايد منظور خانمها از اينكه مرد بايد احساسات داشته باشد اين است كه فقط بايد به ما محبت كند ولي درمورد خودش نبايد احساسات داشته باشد
شايد هم درستش همين است و مرد فقط بايد دنبال رابطهء جنسي باشد و نه محبت ، وگرنه مرد نيست!
به هر حال در اين مورد به نظرم به جاي گوشش دادن به حرف خانمها ، بايد به عملشان نگاه كنم
شايد حق با شما باشد استاد و مرد بيشتر دنبال ارضاي جنسي است و مشكل از من است كه تا از زني محبت نبيند ارضا نميشوم! لابد مرد كاملي نيستم!

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

Reza-D; نوشت:

وقتي ذهن يك انسان به نوعي از رفتار خو بگيرد ، نميشود از او انتظار داشت به يك باره به گونه اي كاملاً متفاوت رفتار كند

قبلا در پستی اینو گفته بودم اینجا هم میگم.
متاسفانه ما وقتی می خوایم حق و حقوق خودمون رو بگیریم دادگاهی تشکیل میدیم به قضاوت علی بن ابی طالب
ولی وقتی بحث حق و حقوق دیگران میشه دادگاهی تشکیل میدیم به قضاوت بنجامین ویلیامز.
این انتظارات به شدت غیر منطقی و دور از انصاف هست.
Reza-D; نوشت:

زندگي من و شما ، روحيات من و شما ، خواسته ها و تمايلات من و شما ، اخلاق من و شما و درك ما از دنيا با هم متفاوت است
اما اسلام براي هر دوي ما يك نوع قوانين در تمام زمينه ها وضع كرده و
انتظار دارد بنده و شما دقيقاً مانند هم عمل كنيم


خودسازی یعنی همین
ولی این انتظاری که اسلام دارد با انتظاری که انسان ها دارند متفاوت هست.
قسمتی از متن رو ک مشخص کردم از نظر اسلام نقطه ی اوج هست نه نقطه ی شروع.
شما قرار هست به اون نقطه برسی نه اینکه از اون نقطه شروع کنی.
این انتظار انسان هاست که انتظار دارند این نقطه ی شروع شما باشه.
بخاطر همین کج فهمی هاست که برخی آدم های بی انصاف ، از مسلمانان زیاد ایراد میگیرن.
اگر مسلمانی چرا دروغ میگی؟ اگر مسلمانی چرا غیبت میکنی؟
خوب مسیر بندگی برطرف کردن همین عیب و ایرادهاست دیگه.
منتها یک نکته ای اینجا وجود دارد.
ایراد گرفتن از مسلمانی که دروغ می گوید ، غیبت میکند، و قصد رشد و برطرف کردن ایرادهایش را هم ندارد منطقی هست.
ایراد گرفتن از مسلمانی که دروغ می گوید، غیبت میکند، و قصد رشد و برطرف کردن ایرادهایش را دارد منطقی نیست.
Reza-D; نوشت:

مورد 7 ، مثلاً اسلام ميگويد فلان اعمال ناشايست (مثلاً كسب روزي از راه حرام) موجب از بين رفتن رزق ميشود ولي اگر اعمال نيك انجام بدهي مالت زياد ميشود
اما در عمل مي بينيم افراد حرام خور ، زناكار ، شراب خور و.......هر روز مال و ثروتشان زيادتر ميشود اما افراد دست و دل پاك هميشه محتاج يك لقمه نان هستند


شاید اگر اینو دو ماه پیش به من میگفتی منم باهات هم نظر بودم. ولی واقعیت چیز دیگری هست.

تک تک این افراد هم در این دنیا تاوان پس میدن هم در آخرت.

ولی خداوند طبق میل من و شما انتقام نمی گیره.

ما انتظار داریم خداوند از شخص مورد نظر ما جوری انتقام بگیره که ما ببینیم و لذت ببریم.

گاهی اینجوری میشه گاهی هم نمیشه. چون همه ی کارهای خداوند روی حساب و کتاب هست.

اصلا و ابدا فریب ظاهر زندگی دیگران رو نخورید.

گاهی همه چیز خیییییییلیییییی طبیعی و جدی به نظر میاد.

