جمع بندی حقوق و وظایف زن امروزی

تب‌های اولیه

69 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با تشکر ببینید
الان اقتضای شرایط جامعه اینه که زن و مرد هر دو شاغل باشن تا بتونن یه زندگی نسبتا مرفه ای فراهم کنند در مورد سختی همزمان کار خونه و بیرون هم ما در روایات موارد زیادی داریم که مرد به خانمش که حتی شاغل هم نیست در امور خانه کمک کنه چه برسه به زن شاغل

بعد هم از نظر علم اقتصاد زن و مرد در یک سنی هر دو جزو نیروی کار حساب میان نه نیروی مصرف کننده , این همه هزینه صرف تحصیلات یه خانم میشه اصلا منطقی نیست این همه وقت و هزینه بلا استفاده بمونه . جامعه ای پیشرفت می کنه که نیروی کار بیشتر از نیروی مصرف کننده باشه .
بعد هم بچه ها از یه سنین به بعد باید پیش دبستانی و مدرسه برن پس خانم ها در این اوقات وقت فراغت بیشتری دارن .
در ضمن بله در مورد مشاغل سخت نیروی بدنی و فیزیکی آقایان بیشتره ولی در اکثر مشاغل اداری , تولیدی , آموزشی و ... توانایی های جسمی و ذهنی آقایون و خانم ها تفاوت نداره .

این که جامعه رو از پنجاه درصد نیروی ذهنی و کاری فعال که برای آموزششان هم هزینه شده محروم کنین واقعا منطقی است ؟

کیمیای دانش;980110 نوشت:
ببینید چرا یکی از دلایل حقوق مردان که حتی آیه هم داریم سرپرستی و تامین معاش خانواده است . در واقع حقوق در راستای وظایفه نه جنسیت

به نظرتون چرا سرپرستی و تامین معاش خانواده بر دوش مرد هست ؟

این امر به جنسیت هم ربط دارد و صرفا در راستای وظایف نیست

مردی رو مثال میزنم که مغازه مصالح ساختمان میفروشه.

گچ - سیمان - و . ..

هر کیسه گچ = حدودا 40 کیلو
هر کیسه سیمان = حدودا 50 کیلو

هر روز سفارشاتی دریافت میکنه :

مثلا فردی زنگ میزنه که من 30 تا کیسه سمان میخوام

این اقا 30 تا سیمان 50 کیلویی رو سوار نیسان میکنه و میبره محل مورد نظر پیاده میکنه

روزی چندین سفارشی این شکلی دریافت میکنه

حالا خانم هایی که از برابری حقوق و اینکه می گویند ما دوشادوش مرد کار می کنیم

ایا برای تامین معاش خانواده حاضر هستید روزی مثلا 100 کیسه سیمان 50 کیلویی رو دوبل جابجا کنید ؟

--------------

کیمیای دانش;980191 نوشت:
با تشکر ببینید
الان اقتضای شرایط جامعه اینه که زن و مرد هر دو شاغل باشن تا بتونن یه زندگی نسبتا مرفه ای فراهم کنند در مورد سختی همزمان کار خونه و بیرون هم ما در روایات موارد زیادی داریم که مرد به خانمش که حتی شاغل هم نیست در امور خانه کمک کنه چه برسه به زن شاغل

بعد هم از نظر علم اقتصاد زن و مرد در یک سنی هر دو جزو نیروی کار حساب میان نه نیروی مصرف کننده , این همه هزینه صرف تحصیلات یه خانم میشه اصلا منطقی نیست این همه وقت و هزینه بلا استفاده بمونه . جامعه ای پیشرفت می کنه که نیروی کار بیشتر از نیروی مصرف کننده باشه .
بعد هم بچه ها از یه سنین به بعد باید پیش دبستانی و مدرسه برن پس خانم ها در این اوقات وقت فراغت بیشتری دارن .
در ضمن بله در مورد مشاغل سخت نیروی بدنی و فیزیکی آقایان بیشتره ولی در اکثر مشاغل اداری , تولیدی , آموزشی و ... توانایی های جسمی و ذهنی آقایون و خانم ها تفاوت نداره .

این که جامعه رو از پنجاه درصد نیروی ذهنی و کاری فعال که برای آموزششان هم هزینه شده محروم کنین واقعا منطقی است ؟

با سلام و عرض ادب

خانه داری هم کار محسوب می شه !!!!

اینکه خانم های خانه دار رو بیکار معرفی کنید هم توهین به خودتون هست و هم دیگزان !

از شما که یک خانم هستید ، چنین تفکری بعید هست!

متاسفانه این تفکر جا افتاده که کار = پول درآوردن !!!!

ما باید تو این دنیا زندگی کنیم ، نه این که فقط پول دربیاریم

این که مرد بیرون از خونه کار می کنه دلیلش جنس وجودی مرد هست

اگه یه مرد توی خونه بمونه و توی محیط زنونه کار کنه ، به فساد کشیده می شه

بر عکس اون هم زن اگه توی محیط مردونه کار کنه ، به فساد کشیده می شه

هر جنسی برای یه جور کار ساخته شده

زن برای شغل تربیت فرزند ، همسرداری ، مشاوره با همسر و ...

