جمع بندی با حفظ احترام، مخالفم... ( واجب یا حرام ؟ )

تب‌های اولیه

33 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
با حفظ احترام، مخالفم... ( واجب یا حرام ؟ )

سلام علیکم

چندی پیش در موضوعی سوالی پرسیدم که پاسخی داده نشد پس تصمیم به ایجاد موضوع جداگانه ای گرفتم تا به صورت خاص جوابش را بگیریم.
خداوند می فرماید از خدا و رسول اطاعت کنید.
اما هیچ گاه نفرموده است از والدین اطاعت کنید.
خداوند می فرماید به والدین احسان کنید ( بالوالدین احسانا )
قسمت اول سوال :
نسبت میان اطاعت و احسان چیست ؟
سوال را توضیح می دهم
وقتی والدین، دستور به انجام حرام یا ترک واجب می دهند، اطاعت از آنها واجب نیست و ترک احسان یا بی احترامی محسوب نمیشود حتی اگر والدین و جامعه این کار را بی احترامی یا ترک احسان بدانند.
اینها که واضح است ...
اما
والدینی را فرض کنید که در یک موضوعی که نه واجب است و نه حرام، به فرزندشان امری می کنند ( مثلا انتخاب رشته تحصیلی یا ازدواج کردن یا انتخاب دانشگاه یا دوست یا طلب قرض کردن یا انتخاب زن )
فرزندشان از والدین اطاعت نمی کند اما با حفظ این دو فرض :
اولا بی احترامی نمی کند و در کمال ادب با آنها گفتگو می کند
و دوما تلاشی برای راضی کردن آنها نمی کند مگر در حد اینکه آنها را به حکم خدا مبنی بر حلال بودن آن فعل ارجاع دهد یا در حد همین توضیحات
سوال می کنیم :
آیا صرف اطاعت نکردن از پدر و مادر با شرایطی که عرض شد، مصداق ترک احسان ( ترک واجب ) است ؟

اگر بله

یعنی اگر صرف اطاعت نکردن از والدین بدون بی احترامی، خودش ترک احسان محسوب میشود
پس چند اشکال مطرح میشود
اولا
چرا خداوند اطاعت از والدین را واجب نکرده است ؟ ( شاید واجب کرده و ما بی اطلاعیم )
( مثلا چرا نفرموده است : اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم و اطیعوا آبائکم و امهاتکم
یا ایها الذین آمنوا الرسول و اولی الامر منکم اولی بکم من آبائکم و امهاتکم )
شواهد روایی معتبر نیز آورده شود.
دوما
آیا اطاعت از والدین در امور مباح با این آیه منافات ندارد ؟

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ

سوما طبق آیه ی زیر

وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا

احسان کردن به والدین و ذی القربی و یتیمان و مساکین و همسایگان و ... ، لازم است اما منافاتی با اطاعت نکردن از آنها ندارد. می توان از اینها اطاعت نکرد اما احسان کرد
و حتی لازم نیست اول سعی کنیم آنها را نسبت به انتخاب های مان راضی کنیم تا بعد بتوانیم به آنها عمل کنیم.
می توانیم بدون جلب رضایت آنها به انتخاب های مباح خود عمل کنیم.
مثلا اگر همسایه ی شما بگوید فلان کار را نکنید و از طرفی آن کار مباح باشد، شما لازم نیست به انتخاب او عمل کنید و همسایه نمی تواند بگوید تو با این انجام این کارت، ترک احسان کرده ای و مرتکب فعل حرام شده ای و باید به دستور من عمل می کردی.
( هم چنین طبق بخش دوم سوال : همسایه نمی تواند بگوید تو ترک احسان کرده ای چون ابتدا باید من را راضی می کردی و لا اقل باید تلاش می کردی اما نکردی پس مرتکب فعل حرام شده ای )

و اگر خیر

یعنی اگر صرف اطاعت نکردن از والدین بدون بی احترامی ، خودش ترک احسان محسوب نمیشود
پس می توان در هر کاری ( که طبق فرض مسئله نه ترک واجب است و نه انجام حرام ) به تشخیص خودمان عمل کنیم بدون اینکه ترک احسان حساب شود.

بخش دوم سوال

عین بخش اول است
با این تفاوت که فرزند تلاش کرده تا والدین را مثل خودش کند یا رضایت انها را کسب کند یا به تعبیر عامیانه مخشان را بزند اما موفق نشده و بعد اقدام به اطاعت نکردن گرفته است.

و سوال این گونه می شود : فرزندشان از والدین اطاعت نمی کند اما با حفظ این دو فرض :
اولا بی احترامی نمی کند و در کمال ادب با آنها گفتگو می کند
و دوما برای راضی کردن والدین تلاش می کند اما تلاشی فراتر از ارجاع به قول خداوند مبنی بر حلال بودن این کارش یا فراتر از گفتگوهای کوتاه بلکه ساعت ها وقت می گذارد و حتی مشاوره می روند و ...
سوال می کنیم :
آیا صرف اطاعت نکردن از پدر و مادر با شرایطی که عرض شد، مصداق ترک احسان ( ترک واجب ) است ؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد محسن

و طاها;817026 نوشت:
سلام علیکم

چندی پیش در موضوعی سوالی پرسیدم که پاسخی داده نشد پس تصمیم به ایجاد موضوع جداگانه ای گرفتم تا به صورت خاص جوابش را بگیریم.


