جمع بندی مرگ با دانستن سرنوشت

21 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مرگ با دانستن سرنوشت

سلام.
فرضا این درست باشد پرسیدن برای خلق شدن قبل از به دنیا آمدن غیرمنطقی است ، اما حالا به دنیا آمدن اتفاق افتاده است، [="#FF0000"]چرا افرادی که در آینده شکست سنگین می خورند یا در شر می افتند یا شر ایجاد می کنند یا کلا شقاوتمند اند در کودکی یا نوجوانی نمی میرند تا گرفتار نشوند و زجر نکشند؟[/]

این نمردن می تواند بهترین گزینه ی جبر و نقشی از پیش تعیین شده باشد که این افراد در راستای خواست خداوند برای اهدافی [="#FF0000"]استفاده ابزاری[/] شده اند ؟

[TABLE="width: 700, align: center"]

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]
[TD="align: center"][/TD]
کارشناس بحث: استاد شعیب

[TD][/TD]

[/TABLE]

با سلام خدمت شما دوست گرامی
آفرینش مخلوقات مخصوصا انسانها توسط خدای تعالی هدفمند است و از آنجا که خدا حکیم است هیچگاه نقض غرض آفرینش خود نمی کند
آفرینش انسان برای این است که انسان با اختیار خدا دادی اش و با توجه به دو راهنمای درونی و بیرونی (عقل و پیامبر) انتخابهای آگاهانه داشته و به تکامل برسد این هدف عام به گونه ای از سوی خدا طراحی شده است که حتی اگر کسی بر خلاف این خواست تکوینی وتشریعی خدا (خلق مختارانه انسان و ارسال شرایع و عقل) عمل کند به هیچ عنوان از سوی خدا سلب اختیار و حیات نمی شود چرا که اختیار داری انسان عین حکمت خدا و سلب آن از انسان خلاف حکمت الهی است و خدا هیچگاه خلاف حکمت خود انجام نمی دهد

سلام.
اصلا با حرف شما که می گید با اختیار کارهامون رو انجام می دیم:
ببینید این اختیار خدادادی که شما بیان می کنید برای یک عمل ، یک انتخاب ، اتفاق می افته دیگه ؟ درسته ؟ حالا من نوعی در فلان تاریخ انتخاب کردم نباید خلق می شدم ، در قلبم ، در عقلم، در وجودم ، به این نتیجه رسیدم من نعمت نیستی رو بر نعمت زندگی ترجیح می دهم ، این انتخاب هم خداوند از ابتدا می دانسته ، اما چی شده ، این انتخاب اختیاری ام خداوند فاکتور گرفته ، درسته ؟ یک دلیلی باید داشته باشه ، دلیلش این نیست که من مثلا باید در عالم باشم تا نقشی را ایفا کنم چون انتخاب های من که شما می گید اختیار داریم تاثیر داره و به وجود من نیازه دیگه درسته ؟ حالا چرا اون انتخاب نیست شدن انجام نشده ؟ اون انتخاب من که باید نیست بشم کجاست ؟ غیر مستقیم جبر داره انجام می شه . جبر حتما الزاما باید مستقیم باشه ؟
چه نقدی بر این وجود داره که جبر غیرمستقیم توسط انسان ها بر علیه خودشان اتفاق می افته و خودشون فکر می کنند اختیار دارند ؟


دلسوخته;1019915 نوشت:
سلام.
اصلا با حرف شما که می گید با اختیار کارهامون رو انجام می دیم:
ببینید این اختیار خدادادی که شما بیان می کنید برای یک عمل ، یک انتخاب ، اتفاق می افته دیگه ؟ درسته ؟ حالا من نوعی در فلان تاریخ انتخاب کردم نباید خلق می شدم ، در قلبم ، در عقلم، در وجودم ، به این نتیجه رسیدم من نعمت نیستی رو بر نعمت زندگی ترجیح می دهم ، این انتخاب هم خداوند از ابتدا می دانسته ، اما چی شده ، این انتخاب اختیاری ام خداوند فاکتور گرفته ، درسته ؟ یک دلیلی باید داشته باشه ، دلیلش این نیست که من مثلا باید در عالم باشم تا نقشی را ایفا کنم چون انتخاب های من که شما می گید اختیار داریم تاثیر داره و به وجود من نیازه دیگه درسته ؟ حالا چرا اون انتخاب نیست شدن انجام نشده ؟ اون انتخاب من که باید نیست بشم کجاست ؟ غیر مستقیم جبر داره انجام می شه . جبر حتما الزاما باید مستقیم باشه ؟
چه نقدی بر این وجود داره که جبر غیرمستقیم توسط انسان ها بر علیه خودشان اتفاق می افته و خودشون فکر می کنند اختیار دارند ؟

