جمع بندی اگر مسلمانان به کشوری حمله کنند، آیا می توانند افرادی را به عنوان برده بگیرند؟

تب‌های اولیه

60 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اگر مسلمانان به کشوری حمله کنند، آیا می توانند افرادی را به عنوان برده بگیرند؟

سلام. می خواستم بدونم ایا اسلام فقط اجازه گرفتن برده در جنگ رو داده و غیر اون نه؟ ینی اگه اسلام خودش به جایی حمله بکنه ایا اجازه گرفتن برده رو داره ؟ و اگه کسانی در جنگ با اسلام شرکت نکنن چه؟ مثلا در جنگ بین پیامبر (ص) و قبیله بنی قریظه من شنیدم گروهی هم اسیر شدن؟ این یعنی مجوز اینکه اگه اسلام به جایی حمله کنه می تونه اسیر بگیره ایا؟

پاسخ کارشناس

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد صدیق

[TD][/TD]

erfanzadfalah;1013580 نوشت:
سلام. می خواستم بدونم ایا اسلام فقط اجازه گرفتن برده در جنگ رو داده و غیر اون نه؟ ینی اگه اسلام خودش به جایی حمله بکنه ایا اجازه گرفتن برده رو داره ؟ و اگه کسانی در جنگ با اسلام شرکت نکنن چه؟ مثلا در جنگ بین پیامبر (ص) و قبیله بنی قریظه من شنیدم گروهی هم اسیر شدن؟ این یعنی مجوز اینکه اگه اسلام به جایی حمله کنه می تونه اسیر بگیره ایا؟

باسلام وعرض ادب

برده داری، یکی از رفتارهای متداول اجتماعی در آن دوران بوده است. مشترک بین تمام جوامع. دینی و غیر دینی. مسلمان و غیر مسلمان.
دین مبین اسلام، همواره سعی در محدود نمودن این مسئله داشته است.
هم در مصادیق برده و هم در راه های برده گرفتن(استرقاق) وهم در نحوه رفتار با بردگان و نیز ازاد کردن بردگان.(برای این منظور ر.ک: دانشنامه جهان اسلام، مقاله برده و برده داری)

[=&amp]
[/]

سوالی که شما مطرح کردید در مورد راه های استرقاق است.
به بردگی گرفتن که پیش از اسلام راه های گوناگونی داشته است، بنا بر فقه اسلامی منحصر به کفار حربی و اسیران جنگی آنان است.
بنابراین اسیر گرفتن(اعم از مرد و زن) منحصر به کفار حربی است.
کافر حربی، به کافرانی گفته میشود که در حال جنگ ودشمنی و توطئه بر علیه مسلمانان هستند.
ملاک، در حال جنگ بودن است، خواه آنها حمله کرده باشند و خواه مسلمانان پیش دستی کرده باشند.

در جریان بنی قریظه نیز همین مسئله وجود دارد.

بنى قريظه در آغاز با اسلام در صلح و صفا بودند تا آنكه جنگ خندق روى داد، و حى بن اخطب سوار شده به مكه رفت و قريش را عليه رسول خدا (ص) تحريك كرد و طوائف عرب را برانگيخت، از آن جمله به ميان بنى قريظه رفت، و مرتب افراد را وسوسه و تحريك كرده پافشارى مى‏نمود، و با رئيسشان كعب بن اسد در اين باره صحبت كرد تا سرانجام آنها را راضى كرد كه نقض عهد كرده و با پيغمبر بجنگند بشرطى كه او نيز به ياريشان آمده و بقلعه‏شان درآيد و با ايشان كشته شود. حى بن اخطب قبول كرد و به قلعه درآمد، بنى قريظه عهد خود را شكسته و با كمك احزابى كه مدينه را محاصره كرده بودند براه افتادند، و شروع كردند به دشنام دادن رسول خدا (ص) و شكاف ديگرى ايجاد كردند.(ترجمه تفسير الميزان، ج‏9، ص:168)

یهودیان بنی قریظه با مسلمانان پیمان مودت نوشته بودند.
اما آنان برخلاف پیمانی که داشتند، به مسلمانان خیانت کردند.
با این حال، به همین جهت آنان کافر حربی محسوب میشدند و طبق قانون باید اسیر میشدند.
بر اساس درخواستی که خودشان داشتند، مسلمانان از جنگ و محاصره دست کشیدند و به حکمیت سعد بن معاذ تن دادند و او به کشته شدن برخی و اسیر شدن برخی دیگر از آنان حکم نمود.(ترجمه تفسير الميزان، ج‏9، ص: 169)

ظاهرا برده گرفتن در اسلام محدود به شرکت کنندگان در جنگ نیست.

اگر به گروه و قومی که در حال جنگ با مسلمانان هستند حمله کنیم، به ما جواز داده اند زن و فرزند آنها را برده کنیم.

حتی اگر در بلاد کفر پسر یا دختر تنها و بی سرپرستی پیدا کنید به شما حق داده اند او را برده خود کنید.

در گذشته گویا شیعیان این اذن کلی را از معصوم داشتند که بتوانند کفاری که از بلاد کفر دزدیده شدند را به بردگی بگیرند.

پس گاهی کفار شرکت کننده در جنگ برده میشدند
گاهی شهروندان بلاد کفر ( زن و مرد و کودک)بعد از فتح آن شهر، برده میشدند.
گاهی شهروندانی از بلاد کفر دزدیده شده و برده میشدند.
گاهی کفار دزدیده شده یا کفار اسیر شده بعد از فتح که در حال جنگ نبودند، به عنوان برده خرید و فروش میشدند....
گاهی کودکان بی سرپرست بلاد کفر به کشور اسلامی برده شده و برده میشدند.

در یک تقسیم بندی ما دو مدل کافر داریم
کافر معاهد و کافر حربی

یهودیان بنی قریظه جزو کفار معاهد بودند
اما با شکستن پیمان به کفار حربی بدل شدند.
لذا زن و بچه آنها برده شدند.
اگر چه این حکم با احکام دین یهود همخوانی داشت و حکم بردگی و اسارت توسط قاضی تحکیم انجام شد.

اگر آمریکا و اسرائیل و حتی فرانسه و انگلیس را جزو کفار حربی بدانیم،
پس حق برده گیری از مردم آنها را داریم.
لکن الان داستان یک بام و دو هوا شده گویا و گویا مصلحت نیست.
مثلا در ماجرای خرید کالا از کفار حربی میگویند خرید کالا از کشورهای کافر حربی مثل امریکا و انگلیس و اسرائیل و فرانسه حرام است.
اما درباره برده گیری از آنها صحبتی نمیشود.
ولی به هر حال حکومت فعلا با کفار حربی که وارد کشور میشوند به مانند کافر معاهد برخورد میکند.
یعنی اگر از کفار امریکا یا انگلیس به کشور ما سفر کنند ما آنها را کافر معاهد میدانیم.
البته بهتر است آنها را کافر مامون و ایمن شده بدانیم که گویا برخی همین را گفته اند.
( یعنی سه مدل کافر داریم : کافر معاهد، کافر حربی، کافر مامون )
یعنی طبق قوانین ما به آنها امان داده میشود تا در بین مسلمانان بیایند و الا انها کافر حربی هستند.
مثلا اگر بخواهیم طبق آنچه در پست قبلی گفتم قیاس کنیم
شما حق دارید شهروندان اسرائیل بربایید و انها را برده خود کنید. یا شهروندان دزدیده شده اسرائیل را به عنوان برده خریداری کنید. یا از کودکان بی سرپرست آنها وارد کشور کرده و انها را برده خود کنید.

بیت المعمور;1013791 نوشت:
در یک تقسیم بندی ما دو مدل کافر داریم
کافر معاهد و کافر حربی

یهودیان بنی قریظه جزو کفار معاهد بودند
اما با شکستن پیمان به کفار حربی بدل شدند.
لذا زن و بچه آنها برده شدند.
اگر چه این حکم با احکام دین یهود همخوانی داشت و حکم بردگی و اسارت توسط قاضی تحکیم انجام شد.

اگر آمریکا و اسرائیل و حتی فرانسه و انگلیس را جزو کفار حربی بدانیم،
پس حق برده گیری از مردم آنها را داریم.
لکن الان داستان یک بام و دو هوا شده گویا و گویا مصلحت نیست.
مثلا در ماجرای خرید کالا از کفار حربی میگویند خرید کالا از کشورهای کافر حربی مثل امریکا و انگلیس و اسرائیل و فرانسه حرام است.
اما درباره برده گیری از آنها صحبتی نمیشود.
ولی به هر حال حکومت فعلا با کفار حربی که وارد کشور میشوند به مانند کافر معاهد برخورد میکند.
یعنی اگر از کفار امریکا یا انگلیس به کشور ما سفر کنند ما آنها را کافر معاهد میدانیم.
البته بهتر است آنها را کافر مامون و ایمن شده بدانیم که گویا برخی همین را گفته اند.
( یعنی سه مدل کافر داریم : کافر معاهد، کافر حربی، کافر مامون )
یعنی طبق قوانین ما به آنها امان داده میشود تا در بین مسلمانان بیایند و الا انها کافر حربی هستند.
مثلا اگر بخواهیم طبق آنچه در پست قبلی گفتم قیاس کنیم
شما حق دارید شهروندان اسرائیل بربایید و انها را برده خود کنید. یا شهروندان دزدیده شده اسرائیل را به عنوان برده خریداری کنید. یا از کودکان بی سرپرست آنها وارد کشور کرده و انها را برده خود کنید.


سلام
اهالی شام در صدر اسلام، که هنوز مسلمان نشده بودند و مسلمانان با آنان تجارت می کردند چه نوع کافری هستند؟

الرحیل;1013795 نوشت:
سلام
اهالی شام در صدر اسلام، که هنوز مسلمان نشده بودند و مسلمانان با آنان تجارت می کردند چه نوع کافری هستند؟

با سلام

سوال شما جنبه تاریخی دارد.

به هر حال اگر شام بعد از حکومت پیامبر و حکمرانی اسلام باشد برای تشخیص موضوع باید از جنبه تاریخی بررسی شود.
اما حکم معلوم است.
اگر آنها معاهد باشند یک حکم دارد
اگر محارب باشند یک حکم دارد
حالا اینکه شامیان جزو چه دسته ای بودند بحث تاریخی است و نیاز به تحقیق دارد.
البته توجه داشته باشید حکم جواز به معنای وجوب نیست.
یعنی واجب نیست ما برویم از شامیان یا اسرائیل برده بگیریم.

بیت المعمور;1013801 نوشت:
با سلام

سوال شما جنبه تاریخی دارد.