خداوند می فرماید از خدا و رسول اطاعت کنید.
اما هیچ گاه نفرموده است از والدین اطاعت کنید.
خداوند می فرماید به والدین احسان کنید ( بالوالدین احسانا )
قسمت اول سوال :
نسبت میان اطاعت و احسان چیست ؟
سوال را توضیح می دهم
وقتی والدین، دستور به انجام حرام یا ترک واجب می دهند، اطاعت از آنها واجب نیست و ترک احسان یا بی احترامی محسوب نمیشود حتی اگر والدین و جامعه این کار را بی احترامی یا ترک احسان بدانند.
اینها که واضح است ...
اما
والدینی را فرض کنید که در یک موضوعی که نه واجب است و نه حرام، به فرزندشان امری می کنند ( مثلا انتخاب رشته تحصیلی یا ازدواج کردن یا انتخاب دانشگاه یا دوست یا طلب قرض کردن یا انتخاب زن )
فرزندشان از والدین اطاعت نمی کند اما با حفظ این دو فرض :
اولا بی احترامی نمی کند و در کمال ادب با آنها گفتگو می کند
و دوما تلاشی برای راضی کردن آنها نمی کند مگر در حد اینکه آنها را به حکم خدا مبنی بر حلال بودن آن فعل ارجاع دهد یا در حد همین توضیحات
سوال می کنیم :
آیا صرف اطاعت نکردن از پدر و مادر با شرایطی که عرض شد، مصداق ترک احسان ( ترک واجب ) است ؟

اگر بله

یعنی اگر صرف اطاعت نکردن از والدین بدون بی احترامی، خودش ترک احسان محسوب میشود
پس چند اشکال مطرح میشود
اولا
چرا خداوند اطاعت از والدین را واجب نکرده است ؟ ( شاید واجب کرده و ما بی اطلاعیم )
( مثلا چرا نفرموده است : اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم و اطیعوا آبائکم و امهاتکم
یا ایها الذین آمنوا الرسول و اولی الامر منکم اولی بکم من آبائکم و امهاتکم )
شواهد روایی معتبر نیز آورده شود.
دوما
آیا اطاعت از والدین در امور مباح با این آیه منافات ندارد ؟

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ

سوما طبق آیه ی زیر

وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا

احسان کردن به والدین و ذی القربی و یتیمان و مساکین و همسایگان و ... ، لازم است اما منافاتی با اطاعت نکردن از آنها ندارد. می توان از اینها اطاعت نکرد اما احسان کرد
و حتی لازم نیست اول سعی کنیم آنها را نسبت به انتخاب های مان راضی کنیم تا بعد بتوانیم به آنها عمل کنیم.
می توانیم بدون جلب رضایت آنها به انتخاب های مباح خود عمل کنیم.
مثلا اگر همسایه ی شما بگوید فلان کار را نکنید و از طرفی آن کار مباح باشد، شما لازم نیست به انتخاب او عمل کنید و همسایه نمی تواند بگوید تو با این انجام این کارت، ترک احسان کرده ای و مرتکب فعل حرام شده ای و باید به دستور من عمل می کردی.
( هم چنین طبق بخش دوم سوال : همسایه نمی تواند بگوید تو ترک احسان کرده ای چون ابتدا باید من را راضی می کردی و لا اقل باید تلاش می کردی اما نکردی پس مرتکب فعل حرام شده ای )

و اگر خیر

یعنی اگر صرف اطاعت نکردن از والدین بدون بی احترامی ، خودش ترک احسان محسوب نمیشود
پس می توان در هر کاری ( که طبق فرض مسئله نه ترک واجب است و نه انجام حرام ) به تشخیص خودمان عمل کنیم بدون اینکه ترک احسان حساب شود.

بخش دوم سوال

عین بخش اول است
با این تفاوت که فرزند تلاش کرده تا والدین را مثل خودش کند یا رضایت انها را کسب کند یا به تعبیر عامیانه مخشان را بزند اما موفق نشده و بعد اقدام به اطاعت نکردن گرفته است.

و سوال این گونه می شود : فرزندشان از والدین اطاعت نمی کند اما با حفظ این دو فرض :
اولا بی احترامی نمی کند و در کمال ادب با آنها گفتگو می کند
و دوما برای راضی کردن والدین تلاش می کند اما تلاشی فراتر از ارجاع به قول خداوند مبنی بر حلال بودن این کارش یا فراتر از گفتگوهای کوتاه بلکه ساعت ها وقت می گذارد و حتی مشاوره می روند و ...
سوال می کنیم :
آیا صرف اطاعت نکردن از پدر و مادر با شرایطی که عرض شد، مصداق ترک احسان ( ترک واجب ) است ؟


بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و طلب توفیق الهی برای شما و دیگر کاربران گرامی
ابتدا مناسب است آیه شریفه ای که البته مشابه آن در چهار جای قرآن امده است را بیان کنیم:
خدای متعال در آیه شریفه"وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريما"(1)
و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! هر گاه يكى از آن دو، يا هر دوى آن ها، نزد تو به سن پيرى رسند، كم ترين اهانتى به آن ها روا مدار! و بر آن ها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آن ها بگو.
با توضیحاتی که داده خواهد شد، پاسخ پرسش ها انشاء الله دریافت خواهد شد.
به صورت کلی می توان بیان کرد:
اولا اطاعت و احسان دو مقوله از هم جدا با بار معنایی متفاوت از هم است. اگر چه گاهی اطاعت از پدر و مادر می تواند به معنای احسان باشد.بنا بر این، این دو مقوله می تواند در کنار هم قرار گیرد.
ثانیا احسان به پدر و مادر مقید به هیچ قیدی نیست. ولی اطاعت از آن ها مشروط است. به این معنا جایی که اگر پدر و مادر مانع انجام تکالیف واجب شوند یا به حرام شرعی امر کنند،امرشان قابل اطاعت نیست.هم چنین اگر فرزند به تشخیص خودش اقدام به انجام کاری را جایز می داند زیرا منافع آن کار به طور مستقیم به زندگی اش مربوط می شود،ولی آن ها با اقدام او مخالفت می کنند، در این فرض بدون آن که به پدر و مادرش بی احترامی یا با آن ها جدل کند،می تواند کار خود را انجام دهد و این به معنای عدم اطاعت یا عدم احسان نیست.(توضیح این مسئله در ادامه خواهد آمد)
آیا احسان به معنای اطاعت است؟
بیان کردیم که اطاعت و احسان هر کدام معنای خاص به خود را دارند. با این حال گاهی این گونه است که اطاعت از پدر و مادر مساوی با احسان است. یعنی کاری که از فرزند خواستند اگر با کمال میل و احترام و با رویی گشاده انجام دهد،البته این بزرگ ترین احسان است.
گاهی اطاعت از پدر و مادر احسان نیست. با این توضیح که فرزند از روی اکراه و اجبار از پدر و مادرش اطاعت می کند در حالی که در دلش اصلا خشنود نیست. این اطاعت که از روی نا چاری و یا ترس از عذاب الهی است، احسان نیست و ارج و قرب هم نمی آورد.
آیا عدم اطاعت فرزند از پدر و مادر به معنای بی لطفی به آن ها است؟
این مسئله باید تفصیل داده شود. زیرا هر عدم اطاعتی به معنای بی احترامی یا عدم احسان نیست.
مثلا در برخی از موارد فرزند به تشخیص خودش که البته تشخیصی درست و از طرف عقل و عرف پذیرفته است، عمل می کند.به این معنا که
می فهمد کاری که انجام می دهد به صلاحش بوده و در آینده زندگی اش تاثیر گذار است. بنا بر این، می تواند بدون آن که بی احترامی به پدر و مادرش بکند، به کارش مشغول شود و مواخذه هم نخواهد شد.
مثال دیگر این که اگر فرزند شخصی را برای ازدواج انتخاب کرده است که تشخیص می دهد با او خوشبخت می شود، اما پدر و مادرش مخالفت می کنند و اجازه نمی دهند ولی او اقدام به ازدواج با فرد مورد نظر می کند. این عدم اطاعت نیز به معنای عدم احسان نیست.
یا این که پدر و مادر نسبت به رشته تحصیلی فرزند اظهار نا رضایتی می کنند، ولی فرزند می داند که اگر در فلان رشته اقدام کند، موفق خواهد شد و آینده خوبی در انتظارش خواهد بود،در این جا نیز لزومی بر اطاعت از پدر و مادر نیست و این کار بی احترامی محسوب نمی شود.
البته فرزند باید سعی کند با استفاده از ابزار منطقی و احترام شایسته درباره کاری که قرار است انجام دهد،دل پدر و مادرش را به دست آورد و به هیچ وجه با آنان برخورد تندی نکند.
پس فرزند می تواند به صلاح و تشخیص خود عمل کند و از والدین اطاعت نکند.اما دلیل نمی شود که به آن ها احسان نکند.زیرا اطاعت و نیکی ملازم هم نیست اگر چه گاهی با هم است.
بنا بر این، احسان کردن به پدر و مادر به معنای آن است که آن چه می تواند برای رضایت آن ها انجام دهد.(در ادامه تفسیر احسان خواهد آمد) ولی به این معنا نیست که اگر بدون دلیل مانع کارش بشوند، ولی فرزند به صلاحش عمل کند، به آنان بی احترامی کرده و احسان را به جا نیاورده است.
البته گاهی پدر و مادر نسبت به کاری که انجام آن نه واجب است و نه مستحب بلکه مباح است،مخالفت می کنند ولی فرزند اصرار بر انجام آن دارد،مثلا مایل است با دوستانش به سفر تفریحی برود،
اما پدر و مادرش به این دلیل که ممکن است وی در طول سفر دچار مشکل شود یا آسیب ببیند، با سفرش مخالفت می کنند، در این صورت بسیار به جا است که فرزند قید سفر را بزند تا آزار نبینند.به طور حتم خدای متعال پاداش مناسبی به او خواهد داد و عملش را جبران خواهد کرد.
معنای احسان
تفاسیر آورده اند:
از ابی ولاد نقل شده است که گفت از امام صادق سلام الله علیه در باره معنای احسان به پدر و مادر در آیه شریفه" وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ..." پرسیدم فرمود:
احسان به والدين آن است كه با آن ها نيكویى كند و هر چه خواستند و احتياج داشتند از ایشان دریغ ننماید، هر چند غنى و ثروت مند باشند. و چنان چه پدر و مادر يا يكى از آن ها پير و ناتوان شود، به ايشان اف نگويد هر چند باعث آزار فرزند شوند و با غيظ به آنان ننگرد و صداى خود را بلند تر از صداى آن ها نکند و مقدم بر ايشان نشود و راه نرود و بانك بر آن ها نزند و با زبان نيكو گفتگو كند و اكرام و احترام ايشان را منظور دارد و دعا كند براى آن ها در حال حيات و مرگ شان و بگويد پروردگارا بيامرز آن ها را همان طوری كه مرا در كودكى پرورش داده و بزرگ نموده‏ اند.(2)
مرز اطاعت از پدر و مادر چه مقدار است؟
بعد از تفاصیلی که در این باره بیان شد،به این نکته کوتاه که در یکی از تفاسیر آمده است اشاره می کنیم.
آورده اند:
ذكر اين نكته را لازم مى‏دانيم كه گاه مى‏شود پدر و مادر پيشنهادهاى غير منطقى و يا خلاف شرع به انسان مى ‏كنند، بديهى است اطاعت آن ها در هيچ يك از اين موارد لازم نيست،ولى با اين حال بايد با برخورد منطقى و انجام وظيفه امر به معروف در بهترين صورتش با اين گونه پيشنهاد ها برخورد كرد.(3)
در اين زمينه به حديثى از امام كاظم سلام الله علیه استناد می کنیم که فرمود: " كسى نزد پيامبر صلوات الله علیه آمد و از حق پدر و فرزند سؤال كرد فرمود:
" لَا يُسَمِّيهِ بِاسْمِهِ وَ لَا يَمْشِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لَا يَجْلِسُ قَبْلَهُ وَ لَا يَسْتَسِبُّ لَه‏"(4)
" بايد او را با نام صدا نزند (بلكه بگويد پدرم!) و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او ننشيند، و كارى نكند كه مردم به پدرش بدگويى كند" (نگويند خدا پدرت را نيا مرزد كه چنين كردى!
و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته
اللهم صل علی محمد و آل محمد.

