جمع بندی دلیل برخی احکام وضو

تب‌های اولیه

117 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
دلیل برخی احکام وضو

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و عرض ادب .

میگویند : اگر بعد از شستن دست چپ و پیش از انجام مسح آب خارج از آب وضو روی کف دست ها بریزید مسح کشیدن با آن آب باطل است و باید با قسمتی از کف دست که آب خارج از وضو نرسیده است مسح بکشید.

میخواستم بدونم این حکم بر اساس کدام آیه یا حدیث است و دلیل و حکمت آن چیست ؟

فکر کنم زمانی هم میگفتند : اگر آب غیر وضو به محلی که قرار است بر آن مسح کشیده شود بریزد باید ابتدا آن را خشک کرد و بعد مسح کشید اگر این سخن صحیح است لطفا همچنین بگویید این حکم بر اساس کدام آیه یا حدیث است و دلیل و حکمت آن چیست ؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد مستنبط

[TD][/TD]

به من بیاموز;998308 نوشت:
با سلام و عرض ادب .
میگویند : اگر بعد از شستن دست چپ و پیش از انجام مسح آب خارج از آب وضو روی کف دست ها بریزید مسح کشیدن با آن آب باطل است و باید با قسمتی از کف دست که آب خارج از وضو نرسیده است مسح بکشید.
میخواستم بدونم این حکم بر اساس کدام آیه یا حدیث است و دلیل و حکمت آن چیست ؟

علیکم السلام
با عرض احترام،
آیه مربوط به وضوء، آیه 6 از سوره مائده می باشد که در آن تعبیر غسل (شستن)، برای دست و صورت و تعبیر مسح (کشیدن) برای سر و روی پا به کار رفته است.(1)
روایات باب وضوء با استناد به این آیه، نحوه وضو و غسل و مسح را توضیح داده اند. به عنوان مثال مرحوم شیخ کلینی در کتاب شریف "الکافی" در باب "صفة الوضوء"، نه روایت نقل کرده است.(2)
از باب نمونه، در روایت اول این باب، حضرت در توضیحات مربوط به مسح، می فرمایند: «ثُمَّ مَسَحَ بِمَا بَقِيَ فِي يَدِهِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ وَ لَمْ يُعِدْهُمَا فِي الْإِنَاءِ»، سپس با باقیمانده آب دستش، سر و دو پا را مسح می کشد و برای این کار، دوباره -پس از اینکه برای شستن صورت و دستها، از ظرف آب برداشت- نباید آب بردارد.

پی نوشت ها:
1. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ»، مائده/ 6.
2. كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي، ج 3، ص 24 تا 27، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

به من بیاموز;998308 نوشت:
فکر کنم زمانی هم میگفتند : اگر آب غیر وضو به محلی که قرار است بر آن مسح کشیده شود بریزد باید ابتدا آن را خشک کرد و بعد مسح کشید اگر این سخن صحیح است لطفا همچنین بگویید این حکم بر اساس کدام آیه یا حدیث است و دلیل و حکمت آن چیست ؟

این مطلب از روایات همان باب فهمیده می شود. علاوه بر آن، روایت پنجم باب، به صراحت این مطلب را بیان فرموده است: «ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثْ لَهُمَا مَاءً جَدِيدا»، سپس سر و قدمش را با تری کف دست، مسح می کشد در حالیکه آب دیگری بر آن دو حادث نشده است.(1)

پی نوشت:
1.

الكافی، ج‏3، ص26، ح 5.

مستنبط;999010 نوشت:
آیه مربوط به وضوء، آیه 6 از سوره مائده می باشد که در آن تعبیر غسل (شستن)، برای دست و صورت و تعبیر مسح (کشیدن) برای سر و روی پا به کار رفته است.(1)
روایات باب وضوء با استناد به این آیه، نحوه وضو و غسل و مسح را توضیح داده اند. به عنوان مثال مرحوم شیخ کلینی در کتاب شریف "الکافی" در باب "صفة الوضوء"، نه روایت نقل کرده است.(2)
از باب نمونه، در روایت اول این باب، حضرت در توضیحات مربوط به مسح، می فرمایند: «ثُمَّ مَسَحَ بِمَا بَقِيَ فِي يَدِهِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ وَ لَمْ يُعِدْهُمَا فِي الْإِنَاءِ»، سپس با باقیمانده آب دستش، سر و دو پا را مسح می کشد و برای این کار، دوباره -پس از اینکه برای شستن صورت و دستها، از ظرف آب برداشت- نباید آب بردارد.

مستنبط;999011 نوشت:
این مطلب از روایات همان باب فهمیده می شود. علاوه بر آن، روایت پنجم باب، به صراحت این مطلب را بیان فرموده است: «ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثْ لَهُمَا مَاءً جَدِيدا»، سپس سر و قدمش را با تری کف دست، مسح می کشد در حالیکه آب دیگری بر آن دو حادث نشده است

با سلام و تشکر از پاسخ خوبتون ، به نظرتون حکمت این مسائل چیه ؟

به من بیاموز;999021 نوشت:
با سلام و تشکر از پاسخ خوبتون ، به نظرتون حکمت این مسائل چیه ؟

سلام علیکم
وضو جزو تعبدیات است. حکمت بزرگ در این امور، تمرین تعبد و بندگی است. البته برخی فواید را خود انسان می فهمد یا به گوشه ای از آن هم در روایات اشاره می شود. اما علت یا علل اصلی با فایده و حکمت متفاوت است.

به من بیاموز;999021 نوشت:
با سلام و تشکر از پاسخ خوبتون ، به نظرتون حکمت این مسائل چیه ؟

سلام و عرض ادب

به نظرم منظور از شستشو ی وضو

این است که انسان باید روح خودش را از گناهان پاک کند

همانگونه که جسمش را از کثیفی ها و نجاسات پاک می کند

در حدیثی از امام رضا (علیه السلام) درباره حکمت وضو آمده است:«برای این است که بنده در مقابل پروردگار خود پاکیزه باشد و قابل مذاکره و مکالمه گردد و اطاعت امر مولی نموده، از کثافات و نجاسات محترز و پاک گردد و کسالت تن او بر طرف شود و خواب از چشم او بیرون رود؛ تا این مطلب به پاکی قلب او در مقابل عظمت خالق منتهی شود و سبب وجوب شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها، آن است که این اعضا در نماز بیشتر به کار می آید؛ زیرا نمازگزار با صورت، سجده و خضوع می کند و با دست خود حاجات خویش را عرضه می کند و با سر خویش در حالت نماز رو به قبله می نماید و با پاهایش، قیام و قعود نماز را انجام می دهد.»

در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز درباره حکمت های وضو آمده است:«وضو گرفتن، یعنی شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها؛ شستن صورت، یعنی خدایا هر گناهی که با این صورت انجام دادم، آن را شستشو می کنم که با صورت پاک به جانب تو عبادت کنم و با پیشانی پاک سر بر خاک بگذارم. شستن دست ها در وضو یعنی خدایا از گناه دست شستم و گناهانی را که با دستم مرتکب شده ام، با شستن دست، آن را تطهیر می کنم.

مسح سر در وضو، یعنی خدایا از هر خیال باطل و هوس خام که در سر پروراندم، سرم را تطهیر می کنم و آن خیال های باطل را از سر به دور می افکنم. مسح پا، یعنی خدایا من از جای بد رفتن پا می کشم و این پا را از هر گناهی که با آن انجام داده ام، تطهیر می کنم. اگر کسی بخواهد نام مبارک حق تعالی را بر زبان آورد، باید دهان را تطهیر کند. مگر می شود با دهان ناشسته، انسان نام خدا را ببرد؟ باید دهان را با آب مضمضه کند و بشوید».

شروحیل;999240 نوشت:
همانگونه که جسمش را از کثیفی ها و نجاسات پاک می کند

سلام ، خب اینها بدون بعضی مسائل قابل دست یابی نیست ؟ مثلا اگر آب غیر وضو به روی پا بریزد چه مشکلی دارد که باید از این کار خودداری شود ؟

به من بیاموز;999273 نوشت:
سلام ، خب اینها بدون بعضی مسائل قابل دست یابی نیست ؟ مثلا اگر آب غیر وضو به روی پا بریزد چه مشکلی دارد که باید از این کار خودداری شود ؟

سلام و عرض ادب
برخی مسائل اضافات علما ست
باید دلیلش را از خود ایشان پرسید!

برخی نیز برای ایجاد تمایز است ( از نظر قرآن می شود تفرقه افکنی )

به طور مثال چون فلان فرقه پاهایشان را می شورند تا بو ندهد و کثیف و نجس نباشد ( طبق روایات )

پس فلانی فتوا می دهد ورود آب غیر وضو ، وضو را باطل می کند!

نوعی تکفیر دیگران

بنده حدیثی در این مورد ندیده ام

اگر حدیثی از ائمه دارید ،
عنوان کنید ، تا مورد بررسی قرار گیرد

در پناه حق تعالی

مستنبط;999218 نوشت:
سلام علیکم
وضو جزو تعبدیات است. حکمت بزرگ در این امور، تمرین تعبد و بندگی است. البته برخی فواید را خود انسان می فهمد یا به گوشه ای از آن هم در روایات اشاره می شود. اما علت یا علل اصلی با فایده و حکمت متفاوت است.

سلام

اینکه وضو جزء اعمال عبادیست کاملاً درست است اما یک مسلمان ملزم شده که جز خدا را تعبد نکند و خداوند هر آنچه را درباره مسئله وضو لازم بوده بطور کامل و بی نقص در کتابش تشریح و تشریع نموده است. بطوری که پروردگار در آیه وضو( آیه 6 مائده) فرموده اند: حکمت وضو همان طهارت است تا وقتی وارد مسجد می شویم، ظاهری تمیز و آراسته داشته باشیم نه با سر و صورتی کثیف و دست و پایی آلوده به چرک و کثافت که بوی بد پاهایمان مسجد را بردارد و حواسها را از کلام الله پرت کند. مهم همین نظافت است دیگر از پایین به بالا بشوییم یا از بالا به پایین، اول راست را بشوییم یا چپ را، آب وضو به کجا باید بریزد و کجا نریزد ربطی به حکم الهی ندارند. اینهاسختگیریهایی بی جهت می باشند در حالی که خداوند ،بطوری که خود می فرمایند، قصد سختگیری نداشته اند.

شروحیل;999275 نوشت:
سلام و عرض ادب
برخی مسائل اضافات علما ست
باید دلیلش را از خود ایشان پرسید!

برخی نیز برای ایجاد تمایز است ( از نظر قرآن می شود تفرقه افکنی )

به طور مثال چون فلان فرقه پاهایشان را می شورند تا بو ندهد و کثیف و نجس نباشد ( طبق روایات )

پس فلانی فتوا می دهد ورود آب غیر وضو ، وضو را باطل می کند!

نوعی تکفیر دیگران

بنده حدیثی در این مورد ندیده ام

اگر حدیثی از ائمه دارید ،
عنوان کنید ، تا مورد بررسی قرار گیرد

در پناه حق تعالی

حدیث ها در همین تایپک توسط کارشناس محترم آمده است ،

از باب نمونه، در روایت اول این باب، حضرت در توضیحات مربوط به مسح، می فرمایند: «ثُمَّ مَسَحَ بِمَا بَقِيَ فِي يَدِهِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ وَ لَمْ يُعِدْهُمَا فِي الْإِنَاءِ»، سپس با باقیمانده آب دستش، سر و دو پا را مسح می کشد و برای این کار، دوباره -پس از اینکه برای شستن صورت و دستها، از ظرف آب برداشت- نباید آب بردارد.

2. كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي، ج 3، ص 24 تا 27، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

«ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثْ لَهُمَا مَاءً جَدِيدا»، سپس سر و قدمش را با تری کف دست، مسح می کشد در حالیکه آب دیگری بر آن دو حادث نشده است.