به هر حال اگر شام بعد از حکومت پیامبر و حکمرانی اسلام باشد برای تشخیص موضوع باید از جنبه تاریخی بررسی شود.
اما حکم معلوم است.
اگر آنها معاهد باشند یک حکم دارد
اگر محارب باشند یک حکم دارد
حالا اینکه شامیان جزو چه دسته ای بودند بحث تاریخی است و نیاز به تحقیق دارد.
البته توجه داشته باشید حکم جواز به معنای وجوب نیست.
یعنی واجب نیست ما برویم از شامیان یا اسرائیل برده بگیریم.

سوالم بیشتر درباره دسته بندی کفار هست. یعنی هر کس با مسلمانان عهد و پیمانی نبسته باشد محارب است؟ و خرید کالا از او حرام؟
یعنی در آن زمان مسلمانان با هر کس که می خواستند تجارت کنند، ولو خارج از مرزهای اسلامی، ابتدا با او پیمان امضا می کردند؟

کافر معاهد با اهل ذمه فرق داره؟

صدیق;1013752 نوشت:
یهودیان بنی قریظه با مسلمانان پیمان مودت نوشته بودند.
اما آنان برخلاف پیمانی که داشتند، به مسلمانان خیانت کردند.
با این حال، به همین جهت آنان کافر حربی محسوب میشدند و طبق قانون باید اسیر میشدند.

تشکیک در برده شدن بزرگان و یا جنگجویان بنی قریظه نیست. موضوع برده شدن کودکان و زنان است.

الرحیل;1013805 نوشت:
سوالم بیشتر درباره دسته بندی کفار هست. یعنی هر کس با مسلمانان عهد و پیمانی نبسته باشد محارب است؟ و خرید کالا از او حرام؟
یعنی در آن زمان مسلمانان با هر کس که می خواستند تجارت کنند، ولو خارج از مرزهای اسلامی، ابتدا با او پیمان امضا می کردند؟

با سلام
1
این مطلب ( ارتباط محارب بودن با عدم عهد )قبلا در اسک دین بحث شده بود و خودش مورد اختلاف است گویا. لکن موضوع را پیدا نکردم.
2
در استفتائات کنونی میتوانید مصادیق کشورهای محارب را ببینید.
مثلا به آمریکا و اسرائیل به عنوان کشور محارب تصریح شده است.
حتی اگر اشتباه نکنم در برخی استفتائات کشورهایی مثل انگلیس و فرانسه هم اشاره شده است که مطمئن نیستم.
3
من نمیدانم در گذشته چه میکردند چون بحث تاریخی است.
اما بحث ما در مورد اسلام است.
اگر فقه بگوید محارب چیست اهمیتی ندارد مسلمانان چه کرده اند. چون مسلمانان دارای فرقه های متعدد هستند. مثلا رفتار عمر یا ابوبکر یا رفتار غیر مسلمانان در صدر اسلام نمیتواند معیار اسلامی بودن باشد.

manmehdiam;1013832 نوشت:
تشکیک در برده شدن بزرگان و یا جنگجویان بنی قریظه نیست. موضوع برده شدن کودکان و زنان است.

باسلام و عرض ادب

بر اساس آداب و رسومی که در جنگهای آن زمان رواج داشته است، وقتی منطقه ای در حال جنگ به تصرف در می آمد، سکنه آن یا کشته میشد یا اسیر.
این قاعده هم شامل مردان جنگی میشد و هم غیر ایشان
اسلام نیز از این قاعده مستثنی نبوده است و تنها تفاوت لشگریان اسلام در این بوده که با بازماندگان اسیر شده به صورت انسانی رفتار میکردند، علاوه بر اینکه زمینه آزاد شدن ایشان را به بهانه های مختلف فراهم میکرد.

بیت المعمور;1013789 نوشت:
ظاهرا برده گرفتن در اسلام محدود به شرکت کنندگان در جنگ نیست.

اگر به گروه و قومی که در حال جنگ با مسلمانان هستند حمله کنیم، به ما جواز داده اند زن و فرزند آنها را برده کنیم.

حتی اگر در بلاد کفر پسر یا دختر تنها و بی سرپرستی پیدا کنید به شما حق داده اند او را برده خود کنید.

در گذشته گویا شیعیان این اذن کلی را از معصوم داشتند که بتوانند کفاری که از بلاد کفر دزدیده شدند را به بردگی بگیرند.

پس گاهی کفار شرکت کننده در جنگ برده میشدند
گاهی شهروندان بلاد کفر ( زن و مرد و کودک)بعد از فتح آن شهر، برده میشدند.
گاهی شهروندانی از بلاد کفر دزدیده شده و برده میشدند.
گاهی کفار دزدیده شده یا کفار اسیر شده بعد از فتح که در حال جنگ نبودند، به عنوان برده خرید و فروش میشدند....
گاهی کودکان بی سرپرست بلاد کفر به کشور اسلامی برده شده و برده میشدند.


عرض کردم ملاک برده گرفتن، در حال جنگ بودن است.
به تعبیر بهتر، محارب بودن است.
بنابراین میتوان کافر حربی را ولو در کشور خودش برده گرفت.
البته با یک شرط مهم: اجازه امام معصوم( در فقه شیعی)

صدیق;1013945 نوشت:

عرض کردم ملاک برده گرفتن، در حال جنگ بودن است.
به تعبیر بهتر، محارب بودن است.
بنابراین میتوان کافر حربی را ولو در کشور خودش برده گرفت.
البته با یک شرط مهم: اجازه امام معصوم( در فقه شیعی)

بله بنده نیز موافقم
لکن مصداقی تر و واضح تر عرض کردم
مثلا گفتم برده کردن زنان و کودکان و مردان جایز است حتی اگر در میدان جنگ نباشند.
مثلا اسرائیل و آمریکا به عنوان کشور محارب نام برده شده اند.

البته در این زمینه اختلاف فقهی نیز وجود دارد.
مثلا جهاد ابتدایی را مشروط به اجازه امام دانستند.
اما بحث ما جواز برده کردن است که توسط حاکم شرع انجام می گیرد.
و ما اذن امام و حاکم شرع را برای برده کردن برخی کفار را از برخی ادله استخراج میکنیم.

به هر حال نکته ی مهم در این بحث برای بنده جواز برده کردن زنان و کودکان بود.
و طبق سوال استارتر اگر اسلام به کشوری حمله کند ما جواز برده گیری از آنها را داریم و زنان و کودکان استثنا نیستند.

بیت المعمور;1013968 نوشت:
و طبق سوال استارتر اگر اسلام به کشوری حمله کند ما جواز برده گیری از آنها را داریم و زنان و کودکان استثنا نیستند.

سلام و با تشکر از اساتید و دوستان.
مشکل من در عدم فهم این مسئله همین جاست که خب اون زنان و کودکان که در جنگ شرکت نداشتند چرا باید اسیر بشند؟! من تا امروز شنیده بودم که گفته شده بود فقط انهایی که در جنگ شرکت دارند. اما الان مطلب دیگه ای رو می بینم. این مسئله هنوز برای من گنگ هستش و من حقیقتش نمی تونم قبول کنم.

صدیق;1013944 نوشت:
بر اساس آداب و رسومی که در جنگهای آن زمان رواج داشته است، وقتی منطقه ای در حال جنگ به تصرف در می آمد، سکنه آن یا کشته میشد یا اسیر.
این قاعده هم شامل مردان جنگی میشد و هم غیر ایشان
اسلام نیز از این قاعده مستثنی نبوده است

خب اسلام که مدعی حقوق بشر هستش باید فرقی داشته باشه، درسته ؟ اینکه عده ای ولو کافر نه در جنگی شرکت کنن و نه در توطئه ای علیه اسلام، ایا باز هم سزاوار اسیر شدن هستن؟!!!

صدیق;1013944 نوشت:
و تنها تفاوت لشگریان اسلام در این بوده که با بازماندگان اسیر شده به صورت انسانی رفتار میکردند، علاوه بر اینکه زمینه آزاد شدن ایشان را به بهانه های مختلف فراهم میکرد.

بله درسته، اما این مورد ( رفتار با اسیران) برای اون عده ای که در جنگ شرکت می کردند هم اجرا می شد. ایا نباید فرقی باشه بین کسانی که در جنگ شرکت کردن و کسانی که در جنگ علیه مسلمانان شرکت نکردن و به قول شما اسیر شدن شامل اون ها هم میشه. گناه اونا چی هستش خب؟

با سلام

صدیق;1013944 نوشت:
بر اساس آداب و رسومی که

علی القاعده حضرت رحمه للعالمین است دیگر؟ گیرم که چنین آداب و رسومی هم بود. اگر این رذایل غیرانسانی همان باشد که هست دیگر چه دینی!؟

من هیچ بحث اضافه ای نخواهم کرد. چون سودی هم ندارد. فقط خواهش من از شما به عنوان یک انسان این است که تصور بفرمایید و خودتان را مثلا جایگزین یک دختربچه چند ساله یا کودک چند ساله ای در نظر آورید که اصلا تمام خاندانش بزرگترین خیانت ها را هم در حق رسول خدا کرده اند! (فرض میکنیم اصلا اینگونه بوده!) . فرض بفرمایید این کودک بعد از تماشای قتل عام خانواده اش ضمنا مشاهده کرده که مجاهد اسلام شلوار برادر بزرگترش را درآورده که مشاهده کند موی ظهار ظاهر شده یا نه! و بعد هم گردنش را زده است!
من حرفی ندارم. شما را و انسانیتتان را با این کودک که قرار است کنیز خانه یکی از این مجاهدین شود که هر وقت خواست به هر نحو که خواست با او .... من شما را لحظاتی تنها میگذارم. به من پاسخ ندهید. به وجدانتان اگر جوابی لازم است بدهید.

خواهش میکنم پاسخ این پست مخلص را ندهید.

erfanzadfalah;1013991 نوشت:
سلام و با تشکر از اساتید و دوستان.
مشکل من در عدم فهم این مسئله همین جاست که خب اون زنان و کودکان که در جنگ شرکت نداشتند چرا باید اسیر بشند؟! من تا امروز شنیده بودم که گفته شده بود فقط انهایی که در جنگ شرکت دارند. اما الان مطلب دیگه ای رو می بینم. این مسئله هنوز برای من گنگ هستش و من حقیقتش نمی تونم قبول کنم.

با سلام

و جالب تر اینکه اگر بگوییم این حکم خلاف عقل و قبیح است و خداوند امر به قبیح نمیکند.
میگویند اینها احکامی عقل ستیز نیست بلکه احکام عقل گریز است! یا میگویند تشخیص مصداق احکام قبیح و ناعادلانه از عهده عقل بشری بر نمی آید!

بیت المعمور;1014021 نوشت:
با سلام

و جالب تر اینکه اگر بگوییم این حکم خلاف عقل و قبیح است و خداوند امر به قبیح نمیکند.
میگویند اینها احکامی عقل ستیز نیست بلکه احکام عقل گریز است! یا میگویند تشخیص مصداق احکام قبیح و ناعادلانه از عهده عقل بشری بر نمی آید!