پی نوشت ها:
1. سوره اسراء، آیه 33
2.بروجردی سید محمد ابراهیم، تفسير جامع،تهران،انتشارات صدر،سال 1366 خورشیدی،چاپ ششم، ج‏4، ص 113
3.آیت الله مکارم شیرازی ناصر،تفسير نمونه،تهران،انتشارات اسلامیه،سال 1374 خورشیدی،چاپ اول، ج‏12، ص 81
4.شیخ کلینی،الكافي،تهران،انتشارات اسلامیه،سال 1362 خورشیدی،چاپ دوم، ج‏2، ص 159

محسن;819004 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و طلب توفیق الهی برای شما و دیگر کاربران گرامی

البته گاهی پدر و مادر نسبت به کاری که انجام آن نه واجب است و نه مستحب

بلکه مباح است،مخالفت می کنند ولی فرزند اصرار بر انجام آن دارد،مثلا مایل است با دوستانش به سفر تفریحی برود،
اما پدر و مادرش به این دلیل که ممکن است وی در طول سفر دچار مشکل شود یا آسیب ببیند، با سفرش مخالفت می کنند، در این صورت بسیار به جا است که فرزند قید سفر را بزند تا آزار نبینند.به طور حتم خدای متعال پاداش مناسبی به او خواهد داد و عملش را جبران خواهد کرد.

با سلام و احترام و تشکر

متاسفانه نگاه جامعه دینی خیلی با آنچه توضیح دادید متفاوت است و این مقصرانی دارد از جمله علما

بگذریم ...

انتخاب رشته واجب یا حرام است ؟
انتخاب رشته یا ازدواج کردن یا نکردن یا سفر تفریحی هر سه نه واجب هستند و نه حرام

چرا بین این سه مباح تفاوت گذاشتید ؟

چرا یک مباح باید اطاعت شود تا احسان صدق کند و یک مباح اطاعت نکردنش موجب ترک احسان نیست ؟ چرا تفاوت گذاشته اید ؟

محسن;819004 نوشت:
این مسئله باید تفصیل داده شود. زیرا هر عدم اطاعتی به معنای بی احترامی یا عدم احسان نیست.

آن طور که فهمیدم

از نگاه شما

برخی از "عدم اطاعت ها" در امور مباح ( که نه واجب هستند و نه حرام ) به معنای بی احترامی و ترک احسان ( ترک واجب ) است. و برخی اطاعت ها در امور مباح به معنای انجام تکلیف احسان به والدین است.

یعنی در این موارد باید از پدر و مادر اطاعت کرد.

یعنی رابطه ی اطاعت و احسان، باید عموم و خصوص من وجه باشد.

پرسشم از شما این است :

به چه دلیل می گویید در این موارد باید اطاعت کرد تا احسان به جا آورده شود ؟

عرف که دلیل درستی نیست چون مثال نقض فراوان دارد....

در تعریف احسان نیز اشاره ای به فرمان پذیری نشده و اصلا صحبتی از این مسئله نشده تا راه حلش را از انجا به دست آوریم.

