جمع بندی نقش تلقین در شفا یافتن بیماری ها

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نقش تلقین در شفا یافتن بیماری ها

سلام

آیا تلقین و دادن امیدواری و روحیه بیماری ها قابل درمان هستند؟ حتما میدانید که بیماری برای فرد استرس هایی بوجود می اورد.در بسیاری از مواقع وقتی چنین استرسهایی در بدن وجود دارند کار مبارزه با عوامل بیماری برای سیستم دفاعی بدن دشوار میشود. استرس بر روی سیستم عصبی بدن، سیستم دفاعی و ترشحات هورمونی به طور مستقیم تاثیر منفی میگذارد، حتی گفته میشود استرس مادر بسیاری از بیماری ها است و همه باید بیاموزند که چگونه خود را از آرام سازند و از استرس رهایی یابند. بنابر این گروهی از بیماریها را میتوان با روانکاوی و استرس زدایی از بین برد، یعنی با امیدواری دادن و تلقین کردن میتوان بسیاری از بیماری ها را از بین برد و خیلی وقتها ممکن است این اتفاق بیافتد یعنی شخص وقتی درون حرم میرود واقعا به خود تلقین میکند که خوب خواهد شد و این تلقین بر بدن وی تاثیر میگذارد، تلقین در انسان از قوت بسیار بالایی برخوردار است و با تلقین میتوان تغییرات محسوسی در سیستم های مختلف بدن از جمله سیستم دفاعی بدن ایجاد کرد. برای همین است که در مورد بسیاری از بیماریها پزشکها از اطرافیان بیمار میخواهند که به او روحیه بدهند و به او تلقین کنند که خوب خواهد شد.

حال آیا در روانشناسی تلقین واقعا تا این حد در شفای بیماری ها تاثیر دارد؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد صابر

[TD][/TD]

با سلام و احترام خدمت شما کاربر محترم! امیدواریم بهترین لحظات را در کنار خانواده سپری نمایید.@};-

*** تلقین به بیمار شفا بخش و تأثیر گذار است. نقش باور و تلقین در شفای بیماری به قدری است که می توان گفت برخی از بیماری ها و همچنین برخی از روش های درمانی ممکن است تنها با یک تلقین ساده ولی بسیار عمیق کار کنند. به اين صورت كه به بيمار اعتماد دهيم كه با اين دارو يا مانور يا عمل خوب مي شود.***

توضيح اين كه در طب علاوه بر داروهاي اصلي ساخته هايي به شكل متفاوت (به صورت قرص، شربت، آمپول ....) كه هيچگونه مواد دارويي و نتيجتاً اثر دارويي در آنها وجود ندارد كه اصطلاحاً به آنها دارونما گفته مي شود. چنانچه با اعتقاد به اينكه اين داروها درد وي را بهبود مي بخشند، دارو مصرف شود، در بيش از 50 % موارد درد بیمار تسكين می یابد. در بيماران سرطاني ديده شده است كه علاوه بر درمان دارويي چنانچه اين بيماران مورد گروه درماني با تفريح، سخنراني، فيلم و... قرار گيرند، طول عمر بيشتري در آنها مشاهده مي شود. حتي در اين بيماران با بررسي هاي علمي جديد ديده شده است كه تغييراتي در فرمول خوني آنها در جهت دفاع بيشتر مشاهده مي گردد.

همچنين مشاهده شده است كه عده اي از بيماري ها مثل آسم و بيماري هاي قلبي با خشم بدتر مي شوند. يا در بيماران افسرده بيماري هاي قلبي بيشتر مشاهده مي شود.
دادن دارو نماها كه در بالا مورد بحث قرار گرفت به بيماران سردردي بيش از 50% باعث بهبود سردرد آنها مي شود و بالعكس دادن گل مصنوعي به بيماري كه مبتلا به آلرژي مي باشد در بيش از 50 % موارد باعث بروز بيماري مي شود.(مشروط به اينكه اين بيماران از كيفيت كار مطلع نباشند.

