جمع بندی آیا مشارکت و حضور اجتماعی زنان مساوی با اشتغال است؟

تب‌های اولیه

242 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا مشارکت و حضور اجتماعی زنان مساوی با اشتغال است؟

سلام
امیدوارم بتونیم به یه نتیجه خوبی برسیم تو این تایپک
جایگاه حضور اجتماعی زن در اسلام
نظر کارشناس و کاربران محترم اسک دین رو در این باره میخواستم بدونم
منظور از مشارکت و حضور اجتماعی زن چیست؟
مسائل چون فعالیتهای سیاسی، اقتصادی و... به چه میزان باید مهم باشد؟
آیا حضور بانوان در این گونه مسائل مشکلاتی ایجاد کرده؟ اگر پاسخ آری باشد راهکار چیست؟اگر خیر فواید آن چیست؟
میزان حضور باید مساوی و پایاپای با حضور آقایان باشد؟
چرا حضور اجتماعی زنان را صرفا اشتغال زنان میداند؟(این موضوع پررنگ تر دیده میشه) یعنی اکثر خانمها براش سر و دست میشکنند:)
پیشاپیش باتشکر از پاسخگوی کارشناس محترم و مشارکت کاربران گرامی
یاحق





کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

اللیل والنهار;938116 نوشت:
نظر کارشناس و کاربران محترم اسک دین رو در این باره میخواستم بدونم
منظور از مشارکت و حضور اجتماعی زن چیست؟
مسائل چون فعالیتهای سیاسی، اقتصادی و... به چه میزان باید مهم باشد؟
آیا حضور بانوان در این گونه مسائل مشکلاتی ایجاد کرده؟ اگر پاسخ آری باشد راهکار چیست؟اگر خیر فواید آن چیست؟
میزان حضور باید مساوی و پایاپای با حضور آقایان باشد؟
چرا حضور اجتماعی زنان را صرفا اشتغال زنان میداند؟(این موضوع پررنگ تر دیده میشه) یعنی اکثر خانمها براش سر و دست میشکنند:)
پیشاپیش باتشکر از پاسخگوی کارشناس محترم و مشارکت کاربران گرامی


من مشتاقم ابتدا نظر دوستان را در این رابطه ببینم، منتهی دو نکته کوچک عرض کنم، و بعد از نظر دوستان استفاده خواهم کرد:

قطعا حضور اجتماعی و مشارکت زنان در اشتغال خلاصه نمی شود و سایر فعالیت ها را نیز شامل می شود، و این به خودیِ خود مانعی را پیش رو ندارد، بلکه اگر با مصلحت مهمتری در تعارض قرار بگیرد باید محدود شود.
البته این به معنای این نیست که خروج زن از خانه، و حضورش در اجتماع را محدود کنیم، بلکه آنچه که مهم است این است که جامعه را تا جایی که ممکن است اصلاح کنیم.
تفکیک جنسیتی محیط های اشتغال، آموزشی، درمانی، و سایر عرصه فعالیت زنان گامی در این راستا به شمار می رود.

البته یک نکته ای در مورد اشتغال زنان هست که باید عرض کنم و آن اینکه اشتغال بیرون از خانه برای زن اگرچه اشکالی ندارد، اما ارزش جلوه د ادن آن اشتباه است، چرا که اگر ارزش مضاعفی برای زن به شمار رود این یعنی تحقیر زن خانه دار؛ و بنده مطلقا با این نگرش که متاسفانه دارد رایج می شود موافق نیستم.

امروز کار را به جایی رسانده اند که برخی زن ها گمان می کنند اگر کار در بیرون از منزل نداشته باشند هویتشان با مشکل روبروست!! به سراغ هر شغلی حتی رانندگی ماشین سنگین می روند!! قطعا چنین رویکردی خطاست!
کار زن خانه دار اگر ارزشش بالاتر از اشتغال بیرون از خانه نباشد(که هست) قطعا کمتر نیست. مگر مدیریت محیط خانواده و برخورد با خستگی های شوهر و سنگ صبور او بودن و تربیت فرزندان با آن همه دشواری هایش مسئله ای پیش پا افتاده و آسان است؟

خواهش می کنم به جمله ای که در ادامه عرض می کنم بدون دخالت احساسات نگاه کنید، بنده عرض کردم مطلقا با اشتغال خانم ها مخالف نیستم، اما این عواقب نگرش بدی است که دارد ترویج می شود:

ضربه ای که چنین نگرشی(ارزشمند جلوه دادن زن شاغل) به زن دارد می زند این است که زنان را با تمام قوا تشویق به اشتغال می کند، آمار بالای اشتغال زنان موجب بیکاری مردان شده است! این بالارفتن آمار بیکاری مردان، موجب کاهش نرخ ازدواج شده است! از طرفی زنان تحصیل کرده و شاغل توقعاتشان برای انتخاب همسر بالاتر است اما همسری در شأن و کفو خود نمی یابند! و از آن طرف آمار طلاق بالا رفته است!