و از طرفی اگه بر فرض هم قبول کنیم که زنان و کودکان هم به اتش افراد جنگی سوختند، این مخالف قران هست که می فرماید :
وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى [فاطر/ ۱۸] یعنی،هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد... .
مجازات زنان و کودکانی که جرمی مرتکب نشدن مخالف حکم قرآن هستش.
به نظرم این اتفاق یعنی این غزوه باید بیشتر و دقیق تر بررسی و تحلیل بشه.

بیت المعمور;1013968 نوشت:
بله بنده نیز موافقم
لکن مصداقی تر و واضح تر عرض کردم
مثلا گفتم برده کردن زنان و کودکان و مردان جایز است حتی اگر در میدان جنگ نباشند.
مثلا اسرائیل و آمریکا به عنوان کشور محارب نام برده شده اند.

باسلام
مصداق کافر حربی با حاکم شرع است.
البته این یک بحث فقهی است که در حال حاضر حاکم شرعی که چنین احکام و اجازه هایی را صادر میکند، چه کسی است.
هرچند به نظر میرسد که حاکم شرع همان ولی فقیه است که بر بقیه فقها حکمش نافذ است.

بیت المعمور;1013968 نوشت:
و ما اذن امام و حاکم شرع را برای برده کردن برخی کفار را از برخی ادله استخراج میکنیم.

این همه بحثی فقهی است و در صورتی استنباط شما صحیح است که به درجه اجتهاد رسیده باشید، علاوه بر این فرضا اگر آنچه شما بدان رسیدید(و از روی اجتهاد صحیح بوده است) صرفا حکمی اولی است که حاکم شرع میتواند جلوی آنرا به خاطر مصلحت یا مفسده بگیرد.

erfanzadfalah;1013991 نوشت:
خب اسلام که مدعی حقوق بشر هستش باید فرقی داشته باشه، درسته ؟ اینکه عده ای ولو کافر نه در جنگی شرکت کنن و نه در توطئه ای علیه اسلام، ایا باز هم سزاوار اسیر شدن هستن؟!!!

باسلام و عرض ادب
گاهی اوقات، حمله پیش دستانه است و گاهی برای دفاع.
در مسئله دفاع که مشکلی نیست.
مشکل شما در مورد حمله پیش دستانه است.
در حمله پیش دستانه، لشگر اسلام(عرض میکنم اسلام نه هر کسی که خود را به نام مسلمان بداند و بر اساس سلیقه خود عمل کند)، تنها به کشور و قومی حمله میکند که عنوان کافر محارب بر آنها صدق کند.
قبل از حمله نیز شرایط دعوت آنان به دین خود یا پیمان مودت بستن را مهیا میکند.
خب وقتی کشوری نه تنها پیمان دوستی برقرار نکرد بلکه یکسره در حال جنگ و جدال و دشمنی بود، طبیعی است که هیچ حکومتی تحمل نمیکند.
هیچ حکومتی دست روی دست نمیگذارد و دشمنی راتحمل نمیکند.

اما کسانی که در ظاهر در جنگ شرکت نداشتند، آنها نیز شریک جرم هستند به خاطر جرمی که شوهر و برادر و پدرشان انجام دادند.
این اسیر کردن به چند جهت میتواند باشد(البته اینها تماما حکمت است نه علت) که از جمله آنها میتوان به جلوگیری از تربیت نیروهای جدید مخالف توسط آنان اشاره کرد.

البته نکته مهم همانی است که عرض شد.
این یک روال در آن زمان بوده است(بگذریم که امروزه نیزهست و فقط شکلش عوض شده است)
شاید اگر امروز چنین جنگی روی بدهد و امام معصوم نیز حضور داشته باشد، حکم تغییر یافته را بیان کند.

erfanzadfalah;1013991 نوشت:
ایا نباید فرقی باشه بین کسانی که در جنگ شرکت کردن و کسانی که در جنگ علیه مسلمانان شرکت نکردن و به قول شما اسیر شدن شامل اون ها هم میشه. گناه اونا چی هستش خب؟

سیل که به راه می افته مومن و کافر نمیشناسه.
این مسئله طبیعی هست.
مسلمانان که علم غیب ندارند تا بفهمند مثلا فلان زن در شهر خود قبل از جنگ توطئه میکرده و مردان را برای جنگ اماده میکرده یا نه.
پس خشک و تر با هم میسوزند.
آنها که حکم را میدانستند، چون در آن زمان رواج داشته اشت.
حال که این اتفاق افتاده مقصر مردانشان هستند.

صدیق;1014181 نوشت:

باسلام
مصداق کافر حربی با حاکم شرع است.
البته این یک بحث فقهی است که در حال حاضر حاکم شرعی که چنین احکام و اجازه هایی را صادر میکند، چه کسی است.
هرچند به نظر میرسد که حاکم شرع همان ولی فقیه است که بر بقیه فقها حکمش نافذ است.

این همه بحثی فقهی است و در صورتی استنباط شما صحیح است که به درجه اجتهاد رسیده باشید، علاوه بر این فرضا اگر آنچه شما بدان رسیدید(و از روی اجتهاد صحیح بوده است) صرفا حکمی اولی است که حاکم شرع میتواند جلوی آنرا به خاطر مصلحت یا مفسده بگیرد.

با سلام

بله اینها بحثهای اجتهادی و فقهی است.
اما آیا برده کردن متوقف بر جهاد ابتدایی است؟
اینکه در روایتی سخن از خرید برده از کافر ربایان ( ادم ربایان) میشود.
یا در باب لقطه سخن از برده کردن کودکان بی سرپرست کفار میشود.
اینها آیا متوقف بر جهاد ابتدایی است؟
اینها به نظرم دو بحث مجزا است.

تقریبا 6 راه به جز جهاد ابتدایی برای بردگی وجود دارد که در کتب فقهی مثل جواهر و منهاج خوئی و شرایع آمده است.

بیت المعمور;1014201 نوشت:
بله اینها بحثهای اجتهادی و فقهی است.
اما آیا برده کردن متوقف بر جهاد ابتدایی است؟
اینکه در روایتی سخن از خرید برده از کافر ربایان ( ادم ربایان) میشود.
یا در باب لقطه سخن از برده کردن کودکان بی سرپرست کفار میشود.
اینها آیا متوقف بر جهاد ابتدایی است؟
اینها به نظرم دو بحث مجزا است.

تقریبا 6 راه به جز جهاد ابتدایی برای بردگی وجود دارد که در کتب فقهی مثل جواهر و منهاج خوئی و شرایع آمده است.


بله اینها با هم فرق دارد
ولی
تا جائی که یادم هست، استرقاق در همه موارد نیازمنداذن حاکم شرع و امام است.

صدیق;1014183 نوشت:
سیل که به راه می افته مومن و کافر نمیشناسه.
این مسئله طبیعی هست.
مسلمانان که علم غیب ندارند تا بفهمند مثلا فلان زن در شهر خود قبل از جنگ توطئه میکرده و مردان را برای جنگ اماده میکرده یا نه.
پس خشک و تر با هم میسوزند.
آنها که حکم را میدانستند، چون در آن زمان رواج داشته اشت.
حال که این اتفاق افتاده مقصر مردانشان هستند.

این مسئله طبیعی که هست . ولی غیر انسانی است! اشکالش به طبیعی بودن نیست.
یعنی باید مسلمانان علم غیب داشته باشند که یک دختر بچه 8ساله که به کنیزی گرفته میشود توطئه میکرده یا نه؟ راست میگویید شاید مثلا پدر این دختر زمانی از این دختر بچه مثلا آب برای نوشیدن خواسته و او هم آب به دست پدر داده و این مصداق واقعی کمک به خائنین و محاربان علیه دین است دیگر؟!!! اصلا نه حضور این کودک باعث شادی پدر خائن به اسلامش بوده و لذا حقش هست که به کنیزی گرفته شود...استدلال که زیاد است بحمدالله!
خواهش دارم خودتان همین پستتان را بار دیگر مطالعه کنید و بیندشید.

مدینه بازار برده فروشی بوده است. یعنی ادمها آنجا انسانهای برده را میآوردند (اعم از دختران و پسران در هر سنی) و آنجا همانند چهارپایان خرید و فروش میشد.

هیچ توجیه انسانی نمیتوانید برای این امر به غایت غیرانسانی بیاورید. خشک و تر با هم میسوزند هم شد استدلال برای کسی که برده میشود؟

صدیق;1014288 نوشت:
بله اینها با هم فرق دارد
ولی
تا جائی که یادم هست، استرقاق در همه موارد نیازمنداذن حاکم شرع و امام است.

اما من یادم نیست نیاز به اذن باشد.
مثلا در کجا گفته شده خرید برده، نیاز به اذن امام دارد؟!

سلام.

بیت المعمور;1014321 نوشت:
اما من یادم نیست نیاز به اذن باشد.
مثلا در کجا گفته شده خرید برده، نیاز به اذن امام دارد؟!

جالب به نظر می رسد.اگر اشتباه میکنم کارشناس پاسخگو تصحیح بفرمایند.خود امامان برده یا کنیز داشتند.و حتی مادر بعضی از امامان کنیز نام برده شدند.اگر اشتباه میکنم تصحیح کنید.یعنی مادر یکی امام برده ی جنگی بوده و کنیز بوده، امام ان را خریده بود. حالا سوال، به اذن امامان رفته بودند جنگ؟ و برده گیری به اذن امام بوده؟؟ که بعد امام آن برده های آورده شده از جنگ را با پرداخت مبلغی به اختیار خود در آورده بودند؟:-/ این رو کارشناس یک پاسخی بدن.
صدیق;1014182 نوشت:
ا کسانی که در ظاهر در جنگ شرکت نداشتند، آنها نیز شریک جرم هستند به خاطر جرمی که شوهر و برادر و پدرشان انجام دادند.
این اسیر کردن به چند جهت میتواند باشد(البته اینها تماما حکمت است نه علت) که از جمله آنها میتوان به جلوگیری از تربیت نیروهای جدید مخالف توسط آنان اشاره کرد.

آیا درسته که خود امامان هم همسرانی که برده بودند داشتند؟؟که حالا یا برده ی جنگی بودند یا مادرشان برده بوده؟بعد شما می فرمایید آن کنیزان و برده ها جایی شریک جرم بودند.اگر میشود این مساله رو روشن کنید.
(تا جایی که میدونم، اگر زن و مرد برده ای فرزندی متولد شود، فرزند نیز برده محسوب میشود و همچنان صاحبش می تواند بر او آقایی وسروری کند؟ در این باره نظرات چگونه هست.

به نظرم، تا جای ممکن در باب برده داری ما باید متوسل به قرآن بشیم.اگر مخصوصا برون دینی و با دید انتقادی صحبت می کنید.اینکه در قرآن آمده زنان شوهر دار بر شما حرامند به جز آنهایی که به غنیمت گرفتید یا بردگی گرفتید رو باید مورد بررسی جدی تری قرار داد مثلا.زن شوهر داره، بعد میشه صاحبش شد.استثنائا.

