جمع بندی دلیل برخی احکام وضو

تب‌های اولیه

117 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مستنبط;999633 نوشت:

به نظر می رسد برادر/خواهر shahed1 شما عمل به روایات اهل بیت را که تفسیر کتاب الله هستند، تعبد غیر خدا می دانید.
این که عمل به دستورات اهل بیت و روایات آنان را تعبد بدانید، آنهم تعبد غیر خدا، جزو اموری است که بطلان آن اظهر من الشمس است.


سلام

اولاً اینکه وضو ( با ریزه کاریهایش) جز تعبدیات است حرف خود شماست ثانیاً اینکه تعبد از روایات تعبد غیر خدا باشد چگونه بطلانش ثابت می شود؟

مستنبط;999633 نوشت:

اینکه خداوند هر آنچه لازم بوده را در کتابش فرموده است حرف درستی است و رسول الله و اهل بیت (صلوات الله علیهم) بر آن تاکید کرده اند. بحث بر سر این نیست، بلکه سوال این است که آیا هر آنچه در کتاب آمده است را من و شما می توانیم بفهمیم و استخراج کنیم؟ آیا اشارات و مسائل اجمالی قرآن که دریایی از احکام یا معارف را در خود جای داده است، توسط کسی جز معصوم قابل بازشدن و تفصیل یافتن هست یا نه؟

هر کسی که جز خدا را تعبد نکند و حدود الهی را حفظ نماید خداوند او را از تاریکی ها به سوی نور رهنمون خواهد شد و قادر به درک صحیح مسائل قرآنی خواهد بود و این یک وعده الهی است. در ضمن اگر برایتان مقدور است مواردی از اشارات و مسائل قرآنی را ذکر کنید که اگر روایات نبودند کس سر از کار آنها در نمی آورد و به اسرارشان پی نمی برد.

مستنبط;999633 نوشت:

در واقع شما مدعی هستید که هر انسان معمولی توان دستیابی به تمام اسرار و حکم و دستورات را دارد، اما خود قرآن این را مردود می شمارد و می فرماید: "فلا اقسم بمواقع النجوم، و انه لقسم لو تعلمون عظیم، انه لقرآن کریم، فی کتاب مکنون، لا یمسه الا المطهرون". این قرآن کریم است که جایگاهش، مانند جایگاه ستارگان آسمانی بلند و دور از دسترس است، در کتاب سربسته و محفوظی است که جز کسانی که حقیقت وجودی و ظاهریشان را خداوند خالص و طاهر نموده و از هر شرک و گناه و تعلق به غیر خدا، بدان دسترسی ندارند.(1)

وقتی روایات اهل بیت (علیهم السلام) را کنار بگذارید، نتیجه این می شود که عظمت آیات قرآن و معنای تطهیر و مطهرون (پاک شدگان) را متوجه نمی شوید و آن را در حد بوی جوراب و بوی پا تنزل می دهید.

همانگونه که خدمتتان عرض کردم، هرکس حدود الهی را رعایت کند و جز او را تعبد ننماید از زمره مطهران است و قادر به درک و فهم مسائل قرآنی خواهد بود.
من معنای پاکان و پاک شدگان را این می دانم و می توانم آیاتی در تایید آن نشان دهم، آیا شما آیاتی سراغ دارید که نشان می دهد پاک شدگان افراد بخصوصی هستند؟

شروحیل;999634 نوشت:
استنباط اهل سنت با توجه به روایات این است

نخیر، وضوی فعلی اهل سنت، بیشتر از زمان عثمان رایج شده است و هر دو دسته روایات -مسح و غسل- در منابع آنها وجود دارد."هر چند دیدگاه اهل سنت در وضو شستن و نه مسح پا بوده؛ اما با این حال روایاتی صحیح و یا صحیح الاِسناد تصریح بر وضوی مسحی داشته که در میان راویان وضوی مسحی، روایتی صحیح از «عثمان بن عفان» نیز به چشم می خورد." برای دیدن سایر روایات اهل سنت در مسح پا -و نه غسل و شستن آن- به سوال: "آیا مسح پا در روایات اهل سنت نقل شده است؟" سر بزنید و جواب کامل را ببینید.(1)