تو کاملا خوشبختی و محبوبیت شخص مورد نظرت ( حرام خوار، زناکار و ... ) رو می بینی و احساس میکنی.

ولی وقتی به عمق زندگی طرف وارد میشی ، از این که بدبختی و حقارت و پستی شگفت زده میشی.

بعد متوجه میشی تمام چیزی رو که شما مشاهده کردی بخاطر مهارت بسیار بالای طرف در نقش بازی کردن هست.

نقش انسان خوشبخت ، نقش انسان صبور ، نقش انسان فهیم ، نقش انسان خوش اخلاق ، نقش انسان متعهد ، نقش انسان متخصص.

شاید بگی مگه میشه این همه آدم فیلم بازی کنند. بله میشه. خیلی هم راحت میشه. دیدم که میگم.

طرف یک لحظه آرامش توی زندگیش نداره. ولی به قدری فیلم بازی میکنه که حد و حساب نداره.

همه ی ترسش اینه که مبادا دیگران از بیماری من با خبر بشن ، مبادا دشمن شاد بشم. ناراحتی اعصاب داره. به شدت حسود و بخیل هست.

ولی وقتی توی جمع میشینه تمام انرژیش رو جمع میکنه که درونش رو پنهان کنه.

همه ی این حرفهایی که زدم رو دیدم و کاملا هم شدنی هستند.

Reza-D; نوشت:

اگر اعمال نيك انجام بدهي مالت زياد ميشود

حتما شنیدی خوش اخلاقی روزی رو زیاد میکنه.
حتما شنیدی شکر نعمت نعمتت افزون کند.
پس چرا جواب نمیده؟
دلیلش اینه که ما انسان ها همه نفری یه چرتکه دستمونه و به شدت به نتیجه وابسته هستیم.
مثال یک : امروز مشتری اومد بهش سلام کردم و لبخند زدم. پس چرا پشت سرش ده تا مشتری نیومد؟ مگه خوش اخلاقی روزی رو زیاد نمی کنه؟ اصلا نخواستیم.
مثال دو: دیروز بخاطر اینکه دخل مغازه ام صد هزار تومن شد خداروشکر کردم پس چرا امروز نشد دویست هزار تومن؟ اصلا نخواستیم.

وقتی خداوند میگه خوش اخلاقی کن تا روزیت زیاد بشه منظورش این نیست که تظاهر به خوش اخلاقی روزی رو زیاد میکنه.

منظورش اینه که « کسی که واقعا خوش اخلاق باشد و خوش اخلاقی در جزیی از شخصیتش باشد روزی اش زیاد می شود »

به عنوان مثال یک روز رفتم پیش پیرایشگری که خیلی مودب صحبت میکرد. مدام با احترام حرف میزد.
مثلا میگفت:
«خیلی عذرمیخوام قربان، میشه یک مقدار سرتونو بالا بگیرید؟»
در همین حین به پسر کوچکش که توی مغازه روی صندلی ها بالا و پایین می پرید گفت: «سگ پدر بشین یه جا»
اون شد آخرین باری که پیشش رفتم و هر موقع هم یادم میاد حالم ازش بهم می خوره.

خوب انتظار دارید چنین شخصی رزق و روزی داشته باشه؟

در مورد شکر نعمت هم همینطوره.

ما باید وقتی شکر میکنیم. نعمت رو احساس کنیم. اگر بگیم خدایا شکرت ولی توی دلمون بگیم «خدایا واسه همه مادری واسه ما زن بابا؟ » این هیچ فایده ای نداره.

خوب چرا باید خوش اخلاقی توی وجودمون ریشه داشته باشه که رزق و روزیمون زیاد بشه؟ چرا باید وجود نعمت رو احساس کنیم و قدرو جایگاهش رو در درونمون احساس کنیم؟
چون اگر کسی واقعا خوش اخلاق باشه و واقعا شاکر باشه ، این خوش اخلاق بودن و شاکر بودن یک احساس مطبوع عمیقی در وجود شخص ایجاد میکنه.
و این احساس مطبوع عمیق انسان رو به یک رفتار سالم وادار میکنه. و اون رفتار سالم منجر به عکس العمل مثبت از طرف تمام کائنات خواهد شد.
ولی با فیلم بازی کردن هیچ احساسی مطبوعی ایجاد نمی کنه که بخواد ما رو با جهان هستی هماهنگ کنه.