1. الكافی، ج‏3، ص26، ح 5

شروحیل;999275 نوشت:
به طور مثال چون فلان فرقه پاهایشان را می شورند تا بو ندهد و کثیف و نجس نباشد ( طبق روایات )
پس فلانی فتوا می دهد ورود آب غیر وضو ، وضو را باطل می کند!
نوعی تکفیر دیگران

معمولا دو گروه تکفیر می کنند:
یکی گروههای متعصب و خشک مغز، از جمله همین تکفیریها و وهابی های زمان حاضر
دیگری روشنفکران هستند که معمولا این دسته خیلی شیک و نرم، برای جلوگیری از تکفیر، دست به تکفیری عمیق تر و ناپیدا تر می زنند.
تکفیر صرفا منحصر به گروههای مذهبی سنتی نیست، اساسا تکفیر این گروه به دلیل آشکار بودن، آشنا بودن و وجهه غیر عقلایی آن، خطراتش به مراتب کمتر است از تکفیر های روشنفکرانه و با ظواهر عقلایی.

به من بیاموز;999485 نوشت:
حدیث ها در همین تایپک توسط کارشناس محترم آمده است ،

از باب نمونه، در روایت اول این باب، حضرت در توضیحات مربوط به مسح، می فرمایند: «ثُمَّ مَسَحَ بِمَا بَقِيَ فِي يَدِهِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ وَ لَمْ يُعِدْهُمَا فِي الْإِنَاءِ»، سپس با باقیمانده آب دستش، سر و دو پا را مسح می کشد و برای این کار، دوباره -پس از اینکه برای شستن صورت و دستها، از ظرف آب برداشت- نباید آب بردارد.

2. كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي، ج 3، ص 24 تا 27، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

«ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثْ لَهُمَا مَاءً جَدِيدا»، سپس سر و قدمش را با تری کف دست، مسح می کشد در حالیکه آب دیگری بر آن دو حادث نشده است.

1. الكافی، ج‏3، ص26، ح 5

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

منظور بنده حدیثی در مورد ابطال وضو در این حالت بود

در پناه حق تعالی

شروحیل;999579 نوشت:
منظور بنده حدیثی در مورد ابطال وضو در این حالت بود

شما انتظار دارید برای هر مساله جزیی، یک حدیث مستقل داشته باشیم؟
وقتی شما می گویید تشنه ام و سفارش یک لیوان آب خنک می دهید، مشخص است که آن را برای خوردن می خواهید و لازم نیست حتما یک جمله مستقل اضافه کنید و بگویید که قصد نوشیدن این لیوان را دارید. حتی اگر نگویید که تشنه اید، عقلا با گفتن یک لیوان آب خنک می خواهم، متوجه همه چیز خواهند شد: اینکه شما تشنه اید و اینکه شما قصد دارید این لیوان را بخورید.
وقتی می خواهید یک وسیله را سر هم کنید، باید مطابق نقشه و بر اساس دستور العمل باشد. بی معنی است که انتظار داشته باشید در نقشه و دستور العمل، دائما تذکر دهند که اگر مثلا باطری را وصل نکنی، دستگاه کار نخواهد کرد. این را هر عاقلی می تواند بفهمد.

شروحیل;999579 نوشت:
منظور بنده حدیثی در مورد ابطال وضو در این حالت بود

شارع به چیزی وضو می گوید که مطابق وضوی شرعی باشد. چیزی که مطابق رفتار پیامبر نباشد، وضو نخواهد بود. اگر کسی بر خلاف این روایت عمل کند فقط دست و صورتش را شسته است. بحث این نیست که وضو گرفته است و عنوان وضو صدق کرده است تا پس از آن بخواهیم از عوامل بطلان آن بحث کنیم و نیاز به روایت مستقل باشد:
«ثُمَّ مَسَحَ بِمَا بَقِيَ فِي يَدِهِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ وَ لَمْ يُعِدْهُمَا فِي الْإِنَاءِ»، سپس با باقیمانده آب دستش، سر و دو پا را مسح می کشد و برای این کار، دوباره -پس از اینکه برای شستن صورت و دستها، از ظرف آب برداشت- نباید آب بردارد.(1)؛ و نیز این عبارت معصوم (علیه السلام): «ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثْ لَهُمَا مَاءً جَدِيدا»، سپس سر و قدمش را با تری کف دست، مسح می کشد در حالیکه آب دیگری بر آن دو حادث نشده است.

پی نوشت ها:

1. كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي، ج 3، ص 24 تا 27، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
2. الكافی، ج‏3، ص26، ح 5

به من بیاموز;999273 نوشت:
اینها بدون بعضی مسائل قابل دست یابی نیست؟ مثلا اگر آب غیر وضو به روی پا بریزد چه مشکلی دارد که باید از این کار خودداری شود ؟

این امور به دست ما نیست تا بتوانیم بخشی از آن را تغییر دهیم. اگر به معصوم (علیه السلام) دسترسی داشتیم، می توانستیم حکمت یا حتی علت این کار را بپرسیم، اما چه می شود کرد که در عصر غیبت، امکان آن نیست.
علت هر کدام از آداب، احکام و دستورات چیست؟ این اعمال و احکام، و ریشه در چه چیز دارد؟ پس از انجام عمل، چه آثار دنیوی خواهد داشت؟ چه آثار روحی در دنیا دارد؟ چه آثار مادی و غیر روحی در دنیا دارد؟
در هر کدام از عوالم و مراحل اخروی چه تاثیری دارد؟
فرق تاثیر برزخی آن با تاثیرات و نمودهای غیر برزخی آن چیست؟
چه نمود و تاثیری در عالم حساب و کتاب دارد؟
چه نمود و تاثیری در بهشت دارد؟
اثر هر کدام از بخشها و جزییات یک عمل چیست؟ مثلا اگر آب غیر وضو در محل مسح باشد، چرا مانع تحقق وضو خواهد شد؟ چه حالت دنیوی و اخروی روی می دهد یا نمی دهد که مانع تحقق عمل و نوری به نام وضو می شود؟

shahed1;999317 نوشت:
اما یک مسلمان ملزم شده که جز خدا را تعبد نکند

به نظر می رسد برادر/خواهر shahed1 شما عمل به روایات اهل بیت را که تفسیر کتاب الله هستند، تعبد غیر خدا می دانید.
این که عمل به دستورات اهل بیت و روایات آنان را تعبد بدانید، آنهم تعبد غیر خدا، جزو اموری است که بطلان آن اظهر من الشمس است.

shahed1;999317 نوشت:
و خداوند هر آنچه را درباره مسئله وضو لازم بوده بطور کامل و بی نقص در کتابش تشریح و تشریع نموده است.

اینکه خداوند هر آنچه لازم بوده را در کتابش فرموده است حرف درستی است و رسول الله و اهل بیت (صلوات الله علیهم) بر آن تاکید کرده اند. بحث بر سر این نیست، بلکه سوال این است که آیا هر آنچه در کتاب آمده است را من و شما می توانیم بفهمیم و استخراج کنیم؟ آیا اشارات و مسائل اجمالی قرآن که دریایی از احکام یا معارف را در خود جای داده است، توسط کسی جز معصوم قابل بازشدن و تفصیل یافتن هست یا نه؟ در واقع شما مدعی هستید که هر انسان معمولی توان دستیابی به تمام اسرار و حکم و دستورات را دارد، اما خود قرآن این را مردود می شمارد و می فرماید: "فلا اقسم بمواقع النجوم، و انه لقسم لو تعلمون عظیم، انه لقرآن کریم، فی کتاب مکنون، لا یمسه الا المطهرون". این قرآن کریم است که جایگاهش، مانند جایگاه ستارگان آسمانی بلند و دور از دسترس است، در کتاب سربسته و محفوظی است که جز کسانی که حقیقت وجودی و ظاهریشان را خداوند خالص و طاهر نموده و از هر شرک و گناه و تعلق به غیر خدا، بدان دسترسی ندارند.(1)

وقتی روایات اهل بیت (علیهم السلام) را کنار بگذارید، نتیجه این می شود که عظمت آیات قرآن و معنای تطهیر و مطهرون (پاک شدگان) را متوجه نمی شوید و آن را در حد بوی جوراب و بوی پا تنزل می دهید.

پی نوشت:
1. سوره واقعه/ 75-79

به من بیاموز;999485 نوشت:
حدیث ها در همین تایپک توسط کارشناس محترم آمده است ،

از باب نمونه، در روایت اول این باب، حضرت در توضیحات مربوط به مسح، می فرمایند: «ثُمَّ مَسَحَ بِمَا بَقِيَ فِي يَدِهِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ وَ لَمْ يُعِدْهُمَا فِي الْإِنَاءِ»، سپس با باقیمانده آب دستش، سر و دو پا را مسح می کشد و برای این کار، دوباره -پس از اینکه برای شستن صورت و دستها، از ظرف آب برداشت- نباید آب بردارد.

2. كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي، ج 3، ص 24 تا 27، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

«ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثْ لَهُمَا مَاءً جَدِيدا»، سپس سر و قدمش را با تری کف دست، مسح می کشد در حالیکه آب دیگری بر آن دو حادث نشده است.

1. الكافی، ج‏3، ص26، ح 5

سلام و عرض ادب

استنباط اهل سنت با توجه به روایات این است

اگر به اعراب کلمه (بِرُءُوسِکُمْ) توجه کنید می بیند که کلمه (رُءُوسِ)مجرور است چون حرف (باء) که از حروف جاره است بر سرآن آمده است ، ولی (أَرْجُلَ) منصوب است و مجرور نیست ،حالا خوب دقت فرمایید که اگرکلمه (أَرْجُلَ) عطف برکلمه (رُءُوسِ) می بود باید همانند او مجرور می شد آن وقت معنای آیه می شد : بر سرهایتان و پاهایتان تا دو قوزک مسح کنید ، ولی وقتی که کلمه (رُءُوسِ) مجرور و کلمه (أَرْجُلَ) منصوب است معلوم می شود که کلمه (أَرْجُلَ)عطف بر دوکلمه (وُجُوهَ)و(أَیْدِیَ) است که هر دو آنها منصوب اند؛ واین دستور زبان عربی است که معطوف و معطوف علیه یک اعرابی دارند و از نظر حکم نیز یک حکمی دارند ، پس در این وقت معنای آیه این گونه می شود (ای کسانی که ایمان آورده اید هرگاه که خواستید برای نماز بپا خیزید پس باید که چهرهایتان را بشویید و دستان را تا آرنج ها (نیز بشوید) و بر سرهایتان مسح نموده وپاهایتان تا دوقوزک (بشویید) .حالا یک سوال پیش می آید که چرا الله متعال به همراه چهره و دستان؛ پاها را که حکم آنها شستن ذکر نکرده بلکه بعد از مسح سر ذکر کرده است؟در جواب باید گفت : اولا: این کار برای این شده تا ترتیب وضو به هم نخورد ،در ثانی : از نظر عربی چه آنگونه می آمد و چه اینگونه که آمده است در حکم هیچ فرقی نمی کند و هر دو بیانگر شستن پاها اند.پس با این توضیح و تشریح در میان این حدیث و آیه هیچ تضاد نیست

حکمت وضو طهارت و پاک بودن است

اگر پای انسان کثیف و بد بو و متعفن باشد

با مسح تمیز نمی شود

در هر حال پای کثیف برای نماز باید شسته شود

جزئی از وضو باشد ، یا نباشد

مانند شهادت به ولایت علی (ع) که جزئی از اذان نیست اما بدون استثنا در اذان گفته می شود

