جمع بندی چرا خدا مرا به زور آفرید؟

11 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا خدا مرا به زور آفرید؟

با عرض سلام و احترام خدمت شما ..
چند وقتی بود سوالی برای من پیش آمده بود که چرا اصلا خداوند مارو به زور اورده تو این دنیا و چرا ازمون نپرسیده میخوای زندگی کنی یا ریسک جهنم و بهشت رو به جون میخری یا نه تا این که برای بدست اوردن جواب یکم تحقیق کردم و چند نفر این جوابو دادن در حالی ک قانع نشدم میخواستم ببینم شما جوابی غیر از این دارید برای سوال من؟ جواب این بود که چون فطرت انسان کمال گراست و همیشه میل به بالاترین درجه رو داره دیگه لازم نبود خداوند بیاد و از ما بپرسه که آیا میخوایم ب این دنیا بیایم یا ن چون همیشه جوابمون بخاطر طمعی که داشتیم مثبت بود حال سوال من اینه که چرا اصلا خداوند ذات مارو اینجوری آفرید خب این خودش یه نوع ظلمه دیگه و ما بدون اختیار دقیقا اومدیم و این همه زجر میکشیم
ممنون از وقتی که برای سوال من میزارید.

[TABLE="width: 700, align: center"]

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]
[TD="align: center"][/TD]
کارشناس بحث: استاد صدیق

[TD][/TD]

[/TABLE]


MAHDI ESMAEILI;1007438 نوشت:
چند وقتی بود سوالی برای من پیش آمده بود که چرا اصلا خداوند مارو به زور اورده تو این دنیا و چرا ازمون نپرسیده میخوای زندگی کنی یا ریسک جهنم و بهشت رو به جون میخری یا نه تا این که برای بدست اوردن جواب یکم تحقیق کردم و چند نفر این جوابو دادن در حالی ک قانع نشدم میخواستم ببینم شما جوابی غیر از این دارید برای سوال من؟ جواب این بود که چون فطرت انسان کمال گراست و همیشه میل به بالاترین درجه رو داره دیگه لازم نبود خداوند بیاد و از ما بپرسه که آیا میخوایم ب این دنیا بیایم یا ن چون همیشه جوابمون بخاطر طمعی که داشتیم مثبت بود حال سوال من اینه که چرا اصلا خداوند ذات مارو اینجوری آفرید خب این خودش یه نوع ظلمه دیگه و ما بدون اختیار دقیقا اومدیم و این همه زجر میکشیم
ممنون از وقتی که برای سوال من میزارید.

باسلام و احترام

برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید دو مسئله روشن شود.
نخست: وضعیت وصورت کار ظالمانه.
دوم: وضعیت آفرینش انسان.

اما مسئله نخست.
وقتی سوال از ظلم شخصی در حق شخصی دیگر میشود، نیاز به وجود چند مولفه است.
الف. شخصی که ظلم میکند.
ب. شخصی که مورد ظلم قرار میگیرد.
ج. کاری که به واسطه آن، شخص ب توسط شخص الف مورد ظلم قرار میگیرد. این کار میتواند به صورت ندادن حقی بدان موجود باشد یا از بین بردن حق بالفعلی

اما مسئله دوم.
در مسئله خلقت انسان، خداوند متعال به واسطه مالکیتی که نسبت به کل عالم دارد، موجودی به نام انسان را می افریند.
این آفرینش بر اساس هدفی بوده است.
در این افرینش، خیری به نام وجود یافتن که بالاترین کمال است، به آن موجود داده شده است.
[=&amp]بعلاوه، استعداد و نیروی رسیدن به کمالات دیگری که نهایت و قله آنها، همان هدف آفریدگار از آفریدنش است، را در نهاد این موجود قرار داده است.

با توجه به این دو مسئله، اینک میتوان به سوال مطرح شده پاسخ داد:
اما این سوال خودش در حقیقت دو سوال است که در پی هم مطرح میشوند:
نخست اینکه، چرا در خلقت از ما سوال نشد که آیا دوست داریم خلق بشویم؟
دوم اینکه، آیا در خلقت به ما ظلم شده است؟

[/]

اما سوال نخست. چرا از ما سوال پرسیده نشد.
این سوال، مستلزم آن است، که کسی باشد و او مورد ظلم قرار گرفته باشد.
ولی در بحث ما، اصولا کسی وجود ندارد تا مورد ظلم قرار بگیرد.
در مورد کل انسانها یا تک تک انسانها، همین اشکال وجود دارد.
در هیچ کدام، موجودی که مورد ظلم قرار گرفته باشد، وجودی ندارد تا
اولا: بگوییم او مورد ظلم قرار گرفته است.
ثانیا: از او نظر خواهی نشده است و اجبارا به دنیا آمده است.
ثالثا: حق داشته است و حق او پایمال شده است.

