جمع بندی حقوق و وظایف زن امروزی

تب‌های اولیه

69 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
حقوق و وظایف زن امروزی

با سلام

یه سوال برام پیش اومده .

الان که خیلی از خانم ها دارن پا به پای مردها کار می کنن و در کنارش به خانه داری و بچه داری هم می رسن خوب این ها هیچ کدوم از لحاظ شرع وظیفه شون نیست ولی عرف جامعه این طوره و با کمال میل هم انجام می دهند پس چرا متقابلا نباید حقوق برابر با مردان داشته باشن ؟ آیا الان که عملا و عرفا وظایف عوض شده نباید حقوق هم عوض بشه ؟

کما آن که همین حقوق فعلی هم در عمل بی معنی است مثلا مهریه رو زن باید ثابت کنه مرد استطاعت داره , نفقه را باید ثابت کنه تمکین کرده , اجرت المثل هم باید ثابت کنه قصد تبرع نداشته که اثبات همش هم سخته و در کل حقوق زن را کی داده و گرفته . در عوص مردان حقوق زیادی دارن که به راحتی در دسترشون هست و علت همشون هم اینه که سرپرست خانواده هستند .
الان که زنان دوشاش و پا به پای مردان در بیرون زحمت میکشن آیا این همه تفاوت و تبعیض ظلم نیست ؟!!

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مسلم

کیمیای دانش;979233 نوشت:
الان که خیلی از خانم ها دارن پا به پای مردها کار می کنن و در کنارش به خانه داری و بچه داری هم می رسن خوب این ها هیچ کدوم از لحاظ شرع وظیفه شون نیست ولی عرف جامعه این طوره و با کمال میل هم انجام می دهند پس چرا متقابلا نباید حقوق برابر با مردان داشته باشن ؟ آیا الان که عملا و عرفا وظایف عوض شده نباید حقوق هم عوض بشه ؟


برای پاسخ به این سوال به دو نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

زن و مرد از نظر اسلام در تبیین مقام مساوی بوده و هرگز جنسی بر جنس دیگر از نظر مقام و منزلت برتری ندارد.
وقتی از نگاه اسلام حقیقت انسان و آنچه که او را از حیوانات متمایز ساخته «روح» اوست، و این «روح» هم جنسیت بردار نیست طبیعتا اصلا برتری معنا ندارد.
برتری انسان ها فقط یک ملاک دارد، و آن برتری در سعه وجودی و کمال این روح است، همانطور که قرآن کریم می فرماید:

«يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم‏»؛ اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست‏.(حجرات:13)

بنابراین تفاوت زن و مرد در احکام و حقوق هرگز به منظور ارزش گذاری انسان ها نیست، بلکه به خاطر مصالح اجتماعی در زندگی دنیوی است.
مثلا دیه اگر به منظور تعیین قیمت انسان ها بود طبیعتا دیه مردها هم نباید به یک مقدار مساوی باشد، چون مردها در یک تراز نیستند، اما می بینیم که مثلا دیه بنده حقیر که در برابر امیرالمومنین(ع) ذره ای به حساب نمی آیم با دیه ایشان که یک انسان کامل است یکسان تعیین شده.

نکته دوم:
ببینید علت تفاوت احکام اسلام این نیست که چون زنان در خانه کار میکنند و مردها در بیرون از خانه بنابراین حقشان با مردها متفاوت باشد؛ تا بگویید خب زنها هم امروزه وارد کارهای خارج از خانه شده اند!
لازمه ی آنچه شما می فرمایید این است که اگر در نگاه اسلام، زنان بر فرض حقوق کمتری دارند به خاطر عدم اشتغال ایشان در خارج از خانه است، و این در حقیقت یعنی: "تشویق زن به اشتغالِ خارج از خانه"! در حالی که اسلام هرگز به دنبال تشویق خانم ها برای اشتغالِ خارج از خانه نیست.

حقیقت این است که زن و مرد دو جنس از انسان با ویژگی های متفاوت هستند، و وظایف و حقوقی که در اسلام برایشان تعریف شده متناسب با این استعدادها و توانایی هاست، و اسلام اصلا تمایلی به تغییر آن ندارد؛ چرا که نمیتوان با تغییر وظایف انسان ها حقوق ایشان را تغییر داد! چون ذات زن و مرد تغییری نکرده فقط ما وظایفی را بر عهده ایشان گذارده ایم که با توان و استعداد آنها سنخیتی ندارد!

