ازدواج نوجوان ، نگاه حرام ، والدين در ازدواج

متقاعد کردن دوستم برای ندیدن فیلم مبتذل

سلام 

دوست من ازم پرسید که آیا میتونه که فیلم های مبتذل رو بدون اینکه قصد لذت بردن داشته باشه ببینه یا نه و من حکمش رو نمیدونستم اما برای اینکه مطمئن شم از ترس حرام بودن به هیچ وجه نگاه نمیکنه بهش گفتم مطمئنم حرامه.

حالا من بهش دروغ گفتم؟ مرجع تقلید نداره البته ولی مرجع خودم رهبره نمیدونم بدون قصد لذت داشتن و از روی کنجکاوی حرامه یا نه به هر حال بهش گفتم چون اون آدما نا محرم هستن و اون فیلم حتما به روحت آسیب میزنه و احتمال داره تحریک بشی و خلاصه کلی قصه گفتم تا منصرف  بشه.

آخرش هم بهم گفت یه نفر برای انجام کارهای تحقیقاتی و ساختن مستند  از اون فیلما دیده و مجوز شرعی گرفته و من بهش گفتم غیر ممکنه و مجوز رو خدا باید بده که خدا هم راضی نیست یه آدم مجرد بشینه از اینها ببینه بهونه تحقیق و پروژه! 

خلاصه دوستم خیلی تو کف فیلم های بد دیدنه و من سعی کردم خیلی دوستانه باهاش حرف بزنم حالا اگه راهی دارید به من پیشنهاد بدین که یه جواب دندان شکن بهش بدم که اصلا به بهونه کنجکاوی هم سمتشون نره. خدارو شکر دوستم به حرام و حلال اهمیت میده و میدونم حرفام روش اثر میکنه و فکر نمیکنه من دارم نظرمو بهش تحمیل میکنم.

راستی یه بار هم برای کنترل افکار بهم یه راهنمایی مفصل کرده بودن یکی از کارشناسای سایت همونا رو در قالب جملات دوستانه یکی یکی بهش گفتم. 

راستش من نگران دوستم هستم نمیدونم این مجوز شرعی که ازش حرف میزد چیه! و اصلا بهونه ای هست واسه اینکه کسی از این فیلما ببینه و خودشو توجیه کنه که کارش حروم نیس!

جلوگیری از تکرار اشتباه

با سلام
بنده مدتي پيش با آقايي اشنايي شدم كه اقاي ديندار و خوبي به نظر مي امد و به گمانم هر دو به هم علاقه مند بوديم و گرچه خوشبختانه رابطه و يا قول و قراري بين ما صورت نگرفت اما نگاه هاي اشتباه و رفتار هاي اشتباه كه تعداديش توسط من انجام شد اين علاقه رو علني و اشكار كرد اما بعد از مدتي متوجه شدم به ايشان علاقه اي ندارم و گاهي فكر ميكنم علت اينكه علاقه اي به ايشان نشان دادم احساس دلسوزي من براي ايشان به دليل اينكه اقاي خوب اما تنهايي بود ، بوده است و اين علاقه ي ما بين افرادي كه در ان مكان وجود داشتند تا حدي مشخص بود اما من انجا را ترك كردم و از تمام اون رفتار ها پشيمان هستم و ميخواهم بدانم با توجه به اينكه شايد من زمينه ساز اين علاقه بودم و ايشان را به خود دلبسته كردم ، ترك ايشان بعد از پشيماني ، اشتباه بوده است يا نه و اگر ايشان دچار ضربه ي روحي بشوند و يا آبروي ايشان بين ان افراد به دليل اين علاقه بريزد ، حق الناسي بر گردن بوده يا نه ؟ در ضمن بنده كه حدود ١٦ سال سن دارم تا كنون احساسات اشتباه زيادي داشته ام و فكر ميكردم عاشق شده ام و هميشه اشتباه بود و من خيلي پشيمانم ازتمام اون احساسات و نميخام اشتباهلت گذشته را تكرار كنم اما بعد از مدتي بعد اين اتفاق من به طور خيلي عجيبي با يه اقاي خيلي به نظر مذهبي اشنا شدم به صورتي كه اين اقاي جوان از پيراهني استفاده ميكنه كه حتي كمي از بالاتنه اش هم پيدا نيست و از نظر اعتقادي و رفتاري خيلي به من شبيه به نظر ميرسد و من به فكر ازدواج با ايشان افتادم البته بگويم خانواده ي من مثل من چندان مذهبي نيست و از خانواده ي پولداري هستم كه به احتمال زياد به من اجازه ي ازدواج با يه همچين شخصي حتي در سن بيست و خورده اي هم داده نخواهد شد چه برسه به اين سن اما موضوعي كه من رو نگران ميكند از دست دادن اين اقاست زيرا احساس ميكنم ديگر يه همچين شخص ايده الي از نظر تقوا و ايمان پيدا نميكنم و ممكن است در اينده به دليل خانواده مجبور به ازدواج با شخصي پولدار و تحصيل كرده بشوم كه از نظر اعتقادي باهم بسيار متفاوت باشيم و احتمالا هيچ شخص و خانواده ي مومني به سراغ من نيايد به دليل خانواده ي من و اگرهم بيايد احتمالا قبول نميشود ، و من به دليل اختلافات باوري و شرايطم در خانواده ، زجر ميكشم ااما اگر اين ازدواج ممكن شود با توجه به اينكه گمان ميكنم مورد پسند اين اقا هستم و ايشان با خانواده ام نيز اشنايي كمي داشته اند هم از مشكلات خانوادگي تا حدي ازاد ميشوم و هم ان اشتباهات پيشين ديگر انشالله پيش نمي ايد ضمن اينكه فكر ميكنم هم من و هم اين اقا خوشبخت خواهيم شد
با تشكر از زحمات شما