جمع بندی آیا خدا سنگدل است؟

تب‌های اولیه

57 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا خدا سنگدل است؟

چیز هایی دیده ام که واقعا نمیدانم چی بگویم !

واقعا خدا کجاست ؟ این همه بدبختی از همین کشور تا اون سر دنیا واقعا عده ای در بدبختی کامل زندگی میکنند ...

خدا هیچ کاری نمیکند و میگویید خدا حاکم این دنیا نیست ... واقعا نمیدانم چرا خواسته هایمان را از این خدا میکنیم در حالیکه او کاره ای نیست ...

این ها به کنار فقط نمیدانم چگونه تحمل میکند ؟ من که نمیتوانم کاری کنم و یک بار میبینم طاقت ندارم و اتش میگیرم وای به حال خدا دائم میبیند و میتواند کاری کند ولی نمیکند ...

دل خدا از چیست ؟!...

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

چیز هایی دیده ام که واقعا نمیدانم چی بگویم !

واقعا خدا کجاست ؟ این همه بدبختی از همین کشور تا اون سر دنیا واقعا عده ای در بدبختی کامل زندگی میکنند ...

خدا هیچ کاری نمیکند و میگویید خدا حاکم این دنیا نیست ... واقعا نمیدانم چرا خواسته هایمان را از این خدا میکنیم در حالیکه او کاره ای نیست ...

این ها به کنار فقط نمیدانم چگونه تحمل میکند ؟ من که نمیتوانم کاری کنم و یک بار میبینم طاقت ندارم و اتش میگیرم وای به حال خدا دائم میبیند و میتواند کاری کند ولی نمیکند ...

دل خدا از چیست ؟

من شما و احساسات به درد آمده شما از رنج برخی انسان ها را درک می کنم، این احساسات نشأت گرفته از یک دل پاک و انسانی است که در خور تحسین است، اما باید توجه داشت که علی رغم مطلوبیت این دلسوزی برای انسان ها، اما در مقام قضاوت و داوری به شدت رهزن است و باید تعدیل شود. شما حتما دیده و شنیده اید که میگویند در حوادث و بحران ها اولین گام حفظ خونسردی، و کنترل احساسات است، چون اگر درون انسان هیجان زده و عاطفی باشد، تصمیم گیری های او هم غیر منطقی و احساساتی خواهد بود.

در مقام قضاوت صرف دیدن رنج برای حکم کافی نیست، شما اگر دیدید یک انسانی دارد انسان دیگری را می کشد نمی توانید به صرف دیدن رنج آن مقتول حکم به ناعدالتی این رفتار بکنید، بلکه برای صدور حکم باید اطلاعات کافی از این مسئله داشته باشید.

وگرنه مثل این است که کسی که از آمپول خبری ندارد از قرن ها پیش به امروز بیاید و ببیند پدر و مادر یک بچه دست و پای او را گرفته اند تا سوزنی را در پای او فرو کنند! به نظر شما جهل این شخص نسبت به نیت پدر و مادر، خواص آمپول، بیماری بچه، و سایر فاکتورها موجب چه قضاوتی خواهد داشت؟ او فقط درد را می بیند و کاملا از روی احساسات و عواطف تصمیم گیری خواهد کرد. عجیب است که انسان در در دنیا وقتی رفتار رنج آلود یک پزشک را می بیند آن را عادلانه می شمارد ولو آن که چرایی آن را نداند، چون به پزشک اعتماد دارد که بیهوده کسی را رنج نمی دهد، اما به خالق هستی که می رسد وقتی یک رنجی را می بینند بدون توجه به محدودیت های آگاهی اش می خواهد رفتار خالق جهان را قضاوت کند!

به طور کلی تمام رنج های جهان مبتنی بر ترجیح اهم بر مهم است، یعنی خداوند برای حفظ یک امر مهم تر این رنج که رفع آن در جای خود مهم است را از بین نبرده است:

وقتی خدا باید میان اختیار انسان ها که لازمه رشد و تکامل است و رنج ناشی از آن یکی را انتخاب کند، باید کدام را برگزیند؟

وقتی باید بین ثبات قوانین که زیربنای همه علوم است، و نقض آنها به خاطر نفی رنج یکی را انتخاب کند توقع دارید چه کند؟ آیا مثلا قوه جاذبه که بقای علم فیزیک در گرو ثبات آن است را به خاطر آسیب دیدن موتور یک هواپیما باید نقض کند؟

وقتی باید بین تلاش انسان ها برای رشد و تکامل، و استجابت بی رویه دعاها بدون مقدمه سازی یکی را انتخاب کند، توقع دارید کدام را برگزیند؟ آیا مثلا مشکل آلودگی هوا و بیماری های قلبی و عروقی ناشی از آن را باید با دعا برطرف کند تا هم خودروساز های ما همین گونه بمانند، شهرداری ما همین گونه بماند، فرهنگ مردم ما همینگونه بماند؟ یا باید نتیجه سوء رفتارهای آنها را به ایشان بچشاند تا شاید خودشان را اصلاح کنند: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون‏»؛ فساد، در خشكى و دريا بخاطر كارهايى كه مردم انجام داده‏ اند آشكار شده است خدا مى‏خواهد نتيجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شايد (بسوى حق) بازگردند (روم:41)

بنابراین همه این رنج ها لازمه ایجاد یک فضا برای امتحان و رشد و تکامل است، که البته در قیامت جبران خواهد شد؛ بنابراین وقتی سود و ضرر این رنج ها را با هم مقایسه کرده، و آخرت را هم در کنار دنیا ببینیم کاملا این شبهه برطرف میشود.