و مرد هم برای شغل های کارگری و مهندسی و صنعتی و ...

این که می بینید حقوق های کار مردان کمتر از نیاز مردان هست ، دلیلش ازدیاد نیروی کار ارزان از جنس زن هست

اگر زن ها وارد بازار کار مردونه نمی شدن شاهد چنین وضعی نمی بودیم که حقوق یک مرد کفاف زندگی رو نده

در مورد تحصیل هم همین طور

مثلا یک خانم می ره مهندسی صنایع و معادن می خونه!

یا معماری !

و ...

این مشاغل با جنس لطیف زن سازگار نیست

از اون طرف برای سونوگرافی بانوان با مشکل کمبود نیروی خانم مواجه هستیم!!!!

و از طرف دیگه هم هزینه های آموزش بالا می ره و خیلی ها هم با مدارکی که کلی هزینه برای گرفتنش کردن بی کار می مونن

اگر خانم های محترم ارزش خودشون رو بدونن
و زندگی خودشون به جای این که صرف پول درآوردن بکنن ، صرف رشد جامعه بکنن ، خیلی از مشکلات حل خواهد شد

حتی همین مشکلات اقتصادی

کیمیای دانش;980191 نوشت:
با تشکر ببینید
الان اقتضای شرایط جامعه اینه که زن و مرد هر دو شاغل باشن تا بتونن یه زندگی نسبتا مرفه ای فراهم کنند در مورد سختی همزمان کار خونه و بیرون هم ما در روایات موارد زیادی داریم که مرد به خانمش که حتی شاغل هم نیست در امور خانه کمک کنه چه برسه به زن شاغل

بعد هم از نظر علم اقتصاد زن و مرد در یک سنی هر دو جزو نیروی کار حساب میان نه نیروی مصرف کننده , این همه هزینه صرف تحصیلات یه خانم میشه اصلا منطقی نیست این همه وقت و هزینه بلا استفاده بمونه . جامعه ای پیشرفت می کنه که نیروی کار بیشتر از نیروی مصرف کننده باشه .
بعد هم بچه ها از یه سنین به بعد باید پیش دبستانی و مدرسه برن پس خانم ها در این اوقات وقت فراغت بیشتری دارن .
در ضمن بله در مورد مشاغل سخت نیروی بدنی و فیزیکی آقایان بیشتره ولی در اکثر مشاغل اداری , تولیدی , آموزشی و ... توانایی های جسمی و ذهنی آقایون و خانم ها تفاوت نداره .

این که جامعه رو از پنجاه درصد نیروی ذهنی و کاری فعال که برای آموزششان هم هزینه شده محروم کنین واقعا منطقی است ؟

با سلام و احترام
بنده نه می خواهم به طور کلی اشتغال بانوان را نفی کنم و نه میخواهم به صورت کلی آن را بپذیرم؛ بلکه باید به صورت جزئی به این مسئله نگاه کرد، ابراز نظر در خصوص اشتغال هر خانمی باید به صورت جداگانه با بررسی شاخصه های متعددی که دارد انجام شود، نمیشود یک نسخه برای همه زنان پیچید.
اما نکاتی را در عرصه کلان اشتغال بانوان باید عرض کنم که اینها نقش دارند و نقششان هم قابل انکار نیست:

1- درست است که زن و مرد نیروی انسانی محسوب میشوند، اما این نیروی انسانی که خرج مدیریت زندگی و تربیت فرزند میشود هم به هدر نمیرود! چرا ما آن را نیروی مصرف کننده مینامیم؟! ما به خانمی که در مدرسه معلم است میگوییم نیروی انسانی و کار که مشغول تربیت نسل است و دارد کارش را انجام میدهد، اما به خانم هایی که به خانه داری مشغول هستند میگوییم نیروی مصرف کننده؟! در حالی که فقط خدا میداند کار اینها چقدر ارزشمند است!

مادرانی که با وقت گذاشتن در درون خانه محیطی مملو از صفا و آرامش در خانه مهیا کرده اند و فرزندانی تربیت کرده اند که امروزه مایه مباهات جامعه هستند اینها ارزش کارشان کمتر از آن خانمی نیست که مثلا در بانک پول مردم را میگیرد و به حسابشان واریز میکند.
این دو کار نه از نظر ارزش قابل مقایسه هستند، نه از نظر سختی، و نه از نظر اجر اخروی!