به عبارت دیگر این تفاوت احکام و وظایف ناظر به تفاوت استعدادها و توانایی های زن و مرد است، نه سلیقه ای و قراردادی تا بتوان به راحتی آن را تغییر داد! تغییر منطقی این احکام و وظایف در گرو تغییر هویت زن و مرد است، یعنی باید خود زن و مرد را تغییر داد تا بتوان این احکام را هم تغییر داد.
اینکه ما با ترویج اشتغال زنان در خارج از خانه دنبال حقوق مساوی باشیم نه تنها زن و مرد را به حقوق مساوی نمی رساند بلکه کار را خراب تر می کند، چون این دو عضو را در غیر موضع خودشان قرار داده ایم.

چنین رویکردی آسیب ها و مفاسد متعددی خواهد داشت؛ آسیب هایی چون:

- اشغال فضای کسب و کار و بیکاری نیرویی که تأمین معیشت خانواده را بر عهده دارد.
- کاهش آمار ازدواج به خاطر پایین آمدن آمار اشتغال مردان و توانایی تشکیل خانواده
- بالارفتن آمار طلاق به خاطر ناتوانی بانوان شاغل در انجام وظائف خانه داری، همسرداری و تربیت فرزندان
- بالارفتن فاصله طبقاتی بین خانواده هایی که مردشان هم بیکار و خانواده هایی که زن و مرد شاغل هستند!
- کاهش توان فرزند آوری، طبیعتا مادران شاغل به خاطر تعارض دروان بارداری و بچه داری در دوران نوزادی با اشتغالشان از بچه دار شدن ابا خواهند داشت.
- کاهش توجه عاطفی و تربیتی به فرزندان، با توجه به نبود مادر در زمان کار، وخستگی مادر پس از کار
- کاهش سطح ارتباط عاطفی همسران با توجه به اشتغال هر دو، و کمبود وقتی که برای یکدیگر خوهند گذاشت.
- کاهش سطح کیفیت خانه داری در ابعاد گسترده خودش
- بالارفتن آمار آسیب های اجتماعی(ناشی از عدم ازدواج پسران، خانه نشین شدن دختران، عدم تمرکز بر تربیت فرزندان و...) که موجب مفاسد اجتماعی بسیاری خواهد شد.
- افزایش امار خانه سالمندان
- استفاده ابزاری از زنان و آسیب های اجتماعی

زنان متأهل به خاطر دغدغه های اشتغال، فرزندان خود را به مهدهای کودک می سپارند! بچه هایی که به جای آغوش پر مهر مادر در مهد کودک بزرگ شده و عاطفه مادری را مانند فرزندانی که مادرشان خانه دار است را تجربه نگرده، و خستگی های مادر از اشتغال را بعد از آمدن به خانه دیده اند، طبیعتا اینها هم مهر و محبت مادر و فرزندی کمتری خواهند داشت و هنگام بزرگ شدن پدر و مادر را به خانه سالمندان می گذارند!!
چه زیبا می فرمایند آیت الله جوادی آملی که: از وقتی مهدهای کودک ما افزایش یافت، خانه های سالمندان نیز افزایش یافت!!

ما مخالف اشتغال زنان نیستیم، و نمیخواهم وارد تعیین مصادیق آن بشوم، اما طبق آنچه که شما در سوال فرموده اید این واقعا ظلم به زن هست که هم خارج از خانه کار کند و هم داخل خانه به کارهای خانه رسیدگی کند...

پس خلاصه اینکه اگر امروز وظایف زن و مرد عوض شده اشتباه است، نه اینکه به دنبال یک اشتباه، اشتباه دیگری انجام شود و حقوق هم تغییر کند!

مثل اینکه جای مدیر فروش که یک بازاریاب قوی است با مدیر تولید که در عرصه تولید تخصص دارد عوض شود و بعد بگوییم چون این عوض شده پس حقوق و مزایای آنها هم عوض شود!
خب این تعویض از اساس اشتباه است، ادامه دادن آن هم اشتباهی دیگر...!