در روایت دیگری چنین آمده است: عن زید بن علی عن آبائه عن علی علیه السلام قال : جلست أتوضأ فأقبل رسول الله صلى اللّه علیه وسلم حین ابتدأت فی الوضوء فقال لی : « تمضمض واستنشق واسنن ثم اغسل ثلاثاً ، فقال : قد یجزیک من ذلک المرتان ، فغسلت ذراعی ومسحت رأسی مرتین ، فقال : قد یجزیک من ذلک المره ، وغسلت قدمی ، فقال لی : « یا علی خلل بین الأصابع لا تخلل بالنار » .
الاستبصار شیخ طائفه طوسی جلد:۱ صفحه:۶۶ و تهذیب الأحکام جلد:۱ صفحه: ۹۳ و وسائل الشیعه حر العاملی جلد:۱ صفحه:۲۹۶ و جواهر الکلام شیخ الجواهری جلد:۳۶ صفحه:۲۹۶
ترجمه: زید بن علی از پدرانش از علی علیه السلام روایت می کند که گفت: نشستم وضو بگیرم که رسول خدا صلی الله علیه وسلم در ابتدای گرفتن وضویم آمد و به من فرمود: با آب، دهان و بینی و گوشت را تمیز کن سپس سه بار بشوی و فرمود دو بار هم بشویی کفایت می کند. پس دستانم را شستن و سرم را دو بار مسح کردم. پس فرمود: اگر یک بار هم سرت را مسح کنی کفایت می کند، و پایایم را شستم و به من فرمود: ای علی بین انگشتان پایت را خلال (دست بکش و تمیز) کن تا با آتش خلال نشود.
اما طوسی خیلی راحت روایت را رد می‌کند و می‌گوید امام تقیه کرد! « فهذا خبر موافق للعامه وقد ورد مورد التقیه» الاستبصار جلد:۱ صفحه: ۶۵ – ۶۶ .
و در کافی کلینی از چنین روایت آمده است: « عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبِی دَاوُدَ جَمِیعاً عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَهَ بْنِ أَیُّوبَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَهَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ( علیه السلام ) قَالَ إِذَا نَسِیتَ فَغَسَلْتَ ذِرَاعَکَ قَبْلَ وَجْهِکَ فَأَعِدْ غَسْلَ وَجْهِکَ ثُمَّ اغْسِلْ ذِرَاعَیْکَ بَعْدَ الْوَجْهِ فَإِنْ بَدَأْتَ بِذِرَاعِکَ الْأَیْسَرِ قَبْلَ الْأَیْمَنِ فَأَعِدْ غَسْلَ الْأَیْمَنِ ثُمَّ اغْسِلِ الْیَسَارَ وَ إِنْ نَسِیتَ مَسْحَ رَأْسِکَ حَتَّى تَغْسِلَ رِجْلَیْکَ فَامْسَحْ رَأْسَکَ ثُمَّ اغْسِلْ رِجْلَیْکَ » (مجلسی موثق۱۳/۱۱۳ – بهبودی صحیح۱/۱۹۰)
الکافی ۳/۳۵ ،ک الطهاره ب ۲۲ ح ۶ ،التهذیب ۱/۹۹و۲۵۸ ، الإستبصار۱/۷۴ و۲۲۷ ، الوسائل ۱/۴۵۲ أبواب الوضوء ب ۳۵ ح ۸ ، کتاب الطهره للخوئی ۴/۴۴۴ .
ترجمه: امام صادق علیه السلام می گوید: اگر فراموش کردی و قبل از شستن صورتت، دستت را شستی، پس برگرد و صورتت را بشوی سپس دستانت را بعد از صورتت بشوی. و اگر شستن را از دست چپ شروع کردی، برگرد و دست راستت را بشوی سپس دست چپ را، و اگر مسح کردن سرت را فراموش کردی و پاهایت را شستی، پس برگرد و دوباره سرت را مسح کن سپس پاهایت را بشوی.

شروحیل;999634 نوشت:
حکمت وضو طهارت و پاک بودن است، اگر پای انسان کثیف و بد بو و متعفن باشد با مسح تمیز نمی شود

اولا: طهارت و تطهیر در آیه، معنای با عظمتی دارد و نباید صرفا آن را در امور کوچکی مثل بوی پا منحصر کرد. هر چند در سنت ها و آداب اسلامی به آن هم پرداخته شده است. (ضمنا کاری نداریم به کسانی که دچار وسواس هستند و بسیاری از برنامه ها و کارهای زندگی شان را متناسب با بوی جوراب تنظیم می کنند یا تغییر می دهند.)
ثانیا: در این آیه، تطهیر فقط برای وضو نیست، بلکه حکمت تیمم هم معرفی شده است. در تیمم که اساسا خبری از آب نیست و به حسب ظاهر، خاکی شدنی است که کثیفی و میکروب بیشتری هم باید به همراه داشته باشد. بوی پا هم برطرف نمی شود، مگر اینکه بفرمایید پا را هم خاکمالی کنیم!
ثالثا: در آیه تطهیر برای باطل شدن وضو، جنب شدن و ... آمده است. این هم دلیل دیگری است بر اینکه تطهیر آنی نیست که در ذهن دوستان آمده است.
رابعا: نکته بسیار مهم تفاوت بین فاعل دو تطهیر است: حق تعالی، حکمت وضو را تطهیر الهی معرفی می کند، نه تطهیر خود شخص و پاک شدن دست و صورت و پا توسط خود او. در میانه آیه، می فرماید اگر جنب هستید تطهیر کنید، اما در انتهای آیه که حکمت یا علت اصلی را بیان می فرماید، بحث از نتیجه ای است که خود خدا می خواهد عنایت کند و با شستن و پاکی مادی خود ما متفاوت است. آیه می فرماید: «ٍ وَ لكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون‏»، خدا می خواهد که شما را تطهیر کند [تطهیر الهی با شستن خود انسان متفاوت است].
خامسا: نکته مهم دیگر در حکمت وضو، بحث اتمام نعمت الهی است. پس دوستان نباید صرفا بر تطهیر تمرکز داشته باشند. آیا به نظر شما رفع بوی جوراب یا کثیفی پا در حدی است که به طور مطلق، نعمت الهی معرفی شود؟

شروحیل;999634 نوشت:
مانند شهادت به ولایت علی (ع) که جزئی از اذان نیست اما بدون استثنا در اذان گفته می شود

به قصد رجا یا ذکر اشکال ندارد، اما اگر چیزی را که معصومین (علیهم السلام) جزو اذان معرفی نکرده اند، به نیت اینکه جزو آن است گفته شود، بدعت بوده و جایز نیست.

شروحیل;999634 نوشت:
در روایت دیگری چنین آمده است: عن زید بن علی عن آبائه عن علی علیه السلام قال : جلست أتوضأ فأقبل رسول الله صلى اللّه علیه وسلم حین ابتدأت فی الوضوء فقال لی : « تمضمض واستنشق واسنن ثم اغسل ثلاثاً ، فقال : قد یجزیک من ذلک المرتان ، فغسلت ذراعی ومسحت رأسی مرتین ، فقال : قد یجزیک من ذلک المره ، وغسلت قدمی ، فقال لی : « یا علی خلل بین الأصابع لا تخلل بالنار » .
الاستبصار شیخ طائفه طوسی جلد:۱ صفحه:۶۶ و تهذیب الأحکام جلد:۱ صفحه: ۹۳ و وسائل الشیعه حر العاملی جلد:۱ صفحه:۲۹۶ و جواهر الکلام شیخ الجواهری جلد:۳۶ صفحه:۲۹۶
ترجمه: زید بن علی از پدرانش از علی علیه السلام روایت می کند که گفت: نشستم وضو بگیرم که رسول خدا صلی الله علیه وسلم در ابتدای گرفتن وضویم آمد و به من فرمود: با آب، دهان و بینی و گوشت را تمیز کن سپس سه بار بشوی و فرمود دو بار هم بشویی کفایت می کند. پس دستانم را شستن و سرم را دو بار مسح کردم. پس فرمود: اگر یک بار هم سرت را مسح کنی کفایت می کند، و پایایم را شستم و به من فرمود: ای علی بین انگشتان پایت را خلال (دست بکش و تمیز) کن تا با آتش خلال نشود.
اما طوسی خیلی راحت روایت را رد می‌کند و می‌گوید امام تقیه کرد! « فهذا خبر موافق للعامه وقد ورد مورد التقیه» الاستبصار جلد:۱ صفحه: ۶۵ – ۶۶ .
و در کافی کلینی از چنین روایت آمده است: « عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبِی دَاوُدَ جَمِیعاً عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَهَ بْنِ أَیُّوبَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَهَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ( علیه السلام ) قَالَ إِذَا نَسِیتَ فَغَسَلْتَ ذِرَاعَکَ قَبْلَ وَجْهِکَ فَأَعِدْ غَسْلَ وَجْهِکَ ثُمَّ اغْسِلْ ذِرَاعَیْکَ بَعْدَ الْوَجْهِ فَإِنْ بَدَأْتَ بِذِرَاعِکَ الْأَیْسَرِ قَبْلَ الْأَیْمَنِ فَأَعِدْ غَسْلَ الْأَیْمَنِ ثُمَّ اغْسِلِ الْیَسَارَ وَ إِنْ نَسِیتَ مَسْحَ رَأْسِکَ حَتَّى تَغْسِلَ رِجْلَیْکَ فَامْسَحْ رَأْسَکَ ثُمَّ اغْسِلْ رِجْلَیْکَ » (مجلسی موثق۱۳/۱۱۳ – بهبودی صحیح۱/۱۹۰)
الکافی ۳/۳۵ ،ک الطهاره ب ۲۲ ح ۶ ،التهذیب ۱/۹۹و۲۵۸ ، الإستبصار۱/۷۴ و۲۲۷ ، الوسائل ۱/۴۵۲ أبواب الوضوء ب ۳۵ ح ۸ ، کتاب الطهره للخوئی ۴/۴۴۴ .
ترجمه: امام صادق علیه السلام می گوید: اگر فراموش کردی و قبل از شستن صورتت، دستت را شستی، پس برگرد و صورتت را بشوی سپس دستانت را بعد از صورتت بشوی. و اگر شستن را از دست چپ شروع کردی، برگرد و دست راستت را بشوی سپس دست چپ را، و اگر مسح کردن سرت را فراموش کردی و پاهایت را شستی، پس برگرد و دوباره سرت را مسح کن سپس پاهایت را بشوی.

سلام ، آیا در احادیث و روایات از ائمه آمده است که پا را باید مسح کرد ؟

مستنبط;999633 نوشت:

به نظر می رسد برادر/خواهر shahed1 شما عمل به روایات اهل بیت را که تفسیر کتاب الله هستند، تعبد غیر خدا می دانید.
این که عمل به دستورات اهل بیت و روایات آنان را تعبد بدانید، آنهم تعبد غیر خدا، جزو اموری است که بطلان آن اظهر من الشمس است.


سلام

اولاً اینکه وضو ( با ریزه کاریهایش) جز تعبدیات است حرف خود شماست ثانیاً اینکه تعبد از روایات تعبد غیر خدا باشد چگونه بطلانش ثابت می شود؟

مستنبط;999633 نوشت:

اینکه خداوند هر آنچه لازم بوده را در کتابش فرموده است حرف درستی است و رسول الله و اهل بیت (صلوات الله علیهم) بر آن تاکید کرده اند. بحث بر سر این نیست، بلکه سوال این است که آیا هر آنچه در کتاب آمده است را من و شما می توانیم بفهمیم و استخراج کنیم؟ آیا اشارات و مسائل اجمالی قرآن که دریایی از احکام یا معارف را در خود جای داده است، توسط کسی جز معصوم قابل بازشدن و تفصیل یافتن هست یا نه؟

هر کسی که جز خدا را تعبد نکند و حدود الهی را حفظ نماید خداوند او را از تاریکی ها به سوی نور رهنمون خواهد شد و قادر به درک صحیح مسائل قرآنی خواهد بود و این یک وعده الهی است. در ضمن اگر برایتان مقدور است مواردی از اشارات و مسائل قرآنی را ذکر کنید که اگر روایات نبودند کس سر از کار آنها در نمی آورد و به اسرارشان پی نمی برد.

مستنبط;999633 نوشت:

در واقع شما مدعی هستید که هر انسان معمولی توان دستیابی به تمام اسرار و حکم و دستورات را دارد، اما خود قرآن این را مردود می شمارد و می فرماید: "فلا اقسم بمواقع النجوم، و انه لقسم لو تعلمون عظیم، انه لقرآن کریم، فی کتاب مکنون، لا یمسه الا المطهرون". این قرآن کریم است که جایگاهش، مانند جایگاه ستارگان آسمانی بلند و دور از دسترس است، در کتاب سربسته و محفوظی است که جز کسانی که حقیقت وجودی و ظاهریشان را خداوند خالص و طاهر نموده و از هر شرک و گناه و تعلق به غیر خدا، بدان دسترسی ندارند.(1)

وقتی روایات اهل بیت (علیهم السلام) را کنار بگذارید، نتیجه این می شود که عظمت آیات قرآن و معنای تطهیر و مطهرون (پاک شدگان) را متوجه نمی شوید و آن را در حد بوی جوراب و بوی پا تنزل می دهید.