پی نوشت:
1. لینک سوال: http://www.askdin.com/showthread.php?t=62091

شروحیل;999634 نوشت:
اگر به اعراب کلمه (بِرُءُوسِکُمْ) توجه کنید می بیند که کلمه (رُءُوسِ)مجرور است چون حرف (باء) که از حروف جاره است بر سرآن آمده است ، ولی (أَرْجُلَ) منصوب است و مجرور نیست ،حالا خوب دقت فرمایید که اگرکلمه (أَرْجُلَ) عطف برکلمه (رُءُوسِ) می بود باید همانند او مجرور می شد آن وقت معنای آیه می شد : بر سرهایتان و پاهایتان تا دو قوزک مسح کنید ، ولی وقتی که کلمه (رُءُوسِ) مجرور و کلمه (أَرْجُلَ) منصوب است معلوم می شود که کلمه (أَرْجُلَ)عطف بر دوکلمه (وُجُوهَ)و(أَیْدِیَ) است که هر دو آنها منصوب اند؛


تعارض دلیل اهل سنت با قواعد عربی
:
این توضیح اهل سنت، با قواعد نحوی و فصاحت و بلاغت عربی، در تعارض است.
چرا؟
چون عطف باید به نزدیکترین کلمه باشد و عطف آن به کلمات دیگری که دورتر هستند، قبیح است. مثلا در اینجا، اهل سنت "ارجل" را به معطوف علیه دورتر (وجوهکم) برگردانده اند، اما این عطف، در زبان عربی، قبیح است چون به راحتی می توان آن را به "برووسکم" عطف کرد که مفعول «و امسحوا» می باشد و محلا منصوب است. بلی، خود کلمه "رووس" مجرور است (بخاطر باء که به معنی بخش و بعض می باشد)، اما "برووسکم"، محلا منصوب است. یعنی در جایگاه و محل مفعول بودن برای فعل مسح قرار دارد: "بخشی از سرتان را مسح کنید".
(1)

پی نوشت:
1. برای توضیح بیشتر نگاه کنید به: علامه طباطبایی، ترجمه الميزان، ج‏5، ص 360، ترجمه موسوی همدانی، سید محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم- قم، چاپ پنجم، 1374 ه.ش.

شروحیل;999634 نوشت:
،در ثانی : از نظر عربی چه آنگونه می آمد و چه اینگونه که آمده است در حکم هیچ فرقی نمی کند

اتفاقا این کار در قواعد زبان عربی، اشکال دارد و قبیح است. همان طور که در ارسال قبلی هم به این مطلب اشاره شد که در عطف یک کلمه، (پاها)، باید به نزدیک ترین معطوف علیه ارجاع داد (سرها)، نه دورترین کلمه (صورتها)

شروحیل;999634 نوشت:
پس با این توضیح و تشریح در میان این حدیث و آیه هیچ تضاد نیست

نخیر، غسل (شستن) پا بجای مسح (دست کشیدن)، اشکالات و تضادهای اساسی دارد:
اولا: با قواعد عربی در تضاد است.
ثانیا: با روایات صحیح السند خودشان تعارض دارد.
ثالثا: تعبیر متفاوت "الی الکعبین"، خود ردی است بر این مدعای اهل سنت. برای بررسی این تناقض آنها به کتب تفصیلی و از جمله المیزان مراجعه کنید.

لطفا اینارو هم توضیح بدید اگه میشه :

عن المفید، قال: أخبرنی أحمد بن محمد، عن أبیه، عن أحمد بن إدریس، و سعد بن عبد الله، عن محمد بن أحمد بن یحیی، عن أبی عبد الله «1»، عن حماد، عن محمد بن النعمان، عن غالب بن الهذیل، قال: سألت أبا جعفر (علیه السلام)، عن قول الله عز و جل: وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ علی الخفض هی، أم علی النصب؟ قال: «بل هی علی الخفض»

از شیخ مفید، از احمد بن محمد، از پدرش، از احمد بن ادریس و سعد بن عبدالله، از محمد بن احمد بن یحیی، از ابی عبدالله، از حماد، از محمد بن نعمان، از غالب بن عذیل روایت کرده که گفت : از امام صادق علیه السلام در باره آیه عز و جل «وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعبَینِ» که آیا ارجل مکسور است یا منصوب که فرمود : بلکه بر کسر است .