امروزه وجود باورهاي مذهبي در فرد را عاملي مؤثر بر سلامت وي در نظر مي گيرند، در مجلات پزشكي دنيا اشاره مي شود كه داشتن باورهاي مذهبي مي تواند در كاهش مرگ ومير افراد و كاستن از ميزان بيماري هاي آنان مؤثر باشد. در شماره 18 مجله Annals of internal medicine (ژانویه 2000) مقاله ای با عنوان ایمان و شفا چاپ شد که در آن مروری بر جدیدترین مطالعات انجام گرفته در زمينه رابطه ايمان و شفا صورت گرفته است و اين در حالي است كه اميرمؤمنان (علیه السلام) بيش از شش بار در نهج البلاغه از قرآن به عنوان شفا دهندة بيماري ها نام برده اند.(1)

صابر: مطالبی را که بنده از مقاله ارائه نمودم درست است ولی نقدی بر این مقاله دارم که علاقه مندم نظر دوستان عزیز را نیز در این باره بدانم. مضمون جمله ی آخر این است که قرآن و ایمان به خدای متعال شفا دهنده است ولی از نوع تلقینی منتها اعتقاد ما بر این است که شفای قرآن و ایمان (باور قلبی و یقینی) یک شفای واقعی است نه تلقینی...

کاربران محترم نیز در این رابطه نظر خودشان را بیان نمایند.=;

----------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:
1. میرزایی، محمود غلامرضا، شفا از منظر قرآن،فصلنامه اخلاق پزشكي، سال سوم، شماره نهم، پاييز1388، ص 118.

صابر;1008226 نوشت:
امروزه وجود باورهاي مذهبي در فرد را عاملي مؤثر بر سلامت وي در نظر مي گيرند، در مجلات پزشكي دنيا اشاره مي شود كه داشتن باورهاي مذهبي مي تواند در كاهش مرگ ومير افراد و كاستن از ميزان بيماري هاي آنان مؤثر باشد. در شماره 18 مجله Annals of internal medicine (ژانویه 2000) مقاله ای با عنوان ایمان و شفا چاپ شد که در آن مروری بر جدیدترین مطالعات انجام گرفته در زمينه رابطه ايمان و شفا صورت گرفته است و اين در حالي است كه اميرمؤمنان (علیه السلام) بيش از شش بار در نهج البلاغه از قرآن به عنوان شفا دهندة بيماري ها نام برده اند.(1)

با سلام و تشکر از شما

با توجه به این فرمایش شما عده ای بر این باورند که افراد شفا یافته در حرم امامان مثلا حرم امام رضا بخاطر همین باور قلبی به شفا یافتن است.زیرا فردی بیمار که برای شفا به این مکان مراجعه میکند آرامش داشته و باور به این شفا یافتن باعث میشود که در این اماکن شفا پیدا کند.این همان تلقین مثبتی هست که در این اماکن معنوی نصیب فرد شده و باعث شفای وی میشود.
ولی مشکلی که وجود دارد این هست که اگر این طور فکر کنیم پس دیگر نمیتوان شفای بیماران در حرم امامان را کرامت و عنایت خاص امامان دانست .بلکه این باور به شفا و تلقین مثبت به فرد است که با مراجعه به امید شفا در این مکان نصیب وی میشود و باعث درمان او میشود.کما اینکه اگر شفا مربوط به امامان بوده پس چطور در معابد هند که مشرک هستند انجا هم گزارش شده افراد زیاد مراجعه کرده و شفا یافته اند؟

البته این باور بنده نیست به هر حال سوالی که مطرح میشه اینه وقتی قبول داریم تلقین تا این حد میتونه در شفا بیماری موثر باشه پس چطور شفای بیماران در حرم امامان را کرامت بدانیم؟

Miss.Narges;1008240 نوشت:
البته این باور بنده نیست به هر حال سوالی که مطرح میشه اینه وقتی قبول داریم تلقین تا این حد میتونه در شفا بیماری موثر باشه پس چطور شفای بیماران در حرم امامان را کرامت بدانیم؟