پارسا مهر;1014326 نوشت:

.

با سلام
یک نمونه از روایات :
معتبرة رفاعة بردة فروش از امام كاظم(ع): قلت له ان القوم يغيرون علي الصقالبه و الروم (النوبه) فيسرقون اولادهم من الجواري و الغلمان فيعمدون الي الغلمان فيخصونهم ثم يبعثون الي بغداد الي التجار، فماتري في شرائهم و نحن نعلم انهم مسروقون انما اغار عليهم من غير حرب كانت بينهم؟ فقال: لابأس بشرائهم، انما اخرجوهم من دار الشرك الي دارالاسلام.

(كافي 5 / 210 حديث 9، تهذيب 6 / 162 حديث 297، وسايل 15 / 131 حديث 20145 و 18 / 244 حديث 23596)

«گروهي به اسلاوها و رومي‌ها (زنگباري‌ها) شبيخون زده، فرزندانشان را از دختر و پسر مي‌ربايند، پسران را اخته مي‌كنند، سپس آنها را (به عنوان برده) به سوي تاجران بغداد مي‌فرستند. دربارة خريداري اينها چه نظر مي‌دهيد، در حالي كه ما مي‌دانيم كه اين غلام‌ها و كنيزها از قومشان دزديده شده‌اند و بدون اينكه جنگي در گرفته باشد، غارت شده‌اند؟ فرمود: در خريداري آنها اشكالي نيست (و با خريداري، آنها به عنوان برده مملوك شما مي‌شوند) اين است و جز اين نيست كه آنان را از دارالشرك به دارالاسلام درآورده‌اند.»

البته روشهای برده گرفتن در کتب معتبر فقهی مثل جواهر و منهاج و شرایع و لمعه مطرح شده.

manmehdiam;1014310 نوشت:
این مسئله طبیعی که هست . ولی غیر انسانی است! اشکالش به طبیعی بودن نیست.
یعنی باید مسلمانان علم غیب داشته باشند که یک دختر بچه 8ساله که به کنیزی گرفته میشود توطئه میکرده یا نه؟ راست میگویید شاید مثلا پدر این دختر زمانی از این دختر بچه مثلا آب برای نوشیدن خواسته و او هم آب به دست پدر داده و این مصداق واقعی کمک به خائنین و محاربان علیه دین است دیگر؟!!! اصلا نه حضور این کودک باعث شادی پدر خائن به اسلامش بوده و لذا حقش هست که به کنیزی گرفته شود...استدلال که زیاد است بحمدالله!
خواهش دارم خودتان همین پستتان را بار دیگر مطالعه کنید و بیندشید.

مدینه بازار برده فروشی بوده است. یعنی ادمها آنجا انسانهای برده را میآوردند (اعم از دختران و پسران در هر سنی) و آنجا همانند چهارپایان خرید و فروش میشد.

هیچ توجیه انسانی نمیتوانید برای این امر به غایت غیرانسانی بیاورید. خشک و تر با هم میسوزند هم شد استدلال برای کسی که برده میشود؟


سلام
وقتی انسان خود را خالی الذهن کند و شرایط وموقعیتهای یک حادثه را در نظر نگیره، میتونه هر طوری قضاوت کنه.
دوست عزیز
اینکه چه کاری انسانی هست یانیست باید در موقعیت خودش سنجیده بشه.
همین بچه 8 ساله را در نظر بگیرید.
پدرش در جنگ کشته یا اسیر شده.
مادرش هم همینطور.
یکی دو بچه از انها باقی مانده.
خب لشگر پیروز باید چکار کنه.
شما احتمالا میگید باید با احترام و اصول اخلاقی او را به جائی ببره و شرایط زندگی ازادانه را برایش فراهم کنه.
اما با چه بودجه ای؟
مردمی به کشور دیگه حمله کردند و حالا که شکست خوردند، بچه هاشون قراره درناز و نعمت زندگی کنن.
بر اساس چه منطقی؟
آنچه در نظر شماست، چندان با واقعیت متناسب نیست.
نه از کشورهایی که دم از ازادی و برابری انسانها میزنند و نه حتی از هیچ دین الهی.
این منطقی که شما در نظر دارید، نهایتش به این ختم میشه که هر کشوری بگه من به کشوردیگه حمله میکنم..
اگر پیروز شدم که شدم.
اگر نشدم، مشکلی نیست زن و بچه ام در امان هستند و در رفاه زندگی میکنند.
اما اگر کسی بداند که اگر پیروز شد که هیچ ولی اگر شکست خورد این خفت و خواری نصیب خودش و خانوده اش میشود،هیچگاه چنین کاری نمیکند.

بیت المعمور;1014321 نوشت:
اما من یادم نیست نیاز به اذن باشد.
مثلا در کجا گفته شده خرید برده، نیاز به اذن امام دارد؟!

استرقاق یعنی برده گرفتن.
ادعای بنده این بود نه خرید برده.
خرید برده نیازی به اذن نداشته.

این مسئله از آیه 5 سوره مبارکه محمد روشن میشود. چرا که در آنجا خداوند متعال در مورد تکلیف اسرای جنگی، مسلمانان را بین آزادی همراه با غرامت یا حتی بدون آن مخیر کرده است و در روایات، شق سوم آمده است که بردگی اسیران است. مخاطب این مسئله در ظاهر مسلمانان هستند ولی در واقع تصمیم گیر اصلی، حاکم شرع است(امام یا نائب ایشان)
فاضل مقداد" در" كنز العرفان" مى‏گويد:" آنچه از مكتب اهل بيت نقل شده اين است كه اگر اسير بعد از پايان جنگ گرفته شود امام مسلمين مخير در ميان سه كار است: آزاد ساختن بى‏قيد و شرط، و گرفتن فديه و آزاد كردن، و برده ساختن آنها، و در هر صورت قتل آنها جايز نيست"(نقل از تفسیر نمونه، ج‏21، ص: 401)



پارسا مهر;1014326 نوشت:
جالب به نظر می رسد.اگر اشتباه میکنم کارشناس پاسخگو تصحیح بفرمایند.خود امامان برده یا کنیز داشتند.و حتی مادر بعضی از امامان کنیز نام برده شدند.اگر اشتباه میکنم تصحیح کنید.یعنی مادر یکی امام برده ی جنگی بوده و کنیز بوده، امام ان را خریده بود. حالا سوال، به اذن امامان رفته بودند جنگ؟ و برده گیری به اذن امام بوده؟؟ که بعد امام آن برده های آورده شده از جنگ را با پرداخت مبلغی به اختیار خود در آورده بودند؟ این رو کارشناس یک پاسخی بدن.

باسلام
استرقاق نیاز به حاکم شرع دارد.
وقتی که حاکم جامعه، امام معصوم نیست بلکه خلیفه است، اجازه جنگ با او بوده است.
طبق همین جنگ عده ای اسیر و برده میشوند.
خب امام معصوم نیز مثل هر مسلمان دیگری میتواند از این موقعیت استفاده کند.
به هر هدفی که برای بقیه مجاز است.

پارسا مهر;1014326 نوشت:
آیا درسته که خود امامان هم همسرانی که برده بودند داشتند؟؟که حالا یا برده ی جنگی بودند یا مادرشان برده بوده؟بعد شما می فرمایید آن کنیزان و برده ها جایی شریک جرم بودند.اگر میشود این مساله رو روشن کنید.
(تا جایی که میدونم، اگر زن و مرد برده ای فرزندی متولد شود، فرزند نیز برده محسوب میشود و همچنان صاحبش می تواند بر او آقایی وسروری کند؟ در این باره نظرات چگونه هست.

دوست عزیز
من حکمت بیان کردم نه علت.
استرقاق نوعی مقابله به مثل و رفتار و سختگیری پیشگیرانه بوده است.
بنابراین این اشکالها ناشی از عدم درک درست از حکمت جعل چنین احکامی دراسلام است.

صدیق;1014356 نوشت:

استرقاق یعنی برده گرفتن.
ادعای بنده این بود نه خرید برده.
خرید برده نیازی به اذن نداشته.

این مسئله از آیه 5 سوره مبارکه محمد روشن میشود. چرا که در آنجا خداوند متعال در مورد تکلیف اسرای جنگی، مسلمانان را بین آزادی همراه با غرامت یا حتی بدون آن مخیر کرده است و در روایات، شق سوم آمده است که بردگی اسیران است. مخاطب این مسئله در ظاهر مسلمانان هستند ولی در واقع تصمیم گیر اصلی، حاکم شرع است(امام یا نائب ایشان)
فاضل مقداد" در" كنز العرفان" مى‏گويد:" آنچه از مكتب اهل بيت نقل شده اين است كه اگر اسير بعد از پايان جنگ گرفته شود امام مسلمين مخير در ميان سه كار است: آزاد ساختن بى‏قيد و شرط، و گرفتن فديه و آزاد كردن، و برده ساختن آنها، و در هر صورت قتل آنها جايز نيست"(نقل از تفسیر نمونه، ج‏21، ص: 401)



این اصل کلام شما است :

نقل قول:

بله اینها با هم فرق دارد
ولی
تا جائی که یادم هست، استرقاق در همه موارد نیازمنداذن حاکم شرع و امام است.

خوب با توضیحاتی که دادید گویا مقصود شما این است که روشهایی که اشاره کردم نیاز به اذن امام ندارد.
فقط استرقاق که مختص جهاد و جنگ است نیاز به اذن امام دارد.
پس اختلافی هم باقی نمی ماند
در واقع اگر روشهای برده گرفتن را 7 مورد بدانیم تنها یک موردش نیاز به اذن امام دارد که استرقاق در جنگ است.

6 مورد = بدون اذن
1 مورد = نیازمند اذن

خلاصه اینکه
راه هایی وجود دارد که ما برده بگیریم بدون اذن امام. چه کودکان باشند و چه زنها و چه مردها.

این راه ها در کتب معتبر فقهی مثل جواهر و منهاج و شرایع و لمعه ذکر شده و خرید برده تنها یکی از این روشها است.
یک روایت هم من باب نمونه عرض شد.