عن علی بن إبراهیم، عن أبیه، و محمد بن إسماعیل، عن الفضل بن شاذان، جمیعا، عن حماد بن عیسی، عن حریز، عن زراره، قال: قلت لأبی جعفر (علیه السلام): ألا تخبرنی من أین علمت و قلت: إن المسح ببعض الرأس و بعض الرجلین؟ فضحک، ثم قال: «یا زراره، قال رسول الله (صلی الله علیه و آله)، و نزل به الکتاب من الله، لأن الله عز و جل یقول: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ فعرفنا أن الوجه کله ینبغی أن یغسل. ثم قال: وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ فوصل الیدین إلی المرفقین بالوجه، فعرفنا أنه ینبغی لهما أن یغسلا إلی المرفقین. ثم فصل بین الکلامین «4»، فقال: وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ فعرفنا حین قال: بِرُؤُسِکُمْ أن المسح ببعض الرأس لمکان الباء، ثم وصل الرجلین بالرأس، کما وصل الیدین بالوجه، فقال: وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ فعرفنا حین وصلها بالرأس أن المسح علی بعضها، ثم فسر ذلک رسول الله (صلی الله علیه و آله) للناس، فضیعوه. ثم قال: فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ فلما وضع الوضوء: إن لم تجدوا الماء، أثبت بعض الغسل مسحا، لأنه قال: وُجُوهَکُمْ. ثم وصل بها وَ أَیْدِیَکُمْ ثم قال: مِنْهُ أی من ذلک التیمم، لأنه علم أن ذلک أجمع لم یجر علی الوجه، لأنه یعلق من ذلک الصعید ببعض الکف، و لا یعلق ببعضها ثم قال: ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ فی الدین مِنْ حَرَجٍ و الحرج: الضیق».

از علی بن ابراهیم، از پدرش، از محمد بن اسماعیل، از فضل بن شاذان، و همگی از حماد بن عیسی، از حریز، از زراره روایت کرده که: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا آگاهم نمی کنی که از کجا این را دانستی و فرمودی که: مسح کردن بر بخشی از سر است و بخشی از دو پا؟ و خندید و فرمود: ای زراره! رسول الله صلی الله علیه و آله آن را فرمود و قرآن این چنین از سوی خدا نازل شده است؛ چرا که می فرماید: «فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ» پس دانستیم که کل صورت باید شسته شود و فرمود: «وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ» و بدین گونه دو دست را تا آرنج ها عطف به صورت کرده است؛ پس درمی یابیم که باید شسته شوند تا آرنج ها و آن گاه بین دو کلام، فصل و جدایی افکنده و فرموده: «وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ» و چون فرمود: «بِرُؤُوسِکُمْ» دانستیم که مسح بر بخشی از پا انجام می شود و این به دلیل وجود «باء» در آن است و آن گاه خداوند، دو پا را به سر وصل می کند، همان گونه که دست ها را به صورت وصل نمود. می فرماید: «وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعبَینِ» و با عطف آن به سر دانستیم که مسح بر بخشی از آن می باشد. سپس این قول خدا را رسول الله صلی الله علیه و آله برای مردم تفسیر کرد و مردمان آن را فراموش و تباه نمودند. آن گاه فرمود: «فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُم مِّنْهُ» یعنی زمانی که در صورت یافت نشدن آب، وضو را از عهده برداشت، ثابت نمود که برخی از شستن ها، مسح (کشیدن دست خیس) می باشد، یعنی مسح گونه ای از شستن و زیر مجموعه اغسلوا می تواند باشد، چرا که فرمود: «وُجُوهِکُمْ» و آن گاه به آن وصل کرد «وَأَیْدِیکُم» را و بعد فرمود: «مِّنْهُ» یعنی از آن تیمم، زیرا که دانست که تمام آن فقط بر صورت کشیده نمی شود، چرا که از آن زمین (پهنه)، با بخشی از دست خاک برمی گیرد و با بخشی از صورت نیست که از زمین خاک بر می گیرد و سپس فرمود: «مَا یُرِیدُ اللّهُ لِیَجْعلَ علَیْکُم» در دین «مِّنْ حَرَجٍ» و حرج به معنای تنگنا و زحمت است.

اینجا هم میگویند امام فرموده در دین حرج و تنگا نیست ولی این با آن سخن که گفته اند نباید آبی غیر آب وضو به محل مسح برسد ظاهرا مشکل دارد چون رعایت این موضوع باعث زحمت میشود .