با سلام
در این که انسان ها اجبارا به این دنیا آمده اند و هیچ اختیاری در این زمینه نداشته اند کسی حرفی ندارد (همه بر این اتفاق نظر دارند) چرا که عملا انسانی نبوده که اختیار کند یا نکند. بلکه خدا هر آن موجودی را که امکان بود شدن را داشته و مانعی هم بر سر راه بود شدن او پدید نیامده به موجود کرده و نعمت وجود ار به او داده است و آنگاه که آن فرد انسانی که شرایط برای به وجود آمدن او فراهم بوده و مانعی هم نبوده به وجود آمد (خدا او را به وجود آورد) موجودی مختار خلق شد و از آن زمان که این اختیار او به فعلیت رسید (سن تمیز) این فرد شروع کرد به انجام اعمال اختیاری و ساختن آینده خود .
پس این مقدار از جبر را ما قبول داریم و کسی منکر نیست . چرا که عملا امکان اعمال اختیار قبل از مخلوق شدن نیست.

این اختیار طبق فرمایش شما بعد از تولد وجود داره ، فردی آرزوی مرگ و نیستی دارد ، به جبریون ایراداتی وارد می شود که علم خداوند با اختیار منافاتی ندارد کتاب ها نوشته شده ، باشه ، پس کسی که آرزوی نیستی کرده بعد خلق شدن ، آرزویش و درخواستش در علم خداوند جای داشته و خداوند خبر داشته و نیازی نبود قبل از خلقت اجازه گرفته شود.
خداوند عاشق چشم و ابرو شقاوتمند نیست ، او وسیله است .

هیچ کس درک نمی کنه ، نه شما ، نه آیندگان ، هیچ وقت درک نمیشه ...

دلسوخته;1020716 نوشت:
این اختیار طبق فرمایش شما بعد از تولد وجود داره ، فردی آرزوی مرگ و نیستی دارد ، به جبریون ایراداتی وارد می شود که علم خداوند با اختیار منافاتی ندارد کتاب ها نوشته شده ، باشه ، پس کسی که آرزوی نیستی کرده بعد خلق شدن ، آرزویش و درخواستش در علم خداوند جای داشته و خداوند خبر داشته و نیازی نبود قبل از خلقت اجازه گرفته شود.

با سلام
این تفکر ناشی از تلقی اشتباه ما از علم الهی و همچنین خلقت انسان از سوی خداست گمان می کنیم خدا وقتی که در علم ازلی خود دید کسی با داشتن اختیار و رسیدن راه هدایت به او باز شقاوتمند می شود خدا نباید او را به وجود بیاورد و یا گمان می کنیم که خدا به صرف این که می داند کسی در دنیا با این همه مقدمات هدایت و اختیار که برای او فراهم است باز آرزوی نیستی می کند خدا باید این را لحاظ می کرد و او را نمی آفرید هرگز اینگونه نیست خدا هر آنچه که امکان ایجاد داشته باشد را می آفریند و در ایجاد و خلقت منعی به وجود نمی آورد. چه این فرد در آرزوسی پسینی اش زندگی را آرزو کند چه مرگ را.
این فرد انسانی وجودش ممکن بوده و مانعی از وجودش نبوده خدا اورا به وجود آورده است و اگر او را به وجود نمی آورد به صرف این که در علمش آرزوی این فرد بوده که نمی خواسته باشد کافی از عدم وجود آن فرد نمی بود.
بلاخره بستر باید فراهم شود برای این که فرد عمل کند آرزو کند و اراده اش شکل بپذیرد.