حتی در مورد همان یک راهی که میگویید نیازمند اذن است باید به این نکته توجه کنیم : ( به نقل از سایت طهور )

حکم بردگی تنها منحصر به حاضران در میدان جنگ یا نظامیان نیست، بلکه کلیه ساکنان دارالحرب اعم از نظامی و غیر نظامی، زن و مرد، کودک و کهنسال که تحت استیلای مسلمین قرار گرفته اند مشمول حکم فوق هستند. اسارت منجر به بردگی نتیجه مطلق جنگ های مسلمانان با غیر مسلمین است و منحصر در جهاد ابتدایی یا جهاد دفاعی نیست. حتی مشروط به حضور پیامبر (ص) یا امام (ع) یا اذن ایشان هم نیست. تنها در زمان حضور اگر بدون اذن ایشان جهاد انجام شده باشد و استیذان هم میسر بوده باشد، غنایم حاصله متعلق به امام خواهد بود.
به هر حال در زمان غیبت بنابر احتیاط، تصرف در غنایم کلیه جنگ های مسلمین با غیر مسلمین حتی اگر به قصد کشورگشایی و تحصیل غنیمت در گرفته باشد، پس از اخراج خمس مجاز و مشروع است. (العروه الوثقی 2/ 367؛ تحریرالوسیله 1/ 352؛ مستند العروه الوثقی، کتاب الخمس 22)

از این صریح تر چه میخواهیم؟!

راه های بردگی :

1
جهاد ابتدایی
جهاد دفاعی
2
تغلب ( از طریق آدم ربایی )
3
لقیط ( کودک بی سرپرست بلاد کفر )
4
خرید از غیر مسلمان ها
5
سرایت از طریق توالد و تناسل ( پرورش و تولید برده از طریق زوجیت برده ها با هم )
6
کافر یکی از اعضای خانواده خود را بفروشد
7
اقرار

صدیق;1014354 نوشت:
وقتی انسان خود را خالی الذهن کند

آرزوی من این است که دست کم یک بار هم شما فقط یک بار برای امتحان! خودتان را خالی الذهن کنید. انگار که هیچ تعلقی به هیچ یک از طرفین ندارید . سپس ذهن خالی شده تان را تنها با انسانیت و معیار اخلاق پر کنید و چیز دیگری را اجازه ورود ندهید تا امکان پیش داوری برایتان نباشد.
آنگاه به جنگهای صدر اسلام بخصوص جنگهایی که میان رسول و قبایل یهودی اطراف مدینه یک نظر انسانی بی اندازید.
با اندک انصافی از این موارد و عملکردهای خشن که در بسیاری موارد بلاوجه هم به نظر میرسد، نمیتوان دفاع کرد.
مثلا در مورد بنی قریظه شما اولا که فرض میکنید که تمامی نفوس این قبیله محق به نابودی هستند. در صورتی که مشخص است رئیس قبیله تصمیمی گرفته که مثلا از سپاه قریش حمایت کند. و نهایتا میتوانیم بگوییم که رئیس قبیله به همراه تنی چند از سران این قبیله پیامهایی برای سپاه قریش فرستاده اند. بیش از این که نبوده. این قبیله قطعا احساس امنیت از سوی مدینه نمیکرده است و این عدم امنیت به دلیل عملکرد مسلمین مدینه و رسول بوده است. میترسیدند بیچاره ها! که البته تاریخ نشان داد که حق داشتند! بنابراین تمایل داشتند که قریش این قائله را با شکست مسلمانان پایان دهد. وگرنه برای این قببیله وجود مسلمانان اگر رفتار مسالمت آمیز داشتند چه ضررو زیانی داشت که بخواهند خصمانه رفتار کنند یا خواهان از بین بردن این جنبش باشند؟ برای بت پرستان قریش انگیزه های مالی و فرهنگی و مذهبی برای مقابله با اسلام میتوان شمرد ولی این یهودیان چرا باید از رشد دین اسلام آنقدر بیم داشته باشند که دست به عملی زده باشند که هستی شان ساقط شود؟
هیچ سندی وجود ندارد که این قبیله در جریان جنگ خندق به مقابله با لشکر اسلام پرداخته باشند. تنها جرم اینها این بود که چون با مدینه قرارداد داشتند که در صورتی که به یکی حمله شد دیگری از او حمایت کند و این قبیله به تعهد خودش عمل نکرده است. همین! بیش از این نیست.
ازاین عملکرد که درست یا غلط تنها تصمیم -کنان ابن ربیع - رئیس قبیله بود، شما مجوز از بین بردن تمامی نفوس این قبیله و به کنیزی و بردگی گرفتن زن و کودک و ....را به مسلمین میدهید؟ این به هیچ روی منصفانه نیست. پیش هیچ انسانی قابل دفاع نیست.
بخصوص شما دارید بین دو طرفی قضاوت میکنید که یک طرف مدعای دینی دارد. مدعی است انسانی ترین کامل ترین و بهترین مانیفست و شیوه زندگانی بشر را برایش آورده است.

صدیق;1014354 نوشت:
مردمی به کشور دیگه حمله کردند و حالا که شکست خوردند، بچه هاشون قراره درناز و نعمت زندگی کنن

کاملا مغرضانه فرمایش میفرمایید. از یک طرف سعی میکنید طرف مقابل را کاملا محق به شکست و بردگی محکوم کنید از طرف دیگر گزاره ناز و نعمت برای کودکان!! که اصل قضیه را دور از ذهن قرار دهید ولی متاسفانه کارگر نمیشود! دوست عزیز مطابق باورهای دینی، دختر بچه هشت ساله ای که کنیز شده و بدون داشتن هیچ حق انسانی مورد تجاوز قرار میگیرد قابل دفاع نیست. شما سعی دارید از چه چیزی دفاع کنید؟

شما به نحوی قضیه را مقابله به مثل تلقی میکنید که انگار همواره زنان ودختران مسلمانان هم بارها کنیز و برده طرف مقابل شدند. حال آنکه یک نمونه هم نمیتوانید برای آن بیاورید. شما لطف کنید در صدر اسلام برای مخلص کم سواد یک نمونه بیاورید که رفتار مشرکین با رفتار مجاهدان اسلام در این زمینه برابری میکند.

صدیق;1014354 نوشت:
اما اگر کسی بداند که اگر پیروز شد که هیچ ولی اگر شکست خورد این خفت و خواری نصیب خودش و خانوده اش میشود،هیچگاه چنین کاری نمیکند.

دست کم در مورد قضایای صدر اسلام که ظاهرا این بهانه بازدارندگی که شما میفرمایید یکبار هم محقق نشده است. دست کم همان قبایل یهودی اطراف مدینه (که ظاهرا هفت قبیله بودند) یکی پس از دیگری توسط مسلمین بساطشان چیده شد.

به هر حال نگاه منصفانه به هریک از مصادیق این جنگها جای تامل بسیار دارد.مثلا در مصداق بنی قریظه هیچ کس از این قبیله به مسلمین حمله نکرده است. قضیه کاملا برعکس بوده. هرچند حتی با تمام فرضیاتی که شما میفرمایید باز هم چنین جوازی برای آنگونه رفتار خشن نمیتوان صادر کرد. شما مبتنی بر باورهای دینی میتوانید چشمتان را ببندید و بفرمایید حقشان بوده. و خلاص. لکن معروض میدارم این مخلص نتوانستم. از جمله اولین قضایای شبهه ناکی که برای مخلص طی سالها قبل ایجاد شد و هیچگاه حتی با کمترین معیارهای انسانی و اخلاقی هم نتوانستم این موضوع را هضم کنم، همین رخداد دهشتناک بود!
منتهی نکته مهمی که قابل عرض است همه اینها تاریخ است، و قطعا وقایع به طور صددرصد کامل نقل نشده است بنابراین در هر زمینه ای امکان شک و شبهه وجود دارد. ولی اشکال اساسی تفکر شما این است که با چنین استدلالهایی امروز افراطیون اسلامی...همچون داعش جنایتهای خودشان را توجیه میکنند.
خوب شما بفرمایید توجیهاتی که شما می اورید مگر تفاوتی باتوجیهات داعش دارد؟ شما اگر یک داعشی که در حال فروختن یا تجاوز کردن به یک دختر ایزدی است را ببینید همین فرمایشات شما را خواهد گفت. و ظاهرا شما دلیل محکمی بر ضد او ندارید و شاید تنها خشن جلوه دادن دین دلیل رد رفتار او از سوی شما باشد که خودتان هم میدانید که دلیل موجهی نیست.
این شقه قضیه نگران کننده است وگرنه من وشما میتوانیم راجع به تاریخ بسیار نظرات مختلف داشته باشیم.

manmehdiam;1014398 نوشت:

این لینک تنها جهت بررسی جنبه تاریخی است. ( اسک قران)

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=20298&p=276283&viewfull=1#post276283

این ارسال زوایه های ناگفته را مطرح کرده.

صدیق;1014356 نوشت:

استرقاق یعنی برده گرفتن.
ادعای بنده این بود نه خرید برده.
خرید برده نیازی به اذن نداشته.

این مسئله از آیه 5 سوره مبارکه محمد روشن میشود. چرا که در آنجا خداوند متعال در مورد تکلیف اسرای جنگی، مسلمانان را بین آزادی همراه با غرامت یا حتی بدون آن مخیر کرده است و در روایات، شق سوم آمده است که بردگی اسیران است. مخاطب این مسئله در ظاهر مسلمانان هستند ولی در واقع تصمیم گیر اصلی، حاکم شرع است(امام یا نائب ایشان)
فاضل مقداد" در" كنز العرفان" مى‏گويد:" آنچه از مكتب اهل بيت نقل شده اين است كه اگر اسير بعد از پايان جنگ گرفته شود امام مسلمين مخير در ميان سه كار است: آزاد ساختن بى‏قيد و شرط، و گرفتن فديه و آزاد كردن، و برده ساختن آنها، و در هر صورت قتل آنها جايز نيست"(نقل از تفسیر نمونه، ج‏21، ص: 401)



سلام این خرید برده و اگر درست متوجه شده باشم ارتباط جنسی با اون (بدون در نظر گرفتن رضایت برده ) برای من شبهه سنگینی درست کرده و فکرم درگیرش شده اگر امکانش هست بیشتر توضیح بدید اگرم که نه یک تاپیک جدا بزنم.

بیت المعمور;1014370 نوشت:
خوب با توضیحاتی که دادید گویا مقصود شما این است که روشهایی که اشاره کردم نیاز به اذن امام ندارد.
فقط استرقاق که مختص جهاد و جنگ است نیاز به اذن امام دارد.