همانگونه که خدمتتان عرض کردم، هرکس حدود الهی را رعایت کند و جز او را تعبد ننماید از زمره مطهران است و قادر به درک و فهم مسائل قرآنی خواهد بود.
من معنای پاکان و پاک شدگان را این می دانم و می توانم آیاتی در تایید آن نشان دهم، آیا شما آیاتی سراغ دارید که نشان می دهد پاک شدگان افراد بخصوصی هستند؟

شروحیل;999634 نوشت:
استنباط اهل سنت با توجه به روایات این است

نخیر، وضوی فعلی اهل سنت، بیشتر از زمان عثمان رایج شده است و هر دو دسته روایات -مسح و غسل- در منابع آنها وجود دارد."هر چند دیدگاه اهل سنت در وضو شستن و نه مسح پا بوده؛ اما با این حال روایاتی صحیح و یا صحیح الاِسناد تصریح بر وضوی مسحی داشته که در میان راویان وضوی مسحی، روایتی صحیح از «عثمان بن عفان» نیز به چشم می خورد." برای دیدن سایر روایات اهل سنت در مسح پا -و نه غسل و شستن آن- به سوال: "آیا مسح پا در روایات اهل سنت نقل شده است؟" سر بزنید و جواب کامل را ببینید.(1)

پی نوشت:
1. لینک سوال: http://www.askdin.com/showthread.php?t=62091

شروحیل;999634 نوشت:
اگر به اعراب کلمه (بِرُءُوسِکُمْ) توجه کنید می بیند که کلمه (رُءُوسِ)مجرور است چون حرف (باء) که از حروف جاره است بر سرآن آمده است ، ولی (أَرْجُلَ) منصوب است و مجرور نیست ،حالا خوب دقت فرمایید که اگرکلمه (أَرْجُلَ) عطف برکلمه (رُءُوسِ) می بود باید همانند او مجرور می شد آن وقت معنای آیه می شد : بر سرهایتان و پاهایتان تا دو قوزک مسح کنید ، ولی وقتی که کلمه (رُءُوسِ) مجرور و کلمه (أَرْجُلَ) منصوب است معلوم می شود که کلمه (أَرْجُلَ)عطف بر دوکلمه (وُجُوهَ)و(أَیْدِیَ) است که هر دو آنها منصوب اند؛


تعارض دلیل اهل سنت با قواعد عربی
:
این توضیح اهل سنت، با قواعد نحوی و فصاحت و بلاغت عربی، در تعارض است.
چرا؟
چون عطف باید به نزدیکترین کلمه باشد و عطف آن به کلمات دیگری که دورتر هستند، قبیح است. مثلا در اینجا، اهل سنت "ارجل" را به معطوف علیه دورتر (وجوهکم) برگردانده اند، اما این عطف، در زبان عربی، قبیح است چون به راحتی می توان آن را به "برووسکم" عطف کرد که مفعول «و امسحوا» می باشد و محلا منصوب است. بلی، خود کلمه "رووس" مجرور است (بخاطر باء که به معنی بخش و بعض می باشد)، اما "برووسکم"، محلا منصوب است. یعنی در جایگاه و محل مفعول بودن برای فعل مسح قرار دارد: "بخشی از سرتان را مسح کنید".
(1)

پی نوشت:
1. برای توضیح بیشتر نگاه کنید به: علامه طباطبایی، ترجمه الميزان، ج‏5، ص 360، ترجمه موسوی همدانی، سید محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم- قم، چاپ پنجم، 1374 ه.ش.

شروحیل;999634 نوشت:
،در ثانی : از نظر عربی چه آنگونه می آمد و چه اینگونه که آمده است در حکم هیچ فرقی نمی کند

اتفاقا این کار در قواعد زبان عربی، اشکال دارد و قبیح است. همان طور که در ارسال قبلی هم به این مطلب اشاره شد که در عطف یک کلمه، (پاها)، باید به نزدیک ترین معطوف علیه ارجاع داد (سرها)، نه دورترین کلمه (صورتها)

شروحیل;999634 نوشت:
پس با این توضیح و تشریح در میان این حدیث و آیه هیچ تضاد نیست

نخیر، غسل (شستن) پا بجای مسح (دست کشیدن)، اشکالات و تضادهای اساسی دارد:
اولا: با قواعد عربی در تضاد است.
ثانیا: با روایات صحیح السند خودشان تعارض دارد.
ثالثا: تعبیر متفاوت "الی الکعبین"، خود ردی است بر این مدعای اهل سنت. برای بررسی این تناقض آنها به کتب تفصیلی و از جمله المیزان مراجعه کنید.

لطفا اینارو هم توضیح بدید اگه میشه :

عن المفید، قال: أخبرنی أحمد بن محمد، عن أبیه، عن أحمد بن إدریس، و سعد بن عبد الله، عن محمد بن أحمد بن یحیی، عن أبی عبد الله «1»، عن حماد، عن محمد بن النعمان، عن غالب بن الهذیل، قال: سألت أبا جعفر (علیه السلام)، عن قول الله عز و جل: وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ علی الخفض هی، أم علی النصب؟ قال: «بل هی علی الخفض»

از شیخ مفید، از احمد بن محمد، از پدرش، از احمد بن ادریس و سعد بن عبدالله، از محمد بن احمد بن یحیی، از ابی عبدالله، از حماد، از محمد بن نعمان، از غالب بن عذیل روایت کرده که گفت : از امام صادق علیه السلام در باره آیه عز و جل «وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعبَینِ» که آیا ارجل مکسور است یا منصوب که فرمود : بلکه بر کسر است .

عن علی بن إبراهیم، عن أبیه، و محمد بن إسماعیل، عن الفضل بن شاذان، جمیعا، عن حماد بن عیسی، عن حریز، عن زراره، قال: قلت لأبی جعفر (علیه السلام): ألا تخبرنی من أین علمت و قلت: إن المسح ببعض الرأس و بعض الرجلین؟ فضحک، ثم قال: «یا زراره، قال رسول الله (صلی الله علیه و آله)، و نزل به الکتاب من الله، لأن الله عز و جل یقول: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ فعرفنا أن الوجه کله ینبغی أن یغسل. ثم قال: وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ فوصل الیدین إلی المرفقین بالوجه، فعرفنا أنه ینبغی لهما أن یغسلا إلی المرفقین. ثم فصل بین الکلامین «4»، فقال: وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ فعرفنا حین قال: بِرُؤُسِکُمْ أن المسح ببعض الرأس لمکان الباء، ثم وصل الرجلین بالرأس، کما وصل الیدین بالوجه، فقال: وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ فعرفنا حین وصلها بالرأس أن المسح علی بعضها، ثم فسر ذلک رسول الله (صلی الله علیه و آله) للناس، فضیعوه. ثم قال: فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ فلما وضع الوضوء: إن لم تجدوا الماء، أثبت بعض الغسل مسحا، لأنه قال: وُجُوهَکُمْ. ثم وصل بها وَ أَیْدِیَکُمْ ثم قال: مِنْهُ أی من ذلک التیمم، لأنه علم أن ذلک أجمع لم یجر علی الوجه، لأنه یعلق من ذلک الصعید ببعض الکف، و لا یعلق ببعضها ثم قال: ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ فی الدین مِنْ حَرَجٍ و الحرج: الضیق».

از علی بن ابراهیم، از پدرش، از محمد بن اسماعیل، از فضل بن شاذان، و همگی از حماد بن عیسی، از حریز، از زراره روایت کرده که: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا آگاهم نمی کنی که از کجا این را دانستی و فرمودی که: مسح کردن بر بخشی از سر است و بخشی از دو پا؟ و خندید و فرمود: ای زراره! رسول الله صلی الله علیه و آله آن را فرمود و قرآن این چنین از سوی خدا نازل شده است؛ چرا که می فرماید: «فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ» پس دانستیم که کل صورت باید شسته شود و فرمود: «وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ» و بدین گونه دو دست را تا آرنج ها عطف به صورت کرده است؛ پس درمی یابیم که باید شسته شوند تا آرنج ها و آن گاه بین دو کلام، فصل و جدایی افکنده و فرموده: «وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ» و چون فرمود: «بِرُؤُوسِکُمْ» دانستیم که مسح بر بخشی از پا انجام می شود و این به دلیل وجود «باء» در آن است و آن گاه خداوند، دو پا را به سر وصل می کند، همان گونه که دست ها را به صورت وصل نمود. می فرماید: «وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعبَینِ» و با عطف آن به سر دانستیم که مسح بر بخشی از آن می باشد. سپس این قول خدا را رسول الله صلی الله علیه و آله برای مردم تفسیر کرد و مردمان آن را فراموش و تباه نمودند. آن گاه فرمود: «فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُم مِّنْهُ» یعنی زمانی که در صورت یافت نشدن آب، وضو را از عهده برداشت، ثابت نمود که برخی از شستن ها، مسح (کشیدن دست خیس) می باشد، یعنی مسح گونه ای از شستن و زیر مجموعه اغسلوا می تواند باشد، چرا که فرمود: «وُجُوهِکُمْ» و آن گاه به آن وصل کرد «وَأَیْدِیکُم» را و بعد فرمود: «مِّنْهُ» یعنی از آن تیمم، زیرا که دانست که تمام آن فقط بر صورت کشیده نمی شود، چرا که از آن زمین (پهنه)، با بخشی از دست خاک برمی گیرد و با بخشی از صورت نیست که از زمین خاک بر می گیرد و سپس فرمود: «مَا یُرِیدُ اللّهُ لِیَجْعلَ علَیْکُم» در دین «مِّنْ حَرَجٍ» و حرج به معنای تنگنا و زحمت است.

اینجا هم میگویند امام فرموده در دین حرج و تنگا نیست ولی این با آن سخن که گفته اند نباید آبی غیر آب وضو به محل مسح برسد ظاهرا مشکل دارد چون رعایت این موضوع باعث زحمت میشود .

علاوه بر این این حدیث و حدیث دیگری که بعدا خواهد آمد با خوده احادیثی که از ائمه نقل میکنند ظاهرا مشکل دارد مثلا گفته اند امام فرموده :

محمد بن یعقوب: عن محمد بن الحسن و غیره، عن سهل بن زیاد، عن علی بن الحکم، عن الهیثم بن عروه التمیمی، قال: سألت أبا عبد الله (علیه السلام)، عن قول الله عز و جل: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ فقلت: هکذا؟ و مسحت من ظهر کفی إلی المرفق. فقال: «لیس هکذا تنزیلها، إنما هی: فاغسلوا وجوهکم و أیدیکم من المرافق. فقام، ثم أمر یده من مرفقه إلی أصابعه.

محمد بن یعقوب از محمد بن حسن و دیگران، از سهل بن زیاد، از علی بن حکم، از هیثم بن عروه تمیمی روایت کرده که گفت از امام صادق علیه السلام در باره آیه «فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ» پرسیدم و گفتم: آیا این گونه است؟ و از پشت دست تا آرنج مسح نمودم و فرمود: قرآن این گونه نازل نشده است، بلکه این گونه است که صورت هایتان و دست هایتان از آرنج ها را بشویید. و برخاست و دستش را از آرنجش تا سر انگشتانش کشید .

در حالی که در آن حدیث و حدیثی که در زیر نقل میکنم خوده امام آنگونه آیه را میخواند و حتی در حدیث زیر از خداوند اینگونه نقل میکنند که گفته اند فرموده اینگونه نازل نشده .

