جمع بندی زمان ورود به مسئله شرور و قفل شدن منطقی آن در بهترین حالت

تب‌های اولیه

33 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
زمان ورود به مسئله شرور و قفل شدن منطقی آن در بهترین حالت

با سلام و احترام
ابتدا پوزش میخوام اگر یکم مطالبم طولانیه
بنده سوالم دو بخش داره و در واقع میخواستم ببینم تحلیلی که نسبت به مسئله شر دارم صحیح هست یا نه. بنده روی این موضوع فکر کردم و البته مطالعه همینطور یک سری تاپیک رو دیدم در اسکدین در کل حدود 10 یا 12 راه حل برای این مسئله دیدم
اما اول خود برهان شر طبق چیزی که بنده خوندم دو جور بیان میشه
اولین بیان در رد وجود خدا هست و میگن وجود شر در عالم تضاد داره با سه ویژگی اگر این سه با هم در وجود خدا باشند که سه عبارتند از علم-قدرت و خیر خواهی.
دومین بیان از این برهان بیان خدا باورانه هست و این بیان با اصل وجود خدا کاری نداره بلکه میگه وجود شرور با عدل یا حکمت خدا نمیخونه.
ابتدا تعریف شر: به نظر من شر فقط و فقط درد و رنج هست حالا این درد و رنج یا حسی هست مثل درد دندان و ... یا ذهنی هست مثل درد تنهایی، ترس، حسد، افسوس و ... همچنین درد و رنج شامل درد و رنج انسان میشه و هر موجودی که توانایی رنج کشیدن داره در هر سطحی مثل حیوان و گیاه
طبق این تعریف شر اصلا عدمی نیست و با علم حضوری درک میشه دوم تقسیم بندی شر به طبیعی و اخلاقی و ... کاملا بی ربطه اون ها علل شر هستند نه خود شر. سوم زمان ورود به مسئله شر: دو راه هست
اول فردی که حداقل یک برهان بر وجود خدا دارد این فرد یا دو چالش مواجه هست اول مشکل شر با وجود خدا دوم مشکل شر با عدل و حکت خدا( به نظر من راه حل هایی که برای شرور ارائه شده قطعا این فرد رو اقناع میکنه)
دوم فردی که هیچ یک از براهین وجود خدا را نپذیرفته به نظر من هیچ کدام از راه حل های مسئله شر این فرد رو اقناع نمیکنه و در بهترین حالت(حالتی که عرض خواهم کرد مسئله قفل میشه و به سود یا زیان هیچ کدام از دو دسته خدا باوری و خدا ناباور نیست یعنی فقط میتوان این برهان رو قفل کرد نه چیز دیگری)
راه حلی که به نظر من بهترین هست:
معنی خیر خواهی خدا این است که در جهانی کاری انجام شود که به مصلحت انسان است نه خوشایند او
بنابرین خدا جهان را به گونه ای خلق کرده که به مصلحت انسان باشد(وجود شرور به مصلحت انسان است)
حال سوال پیش می آید که خوب چرا خدا جهان را طوری خلق نکرد که مصلح و خوشایند انسان در یک جا جمع شود و شرور نباشد
پاسخ این هست این امر ممکن نبوده اگر ممکن بود خدا آن را خلق میکرد.
این پاسخ فرد خداباور را قانع میکند. اما فرد خدا ناباورمیگوید اصل برهان درصدد رد وجود خدا بود لذا نمیتوان گفت :
چون خدا خلق نکرده پس ناممکن بود. (تا اینجااین راه حل کمکی نمیکند مگر اینکه استدلال کننده ثابت کند جهان بدون شر یعنی یکی شدن مصلحت و خوشآیند انسان عقلا ناممکن هست) اما این سخن سر دیگری دارد و آن اینکه آیا خدا ناباور میتواند ثابت کند خلق جهانی بدون شر و در حالت یکی بودن خوشایند و مصلحت انسان ممکن است؟ طبعا این مسئله هم عقلا ثابت یا رد نمیشود
در اینجا رسما مسئله شر قفل میشود و به سود هیچ کدام از دو گروه نیست
لذا بحث بنده دو قسمت بود اول زمان ورود به مسئله شر(به نظرم حتما باید بعد از اثبات وجود خدا باشدوگرمه اصلا نیازی به ورود هم شاید نباشد) دوم قفل شدن مسئله بدون منفعت برای هیچ یک از طرفین در زمانی که فردی خدا ناباور برای اثبات عدم وجود خدا بخواهد وارد بحث شود
میخواستم بپرسم تحلیل بنده تا چه اندازه صحیح هست
سپاس
@};-@};-@};-

