قبرستان

ارتباط مردگان و زندگان

انجمن: 
سلام علیکم سوالی همواره ذهن را مشغول داشته چگونگی ارتباط ارواح از قبر خود با زندگان چگونه است؟ یعنی این موضع دفن چه ارتباطی با روح متوفی دارد. آیا روح اشراف به مکان دفن خود داشته و یا خیر گونه ای دیگر از ارتباط است؟ از پاسخ دقیق شما متشکر خواهم بود.
موضوعات مشابه: 

وادی السلام قبرستانی در نجف یا بهشت برزخی مومنین؟

انجمن: 
سلام علیکم ارتباط قبرستان وادی السلام با جایگاه برزخی مومنین که از آن با وادی السلام یاد شده چگونه است؟ آیا ممکن است که وادی السلام در همین قطعه بوده یعنی قطعه ای از زمین منتهی پوشیده از چشمان ما باشد؟ چنانکه دنیای اجنه نیز چنان است؟ متشکرم

چرا یاد مرگ زندگی را به انسان زهرمار میکند؟

انجمن: 
سلام و عرض ادب چرا یاد مرگ زندگی را به انسان زهرمار میکند؟ در پاسخ به این سوال تکراری ترین و بی فایده ترین جواب این است که "چون ما غافل هستیم و دلبسته به دنیا هستیم" حقیقتش این پاسخ برای من در زندگیم کاربردی نداشته است.. یک دوره ی صوتی با نام "روانشناسی تغییر" از استاد سید مجتبی حورایی گوش میکردم.. که میگفتند برای یکی از الزامات تغییر "خواستن" است و آنچه موجب تغییر می شود مایل بودن به تغییر و علاقه مند بودن به تغییر نیست... آنچه موجب تغییر می شود "خواستن" است...و برای کسی که می خواهد تغییر کند یک سری راهکار دادند که خواستن در وجود ما قوی بشود.. خیلی جالب است که یکی از اصلی ترین مواردی که منجر به تقویت خواستن می شود و اگر این مورد اصلاح نشود تغییری هم صورت نمی گیرد تغییر در نوع نگرش است.. مثلا میگفتند کسی که نگاهش به درس خواندن این است که اگر من درس بخوانم فردا بهم لقب خرخون میدن...خب هیچوقت رغبتی به درس خواندن پیدا نمی کند.. کمی که فکر کردم دیدم در مورد مرگ هم همین است...همانطور که در سایر شبهاتی که قبلا داشتم هم همین بود... ایراد اساسی که وجود دارد این است که کارشناسان و علما و بزرگان  وقتی صحبت میکنند همه چیز را متناسب با حال و احوال خودشان در نظر می گیرند... فقط امام خامنه ای هستند که وقتی صحبت میکنند انسان می فهمد که چه می گوید... مثلا فلان عالم دینی می گوید "ما انسان های بدبختی هستیم...ما بیچاره هستیم...ما ضعیف و ناتوان هستیم...ما هیچی از خود نداریم مگر اینکه خداوند به ما نظر رحمت بفرماید" خب مطمئنا ایشان وقتی این جملات را بیان میکند متناسب با توان روحی خودشان است...یعنی این سخنان نه تنها اعتماد به نفس ایشان را تخریب نمی کند و به عزت نفسشان لگد نمی زند... بلکه برای ایشان بازدارندگی از گناه ایجاد میکند و در واقع کفه ی  ترازوی خوف و رجا را متعادل میکند... این خیلی بد است که اسلام اینقدر بد معرفی شده است... وقتی این همه معصومین و بزرگان دین از لذت و شیرینی و شیرین تر از عسل بودن مرگ می گویند... و وقتی مرگ برای ما مثل زهرمار می ماند...مشخص است یک جای کار می لنگد...و البته راهش هم این نیست که سریعا به پرسشگر برچسب غافل بودن و دنیاپرست بودن بزنیم.. آن چیزی که من متوجه شدم این است که مرگ آنطور که هست بیان نشده است و در این زمینه کارهای خوبی انجام نشده است و یا اگر انجام شده است به دست ما نرسیده است و خوب روی ان تبلیغ نشده است... مرگ از نظر من: مرگ از نظر من یعنی تنهایی و طرد شدن و سلول انفرادی... مرگ یعنی بیست و چهار ساعت در یک قبر تنگ و تاریک که راه نفس کشیدن هم وجود ندارد و احساس تنگی نفس به انسان دست می دهد زندگی کنیم... مرگ یعنی پا نهادن به دنیای ناشناخته برزخ که اصلا نمی دانیم و برای ما یقین حاصل نشده که بهتر از این دنیاست... یعنی حتی اگر الان به من بگویند فلانی اگر الان بمیری مستقیم میری بهشت باز هم حاضر نیستم بمیرم و دوست دارم در این دنیا زندگی کنم... چون هیچ درک و تصویری از مرگ و جهان پس از مرگ ندارم... مرگ برای من یعنی جیغ و داد و شیون و غسال خانه و بعدشم همه می روند و تو شب در تنهایی قبر زنده می شوی... مرگ برای من یعنی اینکه همه ی مردم به زندگیشان در دنیا ادامه می دهند و از نعمت های خداوند بهره مند می شوند و تو باید وارد جهانی بشوی که بخش عمده ای از آن سوال و جواب و بازپرسی و مو را از ماست بیرون کشیدن است...   دوتا سوال دارم: 1- چرا مرگ برای من اینقدر تلخ است؟ 2- چگونه می توانیم کاری کنیم که مرگ هم برای ما شیرین بشود و از آن استقبال کنیم؟ متشکرم