سلام

 

البته که منظور این شروع کننده این نبوده که خدا برای نجات فردی مثلا بیاد قوانین طبیعت رو نقض کنه یا اختیار کسی رو بگیره و  موارد دیگه که شما در پاسختان فرمودید.

 

منظورشون اینه که خدا حتی مواقعی شده که حتی در بحرانی ترین حوادث و ضروری ترین حوادث هم به فردی کمکی نکرده و فقط نظاره گر بوده.

 

مثلا  داستان دختری که در دل شب مورد تجاوز چند نفر قرار میگیره ولی خدا رو صدا میکنه.خب اینجا خدا بازم بایستی فقط نظاره میکرد؟ مگر هر کی دعا میکنه  حتما میخواد که خدا بصورت معجزه آمیز بهش کمک کنه؟

 

نه.بلکه از همون واسطه ها کمک بکنه.

 

وگرنه اگر برای درخواست از خدا همین بهانه ها رو بیاریم عملا هیچ دعایی نمیتونه در دنیا مستجاب بشه و دعا کردن امری بیهوده میشه چون اونوقت باید گفت اختیار از بین میره یا قوانین نقض ومیشه و ...

سلام مسلم گرامی

وقتی باید بین تلاش انسان ها برای رشد و تکامل، و استجابت بی رویه دعاها بدون مقدمه سازی یکی را انتخاب کند، توقع دارید کدام را برگزیند؟ آیا مثلا مشکل آلودگی هوا و بیماری های قلبی و عروقی ناشی از آن را باید با دعا برطرف کند تا هم خودروساز های ما همین گونه بمانند، شهرداری ما همین گونه بماند، فرهنگ مردم ما همینگونه بماند؟ یا باید نتیجه سوء رفتارهای آنها را به ایشان بچشاند تا شاید خودشان را اصلاح کنند: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون‏»؛ فساد، در خشكى و دريا بخاطر كارهايى كه مردم انجام داده‏ اند آشكار شده است خدا مى‏خواهد نتيجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شايد (بسوى حق) بازگردند (روم:41)

آیا می تونیم با همین استدلال بگیم که حل مشکل فقر یا آلودگی هوا برای جامعه مضره؟

 

این مسئله ایه که به شکلهای مختلف تاکنون مطرح شده. چه در بحثهای خداشناسی، چه در بحثهای اخلاق و ... . دو تا توجیح در اینجا برای این مسئله مطرح شده:

1- این که خدا نمی خواهد قوانین عادی فیزیک و شیمی و ... را نقض کند

2- این که بگیم حل نشدن مشکلات بشر، چالشهایی براشون فراهم می کنه باعث پیشرفتشون میشه.

 

هر کدوم از این توجیهات سوالهای جدیدتری رو ایجاد می کنند. به طور مثال خدا مانع از وجود یک باکتری یا ویروس که مشکلات زیادی برای بشر ایجاد می کنند نشده. حال اگر این را بر اساس شیوه اول توجیه کنیم، مثل اینه که بگیم باکتری بیماریزا به شیوه طبیعی (مثل یک جهش ژنتیکی) ایجاد شده و خدا نخواسته در این روند دخالت کند ...خب این که میشه نفی دخالت خدا در تکامل موجودات ...

اگر هم بگیم اون باکتری برای بشر مفیده، پس چرا ما دنبال نابود کردنشیم؟

 

 

 

 

با سلام و احترام

منظورشون اینه که خدا حتی مواقعی شده که حتی در بحرانی ترین حوادث و ضروری ترین حوادث هم به فردی کمکی نکرده و فقط نظاره گر بوده.

مثلا  داستان دختری که در دل شب مورد تجاوز چند نفر قرار میگیره ولی خدا رو صدا میکنه.خب اینجا خدا بازم بایستی فقط نظاره میکرد؟ مگر هر کی دعا میکنه  حتما میخواد که خدا بصورت معجزه آمیز بهش کمک کنه؟

نه.بلکه از همون واسطه ها کمک بکنه.

وگرنه اگر برای درخواست از خدا همین بهانه ها رو بیاریم عملا هیچ دعایی نمیتونه در دنیا مستجاب بشه و دعا کردن امری بیهوده میشه چون اونوقت باید گفت اختیار از بین میره یا قوانین نقض ومیشه و ...

 

ببینید همانطور که عرض کردم تمام اشکالات ما به عدل الهی نشأت گرفته از احساسات و عواطف است، وگرنه عقل می گوید من تا حکمت کارهای خدا را نفهمم نمی توانم او را محکوم به بی عدالتی کنم.