و به فرض هم که اشاره شده باشد نباید تفاوتی میان انتخاب رشته و سفر سیاحتی و زیارتی باشد

اگر شما قائل به تفاوت هستید دلیل شما چیست ؟


بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم
با سلام مجدد خدمت شما و دیگر کاربران گرامی به پرسش های شما در ضمن توضیح پاسخ داده خواهد شد.
نوشته اید:
متاسفانه نگاه جامعه دینی خیلی با آنچه توضیح دادید متفاوت است و این مقصرانی دارد از جمله علما
بگذریم ...
انتخاب رشته واجب یا حرام است ؟
انتخاب رشته یا ازدواج کردن یا نکردن یا سفر تفریحی هر سه نه واجب هستند و نه حرام
چرا بین این سه مباح تفاوت گذاشتید ؟
چرا یک مباح باید اطاعت شود تا احسان صدق کند و یک مباح اطاعت نکردنش موجب ترک احسان نیست ؟ چرا تفاوت گذاشته اید ؟
پاسخ:
اگر هر سه را مباح هم اعلام کنیم (که با تفصیلی که ارائه خواهد شد، چنین نیست) باز هم تفاوت بین آن ها بسیار است با این توضیح که:
مثلا سفر برای فرزند در برابر اقدام به تحصیل یا اختیار همسر چندان ضرورتی ندارد و مشکلی را حل نمی کند .
مثلا اگر فرزند به دلیل مخالفت پدر و مادرش به سفر نرود، ضرر چندانی نخواهد کرد بلکه حد اکثر تفریحی را از دست می دهد، اما به عکس اگر وارد رشته تحصیلی مورد علاقه اش نشود یا با فردی که دوست دارد ازدواج کند اما به دلیل مخالفت والدین نکند، به طور حتم در آینده زندگی اش تاثیر خواهد گذاشت و این چیزی نیست که عقل و عرف آن را بپذیرد.
علاوه، ازدواج و تحصیل از نظر ماهوی با مسافرت یا امر مباح دیگر متفاوت است. اقدام به ازدواج یا تحصیل امر مباحی نیست بلکه از امور مستحبه و حتی در برخی موارد واجب عینی می شود. همان طور که در برخی موارد نیز تحصیل در علم خاصی نه مباح و نه جایز است بلکه به طور قطع حرام است.
در هر صورت انتخاب رشته مقدمه ای است برای ورود به علم.خود انتخاب رشته ممکن است عنوان خاص شرعی نداشته باشد، اما چون به عنوان مقدمه برای ذی المقدمه استفاده می شود، از این جهت می تواند صورت شرعی به خود بگیرد.
بنا بر این، تحصیل علم یا اختیار همسر امر مباحی نیست تا با سفر مقایسه و سپس شبیه سازی شود.
این مسئله باید تفصیل داده شود. زیرا هر عدم اطاعتی به معنای بی احترامی یا عدم احسان نیست.
از این رو:با توجه به توضیح داده شده باز هم تکرار می کنیم که هر عدم اطاعتی لزوما به معنای بی احترامی یا عدم احسان نیست.بلکه از کلیت تکلیف الهی مبنی بر احسان به پدر و مادر این نکته به دست می آید که برخی از مخالفت ها از طرف فرزند نسبت به امر پدر و مادر خصوصا در امور مباح می تواند به معنای عدم احسان باشد چون به ایذاء بدون دلیل آن ها منجر می شود و اما این که عدم احسان به معنای ترک واجب شرعی و تکلیفی چون نماز و روزه باشد،باید پاسخ آن را از مسیر فقه جستجو کرد.
نوشته اید:
آن طور که فهمیدم از نگاه شما برخی از "عدم اطاعت ها" در امور مباح ( که نه واجب هستند و نه حرام ) به معنای بی احترامی و ترک احسان ( ترک واجب ) است. و برخی اطاعت ها در امور مباح به معنای انجام تکلیف احسان به والدین است.
یعنی در این موارد باید از پدر و مادر اطاعت کرد. یعنی رابطه ی اطاعت و احسان، باید عموم و خصوص من وجه باشد.
پرسشم از شما این است :به چه دلیل می گویید در این موارد باید اطاعت کرد تا احسان به جا آورده شود ؟
پاسخ:
برای این که امور مباح آن اندازه اهمیت ندارد که اگر فرزند آن را انجام نداد،با ضرر بزرگی رو برو شود. در این جا اطاعت از اوامر پدر و مادر اهمیت بیشتری دارد و چون به رضایت آن ها ختم می شود این یعنی نوعی احسان کردن به آن ها حتی اگر این نوع احسان وجه شرعی نداشته باشد بلکه وجه عرفی داشته باشد. علاوه،مخالفت با آنان موجب آزار روح و ضرر به آن ها می شود و این آزار بر لذت زود گذری که از کار مباح به دست می آید، سنگینی دارد.
نوشته اید:
عرف که دلیل درستی نیست چون مثال نقض فراوان دارد....؟
در پاسخ های داده شده فقط به عرف مستند نشد. بلکه ابتدا اسم عقل و بعد اسم عرف آمده است. از طرفی برخی از احکام شرعی ریشه در عرف دارد یعنی فهم عرفی می تواند در شکل گیری امر شرعی نقش مستقیم داشته باشد.در نتیجه فهم عرفی امر ساده ای نیست و گاهی بار شرعی دارد.
نوشته اید:
در تعریف احسان نیز اشاره ای به فرمان پذیری نشده و اصلا صحبتی از این مسئله نشده تا راه حلش را از انجا به دست آوریم.و به فرض هم که اشاره شده باشد نباید تفاوتی میان انتخاب رشته و سفر سیاحتی و زیارتی باشد.گر شما قائل به تفاوت هستید دلیل شما چیست ؟
پاسخ:
با توجه به توضیح داده شده، دلیل تفاوت بیان شد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.

محسن;819301 نوشت:

...

با سلام و احترام و تشکر

اگر نقل می گرفتید زودتر خدمت می رسیدم

اگر می پرسم چون می خواهم بهتر بفهمم نه اینکه دقت نمی کنم ...