باتوجه به این نکته، سوال از اساس، اشتباه است، چرا که اصولا کسی نبوده تا این اشکالات پیش بیاید.

ممکن است گفته شود، درست است که کسی نبوده است، ولی
باتوجه به علم خداوند که علمی مطلق است، خداوند میتوانسته از خواسته بعدی فرد آگاهی یابد و در صورتی که او میلی به خلقت نداشته است، او را خلق نکند.
این سوال نیز با پیش فرضی همراه است مبنی بر اینکه، انسانها
اولا: قبل از خلقت، حقی بر گردن خداوند دارند و خداوند باید از کاری کند که حق آنها پایمال نشود.
ثانیا: خواسته آنها قبل از خلقت و بعد از خلقت یکسان است.

اما هر دو پیش فرض اشتباه است.
پیش فرض اول که مشخص است اشتباه است.
چرا که خداوند موجودی است بی نیاز مطلق که هیچ موجودی بر او حقی ندارد بنابراین در کارهایش، مورد مواخذه قرار نمی گیرد.
به همین جهت در آیه 23 سوره انبیاء، خداوند متعال در توصیف خودش بیان م یکند که
"لا یسأل عما یفعل و هم یسألون"
او (خداوند) از آنچه انجام مى‌دهد سؤال نمى‌شود، امّا آنها (مردم، در انجام كارهايشان) مورد بازخواست قرار مى‌گيرند.

در توضیح این آیه شریفه، صاحب تفسیر المیزان مطلب مفصلی دارد که خلاصه آن اینگونه میشود:
م1. به اقتضای آیات قران کریم، تمام عالم ملک مطلق خداوند است.
م2. مملوک، تابع اراده و مطیع امر مالک است.
م3. علت تبعیت مملوک نسبت به مالک، مصلحت دار بودن نیست بلکه صرفا مملوک بودن اوست.
بنابراین
خداى سبحان كه ملك و مالك همه عالم، و تمام عالم رعيت و مملوك او است هر چه بخواهد مى‏كند و مى‏تواند بكند و هر حكمى كه بخواهد مى‏تواند براند غير او را نمى‏رسد كه چنين باشد، او مى‏تواند غير خود را در آنچه مى‏كنند بازخواست كند ولى غير او را نمى‏رسد كه او را در آنچه مى‏كند بازخواست نمايند.

البته خود او خبر داده كه هر چه مى‏كند به خاطر مصلحت مى‏كند چون حكيم است و جز آنچه مصلحت دارد اراده نمى‏كند و چون‏ چنين خبر داده با چنين علم اجمالى ديگر ما را نمى‏رسد كه نسبت به او در آنچه مى‏كند سوء ظن پيدا كنيم تا چه رسد به اينكه او را بازخواست نماييم.
و از جمله لطيف‏ترين آياتى كه دلالت بر اين معنا (كه براى آيه كرديم) دارد حكايت كلامى است كه قرآن كريم از عيسى بن مريم نموده كه گفته است:" إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ" (مائده، 118) زيرا در اين كلام عذاب بندگان را توجيه مى‏كند به اينكه مملوك نمى‏تواند در كار مالك خود ايراد كند، و آمرزش آنان را توجيه مى‏كند به اينكه تو حكيمى، و هر كارى بكنى آن كار مصلحت دارد.(ترجمه تفسير الميزان، ج‏14، ص: 380)

پیش فرض دوم این سوال نیز اشتباه است.
زیرا
م1. وجود یافتن از وجود نداشتن برتر است. به همین جهت، انسانها به دنبال زنده ماندن و بهره مندی بیشتر از زندگی هستند.
م2. اراده داشتن از اراده نداشتن بهتر است.
م3. رسیدن به کمالاتی که شخص در این دنیا و در آخرت میتواند به آنها برسد، خواسته ای است که هر کسی به دنبال رسیدن بدانها است.
بنابراین
اگر فرض کنیم انسانهایی که میخواهند خلق شوند، به صورتی مورد خطاب الهی قرار گیرند و به آنها گفته شود که به واسطه به وجود آمدن و انجام دستورات الهی به چه سرنوشت و کمالاتی میرسند، بدون هیچ شک و شبهه ای ایجاد شدن را می پسندد.