2- درست است که زن و مرد هر دو نیروی انسانی برای کار به حساب می آیند اما آیا ضرورت دارد به این خاطر همه نیروی انسانی را به اشتغال خارج از خانه واداشت؟ باید دید این اشتغال به عرصه های دیگر لطمه میزند یا خیر! الان طبق آمارهای جمعیتی آوردن یکی، دوتا بچه خطری برای آینده ایران محسوب شده و موجب بالا رفتن سن و پیری جمعیت میشود.
اما آیا با همین روند اشتغال خانم ها فرزند آوری ممکن است؟ واقعا خانم ها میرسند که هم به کار خانه رسیدگی کنند هم بچه داری کنند، هم اشتغال خارج از خانه داشته باشند؟
من از نزدیک شاهد زندگی زوج هایی که هر دو شاغل هستند بوده ام، خدا میداند یکی از آنها در به در دنبال مهد کودکی میگشت که بچه های زیر 3 سال را هم بپذیرند! یا زوج دیگری را سراغ دارم که بچه هایشان هر روز تا ساعت 2 بعدازظهر خانه عمه شان هستند!
خب این زن که تازه ساعت 2 خسته به خانه می آید چطور میتواند تازه به فکر غذا و مرتب کردن و رسیدگی به تکالیف بچه ها و بازی کردن با آنها و حقوق شوهر و مانند آن برسد؟

خدا میداند من با بدبینی به اشتغال خانم ها نگاه نمیکنم، برای من که فرقی نمیکند که زنان شاغل باشند یا نباشند، اما آیا درست است که چشممان را روی این آمار کاهش نسل، کاهش ازدواج، بالا رفتن آمار طلاق و مشکلات دیگر که عمدتا ناشی از کوتاهی همسران در انجام وظایف خویش است ببندیم؟

مگر زنان در گذشته که تمام جامعه تربیت شده ایشان بود نقش پررنگی در اجتماع نداشتند یا هویتشان گمشده بود یا احساس ارزش نداشتند که امروز برخی خانم ها در داخل مغازه ها و بانک ها و مانند آن دنبال این نقش آفرینی، هویت و یا ارزش میگردند؟!

بله یک وقت زنی معلم است، پزشک است، وکیل زنان است، آزمایشگاه زنان و صدها مسئله دیگر است خب اینها اگرچه در خانه لطمه میخورند اما بالاخره کارهایشان اهمیت بیشتری دارد، اما اینکه یک خانم فروشندگی یک مغازه را بر عهده بگیرد و صبح ساعت 8 بیاید در مغازه را باز کند و تی بکشد واقعا چه ضرورتی دارد؟ آیا همین خانم اگر صبح زود صبحانه را آماده کند، با همسر و فرزندانش صبحانه بخورد و آنها را راهی کار و مدرسه شان کند، بعد کتاب های علمی، روانشناسی و یا رمان بخواند، ورزش کند، خانه را مرتب کند، و غذا را برای ظهر آماده کند کارش کمتر ارزش دارد؟

3- درست است که زن و مرد هر دو نیروی انسانی به حساب می آیند اما از آنجا که نیازهای هر جامعه ای محدود است، طبیعتا فرصت های شغلی نیز محدود است، و ورود گسترده ی خانم ها به این عرصه موجب خواهد شد در بسیاری از خانواده ها زن و مرد هر دو شاغل بوده، و در بسیاری از خانواده ها زن و مرد هر دو بیکار باشند! این مسئله چیزی غریبی نیست، بلکه مسئله ای است که ما به عینه در جامعه شاهد آن هستیم.
شما تا به حال ندیده اید پسرانی را که به خاطر نبود اشتغال ازدواج نمیکنند؟ ندیده اید دخترانی را که علی رغم داشتن تحصیلات بالا و اشتغال هنوز در خانه مانده اند؟! علت این مشکلات از نظر شما چیست؟

4- آموزش و علم آموزی لازمه رشد زن و مرد بوده و بسیار مورد تأکید دین و عقل است، هر کسی بگوید خانم ها نباید علم آموزی داشته باشند حرفش قطعا مردود است، اما این آموزش هم باید هدفمند و متناسب با انتظاری که از ایشان میرود باشد، برادر خانم بنده دانشجوی ارشد مهندسی کشاورزی بود، میگفت از 35 نفر در کلاس حدود 30 نفر دختر هستند! خب این آموزش ارزش دارد؟! این هدفمند است؟!
خب بعد اینکه ما آموزشمان هدفمند نباشد و بعد توقع ایجاد شود درست نیست! اصلا این توقع، توقع کاذبی است که از رفتن در یک مسیر اشتباه حاصل شده است.
همانطور که برای مردها منطقی نیست در رشته مامایی یا زنان یا مانند آن درس بخوانند برخی رشته ها هم واقعا برای زنان، آن هم با آن حجم گسترده تبیین منطقی نخواهد داشت.

در پایان باز تکرار می کنم ما مخالف اشتغال زنان به صورت کلی نیستیم، بلکه این مسئله مربوط به کارشناسان مشاوره میشود که باید ضمن بررسی شرایط زندگی هر زنی یک نسخه خاص ارائه بدهد که اشتغال خارج از خانه ارجحیت دارد یا خیر، اما این مشکلاتی که عرض کردم نشأت گرفته از یک نگاه حداکثری به اشتغال زنان است که پیش آمده!
ما با این مخالف هستیم که زن هویت و ارزش خود را در اشتغال خارج از خانه ببیند، این ضمن بی ارزش تلقی نمودن کار زنان خانه دار که واقعا کارشان دشوارترین مشاغل است موجب موج روی آوردن زنان برای اشتغال خارج از خانه خواهد شد که این مشکلات را پدید می آورد.