عن علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن عمر بن أذینه، عن زراره، و بکیر، أنهما سألا أبا جعفر (علیه السلام) عن وضوء رسول الله (صلی الله علیه و آله)، فدعا بطست- أو تور «1»- فیه ماء، فغمس یده الیمنی، فغرف بها غرفه، فصبها علی وجهه، فغسل بها وجهه، ثم غمس کفه الیسری، فغرف بها غرفه، فأفرغ علی ذراعه الیمنی، فغسل بها ذراعه من المرفق إلی الکف، لا یردها إلی المرفق، ثم غمس کفه الیمنی، فأفرغ بها علی ذراعه الیسری من المرفق، و صنع بها مثل ما صنع بالیمنی، ثم مسح رأسه و قدمیه ببلل کفه لم یحدث لهما ماء جدیدا. ثم قال: و لا یدخل أصابعه تحت الشراک. قالا: ثم قال: «إن الله عز و جل یقول: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ فلیس له أن یدع شیئا من وجهه إلا غسله، و أمر بغسل الیدین إلی المرفقین، فلیس له أن یدع شیئا من یدیه إلی المرفقین إلا غسله، لأن الله یقول: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ ثم قال: وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ فإذا مسح بشی ء من رأسه، أو بشی ء من قدمیه ما بین الکعبین إلی أطراف الأصابع فقد أجزأه». قالا: فقلنا: أین الکعبان؟ قال: «ها هنا» یعنی المفصل دون عظم الساق. فقلنا: هذا ما هو؟ فقال: «هذا من عظم الساق، و الکعب أسفل من ذلک». فقلنا: أصلحک الله، و الغرفه الواحده تجزی للوجه، و غرفه للذراع! قال: «نعم، إذا بالغت فیها، و اثنتان «2» تأتیان علی ذلک کله».

از علی بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابی عمیر، از عمر بن اذینه، از زراره و بکیر که از امام باقر علیه السلام در باره وضوی رسول الله صلی الله علیه و آله سئوال کردند و ایشان فرمود: تشتی یا توری پر آب آوردند و دست راستش را در آب فرو برد و کف دستی آب برداشت و آن را بر صورتش ریخت و صورت را با آن شست؛ آن گاه دست چپ را در آب فرو برد، کف دستی آب برداشت و بر ساعد راستش ریخت و ساعد را از آرنج تا پایین دست شست بدون آن که دست را از پایین به بالا ببرد و آن گاه دست راست را در ظرف برده و کف دستی آب را از آرنج بر ساعد راست ریخت و همچون دست دیگر شست و آن گاه سرش را و دو پایش را با خیسی دستش و نه با برداشتن آبی تازه، مسح کشید و آن گاه فرمود: و لازم نیست (وضو گیرنده) دستش را زیر بند کفش کند. راویان گویند: سپس فرمود: خدای تبارک و تعالی می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ» و نمی تواند بخشی از صورت را ناشسته بگذارد و امر فرموده است به شستن دست ها تا آرنج ها و نمی تواند بخشی از دست ها تا آرنج را ناشسته بگذارد؛ چرا که حق تعالی می فرماید: «فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ» و سپس فرمود: «و امسحوا برووسکم و ارجلکم الی الکعبین» و چون بخشی از سر را مسح نماید یا بخشی از دو پا از کعبین (برآمدگی روی پاها) تا سر انگشتان را مسح نماید، حق وضو را ادا کرده است. راویان گویند: گفتیم: کعبین کجا هستند؟ و با اشاره دست فرمود: «همین جا.» و منظورش محل مفصل بدون استخوان ساق بود. (با اشاره به انحنای زیر راستی ساق) گفتیم: این جا چیست؟ فرمود: این استخوان ساق است و کعب پایین تر از آن است. گفتیم خداوند پایدارت دارد، آیا یک کف دست آب برای صورت و یکی برای دست کافی است؟ فرمود: آری، اگر آن را پر کنی و با دو کف دست آب، کاملاً آنها را شستشو تواند داد .

البته برخی از شیعه ها چون اعتقاد به تحریف قرآن ندارند و حتی کسانی که چنین ادعایی داشته باشند را مستقیم به مباهله و بنده اینطور برداشت کردم که غیر مستقیم به قتل و مرگ تهدید کرده اند ( شاید چون صوفی و عارف هستند از جن هایشان خبر گرفته اند که قرآن تحریف نشده به هر حال خدا بهتر میداند ) در نتیجه شاید حدیث های مشکل دار با این حدیث را غیر معتبر و جعلی دانسته اند و راحت آنها را کنار گذاشته اند در حالی که به نظر بنده خوده این حدیثی که از امام باقر نقل میکنند مشکوک است چون میگویند امام گفته اگر یک مشت را کاملا پر از آب کنند کافی است ولی بنده ( شاید به خاطر موهای زیاد بازوانم موفق نمیشوم و هر بار احساس میکنم مقداری از دستانم کاملا خیس هم نشدند چه برسد به شسته شدن با اینکه مشتم را اینقدر پر میکنم که از آن هم معمولا بیرون میریزد و حتی سریع به بازوان میزنم که آب در بین راه هم نریزد )

اما شاید حدیث امام صادق را میتوان با حدیث قبلی امام باقر تطبیق داد زیرا امام صادق نمی گوید خداوند اینگونه فرموده بلکه فقط آیه را به صحف رایج نقل میکند .

و اما احادیث دیگری هم در مورد مسح کشیدن پیدا کردم :

عن علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن أبی أیوب، عن محمد بن مسلم، عن أبی عبد الله (علیه السلام)، قال: «الأذنان لیسا من الوجه، و لا من الرأس». قال: و ذکر المسح، فقال: «امسح علی مقدم رأسک، و امسح علی القدمین و ابدأ بالشق الأیمن»

و هم از وی از علی بن ابراهیم، از پدرش، از ابی ابی عمیر، از ابی ایوب، از محمد بن مسلم، از ابی عبدالله روایت می کند که فرمود: گوش ها از صورت نیستند و از سر (در اشاره به مسح سر) هم نیستند. گوید: از مسح، سخن گفت و فرمود: بر جلوی سرت مسح بکش و بر دو پایت مسح بکش و از پای راست شروع کن .

العیاشی: عن أبی بکر بن حزم، قال: توضأ رجل، فمسح علی خفیه، فدخل المسجد فصلی، فجاء علی (علیه السلام) فوطئ علی رقبته فقال: «ویلک، تصلی علی غیر وضوء؟!» فقال: أمرنی عمر بن الخطاب. قال: فأخذ بیده، فانتهی به إلیه، فقال: «انظر ما یروی هذا علیک» و رفع صوته، فقال: نعم أنا أمرته، إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) مسح. قال: «قبل المائده، أو بعدها؟» قال: لا أدری. قال: «فلم تفتی و أنت لا تدری؟ سبق الکتاب الخفین».

عیاشی از ابی بکر بن حزم روایت کرد که مردی وضو گرفت و از روی پایپوش مسح پا کشید و وارد مسجد شد و نماز خواند، علی علیه السلام نزد وی آمد و فرمود: وای بر تو! بدون وضو نماز می خوانی؟ مرد گفت: عمر مرا چنین امر نمود. گوید: حضرت دست وی را گرفت و نزد او (عمر) برد و گفت: «بنگر این مرد چه روایت می کند از قول تو» و صدایش را بالا برد. عمر گفت: آری، من امرش کردم. رسول الله صلی الله علیه و آله چنین می کرد. علی فرمود: پیش از سوره مائده یا بعد از آن؟ گفت: نمی دانم. حضرت فرمود: اگر نمی دانی، پس چرا فتوا صادر می کنی؟ قر آن بر پایپوش ها (ی پیامبر) مقدم است.

البته در آن حدیث که از امام باقر نقل کرده اند میگویند امام گفته : و لازم نیست (وضو گیرنده) دستش را زیر بند کفش کند که برایم کاملا معلوم نیست منظور چیست ولی ابتدا بنده فکر کردم منظور این است که میتوان از روی پاپوش هم مسح کشید و لازم نیست دست را زیر آن کرد ولی با دیدن حدیث بعدی فهمیدم که چنین نیست .

عن میسر بن ثوبان، قال: سمعت علیا (علیه السلام) یقول: «سبق الکتاب الخفین و الخمار»

میسر بن ثوبان روایت کرده که شنیدم علی علیه السلام می گفت: کتاب بر پایپوش ها و چادر پیش است

عن صفوان، قال: سألت أبا الحسن الرضا (علیه السلام) عن قول الله: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ، فقال: «قد سأل رجل أبا الحسن (علیه السلام) عن ذلک، فقال: سیکفیک- أو کفتک- سوره المائده» یعنی المسح علی الرأس و الرجلین». قلت: فإنه قال: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ فکیف الغسل؟ قال: «هکذا، أن یأخذ الماء بیده الیمنی فیصبه فی الیسری، ثم یفیضه علی المرفق، ثم یمسح إلی الکف». قلت له: مره واحده؟ فقال: «کان یفعل ذلک مرتین». قلت: یرد الشعر؟ قال: «إذا کان عنده آخر فعل، و إلا فلا».

صفوان روایت کرده که از ابا الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام در باره آیه «فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعبَینِ» پرسیدم. ایشان فرمودند: مردی از اباالحسن علی علیه السلام در این باره پرسید و ایشان فرمود: برای تو کافی است سوره مائده، و منظورش این بود که مسح بر سر و دو پا (یعنی کیفیت خاصی نمی­خواهد و مجرد کشیدن دست تر کافی است). راوی گوید: به ایشان عرض کردم خدای تعالی فرموده است: «فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ» غسل و شستن آنها چگونه است؟ فرمود: این گونه که آب را با دست راست برداری و بر دست چپ بریزی و تا آرنج دست را خیس کنی و آن گاه تا سر انگشتان دست به حالت مسح، آب را بکشی. گفتم: یک بار؟ فرمود: وی دو بار انجام می داد. گفتم: آیا (هنگام شستن دست) مو را باید کنار زد؟ فرمود: اگر مویی غیر از موی معمول داشت آری وگر نه نیازی نیست.

عن علی بن أبی حمزه، قال: سألت أبا إبراهیم (علیه السلام) عن قول الله: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ إلی قوله: إِلَی الْکَعْبَیْنِ فقال: «صدق الله». قلت: جعلت فداک، کیف یتوضأ؟ قال: «مرتین مرتین». قلت: یمسح؟ قال: «مره مره». قلت: من الماء مره؟ قال: «نعم». قلت: جعلت فداک فالقدمین؟ قال: «اغسلهما غسلا»

علی بن ابی حمزه روایت کرده که: از موسی بن جعفر علیه السلام در باره آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعبَینِ» پرسیدم، فرمود: راست گفت خدا. گفتم فدایت شوم، چگونه وضو می گیرند؟ فرمود: دوبار، دوبار. گفتم: مسح چگونه؟ فرمود: یک بار، یک بار. گفتم: از آب یک بار (ممکن است)؟ فرمود: آری. گفتم: فدایت شوم پاها چه؟ فرمود: آنها را خوب بشوی

اینجا هم امام فرموده که پاهارو بشوریم .

عن محمد بن أحمد الخراسانی- رفع الحدیث- قال: أتی أمیر المؤمنین (علیه السلام) رجل فسأله عن المسح علی الخفین، فأطرق فی الأرض ملیا، ثم رفع رأسه، فقال: «یا هذا، إن الله تبارک و تعالی أمر عباده بالطهاره، و قسمها علی الجوارح، فجعل للوجه منه نصیبا، و جعل للرأس منه نصیبا، و جعل للیدین منه نصیبا، و جعل للرجلین منه نصیبا، فإن کانتا خفاک من هذه الأجزاء فامسح علیهما»

محمد بن احمد خراسانی در حدیثی مرفوع روایت کرده که مردی نزد امیر المؤمنین علیه السلام آمد و در باره مسح روی پایپوش­ها پرسید. امام مدتی به زمین خیره ماند و آن گاه سر برداشت و فرمود: ای مرد! خدای تعالی بندگانش را به پاکیزگی فراخوانده است و آن را بر اندام ها پخش نمود و برای صورت بهره ای از آن نهاد و برای سر بهره ای و برای دست­ها قسمتی و برای پاها نیز نصیبی مشخص نمود. پس اگر پایپوش های تو بخشی از این اندام هستند، بر آنها مسح بکش.