در هر مسابقه ای در این دنیا نیز این روند وجود دارد.
انسانها در مبارزات و مسابقاتی که دارند، تنها و تنها به خاطر اینکه به جایزه مسابقه برسند، سختی ها را تحمل میکنند.
هر چقدر که مسیر مسابقه سخت تر باشد، وقتی که جایزه مسابقه بسیار قابل تامل باشد، هیچ کسی در شرکت کردن تامل نمیکند.
در همین حال، اگر کسی را به مسابقه شرکت ندهند، اعتراض میکند که چرا او را شرکت ندادند.
حتی اگر در مسابقاتی به مراتب راحت تر شکست خورده باشد.

اما اینکه انسان بعد از مدتی به فکرش میرسد که ای کاش به وجود نیامده بود و چرا خدا از او نپرسید و او را به وجود آورد، تنها و تنها به خاطر این است که راه را سخت میبیند. در راه به مشکلاتی بر میخورد و چون تحملش کم است، انسان به خاطر اینکه طاقتش کم است، مشکل را گردن دیگری می اندازد. گردن کسی که مسابقه را به راه انداخته است.

این دنیا نیز میدان مسابقه ای است که خداوند همه را در آن شرکت داده است.
چون میدانسته اگر از خودشان نیز پرسیده میشد، آنرا انتخاب میکردند(با قطع نظر از اینکه اصلا حق انتخاب ندارند و ناگزیر هستند از حرکت به سمت کمالی که خالق و رب و مالکشان خواسته است)

بنابراین پیش فرض دوم سوال نیز اشتباه است.

اما سوال دوم. آیا در حق ما ظلم نشده است.
ممکن است گفته شود درست است که ما وجود نداشتیم و اگر ازما سوال هم پرسیده میشد همین را انتخاب میکردیم، ولی آیا در حق ما ظلم نشده است.

پاسخ این سوال نیز منفی است.
چرا که در این میدان مسابقه، گرچه راه ها با یکدیگر فرق میکند، ولی در نهایت هر کسی به میزان امکاناتی که دارد، نوع مسیر برایش انتخاب میشود.
کسی که امکانات بیشتری دارد(معنوی و مادی)، مسیر سخت تری در انتظارش است.
و
کسی که امکانات کمتری دارد، مسیر راحت تری دارد.
به یک نفر قایق داده شده و مسیر حرکتش رودخانه است.
به یک نفر، بالن داده شده و مسیر حرکتش، پرواز بر فراز یک کوه است.
به یک نفر نیز دوچرخه داده شده و مسیر حرکتش، جاده ای متناسب آن است.

اما در نهایت، مقصد یکی است و هر کدام که بتواند باتوجه به امکانات مسیر خود را به درستی طی کند و به مقصد برسد، برنده خواهد بود.

خداوند متعال میدان مسابقه ای را طراحی کرده است که همان رحمت و غفران الهی است.
«وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ »(آل عمران، 133)
«و شتاب كنيد براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتى كه وسعت آن، آسمانها و زمين است؛ و براى پرهيزگاران آماده شده است‏»

در این مسابقه، محدودیتی در برنده ها وجود ندارد بلکه همگان میتوانند برنده شوند ولی هر کسی جلوتر حرکت کند از نعمت بیشتری برخوردار میشود.
کسی در این میدان مورد ظلم قرار نمیگیرد چرا که در این مسابقه، تفاوت در امکانات باعث تفاوت در مسیر میشود ولی در نهایت آنچه مهم است رسیدن به چیزی است که با هر امکانی میتوان بدان رسید.

MAHDI ESMAEILI;1007438 نوشت:
با عرض سلام و احترام خدمت شما .. چند وقتی بود سوالی برای من پیش آمده بود که چرا اصلا خداوند مارو به زور اورده تو این دنیا و چرا ازمون نپرسیده میخوای زندگی کنی یا ریسک جهنم و بهشت رو به جون میخری یا نه تا این که برای بدست اوردن جواب یکم تحقیق کردم و چند نفر این جوابو دادن در حالی ک قانع نشدم میخواستم ببینم شما جوابی غیر از این دارید برای سوال من؟ جواب این بود که چون فطرت انسان کمال گراست و همیشه میل به بالاترین درجه رو داره دیگه لازم نبود خداوند بیاد و از ما بپرسه که آیا میخوایم ب این دنیا بیایم یا ن چون همیشه جوابمون بخاطر طمعی که داشتیم مثبت بود حال سوال من اینه که چرا اصلا خداوند ذات مارو اینجوری آفرید خب این خودش یه نوع ظلمه دیگه و ما بدون اختیار دقیقا اومدیم و این همه زجر میکشیم ممنون از وقتی که برای سوال من میزارید.

