جمع بندی سوالاتی پیرامون عصمت و مراتب آن

تب‌های اولیه

29 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
سوالاتی پیرامون عصمت و مراتب آن

با سلام

میخواستم بپرسم جز اهل بیت و انبیاء علیهم السلام کس دیگری عصمت دارد یا خیر ؟ ( حتی در حد انبیاء)

و اینکه آیا عصمت انواع و اقسام دارد ؟ ( شنیدم یک نوع عصمت هست بنام عصمت تحصیلی که عباد و زهاد ممکنه به اون برسن ، چنین عصمتی وجود داره ؟ آیات و روایات یا نظرات علما در این رابطه چیزی موجوده یا خیر ؟)

با تشکر ...

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد صفا

IVI.@.H.D.I;635214 نوشت:
با سلام

میخواستم بپرسم جز اهل بیت و انبیاء علیهم السلام کس دیگری عصمت دارد یا خیر ؟ ( حتی در حد انبیاء)

و اینکه آیا عصمت انواع و اقسام دارد ؟ ( شنیدم یک نوع عصمت هست بنام عصمت تحصیلی که عباد و زهاد ممکنه به اون برسن ، چنین عصمتی وجود داره ؟ آیات و روایات یا نظرات علما در این رابطه چیزی موجوده یا خیر ؟)

با سلام و عرض ادب

پاسخ پرسش جنابعالی را در چند بخش ارائه می نماییم.

معنای لغوی
عصمت در لغت عربی به معنای منع( لسان العرب، ابن منظور، ج ۹ ، ص ۲۴۴ ذیل واژه عصم) و دفع شر و بدی از انسان از ناحیه خداوندی آمده است.(ترتیب العین، ج ۲، ص ۱۲۲۰ )
معنای اصطلاحی
در اصطلاح کلامی، عصمت به علم نافع و حکمت بالغی گفته می شود که انسان را از وقوع در مهالک، رذایل و آلودگی به پلیدی معاصی دور کرده و از هرگونه ضلالت، گمراهی، خطا و اشتباه حفظ می کند.بنابراین ، عصمت مانند شجاعت، عفت و سخاوت ، صورت علمی راسخ و ملکه نفسانی است که صاحب خویش را از ارتکاب عملی که جایز نیست، چه گناه و یا خطا، نگه می دارد.( المیزان، علامه طباطبایی، ج ۲، صص ۱۳۸ و ۱۳۹ و نیز ج ۵، صص ۷۸ و ۸۰)
نتیجه
از آن جایی که عصمت نوعی علم است، می تواند دارای مراتب باشد و به شکل ملکه و مقام برای هر کسی تحقق یابد.

ادامه دارد...

عصمت خدادادی و اکتسابی

از آن جایی که پیامبران ، ماموران الهی برای پیام رسانی و مدیریت جامعه انسانی هستند و بر مومنان ولایت دارند، می بایست از عصمت در سه سطح تلقی و بیان و عمل به وحی بهره مند باشند. اين سه مرتبه را عصمت حداقلى گويند كه بدون آن نبوت شكل نمى‏گيرد، ليكن مراتب بالاترى از عصمت نيز وجود دارد از جمله عصمت از اشتباه در همه امور زندگاني. اين مرتبه نيز بنا به اعتقاد شيعه در همه انبيائ وجود داشته و لازمه نبوت است. بالاترين مرتبه عصمت «عصمت حداكثرى » آن است كه حتى ترك اولى نيز صورت نپذيرد .چنين عصمتي لازم ضروري نبوت و وصف همه انبيا نيست اما در مورد پيامبر اسلام و ائمه اطهار(ع) بر اساس برخي از ادله مي توان چنين عصمتي را پذيرفت.
براین اساس، نوعی عصمت خدادادی در ایشان وجود دارد که می توان آن را کف عصمت و مرتبه آغازین آن دانست. هر پیامبری با توجه به تلاش های خود می تواند در سطوح سه گانه ، مراتب عصمت خویش را تقویت کند و به کمال و تمام آن دست یابد. از این روست که در برخی از پیامبران ترک اولی اتفاق می افتاد در حالی که در برخی دیگر چنین ترک اولی نیز دیده نمی شود. این گونه است که خداوند از برتری و فضلیت پیامبران بر یک دیگر سخن به میان می آورد.(بقره، آیه ۲۵۳) و درباره برخی این نقطه ضعف را بیان می کند که از عزم کامل در مقام عمل برخوردار نبوده است (طه ، آیه ۱۱۵) در حالی که برخی دیگر در مقام عمل در مقام کامل عزم بوده و از مصادیق اولوالعزم بوده اند.(احقاف، آیه ۳۵) بنابراین ، همان طور که می توان از مراتب عصمت و سطوح آن سخن به میان آورد، می توان از عصمت اکتسابی و عصمت خدادادی سخن به میان آورد.