بیت المعمور;1014370 نوشت:
حکم بردگی تنها منحصر به حاضران در میدان جنگ یا نظامیان نیست، بلکه کلیه ساکنان دارالحرب اعم از نظامی و غیر نظامی، زن و مرد، کودک و کهنسال که تحت استیلای مسلمین قرار گرفته اند مشمول حکم فوق هستند. اسارت منجر به بردگی نتیجه مطلق جنگ های مسلمانان با غیر مسلمین است و منحصر در جهاد ابتدایی یا جهاد دفاعی نیست. حتی مشروط به حضور پیامبر (ص) یا امام (ع) یا اذن ایشان هم نیست. تنها در زمان حضور اگر بدون اذن ایشان جهاد انجام شده باشد و استیذان هم میسر بوده باشد، غنایم حاصله متعلق به امام خواهد بود.
به هر حال در زمان غیبت بنابر احتیاط، تصرف در غنایم کلیه جنگ های مسلمین با غیر مسلمین حتی اگر به قصد کشورگشایی و تحصیل غنیمت در گرفته باشد، پس از اخراج خمس مجاز و مشروع است

بله منظور من هم از استرقاق، همین مورد بود.
در واقع موارد دیگر که شما اشاره کردید:

بیت المعمور;1014370 نوشت:
راه های بردگی :

1
جهاد ابتدایی
جهاد دفاعی
2
تغلب ( از طریق آدم ربایی )
3
لقیط ( کودک بی سرپرست بلاد کفر )
4
خرید از غیر مسلمان ها
5
سرایت از طریق توالد و تناسل ( پرورش و تولید برده از طریق زوجیت برده ها با هم )
6
کافر یکی از اعضای خانواده خود را بفروشد
7
اقرار


برخی از این موارد اصلا استرقاق نیست بلکه خود فرد، برده است. مانند خرید ازغیر مسلمانان، سرایت از طریق توالد، فروش کافر توسط خود آنان و اقرار
بنابراین اصلا نقضی بر کلام بنده نیست که گفتم در استرقاق، اذن امام لازم است.

لقیط نیز در نظر کسانی که انرا برده میدانند، در حکم برده است نه واقعا برده باشد. البته عده زیادی منکر این مسئله هستند و لقیط در بلاد مسلمانان را در حکم مسلمان میدانند.

تغلب نیز از مواردی است که نیاز به اذن دارد. یعنی در جائی که اذن خاص یا عام در کار باشد و امام یا نائب ایشان اجازه چنین کاری را داده باشند که هیچ ولی اگر نداده باشند یا ممنوعیت بعدی بر آن عارض شده باشد، که اصلا جایز نیست. بنابراین نهایتا همین مورد ازموارد حکمی که عرض شد خارج میشود(با تمام اختلاف نظرهایی که در آن هست)

manmehdiam;1014398 نوشت:
آنگاه به جنگهای صدر اسلام بخصوص جنگهایی که میان رسول و قبایل یهودی اطراف مدینه یک نظر انسانی بی اندازید.
با اندک انصافی از این موارد و عملکردهای خشن که در بسیاری موارد بلاوجه هم به نظر میرسد، نمیتوان دفاع کرد.
مثلا در مورد بنی قریظه شما اولا که فرض میکنید که تمامی نفوس این قبیله محق به نابودی هستند. در صورتی که مشخص است رئیس قبیله تصمیمی گرفته که مثلا از سپاه قریش حمایت کند. و نهایتا میتوانیم بگوییم که رئیس قبیله به همراه تنی چند از سران این قبیله پیامهایی برای سپاه قریش فرستاده اند. بیش از این که نبوده. این قبیله قطعا احساس امنیت از سوی مدینه نمیکرده است و این عدم امنیت به دلیل عملکرد مسلمین مدینه و رسول بوده است. میترسیدند بیچاره ها! که البته تاریخ نشان داد که حق داشتند! بنابراین تمایل داشتند که قریش این قائله را با شکست مسلمانان پایان دهد. وگرنه برای این قببیله وجود مسلمانان اگر رفتار مسالمت آمیز داشتند چه ضررو زیانی داشت که بخواهند خصمانه رفتار کنند یا خواهان از بین بردن این جنبش باشند؟ برای بت پرستان قریش انگیزه های مالی و فرهنگی و مذهبی برای مقابله با اسلام میتوان شمرد ولی این یهودیان چرا باید از رشد دین اسلام آنقدر بیم داشته باشند که دست به عملی زده باشند که هستی شان ساقط شود؟
هیچ سندی وجود ندارد که این قبیله در جریان جنگ خندق به مقابله با لشکر اسلام پرداخته باشند. تنها جرم اینها این بود که چون با مدینه قرارداد داشتند که در صورتی که به یکی حمله شد دیگری از او حمایت کند و این قبیله به تعهد خودش عمل نکرده است. همین! بیش از این نیست.
ازاین عملکرد که درست یا غلط تنها تصمیم -کنان ابن ربیع - رئیس قبیله بود، شما مجوز از بین بردن تمامی نفوس این قبیله و به کنیزی و بردگی گرفتن زن و کودک و ....را به مسلمین میدهید؟ این به هیچ روی منصفانه نیست. پیش هیچ انسانی قابل دفاع نیست.

سلام
به همین خاطر گفتم که شما در خلأ بحث میکنید.
دوست من
در حال حاضر هم اینطور است که تصمیم حاکمان باعث بدبختی یا خوشبختی مردمش میشود.
تا چه برسه به آن دوران نظام قبیلگی که رئیس قبیله هر کاری میکرد کاملا مورد حمایت مردمش بود.
اگر رئیس چیزی رامیگفت، بقیه کاملا بدان رضایت داشتند.
وگرنه باید از آن قبیله میرفتند.
شما این را تصور کن
بعد متوجه میشید که تصمیم رئیس به منزله تصمیم تمام افراد هست.

بعلاوه، پایبندی به عهد و پیمان مثل امروز نبودکه هر کسی هر روز یک تصمیم بگیره.
یک قرار که گذارده میشد با جان تضمین میشد.
جریمه عهد شکنی نیز کاملا مشخص بود.

گذشته ازا ینکه عهد شکنی در جنگ جرمش بیشتر است.

اینها مسائل حقوقی است و با آن اخلاقیاتی که جایش تنها در کتابهاست هیچ سنخیتی ندارد.

از این گذشته، تصمیم به قتل و اسارت آنان با کسی بود که خودشان انتخاب کرده بودند و او نیز حکمی را داده بود که در کتاب مقدس یهودیان بود. تازه اگر این روایات صحیح باشد.

[=&quot]

manmehdiam;1014398 نوشت:
کاملا مغرضانه فرمایش میفرمایید. از یک طرف سعی میکنید طرف مقابل را کاملا محق به شکست و بردگی محکوم کنید از طرف دیگر گزاره ناز و نعمت برای کودکان!! که اصل قضیه را دور از ذهن قرار دهید ولی متاسفانه کارگر نمیشود! دوست عزیز مطابق باورهای دینی، دختر بچه هشت ساله ای که کنیز شده و بدون داشتن هیچ حق انسانی مورد تجاوز قرار میگیرد قابل دفاع نیست. شما سعی دارید از چه چیزی دفاع کنید؟[/]

[=&quot]شما به نحوی قضیه را مقابله به مثل تلقی میکنید که انگار همواره زنان ودختران مسلمانان هم بارها کنیز و برده طرف مقابل شدند. حال آنکه یک نمونه هم نمیتوانید برای آن بیاورید. شما لطف کنید در صدر اسلام برای مخلص کم سواد یک نمونه بیاورید که رفتار مشرکین با رفتار مجاهدان اسلام در این زمینه برابری میکند.

[/]
[=&quot]من اطلاعات تاریخی خوبی ندارم. [/]
[=&quot]اگر هم داشتم نباید از نظر تخصصی پاسخ بدهم.[/]
[=&quot]ولی این رویه آن روزگار بوده است.[/]
[=&quot]اینکه اعراب این کار را ممیکردند یا یهودیان و غیره را کارشناس تاریخ لازم است پاسخ بدهند.[/]
[=&quot]البته این بحث جنبه ربط مستقیمی به تاپیک حاضر ندارد و میتوان برای آن تاپیک مستقلی ایجاد کرد.[/]

[=&quot]

manmehdiam;1014398 نوشت:
دست کم در مورد قضایای صدر اسلام که ظاهرا این بهانه بازدارندگی که شما میفرمایید یکبار هم محقق نشده است. دست کم همان قبایل یهودی اطراف مدینه (که ظاهرا هفت قبیله بودند) یکی پس از دیگری توسط مسلمین بساطشان چیده شد. [/]

[=&quot]به هر حال نگاه منصفانه به هریک از مصادیق این جنگها جای تامل بسیار دارد.مثلا در مصداق بنی قریظه هیچ کس از این قبیله به مسلمین حمله نکرده است. قضیه کاملا برعکس بوده. هرچند حتی با تمام فرضیاتی که شما میفرمایید باز هم چنین جوازی برای آنگونه رفتار خشن نمیتوان صادر کرد. شما مبتنی بر باورهای دینی میتوانید چشمتان را ببندید و بفرمایید حقشان بوده. و خلاص. لکن معروض میدارم این مخلص نتوانستم. از جمله اولین قضایای شبهه ناکی که برای مخلص طی سالها قبل ایجاد شد و هیچگاه حتی با کمترین معیارهای انسانی و اخلاقی هم نتوانستم این موضوع را هضم کنم، همین رخداد دهشتناک بود![/]
[=&quot]منتهی نکته مهمی که قابل عرض است همه اینها تاریخ است، و قطعا وقایع به طور صددرصد کامل نقل نشده است بنابراین در هر زمینه ای امکان شک و شبهه وجود دارد. ولی اشکال اساسی تفکر شما این است که با چنین استدلالهایی امروز افراطیون اسلامی...همچون داعش جنایتهای خودشان را توجیه میکنند. [/]
[=&quot]خوب شما بفرمایید توجیهاتی که شما می اورید مگر تفاوتی باتوجیهات داعش دارد؟ شما اگر یک داعشی که در حال فروختن یا تجاوز کردن به یک دختر ایزدی است را ببینید همین فرمایشات شما را خواهد گفت. و ظاهرا شما دلیل محکمی بر ضد او ندارید و شاید تنها خشن جلوه دادن دین دلیل رد رفتار او از سوی شما باشد که خودتان هم میدانید که دلیل موجهی نیست.[/]
[=&quot]این شقه قضیه نگران کننده است وگرنه من وشما میتوانیم راجع به تاریخ بسیار نظرات مختلف داشته باشیم.