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد صدیق

[TD][/TD]

جوجه اردک زشت;1003381 نوشت:
لذا بحث بنده دو قسمت بود اول زمان ورود به مسئله شر(به نظرم حتما باید بعد از اثبات وجود خدا باشدوگرمه اصلا نیازی به ورود هم شاید نباشد) دوم قفل شدن مسئله بدون منفعت برای هیچ یک از طرفین در زمانی که فردی خدا ناباور برای اثبات عدم وجود خدا بخواهد وارد بحث شود

باسلام وعرض ادب

برای پاسخ به این دو سوال ابتدا لازم است معنای شر را روشن کنیم.
شر در بیان علما بر موارد متعددی مانند امور عدمی(فقر و مرگ)، امور ادراکی(درد و رنج)، امور اخلاقی(قتل) و مبادی شرور اخلاقی(مانند شهوت و غضب) اطلاق شده است.(صدرالمتالهین، شرح اصول کافی، به اهتمام محمد خواجوی، کتاب العقل و الجهل، ص414)
با وجود این، به نظر میرسد که ریشه تمام این موارد، همان احساس درد و رنجی است که به انسان از وجود این چیزها میرسد.
خود این چیزها هم عواملی است که باعث ایجاداین احساس درد و رنج میشود.
بنابراین شر، درد و رنج نیست بلکه احساس شر و رنج هست.

اما در مورد سوالهای شما
سوال اول: زمان ورود به بحث شر و بررسی آن چه موقعی است؟

جوجه اردک زشت;1003381 نوشت:
اول زمان ورود به مسئله شر(به نظرم حتما باید بعد از اثبات وجود خدا باشدوگرمه اصلا نیازی به ورود هم شاید نباشد)

بحث از شر، ناظر به وجود خداوند است.
این استدلال به منزله قرینه ای یا دلیلی برای تضعیف یا نفی وجود خداوند است.
بنابراین پاسخ بدان، نیازی به اثبات اولیه وجود خداوند ندارد.
بلکه حتی برای کسی که در وجود خدا شک دارد یا وجود او را منکر است نیز کارایی دارد.

برای پاسخ به شبهه شرور، لازم است به دو عامل اصلی ایجاد حس ناراحتی(شر) توجه کنیم.
در مورد شرور طبیعی، آنچه باعث ایجاد درد و رنج در یک موجود میشود،
یا خودش لازمه طبیعی جمادات و قوانینی تکوینی میان آنها است. مثلا وجود زلزله، به واسطه وجود یک سری فعل و انفعال درون پوسته زمین است که بر اساس قواعد نانوشته طبیعت، لازم است این گاز خارج شود و وقتی راهی برای خارج شدن نداشت، پوسته زمین را میشکافد.

یا لازمه حیات و ادامه زندگی موجودات دیگر. مثلا وقتی گرگی به انسان حمله میکند این حمله یا برای دفاع از خودش است یا برای رفع گرسنگی خودش.

یا نتیجه رفتار طبیعی انسانها و موجودات دیگر است. مثلا وقتی انسان جنگهای را از بین میبرد، با یک باران سیل به راه می افتد و یک فاجعه طبیعی را ایجاد میکند.