همانطور که خدمت شما عرض کردم شفایی که در حرم اهل بیت (علیهم السلام) انجام می شود قطعا کرامت است و با شفای تلقینی بسیار متفاوت است بطوری که داستان ها و گزارش های زیادی حاکی از این است که حتی در خیلی از مواقع فرد بیمار صدای امام معصوم را نیز شنیده یا با ایشان ملاقات داشته است. ضمن اینکه در خیلی از مواقع افراد بعد از ناامیدی از اطباء و داروهای زیادی به حرم مراجعه و درخواست شفا می کنند. پس اصلا تلقین مثبتی در این موضوع دیده نمی شود.
در حالی که شفایی که در معابد هندوها انجام می شود تلقین است. البته باید دید گزارش ها نیز دقیق و متقن است یا به دروغ بیان می شود؟!!!!

داستان جالبی در مورد تلقین کردن …
روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد ، مار گفت : انسان ها از ترس ظاهر خوفناک من می میرند نه به خاطر نیش زدنم ، اما زنبور قبول نکرد.
مار برای اثبات حرفش با زنبور قراری گذاشت : آنها رفتند و رفتند تا رسیدند به چوپانی که در کنار درختی خوابیده بود
مار رو به زنبور کرد و گفت من او را می گزم و مخفی می شوم و تو در بالای سرش سر و صدا ایجاد کن و خود نمایی کن.
مار نیش زد و زنبور شروع به پرواز کردن در بالای سر چوپان کرد .
چوپان فورا از خواب پرید و گفت”ای زنبور لعنتی”و شروع به مکیدن جای نیش و تخلیه زهر کرد مقداری دارو بر روی زخمش قرار داد و بعد چندی بهبودی یافت اینبار که باز چوپان در همان حالت بود مار و زنبور نقشه دیگری کشیدند اینبار زنبور نیش می زد و مار خودنمایی می کرد این چونین شد چوپان از خواب پرید و همین که مار را دید از ترس پا به فرار گذاشت و به خاطر وحشت از مار دیگر زهر را تخلیه نکرد و از پمادی هم استفاده نکرد چند روز بعد چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد…
برخی بیماری ها و کارها نیز همین گونه هستند.. فقط به خاطر ترس از آنها افراد نابود می شوند…
بیماری سرطان از جمله بیماری هاییست که دلیل عمده مرگ و میر بیمارانش باخت و تضعیف روحیه آنهاست
اگر دوست داشتید آنقدر به اشتراک بگذارید تا به تقویت روحیه ی افراد کمک بکنید و این داستان بین همگان پخش بشود .

يك زنداني كه قصد فرار داشت بطور مخفيانه خود را در يكي از اتاقكهاي قطار جا داده بود و بعد از حركت فهميده بود كه در يخچال قطار قرار دارد. زنداني مطمئن بود كه در طي چندين ساعتي كه در يخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقيقاً اينطور هم شد. اما بعد از رسيدن به مقصد مشاهده كردند كه زنداني يخ زده در حالي كه يخچال قطار خاموش بوده است و اين نشان ميدهد كه شخص زنداني به خود تلقين كرده كه منجمد خواهد شد و اين تلقين براي او حكم يك تصوير ذهني مطابق با افكار او داشته و همين باعث شده كه سلولهاي بدن وي واقعاً سرما را حس كرده و كم كم منجمد شود.

دو تا داستان بالا رو گذاشتم تا چند مورد در مورد تاثیر تقلین بدونیم
همونجور که کارشناس بحث فرمودند

صابر;1008226 نوشت:
همچنين مشاهده شده است كه عده اي از بيماري ها مثل آسم و بيماري هاي قلبي با خشم بدتر مي شوند. يا در بيماران افسرده بيماري هاي قلبي بيشتر مشاهده مي شود.
دادن دارو نماها كه در بالا مورد بحث قرار گرفت به بيماران سردردي بيش از 50% باعث بهبود سردرد آنها مي شود و بالعكس دادن گل مصنوعي به بيماري كه مبتلا به آلرژي مي باشد در بيش از 50 % موارد باعث بروز بيماري مي شود.(مشروط به اينكه اين بيماران از كيفيت كار مطلع نباشند.