ما باید عرف را اصلاح کنیم، نه اینکه اسلام را با عُرف تطبیق بدهیم! انصافا اگر همه به حکم اسلام عمل میکردیم دنیا گلستان بود.

سلام
یه سوال
چرا صحبت از اشتغال بانوان میشه مشاغل سخت را مثال می زنید خیلی از مردان هم برای این مشاغل ساخته نشدن , در عوض بسیاری از شغل های آموزشی , هنری , اداری و ... است که نسبت به خانه داری خیلی هم لطیف تر و آسون تره ...

مسلم;980238 نوشت:
با سلام و احترام
بنده نه می خواهم به طور کلی اشتغال بانوان را نفی کنم و نه میخواهم به صورت کلی آن را بپذیرم؛ بلکه باید به صورت جزئی به این مسئله نگاه کرد، ابراز نظر در خصوص اشتغال هر خانمی باید به صورت جداگانه با بررسی شاخصه های متعددی که دارد انجام شود، نمیشود یک نسخه برای همه زنان پیچید.
اما نکاتی را در عرصه کلان اشتغال بانوان باید عرض کنم که اینها نقش دارند و نقششان هم قابل انکار نیست:

1- درست است که زن و مرد نیروی انسانی محسوب میشوند، اما این نیروی انسانی که خرج مدیریت زندگی و تربیت فرزند میشود هم به هدر نمیرود! چرا ما آن را نیروی مصرف کننده مینامیم؟! ما به خانمی که در مدرسه معلم است میگوییم نیروی انسانی و کار که مشغول تربیت نسل است و دارد کارش را انجام میدهد، اما به خانم هایی که به خانه داری مشغول هستند میگوییم نیروی مصرف کننده؟! در حالی که فقط خدا میداند کار اینها چقدر ارزشمند است!

مادرانی که با وقت گذاشتن در درون خانه محیطی مملو از صفا و آرامش در خانه مهیا کرده اند و فرزندانی تربیت کرده اند که امروزه مایه مباهات جامعه هستند اینها ارزش کارشان کمتر از آن خانمی نیست که مثلا در بانک پول مردم را میگیرد و به حسابشان واریز میکند.
این دو کار نه از نظر ارزش قابل مقایسه هستند، نه از نظر سختی، و نه از نظر اجر اخروی!

2- درست است که زن و مرد هر دو نیروی انسانی برای کار به حساب می آیند اما آیا ضرورت دارد به این خاطر همه نیروی انسانی را به اشتغال خارج از خانه واداشت؟ باید دید این اشتغال به عرصه های دیگر لطمه میزند یا خیر! الان طبق آمارهای جمعیتی آوردن یکی، دوتا بچه خطری برای آینده ایران محسوب شده و موجب بالا رفتن سن و پیری جمعیت میشود.
اما آیا با همین روند اشتغال خانم ها فرزند آوری ممکن است؟ واقعا خانم ها میرسند که هم به کار خانه رسیدگی کنند هم بچه داری کنند، هم اشتغال خارج از خانه داشته باشند؟
من از نزدیک شاهد زندگی زوج هایی که هر دو شاغل هستند بوده ام، خدا میداند یکی از آنها در به در دنبال مهد کودکی میگشت که بچه های زیر 3 سال را هم بپذیرند! یا زوج دیگری را سراغ دارم که بچه هایشان هر روز تا ساعت 2 بعدازظهر خانه عمه شان هستند!
خب این زن که تازه ساعت 2 خسته به خانه می آید چطور میتواند تازه به فکر غذا و مرتب کردن و رسیدگی به تکالیف بچه ها و بازی کردن با آنها و حقوق شوهر و مانند آن برسد؟

خدا میداند من با بدبینی به اشتغال خانم ها نگاه نمیکنم، برای من که فرقی نمیکند که زنان شاغل باشند یا نباشند، اما آیا درست است که چشممان را روی این آمار کاهش نسل، کاهش ازدواج، بالا رفتن آمار طلاق و مشکلات دیگر که عمدتا ناشی از کوتاهی همسران در انجام وظایف خویش است ببندیم؟

مگر زنان در گذشته که تمام جامعه تربیت شده ایشان بود نقش پررنگی در اجتماع نداشتند یا هویتشان گمشده بود یا احساس ارزش نداشتند که امروز برخی خانم ها در داخل مغازه ها و بانک ها و مانند آن دنبال این نقش آفرینی، هویت و یا ارزش میگردند؟!