علاوه بر این این حدیث و حدیث دیگری که بعدا خواهد آمد با خوده احادیثی که از ائمه نقل میکنند ظاهرا مشکل دارد مثلا گفته اند امام فرموده :

محمد بن یعقوب: عن محمد بن الحسن و غیره، عن سهل بن زیاد، عن علی بن الحکم، عن الهیثم بن عروه التمیمی، قال: سألت أبا عبد الله (علیه السلام)، عن قول الله عز و جل: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ فقلت: هکذا؟ و مسحت من ظهر کفی إلی المرفق. فقال: «لیس هکذا تنزیلها، إنما هی: فاغسلوا وجوهکم و أیدیکم من المرافق. فقام، ثم أمر یده من مرفقه إلی أصابعه.

محمد بن یعقوب از محمد بن حسن و دیگران، از سهل بن زیاد، از علی بن حکم، از هیثم بن عروه تمیمی روایت کرده که گفت از امام صادق علیه السلام در باره آیه «فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ» پرسیدم و گفتم: آیا این گونه است؟ و از پشت دست تا آرنج مسح نمودم و فرمود: قرآن این گونه نازل نشده است، بلکه این گونه است که صورت هایتان و دست هایتان از آرنج ها را بشویید. و برخاست و دستش را از آرنجش تا سر انگشتانش کشید .

در حالی که در آن حدیث و حدیثی که در زیر نقل میکنم خوده امام آنگونه آیه را میخواند و حتی در حدیث زیر از خداوند اینگونه نقل میکنند که گفته اند فرموده اینگونه نازل نشده .

عن علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن عمر بن أذینه، عن زراره، و بکیر، أنهما سألا أبا جعفر (علیه السلام) عن وضوء رسول الله (صلی الله علیه و آله)، فدعا بطست- أو تور «1»- فیه ماء، فغمس یده الیمنی، فغرف بها غرفه، فصبها علی وجهه، فغسل بها وجهه، ثم غمس کفه الیسری، فغرف بها غرفه، فأفرغ علی ذراعه الیمنی، فغسل بها ذراعه من المرفق إلی الکف، لا یردها إلی المرفق، ثم غمس کفه الیمنی، فأفرغ بها علی ذراعه الیسری من المرفق، و صنع بها مثل ما صنع بالیمنی، ثم مسح رأسه و قدمیه ببلل کفه لم یحدث لهما ماء جدیدا. ثم قال: و لا یدخل أصابعه تحت الشراک. قالا: ثم قال: «إن الله عز و جل یقول: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ فلیس له أن یدع شیئا من وجهه إلا غسله، و أمر بغسل الیدین إلی المرفقین، فلیس له أن یدع شیئا من یدیه إلی المرفقین إلا غسله، لأن الله یقول: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ ثم قال: وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ فإذا مسح بشی ء من رأسه، أو بشی ء من قدمیه ما بین الکعبین إلی أطراف الأصابع فقد أجزأه». قالا: فقلنا: أین الکعبان؟ قال: «ها هنا» یعنی المفصل دون عظم الساق. فقلنا: هذا ما هو؟ فقال: «هذا من عظم الساق، و الکعب أسفل من ذلک». فقلنا: أصلحک الله، و الغرفه الواحده تجزی للوجه، و غرفه للذراع! قال: «نعم، إذا بالغت فیها، و اثنتان «2» تأتیان علی ذلک کله».