بر این اساس، در مورد شرور طبیعی، ما هیچ نیازی بدان نداریم که وجود خدا را پیش فرض بگیریم. بلکه حتی اگر وجود خدا نیز اثبات نشود یا با کسی که وجود اورا منکر است نیز به بحث بنشینیم، از او میپرسیم چه چیزی باعث ایجاد این امور شده است و چرا این فجایع طبیعی روی داده است. قطعا در ان موقع پای خدا را وسط نمیکشد بلکه اینها را وقایع طبیعی میداند که
در نوع اول، لازمه لاینفک طبیعت است.
در نوع دوم، نتیجه رفتار یک جاندار دیگر و برای بقای زندگی خودش است.
و در نوع سوم، نتیجه رفتار انسان یا یک موجود دیگر و عکس العمل طبیعی طبیعت است.


ممکن است گفته شود کسی که وجود خدا را قبول نکرده است، نمیتواند از هیچ یک از پاسخهایی که با پیش فرض وجود خدا و صفاتش است، قانع شود. بنابراین نمیتوان به او گفت "وجود شر برای انسان مصلحت داشته و وجود جهانی عاری ای شر ممکن نبوده وگرنه خداوند آنرا ایجاد میکرد." زیرا
این پاسخ با پیش فرض وجود خدا و قدرت و خیرخواهی اوست.

اما نه پاسخی که داده شده صحیح است و نه اشکالی که بدان شد.
توضیح اینکه
وجود شر یعنی عاملی که باعث ایجاد درد و رنج در عالم برای موجودات میشود، امری اجتناب ناپذیر است.
اجتناب ناپذیر است زیرا
در برخی موارد، عامل ایجاد احساس درد و رنج، امور طبییعی است و امور طبیعی از لوازم عالم طبیعت هستند. یعنی نمیشود عالم طبیعت وموجودات عالم طبیعت باشند، ولی این محدودیتها را نداشته باشند. نمیشود، گازهای درون زمین باشد ولی زلزله روی ندهد. نمیشود زلزله درون دریا باشد ولی سونامی روی ندهد و ....
بنابراین
اینکه این عوامل دردسر ساز و ناراحت کننده هستند، به خاطر این نیست که خداوند نمیتوانسته انرا ایجاد کند، بلکه بدین جهت است که زدودن این امور از عالم طبیعت امکان پذیر نیست.
پس عامل عدم وجود عالمی که عاری از درد و رنج و احساس آنها باشد، عدم امکان جمع میان مادیت عالم و نبودن چیزی است که باعث درد و رنج عده ای شود.

با این نکته مشخص میشود که در مورد شرور طبیعی، نیازی به اثبات خدا نیست تا بخواهیم از پیش فرضهای آن بحث در پاسخ به مسئله شر استفاده کنیم.

از سوی دیگر مشخص میشود که در پاسخ به فلسفه شرور، نیازی نیست که از همان ابتدا گفته شود چون وجود شر به مصلحت انسان است.
زیرا در این صورت مشخص است که وجود خداوند پیش فرض گرفته شده است و با منکر نمیتوان اینگونه سخن گفت. چرا که سریعا مخاطب میپرسد شما از کجا متوجه این مصلحت شدید. قاعدتا نمیتوان با تجربه و ازمایش این مصلحت را کشف کرد. بلکه ناچاریم به منبعی موثق متمسک شویم که خود پیش فرضش وجود داشتن خدا و داشتن صفات کمال است.

جوجه اردک زشت;1003381 نوشت:
دوم قفل شدن مسئله بدون منفعت برای هیچ یک از طرفین در زمانی که فردی خدا ناباور برای اثبات عدم وجود خدا بخواهد وارد بحث شود

بر اساس آنچه گفته شد مشخص میشود که بحث از شر، نیازی به پیش فرض گرفتن وجود خدا ندارد.
با توضیحی که در مورد پاسخ اولیه به مسئله شر داده شد، نه مصحلت داشتن وجود شر و نه اینکه خدا اگر میخواست آنرا ایجاد میکرد،
به هیچ کدام از این دو نیازی نیست.

موفق باشید.

مطلب زیر از کتاب هزار و یک کلمه علامه حسن زاده آملی است:

موضوع قفل شده است