خدا انسان ها را برای خلیفه بودن روی زمین آفرید ولی طبیعی است موجودی که اختیار دارد گاهی از این اختیار خوب استفاده می کند گاهی بد:
«هُوَ الَّذی جَعَلَکمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ کفَرَ فَعَلَیهِ کفْرُهُ وَ لا یزیدُ الْکافِرینَ کفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلاَّ مَقْتاً وَ لا یزیدُ الْکافِرینَ کفْرُهُمْ إِلاَّ خَساراً» (فاطر - 39)
ترجمه: او کسی است که شما را در زمین جانشین قرار داد، پس هر کس کافر شود کفرش علیه خود اوست و کفر کافران نزد پروردگارشان جز خشم بیشتر اثر ندارد و کفر کافران جز خسارت و زیان نمی افزاید.

شعیب;1020893 نوشت:
با سلام
این تفکر ناشی از تلقی اشتباه ما از علم الهی و همچنین خلقت انسان از سوی خداست گمان می کنیم خدا وقتی که در علم ازلی خود دید کسی با داشتن اختیار و رسیدن راه هدایت به او باز شقاوتمند می شود خدا نباید او را به وجود بیاورد و یا گمان می کنیم که خدا به صرف این که می داند کسی در دنیا با این همه مقدمات هدایت و اختیار که برای او فراهم است باز آرزوی نیستی می کند خدا باید این را لحاظ می کرد و او را نمی آفرید هرگز اینگونه نیست خدا هر آنچه که امکان ایجاد داشته باشد را می آفریند و در ایجاد و خلقت منعی به وجود نمی آورد. چه این فرد در آرزوسی پسینی اش زندگی را آرزو کند چه مرگ را.
این فرد انسانی وجودش ممکن بوده و مانعی از وجودش نبوده خدا اورا به وجود آورده است و اگر او را به وجود نمی آورد به صرف این که در علمش آرزوی این فرد بوده که نمی خواسته باشد کافی از عدم وجود آن فرد نمی بود.
بلاخره بستر باید فراهم شود برای این که فرد عمل کند آرزو کند و اراده اش شکل بپذیرد.

خدا انسان ها را برای خلیفه بودن روی زمین آفرید ولی طبیعی است موجودی که اختیار دارد گاهی از این اختیار خوب استفاده می کند گاهی بد:
«هُوَ الَّذی جَعَلَکمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ کفَرَ فَعَلَیهِ کفْرُهُ وَ لا یزیدُ الْکافِرینَ کفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلاَّ مَقْتاً وَ لا یزیدُ الْکافِرینَ کفْرُهُمْ إِلاَّ خَساراً» (فاطر - 39)
ترجمه: او کسی است که شما را در زمین جانشین قرار داد، پس هر کس کافر شود کفرش علیه خود اوست و کفر کافران نزد پروردگارشان جز خشم بیشتر اثر ندارد و کفر کافران جز خسارت و زیان نمی افزاید.

یه سوال منم بپرسم.خدا با توجه به علمی که دارد،چرا جهنمیان را آفرید که عذاب بشوند؟ می توانست انبیاء امامان کلا بهشتیان را خلق کند و ببرد بهشت.

سلام.
مگر خداوند خیرخواه نیست ؟ چه خیرخواهی برای شقاوتمند خواسته ؟
حالا چون گفتید خداوند چیزی که موجود شدنش ممکن باشد جلویش را نمی گیرد، یک جور دیگه بیان کنیم :
حالا به وجود آمده ، چیزی هم جلودارش نبوده ، حالا مشابه کودکان و نوجوانانی که فوت شدند چرا شقاوتمند قبل از شقی شدن نمی میرد ؟ در مرگ که دست خدا باز است !
خیر شقاوتمند در نعمت زندگی و اختیارش که بیان می کنید نیست ، خیرش در خودش است ، همانند موش آزمایشگاهی بساط سعادت دیگران را فراهم می کند ، غیر از این است ؟ زندگی برای شقاوتمند نعمت است که آخر سر از جهنم و عذاب سر در می آورد ؟

چه دلیلی وجود داره که کودکان و نوجوانانی الان در قبرستان داریم اما شقاوتمند در همان سن به مرگ دچار نشد اگر خداوند خیرش را می خواهد ؟

ali 000;1020894 نوشت:
یه سوال منم بپرسم.خدا با توجه به علمی که دارد،چرا جهنمیان را آفرید که عذاب بشوند؟ می توانست انبیاء امامان کلا بهشتیان را خلق کند و ببرد بهشت.