اینجا هم به نظرم اومد که فرموده اند پاهارو بشور چون دلیلش پاکیزگی هستش .

عن زراره، عن أبی جعفر (علیه السلام)، قال: «فرض الله الغسل علی الوجه، و الذراعین، و المسح علی الرأس و القدمین، فلما جاء حال السفر و المرض و الضروره وضع الله الغسل، و أثبت الغسل مسحا، فقال: وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی أَوْ عَلی سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ إلی قوله: وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ».

زراره، از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: خداوند، شستن را بر صورت، دو ساق دست، و مسح سر و دو پا را واجب گردانید و چون حالت های سفر و بیماری و ضرورت پیش آمد، خداوند غسل را از عهده برداشت و غسل را به شکل مسح واجب گردانید و فرمود: «وَإِن کُنتُم مَّرْضَی أَوْ علَی سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنکُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُم مِّنْهُ»

عن زراره، عن أبی جعفر (علیه السلام)، فی قوله: «ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ فی الدین مِنْ حَرَجٍ و الحرج: الضیق»

زراره، از امام باقر علیه السلام روایت کرده که ایشان در باره آیه «مَا یُرِیدُ اللّهُ لِیَجْعلَ علَیْکُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَ_کِن یُرِیدُ لِیُطَهَّرَکُمْ وَلِیُتِمَّ نِعمَتَهُ علَیْکُمْ لَعلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» فرمود: یعنی در دین «من حرج» و حرج به معنی تنگناست

در کل با همه ی اینها باید عرض کنم که متاسفانه این قوانین برای بنده تنگنا ایجاد کرده و نمیتونم به راحتی وضو بگیرم چون معمولا هر چقدر هم دقت میکنم میبینم مقداری آب غیر وضو به روی پایم ریخته که مسح را مشکل میکند ، علاوه بر آن نمیتوانم شیر آب را هنگام وضو ببندم و آب هدر میرود ( چون در این صورت دستم به آب غیر وضو میخورد ) و بنده از این بابت ناراحت میشوم ، لطفا راهنمایی کنید چیکار کنم .

شروحیل;999634 نوشت:
وغسلت قدمی ، ترجمه: زید بن علی از پدرانش از علی علیه السلام روایت می کند که گفت: ... و پایایم را شستم و به من فرمود: ای علی بین انگشتان پایت را خلال (دست بکش و تمیز) کن تا با آتش خلال نشود.

شروحیل;999634 نوشت:
«... فَامْسَحْ رَأْسَکَ ثُمَّ اغْسِلْ رِجْلَیْکَ»، ترجمه: امام صادق علیه السلام می گوید: ... و اگر مسح کردن سرت را فراموش کردی و پاهایت را شستی، پس برگرد و دوباره سرت را مسح کن سپس پاهایت را بشوی.


سبک زندگی برخی مردم و حکمت شستن پا قبل یا بعد از وضو در برخی نقلها:

ممکن است برخی از نقلها، مثل آنچه آورده اید، شبهه تعارض با دیگر روایات را به دنبال داشته باشد. اما مرحوم فیض کاشانی در کتاب گرانقدر الوافی، توضیح راهگشایی درباره امثال این نقلها دارند. ایشان با توجه به سبک زندگی و شرایط اعراب، مخصوصا اعراب بادیه نشین و بالاخص اعراب جاهلی، به نکات مهمی اشاره می کند. ایشان توضیح می دهد از آنجایی که بسیاری از اعراب، پا برهنه راه می رفتند، معمولا پاشنه پایشان ترک خورده و خونی بود. گذشته از آن، به دلیل عادتی که از قبل از اسلام داشتند، بنا بر عقیده ای که بین شان مشهور بود، برای درمان شکافهای پا، بر آن ادرار هم می کردند. بعضی روایات که در این زمینه شستن پا وارد شده است، اگر صحت آن را بپذیریم، می تواند به خاطر این مسائل هم باشد.

پی نوشت:
1. نگاه کنید: فيض كاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى، الوافي، ج 6، ص 298، 26جلد، كتابخانه امام أمير المؤمنين على عليه السلام - اصفهان، چاپ: اول، 1406 ق.

به نام خدا

سلام
کارشناس و دوستان محترم
ببخشید اخر نتیجه چه شد؟ چگونه وضو گرفتن صحیح هست؟ پاها رو باید شست یا مسح کرد؟
الان روایت از امام هست پا ها رو باید شست... یه روایت دوباره از امام است باید مسح کرد... هم از منابع شیعه حدیث وجود دارد که شستن پا ها درست است و هم از منابع اهل سنت حدیث وجود دارد که مسح پاها صحیح است...
اخر چه کنیم؟

UTD;999854 نوشت:
به نام خدا

سلام
کارشناس و دوستان محترم
ببخشید اخر نتیجه چه شد؟ چگونه وضو گرفتن صحیح هست؟ پاها رو باید شست یا مسح کرد؟
الان روایت از امام هست پا ها رو باید شست... یه روایت دوباره از امام است باید مسح کرد... هم از منابع شیعه حدیث وجود دارد که شستن پا ها درست است و هم از منابع اهل سنت حدیث وجود دارد که مسح پاها صحیح است...
اخر چه کنیم؟

سلام و عرض ادب

به انچه می دانید عمل کنید

خداوند انچه نمی دانید به شما خواهد آموخت

اگر میدانید شستن پا لازم است ( کثیف یا نجس است ) باید شسته شود

چرا که یکی از حکمت های وضو پاکیزه حاضر شدن در برابر خداوند است

اگر لازم نیست مسح کفایت می کند

برداشت بنده این بود

البته هر شخص خودش باید به علم لازم برسد

بنده را در قبر خودم می گذارند

شما را در قبر خودتان

مراجع و علما را هم در قبر خودشان

هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نخواهد کشید

شروحیل;999856 نوشت:
سلام و عرض ادب

به انچه می دانید عمل کنید

خداوند انچه نمی دانید به شما خواهد آموخت

اگر میدانید شستن پا لازم است ( کثیف یا نجس است ) باید شسته شود

چرا که یکی از حکمت های وضو پاکیزه حاضر شدن در برابر خداوند است

اگر لازم نیست مسح کفایت می کند

برداشت بنده این بود

البته هر شخص خودش باید به علم لازم برسد

بنده را در قبر خودم می گذارند

شما را در قبر خودتان

مراجع و علما را هم در قبر خودشان

هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نخواهد کشید


سلام
اینطور که نمی شود...
چه شعیه و چه سنی استدلال های خودشان را دارند و هر دو بنظر درست میگویند...
شیعه میگوید أَرْجُلَكُمْ را بعضی قاریان قرآن با فتحه نمی خوانند بلکه با کسره میخوانند...
همینطور که در آیه مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ میتوان مَالِكِ را به دو صورت خواند...
اگر کسره باشد که نظر شیعه درست است ولی از طرفی خود آیه فتحه است و گویا با توجه به قواعد عربی میتواند به شستن برگردد مثل صورت و دست ها...

UTD;999860 نوشت:
سلام
اینطور که نمی شود...
چه شعیه و چه سنی استدلال های خودشان را دارند و هر دو بنظر درست میگویند...
شیعه میگوید أَرْجُلَكُمْ را بعضی قاریان قرآن با فتحه نمی خوانند بلکه با کسره میخوانند...
همینطور که در آیه مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ میتوان مَالِكِ را به دو صورت خواند...
اگر کسره باشد که نظر شیعه درست است ولی از طرفی خود آیه فتحه است و گویا با توجه به قواعد عربی میتواند به شستن برگردد مثل صورت و دست ها...

سلام و عرض ادب


از آنها که دین را پراکندند و در آن فرقه فرقه شدند چشم بپوش
سوره انعام آیه 159
و یونس آیه 19

برادر گرامی

شیعه و سنی و ... و هر چه باعث تفرقه است را رها کن

به ندای قلبت گوش بده و تسلیم امر خدا باش

در پناه حق تعالی

شروحیل;999862 نوشت:
سلام و عرض ادب

از آنها که دین را پراکندند و در آن فرقه فرقه شدند چشم بپوش
سوره انعام آیه 159
و یونس آیه 19

برادر گرامی

شیعه و سنی و ... و هر چه باعث تفرقه است را رها کن

به ندای قلبت گوش بده و تسلیم امر خدا باش

در پناه حق تعالی


سلام
ندای دلم میگه، برم سراغ قدیمی ترین منبع حدیث که به زمان پیامبر نزدیک تره و ببینم صحابه و پیامبر(ص) چگونه وضو میگرفتم از همون ها پیروی کنم که به عبارتی دارم راه سنی ها رو میرم...

ندای دلم میگه، حضرت علی (ع) و امامان(ع) بر حق بوده و پیروی از آنها با پیروی از پیامبر(ص) و خدا فرقی ندارد...

ندای دلم میگه، قبل وضو اول پاها رو بشورم قشنگ تمیز شه بعد خشک شد برم وضو بگیرم و بعد پاها رو مسح کنم...

ندای دلم میگه، چه مسح کنم چه بشورم چه دستم رو از پایین به بالا بشورم یا از بالا به پایین برای خدا مهم نیست...

میبنی اگر بخوام فقط با ندای دلم پیش برم ممکنه سر از ترکستان در بیارم:-ss

می دانید نام بلندترین سوره قرآن از کجا گرفته شده؟

از حکایت گاو بنی اسرائیل که درسوره بقره آیات ۶۷ تا ۷۱ آمده است. از این حکایت، سرسری نگذرید که بسی گرانمایه و گرانقدر است. حکایت همه آنهاست که کلام پروردگارشان را کافی و حق نمی دانند و همش به دنبال حرف و حدیث این و آن می گردند تا با پندارها و اقوال متشابه، که امر را بر ایشان مشتبه می کند، حکم خدا را کامل نمایند و به قول خودشان حق را تمام گردانند
اینان اگرچه به خداوند و کتابش ابراز ایمان می کنند اما در حقیقت ایمان ندارند و همیشه براین باورند که سخن مولای حقشان برای رهنمایی چیزی کم دارد که غیر او بایدکاملش کند.


موسی به بنی اسرائیل گفت: خداوندشما را امر می کند گاوی بکشید
بنی اسرائل پاسخ دادند:ما را مسخره گرفته ای؟

گفت: پناه می برم به خدا که مثل نادانها بخواهم شما را مسخره کنم

گفتند:از پروردگارت بخواه برایمان مشخص کند چگونه گاوی باشد

وقتی می فرماید گاوی بکشید تکلیف بر شما تمام است، هر گاوی دلتان خواست بکشید دیگر این ایرادات بنی اسرائیلی برای چیست؟ یعنی می خواهیدبگویید حکم پروردگارتان مجمل و ناقص است؟ حتماً باید کسی بیاید آن را برایتان کامل کند؟! باز گلی به جمال آنها که از موسی انتظار نداشتند حکم را برایشان کامل کند بلکه به او می گفتند از پروردگارش بخواهد تا این کار را بکند.

موسی گفت: پروردگار می فرماید گاوی باشد نه پیر و فرتوت نه آنقدرجوان و خام بلکه گاوی میان سال. پس حالا آنچه را به شما امر شده انجام دهید.

اما بنی اسرائیل باز قانع نشدند و همچنان گمان می کردند حکم خداوند برای عملی شدن چیزی کم داردو هنوز کامل نشده است!

باز گفتند: از پروردگارت بخواه برایمان مشخص کند چه رنگی باشد.

گفت: می فرماید گاوی باشد زرد یک دست که بینندگان را به نشاط آورد.

باز گفتند: از پروردگارت بخواه برایمان مشخص کند چگونه گاوی باشد، چرا که امر بر ما مشتبه شده و نمی دانیم کدام گاو را باید ذبح کنیم.

معلوم است دیگر، وقتی حکم پروردگارتان را کافی ندانستید و هی به آن شاخ و برگ دادید حالا گاوهای زیادی نزدیک به مشخصات درخواستی شما پیدا شده اند و آن چنان امر را بر شما مشتبه کرده اند که نمی دانید کدام یک را باید انتخاب کنید.