بله یک وقت زنی معلم است، پزشک است، وکیل زنان است، آزمایشگاه زنان و صدها مسئله دیگر است خب اینها اگرچه در خانه لطمه میخورند اما بالاخره کارهایشان اهمیت بیشتری دارد، اما اینکه یک خانم فروشندگی یک مغازه را بر عهده بگیرد و صبح ساعت 8 بیاید در مغازه را باز کند و تی بکشد واقعا چه ضرورتی دارد؟ آیا همین خانم اگر صبح زود صبحانه را آماده کند، با همسر و فرزندانش صبحانه بخورد و آنها را راهی کار و مدرسه شان کند، بعد کتاب های علمی، روانشناسی و یا رمان بخواند، ورزش کند، خانه را مرتب کند، و غذا را برای ظهر آماده کند کارش کمتر ارزش دارد؟

3- درست است که زن و مرد هر دو نیروی انسانی به حساب می آیند اما از آنجا که نیازهای هر جامعه ای محدود است، طبیعتا فرصت های شغلی نیز محدود است، و ورود گسترده ی خانم ها به این عرصه موجب خواهد شد در بسیاری از خانواده ها زن و مرد هر دو شاغل بوده، و در بسیاری از خانواده ها زن و مرد هر دو بیکار باشند! این مسئله چیزی غریبی نیست، بلکه مسئله ای است که ما به عینه در جامعه شاهد آن هستیم.
شما تا به حال ندیده اید پسرانی را که به خاطر نبود اشتغال ازدواج نمیکنند؟ ندیده اید دخترانی را که علی رغم داشتن تحصیلات بالا و اشتغال هنوز در خانه مانده اند؟! علت این مشکلات از نظر شما چیست؟

4- آموزش و علم آموزی لازمه رشد زن و مرد بوده و بسیار مورد تأکید دین و عقل است، هر کسی بگوید خانم ها نباید علم آموزی داشته باشند حرفش قطعا مردود است، اما این آموزش هم باید هدفمند و متناسب با انتظاری که از ایشان میرود باشد، برادر خانم بنده دانشجوی ارشد مهندسی کشاورزی بود، میگفت از 35 نفر در کلاس حدود 30 نفر دختر هستند! خب این آموزش ارزش دارد؟! این هدفمند است؟!
خب بعد اینکه ما آموزشمان هدفمند نباشد و بعد توقع ایجاد شود درست نیست! اصلا این توقع، توقع کاذبی است که از رفتن در یک مسیر اشتباه حاصل شده است.
همانطور که برای مردها منطقی نیست در رشته مامایی یا زنان یا مانند آن درس بخوانند برخی رشته ها هم واقعا برای زنان، آن هم با آن حجم گسترده تبیین منطقی نخواهد داشت.

در پایان باز تکرار می کنم ما مخالف اشتغال زنان به صورت کلی نیستیم، بلکه این مسئله مربوط به کارشناسان مشاوره میشود که باید ضمن بررسی شرایط زندگی هر زنی یک نسخه خاص ارائه بدهد که اشتغال خارج از خانه ارجحیت دارد یا خیر، اما این مشکلاتی که عرض کردم نشأت گرفته از یک نگاه حداکثری به اشتغال زنان است که پیش آمده!
ما با این مخالف هستیم که زن هویت و ارزش خود را در اشتغال خارج از خانه ببیند، این ضمن بی ارزش تلقی نمودن کار زنان خانه دار که واقعا کارشان دشوارترین مشاغل است موجب موج روی آوردن زنان برای اشتغال خارج از خانه خواهد شد که این مشکلات را پدید می آورد.

ما باید عرف را اصلاح کنیم، نه اینکه اسلام را با عُرف تطبیق بدهیم! انصافا اگر همه به حکم اسلام عمل میکردیم دنیا گلستان بود.

احتراما
با این نظر که خانم ها بیشتر آموزش های در زمینه همسرداری , مدیریت خانه و فرزند پروری داشته باشن موافقم. اما حداقل یه شخص با مدرک کارشناسی. شانزده سال درس خونده خوب جامعه و خانواده هزینه های زیادی جهت تحصیل ایشون چه زن چه مرد متحمل شده غیر از اون عمر و وقت گرانبهایی که در این امر صرف شده آیا واقعا درسته تمام این ها نادیده گرفته بشه و به هدر بره ؟!
چه اشکال داره یک زن یه معمار یا دکتر یا مهندس یا معلم موفق باشه تا از این وقت و هزینه صرف شده درست استفاده بشه ؟

در مورد نیروی کار و نیروی مصرف کننده این تعریفی که در اقتصاد وجود داره تا وقتی که خانه داری به عنوان شغل با حقوق و بیمه و مزایا مثل هر شغل دیگه ای
محسوب نشه یه خانه دار جرو قشر مصرف کننده و بیکار محسوب میشه و منم کاملا موافقم که خانه داری و مدیریت خانه یک کار تمام وقت و پر مشقته ولی تعریفی که در علم اقتصاد وجود داره مهمه .

منظور کلی من از این تاپیک اینه که در عرف امروز مواردی مثل حق تحصیل , حق اشتغال , حق خروج از کشور , حق طلاق , حق حضانت فرزند یه موضوع و حق طبیعی. هر انسانی است و این خیلی بی معنی که حق طبیعی یه انسان به خاطر ازدواج ازش گرفته بشه .