Reza-D; نوشت:

از اين نظر گفتم كه مي گويند در كمك به ديگران حتماً بايد نيتت رضاي الهي باشد
يعني وقتي فقيري را مي بيني فقط بايد براي خشنودي خدا به او كمك كني. اگر دلت برايش بسوزد و از روي همنوع دوستي كمكش كني ثواني نخواهي داشت


دلیل اینکه این مسئله برای شما پیش اومده اینه که ما متاسفانه تصویر خوبی از خاطرخواهی نداریم.
تصویر ما خاطرخواهی همیشه اینجوری بوده:
«بخاطر بابات چیزی بهت نمیگم وگرنه بلایی سرت میوردم که روزی هزاربار آرزوی مرگ بکنی»
«حیف که فلانی اینجا نشسته وگرنه جوابی بهت می دادم که.....»
«من بخاطر داداشت بهت پول قرض دادم وگرنه اصلا تورو قبول ندارم»

و هیچوقت چنین تصویری نداشتیم:
نفر اول: سلام
نفر دوم: سلام.
نفر اول: اسم شما چیه؟
نفر دوم: مسعود
نفر اول: شما دوست رضا دودانگه هستی؟
نفردوم: بله
نفراول: به به ، خیلی خیلی خوش آمدید، چرا اونجا ایستادید ؟ بفرمایید بنشینید تا واستون یه نوشیدنی بیارم.
نفر دوم: :Kaf::shadi::khoshali::Kaf::Mohabbat::hamdel:

تفاوت را احساس کنید.

[SPOILER]
فعلا خسته شدم. بقیشو بعدا می نویسم.
[/SPOILER][/][/][/]

و طاها;944979 نوشت:
میتوانید سوالتان را اینطور مطرح کنید که
آیا انکار برخی امور منتسب به اسلام موجب کفر است؟
کدام یک از این امور جزو ضروریات اسلام است و کدام یک جزو ضروریات نیست؟
چون انکار ضروریات کفر است...
مثلا شما نمیگویید زکات در اسلام نیست بلکه میگویید منحصر در 9 قسم نیست همانطور که آیت الله صادقی و برخی فقهای دیگر گفته اند
مثلا شما نمیگویید خمس نیست بلکه میگویید خمس مختص فقرای سید نیست همانطور که برخی فقها میگویند

سلام جناب "وطاها"
به اين چند نكته توجه بفرمائيد بعد نظرتان را بگوئيد

1 - من حكم هاي ديگري كه براي خيلي ها مبهم است و پذيرشش دشوار را با كمال ميل مي پذيرم چون گر چه دليل عقلي برايشان نداريم اما با عقل در

تعارض نيستند
براي مثال تعداد ركعات نماز ، مهريه و..... ؛ اما احكامي كه در اين تاپيك گفته ام ، لااقل از نظر من با عقل در تعارض هستند و تعارض متفاوت است با دليل عقلي نداشتن

2 - نكته مهمي كه من هميشه مطرح كرده ام اين است كه اولين گزينهء من در پاسخ به ابهامات فوق ، اين نيست كه اسلام اشتباه كرده ، بلكه ميگويم شايد اصلاً اينها احكام اسلام نيست و اشتباهي به ما رسيده

3 - و اينكه سوال من در اين تاپيك درست برعكس سوالي است كه شما طرح كرديد (البته سوالي كه شما گفتيد هم مي تواند روي ديگر سكه باشد)
سوال مطروحهء شما اين است كه آيا ميشود 30 درصد از دين را قبول نداشت و باز مسلمان بود؟ (يعني 70 درصد مسلمان باشيم)
اما سوال من اين است كه آيا ميشود مسلمان نبود ، از 70 درصد اعمال ما مطابق با اسلام باشد و پذيرفته شود؟

Im_Masoud.Freeman;945091 نوشت:
خوب مسیر بندگی برطرف کردن همین عیب و ایرادهاست دیگه

خوبي مسعود جان؟
داداشم ، منظورم را اشتباه متوجه شديد
منظور من از اختلاف هاي شخصيتي و روحي ، خصوصياتي است كه
"خصوصيات بدي نيستند"
مثلاً شما به سكوت علاقه داريد و من به شلوغي. شما به يك سري خصوصيات اهميت مي دهيد و من به يك سري ديگر از خصوصيات
شما به ورزش علاقه داريد و من به هنر و.............