از علی بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابی عمیر، از عمر بن اذینه، از زراره و بکیر که از امام باقر علیه السلام در باره وضوی رسول الله صلی الله علیه و آله سئوال کردند و ایشان فرمود: تشتی یا توری پر آب آوردند و دست راستش را در آب فرو برد و کف دستی آب برداشت و آن را بر صورتش ریخت و صورت را با آن شست؛ آن گاه دست چپ را در آب فرو برد، کف دستی آب برداشت و بر ساعد راستش ریخت و ساعد را از آرنج تا پایین دست شست بدون آن که دست را از پایین به بالا ببرد و آن گاه دست راست را در ظرف برده و کف دستی آب را از آرنج بر ساعد راست ریخت و همچون دست دیگر شست و آن گاه سرش را و دو پایش را با خیسی دستش و نه با برداشتن آبی تازه، مسح کشید و آن گاه فرمود: و لازم نیست (وضو گیرنده) دستش را زیر بند کفش کند. راویان گویند: سپس فرمود: خدای تبارک و تعالی می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ» و نمی تواند بخشی از صورت را ناشسته بگذارد و امر فرموده است به شستن دست ها تا آرنج ها و نمی تواند بخشی از دست ها تا آرنج را ناشسته بگذارد؛ چرا که حق تعالی می فرماید: «فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ» و سپس فرمود: «و امسحوا برووسکم و ارجلکم الی الکعبین» و چون بخشی از سر را مسح نماید یا بخشی از دو پا از کعبین (برآمدگی روی پاها) تا سر انگشتان را مسح نماید، حق وضو را ادا کرده است. راویان گویند: گفتیم: کعبین کجا هستند؟ و با اشاره دست فرمود: «همین جا.» و منظورش محل مفصل بدون استخوان ساق بود. (با اشاره به انحنای زیر راستی ساق) گفتیم: این جا چیست؟ فرمود: این استخوان ساق است و کعب پایین تر از آن است. گفتیم خداوند پایدارت دارد، آیا یک کف دست آب برای صورت و یکی برای دست کافی است؟ فرمود: آری، اگر آن را پر کنی و با دو کف دست آب، کاملاً آنها را شستشو تواند داد .

البته برخی از شیعه ها چون اعتقاد به تحریف قرآن ندارند و حتی کسانی که چنین ادعایی داشته باشند را مستقیم به مباهله و بنده اینطور برداشت کردم که غیر مستقیم به قتل و مرگ تهدید کرده اند ( شاید چون صوفی و عارف هستند از جن هایشان خبر گرفته اند که قرآن تحریف نشده به هر حال خدا بهتر میداند ) در نتیجه شاید حدیث های مشکل دار با این حدیث را غیر معتبر و جعلی دانسته اند و راحت آنها را کنار گذاشته اند در حالی که به نظر بنده خوده این حدیثی که از امام باقر نقل میکنند مشکوک است چون میگویند امام گفته اگر یک مشت را کاملا پر از آب کنند کافی است ولی بنده ( شاید به خاطر موهای زیاد بازوانم موفق نمیشوم و هر بار احساس میکنم مقداری از دستانم کاملا خیس هم نشدند چه برسد به شسته شدن با اینکه مشتم را اینقدر پر میکنم که از آن هم معمولا بیرون میریزد و حتی سریع به بازوان میزنم که آب در بین راه هم نریزد )

اما شاید حدیث امام صادق را میتوان با حدیث قبلی امام باقر تطبیق داد زیرا امام صادق نمی گوید خداوند اینگونه فرموده بلکه فقط آیه را به صحف رایج نقل میکند .

و اما احادیث دیگری هم در مورد مسح کشیدن پیدا کردم :

عن علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن أبی أیوب، عن محمد بن مسلم، عن أبی عبد الله (علیه السلام)، قال: «الأذنان لیسا من الوجه، و لا من الرأس». قال: و ذکر المسح، فقال: «امسح علی مقدم رأسک، و امسح علی القدمین و ابدأ بالشق الأیمن»

و هم از وی از علی بن ابراهیم، از پدرش، از ابی ابی عمیر، از ابی ایوب، از محمد بن مسلم، از ابی عبدالله روایت می کند که فرمود: گوش ها از صورت نیستند و از سر (در اشاره به مسح سر) هم نیستند. گوید: از مسح، سخن گفت و فرمود: بر جلوی سرت مسح بکش و بر دو پایت مسح بکش و از پای راست شروع کن .

العیاشی: عن أبی بکر بن حزم، قال: توضأ رجل، فمسح علی خفیه، فدخل المسجد فصلی، فجاء علی (علیه السلام) فوطئ علی رقبته فقال: «ویلک، تصلی علی غیر وضوء؟!» فقال: أمرنی عمر بن الخطاب. قال: فأخذ بیده، فانتهی به إلیه، فقال: «انظر ما یروی هذا علیک» و رفع صوته، فقال: نعم أنا أمرته، إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) مسح. قال: «قبل المائده، أو بعدها؟» قال: لا أدری. قال: «فلم تفتی و أنت لا تدری؟ سبق الکتاب الخفین».