تلقین یه جورایی جذب انرژی مثبته .بی تاثیر هم نیست اما معجزه خواست خداست که نا ممکن ها رو ممکن میکنه
معجزات چون از سوى خدا است نیاز به تعلیم و تربیت خاصّى ندارد در حالى که تلقین نیاز به تکرار و تکراره

صابر;1008250 نوشت:
همانطور که خدمت شما عرض کردم شفایی که در حرم اهل بیت (علیهم السلام) انجام می شود قطعا کرامت است و با شفای تلقینی بسیار متفاوت است بطوری که داستان ها و گزارش های زیادی حاکی از این است که حتی در خیلی از مواقع فرد بیمار صدای امام معصوم را نیز شنیده یا با ایشان ملاقات داشته است. ضمن اینکه در خیلی از مواقع افراد بعد از ناامیدی از اطباء و داروهای زیادی به حرم مراجعه و درخواست شفا می کنند. پس اصلا تلقین مثبتی در این موضوع دیده نمی شود.
در حالی که شفایی که در معابد هندوها انجام می شود تلقین است. البته باید دید گزارش ها نیز دقیق و متقن است یا به دروغ بیان می شود؟!!!!

سلام

چه شواهدی دارید که شفا در حرم امامان کرامت هست اما شفا در معابد تلقینی؟

به هر حال کسیکه به حرم متوسل شده یعنی یک انرژی مثبت و یک امیدواری قوی به شفا یافتن در درون وی محقق شده و این امیدواری به شفا یافتن باعث میشه که واقعا از یک سری بیماری ها نظیر بیماری های عصبی شفا پیدا کنه.

Miss.Narges;1009319 نوشت:
سلام

چه شواهدی دارید که شفا در حرم امامان کرامت هست اما شفا در معابد تلقینی؟

به هر حال کسیکه به حرم متوسل شده یعنی یک انرژی مثبت و یک امیدواری قوی به شفا یافتن در درون وی محقق شده و این امیدواری به شفا یافتن باعث میشه که واقعا از یک سری بیماری ها نظیر بیماری های عصبی شفا پیدا کنه.


بله کاملا درست می فرمایید قطعا امیدی در این فرد وجود داشته که به حرم مراجعه کرده است ولی این بخشی از کار است. شاهد دقیق کتاب های فراوانی است در مورد کرامات اهل بیت (علیهم السلام) که فرد شفا یافته مدعی است حتی صدای معصوم را شنیده و یا او را دیده است.

صابر;1009459 نوشت:
له کاملا درست می فرمایید قطعا امیدی در این فرد وجود داشته که به حرم مراجعه کرده است ولی این بخشی از کار است. شاهد دقیق کتاب های فراوانی است در مورد کرامات اهل بیت (علیهم السلام) که فرد شفا یافته مدعی است حتی صدای معصوم را شنیده و یا او را دیده است.

سلام

اول اینکه دلیلی ندارد به این کتاب ها استناد کرد.کتابهای زیادی هستند که افسانه سرایی دارند.من از کجا بدونم این کتابها مستند و واقعی ادعاهایی کرده اند؟

دوم اینکه چرا فقط مواردی که در اثر تلقین قابل شفا یافتن هستند در حرم مشاهده شده؟ مثلا بیماری های عصبی و سرطان و .. بیماری هایی هستند که در اثر تلقین بهبود پیدا میشوند .مثلا میدانید انچه بیش از خود سرطان در مرگ بیمار موثره باور به مرگه.
تا حالا دیده شده بیماری ای که صرفا با تلقین قابل شفا یافتن نباشه در حرم شفا یافته باشه؟ مثلا کسی که قطع نخاع شده شفا یافته؟
سوم اینکه باز کسی که ادعا کرده صدا معصوم رو شنیده یا او را دیده نمیتونه برای ما حجت باشه.وقتی من با شوق فراوون به زیارت قم کربلا مشهد و .. بروم ممکنه فکر کنم دارم امام رو میبینم و صدایش رو میشنوم.چنین ادعاهایی از زائران فراوان دیده شده و انها مستند نیستند.

موضوع قفل شده است