کیمیای دانش;979233 نوشت:
همین حقوق فعلی هم در عمل بی معنی است مثلا مهریه رو زن باید ثابت کنه مرد استطاعت داره , نفقه را باید ثابت کنه تمکین کرده , اجرت المثل هم باید ثابت کنه قصد تبرع نداشته که اثبات همش هم سخته و در کل حقوق زن را کی داده و گرفته . در عوص مردان حقوق زیادی دارن که به راحتی در دسترشون هست و علت همشون هم اینه که سرپرست خانواده هستند

باید عرض کنم اینطور که می فرمایید نیست:
مهریه به گردن مرد است چه استطاعت داشته باشد و چه نداشته باشد، نحوه پرداخت آن است که در گرو توان مرد است تا از این آمار بالای زندان رفتن مردان به خاطر مهریه جلوگیری شود، اینطور نیست که کسی بگوید اگر مردی توان پرداخت ندارد دیگر لازم نیست مهریه را بپردازد!
در مورد نفقه هم اتفاقا بر عکس است، مرد اگر بخواهد ندهد باید اثبات کند که زن تمیکن نکرده، وگرنه اصل بر تمکین و پرداخت نفقه است.
در مورد اجرت المثل هم همینطور، اصل بر این است که تبرعی نبوده؛ یعنی باز هم مرد است که باید اثبات کند همسرش تبرعی این کارها را انجام میداده.

علاوه بر اینکه این احکام، خطوط قرمز حداقلی است که برای زن و شوهرهای ناسازگار تعیین شده، اسلام هرگز خواستار این نیست که این احکام با همین حدود در جامعه اجرا شود و زن ومرد حقوقشان را بر سر هم بکوبند! آنچه اسلام در حیطه اخلاق بیان می کند خواستار خانواده ای است که اصلا زن و مرد یک روح در دو بدن باشند، اصلا دارایی شان دوگانگی نداشته باشد که سخن از نفقه و مانند آن پیش بیاید، همانطور که ما در عموم خانواده های امروزی میبینیم که دارند زن و شوهر با هم راحت زندگی میکنند و تمام درآمدشان را با هم خرج میکنند و اصلا نفقه با این عنوان بین آنها مطرح نیست.

کیمیای دانش;979233 نوشت:
الان که خیلی از خانم ها دارن پا به پای مردها کار می کنن و در کنارش به خانه داری و بچه داری هم می رسن خوب این ها هیچ کدوم از لحاظ شرع وظیفه شون نیست ولی عرف جامعه این طوره و با کمال میل هم انجام می دهند پس چرا متقابلا نباید حقوق برابر با مردان داشته باشن ؟ آیا الان که عملا و عرفا وظایف عوض شده نباید حقوق هم عوض بشه ؟

باسلام برام این قسمت از متن جالب بود خب وقتی با عرف پیش میرن حالا چرا از شرع انتظار دارند

خیلی جالبه که وقتی کاری رو انجام میدیم توجهی به شرعی و غیر شرعی ... اینا نداریم وقتی به حق و حقوق میرسیم می خواهیم شرعی پیش بریم

یک خانم وقتی خارج از خانه شاغل هست مطمئنا از خیلی از چیزها کم میزاره

یه نمونه خیلی ساده مثلا غذا رو چون ظهر خونه نیست بپزه باید از شب یا روز قبل آماده کنه با همه ضررهایی که غذای مونده داره

شاید در ظاهر زندگی هایی که خانم ها پا به پای مرد دارند کار میکنند خوب به نظر بیاد ولی این نوع زندگی ها کیفیت نداره

نمونه های زیادی در اقوام و نزدیکان دیدم

حالا اینجا شاید مثلا کار زن باعث خریدن خونه شده که همیشه هم منتی شده رو سر مردش که من نبودم الان اینجا رو هم نداشتی و یا باید فلان دنگ خونه رو به اسم من کنی اینا

یعنی به جای اینکه کار کردن زن باعث بشه کیفیت زندگی از نظر روانی بهتر بشه بدتر شده شاید از نظر رفاهی خانواده های این چنینی مشکلی نداشته باشند ولی مطمئنا تو یه جاهایی که مادر و همسر خانواده باید حضور داشت و نبوده خلاء و اشکلات دیده میشه که کسی جز یک خانم توان پرکردن و حل و فصل کردن این مسائل رو نداره