عیاشی از ابی بکر بن حزم روایت کرد که مردی وضو گرفت و از روی پایپوش مسح پا کشید و وارد مسجد شد و نماز خواند، علی علیه السلام نزد وی آمد و فرمود: وای بر تو! بدون وضو نماز می خوانی؟ مرد گفت: عمر مرا چنین امر نمود. گوید: حضرت دست وی را گرفت و نزد او (عمر) برد و گفت: «بنگر این مرد چه روایت می کند از قول تو» و صدایش را بالا برد. عمر گفت: آری، من امرش کردم. رسول الله صلی الله علیه و آله چنین می کرد. علی فرمود: پیش از سوره مائده یا بعد از آن؟ گفت: نمی دانم. حضرت فرمود: اگر نمی دانی، پس چرا فتوا صادر می کنی؟ قر آن بر پایپوش ها (ی پیامبر) مقدم است.

البته در آن حدیث که از امام باقر نقل کرده اند میگویند امام گفته : و لازم نیست (وضو گیرنده) دستش را زیر بند کفش کند که برایم کاملا معلوم نیست منظور چیست ولی ابتدا بنده فکر کردم منظور این است که میتوان از روی پاپوش هم مسح کشید و لازم نیست دست را زیر آن کرد ولی با دیدن حدیث بعدی فهمیدم که چنین نیست .

عن میسر بن ثوبان، قال: سمعت علیا (علیه السلام) یقول: «سبق الکتاب الخفین و الخمار»

میسر بن ثوبان روایت کرده که شنیدم علی علیه السلام می گفت: کتاب بر پایپوش ها و چادر پیش است

عن صفوان، قال: سألت أبا الحسن الرضا (علیه السلام) عن قول الله: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ، فقال: «قد سأل رجل أبا الحسن (علیه السلام) عن ذلک، فقال: سیکفیک- أو کفتک- سوره المائده» یعنی المسح علی الرأس و الرجلین». قلت: فإنه قال: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ فکیف الغسل؟ قال: «هکذا، أن یأخذ الماء بیده الیمنی فیصبه فی الیسری، ثم یفیضه علی المرفق، ثم یمسح إلی الکف». قلت له: مره واحده؟ فقال: «کان یفعل ذلک مرتین». قلت: یرد الشعر؟ قال: «إذا کان عنده آخر فعل، و إلا فلا».

صفوان روایت کرده که از ابا الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام در باره آیه «فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعبَینِ» پرسیدم. ایشان فرمودند: مردی از اباالحسن علی علیه السلام در این باره پرسید و ایشان فرمود: برای تو کافی است سوره مائده، و منظورش این بود که مسح بر سر و دو پا (یعنی کیفیت خاصی نمی­خواهد و مجرد کشیدن دست تر کافی است). راوی گوید: به ایشان عرض کردم خدای تعالی فرموده است: «فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ» غسل و شستن آنها چگونه است؟ فرمود: این گونه که آب را با دست راست برداری و بر دست چپ بریزی و تا آرنج دست را خیس کنی و آن گاه تا سر انگشتان دست به حالت مسح، آب را بکشی. گفتم: یک بار؟ فرمود: وی دو بار انجام می داد. گفتم: آیا (هنگام شستن دست) مو را باید کنار زد؟ فرمود: اگر مویی غیر از موی معمول داشت آری وگر نه نیازی نیست.

عن علی بن أبی حمزه، قال: سألت أبا إبراهیم (علیه السلام) عن قول الله: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ إلی قوله: إِلَی الْکَعْبَیْنِ فقال: «صدق الله». قلت: جعلت فداک، کیف یتوضأ؟ قال: «مرتین مرتین». قلت: یمسح؟ قال: «مره مره». قلت: من الماء مره؟ قال: «نعم». قلت: جعلت فداک فالقدمین؟ قال: «اغسلهما غسلا»

علی بن ابی حمزه روایت کرده که: از موسی بن جعفر علیه السلام در باره آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعبَینِ» پرسیدم، فرمود: راست گفت خدا. گفتم فدایت شوم، چگونه وضو می گیرند؟ فرمود: دوبار، دوبار. گفتم: مسح چگونه؟ فرمود: یک بار، یک بار. گفتم: از آب یک بار (ممکن است)؟ فرمود: آری. گفتم: فدایت شوم پاها چه؟ فرمود: آنها را خوب بشوی

اینجا هم امام فرموده که پاهارو بشوریم .