نقل قول:
و این چیزی نیست که عقل و عرف آن را بپذیرد.
... بلکه ابتدا اسم عقل و بعد اسم عرف آمده است
چون عرف فلان چیز را نمی پذیرد باید حکم خدا را تغییر دهیم ؟
چون عقل ناقص بشر نمی پذیرد باید حکم خدا را تغییر داد ؟
با توجه به این که شما فرض کرده اید که در برخی موارد( مثل همین مثال ) لازمه ی احسان، اطاعت کردن است، آیا باید به خاطر تشخیص عقل و عرف، ترک احسان کنیم ؟
آیا اهمیت یک موضوع مثل انتخاب رشته ( که واجب نیست طبق فرض مسئله ) به شما مجوز می دهد حکم خدا ( احسان ملازم با اطاعت ) را تغییر دهید ؟

...............................
انتخاب رشته را با سفر تفریحی مقایسه می کنیم :
1
یا در هر دو مورد، لازمه ی احسان کردن را اطاعت کردن می دانید یا نمی دانید
اگر این تلازم برقرار است پس باید اطاعت کرد ( اطاعت واجب است ) چه سفر تفریحی باشد و چه انتخاب رشته.
2
یا این تلازم وجود ندارد پس لازم نیست اطاعت کنیم.
( مثلا اطاعت از والدین در شراب نوشیدن واجب نیست چون اصلا تلازمی میان احسان و اطاعت کردن وجود ندارد تا تناقضی شکل بگیرد تا بعد به دنبال راه حل های غیر شرعی باشیم .
یا مثلا اطاعت از والدین در انتخاب رشته، واجب نیست چون اصلا تلازمی میان احسان و اطاعت وجود ندارد تا تناقضی شکل بگیرد تا بعد بخواهیم بگوییم "ما به خاطر یک امرغیر واجب یعنی انتخاب رشته، یک امر واجب یعنی اطاعت کردن را ترک می کنیم."
چون واضح است که غیر واجب نمی تواند واجب را تغییر دهید.)
3
یا تلازم را تنها در مورد سفر می دانید نه انتخاب رشته ( که همین مد نظر شما است )
و شما علت اینکه یکجا تلازم را برقرار می دانید و یک جا نمی دانید، تشخیص عقل می دانید.
به این معنا که عقل شما گفته است : انتخاب رشته ای که واجب نیست اما نقش مهمی در زندگی دارد می تواند حکم وجوب احسان ( که ملازم با اطاعت فرض کردید ) را منتفی کند.
در حالی که می دانیم اهمیت یک موضوع نمی تواند احکام خدا را تغییر دهد.
ضمن اینکه دلیلی بر تلازم یا اطاعت نداریم.
( در پست ابتدایی توضیحاتی دادم اما به آنها پاسخی ندادید ... چرا ؟ )
پس با توجه به این مقدمات، حالت سوم و اول باطل میشود.
و لازم نیست برای احسان کردن به والدین، از آنها اطاعت کنیم.


نقل قول:

بنا بر این، تحصیل علم یا اختیار همسر امر مباحی نیست

مقصودم این بود : آنچه نه واجب است و نه حرام ( در پست اول توضیح دادم ) محل بحث است.

تحصیل علم واجب است اما انتخاب رشته ی خاص واجب نیست

و اگر در برخی موارد واجب شده باشد، دقت کنید که گفتم بحث ما روی آن مواردی است که نه واجب است و نه حرام
.....
اختیار همسر واجب نیست
بله ممکن است مستحب باشد و ممکن است مستحب نباشد مثلا انتخاب همسر دوم یا صیغه کردن ( حالا کار نداریم بعضی ها اینها را مستحب می دانند ) اما مهم این است که نه واجب باشد و نه حرام ...
صورت مسئله درباره مواردی است که واجب یا حرام نباشد ....
با توجه به این معنا، اشکالاتم را مطرح کردم و پاسخ دادم که استحباب تاثیری ندارد.
نقل قول:
زیرا مخالفت با آنان موجب آزار روح و ضرر به آن ها می شود
مگر مخالفت با آنها در انتخاب رشته یا انتخاب همسر، موجب آزار روحی بس بزرگتر نمی شود ؟
اتفاقا این مخالفت ها اثرات بسیار مخرب تری می گذارد ....
یعنی هر چه قدر انتخاب رشته مهم باشد اثرات مخالفتش نیز بسیار بیشتر است به گونه ای که حتی والدین او را نفرین می کنند... پس نه تنها این موضوع کمکی نمی کند بلکه باعث می شود قبول کنیم اطاعت کردن در انتخاب رشته مهم تر و واجب تر است.
ضمن اینکه همانطور که عرض شد، اهمیت یک موضوع ( مثل انتخاب رشته ) اصلا نمی تواند حکم خدا ( احسان ملازم با اطاعت ) را تغییر دهد.
چون
نه تلازم احسان و اطاعت ثابت شده است ( چه جزئا و چه کلا )
و نه از باب اهم و مهم می توان غیر واجب را مقدم بر واجب دانست.