اگر روح سؤال شما را بشکافيم منظور اين است که: وقتي خداوند رفتار و عمل آدمي را مي دانسته معنايش اين است که سرنوشت او از قبل، چنين رقم خورده و او نمي تواند از آن تخطي کند، بعبارتی مجبور به محض است. پس چرا خداوند چنين انساني را که عاقبتش از قبل رقم خورده، خلق کرده است تا او را گرفتار جهنم و يا بهشت بکند؟

پاسخ اين است که قضا و قدر علمي خداوند به افعال انسان به صورت مطلق تعلق نمي گيرد بلکه با تمام خصوصيات آن تعلق مي گيرد که از آن جمله است اختياري بودن آن، که انسان با اختيار خود چنين عملي را انجام مي دهد، و افعال اختياري انسان با وصف اختياري براي خداوند معلوم است.(1) و اين به معناي عبث بودن آفرينش انسان نيست، چون انسان براي گزينش راه هدايت و يا ضلالت مختار است، که اگر راه هدايت را برگزيد پاداش داده مي شود و اگر راه گمراهي را انتخاب کرد، و به حق و حقوق آدمي تجاوز کرد عقاب داده مي شود. و علم خداوند به افعال آدمي با وصف اختياري اعمال او موجب عبث بودن خلقت انسان نمي شود، چون هدف هدايت، رشد و کمال انسان است و خداوند راه کمال را به او معرفي نموده است، و حال، او با اختيار خود تحطي کرده فلذا بايد خود تاوانش را بپردازد، که هر کس مسؤول اعمال اختياري خود مي باشد. "انا هديناه السبيل اما شاکرا و اما کفورا" (انسان/3) "من عمل صالحا فلنفسه و ما اساء فعليها، و ما ربک بظلام للعبيد." (فصلت 46).

علم خداوند به اشياء و افراد و عاقبت آنها موجب پيدايش و بلكه عين پيدايش آنها است. و اگر خداوند آگاه به عاقبت هر فرد نبود آفرينش آنها بي هدف بود.

اصولاً علم خداوند اجبار آور نیست و چنانکه گفتیم: قابل مقایسه با علم محدود بشری نیست که بدلیل زمانی و مکانی بودن مان تنها می توانیم به محدوده ای از حوادث حال و گذشته دسترسی داشته باشیمف اما خداوند چون فراتر از زمان و مکان است، به همه ساحت های زمانی و مکانی علم دارد، علم به گذشته و حال و آینده برایش تفاوتی نمی کند.

بعلاوه در قالب مثال گفتنی است: مهندس یک کارخانه بزرگ ماشین سازی را در نظر بگیرید که بدلیل دخالت داشتن در طراحی فرایند ساخت و تولید ماشین، به تمام مراحل، ساخت ماشین در کارخانه مزبور واقف است، می داند که چه زمان مواد اولیه از کدام کانال وارد می شود، چه زمان، به قطعات تبدیل می شود، چه زمان و در کجا توسط کارگران، این قطعات از هم تفکیک می شوند، چه زمان و در کجا این قطعات روی هم سوار می شوند، چه زمان و در کدام مرحله، ماشین تولید می شود، در چه مرحله ای ماشین تست می شود، و بطور کلی می داند که با چه کم و کیفی ماشین مزبور، آماده و از مرحله تولید عبور کرده و وارد بازار می شود.