عن محمد بن أحمد الخراسانی- رفع الحدیث- قال: أتی أمیر المؤمنین (علیه السلام) رجل فسأله عن المسح علی الخفین، فأطرق فی الأرض ملیا، ثم رفع رأسه، فقال: «یا هذا، إن الله تبارک و تعالی أمر عباده بالطهاره، و قسمها علی الجوارح، فجعل للوجه منه نصیبا، و جعل للرأس منه نصیبا، و جعل للیدین منه نصیبا، و جعل للرجلین منه نصیبا، فإن کانتا خفاک من هذه الأجزاء فامسح علیهما»

محمد بن احمد خراسانی در حدیثی مرفوع روایت کرده که مردی نزد امیر المؤمنین علیه السلام آمد و در باره مسح روی پایپوش­ها پرسید. امام مدتی به زمین خیره ماند و آن گاه سر برداشت و فرمود: ای مرد! خدای تعالی بندگانش را به پاکیزگی فراخوانده است و آن را بر اندام ها پخش نمود و برای صورت بهره ای از آن نهاد و برای سر بهره ای و برای دست­ها قسمتی و برای پاها نیز نصیبی مشخص نمود. پس اگر پایپوش های تو بخشی از این اندام هستند، بر آنها مسح بکش.

اینجا هم به نظرم اومد که فرموده اند پاهارو بشور چون دلیلش پاکیزگی هستش .

عن زراره، عن أبی جعفر (علیه السلام)، قال: «فرض الله الغسل علی الوجه، و الذراعین، و المسح علی الرأس و القدمین، فلما جاء حال السفر و المرض و الضروره وضع الله الغسل، و أثبت الغسل مسحا، فقال: وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی أَوْ عَلی سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ إلی قوله: وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ».

زراره، از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: خداوند، شستن را بر صورت، دو ساق دست، و مسح سر و دو پا را واجب گردانید و چون حالت های سفر و بیماری و ضرورت پیش آمد، خداوند غسل را از عهده برداشت و غسل را به شکل مسح واجب گردانید و فرمود: «وَإِن کُنتُم مَّرْضَی أَوْ علَی سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنکُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُم مِّنْهُ»

عن زراره، عن أبی جعفر (علیه السلام)، فی قوله: «ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ فی الدین مِنْ حَرَجٍ و الحرج: الضیق»

زراره، از امام باقر علیه السلام روایت کرده که ایشان در باره آیه «مَا یُرِیدُ اللّهُ لِیَجْعلَ علَیْکُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَ_کِن یُرِیدُ لِیُطَهَّرَکُمْ وَلِیُتِمَّ نِعمَتَهُ علَیْکُمْ لَعلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» فرمود: یعنی در دین «من حرج» و حرج به معنی تنگناست

در کل با همه ی اینها باید عرض کنم که متاسفانه این قوانین برای بنده تنگنا ایجاد کرده و نمیتونم به راحتی وضو بگیرم چون معمولا هر چقدر هم دقت میکنم میبینم مقداری آب غیر وضو به روی پایم ریخته که مسح را مشکل میکند ، علاوه بر آن نمیتوانم شیر آب را هنگام وضو ببندم و آب هدر میرود ( چون در این صورت دستم به آب غیر وضو میخورد ) و بنده از این بابت ناراحت میشوم ، لطفا راهنمایی کنید چیکار کنم .

شروحیل;999634 نوشت:
وغسلت قدمی ، ترجمه: زید بن علی از پدرانش از علی علیه السلام روایت می کند که گفت: ... و پایایم را شستم و به من فرمود: ای علی بین انگشتان پایت را خلال (دست بکش و تمیز) کن تا با آتش خلال نشود.

شروحیل;999634 نوشت:
«... فَامْسَحْ رَأْسَکَ ثُمَّ اغْسِلْ رِجْلَیْکَ»، ترجمه: امام صادق علیه السلام می گوید: ... و اگر مسح کردن سرت را فراموش کردی و پاهایت را شستی، پس برگرد و دوباره سرت را مسح کن سپس پاهایت را بشوی.