ادامه دارد....

با سلام و عرض ادب
در مطالب پیشین عنوان شد عصمت نوعی علم است، می تواند دارای مراتب باشد و به شکل ملکه و مقام برای هر کسی تحقق یابد.

عوامل مهم برای اکتساب عصمت

در آیات قرآن کریم عوامل مختلفی به عنوان امور زمینه ساز عصمت مطرح شده است که در این مرحله به آنها می پردازیم:
الف)از عوامل مهم در عصمت را می بایست در بهره گیری کامل از ظرفیت های انسانی دانست که از سوی خداوند در بشر به ودیعت نهاده شده است. دوراندیشی، آخرت طلبی ، دوری از دنیا ، بهره گیری کامل از توانمندی های بدنی و فکری و گام نهادن در مسیر تعالی و کمال که از آن به خیر یاد می شود، از جمله اموری است که خداوند در آیات ۴۵ تا ۴۸ سوره ص به آن ها اشاره می کند. انسانی که همه کارهایش را برای خدا و به مقصد نهایی آخرت انجام دهد و خالص گرداند ، می تواند امید داشته باشد که به مرتبه ای از عصمت دست یابد.
ب) خوف و هراس از عذاب الهی که موجب بازدارنده آدمی از هرگونه عصیان و نافرمانی است(انعام آیه ۱۵ و یونس آیه ۱۵ و زمر آیه ۱۳)
ج) استمداد و نیایش به درگاه الهی موجب می شود تا از هر گونه گناه در امان ماند و به عصمت الهی دست یابد.(یوسف آیات ۳۳ و ۳۴)
ح) عقیده به ربوبیت خداوندی و این که خداوند به ریز و درشت و خرد و کلان امور آگاه و عالم و بر همه آن ها مدیریت و پروردگاری می کند زمینه ساز عصمت آدمی از گناه می شود(یوسف آیه ۲۱ و ۲۳)
خ) مشاهده یقینی برهان و حجت های الهی و نشانه های بیرونی و درونی ، مایه دست یابی به عصمت بشر است(یوسف آیه ۲۴)
ر) کسانی که در مسیر الهی گام بر می دارند و خواهان خدایی شدن هستند مورد توجه و عنایت خاص الهی قرار گرفته و در پناه او حفظ می شوند و این گونه است که تقوایی فراتر از تقوای فطری در آدمی پدید می آید که حافظ او از هر پلیدی است(اسراء آیات ۷۳ و ۷۴ و نیز یوسف آیه ۲۴)
ز) کسی که بر اساس هدایت فطری و وحیانی الهی عمل می کند به هدایت خاص و ویژه ای از سوی خداوند دست می یابد که عامل حفظ و مصونیت او می شود.(انعام آیه ۹۰ و مریم آیه ۵۸ و طه آیه ۱۲۲)
ی) خداوند در آیه ۲۰۱ سوره اعراف با بیان این که یاد و ذکر خداوند موجب عصمت تقوا پیشگان در مواجه با شیطان و وسوسه های آنان می شود مردمان را تشویق می کند که از ذکر الله به عنوان عامل ایجاد عصمت بهره گیرند. این گونه است که آدمی می تواند در سایه سار رحمت الهی (نساء آیه ۱۱۳ و یوسف آیه ۵۳) و فضل الهی (نساء آیه ۱۱۳) به عصمت دست یافته و از هر گونه خطا و لغزشی در امان باشد.