از طرف دیگر زنان متأهل به خاطر دغدغه های اشتغال فرزندان خود را به مهدهای کودک می سپارند! بچه هایی که به جای مهر مادری و آغوش مادر در مهد کودک بزرگ شده و عاطفه مادری را مانند فرزندانی که مادرشان خانه دار تجربه نگرده اند و خستگی های مادر از اشتغال را بعد از آمدن به خانه دیده اند، طبیعتا اینها هنگام بزرگ شدن پدر و مادر را به خانه سالمندان می گذارند!!
چه زیبا می فرمایند آیت الله جوادی آملی که: از وقتی مهدهای کودک ما افزایش یافت، خانه های سالمندان نیز افزایش یافت!!

بله، در غرب که تمام مخارج زن بر عهده خودش است چنین دغدغه هایی به جاست، اما اسلام تمام مخارج زن را بر عهده مرد گذاشته است تا خیال زن را از این بابت راحت کند تا زن دغدغه اشتغال نداشته باشد، در اینجا تشویق زن به اشتغال به عنوان پیدا کردن هویتش! ثمره اش می شود اشغال کردن فرصت های شغلی مردانی که نان آور خانواده هستند توسط زنانی که تأمین معیشتشان بر عهده مردانشان است!!

باز برای پیشگیری از هجمه برخی از خواهرا تأکید می کنم بنده بر ضرورت اشتغال زنان در مشاغل خاص تأکید کرده و آن را واجب و ضروری می دانم، اما آنچه مورد نقد بنده است تشویق زن به اشتغال به عنوان هویت بخشی است!! این است که آمار اشتغال زنان را بالا برده است!!
وگرنه مطلقا با حضور اجتماعی و فعالیت های خانم ها مخالف نیستم.


مسلم;938570 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام


من مشتاقم ابتدا نظر دوستان را در این رابطه ببینم، منتهی دو نکته کوچک عرض کنم، و بعد از نظر دوستان استفاده خواهم کرد:

قطعا حضور اجتماعی و مشارکت زنان در اشتغال خلاصه نمی شود و سایر فعالیت ها را نیز شامل می شود، و این به خودیِ خود مانعی را پیش رو ندارد، بلکه اگر با مصلحت مهمتری در تعارض قرار بگیرد باید محدود شود.
البته این به معنای این نیست که خروج زن از خانه، و حضورش در اجتماع را محدود کنیم، بلکه آنچه که مهم است این است که جامعه را تا جایی که ممکن است اصلاح کنیم.
تفکیک جنسیتی محیط های اشتغال، آموزشی، درمانی، و سایر عرصه فعالیت زنان گامی در این راستا به شمار می رود.

البته یک نکته ای در مورد اشتغال زنان هست که باید عرض کنم و آن اینکه اشتغال بیرون از خانه برای زن اگرچه اشکالی ندارد، اما ارزش جلوه د ادن آن اشتباه است، چرا که اگر ارزش مضاعفی برای زن به شمار رود این یعنی تحقیر زن خانه دار؛ و بنده مطلقا با این نگرش که متاسفانه دارد رایج می شود موافق نیستم.

امروز کار را به جایی رسانده اند که برخی زن ها گمان می کنند اگر کار در بیرون از منزل نداشته باشند هویتشان با مشکل روبروست!! به سراغ هر شغلی حتی رانندگی ماشین سنگین می روند!! قطعا چنین رویکردی خطاست!
کار زن خانه دار اگر ارزشش بالاتر از اشتغال بیرون از خانه نباشد(که هست) قطعا کمتر نیست. مگر مدیریت محیط خانواده و برخورد با خستگی های شوهر و سنگ صبور او بودن و تربیت فرزندان با آن همه دشواری هایش مسئله ای پیش پا افتاده و آسان است؟