حال، با این توضیح، آیا این علم مهندس، موجب تحقق چنین فرایندی بدست کارگران و ابزار تولید می شود یا این خود کارگران و ابزار تولید هستند که هر کدام بر اساس وظایفی که دارند در فرایند تولید مؤثرند؟ اگر بخاطر اشتباه کارگری یکی از دستگاه ها خراب شده از کار بایستد، علم مهندس طراح در ان دخالت داشته است؟ و ده ها سؤال دیگر در همین خصوص؟؟؟

و یا در مثالی دیگر؛ اگر معلم و یا استاد، می داند که هر کدام از دانش اموزان و دانشجویان، بر اساس تلاش و نوع فعالیتی که دارند در موقف امتحان چه وضعیتی دارند، می داند دانش آموزان فعال، قبول می شوند و گروه تنبل، مردود، آیا علم معلم و استاد در قبولی یا مردودی انها تأثیر دارد؟

و ده ها مثال از این دست که فرصت اقتضاء نمی کند، گر چه مثالها نمی تواند بطور دقیق، مبین واقعی علم خدای متعال باشد، لکن تا حدودی به روشن کردن موضوع، کمک می کند.

[RIGHT]

[/RIGHT]


دلسوخته;1020924 نوشت:
سلام.
مگر خداوند خیرخواه نیست ؟ چه خیرخواهی برای شقاوتمند خواسته ؟

خدا کسی را مجبور به شقاوت نکرده است بلکه خدا انسان را آفریده و به او خیر و ششرش را الهام کرده حال برخی از افراد با اختیار خود سعادتمند و برخی شقاوتمند می شوند. این که معلمی که با علم بالای خودمی داند که چه کسانی در پایان سال قبول می شوند و چه کسانی رد می شوند همه را با هم سر کلاس می پذیرد از خیر خواهی آن معلم است تا هر کس بنا بر عملکرد خود به نتیجه مورد دلخواه خود برسد.

دلسوخته;1020924 نوشت:
حالا به وجود آمده ، چیزی هم جلودارش نبوده ، حالا مشابه کودکان و نوجوانانی که فوت شدند چرا شقاوتمند قبل از شقی شدن نمی میرد ؟ در مرگ که دست خدا باز است !

در ایجاد و اعدام همه و همه دست خدا باز است و هیچ مانعی و رادّی برای خدا وجود ندارد اما خدا حکیم است و طبق حکمتش عمل می کند نه این که مانند ما بر طبق احساسات عمل کند.(نعوذ بالله)
یک وقت هست می گوییم حجت تمام نمی شود (آن یک بحث دیگر است) یک وقت هست می گوییم شرایط اختیار و انتخاب صحیح هست حجت هم تمام شده بعد این فرد راه شقاوت را انتخاب می کند ! چرا خدا او را معدوم کند پس دیگر معنای اختیار کجاست اختیاری که تا یک طرف ان را اختیار کنیم باشد و وقتی که طرف مقابلش را اختیار کنیم نباشد ، این چه اختیاری است؟!

دلسوخته;1020924 نوشت:
خیر شقاوتمند در نعمت زندگی و اختیارش که بیان می کنید نیست ، خیرش در خودش است ، همانند موش آزمایشگاهی بساط سعادت دیگران را فراهم می کند ، غیر از این است ؟ زندگی برای شقاوتمند نعمت است که آخر سر از جهنم و عذاب سر در می آورد ؟

همه این نوع تفکر برای این است که در سویدای فکر شما عقیده جبر بر اعمال بندگان نهفته است شما گمان می کنید آن کافر و شقاوتمند مجبور به این کار شده پس چرا خلق شد؟؟ در حالی که ما معتقدیم خدا شرایط را برای افراد مهیا کرده حجت را تمام کرده یکی راه خوب را انتخاب می کند دیگری راه بد را. این معنای اختیار است . اگر اینگونه شد ایی برای این سخن ها باقی نمی ماند.

دلسوخته;1020924 نوشت:
چه دلیلی وجود داره که کودکان و نوجوانانی الان در قبرستان داریم اما شقاوتمند در همان سن به مرگ دچار نشد اگر خداوند خیرش را می خواهد ؟

این کودک و نوجوانی که مرده است می توانسته در آینده زندگی خود شقاوتمند و یا سعادتمند شود (هر دو طرف) اما چون علت و عوامل مرگش فراهم شده بوده (بیماری ، تصادف، قتل و ...) او مرده است همین.

موضوع قفل شده است