و همچین این موضوع باعث فاصله گرفت خانم ها از وظایف اصلی و دیگه یک زن رو در محیط خانه احساس نمیکنم بلکه در هر خانه دو پدر زندگی میکنند Smile

و این موضوع مطمئنا در تربیت فرزندان تاثیر گذار خواهد بود بخصوص در تربیت دختران این خانواده که دیگر اثری از وجود دو جنس متفاوت در خانه نخواهیم بود چون فرزندان این خانواده هم مانند والدین به قولی مرد بار می آیند و در اینها رفتار و شخصیت زنانه ای دیده نمیشه Smile

و همینه که دیگه درک درستی از مرد و زن بودن در خانه وجود ندارد و این خود نیز شروع و بروز مشکلات در آینده این فرزندان و بالا رفتن آمار طلاق ها میشه

چون مطمئنا یک مرد (زن ) نمی تواند یک مرد ضعیف از نظر مالی و ... رو تحمل بکنه Smile

پس در اینجا خانمها لطفی در حق کسی نکرده اند که هیچ بلکه یه بی لطفی هم نموده اند

کیمیای دانش;979233 نوشت:
کما آن که همین حقوق فعلی هم در عمل بی معنی است مثلا مهریه رو زن باید ثابت کنه مرد استطاعت داره , نفقه را باید ثابت کنه تمکین کرده , اجرت المثل هم باید ثابت کنه قصد تبرع نداشته که اثبات همش هم سخته و در کل حقوق زن را کی داده و گرفته . در عوص مردان حقوق زیادی دارن که به راحتی در دسترشون هست و علت همشون هم اینه که سرپرست خانواده هستند .
الان که زنان دوشاش و پا به پای مردان در بیرون زحمت میکشن آیا این همه تفاوت و تبعیض ظلم نیست ؟!!

با سلام

اینکه در برخی موارد احکام و حقوق متفاوتی برای زن و مرد ذکر شده ناشی از تفاوت های جسمی ، فیزیولوژیکی ، احساسی و . . . است .

__

مثلا من مثالی میزنم :

در قانون کار برای یک زن داریم :

نقل قول:
مرخصی بارداری و زایمان کارگر زن 6 ماه است. پس از پایان مرخصی زایمان، کارگر زن به کار سابق خود بازمی گردد و این مدت با تایید سازمان تامین اجتماعی جزو سابقه خدمت وی محسوب می شود.دوره مرخصی زایمان جزو ایام تعلیق از کار محسوب می شود و پس از مرخصی، کارگر زن به کار سابق خود بازمی گردد. در صورتی که کارفرما از پذیرش مجدد وی امتناع ورزد، می تواند به هیات های حل اختلاف وزارت کار شکایت کند و متعاقب آن از مقرری بیمه بیکاری برخوردار شود.

حالا بر فرض یه مردی بیاد و اعتراض کنه که منم از این مرخصی ها میخوام چرا تبعیض ؟ باید حقوق بین زن و مرد برابر بشه .

غافل از اینکه برای برابری حقوق بین زن و مرد باید

تفاوت های جسمی ، فیزیولوژیکی ، احساسی و ... رو هم رفع کرد

تا از برابری حقوق صحبت کرد .


کیمیای دانش;979233 نوشت:
با سلام

یه سوال برام پیش اومده .

الان که خیلی از خانم ها دارن پا به پای مردها کار می کنن و در کنارش به خانه داری و بچه داری هم می رسن خوب این ها هیچ کدوم از لحاظ شرع وظیفه شون نیست ولی عرف جامعه این طوره و با کمال میل هم انجام می دهند پس چرا متقابلا نباید حقوق برابر با مردان داشته باشن ؟ آیا الان که عملا و عرفا وظایف عوض شده نباید حقوق هم عوض بشه ؟

با سلام و عرض ادب و احترام

خواهر گرامی

این که زن ها بیرون از خانه کاری را انجام می دهند ، طبق قوانین دین نبوده ، که حال قوانین دین به خاطر آن تغییر کند !!!!