خواهش می کنم به جمله ای که در ادامه عرض می کنم بدون دخالت احساسات نگاه کنید، بنده عرض کردم مطلقا با اشتغال خانم ها مخالف نیستم، اما این عواقب نگرش بدی است که دارد ترویج می شود:

ضربه ای که چنین نگرشی(ارزشمند جلوه دادن زن شاغل) به زن دارد می زند این است که زنان را با تمام قوا تشویق به اشتغال می کند، آمار بالای اشتغال زنان موجب بیکاری مردان شده است! این بالارفتن آمار بیکاری مردان، موجب کاهش نرخ ازدواج شده است! از طرفی زنان تحصیل کرده و شاغل توقعاتشان برای انتخاب همسر بالاتر است اما همسری در شأن و کفو خود نمی یابند! و از آن طرف آمار طلاق بالا رفته است!

از طرف دیگر زنان متأهل به خاطر دغدغه های اشتغال فرزندان خود را به مهدهای کودک می سپارند! بچه هایی که به جای مهر مادری و آغوش مادر در مهد کودک بزرگ شده و عاطفه مادری را مانند فرزندانی که مادرشان خانه دار تجربه نگرده اند و خستگی های مادر از اشتغال را بعد از آمدن به خانه دیده اند، طبیعتا اینها هنگام بزرگ شدن پدر و مادر را به خانه سالمندان می گذارند!!
چه زیبا می فرمایند آیت الله جوادی آملی که: از وقتی مهدهای کودک ما افزایش یافت، خانه های سالمندان نیز افزایش یافت!!

بله، در غرب که تمام مخارج زن بر عهده خودش است چنین دغدغه هایی به جاست، اما اسلام تمام مخارج زن را بر عهده مرد گذاشته است تا خیال زن را از این بابت راحت کند تا زن دغدغه اشتغال نداشته باشد، در اینجا تشویق زن به اشتغال به عنوان پیدا کردن هویتش! ثمره اش می شود اشغال کردن فرصت های شغلی مردانی که نان آور خانواده هستند توسط زنانی که تأمین معیشتشان بر عهده مردانشان است!!

باز برای پیشگیری از هجمه برخی از خواهرا تأکید می کنم بنده بر ضرورت اشتغال زنان در مشاغل خاص تأکید کرده و آن را واجب و ضروری می دانم، اما آنچه مورد نقد بنده است تشویق زن به اشتغال به عنوان هویت بخشی است!! این است که آمار اشتغال زنان را بالا برده است!!
وگرنه مطلقا با حضور اجتماعی و فعالیت های خانم ها مخالف نیستم.


با سلام و تشکر از شما

چقدر زیبا توضیح دادید گل

واقعا قضیه (آسیب های این مورد) مثل روز روشن است, واقعا چرا خیلی از خانم ها برای خودشان توجیه های سطحی و من درآوردی می تراشند؟ آیا این دسته از خانم ها برای همه مسائل زندگی همین نوع تفکر و عمل کردن را در پیش می گیرند یا فقط همین مورد؟! قطعا یک مشکل و گیری در این وسط وجود دارد. لطفا مصداق های صحیح و ضروری برای مشارکت و همراهی خانم ها در مسائل مختلف اجتماعی را هم ذکر کنید.

با تشکر

به نظر من برای خواسته های بانوان، در درجه اول خود بانوان جامعه باید بخوان و تصمیم بگیرند.
اینکه به کوچکترین علایقشون تا بزرگترین تصمیماتشون دخالت های به جا و بیجا میشه و این دخالت با تصمیم گیری جدید برای آنها، از سمت جنس مخالف تعیین میشه، فکر نکنم درست باشه و موافق با حقوق انسان و آزادی های فردی و حتی اجتماعی برای قشری خاص.