سبک زندگی برخی مردم و حکمت شستن پا قبل یا بعد از وضو در برخی نقلها:

ممکن است برخی از نقلها، مثل آنچه آورده اید، شبهه تعارض با دیگر روایات را به دنبال داشته باشد. اما مرحوم فیض کاشانی در کتاب گرانقدر الوافی، توضیح راهگشایی درباره امثال این نقلها دارند. ایشان با توجه به سبک زندگی و شرایط اعراب، مخصوصا اعراب بادیه نشین و بالاخص اعراب جاهلی، به نکات مهمی اشاره می کند. ایشان توضیح می دهد از آنجایی که بسیاری از اعراب، پا برهنه راه می رفتند، معمولا پاشنه پایشان ترک خورده و خونی بود. گذشته از آن، به دلیل عادتی که از قبل از اسلام داشتند، بنا بر عقیده ای که بین شان مشهور بود، برای درمان شکافهای پا، بر آن ادرار هم می کردند. بعضی روایات که در این زمینه شستن پا وارد شده است، اگر صحت آن را بپذیریم، می تواند به خاطر این مسائل هم باشد.

پی نوشت:
1. نگاه کنید: فيض كاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى، الوافي، ج 6، ص 298، 26جلد، كتابخانه امام أمير المؤمنين على عليه السلام - اصفهان، چاپ: اول، 1406 ق.

به نام خدا

سلام
کارشناس و دوستان محترم
ببخشید اخر نتیجه چه شد؟ چگونه وضو گرفتن صحیح هست؟ پاها رو باید شست یا مسح کرد؟
الان روایت از امام هست پا ها رو باید شست... یه روایت دوباره از امام است باید مسح کرد... هم از منابع شیعه حدیث وجود دارد که شستن پا ها درست است و هم از منابع اهل سنت حدیث وجود دارد که مسح پاها صحیح است...
اخر چه کنیم؟

UTD;999854 نوشت:
به نام خدا

سلام
کارشناس و دوستان محترم
ببخشید اخر نتیجه چه شد؟ چگونه وضو گرفتن صحیح هست؟ پاها رو باید شست یا مسح کرد؟
الان روایت از امام هست پا ها رو باید شست... یه روایت دوباره از امام است باید مسح کرد... هم از منابع شیعه حدیث وجود دارد که شستن پا ها درست است و هم از منابع اهل سنت حدیث وجود دارد که مسح پاها صحیح است...
اخر چه کنیم؟

سلام و عرض ادب

به انچه می دانید عمل کنید

خداوند انچه نمی دانید به شما خواهد آموخت

اگر میدانید شستن پا لازم است ( کثیف یا نجس است ) باید شسته شود

چرا که یکی از حکمت های وضو پاکیزه حاضر شدن در برابر خداوند است

اگر لازم نیست مسح کفایت می کند

برداشت بنده این بود

البته هر شخص خودش باید به علم لازم برسد

بنده را در قبر خودم می گذارند

شما را در قبر خودتان

مراجع و علما را هم در قبر خودشان

هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نخواهد کشید

شروحیل;999856 نوشت:
سلام و عرض ادب

به انچه می دانید عمل کنید

خداوند انچه نمی دانید به شما خواهد آموخت

اگر میدانید شستن پا لازم است ( کثیف یا نجس است ) باید شسته شود

چرا که یکی از حکمت های وضو پاکیزه حاضر شدن در برابر خداوند است

اگر لازم نیست مسح کفایت می کند

برداشت بنده این بود

البته هر شخص خودش باید به علم لازم برسد

بنده را در قبر خودم می گذارند

شما را در قبر خودتان

مراجع و علما را هم در قبر خودشان

هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نخواهد کشید


سلام
اینطور که نمی شود...
چه شعیه و چه سنی استدلال های خودشان را دارند و هر دو بنظر درست میگویند...
شیعه میگوید أَرْجُلَكُمْ را بعضی قاریان قرآن با فتحه نمی خوانند بلکه با کسره میخوانند...
همینطور که در آیه مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ میتوان مَالِكِ را به دو صورت خواند...
اگر کسره باشد که نظر شیعه درست است ولی از طرفی خود آیه فتحه است و گویا با توجه به قواعد عربی میتواند به شستن برگردد مثل صورت و دست ها...
موضوع قفل شده است