طبق قوانین دین وظیفه دین فقط تمکین همسر و زایش است

و هر مردی اگر بیش از این از همسر خود توقعی داشته باشد خارج از قانون دین است

حال اگر زنی با توجه به این که وظیفه ای در قبال تامین معیشت ندارد ، دست به این کار بزند
حقوقی به او تعلق نمی گیرد ، چرا که طبق دین وظیفه زن در صورت سختی معیشت ، قناعت است ، نه کار در خارج از خانه .

حال آیا می تواند بگوید چون من کار کرده ام ، پس باید دین حق تعدد زوجین را به زنان تخصیص دهد؟ یا دیه زن را با مرد برابر کند؟
خیر چون امری خلاف قوانین دین انجام داده

کیمیای دانش;979233 نوشت:

کما آن که همین حقوق فعلی هم در عمل بی معنی است مثلا مهریه رو زن باید ثابت کنه مرد استطاعت داره , نفقه را باید ثابت کنه تمکین کرده , اجرت المثل هم باید ثابت کنه قصد تبرع نداشته که اثبات همش هم سخته و در کل حقوق زن را کی داده و گرفته . در عوص مردان حقوق زیادی دارن که به راحتی در دسترشون هست و علت همشون هم اینه که سرپرست خانواده هستند .

حکمت مهریه این است که میزان تمکن مالی مرد را برای زن روشن کند

پس مهریه یا باید در هنگام عقد قرارداد ازدواج پرداخت شود .

یا عندالاستطاعه بودن آن توسط زن پذیرفته شود .

متاسفانه به دلیل نبود قانون حکومتی درست و کامل در این زمینه ، این مشکلات بابت مهریه بوجود می اید.

در مورد نفقه و اجرت المثل و باقی مسائل هم حکم ابتدایی تعلق آن به زن است ، نه عدم تعلق .
یعنی مرد باید دلیل عدم تعلق ان را اثبات کند .

کیمیای دانش;979233 نوشت:
با سلام

یه سوال برام پیش اومده .

الان که خیلی از خانم ها دارن پا به پای مردها کار می کنن و در کنارش به خانه داری و بچه داری هم می رسن خوب این ها هیچ کدوم از لحاظ شرع وظیفه شون نیست ولی عرف جامعه این طوره و با کمال میل هم انجام می دهند پس چرا متقابلا نباید حقوق برابر با مردان داشته باشن ؟ آیا الان که عملا و عرفا وظایف عوض شده نباید حقوق هم عوض بشه ؟

کما آن که همین حقوق فعلی هم در عمل بی معنی است مثلا مهریه رو زن باید ثابت کنه مرد استطاعت داره , نفقه را باید ثابت کنه تمکین کرده , اجرت المثل هم باید ثابت کنه قصد تبرع نداشته که اثبات همش هم سخته و در کل حقوق زن را کی داده و گرفته . در عوص مردان حقوق زیادی دارن که به راحتی در دسترشون هست و علت همشون هم اینه که سرپرست خانواده هستند .
الان که زنان دوشاش و پا به پای مردان در بیرون زحمت میکشن آیا این همه تفاوت و تبعیض ظلم نیست ؟!!

سلام
اگر بخواهیم حقوقی و تکلیفی موضوع را تبیین کنیم

زن وظیفه ندارد خودش بچه داری و خانه داری کند
برای اشتغال هم میتواند از همان ابتدای ازدواج جوازش را بگیرد یعنی با مردی ازدواج کند که اشتغالش را بپذیرد...
زن میتواند وکالت مطلق در طلاق را از مرد بگیرد تا هر زمان عشقش کشید و بدون اثبات چیزی از مرد جدا شود....
یا میتواند وکالت مشروط در طلاق را از مرد بگیرد تا در صورت احراز شرایط از مرد جدا شود...
زن میتواند حتی تمکین زناشویی خودش را مشروط به شرط و شروطی کند...

پس
اینها یک بده و بستان است که از حیث حقوقی باید بین زن و شوهر حل و فصل شود

از آن طرف هم مرد میتواند
حق طلاقش را به مانند مهریه بفروشد و حتی بیش از مهریه طلب کند
مرد میتواند بابت خروج غیر واجب زن از منزل، پول طلب کند..