نتیجه
به هر حال آدمی با پیشه گرفتن آموزه های عقلانی و وحیانی و عمل به آن ها می تواند به علم دست یابد که وی را مصون از خطا در همه مقامات فهم و بیان و عمل نگه می دارد و زمینه تعالی کامل و رشد نهایی را فراهم می آورد. بنابراین عصمت نیز برای همگان دست یافتنی است و این گونه نیست که دور از دسترس بشر باشد. بسیاری از اولیای الهی در مراتبی از عصمت قرار گرفته به گونه ای که هیچ گاه در فهم حقایق و بیان و عمل بر اساس آن درتنگنا نبوده اند بلکه همواره در مسیر حق و حقیقت سیر کرده و به مراتب عالی انسانی رسیده اند.

,,,,,,,,,,,

احمد;639572 نوشت:
,,,,,,,,,,,

با سلام
؟؟؟؟

صفا;639652 نوشت:
با سلام
؟؟؟؟

باسلام خدمت استاد گرامی
عذرمیخوام مطلب قبل به اشتباه تایپ شد اما حال که قسمت بود سوالی ازشماداریم
اینکه اگرمعصوم بودن برای هرانسانی حتی حضرت محمدص ممکن است پس چگونه است که درقران گاهی اعمال پیامبراشتباه تلقی شده برای.مثال گفته شده شایسته پیامبرومومنان نبودکه برای کافران طلب امرزش کنند وخیلی موارد ازاین قبیل
یاحق

احمد;639857 نوشت:
باسلام خدمت استاد گرامی
عذرمیخوام مطلب قبل به اشتباه تایپ شد اما حال که قسمت بود سوالی ازشماداریم

با سلام و عرض ادب
خدا از این قسمت ها برای ما و شما زیاد روزی کند.

احمد;639857 نوشت:
اینکه اگرمعصوم بودن برای هرانسانی حتی حضرت محمدص ممکن است

مقصود این قسمت کلامتان را متوجه نشدم. اینکه می فرمایید معصوم بودن هر انسان حتی حضرت محمد(ص) ممکن است یعنی چه ؟ و کی ما چنین ادعا نموده ایم؟ ما گفتیم به لحاظ عقلی امکان عصمت اکتسابی برای دیگران نیز ممکن است و حضرت محمد (ص) خود در عالی درجه ترین مرتبه عصمت یعنی مرحله اجتناب از ترک اولی نیز هستند.

احمد;639857 نوشت:
پس چگونه است که درقران گاهی اعمال پیامبراشتباه تلقی شده برای.مثال گفته شده شایسته پیامبرومومنان نبودکه برای کافران طلب امرزش کنند وخیلی موارد ازاین قبیل
یاحق

کاش آیه و آیات مورد نظر خود را ذکر می نمودید تا بهره بیشتری حاصل شود ولی باید گفت عصمت انبیاء در مقام تلقی، حفظ، ابلاغ، عمل به لحاظ عقلی و عقلایی لازمه حجت بودن ایشان است. اگر معصوم و حجت نباشند ارسال رسل برای هدایت بشر و تبیین راه سعادت بشر امری لغو و ظالمانه خواهد بود.
وقتی با دلیل عقلی امری ثابت و قطعی می شود اگر ظاهر دلیل نقلی مخالف آن باشد باید از این ظهور صرف نظر نمود چون دین اسلام از یک هندسه بی تناقض تبعیت می کند. از این مخالفت ظاهری دلیل نقلی و عقلی پی می بیریم؛ خداوند معنی ظاهری دلیل نقلی را قصد ننموده است و اگر گاه کلمه ذنب در مورد برخی انبیاء بکار برده شده است مقصود از آن گناه اصطلاحی و انجام فعل حرام نیست بلکه مقصود معنی لغوی کلمه ذنب است. یعنی انبیاء کاری انجام داده اند که دارای ذنب (دنباله و تبعات) است.

باسلام مجدد

صفا;639923 نوشت:
.