[/]
[=&quot]اگر هم این کار را نکردند به خاطر کمی اونها بوده نه پایبندی به اخلاقیات.[/]
[=&quot]از طرف دیگه اگر هم این کار را نکردند، ولی خیانت که کرده بودند.[/]

[=&quot]

manmehdiam;1014398 نوشت:
مثلا در مصداق بنی قریظه هیچ کس از این قبیله به مسلمین حمله نکرده است. قضیه کاملا برعکس بوده. هرچند حتی با تمام فرضیاتی که شما میفرمایید باز هم چنین جوازی برای آنگونه رفتار خشن نمیتوان صادر کرد. شما مبتنی بر باورهای دینی میتوانید چشمتان را ببندید و بفرمایید حقشان بوده. و خلاص. لکن معروض میدارم این مخلص نتوانستم. از جمله اولین قضایای شبهه ناکی که برای مخلص طی سالها قبل ایجاد شد و هیچگاه حتی با کمترین معیارهای انسانی و اخلاقی هم نتوانستم این موضوع را هضم کنم، همین رخداد دهشتناک بود![/]
[=&quot]این شقه قضیه نگران کننده است وگرنه من وشما میتوانیم راجع به تاریخ بسیار نظرات مختلف داشته باشیم.
[/]
[=&quot]من و شما در مورد چیزی بحث میکنیم که مستند تاریخی نداره.[/]
[=&quot]قدیمی ترین کتابی که به این مطلب با این جزئیات پرداخته بیش از صد سال پس از پیامبر نوشته شده.[/]
[=&quot]حال به نظر شما میشه به این جزئیات اعتماد کرد.[/]


manmehdiam;1014398 نوشت:
ولی اشکال اساسی تفکر شما این است که با چنین استدلالهایی امروز افراطیون اسلامی...همچون داعش جنایتهای خودشان را توجیه میکنند.
خوب شما بفرمایید توجیهاتی که شما می اورید مگر تفاوتی باتوجیهات داعش دارد؟ شما اگر یک داعشی که در حال فروختن یا تجاوز کردن به یک دختر ایزدی است را ببینید همین فرمایشات شما را خواهد گفت. و ظاهرا شما دلیل محکمی بر ضد او ندارید و شاید تنها خشن جلوه دادن دین دلیل رد رفتار او از سوی شما باشد که خودتان هم میدانید که دلیل موجهی نیست.
این شقه قضیه نگران کننده است وگرنه من وشما میتوانیم راجع به تاریخ بسیار نظرات مختلف داشته باشیم.

من از آن واقعه دفاع نکردم بلکه در مورد کلیت اسیر گیری زنان و کودکان صحبت کردم.
این اسیر گیری
اولا: یکی از سه گونه برخورد با کافر حربی است. نه همه آن. تازه انتخاب فرعی بوده که البته با سوء استفاده بعدی ها اصلی شده.
ثانیا: اصلش یک سیره متداول در آن روزگار بوده و نباید شرایط زمان و مکان و موقعیت حوادث را از آن جدا کرد.
ثالثا: خیانت از جانب خود یهودیان بوده و خودشان نیز نتیجه خیانت را میدانستند.

در مورد این واقعه نیز، دفاعی نکردم بلکه نهایتا توجیه کردم.
گذششته از اینکه این واقعه(برفرض صحت که بسیار بعید است) حکم کسی بوده که خودشان به حکمیت پذیرفته بودند.

Astral;1014420 نوشت:
سلام این خرید برده و اگر درست متوجه شده باشم ارتباط جنسی با اون (بدون در نظر گرفتن رضایت برده ) برای من شبهه سنگینی درست کرده و فکرم درگیرش شده اگر امکانش هست بیشتر توضیح بدید اگرم که نه یک تاپیک جدا بزنم.

سلام
چه چیزی ذهن شما را مشغول کرده؟
روال آن روزگار بوده و شرایط خودش را داره.
در این لینک مطلب بیشتر توضیح داده شده است.

صدیق;1014182 نوشت:
اما کسانی که در ظاهر در جنگ شرکت نداشتند، آنها نیز شریک جرم هستند به خاطر جرمی که شوهر و برادر و پدرشان انجام دادند.

سلام به همه دوستان و اساتید محترم. تو این چند روز تو این سایت پاسخگو و اون سایت گشتم تا درباره حادثه مشهور و البته افسانه ای بنی قریظه بیشتر بدونم و اینکه چطور ممکنه که پیامبر اسلام که رحمت للعالمین هستش چنین رفتاری رو دااشته باشه. مخصوصا با کسانی که شرکتی در جنگ نداشتند. بحث سر اینکه عده حنگی کشته شدند نیست( که البته همین هم جای بحث هست که چطور وقتی انها خودشان تسلیم شدن اما باز پیامبر (ص) دستور به کشتن انها داد و یا اینکه باید بگوییم انها در هنگام جنگ با مسلمانان کشته شدند) بلکه بحث سر اینکه چطور و چطور زنان و کودکانی در جنگ شرکت نداشتند اما با این وجود اسیر شدن و میان مسلمانان تقسیم؟؟؟ فرمودند به خاطر اینکه شوهر و...مجرم بودند و یه جورایی شریک جرم هستند. اخه این چه حرفی هست؟ این چه استدلالی هست؟ ایا این اسلام رحمانیت هستش؟ ایا این اون سیره پیامبر مهربانی ها (ص) هستش؟ شما فرصت رو کامل در اختیار اسلام ستیز ها با توجیه این رفتارها که افسانه ای بیش نیست قرار میدید!
دو تا لینک قرار میدم که یکیش کتاب و دیگری مقاله ای از سایت علوم انسانی هست:
1- کتاب سیره و اخلاق نظامی پیامبر (ص)
2- تاملی پیرامون روایت کشتن یهودیان بنی قریظه در منابع تاریخ و تفسیر

لطفا اتفاقات تاریخ رو به صرف اینکه چون توی فلان منبع از فلان نویسنده اومده معتبر ندونیم.
تمام

صدیق;1014443 نوشت:

بله منظور من هم از استرقاق، همین مورد بود.
در واقع موارد دیگر که شما اشاره کردید:

برخی از این موارد اصلا استرقاق نیست بلکه خود فرد، برده است. مانند خرید ازغیر مسلمانان، سرایت از طریق توالد، فروش کافر توسط خود آنان و اقرار
بنابراین اصلا نقضی بر کلام بنده نیست که گفتم در استرقاق، اذن امام لازم است.

لقیط نیز در نظر کسانی که انرا برده میدانند، در حکم برده است نه واقعا برده باشد. البته عده زیادی منکر این مسئله هستند و لقیط در بلاد مسلمانان را در حکم مسلمان میدانند.

تغلب نیز از مواردی است که نیاز به اذن دارد. یعنی در جائی که اذن خاص یا عام در کار باشد و امام یا نائب ایشان اجازه چنین کاری را داده باشند که هیچ ولی اگر نداده باشند یا ممنوعیت بعدی بر آن عارض شده باشد، که اصلا جایز نیست. بنابراین نهایتا همین مورد ازموارد حکمی که عرض شد خارج میشود(با تمام اختلاف نظرهایی که در آن هست)

در مورد 4 مورد اولی که گفتید :

مقصود بنده اسباب بردگی است
درست است لفظ استرقاق در مورد بردگی در جنگ کاربرد دارد اما به هر حال اسباب بردگی 7 یا 8 مورد است.

همانطور که میدانید الان هم خرید و فروش و تجارت برده وجود دارد. که بیشتر در مورد کودکان مصداق خواهد داشت.
مثلا شما گفتید خرید از کافران، استرقاق نیست.
خوب بحث من که سر الفاظ و اصطلاحات نیست.
به هر حال ما میتوانیم کودکان کفار را از آنها بخریم و برده ی ما شوند.
بعد هم با توالد و تناسل، برده داری گسترش پیدا میکند.

اما در مورد لقیط، بحث ما درباره لقیط در بلاد اسلامی نبود بلکه در بلاد کفر بود. حالا شما بفرمایید چه اختلافی وجود دارد؟! قول مشهور جواز است و شاید اقوال فرعی و ضعیف آن را ممنوع بدانند.

اما در مورد تغلب، نیاز به اذن نیست. شما بر چه اساس میگویید نیاز به اذن دارد؟

erfanzadfalah;1013580 نوشت:
سلام. می خواستم بدونم ایا اسلام فقط اجازه گرفتن برده در جنگ رو داده و غیر اون نه؟ ینی اگه اسلام خودش به جایی حمله بکنه ایا اجازه گرفتن برده رو داره ؟ و اگه کسانی در جنگ با اسلام شرکت نکنن چه؟ مثلا در جنگ بین پیامبر (ص) و قبیله بنی قریظه من شنیدم گروهی هم اسیر شدن؟ این یعنی مجوز اینکه اگه اسلام به جایی حمله کنه می تونه اسیر بگیره ایا؟

آنچه در خاطر بنده است برده داری فقط در حمله کفار به مسلمین تجویز شده است و محدود به همان شرکت کنندگان در جنگ هست،این هم دستور نیست و صرفا مجوز است،یعنی مسلمین می توانند برده بگیرند!نه این که اجبار باشد و البته شرایطی هم دارد
این تجویز هم نوعی قاعده پیشگیری است،یعنی یا حمله نکن! یا اگر به قصد نابودی ممالک اسلامی به آنها حمله کردی مجوز اسارت هم خواهند داشت.چرا که کفار به قصد نابودی مسلمین و تجاوز و....حمله می کنند.

erfanzadfalah;1014448 نوشت:
سلام به همه دوستان و اساتید محترم. تو این چند روز تو این سایت پاسخگو و اون سایت گشتم تا درباره حادثه مشهور و البته افسانه ای بنی قریظه بیشتر بدونم و اینکه چطور ممکنه که پیامبر اسلام که رحمت للعالمین هستش چنین رفتاری رو دااشته باشه. مخصوصا با کسانی که شرکتی در جنگ نداشتند. بحث سر اینکه عده حنگی کشته شدند نیست( که البته همین هم جای بحث هست که چطور وقتی انها خودشان تسلیم شدن اما باز پیامبر (ص) دستور به کشتن انها داد و یا اینکه باید بگوییم انها در هنگام جنگ با مسلمانان کشته شدند) بلکه بحث سر اینکه چطور و چطور زنان و کودکانی در جنگ شرکت نداشتند اما با این وجود اسیر شدن و میان مسلمانان تقسیم؟؟؟ فرمودند به خاطر اینکه شوهر و...مجرم بودند و یه جورایی شریک جرم هستند. اخه این چه حرفی هست؟ این چه استدلالی هست؟ ایا این اسلام رحمانیت هستش؟ ایا این اون سیره پیامبر مهربانی ها (ص) هستش؟ شما فرصت رو کامل در اختیار اسلام ستیز ها با توجیه این رفتارها که افسانه ای بیش نیست قرار میدید!
دو تا لینک قرار میدم که یکیش کتاب و دیگری مقاله ای از سایت علوم انسانی هست:
1- کتاب سیره و اخلاق نظامی پیامبر (ص)
2- تاملی پیرامون روایت کشتن یهودیان بنی قریظه در منابع تاریخ و تفسیر

لطفا اتفاقات تاریخ رو به صرف اینکه چون توی فلان منبع از فلان نویسنده اومده معتبر ندونیم.
تمام

سلام
بله متاسفانه بنده هم در ابتدا با توجه به این جمله که نقل کردیدبرداشت دیگری کردم اما اصل سخن را پیدا کردم،اجازه دهید و توضیحات من را هم بخوانید

دقت بفرمایید که کارشناس محترم فرمودند:

صدیق;1014182 نوشت:
اما کسانی که در ظاهر در جنگ شرکت نداشتند، آنها نیز شریک جرم هستند به خاطر جرمی که شوهر و برادر و پدرشان انجام دادند.