یه نمونه خانم ورزشکار مربی تیم ملی بانوان که همسر ایشون با علم به این که ایشون مربی تیم ملی است و قطعا سفرهای خارجی هم داره باهاش ازدواج کرده ولی درست در هنگام صعود و سفر تیم ملی بانوان , مربیشون فقط به خاطر عدم اجازه شوهرش ممنوع الخروج میشه به نظر شما چه قدر این موضوع عادلانه یا اصلا منطقی است ؟

من نمیگم حقوق زن اصلا مساوی حقوق مرد باشه میگم مساوی حق طبیعی هر انسانی اعم از زن یا مرد یا کودک باشه و به خاطر ازدواج از این حقوق طبیعی محروم نشه .

به نظر من راه حلش این که این حقوق طبیعی جزو شروط ضمن عقد به صورت چاپی در عقدنامه باشن چون موقع بحث خواستگاری و ازدواج اصلا این موضوعات به خصوص حق طلاق یا حضانت فرزندان اصلا مطرح نمیشه .

ازدواج بسیار بسیار امر حیاتی و مهمی است و قطعا تاکید بر انتخاب آگاهانه و منطقی است و در نظر گرفتن اصولی مثل دین داری , اصالت , صداقت , امانت داری , مسئولیت پذیری , هم کفو بودن , وفاداری و حسن خلق خیلی مهمه .

و قطعا ازدواج براساس مودت و رحمته . همین طور عشق و علاقه وگذشت و فداکاری خیلی مهمه .

ولی با توجه به شرایط فعلی قوانین در کشور ما شروط ضمن عقد مثل حق طلاق , حق حضانت , حق خروج از کشور , حق انتخاب محل سکونت , حق اشتغال , حق تحصیل و ... را جدی بگیرین و با شرایط قانونی و با نوشتار حقوقی در دفترچه ثبت کنید .
البته معنی آن این نیست که شما این حقوق را از مردان میگیرین مردان تمام این حقوق را به صورت طبیعی و قانونی دارن فقط معنیش اینه که شما هم از حقوق طبیعی یک انسان برخوردار میشین .

کیمیای دانش;980276 نوشت:
سلام
یه سوال
چرا صحبت از اشتغال بانوان میشه مشاغل سخت را مثال می زنید خیلی از مردان هم برای این مشاغل ساخته نشدن , در عوض بسیاری از شغل های آموزشی , هنری , اداری و ... است که نسبت به خانه داری خیلی هم لطیف تر و آسون تره ...

وقتی صحبت از برابری حقوق می کنید - باید این رو در تمام زمینه ها و شغل ها مطرح کنیم .

وقتی خانمی میاد میگه که من دوس دارم حقوق برابری داشته باشم باید توانایی این رو داشته باشه که هر طوری باشه چرخ زندگی رو بچرخونه
حتی در شغل های سنگین.

نمی تونیم استثنا قائل بشیم که بله زن ها بروند سمت شغل های لطیف.

اینجا دیگه نباید صحبت از برابری کنید.

کیمیای دانش;980284 نوشت:
احتراما
با این نظر که خانم ها بیشتر آموزش های در زمینه همسرداری , مدیریت خانه و فرزند پروری داشته باشن موافقم. اما حداقل یه شخص با مدرک کارشناسی. شانزده سال درس خونده خوب جامعه و خانواده هزینه های زیادی جهت تحصیل ایشون چه زن چه مرد متحمل شده غیر از اون عمر و وقت گرانبهایی که در این امر صرف شده آیا واقعا درسته تمام این ها نادیده گرفته بشه و به هدر بره ؟!
چه اشکال داره یک زن یه معمار یا دکتر یا مهندس یا معلم موفق باشه تا از این وقت و هزینه صرف شده درست استفاده بشه ؟

در مورد نیروی کار و نیروی مصرف کننده این تعریفی که در اقتصاد وجود داره تا وقتی که خانه داری به عنوان شغل با حقوق و بیمه و مزایا مثل هر شغل دیگه ای
محسوب نشه یه خانه دار جرو قشر مصرف کننده و بیکار محسوب میشه و منم کاملا موافقم که خانه داری و مدیریت خانه یک کار تمام وقت و پر مشقته ولی تعریفی که در علم اقتصاد وجود داره مهمه .

منظور کلی من از این تاپیک اینه که در عرف امروز مواردی مثل حق تحصیل , حق اشتغال , حق خروج از کشور , حق طلاق , حق حضانت فرزند یه موضوع و حق طبیعی. هر انسانی است و این خیلی بی معنی که حق طبیعی یه انسان به خاطر ازدواج ازش گرفته بشه .

یه نمونه خانم ورزشکار مربی تیم ملی بانوان که همسر ایشون با علم به این که ایشون مربی تیم ملی است و قطعا سفرهای خارجی هم داره باهاش ازدواج کرده ولی درست در هنگام صعود و سفر تیم ملی بانوان , مربیشون فقط به خاطر عدم اجازه شوهرش ممنوع الخروج میشه به نظر شما چه قدر این موضوع عادلانه یا اصلا منطقی است ؟

من نمیگم حقوق زن اصلا مساوی حقوق مرد باشه میگم مساوی حق طبیعی هر انسانی اعم از زن یا مرد یا کودک باشه و به خاطر ازدواج از این حقوق طبیعی محروم نشه .