کاش آیه و آیات مورد نظر خود را ذکر می نمودید تا بهره بیشتری حاصل شود


متاسفانه ایه رابه کلی فراموش کردم

صفا;639923 نوشت:
.
ولی باید گفت عصمت انبیاء در مقام تلقی، حفظ، ابلاغ، عمل به لحاظ عقلی و عقلایی لازمه حجت بودن ایشان است. اگر معصوم و حجت نباشند ارسال رسل برای هدایت بشر و تبیین راه سعادت بشر امری لغو و ظالمانه خواهد بود.
وقتی با دلیل عقلی امری ثابت و قطعی می شود اگر ظاهر دلیل نقلی مخالف آن باشد باید از این ظهور صرف نظر نمود چون دین اسلام از یک هندسه بی تناقض تبعیت می کند. از این مخالفت ظاهری دلیل نقلی و عقلی پی می بیریم؛ خداوند معنی ظاهری دلیل نقلی را قصد ننموده است و اگر گاه کلمه ذنب در مورد برخی انبیاء بکار برده شده است مقصود از آن گناه اصطلاحی و انجام فعل حرام نیست بلکه مقصود معنی لغوی کلمه ذنب است. یعنی انبیاء کاری انجام داده اند که دارای ذنب (دنباله و تبعات) است.

اولا وقتی خداوند میفرمایداگر حضرت محمدص میخواست چیزی ازقران راتغیردهد مارگ قلب اوراجدامیکردیم بیانگراین است که انسان هرانسانی جایزالخطاست امااینکه فرمودید فعل حرام بایدبگم پیامبربخاطرمقامی که داره خیلی عزاحکامش بابقیه فرق داره برای مثال عدم ازدواج باهمسرپیامبرص,وامااینکه اعمال ایشان باچنین مقامی برای ایشان فعلی حرام به حساب نیادنمیشه حتی اگرهم ترک اولی باشد حضرت ادم ع بخاطرهمین ترک اولی ازبهشت اخراج شد(گناهی کوچک بدلیل مقامش بزرگ)
یاحق

احمد;640043 نوشت:
متاسفانه ایه رابه کلی فراموش کردم

با سلام و عرض ادب
اگر امکان جستجو برایتان فراهم است ممنون می شوم.
احمد;640043 نوشت:
اولا وقتی خداوند میفرمایداگر حضرت محمدص میخواست چیزی ازقران راتغیردهد مارگ قلب اوراجدامیکردیم بیانگراین است که انسان هرانسانی جایزالخطاست

توجه به چند امر لازم و ضروری است.
اول اینکه؛ انسان ها ممکن الخطا هستند نه جایز الخطا! یعنی خداوند انسان را مختار آفریده است و به خاطر اختیارش، امکان وقوع خطا از او فراهم است.
دوم اینکه؛ امکان انجام خطا از سوی کسی، با امکان دستیابی به مرحله از عصمت منافات ندارد. همانطور که بر اساس اختیار او می تواند گناه انجام دهد بر اساس اختیار او می تواند از گناه دوری نماید و این دوری از گناه به تدریج زمینه ایجاد معرفتی در او می شود که کلاً از گناه دوری نماید.
سوم اینکه؛ آیه مذبور دقیقا مطابق دو مطلب فوق است یعنی حضرت معصوم است ولی عصمت او به معنی مجبور بودن او نیست. لذا بر اساس همین احتمال عقلی این آیه نازل شده است.

احمد;640043 نوشت:
امااینکه فرمودید فعل حرام بایدبگم پیامبربخاطرمقامی که داره خیلی عزاحکامش بابقیه فرق داره برای مثال عدم ازدواج باهمسرپیامبرص,وامااینکه اعمال ایشان باچنین مقامی برای ایشان فعلی حرام به حساب نیادنمیشه حتی اگرهم ترک اولی باشد حضرت ادم ع بخاطرهمین ترک اولی ازبهشت اخراج شد(گناهی کوچک بدلیل مقامش بزرگ)
یاحق

طبعاً بین ارتکاب حرام و ترک اولی تفاوت است. ترک اولی حرام نیست! واین مسأله خیلی مهم است که ما الفاظی مثل «ذنب» را در مورد پیامبران بمعنی انجام فعل حرام بدانیم یا ترک اولی!
در صورت اول، عمل ایشان برای ما فاقد حجیت است چون خود مرتکب حرامند.
در صورت دوم، اعمال ایشان حجت اند و ما در انجام واجبات و ترک محرمات می توانیم به آنها اقتدا نماییم. و اگر خداوند کلمه ذنب را در مورد ترک اولی ایشان بکار می رود دلالت بر عظمت شأن ایشان نزد خدا نسبت به دیگر انسانها دارد. همین ترک اولی برای دیگران کار بافضیلتی است اما انتطار است پیامبر به کار با فضیلت اکتفا نکند بلکه افضل اعمال را انجام دهد.
موضوع قفل شده است