در این که جمله بندی ایشان نقص دارد قبول،شاید کارشناس خسته شدند و البته این خصوصیت گفتگوی مکتوب است،ممکن است خوب مفاهیم منتقل نشوند و بهتر است حضوری بحث شود
اما به قسمت هایی که برجسته و رنگی کرده ام دقت کنید
بنده با حرف کارشناس موافقم ،
جناب عرفان منظور کارشناس این است بسیاری از مردم در پشت صحنه جنگ حضور دارند اما در صحنه اصلی و ظاهری جنگ نیستند
مثلا پول می دهند،
سلاح می خرند ،
نیرو می فرستند،
جنگجو تربیت می کنند و...!
خب انها نیز مسئول اند هرچند در میدان جنگ نمی باشند
شما این طور برداشت کردید که انها به صرف رابطه خویشاوندی مسئولیت دارند،درحالی که هیچ کس در برابر جرمی که دیگران انجام داده مسئول نمی باشد من هم ابتدا این برداشت را کردم
اما دقت کردم دیدم اقای صدیق نوشتند "در ظاهر" در جنگ شرکت نداشته اند،این یعنی درسته در میدان جنگ نبودند اما به واسطه پشتیبانی،تحریک و....مسئولیت دارند ،یعنی مسئولیت از این باب نیست که انها خویشاوند مجرمین اند بلکه ازاین جهت است که خودشان مقصر بودند،معاون جرم اند! برای همین مستحق کیفر می باشند
خودشان علیه خودشان اقدام کرده اند
خب تبعاتش را هم بپذیرند

همین داعش
خب خیلی ها در صحنه جنگ حضور نداشتند
اما پشتبان داعشی ها بودند،
مثلااز ان سر دنیا به اختیار خودشان و بی انکه فریب بخورند به اسم جهاد النکاح به سوریه امدند و خودشان را در اختیار مردان داعشی قرار دادند و افتخار هم می کردند
خب این ها جبهه داعش را تقویت می کردند بنابراین مسئولیت دارند و باید در دادگاه ها محاکمه شوند

sayedali;1014470 نوشت:
آنچه در خاطر بنده است برده داری فقط در حمله کفار به مسلمین تجویز شده است و محدود به همان شرکت کنندگان در جنگ هست،این هم دستور نیست و صرفا مجوز است،یعنی مسلمین می توانند برده بگیرند!نه این که اجبار باشد و البته شرایطی هم دارد
این تجویز هم نوعی قاعده پیشگیری است،یعنی یا حمله نکن! یا اگر به قصد نابودی ممالک اسلامی به آنها حمله کردی مجوز اسارت هم خواهند داشت.چرا که کفار به قصد نابودی مسلمین و تجاوز و....حمله می کنند.

با سلام

برادر آیا میتوانید برای خاطرات خود مستند و منبع معتبری به یاد آورید؟
زیرا در کتب معتبر فقهی مثل جواهر و منهاج و شرایع و لمعه و غیره گفته اند از طریق تغلب و لقیط و خرید و توالد میتوان برده گرفت. یک روایت هم آوردیم در تایید.
لطفا بفرمایید شما بر پایه ی چه مستنداتی برده داری را مختص به حمله کفار کرده اید؟

بیت المعمور;1014477 نوشت:
زیرا در کتب معتبر فقهی مثل جواهر و منهاج و شرایع و لمعه و غیره گفته اند از طریق تغلب و لقیط و خرید و توالد میتوان برده گرفت. یک روایت هم آوردیم در تایید.


سیره معصومین مبارزه با برده داری بوده است و روایات زیادی وجود دارد که موید این ادعاست! حتی روایاتی که مثلا در خرید و فروش برده از معصوم سوال شده است امتیازاتی وجود دارد که تشویق به ازادی برده می کند
در عصر فعلی فقط آنهایی که به جنگ مسلمین می آیند را می توان برده گرفت،آنهم با رعایت شرایط از جمله اذن حاکم! اما اگر حاکم اجازه ندهد حق چنین کاری نیست!
مثلا حاکمیت اسلامی می تواند محلی چون زندان برای اسیران جنگ تدارک ببیند و انها را در انجا نگهداری کند و خرجشان را بدهد و نیازی هم نباشد تا در غالب برده به مسلمین تحویل شوند
این که مدعی هستیم این قسم برده داری به قوت خود باقیست ،به خاطر نص قرآن است،خداوند هم فقط جواز داده است و دستور به این امر نکرده است! این جواز هم جنبه پیشگیری دارد تا کفار فکر حمله به سرزمین مسلمین را نداشته باشند و طمع نکنند!
با نظر چند تا فقیه و یک روایت نمی توان حکم فقهی استنتاج کرد! مجموع روایات و ایات قران باید دیده شوند،مواردی هم که شما گفتید یا اصلا موضوعیت ندارند و یا هم در بطن قسم فوق الاشاره خواهند بود!
آنچه مهم است استدلال است
این که با علامه گوگل نظر چند تا فقیه را بیاورید و یک روایت هم بگذارید کنارش،فتح الفتوح نیست!
فقها در ظرف زمانی خویش صحبت می کرده اند!

sayedali;1014501 نوشت:
سیره معصومین مبارزه با برده داری بوده است و روایات زیادی وجود دارد که موید این ادعاست! حتی روایاتی که مثلا در خرید و فروش برده از معصوم سوال شده است امتیازاتی وجود دارد که تشویق به ازادی برده می کند

در اسلام انفاق واجب و مستحب داریم. ولی به معنی تائید کمونیستها برای مبارزه با ثروت و مالکیت شخصی نیست. برده داری هم مواردی که واجبه به عنوان کفاره یا مستحبه برده رو آزاد کنید به معنی مبارزه با برده داری نیست

صـادق خان;1014505 نوشت:
برده داری هم مواردی که واجبه به عنوان کفاره یا مستحبه برده رو آزاد کنید به معنی مبارزه با برده داری نیست

اولا
اصلا این موردی که حضرتعالی فرمودید محل نزاع نیست و هیچ اشاره ای هم بنده نداشتم
حضرت عالی در ذهن خودتان صغری و کبری می چینید و نتیجه می گیرید؟
ثانیا
همین موردی هم که گفتید را چه کسی گفته به معنی مبارزه با برده داری نمی باشد؟
به هنگام بعثت نبی مکرم ص ایات سوره بلد را ببینید چه است،موضع این دین که در عصر برده داری ظهور کرد نفی برده داری بود!آنهم در عصری که کفار و مشرکین به وثیقه طلبی فردی را برده می کردند!! یا فروش فرزند جایز بود!! یا بوسیله ربایش انسان های ازاد انها را برده می ساختند! در چنین اوضاعی اسلام امد و پیام مبارزه با برده داری را به پیروانش را منتقل کرد!
ثالثا
در روایات هم روایاتی داریم که صراحتا نفی برده داری کرده اند و هم در بطن روایاتی که احکام خرید و فروش را می فرمایند،روایاتی موجود است که برده داری را نفی می کنند سوای از روایات در سیره مسلمین اندیشه علماء نیز چنین بود
مثلا اگر دو نفر ضمن خرید و فروشی شرط می کردند برده ازاد شود،(این نه کفاره است و نه چیز دیگر،بلکه مسلمین خودشان را ملتزم می کردند) حال اگر خلاف شرط عمل می شد نه تنها مشروط له حق داشت که وفا به شرط(ازادی برده) را از مشروط علیه بخواهد بلکه حتی این حق برای خود برده نیز ایجاد می شود و ایشان می توانست به حاکم مراجعه کند و از او بخواهد تا ازادش کند! بسیاری اعتاق را حق الله دانسته اند! نه حق بایع و مشتری!
از این ها بسیار است

sayedali;1014501 نوشت:

سیره معصومین مبارزه با برده داری بوده است و روایات زیادی وجود دارد که موید این ادعاست! حتی روایاتی که مثلا در خرید و فروش برده از معصوم سوال شده است امتیازاتی وجود دارد که تشویق به ازادی برده می کند
در عصر فعلی فقط آنهایی که به جنگ مسلمین می آیند را می توان برده گرفت،آنهم با رعایت شرایط از جمله اذن حاکم! اما اگر حاکم اجازه ندهد حق چنین کاری نیست!
مثلا حاکمیت اسلامی می تواند محلی چون زندان برای اسیران جنگ تدارک ببیند و انها را در انجا نگهداری کند و خرجشان را بدهد و نیازی هم نباشد تا در غالب برده به مسلمین تحویل شوند
این که مدعی هستیم این قسم برده داری به قوت خود باقیست ،به خاطر نص قرآن است،خداوند هم فقط جواز داده است و دستور به این امر نکرده است! این جواز هم جنبه پیشگیری دارد تا کفار فکر حمله به سرزمین مسلمین را نداشته باشند و طمع نکنند!
با نظر چند تا فقیه و یک روایت نمی توان حکم فقهی استنتاج کرد! مجموع روایات و ایات قران باید دیده شوند،مواردی هم که شما گفتید یا اصلا موضوعیت ندارند و یا هم در بطن قسم فوق الاشاره خواهند بود!
آنچه مهم است استدلال است
این که با علامه گوگل نظر چند تا فقیه را بیاورید و یک روایت هم بگذارید کنارش،فتح الفتوح نیست!
فقها در ظرف زمانی خویش صحبت می کرده اند!

1
اصولا بحث ما درباره جواز و عدم جواز است نه وجوب.
کلا انتقادات و شبهات به همین جهت مطرح میشود
2
ما دو موضوع داریم
گرفتن برده
آزادی برده
سیره معصومین به ما میگوید که گرفتن برده جایز است.
زیرا خود معصومین برده خریده اند
و در روایات هم به برده گرفتن از طریق خرید و تغلب جواز داده اند.
هیچ عالمی تا به حال منکر خرید برده توسط معصومین نشدند.
پس سیره معصومین به ما جواز چنین روشی را نشان می دهد.
3
برخی از روایاتی که شما گفتید یا ربطی به مبارزه با برده داری ندارد یا مربوط به کراهت است.
مثلا میگویند شغل غصابی کراهت دارد یا کسی شغلش خرید و فروش برده باشد کراهت دارد.
اینها باز هم جواز میدهد و فقط عده خاصی مشمول کراهت میشوند که باز نه عذابی دارد و نه حرمت.
4
گفتید نص قرآن
اما قرآن تنها به اسارت اشاره کرده است و این روایات و سنت است که به ما گفته است امام میتواند اسیران در جنگ را برده کند.
5
آنچه گفتیم نظر چند تا فقیه و یک روایت نبود.
نظر مشهور علما بوده است.
6
دلیلی هم که ارائه ندادید
فقط ادعای خود را تکرار کردید
و علمای بزرگ شیعه را به هیچ گرفتید و نظر خود را درست دانستید.
7
آنچه بنده گفتم درباره کفار حربی بود.
نه کفار معاهد و ذمی.

موضوع قفل شده است