این یک توافق است ...

سلام
ضمن تشکر از پاسخگویی
ببینید چرا یکی از دلایل حقوق مردان که حتی آیه هم داریم سرپرستی و تامین معاش خانواده است . در واقع حقوق در راستای وظایفه نه جنسیت

جامعه امروزی لازمه که زن و مرد هر دو کار کنن تا از عهده مخارج بر بیان بنابراین عملا وظایف داره یکی میشه ضمن این که از اون طرف مردان هم در امور خانه و بچه ها کمک می کنند پس حقوق هم برابر باشه

کدام خانواده میاد همون اول ازدواج حرف مثلا حق طلاق رو بزنه یا این شرط و شروطی که شما میگین این ها باید به صورت چاپی در عقدنامه باشه .

در مورد عرف هم شرع تحت تاثیر عرف هم قرار می گیره مثلا قاعده نفی عسرو حرج در اسلام یعنی اگه قانونی از شرع در عرف باعث عسر و حرج بشه قابل تغییره .

در مورد نفقه , مهریه و ... با این که جزو حقوق زنه . باز هم در قوانین ما زن باید ثابت کنه
که مثلا مرد استطاعت پرداخت مهریه رو داره
یا زن تمکین کرده که نفقه می خواد
یا زن مثلا قصد تبرع در انجام کارهای خانه نداشته که اجرت المثل بخواد

ببینید اگه مرد به فرض ادعا کند استطاعت نداره این زنه که باید ثابت کنه این طور نیست .

وانگهی سوال من این نیست به نظر من این حقوق نصفه و نیمه نا کارآمد اصلا حق زن امروزی که پا به پای مردان برای زندگی داره تلاش می کنه نیست .
حق تحصیل , اشتغال , طلاق , مسافرت به خصوصی مسافرت های ضروری کاری یا ورزشی یا تحصیلی , حق حضانت فرزندان این ها جزو حقوق طبیعی و اولیه یک انسان امروزی شمرده میشه .
خیلی واضحه که شرایط الان با عربستان زمان جاهلیت خیلی فرق داره پس این که همون قوانین پیاده بشه ظالمانه و حتی به دور از عقل نیست ؟!

با سلام و احترام

کیمیای دانش;980110 نوشت:
ببینید چرا یکی از دلایل حقوق مردان که حتی آیه هم داریم سرپرستی و تامین معاش خانواده است . در واقع حقوق در راستای وظایفه نه جنسیت

بله بنده هم متوجه هستم، منتهی عرض ما این است که اگر آیات قرآن سرپرستی و تأمین معاش خانواده را بر عهده مرد گذاشته به خاطر توانایی های مرد است

کیمیای دانش;980111 نوشت:
در مورد نفقه , مهریه و ... با این که جزو حقوق زنه . باز هم در قوانین ما زن باید ثابت کنه
که مثلا مرد استطاعت پرداخت مهریه رو داره
یا زن تمکین کرده که نفقه می خواد
یا زن مثلا قصد تبرع در انجام کارهای خانه نداشته که اجرت المثل بخواد

در مورد استطاعت مرد برای پرداخت مهریه بله؛ اما نکته ای که عرض کردم این است که مرد چه استطاعت داشته باشد و چه نداشته باشد باید این مهریه را به زن بدهد، بدهکاری اش جایی نمیرود؛ منتهی اگر دادگاه تشخیص بدهد این آقا در شرایط فعلی وضعش خوب نیست پرداخت مهریه را متناسب با توان مرد تقسیط و قسط بندی می کند، نه اینکه بگوید چون مرد وضعش خوب نیست فعلا پرداخت مهریه لازم نیست!! اما اگر مرد به دروغ ادعا می کند که وضعش خوب نیست زن میتواند اثبات کند که مرد استطاعت دارد.
یعنی اولا این اثبات استطاعت در اصل بدهی نیست، در نحوه پرداخت این بدهی است.

و ثانیا: منحصر در مرد هم نیست، شما اگر فرض کنید این زن پول کلانی از شوهرش قرض گرفته و حالا ندارد که پس بدهد و شوهر هم شکایت کند و زن بگوید ندارم، اینجا هم بر عهده مرد است که اثبات کند زنش اموالی دارد و از پرداخت سر باز می زند، در غیر اینصورت دادگاه میتواند تقسیط کند.