با سلام و عرض ادب

خب این یه درس عبرتی می شه برای کسانی که در هر رشته ای که متناسب با آناتومی و روحیاتشون نیست مشغول به تحصیل می شن
و اشخاص دیگری مرتکب این اشتباه نخواهند شد ... هزینه ای که بابت این موضوع صرف شده به هدر نرفته باعث کسب تجربه شده ...
به همه چیز که نباید با بعد مادی نگاه کنیم

همین علم و دانش و...
چقدر وزن داره ؟ چقدر حجم داره؟ چند دلار می ارزه ؟ یه مدرک رو چقدر می خرن؟

این چیز ها مادی نیست که بشه براش کمیت گذاشت

که بگیم چون زن خانه دار این چیز ها رو نداره پس بی کار محسوب می شه

علم اقتصاد بر پایه نظام سرمایه داری بنا شده که هر شخصی که برده حکومت باشه شاغل محسوب می شه و هر کس نباشه بی کار ...

دلیل نمی شه تعریف ما هم از شغل فقط پول و مادیات باشه

کسی که یه بچه تربیت می کنه ، که دنیا رو جای بهتری برای زندگی می کنه ، ارزشش از صد تا برده نظام سرمایه داری بیشتره ...

از نظر نظام سرمایه داری آیت الله بهجت یه بیکار محسوب می شه ...

از نظر شما هم بیکار محسوب می شه؟

کار های ایشون بیشتر از هزاران برده این نظام ارزش معنوی داره

حتی بعد از مرگشون هم هنوز در جامعه تاثیر گذار هستن

این کار ها رو نمی شه با هیچ پول و مادیاتی مقایسه کرد و براش اندازه ای در نظر گرفت

بهتره تو نگرش خودتون یه تغییری بدید و ازتک بعدی بودن و مادی نگری بیرون بیاید ...

اشخاصی هستن که دنیا دنیا پول دارن و شب نمی تونن راحت بخوابن

و اشخاصی هم هستن که شب سیب زمینی پخته می خورن
اما سر راحت زمین میزارن و خوابی دارن که ثروتمندان با هزار تا قرص خواب نمی تونن داشته باشن ...

با سلام و احترام

کیمیای دانش;980284 نوشت:
در مورد نیروی کار و نیروی مصرف کننده این تعریفی که در اقتصاد وجود داره تا وقتی که خانه داری به عنوان شغل با حقوق و بیمه و مزایا مثل هر شغل دیگه ای
محسوب نشه یه خانه دار جرو قشر مصرف کننده و بیکار محسوب میشه و منم کاملا موافقم که خانه داری و مدیریت خانه یک کار تمام وقت و پر مشقته ولی تعریفی که در علم اقتصاد وجود داره مهمه

بله متوجه هستم؛ منتهی هر علمی از زاویه خودش به مسئله نگاه می کند؛ اقتصاد طبیعتا از زاویه سودآوری اقتصادی به مسئله نگاه میکند؛ یعنی انسان ها را نیروی کار می بیند، نه مادر، نه پدر، نه خانواده و...!
به همین خاطر نمی توان زاویه دید را با در اقتصاد منحصر کرده و نتیجه گرفت!
باید زایه دید دینی، فرهنگی، تربیتی و مانند آن را هم به نگرش اقتصادی ضمیمه کرد، چون در نگرش اقتصادی مطلقا این ها لحاظ نمیشوند.

کیمیای دانش;980284 نوشت:
منظور کلی من از این تاپیک اینه که در عرف امروز مواردی مثل حق تحصیل , حق اشتغال , حق خروج از کشور , حق طلاق , حق حضانت فرزند یه موضوع و حق طبیعی. هر انسانی است و این خیلی بی معنی که حق طبیعی یه انسان به خاطر ازدواج ازش گرفته بشه .

حق طلاق اصلا ربطی به کار کردن و نکردن زن ندارد، بلکه به خاطر قوی بودن احساسات در خانم هاست؛ یعنی زن حق طلاق دارد منتهی قانون باید تشخیص بدهد این طلاق از روی عواطف و احساسات و بی دلیل نبوده باشد، یعنی خانم بدون دلیل منطقی به دنبال فروپاشی خانواده نباشد، وگرنه اینطور نیست که زن اصلا نتواند طلاق بگیرد.
حق حضانت هم متناسب با سن فرزند و نوع نیازش تعیین میشود، یعنی تا 7 سالگی که بچه کوچک است و بیشتر نیازهای عاطفی و نگهداری دارد با مادر است و پس از آن با پدر؛ مگر آنکه مورد خاصی وجود داشته باشد.
اینها ربطی به کار کردن و نکردن زن ندارد، به تفاوت روحیات زن و مرد برمیگردد؛ یعنی اگر روزی برسد که خانم ها در بیرون از خانه مشغول کار بشوند و مردها در درون خانه کارهای خانه را انجام بدهند باز حکمت این احکام سر جایشان هست، چون به روح و روان زن و مرد مربوط است.