اما زندگي كه اسلام ترسيم كرده (كه در نتيجه عمل به احكام اسلام حاصل خواهد شد) چيزي شبيه به زندگي پدربزرگ مادربزرگ هاي ماست
موقع انتخاب رشته بابا ننه بجاي تو تشخيص بدهند از چه رشته اي لذت مي بري!
براي انتخاب همسر يك روز بابات قهر كند و يك روز مادرت و اسلام هم گفته اگر اُف بگويي با كله ميدازيمت توي جهنم! پس مجبوري با كسي ازدواج كني كه آنها دوست دارند تو پهلويش بخوابي!!
زمان خواستگاري 100 نفر آدم كه اكثرشان يك صدم سواد و اطلاعات دختر و پسر را ندارند جمع بشوند توي يك اطاق در حالي عطر جورابهايشان فضا را روحاني كرده! بعد براي دختر و پسر تصميم بگيرند
دختر سرش را پايين بيندازد و تا بناگوش سرخ شود و درحاليكه پسر ديگري را دوست دارد بگويد هر چي آقاجونم بگه! بزرگترها هم بگويند احسنت! عجب دختر عاقلي!

در زندگي هم اينطور باشد كه مرد برود بيرون تا شب كار كند و زن هم بنشيند توي خانه نان بپزد شب هم مرد بيايد كنار زنش براي..... زن هم بگويد واي نه الان حوصله ندارم!
بعد مرد قول بدهد اگر اجازه نزديكي بدهي فردا برايت قاقاليلي ميخرم زن هم ذوق مرگ بشود و بگويد خب باشد!!!
تفريح مرد اين باشد كه بنشيند با عباس آقا چايي بخورد و تفريح زنها هم اين باشد كه جمع بشوند بروند روضه
آخرش هم 10 تا بچه قد و نيم قد كاكل زري چادر زري تحويل جامعه بدهند

در حالي كه تمام اينها فقط و فقط براي رفع يك نياز جنسي است (البته زنها را نمي دانم براي چه شوهر ميكنند. خودشان ميگويند فقط بخاطر عشق!!)
حتماً ديده ايد چقدر دختر موفق در زمينه هاي مختلف در خارج از كشور داريم. يا در داخل كشور اما عمدتاً از قشر غيرمذهبي
اما خيلي از دخترها در خانواده هاي مذهبي/سنتي (دليل دارد كه اين دو را كنار هم بكار ميبرم) از اين پيشرفت ها محروم هستند
يا در مورد مردها هم به همين شكل. پسري كه ده ها استعداد دارد بايد همه را كنار بگذارد و برود يك شغلي پيدا كند و زندگيش بشود سير كردن شكم زن و بچه و بس

اسلام ميگويد شما ازدواج كن بعد سعي كن همسرت را دوست داشته باشي
در حالي كه درستش اين است كه شما اول كسي را دوست داشته باشي بعد با او ازدواج كني
اسلام ميگويد بزرگترها بايد تصميم بگيرند. درحالي كه عقل ميگويد كسي كه بيشتر ميفهمد بايد تصميم بگيرد

Im_Masoud.Freeman;945091 نوشت:
ما انتظار داریم خداوند از شخص مورد نظر ما جوری انتقام بگیره که ما ببینیم و لذت ببریم

قبول ندارم
من واقعاً متوجه نميشوم چرا خداوند هر كسي را كه مي خواهد تنبيه كند ثروتمندش ميكند؟!
يعني پولدار بودن و رفاه اينقدر درد آور است؟!
نه مسعود جان من چنين انتظاري ندارم اما انتظار هم ندارم از هر كسي ميخواهد انتقام بگيرد از همه نظر او را به سطوح بالا برساند

Im_Masoud.Freeman;945091 نوشت:
دلیلش اینه که ما انسان ها همه نفری یه چرتکه دستمونه و به شدت به نتیجه وابسته هستیم

خير برادر من كل يك پروسه را عرض ميكنم
من نگفتم چرا طرف امروز خوش اخلاق بود صد تومنش نشد دويست تومن ، ميگويم چرا يك عمر است خوبي ميكند نه تنها صدتومنش دويست تومن نشده ، بلكه شده 10 تومن!!