اما در مورد پرداخت نفقه مسئله برعکس آن چیزی است که شما می فرمایید، مرد باید نفقه همسرش را پرداخت کند، اگر مردی بخواهد نفقه ندهد باید اثبات کند که زنش تمکین نکرده! نه اینکه زنی که میخواهد نفقه بگیرد باید اثبات کند که تمکین کرده!! من تعجب میکنم شما چنین حرفی میزنید! اگر مرد و زنی بر سر نفقه کارشان به دادگاه برسد دادگاه مرد را ملزم به پرداخت نفقه می کند مگر آنکه اثبات کند که زنش تمکین نمی کند؛ نه اینکه زن را از نفقه محروم کند تا اثبات کند که تمکین کرده! مسئله بر عکسِ آن چیزی است که شما می فرمایید.

در مورد قصد تبرع در کار خانه هم همینطور؛ اصل بر این است که این کار خانه تبرعی نبوده؛ اگر زن گفت تبرعی نبوده باید اجرت المثل به او پرداخت شود؛ مرد اگر ادعا دارد که تبرعی بوده او باید اثبات کند، نه زن!

کیمیای دانش;980121 نوشت:
به نظر من این حقوق نصفه و نیمه نا کارآمد اصلا حق زن امروزی که پا به پای مردان برای زندگی داره تلاش می کنه نیست

چند تا نکته باید عرض کنم:
اولا: منظورتون از حقوق نصفه و نیمه دقیقا چیست؟ انصافا حقوق زن هم در جای خودش از نظر اسلام جدی گرفته شده است! مثلا همین دیه که نصف بودن آن مورد اعتراض برخی خانم ها قرار گرفته در حقیقت به نفع زن است! چون آن کسی که مُرده که برایش فرقی نمیکند که دیه اش چقدر باشد! آن کسی که دیه را می گیرد برایش مهم است که چقدر دیه می گیرد. مرد از فوت همسرش نصف مبلغی را می گیرد که یک زن از فوت شوهرش دیه می گیرد! خب حالا شما بگویید این حکم به نفع کیست؟

ثانیا: نظام حقوقی زن ومرد را باید یک جا دید؛ بله در غرب که نفقه و مهریه ای وجود ندارد و زن و مرد هر دو خرج هر کدامشان بر عهده خودشان است زن باید پا به پای مرد کار کند و ارث و دیه و اینها هم طبیعتا باید برابر باشد؛ اما در نظام حقوقی که اسلام بنا کرده است تأمین تمام مخارج زن بر عهده مرد گذاشته شده است، اینجا طبیعتا دیه نان آور خانواده به خاطر لطمه اقتصادی که به خانواده میزند یا ارثی که خرج خانواده اش می کند باید دو برابر باشد.

اینکه زن پا به پای مرد وارد اشتغال شود ظلم به زن است، هم به عهده گرفتن کارهای منزل و تربیت بچه ها و شوهرداری که خودش وظیفه سنگینی است و هم اشتغال خارج از خانه خب این حقیقتا ظلم به زن است. اشتباه است، عوارض دارد، موجب لطمه خوردن آسایش خانواده، آرامش مرد، تربیت بچه ها و بسیاری از آسیب های دیگر خواهد شد...

عرض ما این است که به جای اینکه به خاطر اینکه زنان دارند پا به پای مردان کار میکنند حقوق را تغییر دهیم...؛ از تشویق زنان به اشتغال به عنوان بخشی از هویت یابی خودشان دست برداشته شود.
شأن و هویت زن در گرو اشتغال نیست؛ باید شأن زن خانه دار و سنگینی باری که بر دوش اوست حفظ شود؛ تلاشی او واقعا کمتر از تلاش مرد نیست؛ چه دست هایی هستند که زن را تشویق به هویت یابی در جامعه و و اشتغال در خارج از خانه میکنند و او را وادار میسازند مسئولیتی دو برابر مرد به دوش بگیرد؟ این اشتباه است نه اینکه چون این اشتباه محقق شده حقوق را تغییر دهیم.

موضوع قفل شده است