سلام.
مسائل جامعه زنجیر وار به هم وصل شد وقتی حلقه ی اول دچار مشکل میشه خرابی حلقه های بعدی اجتناب ناپذیره.
وقتی دولت ها نمیتونن اقتصاد رو کنترل کنن و نتیجه میشه این اقتصادی که الان میبینیم باعث میشه که پدر خانواده به تنهایی نتونه مجارج خانه رو در بیاره و کل خانواده حتی فرزندان مجبورن کار کنن.
وقتی خانوم ها کار کنن باعث بیکاری آقایون میشن. چون اولا مگه چقدر کار هست؟ همونا رو هم خانوما پر کنن دیگه واسه آقایون کار نمیمونه. از طرفی هم خانوما به هر قیمتی کار میکنن حتی با 200 هزار تومن در ماه. باعث میشه مردان نتونن کار کنن چون توقع صاحب کار ها بالا رفته و حقوق زیاد نمیدن و کفاف زندگی رو نمیده. اشتغال جوون ها اینطور از بین میره.
از اون طرف زن ها کار کنن به بچه ها نمیرسن تربیت نسل بعدی دچار خلل میشه همینطور که الان میبینیم جامعه چقدر نسبت به قبل بدتر شده.
از یک طرف هم که اشتغال کمه آقایون نمیتونن احتیاجات اولیه زندگی مشترک رو برطرف کنن پس ازدواج نمیکنن و این ها باعث کلی فساد در جامعه میشه که شاهد هستید. و یا اینکه دیر تر ازدواج میکنن که بتونن پول جمع کنن که اونم باعث بالا رفتن سن ازدواج میشه. کلا همه چیز بر هم تنیده شده.

وقتی امام علی (ع) میگه فقر از در وارد خانه بشه، ایمان از پنجره میره بیرون ،دقیقا به همین خاطره.

این چیزیه که باید دولت های محترم بهش رسیدگی کنن.

درباره کلیت کار کردن خانوم ها هم باید بگم که بله کار کردن خانوم ها عالیه. به شرطی که فقط در حوزه خانوم ها باشه. خیلی زشته در جامعه اسلامی متخصص زنان زایمان مرد باشه! از اون طرف کسی که مسئول تزریقاته و روزی باید بدن هزار تا مرد رو ببینه خانوم هست. خب این جالب نیست.
خیلی خوب میشه تاکسی مخصوص خانوم ها باشه. خیلی خوب میشه مسئولیت فروشگاه هایی که محصولات زنانه میفروشن خانوم باشه. این نوع کار کردن خانوم هارو من قبول دارم. البته به شرطی که مخل کار خانه نشه. مهم ترین و با ارزش ترین کار یک زن تربیت فرزنده که با هیچ کار دیگه ای قابل مقایسه نیست.اولویت با کار خانه و تربیت هست.

*taha*;938600 نوشت:
لطفا مصداق های صحیح و ضروری برای مشارکت و همراهی خانم ها در مسائل مختلف اجتماعی را هم ذکر کنید.

با سلام و احترام
تشخیص مصادیق این ضرورت ها از حیطه کلام و اعتقادات خارج می شود، بخشی از آنها را کارشناس مشاوره با توجه به اولویت سنجی تربیت فرزند و شوهرداری و... بهتر می تواند تشخیص دهد، بعضی تخصصی می شوند مثلا رشته های تخصصی پزشکی که حضور زنان لازم است، یا سایر رشته ها مثل وکیل زن، استاد و معلم زن و...باید این عرصه ها به صورت تخصصی تشخیص داده شوند؛ و در وهله آخر این خود خانم ها هستند که با فکر و مشورت بهتر می توانند تشخیص بدهند که کدام اولویت دارد و چطور می توانند آن را با مدیریت خانه تطبیق داده و جمع کنند.

hos8sein;938667 نوشت:
اینکه به کوچکترین علایقشون تا بزرگترین تصمیماتشون دخالت های به جا و بیجا میشه و این دخالت با تصمیم گیری جدید برای آنها، از سمت جنس مخالف تعیین میشه، فکر نکنم درست باشه و موافق با حقوق انسان و آزادی های فردی و حتی اجتماعی برای قشری خاص.


اینکه چه کسی اولویت خروج زن از خانه را تعیین می کند، خود خانم یا آقا موضوعیت ندارد، مهم این است که این تصمیم گیری منطقی بوده و قابل دفاع باشد.
ممکن است خانمی واقعا با خروج از منزل دارد به خود و خانواده ضربه می زند، اینجا نمیشود گفت نباید در تصمیم او دخالت کرد. اسلام از طرف خالق این زن و مرد که کاملا روحیات آنها را می شناسد و از ساختار زن و مرد که متناسب با وظافشان طراحی شده است آگاه است، وظائف و حقوقی برای آنها تعیین فرموده است.