Im_Masoud.Freeman;945091 نوشت:
وقتی خداوند میگه خوش اخلاقی کن تا روزیت زیاد بشه منظورش این نیست که تظاهر به خوش اخلاقی روزی رو زیاد میکنه.
منظورش اینه که « کسی که واقعا خوش اخلاق باشد و خوش اخلاقی در جزیی از شخصیتش باشد روزی اش زیاد می شود »

تبليغات قرص هاي لاغري را ديده اي مسعود جان؟
وقتي ميگويي چرا من خوردم اما لاغر نشدم ، ميگويند حتماً سر ساعت نخوردي! حتماً فاصله انداختي ، حتماً همراهش غذايي خوردي كه اثرش را از بين برده
خلاصه شما هر چه هم قسم بخوريد كه بابا من بيشتر مسائل را رعايت كرده ام ميگويند نه! بخاطر همان يكي دو تا كه رعايت نكردي نتيجه نگرفتي

نتيجه اخلاقي:
اين روايات فقط براي خود معصومين كه يك اپسيلون هم خطا ندارند اثر ميكند happy

Im_Masoud.Freeman;945091 نوشت:
دلیل اینکه این مسئله برای شما پیش اومده اینه که ما متاسفانه تصویر خوبی از خاطرخواهی نداریم

اين قسمت را متوجه نشدم

سلام.
جناب رضا. در پست قبلی درباره عذاب و پولداری گفتی. میخوام اینو جواب بدم اگر اشکالی نداره.

به عقیده من دو نوع عذاب وجود داره.

عذاب تنبیه کننده. عذاب گرفتار کننده.
برای آدمای خوب عذاب های تنبیه کننده اتفاق میفته. عذاب هایی که خیلی تو چشمه. انگار از غیب یه سیلی خورده تو گوشت. تو دور و وریامون دیدیم. آدم خوبیه یه اشتباه میکنه میبینی چنان بعدش عوضش در میان که به غلط کردم بیفته!

عذاب گرفتار کننده عذابیه که ظاهرش شاید شبیه نعمت هم باشه! این مخصوص آدمای خیلی کثیفه که آدم بشو نیستند. آلوده میشن به مال زیاد به زن و فرزندان زیاد به روابط نامشروع. به خونه و کاخ و باغ و غیره. هرکی از دور ببینه میگه خدایا ما از توییم به ما نمیدی به این شیطان میدی؟!!! این عذاب گرفتار کننده هست. عین باتلاق آدمو تو خودش حل میکنه یه وقت به خودت میای میبینی همین پولا و ظاهر دنیایی گرفتارت کرده و بیشتر تو کثافت کاریا گیرت کرده! همینطور که تو دور و وریامون دیدیم طرف آخر شیطانه ولی میبینی هی هر روز فربه تر میشه!

روایتی هست که پیامبر از یکی چیزی خواست که خاطرم نیست. اون شخص بهش نداد. پیامبر دعاش کرد ثروتمند بشه. از یکی دیگه خواست اون بهش داد. پیامبر دعاش کرد به قدر نیازش بهش برسه! یکی از اطرافیان حکمتشو از پیامبر پرسید، پیامبر گفت تو نمیدونی اون اولیو نفرین کردم!

خدایا به قدر نیازمون به ما ال بده نه 1 ریال بیشتر. الهی آمین.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

Reza-D; نوشت:

در زندگي هم اينطور باشد كه مرد برود بيرون تا شب كار كند و زن هم بنشيند توي خانه نان بپزد شب هم مرد بيايد كنار زنش براي..... زن هم بگويد واي نه الان حوصله ندارم!
بعد مرد قول بدهد اگر اجازه نزديكي بدهي فردا برايت قاقاليلي ميخرم زن هم ذوق مرگ بشود و بگويد خب باشد!!!
تفريح مرد اين باشد كه بنشيند با عباس آقا چايي بخورد و تفريح زنها هم اين باشد كه جمع بشوند بروند روضه
آخرش هم 10 تا بچه قد و نيم قد كاكل زري چادر زري تحويل جامعه بدهند


تصورش هم حالمو بهم میزنه.
Reza-D;945103 نوشت:

داداشم ، منظورم را اشتباه متوجه شديد
منظور من از اختلاف هاي شخصيتي و روحي ، خصوصياتي است كه
"خصوصيات بدي نيستند"
مثلاً شما به سكوت علاقه داريد و من به شلوغي. شما به يك سري خصوصيات اهميت مي دهيد و من به يك سري ديگر از خصوصيات
شما به ورزش علاقه داريد و من به هنر و.............