موسی گفت: پروردگار می فرماید گاوی باشد که برای شخم زدن و آب یاری کشتزار رام نشده باشد، گاویست بی عیب و یک رنگ.

گفتند: حالا حق مطلب را آوردی!

یعنی وقتی پروردگارتان فرمود گاوی بکشید حق نبود؟! حالا که کلی شاخ و برگ به آن دادید شد حق؟!

و این قصه غم انگیز و حکایت تلخ همه کسانی است که حکم و امرپروردگار خود را کافی نمی دانند و نسبت به هدایتگری آن احساس ایمنی و ایمان ندارند و آنقدر به آن شاخ و برگ می دهند تا امر برشان مشتبه شده و فرقه فرقه شوند و به بیراهه بزنند.

اگر من بخواهم برای این قصه مصداقی مثال بزنم که در رابطه باموضوع تاپیک باشد، مطلبم فوراً پاک خواهد شد، پس نمی زنم شاید حذفش نکنند.

إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ(2:159)

کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه درکتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند.


UTD;999878 نوشت:
سلام
ندای دلم میگه، برم سراغ قدیمی ترین منبع حدیث که به زمان پیامبر نزدیک تره و ببینم صحابه و پیامبر(ص) چگونه وضو میگرفتم از همون ها پیروی کنم که به عبارتی دارم راه سنی ها رو میرم...

ندای دلم میگه، حضرت علی (ع) و امامان(ع) بر حق بوده و پیروی از آنها با پیروی از پیامبر(ص) و خدا فرقی ندارد...

ندای دلم میگه، قبل وضو اول پاها رو بشورم قشنگ تمیز شه بعد خشک شد برم وضو بگیرم و بعد پاها رو مسح کنم...

ندای دلم میگه، چه مسح کنم چه بشورم چه دستم رو از پایین به بالا بشورم یا از بالا به پایین برای خدا مهم نیست...

میبنی اگر بخوام فقط با ندای دلم پیش برم ممکنه سر از ترکستان در بیارم:-ss

سلام و عرض ادب

زندگی یعنی همین

اگر قرار بر این باشد که داده ها را بگیریم و مقلدانه بیرون دهیم ، فرق ما با یک کامپیوتر بی جان چیست؟

ما حق زندگی داریم

فقط یکبار

مجبور نیستیم با تقلید کورکورانه آن را تباه کنیم!

در پناه حق تعالی

به من بیاموز;999722 نوشت:
در کل با همه ی اینها باید عرض کنم که متاسفانه این قوانین برای بنده تنگنا ایجاد کرده و نمیتونم به راحتی وضو بگیرم چون معمولا هر چقدر هم دقت میکنم میبینم مقداری آب غیر وضو به روی پایم ریخته که مسح را مشکل میکند ، علاوه بر آن نمیتوانم شیر آب را هنگام وضو ببندم و آب هدر میرود ( چون در این صورت دستم به آب غیر وضو میخورد ) و بنده از این بابت ناراحت میشوم ، لطفا راهنمایی کنید چیکار کنم .

سلام علیکم
محدودیت، طبیعت قانون است:
طبیعت قانون، ایجاد محدودیت است. چه قانون شرعی باشد چه قانون عرفی و عقلایی، به هر حال برخی تنگناها را ایجاد می کند.
عمل به وسواس حرام است:
شریعت در کارهایی مثل وضو گرفتن به شما اجازه سخت گیری و دقتهای غیر عرفی نمی دهد. اساسا عمل به وسواس حرام است. اگر هم نمی توانید وسواس را کنار بگذارید، آن را در اموری مثل حق الناس، غیبت کردن، صرف عمر و تلف شدن وقت و مانند آن به کار بگیرید.
بستن شیر آب در حین وضو:
اولا: معمولا آبی روی شیر نمی ماند یا آنقدر کم است که عرف به آن توجه نمی کند.
ثانیا: آب غیر وضو، در شستن صورت و دست راست مانع نیست و مشکلی ایجاد نمی کند.
ثالثا: زمانی که شما آب را روی آخرین عضو شستنی، یعنی دست چپ ریختید، شیر را می بندید و سپس مشغول شستن دست چپ می شوید. بنا بر این آب شیر، ربطی به مسح پیدا نمی کند و بر فرض که آبی هم روی شیر بوده، جزو آب شستن دست چپ می شود و دیگر آب غیر وضو محسوب نمی شود.
وضوی راحت:
اگر آبی روی محل مسح ریخته است، به راحتی قابل برطرف شدن است، مگر نه این که معمولا افراد محل مسح پا را در حین وضو، به سرعت و به راحتی به پشت ساق پای دیگر می کشند تا آب آن گرفته شود؟ مهم این است که آبی بر روی پا نباشد که بر آب مسح، غلبه کند. نمناک بودن محل مسح بخاطر شستشوی قبل یا حین وضو، در وضو اشکالی ایجاد نمی کند. مهم این است که تر نباشد.
تحلیل عرفی:
تمام آنچه توضیح داده شد، بیان مبسوطی است از نگاه و فهم عموم کسانی که وضو می گیرند. منتهی تمام این مطالب، در یک لحظه از ذهن عرف می گذرد، ولی نگارش آن، باعث تفصیل می شود.

سلام.وضو بیشتر از آنکه شستشوی جسمانی باشه شستشوی روحانیه.برای پا گذاشتن در حریم گفتگو با خدا
در دین های قبلی هم شستشوی روحانی وجود داشته مثل غسل تعمید مسیحیان.
پس از نظر عقلی چیزی که از اهل بیت (ع) به ما رسیده عقلانی ترین صورته طهارت برای گفتگو با خداست.چون وقتی تیمم هم در صورت نبود آب باعث طهارت جسم میشه اینکه گفته بشه باید همه پا رو شست و کلی آب هدر داد و غیره برای مقدمه نماز چیز باطلی بنظر میرسه.نظافت و استحمام که جزو دین هست و اینکه بدن نجس یا آلوده نباشه باید انسان قبلا رفع کرده باشه از نظر عقلی نه هنگام وارد شدن به پنج نوبت نماز روزانه!
از این نظر اینکه با آب غیر از وضو نباید مسح کرد و اینکه نباید محل مسح تر باشه هم کاملا قابل درکه.

یه نکته جالب در مورد طهارت یا نجاست روحانی وجود داره در آیات خدا.مثلا سگ رو نجس میدونیم در حالیکه در قرآن اومده که اگر سگ شکاری صیدی رو که شما با لفظ جلاله بسم الله صید کردید براتون بیاره اون صید پاکه و با بزاق اون سگ شکاری نجس نمیشه.این از نشانه های نجاست روحانی سگ هاست.

مستنبط;999218 نوشت:
سلام علیکم
وضو جزو تعبدیات است. حکمت بزرگ در این امور، تمرین تعبد و بندگی است. البته برخی فواید را خود انسان می فهمد یا به گوشه ای از آن هم در روایات اشاره می شود. اما علت یا علل اصلی با فایده و حکمت متفاوت است.

سلام استاد
قطعا تعبدیات، ناسازگار با عالم خارج نیستند.
بلکه هماهنگ با عالم خارج هستند.
این هماهنگی، همان حکمتش است، که ما باید بفهمیم و کشف کنیم.
البته نباید بگوییم تا حکمتش را کشف نکرده ایم، عمل نمیکنیم!
این خلاف تعبد است.
ما باید عمل کنیم (تعبد) حتی اگر حکمتش را ندانیم.
اما این دلیل نمیشه که بگیم این احکام صرفا جنبه تعبدی دارند و چیز دیگری توش نیست (البته شما اینو نگفتید)

همچنین، خداوند ما را به امور بی حکمت، فرمان نمیدهد.
پس گرچه جنبه تعبدی در آن وجود دارد، اما قطعا حکمت وجودی هم دارد.
وگرنه می توانستند ما را به احکامی غیر از اینها فرمان بدهند و ما هم با همان احکام، تعبدمان را تقویت کنیم.

نزدیک مرگ;1000406 نوشت:
وضو بیشتر از آنکه شستشوی جسمانی باشه شستشوی روحانیه.برای پا گذاشتن در حریم گفتگو با خدا

نزدیک مرگ;1000406 نوشت:
تیمم هم در صورت نبود آب باعث طهارت جسم میشه

همان طور که اشاره فرمودید، مساله وضو، بیش از آنکه نتیجه و حکمتش نظافت شخصی باشد، طهارت از جانب خداست که بعضی دوستان در نوشته های قبلی به این مساله دقت نداشتند. خداوند سبحان، یکی از دو دلیل اصلی وضو را این اعلام می فرماید "لیطهرکم"، یعنی برای اینکه خدا شما را تطهر کند. در حالیکه آنچه دوستان به عنوان حکمت وضو بیان کردند، نظافت شخصی است. آب ریختن روی دست و صورت و شستن یا نشستن پا و رفع بوی بد، نظافت است نه طهارت الهی.
شاهد مهمی که به آن اشاره کردید همین تیمم است که نشان میدهد نظافت از حواشی وضو است نه حکمت آن. چه برسد به اینکه علت هم باشد. نظافت به جای خودش به قدر کافی در شریعت اسلام، آداب و احکام و توصیه و اسحباب دارد، اما تیمم که غبار آلود شدن است، نظافت مرسوم نیست اما طهارت الهی را به دنبال دارد.

عبد شکور;1000446 نوشت:
سلام استاد
قطعا تعبدیات، ناسازگار با عالم خارج نیستند.
بلکه هماهنگ با عالم خارج هستند.
این هماهنگی، همان حکمتش است، که ما باید بفهمیم و کشف کنیم.

علیکم السلام
بله، بیان شما درست است. اما مساله این است که در امور عبادی حتی وقتی که مثل اینجا علت ها هم ذکر می شود (لیطهرکم)، اما باز هم رابطه بین وضو یا تیمم با طهارت الهی به درستی برای ما مشخص نیست. به عبارتی ما هم وضو و احکامش را دانسته ایم و هم علت اصلی را، اما اینکه چطور این طهارت، بر وضو با آن احکام و جزییات خاصش بار می شود را خیلی اجمالی و مبهم متوجه می شویم.

مستنبط;1000484 نوشت:

همین تیمم است که نشان میدهد نظافت از حواشی وضو است نه حکمت آن.

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

جالب است که شما از یک حکم اضطرار به این نتیجه می رسید که طهارت ظاهری مهم نیست!

برادر گرامی

آیا شما می توانید جایی که آب هست و برای شما ضرری ندارد تیمم کنید؟؟؟؟؟؟

مهم طهارت باطنی است دیگر !!!!

چه نیازی به وضو هست !!!

تیمم هم کار وضو را می کند!!!!

درست نیست برای به کرسی نشاندن سخنان گهربارتان به هر ترفندی رجوع کنید!

در پناه حق تعالی

شروحیل;1000525 نوشت:
سلام و عرض ادب

برادر گرامی

جالب است که شما از یک حکم اضطرار به این نتیجه می رسید که طهارت ظاهری مهم نیست!

برادر گرامی

آیا شما می توانید جایی که آب هست و برای شما ضرری ندارد تیمم کنید؟؟؟؟؟؟

مهم طهارت باطنی است دیگر !!!!

چه نیازی به وضو هست !!!

تیمم هم کار وضو را می کند!!!!

درست نیست برای به کرسی نشاندن سخنان گهربارتان به هر ترفندی رجوع کنید!

در پناه حق تعالی

سلام برادر گرامی.با اجازه دوستی که نقل قول کردید من پاسختان را میدهم چون ایشان هم در تایید مطلب من این مطلب رو فرمودند.