کیمیای دانش;980284 نوشت:
یه نمونه خانم ورزشکار مربی تیم ملی بانوان که همسر ایشون با علم به این که ایشون مربی تیم ملی است و قطعا سفرهای خارجی هم داره باهاش ازدواج کرده ولی درست در هنگام صعود و سفر تیم ملی بانوان , مربیشون فقط به خاطر عدم اجازه شوهرش ممنوع الخروج میشه به نظر شما چه قدر این موضوع عادلانه یا اصلا منطقی است ؟

قبول دارم که شوهر این خانم که از شغل این خانم خبر داشته و میدانسته چنین شرایطی دارد اگر بدون عذر موجه مانع میشود قطعا دارد ظلم میکند، من این را قبول دارم؛ منتهی آن خانم هم سادگی کرده است که با وجود این شرایط و شغل خاصّش، این شرایطش را جزء شروط ضمن عقد مطرح نکرده است

کیمیای دانش;980284 نوشت:
من نمیگم حقوق زن اصلا مساوی حقوق مرد باشه

برابری به معنای یکسان بودن نیست؛ اینکه حقوق زن و مرد یکسان نیست به معنای این نیست که برابر هم نیست! علاوه بر اینکه تفاوت ها باید حکیمانه باشد، بحث برتری و مانند آن نیست.

کیمیای دانش;980285 نوشت:
ه نظر من راه حلش این که این حقوق طبیعی جزو شروط ضمن عقد به صورت چاپی در عقدنامه باشن چون موقع بحث خواستگاری و ازدواج اصلا این موضوعات به خصوص حق طلاق یا حضانت فرزندان اصلا مطرح نمیشه .
ازدواج بسیار بسیار امر حیاتی و مهمی است و قطعا تاکید بر انتخاب آگاهانه و منطقی است و در نظر گرفتن اصولی مثل دین داری , اصالت , صداقت , امانت داری , مسئولیت پذیری , هم کفو بودن , وفاداری و حسن خلق خیلی مهمه .
و قطعا ازدواج براساس مودت و رحمته . همین طور عشق و علاقه وگذشت و فداکاری خیلی مهمه .

قطعا دقت در انتخاب، و پرهیز از انتخاب های احساساتی و دوستش دارم و دوستم داره و از این حرف ها بسیاری از مشکلات را حل خواهد کرد...
وگرنه اگر زن و شوهر هم کفو بوده و عاشق هم باشند اصلا این بحث ها در بین ایشان مطرح نخواهد بود، همانطور که بسیاری از خانواده ها را می بینیم.
متاسفانه امروزه ملاک ها شده پول و زیبایی!! در تمام جلسات خواستگاری از دارایی داماد و کار او سوال میشود، اما کدام جلسه خواستگاری از اخلاق و دین و نگرش های داماد سوال میشود؟

کیمیای دانش;980285 نوشت:
ولی با توجه به شرایط فعلی قوانین در کشور ما شروط ضمن عقد مثل حق طلاق , حق حضانت , حق خروج از کشور , حق انتخاب محل سکونت , حق اشتغال , حق تحصیل و ... را جدی بگیرین و با شرایط قانونی و با نوشتار حقوقی در دفترچه ثبت کنید .


من خیلی این نظر را کارآمد نمیدانم به دو دلیل:
اولا: موجب از دست دادن شانس های ازدواج برای دختران میشود؛ چون عمده مردها زیر بار چنین شروطی نمیروند، من به شخصه اگر موقع خواستگاری همسرم از من حق طلاق، یا حق انتخاب محل سکونت مطالبه میکرد قطعا قبول نمیکردم ولو آنکه مجبور باشم انتخابم را برای ازدواج تغییر دهم، الان از زندگی در کنار هم راضی هستیم، مشکلی هم نداریم، نه او طالب طلاق است و نه من، اما طرح چنین شروطی از جانب زن موجب نوعی بی اعتمادی خواهد شد؛ مرد به خودش میگوید این خانم یا به من اعتماد ندارد که حق طلاق میخواهد یا نقشه دیگری دارد یا...! بالاخره این سوال به صورت پررنگ در ذهن مرد شکل میگیرد. خصوصا با گسترش برخی زنان شیّاد که فقط برای گرفتن مهریه ازدواج های متعدد داشته اند.
همچنین من با توجه به شغلی که دارم هرگز زیر بار حق انتخاب محل سکونت نمیرفتم، چون در این صورت بنده باید مینشستم درون خانه! اما برای تحصیل خودم مشوّق بودم برای ادامه تحصیل ایشان و همچنین در خصوص خروج از خانه و مسافرت هیچ مشکلی وجود ندارد.

ثانیا: این شروط جز بالابردن آمار طلاق ثمره ای نخواهد داشت، حکمت اینکه اسلام حق طلاق را به مرد داده است پیشگیری از تصمیم های عاطفی زنان در طلاق و فروپاشی خانواده هاست؛ مسئله روشن است اگر زنی که مطالبه طلاق دارد این مطالبه به حق باشد دادگاه هم میپذیرد، اگر به ناحق باشد چرا باید به او حق بدهیم؟

موضوع قفل شده است