به عنوان نمونه برای اینکه روشن شود که اشکالی که شما می گیرد وارد نیست من در همین موضوع جزئی ورود می کنم: مسئله تجاوز...

شما یک نفر را تصور می کنید که دارد به او تجاوز میشود و خداوند صدای او را نشنیده می گیرد و با این مصداق جزئی می خواهید یک نتیجه گیری کلی در مورد عدل خداوند داشته باشید، در حالی که اگر احساسات را کنترل کنیم و با نگاه عقلی از بالا به مسئله نگاه کنیم می بینیم نکاتی را می بینید که نگاه عاطفی اجازه دیدن آنها را نمی دهد:

نکته اول: در هر دقیقه ده ها یا شاید صدها تجاوز در حال وقوع است، خداوند می بایست چه کند؟ آیا باید بخشی را برای نجات انتخاب کند یا همه را؟ اگر بخشی را چرا و طبق کدامین ملاک؟ و اگر همه را باید نجات دهد چرا فقط تجاوز؟ چرا نباید جلوی قتل ها را بگیرد؟ اگر جلوی آنها را هم باید بگیرد و هر کسی کمک می خواهد باید او را نجات دهد، پس بقیه ظلم ها و کتک زدن ها و دزدی ها و مانند آن چطور؟ و اگر باید جلوی همه اینها را بگیرد خب عملا یعنی اجازه تعرض به حقوق دیگران را به بش ندهد! و این یعنی عملا درب اختیار را تخته کند!

خداوند حتی حفظ جان امام زمان(عج) را هم اینچنین معجزه آسا اراده نکرده است، به همین خاطر او را به زندگی به صورت ناشناس امر کرده است تا هر بار لازم نباشد با بر هم زدن قوانین کشتن او از سوی دشمنان را خنثی کند.

نکته دوم: آنچه آمار تجاوز را بالا می برد تحریک کنندگی فضای عمومی جامعه، عدم ارضاء در درون خانواده و مسائلی چون سوء مدیریت و سوء امنیت و فقر و مانند آن است، خب بخشی از این آمارها همان آلارم های طبیعی هستند برای این که بشر را به اصلاح امور وادارد؛ همانطور که سرطان های حاصل از دود و آلاینده ها هشداری است برای اینکه انسان ها رفتار خویش را اصلاح کنند، آمار ظلم در جامعه هم علامت هشداری است تا مردم وضعیت خویش را اصلاح کنند، به همین خاطر زمانی که مردم به رشد برسند مثلا در زمان امام زمان(عج) هزگر چنین ظلم هایی اتفاق نخواهد افتاد  وطبق روایات یک زن به تنهایی یک مسافرت با فاصله جغرافیایی گسترده برود بدون اینکه خطری او را تهدید کند. 

مهمترین چیزی که خداوند انسان را برای آن آفریده است رشد و تکامل است، بنابراین هر گاه دعا با این اصل در تعارض باشد مستجاب نخواهد شد، دعا هرگز جایگزین وظیفه مردم برای اصلاح نخواهد شد؛ اگر دعاهای ما در جنگ تحمیلی مستجاب شد به خاطر ایستادگی مردم ما بود، وگرنه اگر جنگ را رها کرده بودیم و در مساجد و حسینیه ها دعا می کردیم هر روز شاهد تجاوز به زنان و کشتن کودکان بودیم و ایران هم بخشی از حکومت بعث عراق شده بود.

 

1- این که خدا نمی خواهد قوانین عادی فیزیک و شیمی و ... را نقض کند

2- این که بگیم حل نشدن مشکلات بشر، چالشهایی براشون فراهم می کنه باعث پیشرفتشون میشه.

هر کدوم از این توجیهات سوالهای جدیدتری رو ایجاد می کنند. به طور مثال خدا مانع از وجود یک باکتری یا ویروس که مشکلات زیادی برای بشر ایجاد می کنند نشده. حال اگر این را بر اساس شیوه اول توجیه کنیم، مثل اینه که بگیم باکتری بیماریزا به شیوه طبیعی (مثل یک جهش ژنتیکی) ایجاد شده و خدا نخواسته در این روند دخالت کند ...خب این که میشه نفی دخالت خدا در تکامل موجودات ...

اگر هم بگیم اون باکتری برای بشر مفیده، پس چرا ما دنبال نابود کردنشیم؟

ببینید هر چیزی که خداوند آفریده در جای خود تاثیر مثبت داشته و خیر آن حداکثری است، آن شر حداقلی ای که دارد از لوازمش است، نه اینکه خدا آن موجود را به خاطر این شر خلق کرده باشد. به عنوان مثال خدا مار را خلق نکرده است که انسان را نیش بزند بلکه آن را برای طبیعت به عنوان یک عامل تعدیل کننده جمعیت جوندگان آفریده است و از این جهت وجودش ضرورت دارد، اما خب حالا لازم نیست که انسان حتما نیش مار را بچشد تا عدل الهی زیر سوال نرود! یا اگر ماری او را نیش زد آن را درمان نکند!

باکتری ها و ویروس ها هم اینطور است، اینها یک نقش طبیعی در جهان دارند، نقش انگلی آنها و بهره بردن از سایر موجودات برای تجزیه آنها