محسن;819004 نوشت:
مثلا در برخی از موارد فرزند به تشخیص خودش که البته تشخیصی درست و از طرف عقل و عرف پذیرفته است، عمل می کند.به این معنا که
می فهمد کاری که انجام می دهد به صلاحش بوده و در آینده زندگی اش تاثیر گذار است. بنا بر این، می تواند بدون آن که بی احترامی به پدر و مادرش بکند، به کارش مشغول شود و مواخذه هم نخواهد شد.
مثال دیگر این که اگر فرزند شخصی را برای ازدواج انتخاب کرده است که تشخیص می دهد با او خوشبخت می شود، اما پدر و مادرش مخالفت می کنند و اجازه نمی دهند ولی او اقدام به ازدواج با فرد مورد نظر می کند. این عدم اطاعت نیز به معنای عدم احسان نیست.
یا این که پدر و مادر نسبت به رشته تحصیلی فرزند اظهار نا رضایتی می کنند، ولی فرزند می داند که اگر در فلان رشته اقدام کند، موفق خواهد شد و آینده خوبی در انتظارش خواهد بود،در این جا نیز لزومی بر اطاعت از پدر و مادر نیست و این کار بی احترامی محسوب نمی شود.

سلام و عرض ادب
لطفا در مورد این حدیث توضیح می فرمایید؟با اینکه فرمودید این مثال ها مصداق ترک احسان نیست،ولی آیا طبق میل والدین در اینگونه مثال ها عمل کردن بهتر نیست؟یعنی آیا اگر در این مورد به میل آنها عمل کنیم،این کار نزد خداوند متعال دارای ارزش است؟

امام جعفر صادق علیه السلام در مورد سپاسگزارى از والدین مى‌فرماید: سه چیز بر فرزند،در حق پدر و مادر واجب است:
۱- شکر پدر و مادر به هر شکل ممکن؛
۲- اطاعت از پدر و مادر در هر چیزى که امر و نهى مى‌کنند به جز در گناه و معصیت خدا
۳- خیرخواهى براى ایشان در پیدا و نهان
متن حدیث:
«یجب للوالدین على الولد ثلاثه اشیاء: شکرهما على کل حال و طاعتهما فیما یأمرانه و ینهیانه عنه فى غیر معصیه اللَّه و نصیحتهما فى السرّ و العلانیه»
«تحف العقول، صفحه 322»

این حدیث در کتاب مواعظ امامان ترجمه جلد 75 بحار الانوار ص 204 نیز آمده است.

"اِنَّ لِلْوالِدِ عَلَی الْوَلَدِ حَقّاً … فَحَقُّ الْوالِدِ اَنْ یُطیعَهُ فی کُلِّ شَیْءٍ اِلّا فی مَعْصِیَةِ اللهِ"،
حق پدر آن ا ست که فرزند در هر چیزی جز معصیت خداوند، از او پیروی کند"نهج البلاغه، حکمت391

و اینکه این دو حدیث از نظر سند چقدر معتبر است؟
بابت ایجاد زحمت،عذرخواهم.

سلام

چه جالب

ولی برای ازدواج و ... خیلی دیدیم که به حرف پدر ومادر گوش نکردن و ازدواج کردن ممکنه خود دختر و پسر باهم مشکلی نداشته باشن ولی یه گره هایی تو زندگیشون می افته که بعدا که میرن پیش یه بزرگی بهشون میگه بخاطر این بوده که دلت پدرت یا مادرت ازت رنجیده

کلا این برای خود پدر و مادرها هم جا افتاده که احسان یعنی اطاعت ، در کوچکترین موارد اگه اطاعت نکنی ازت رنجیده میشن چه حق باهاشون باشه چه نه! خب وقتی رنجیده میشن عاقبت اون کار هم اصولا بخیر نمیشه

اگه احسان به معنی اطاعت نیست چرا خیلی از بزرگان ما که به جایی رسیدن بخاطر اطاعت از پدر و مادرشون بوده مثل آیت الله بهجت یا امام خامنه ای که بخاطر پدرشون درسشون رو رها کردن؟

یعنی اگه مثلا پدر یا مادری بگه راضی نیستم درس دین بخونی یا قرآن حفظ کنی و این امور رو مشروط به چیزای دیگه بکنه اطاعت از اونها واجب نیست؟

  1. آیت الله خوئی ضمن اعتراف به فضل و ورع و ممدوح بودن حرّانی، کتاب وی را به دلیل مُرسل بودن احادیث آن، فاقد اعتبار دانسته و در هیچ یک از احکام شرعی، استناد به روایات تحف‌العقول را جایز نشمرده است

    ر.ک: توحیدی، مصباح الفقاهة، ج۱، ص۵؛ ص۹؛ ر.ک: معلم، اصول علم‌الرجال، ص۲۷۴ـ۲۷۷.

یکی دیگه.;820252 نوشت:

سلام و عرض ادب
لطفا در مورد این حدیث توضیح می فرمایید؟با اینکه فرمودید این مثال ها مصداق ترک احسان نیست،ولی آیا طبق میل والدین در اینگونه مثال ها عمل کردن بهتر نیست؟یعنی آیا اگر در این مورد به میل آنها عمل کنیم،این کار نزد خداوند متعال دارای ارزش است؟

امام جعفر صادق علیه السلام در مورد سپاسگزارى از والدین مى‌فرماید: سه چیز بر فرزند،در حق پدر و مادر واجب است:
۱- شکر پدر و مادر به هر شکل ممکن؛
۲- اطاعت از پدر و مادر در هر چیزى که امر و نهى مى‌کنند به جز در گناه و معصیت خدا
۳- خیرخواهى براى ایشان در پیدا و نهان
متن حدیث:
«یجب للوالدین على الولد ثلاثه اشیاء: شکرهما على کل حال و طاعتهما فیما یأمرانه و ینهیانه عنه فى غیر معصیه اللَّه و نصیحتهما فى السرّ و العلانیه»
«تحف العقول، صفحه 322»

این حدیث در کتاب مواعظ امامان ترجمه جلد 75 بحار الانوار ص 204 نیز آمده است.