باسلام
مثلا چندین مورد بوده که خانم تو خونه اوقات تلخی میکنه گفتم چرا زندگی خوبی داری که گفتند دوست داشتم شاغل بودم
میپرسم چرا مشکل مالی دارید؟یا تخصصی دارید که نیاز جامعه هست؟گفتند نه شوهرت خسیسه ؟
خب میخوام تو اجتماع باشم فعالیت کنم چرا خانم ها رو این همه محدود میکنند:-b:moteajeb:
خب خانم عزیز این همه اشتیاق برای شاغل شدن برای چیه خب با این همه مشکلات اشتغال برای آقایون

اللیل والنهار;938867 نوشت:
مثلا چندین مورد بوده که خانم تو خونه اوقات تلخی میکنه گفتم چرا زندگی خوبی داری که گفتند دوست داشتم شاغل بودم
میپرسم چرا مشکل مالی دارید؟یا تخصصی دارید که نیاز جامعه هست؟گفتند نه شوهرت خسیسه ؟
خب میخوام تو اجتماع باشم فعالیت کنم چرا خانم ها رو این همه محدود میکنند
خب خانم عزیز این همه اشتیاق برای شاغل شدن برای چیه خب با این همه مشکلات اشتغال برای آقایون

با سلام مجدد
کاملا درست می فرمایید، من با موارد متعدد برخورد کرده ام، وقتی سخنان طرف را می شنوم می بینم ریشه اش همان تفکر خطرناکی است که عرض کردم، یعنی اشتغال را مایه هویت بخشی به زن می دانند! این نگاه اگر رواج یابد زن خانه دار احساس حقارت می کند در حالی که قطعا ارزش و سختی کارش به مراتب بیشتر از کار بیرون از خانه است.

اگر کار در بیرون از منزل ارزش تلقی شود همه را درپی خود خواهد کشانید، این تفکر جامعه را زمینگیر خواهد کرد، چون خروج از خانه برای زن فقط به منظور هویت یابی خواهد بود، نه کمک به اقتصاد خانواده، نه خدمت به مردم، نه فعالیت های مفید آموزشی یا پژوهشی، نه ارائه تخصص به جامعه! فقط و فقط احساس ازش پیدا کردن! یک احساس که ناشی از نگرش اشتباه جامعه است و ریشه روانشناختی و جامعه شناختی دارد!!

اللیل والنهار;938867 نوشت:
خب خانم عزیز این همه اشتیاق برای شاغل شدن برای چیه خب با این همه مشکلات اشتغال برای آقایون

سلام
دوست من، بیایید در مثال شما فرض کنید که دلیل اون خانم صرفا علاقه به حضور در محیط کار بوده. اگر شما به این اعتقاد دارید که هر کس آزاده و میتونه برای خودش تصمیم بگیره، اون خانم هم دوست داره این تصمیم رو بگیره.
حالا این خانم اگر مجرد باشه که مختار هست در تصمیم گیری یا مشورت کردن برای همان تصمصیم گیری با دیگران و اگر در رابطه‌ای دارای تعهدات (مثل ازدواج) هست، با همفکری با شریک زندگیش، تصمیم نهایی رو باز آزادانه خودش میگیرد.
الان آیا شما متن بالا رو قبول دارید؟
.
من فکر میکنم در تمامی جوامع دنیا تفکرات مردسالارانه و احساس مالکیت روی بانوان وجود داره. حالا به شدت کم یا به شدت زیاد. چرایی مردسالاری و حس مالکیت به وجود آمده، موضوعی بحث دیگریست، اما آیا وجودش درسته؟
من ایرادی به حق انتخاب و تصمیم آقایانی که علاقه ندارند که فرضا همسرشان به میزان خودشان آزادی داشته باشند، نمیگیرم. هر کس در تصمیمات خودش آزاده.
اما اگر این تصمیم و این موضوع قراردادی بین زن و شوهر، شکل قانونی پیدا کنه اشتباهه. این مصداق بارز سوءاستفاده از قانون برای محدود کردن جنسیتی خاص است.
منه نوعی میتونم در شروع یک رابطه، خواستم را از طرف مقابلم که فرضا من مخالف کار کردن طرف مقابلم در جامعه یا در فلان محیط ها هستم. این هیچ ایرادی نداره. یا طرف میپذیره یا نمپذیره. ولی اینکه بعد از ازدواج، قانون به کمک من بیاد برای این خواستم، این قضیه ایراد داره.
.
البته این مباحث تا زمانی که دید از بالا به پایین اشخاص برای بانوان وجود داشته باشه و این اشخاص منکر وجود این دید باشن، و یا وجودش رو انکار نکنن ولی اونو بدون مشکل بودنن، دیگه صحبت کردن بیهوده خواهد بود.
موضوع قفل شده است