سلام.شما پادشاهی رو در نظر بگیرید که میاد داخل یک روستای خراب و دور افتاده چند نفری رو انتخاب میکنه و با خودش میبره به شهر پر از نعمت و زیبایی که داره.وسط راه برای اینکه ببینه آیا چند نفر از اونها لیاقت همنشینی باهاش رو در قصر و شهرش دارند چند روزی اونها رو جایی امتحان میکنه.چیز خاصی هم ازشون نمیخواد.اینکه آداب زندگی در شهرش رو یاد بگیرند و انجام بدهند.از همدیگه دزدی نکنند بد همدیگه رو نخوان پشت سر هم حرف نزنند و خودشون رو کنترل کنند هرچی دلشون خواست انجام ندهند.پادشاهی که به اونها آذوغه داده و نعمتهایی داده که اونها نداشتند و حالا ازشون احترام میخواد و انجام دستوراتی که به نفعشونه و نه ضررشون.حالا بهشون میگه اگه خوب باشید و کارهایی که گفتم رو انجام بدید با خودم میبرم به شهرم و پاداشهای بیشتری هم بهتون میدم.ولی برعکسش هر کار نادرستی که کردید کار نادرستتون رو بشکل عذاب به خودتون برمیگردونم.چون خودم که قصد عذاب نداشتم فقط میخواستم بهتون پاداش بدم و به شهر خودم ببرم تا بهتون خوش بگذره.خلقت خدا هم همین داستانه.ما رو انتخاب کرده از عدم بوجود آورده و میخواد بهمون نعمت و پاداش همیشگی بده و خوبی خودش رو جلوه بده.هر زیبایی هر نیکوکاری هر سخاوتمندی میخواد زیباییش رو نشون بده نیکی و سخاوت خودش رو نشون بده.حالا چرا ما باید بد بشیم؟ اگر به درون و وجدان خودمون رجوع کنیم میل به بدی نداریم.که این میل چیزیه که خدا در نهاد ما قرار داده تا وقتیکه میتونیم انتخاب کنیم.بچه ها دلیل این حرف هستند.پس اگر از امتحان سربلند بیرون بیاییم و خودمون رو توجیه نکنیم که خلاف میل فطری خودمون بدی کنیم واقعا دلیلی نداره نعمتی که خدا میخواد به مایی که از عدم بوجود آورده بده رد کنیم.

[=tahoma]پرسش: چند وقتی بود سوالی برای من پیش آمده بود که چرا اصلا خداوند مارو به زور اورده تو این دنیا و چرا ازمون نپرسیده میخوای زندگی کنی یا ریسک جهنم و بهشت رو به جون میخری یا نه تا این که برای بدست اوردن. چرا اصلا خداوند ذات مارو اینجوری آفرید خب این خودش یه نوع ظلمه دیگه و ما بدون اختیار دقیقا اومدیم و این همه زجر میکشیم .

پاسخ:
برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید دو مسئله روشن شود.
نخست: وضعیت وصورت کار ظالمانه.
دوم: وضعیت آفرینش انسان.

[=&quot]اما مسئله نخست.[/]
وقتی سوال از ظلم شخصی در حق شخصی دیگر میشود، نیاز به وجود چند مولفه است.
الف. شخصی که ظلم میکند.
ب. شخصی که مورد ظلم قرار میگیرد.
ج. کاری که به واسطه آن، شخص ب توسط شخص الف مورد ظلم قرار میگیرد. این کار میتواند به صورت ندادن حقی بدان موجود باشد یا از بین بردن حق بالفعلی

اما مسئله دوم.
در مسئله خلقت انسان، خداوند متعال به واسطه مالکیتی که نسبت به کل عالم دارد، موجودی به نام انسان را می افریند.
این آفرینش بر اساس هدفی بوده است.
در این افرینش، خیری به نام وجود یافتن که بالاترین کمال است، به آن موجود داده شده است.
بعلاوه، استعداد و نیروی رسیدن به کمالات دیگری که نهایت و قله آنها، همان هدف آفریدگار از آفریدنش است، را در نهاد این موجود قرار داده است.