"اِنَّ لِلْوالِدِ عَلَی الْوَلَدِ حَقّاً … فَحَقُّ الْوالِدِ اَنْ یُطیعَهُ فی کُلِّ شَیْءٍ اِلّا فی مَعْصِیَةِ اللهِ"،
حق پدر آن ا ست که فرزند در هر چیزی جز معصیت خداوند، از او پیروی کند"

نهج البلاغه، حکمت391

و اینکه این دو حدیث از نظر سند چقدر معتبر است؟
بابت ایجاد زحمت،عذرخواهم.

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما و دیگر کاربران گرامی
بیان این نکته مناسب است که جایگاه و شان پدر و مادر بیش از حد تصوری است که ما از آن داریم. به این معنا که فرزند هر چند هم بکوشد نمی تواند حق آنان را به جا آورد. به همین دلیل اگر فرزندی متوجه نیاز پدر و مادرش شد و او دارای موقعیت های بالای اجتماعی بود اما به جهت نگهداری و حفظ حرمت والدین از همه کارهای خود دست کشید، شاید از نظر دنیایی و در مقطعی از زمان دچار خسارت شود اما به طور حتم هم در این دنیا و هم در آن دنیا پاداش عمل نیک خود را دریافت خواهد کرد.
تاریخ گواه بر این مطلب گواه است که فرزند خدمت گزار چه پاداش های بزرگی را در طول زندگی اش دریافت کرده است.
این نکته به این جهت بیان شد که ما متوجه مرز احترام پدر و مادر شویم.
با این حال تکرار می شود که احترام گذاشتن به پدر و مادر به معناي قبول همه نظريات آنان نيست. فرزند مي‌تواند با رعايت ادب و حفظ جايگاه آن ها و با استفاده از منطق نظر خود را در موضوعات مختلف بيان كند .
والدين نيز نبايد توقع داشته باشند كه فرزندشان هميشه پيرو نظر آن‌ها باشد. مهم حفظ حدود و رعايت تواضع و فروتني است.
علاوه، بیان می کنیم امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین گاهی در فراز هایی از سخنان شان از کلماتی چون "یجب" استفاده کرده اند که مربوط به لزوم احترام و پیروی از پدر و مادر است که برخی از آن معنایی کاملا ارشادی دارد. یعنی وجوب تکلیفی از آن فهم نمی شود که اگر مخالفتی شد عقاب آور باشد.مثل برخی دیگر از روایت ها که از کلمه یجب بر حق فرزندان نسبت به والدین استفاده شده است یا در جایی غیر از این موضوع مثلا بیان کرده اند که طلب علم بر هر مسلم و مسلمه ای فریضه است یعنی واجب است این وجوب ها به معنی لزوم است نه وجوب شرعی.
در این جا نیز هر دو روایت مورد استناد است و در معنای آن خدشه ای نیست. اما وجوب در این گونه روایات به معنای امر و نهی تکلیفی نیست، بلکه الزام اخلاقی است و اگر هم به معنای وجوب تکلیفی باشد، اما آن واجب در جاهایی استثناء پذیر است که موارد آن در توضیح پرسش بیان شد.
تکرار می شود که:
اطاعت از پدر و مادر در هر حالی واجب نیست،اما ایذای آن ها در هر حالی حرام است.ایذاء به این معنا است که فرزند به عمد قصد آزار پدر و مادرش را داشته باشد یا کاری کند که نتیجه اش آزار آن ها باشد. اما در مواردی که به مصالح فرزند و آینده اش مربوط می شود و فرزند دلیل عقلی و منطقی دارد،در این صورت عدم اطاعت از پدر و مادر هر چند ممکن است با ناراحتی آن ها نیز همراه شود، اما این کار او به معنای ایذاء نیست.
و اما همان طور که بیان شد، وجوب در روایات بیشتر به معنای اخلاقی یا ارشادی است نه تکلیفی و مولوی که مسئولیت شرعی داشته باشد،که اگر بدون دلیل مخالفت کرد، عقاب شود.وجوب در این روایت و نظایر آن به این معنا است که ای فرزند احترام پدر و مادر در همه احوال لازم است. ولی اگر فرزند خود تشخیص داد که در مواردی امر و نهی ایشان بدون هیچ دلیلی صادر می شود،در این صورت می تواند به حکم عقل و مصلحت اما با حفظ احترام کار خویش را انجام دهد.این گونه موارد استثناء است.
توضیح این که:
فرزند اهم و مهم کند. یعنی در نظر بگیرد کدام مسئله اهم و کدام مهم است. اگر دید آن چه پدر و مادرش بر او امر یا نهی می کنند اهم است،پس لازم است از تصمیم شخصی خود دست بکشد که خدای متعال او را یاری و کارش را جبران خواهد کرد.انشا الله.
با این حال گاهی دیده شده است که پدر و مادر به جز او هیچ کسی دیگر را ندارند یا یکی از ایشان تنها و دچار مشکل شده است،اینجا دیگر جای ارشاد نیست. فرزند در این مورد وظیفه ای جز خدمت ندارد.و دیگران که با او در یک خانواده اند باید این وضع را درک کنند زیرا آن ها نیز روزی به این مشکل دچار خواهند شد.(والله العالم)
و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

موضوع قفل شده است