مرگ را دریابیم قبل از آنکه ما را دریابد

کل نفس ذائقة الموت : همه کس چشنده مرگ است. آل عمران185
امام علی علیه السلام
: مردم در خوابند و وقتی مردند بیدار می شوند.


سلام خدمت همه بزرگواران از اساتید تا دیگر کاربران

از شما می خواهم در این تاپیک در صورت امکان لطف کنید حدیثی ،روایتی،داستانی،کلیپی،شعری،جمله ای و... که ما را به یاد مرگ بی اندازد و مربوط به مرگ باشد قرار بدهید تا شاید کمی ان شاءالله ....

حکم قبرستان طبقاتی چیست؟

آیا برداشته شدن عذاب از یک قبرستان صحت دارد ؟

انجمن: 

سلام

طبق روایتی در کتاب کیمیای محبت (یادنامه مرحوم شیخ رجبعلی خیاط) داریم؛


بوی سیب سرخ

یكی از دوستان شیخ نقل میكند كه: ھمراه ایشان به كاشان رفتیم. عادت شیخ این بود كه ھر جا وارد میشد به
زیارت اھل قبور میرفت. ھنگامی كه وارد قبرستان كاشان شدیم، شیخ گفت:
« السلام علیك یا أبا عبدالله »
چند قدم جلوتر رفتیم فرمود: بویی به مشامتان نمیرسد؟
گفتیم: نه! چھ بویی؟
فرمود:بوی سیب سرخ استشمام نمیكنید ؟
گفتیم: نه!
قدری جلوتر آمدیم به مسؤول قبرستان رسیدیم، جناب شیخ از او پرسید: امروز كسی را اینجا دفن كرده اند؟
او پاسخ داد: پیش پای شما فردی را دفن كرده اند و ما را سر قبر تازه ای برد.
در آن جا ھمه ما بوی سیب سرخ را استشمام كردیم. پرسیدم این چه بویی است؟

شیخ فرمود: وقتی كه این بنده خدا را در این جا دفن كردند، وجود مقدس سید الشھدا(ع) تشریف آوردند این جا و به واسطه این شخص عذاب از اھل قبرستان برداشته شد.

اگر این داستان یا روایاتی از این دست صحیح باشند ، این سوال ایجاد میشه که ؛

آیا برداشته شدن عذاب از یک قبرستان ، با عدل الهی منافاتی ندارد ؟

تصاویری از غسالخانه تا قبرستان - اگر دل داری،باز کن!