با توجه به این دو مسئله، اینک میتوان به سوال مطرح شده پاسخ داد:
اما این سوال خودش در حقیقت دو سوال است که در پی هم مطرح میشوند:
نخست اینکه، چرا در خلقت از ما سوال نشد که آیا دوست داریم خلق بشویم؟
دوم اینکه، آیا در خلقت به ما ظلم شده است؟

اما سوال نخست. چرا از ما سوال پرسیده نشد.
این سوال، مستلزم آن است، که کسی باشد و او مورد ظلم قرار گرفته باشد.
ولی در بحث ما، اصولا کسی وجود ندارد تا مورد ظلم قرار بگیرد.
در مورد کل انسانها یا تک تک انسانها، همین اشکال وجود دارد.
در هیچ کدام، موجودی که مورد ظلم قرار گرفته باشد، وجودی ندارد تا
اولا: بگوییم او مورد ظلم قرار گرفته است.
ثانیا: از او نظر خواهی نشده است و اجبارا به دنیا آمده است.
ثالثا: حق داشته است و حق او پایمال شده است.

باتوجه به این نکته، سوال از اساس، اشتباه است، چرا که اصولا کسی نبوده تا این اشکالات پیش بیاید.

ممکن است گفته شود، درست است که کسی نبوده است، ولی
باتوجه به علم خداوند که علمی مطلق است، خداوند میتوانسته از خواسته بعدی فرد آگاهی یابد و در صورتی که او میلی به خلقت نداشته است، او را خلق نکند.
این سوال نیز با پیش فرضی همراه است مبنی بر اینکه، انسانها
اولا: قبل از خلقت، حقی بر گردن خداوند دارند و خداوند باید از کاری کند که حق آنها پایمال نشود.
ثانیا: خواسته آنها قبل از خلقت و بعد از خلقت یکسان است.

اما هر دو پیش فرض اشتباه است.
پیش فرض اول که مشخص است اشتباه است.
چرا که خداوند موجودی است بی نیاز مطلق که هیچ موجودی بر او حقی ندارد بنابراین در کارهایش، مورد مواخذه قرار نمی گیرد.
به همین جهت در آیه 23 سوره انبیاء، خداوند متعال در توصیف خودش بیان م یکند که
[=&quot]"لا یسأل عما یفعل و هم یسألون"[/]
[=&quot]او (خداوند) از آنچه انجام مى‌دهد سؤال نمى‌شود، امّا آنها ([/][=&quot]مردم، در انجام كارهايشان) مورد بازخواست قرار مى‌گيرند.

[/]در توضیح این آیه شریفه، صاحب تفسیر المیزان مطلب مفصلی دارد که خلاصه آن اینگونه میشود:
م1. به اقتضای آیات قران کریم، تمام عالم ملک مطلق خداوند است.
م2. مملوک، تابع اراده و مطیع امر مالک است.
م3. علت تبعیت مملوک نسبت به مالک، مصلحت دار بودن نیست بلکه صرفا مملوک بودن اوست.
بنابراین
خداى سبحان كه ملك و مالك همه عالم، و تمام عالم رعيت و مملوك او است هر چه بخواهد مى‏كند و مى‏تواند بكند و هر حكمى كه بخواهد مى‏تواند براند غير او را نمى‏رسد كه چنين باشد، او مى‏تواند غير خود را در آنچه مى‏كنند بازخواست كند ولى غير او را نمى‏رسد كه او را در آنچه مى‏كند بازخواست نمايند.

البته خود او خبر داده كه هر چه مى‏كند به خاطر مصلحت مى‏كند چون حكيم است و جز آنچه مصلحت دارد اراده نمى‏كند و چون‏ چنين خبر داده با چنين علم اجمالى ديگر ما را نمى‏رسد كه نسبت به او در آنچه مى‏كند سوء ظن پيدا كنيم تا چه رسد به اينكه او را بازخواست نماييم.
و از جمله لطيف‏ترين آياتى كه دلالت بر اين معنا (كه براى آيه كرديم) دارد حكايت كلامى است كه قرآن كريم از عيسى بن مريم نموده كه گفته است:" إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ" (1) زيرا در اين كلام عذاب بندگان را توجيه مى‏كند به اينكه مملوك نمى‏تواند در كار مالك خود ايراد كند، و آمرزش آنان را توجيه مى‏كند به اينكه تو حكيمى، و هر كارى بكنى آن كار مصلحت دارد.(2)