اما زندگي كه اسلام ترسيم كرده (كه در نتيجه عمل به احكام اسلام حاصل خواهد شد) چيزي شبيه به زندگي پدربزرگ مادربزرگ هاي ماست
موقع انتخاب رشته بابا ننه بجاي تو تشخيص بدهند از چه رشته اي لذت مي بري!
براي انتخاب همسر يك روز بابات قهر كند و يك روز مادرت و اسلام هم گفته اگر اُف بگويي با كله ميدازيمت توي جهنم! پس مجبوري با كسي ازدواج كني كه آنها دوست دارند تو پهلويش بخوابي!!
زمان خواستگاري 100 نفر آدم كه اكثرشان يك صدم سواد و اطلاعات دختر و پسر را ندارند جمع بشوند توي يك اطاق در حالي عطر جورابهايشان فضا را روحاني كرده! بعد براي دختر و پسر تصميم بگيرند
دختر سرش را پايين بيندازد و تا بناگوش سرخ شود و درحاليكه پسر ديگري را دوست دارد بگويد هر چي آقاجونم بگه! بزرگترها هم بگويند احسنت! عجب دختر عاقلي!

در حالي كه تمام اينها فقط و فقط براي رفع يك نياز جنسي است (البته زنها را نمي دانم براي چه شوهر ميكنند. خودشان ميگويند فقط بخاطر عشق!!)
حتماً ديده ايد چقدر دختر موفق در زمينه هاي مختلف در خارج از كشور داريم. يا در داخل كشور اما عمدتاً از قشر غيرمذهبي
اما خيلي از دخترها در خانواده هاي مذهبي/سنتي (دليل دارد كه اين دو را كنار هم بكار ميبرم) از اين پيشرفت ها محروم هستند
يا در مورد مردها هم به همين شكل. پسري كه ده ها استعداد دارد بايد همه را كنار بگذارد و برود يك شغلي پيدا كند و زندگيش بشود سير كردن شكم زن و بچه و بس
اسلام ميگويد شما ازدواج كن بعد سعي كن همسرت را دوست داشته باشي
در حالي كه درستش اين است كه شما اول كسي را دوست داشته باشي بعد با او ازدواج كني
اسلام ميگويد بزرگترها بايد تصميم بگيرند. درحالي كه عقل ميگويد كسي كه بيشتر ميفهمد بايد تصميم بگيرد


برای اینها جوابی ندارم.
Reza-D; نوشت:

اين قسمت را متوجه نشدم

همون بهتر که متوجه نشدی.
ببین برادر عزیز، من فکر میکنم خدا با اینکار می خواد به انسان بفهمونه که تحت هر شرایطی باید مطیع دستورات پروردگارت باشی.
چون خیلی جاها ممکنه تصمیمات اشتباه بگیری. خیلی جاها هم ممکنه تصمیمات درست بگیری.
ولی بهترین کار اینه که اجازه بدی همون تصمیمات درست رو هم خدا بهت بگه که خیالت از درستیش کاملا راحت باشه.
ممکنه شما خیلی جاها با عقلت تصمیم درستی بگیری. ولی اگر یه بار تصمیم اشتباه گرفتی و فکر کردی که درسته و کلی مسیر رو کج رفتی
اون موقع به خدا میگی که چرا منو متوجه اشتباهم نکردی؟ خدا هم میگه مگه من بهت نگفتم طبق دستورات من عمل کن. گوش نکردی و خودسر شدی اینم شد نتیجه اش.
Reza-D; نوشت:

خوبي مسعود جان؟


مغرور تر از آنم که خود را به تمارض بزنم. happy[/][/][/]

موضوع قفل شده است