پیش فرض دوم این سوال نیز اشتباه است.
زیرا
م1. وجود یافتن از وجود نداشتن برتر است. به همین جهت، انسانها به دنبال زنده ماندن و بهره مندی بیشتر از زندگی هستند.
م2. اراده داشتن از اراده نداشتن بهتر است.
م3. رسیدن به کمالاتی که شخص در این دنیا و در آخرت میتواند به آنها برسد، خواسته ای است که هر کسی به دنبال رسیدن بدانها است.
بنابراین
اگر فرض کنیم انسانهایی که میخواهند خلق شوند، به صورتی مورد خطاب الهی قرار گیرند و به آنها گفته شود که به واسطه به وجود آمدن و انجام دستورات الهی به چه سرنوشت و کمالاتی میرسند، بدون هیچ شک و شبهه ای ایجاد شدن را می پسندد.

در هر مسابقه ای در این دنیا نیز این روند وجود دارد.
انسانها در مبارزات و مسابقاتی که دارند، تنها و تنها به خاطر اینکه به جایزه مسابقه برسند، سختی ها را تحمل میکنند.
هر چقدر که مسیر مسابقه سخت تر باشد، وقتی که جایزه مسابقه بسیار قابل تامل باشد، هیچ کسی در شرکت کردن تامل نمیکند.
در همین حال، اگر کسی را به مسابقه شرکت ندهند، اعتراض میکند که چرا او را شرکت ندادند.
حتی اگر در مسابقاتی به مراتب راحت تر شکست خورده باشد.

اما اینکه انسان بعد از مدتی به فکرش میرسد که ای کاش به وجود نیامده بود و چرا خدا از او نپرسید و او را به وجود آورد، تنها و تنها به خاطر این است که راه را سخت میبیند. در راه به مشکلاتی بر میخورد و چون تحملش کم است، انسان به خاطر اینکه طاقتش کم است، مشکل را گردن دیگری می اندازد. گردن کسی که مسابقه را به راه انداخته است.

این دنیا نیز میدان مسابقه ای است که خداوند همه را در آن شرکت داده است.
چون میدانسته اگر از خودشان نیز پرسیده میشد، آنرا انتخاب میکردند(با قطع نظر از اینکه اصلا حق انتخاب ندارند و ناگزیر هستند از حرکت به سمت کمالی که خالق و رب و مالکشان خواسته است)

بنابراین پیش فرض دوم سوال نیز اشتباه است.

اما سوال دوم. آیا در حق ما ظلم نشده است.
ممکن است گفته شود درست است که ما وجود نداشتیم و اگر ازما سوال هم پرسیده میشد همین را انتخاب میکردیم، ولی آیا در حق ما ظلم نشده است.

پاسخ این سوال نیز منفی است.
چرا که در این میدان مسابقه، گرچه راه ها با یکدیگر فرق میکند، ولی در نهایت هر کسی به میزان امکاناتی که دارد، نوع مسیر برایش انتخاب میشود.
کسی که امکانات بیشتری دارد(معنوی و مادی)، مسیر سخت تری در انتظارش است.
و
کسی که امکانات کمتری دارد، مسیر راحت تری دارد.
به یک نفر قایق داده شده و مسیر حرکتش رودخانه است.
به یک نفر، بالن داده شده و مسیر حرکتش، پرواز بر فراز یک کوه است.
به یک نفر نیز دوچرخه داده شده و مسیر حرکتش، جاده ای متناسب آن است.

اما در نهایت، مقصد یکی است و هر کدام که بتواند باتوجه به امکانات مسیر خود را به درستی طی کند و به مقصد برسد، برنده خواهد بود.

خداوند متعال میدان مسابقه ای را طراحی کرده است که همان رحمت و غفران الهی است.
[=&quot]«وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ »(3)
«و شتاب كنيد براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتى كه وسعت آن، آسمانها و زمين است؛ و براى پرهيزگاران آماده شده است‏»
[/]

در این مسابقه، محدودیتی در برنده ها وجود ندارد بلکه همگان میتوانند برنده شوند ولی هر کسی جلوتر حرکت کند از نعمت بیشتری برخوردار میشود.
کسی در این میدان مورد ظلم قرار نمیگیرد چرا که در این مسابقه، تفاوت در امکانات باعث تفاوت در مسیر میشود ولی در نهایت آنچه مهم است رسیدن به چیزی است که با هر امکانی میتوان بدان رسید.

پی نوشتها:
[/]1. سوره مائده، 118
2. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القران، قم، نشر اسلامی، 1417ق، چاپ پنجم، ج‏14، ص 380
3. سوره [=&quot]آل عمران، 133[/]

موضوع قفل شده است