شروحیل;1000525 نوشت:

آیا شما می توانید جایی که آب هست و برای شما ضرری ندارد تیمم کنید؟؟؟؟؟؟


خیر.هنگامی که آب در دسترس است باید با آب وضو گرفت.این از مهربانی و لطف و رحمت خداوند است بر بندگانش که در هنگام اضطرار شرایط بنده اش را درنظر میگیرد.مثل آن است که شما غذایی در دسترس ندارید و بر شما خوردن حیوان مرده که در شرایط عادی حرام است در شرایط اضطرار و نداشتن هیچ غذایی خداوند این لطف را در حق بنده اش دارد که آنرا حلال میکند.
پس اصل طهارت با آب است.ولی در شرایط اضطرار تیمم با خاک هم جسم شما را طاهر میکند برای پا گذاشتن در حریم نیایش و گفتگو با خدا

شروحیل;1000525 نوشت:

مهم طهارت باطنی است دیگر !!!!

چه نیازی به وضو هست !!!

تیمم هم کار وضو را می کند!!!!


بله تیمم هم کار وضو را میکند برای طهارت در شرایط اضطرار و دسترسی نداشتن به آب.این حکم خود خداوند است.
اگر مقصودی غیر از این مطلبی که بیان شد بود باید دستور استحمام و دستور به شستن همه بدن داده میشد.مثل غسل نیز که آنهم طهارت روحانی و جسمانی است.
حالا یک سوال.من وضو گرفتن اهل تسنن گرامی را دیده ام.از نظر منطقی ممکن است آلودگی در قسمت گردن یا قسمت ساق پا یا بالاتر از آرنج دست هم باشد! در آنصورت آیا خدا نمیگفت کل بدن را باید غسل داد برای نماز؟! چگونه با وضو قرار است آلودگی گردن و ساق پا و بالاتر از آرنج رو رفع کرد؟! پس مسئله استحمام و نظافت مسئله ای جداست که باید هر انسان مومنی به آن پایبند باشد و مسئله وضو که بیشتر از آنکه شستشوی جسمانی باشه( که آنهم هست) شستشوی روحانی است.وقتی هم آب در دسترس نیست تیمم با خاک این شستشو و طهارت را انجام میدهد.

در مورد نظافت پیامبر خیلی توصیه کرده اند.توصیه بسیار به مسواک که فرمود اگر بر برخی از مردم سخت نبود آنرا واجب میکردم.یا اینکه هنگام فترت وحی به برخی از مومنان فرمود چگونه وحی بیاید وقتی شما به وضع نظافت و سر و صورت و محاسنتان نمیپردازید.یا اینکه نظافت نیمی از ایمان است.و روایات بسیار دیگر درباره دستور به نظافت و بهداشت به مومنان.

شروحیل;1000525 نوشت:
جالب است که شما از یک حکم اضطرار به این نتیجه می رسید که طهارت ظاهری مهم نیست!

سلام علیکم
برادر عزیز، متنی که نوشتم را لطفا یک بار با دقت بخوانید:
نظافت در اسلام خیلی مهم است
نظافت شخصی غیر از طهارت از جانب خداست
حکمت اصلی وضو، تیمم و غسل، طهارت از جانب خدا معرفی شده است.
و ... .
اگر ابهامی باقی ماند، باز در خدمتم.

مستنبط;1000633 نوشت:

نظافت در اسلام خیلی مهم است
نظافت شخصی غیر از طهارت از جانب خداست

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

اگر طهارت از جانب خداست

چه نیازی به طهارت از جانب بنده خداست؟

خداوند می گفت تیمم انجام دهید کافی است

طهارت از جانب من است!

موقع سجده از بوی ید فرش و نفر جلویی حالت تهوع هم به شما دست داد اشکال ندارد!

مهم این است که تخیل کنید طهارت از جانب من است !

شروحیل;999862 نوشت:
از آنها که دین را پراکندند و در آن فرقه فرقه شدند چشم بپوش، سوره انعام آیه 159

إِنَّ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ في شَيْءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ (انعام/ 159)
آنان كه دين را پراكنده نمودند و (در آن) فرقه فرقه شدند (چشم از آنها بپوش) چنين كسان به كار تو نيايند، (و از دست آنها غمگين مباش كه مجازات) كار آنها با خداست و بعد از اين به آنچه مىكردند آگاهشان مىگرداند. (159)، (ترجمه الهی قمشه ای)
استفاده از این آیه برای نفی مراجعه به فقها و جایگزین کردن فتوای قلب به جای فتوای برآمده از قرآن و روایات، مصداق خود همین آیه است، وانهادن روایات و توصیه به خطورات قلبی، عملا مفارقت و ترک دین است که به ایجاد تفرقه در دین و تشت در دینداران می انجامد. همان طور که امام صادق علیه السلام، این آیه را تفسیر کردند: «فِي قَوْلِهِ «إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً» قَالَ فَارَقُوا الْقَوْمُ وَ اللَّهِ دِينَهُم»، به خدا قسم، مردم از دین خود مفارقت کردند.

مستنبط;1000635 نوشت:

إِنَّ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ في شَيْءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ (انعام/ 159)
آنان كه دين را پراكنده نمودند و (در آن) فرقه فرقه شدند (چشم از آنها بپوش) چنين كسان به كار تو نيايند، (و از دست آنها غمگين مباش كه مجازات) كار آنها با خداست و بعد از اين به آنچه مىكردند آگاهشان مىگرداند. (159)، (ترجمه الهی قمشه ای)
استفاده از این آیه برای نفی مراجعه به فقها و جایگزین کردن فتوای قلب به جای فتوای برآمده از قرآن و روایات، مصداق خود همین آیه است، وانهادن روایات و توصیه به خطورات قلبی، عملا مفارقت و ترک دین است که به ایجاد تفرقه در دین و تشت در دینداران می انجامد. همان طور که امام صادق علیه السلام، این آیه را تفسیر کردند: «فِي قَوْلِهِ «إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً» قَالَ فَارَقُوا الْقَوْمُ وَ اللَّهِ دِينَهُم»، به خدا قسم، مردم از دین خود مفارقت کردند.

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

می توانید بفرمائید اگر اختلاف نظر به معنای مفارقت از دین است

چرا اکثر علمای همین فرقه تشیع
با یکدیگر اختلاف نظر دارند
و شما ان را به معنای مفارقت از دین نمی دانید؟

مفارقت از دین انجاییست که شیعه صفوی برای این که خود را از دیگران جدا کند

بدون استثنا نماز جماعت را در سه نوبت می خواند ( تا شبیه به اهل سنت نباشد )

و نماز مغرب و عشاء را در وقت مغرب جمع می بندد ! ( چیزی که حتی یکبار در سنت دیده نشده !)

فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً

تفرقه در دین انچاست که دیگران را برای این نظر که می خواهند با طهارت در پیشگاه خداوند حاضر شوند

تکفیر کنیم

و انچه از طهارت که در بین خودمانرعایت نمی شود را نادیده بگیریم

و با بازی با کلمه تعبد و تقلید بدون تفکر ، جامعه را از فهم و شعور و حکمت دور نگه داریم

مبادا مردم روزی بفهمند با این فرقه بازی ها چه کلاه گشادی سر ایشان رفته است

شروحیل;1000634 نوشت:
اگر طهارت از جانب خداست.
چه نیازی به طهارت از جانب بنده خداست؟

برادر عزیز، لازم نیست در جواب دادن عجله کنید، بنده در خدمت هستم و تا جایی که لازم باشد و ابهام شما برطرف نشده باشد، بحث ادامه خواهد داشت.
پس اول متنها را بخوانید، قسمتهای مختلفش را نگاه کنید و تنها به یکی دو خط اکتفا نکنید.
یک متن، با یک جمله اش معنا نمی دهد، باید تمام جملاتش را کنار هم معنا کرد.

شروحیل;1000634 نوشت:
خداوند می گفت تیمم انجام دهید کافی است
طهارت از جانب من است!

آیا تیمم در این آیه آمده است یا نه؟
چه در حال اضطرار چه عادی، بالاخره تیمم که غبار آلودن است، در آیه آمده است. بنا بر این "لیطهرکم" بر خاک آلود شدن هم صدق می کند.

شروحیل;1000634 نوشت:
موقع سجده از بوی ید فرش و نفر جلویی حالت تهوع هم به شما دست داد اشکال ندارد!

هر طور خودتان صلاح می دانید! ولی این کار در احکام و مستحبات اصلا پسندیده نیست، بهتر است اجتناب کنید.
روایات زیادی داریم که باید نظافت کرده باشید، برای نماز عطر بزنید تا بوی خوش بدهید، بدنهایتان حتما تمیز باشد، ظاهرتان زیبا باشد، حتی نسبت به ازاله موهای زاید بینی هم سفارش شده!

شروحیل;1000634 نوشت:
مهم این است که تخیل کنید طهارت از جانب من است !

برادر عزیز، تا حالا مجموع فرمایشتان این بود که به روایات مراجعه نکنید چون باعث تفرق در دین است. بجای آن به فتوای قبلتان گوش کنید.
حالا می بینیم که به آیه هم اشکال دارید و طهارت الهی که خدا در آخر آیه می فرماید را تخیل می پندارید.(وَ لكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون‏). توجه کنید تا قبل از آن می فرموید صورت و دست را بشویید و سر و پا را مسح کنید. اما اینجا می فرماید: خدا می خواهد که شما را تطهیر کند و نعمت را بر شما تمام کند، باشد که شاکر شوید.
به تفاوت فاعل ها و افعال دقت کنید تا این اشکالات رفع شود.

شروحیل;1000638 نوشت:
می توانید بفرمائید اگر اختلاف نظر به معنای مفارقت از دین است
چرا اکثر علمای همین فرقه تشیع با یکدیگر اختلاف نظر دارند

شما در نوشته های قبلی تان، برای رفع اختلاف در باب وضو، توصیه کردید که روایات که عامل اختلاف شده اند را کنار گذاشته و به فتوای قلب خود گوش کنیم.
کنار گذاشتن دین یعنی این!
چه کسی گفته است "اختلاف نظر" یعنی مفارقت و کنار گذاشتن دین؟

شروحیل;1000638 نوشت:
و شما ان را به معنای مفارقت از دین نمی دانید؟

اختلاف نظر بین فقهای شیعه که سهل است، حتی اختلافات فقهی بین عالمان شیعه و سنی هم مفارقت دین نیست،

مستنبط;1000640 نوشت:
برادر عزیز، لازم نیست در جواب دادن عجله کنید، بنده در خدمت هستم و تا جایی که لازم باشد و ابهام شما برطرف نشده باشد، بحث ادامه خواهد داشت.
پس اول متنها را بخوانید، قسمتهای مختلفش را نگاه کنید و تنها به یکی دو خط اکتفا نکنید.
یک متن، با یک جمله اش معنا نمی دهد، باید تمام جملاتش را کنار هم معنا کرد.

آیا تیمم در این آیه آمده است یا نه؟
چه در حال اضطرار چه عادی، بالاخره تیمم که غبار آلودن است، در آیه آمده است. بنا بر این "لیطهرکم" بر خاک آلود شدن هم صدق می کند.

هر طور خودتان صلاح می دانید! ولی این کار در احکام و مستحبات اصلا پسندیده نیست، بهتر است اجتناب کنید.
روایات زیادی داریم که باید نظافت کرده باشید، برای نماز عطر بزنید تا بوی خوش بدهید، بدنهایتان حتما تمیز باشد، ظاهرتان زیبا باشد، حتی نسبت به ازاله موهای زاید بینی هم سفارش شده!

برادر عزیز، تا حالا مجموع فرمایشتان این بود که به روایات مراجعه نکنید چون باعث تفرق در دین است. بجای آن به فتوای قبلتان گوش کنید.
حالا می بینیم که به آیه هم اشکال دارید و طهارت الهی که خدا در آخر آیه می فرماید را تخیل می پندارید.(وَ لكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون‏). توجه کنید تا قبل از آن می فرموید صورت و دست را بشویید و سر و پا را مسح کنید. اما اینجا می فرماید: خدا می خواهد که شما را تطهیر کند و نعمت را بر شما تمام کند، باشد که شاکر شوید.
به تفاوت فاعل ها و افعال دقت کنید تا این اشکالات رفع شود.

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

این که خداوند در شرایط اضطرار به بنده اش سخت نمی گیرد ، به این معنا نیست که خاک آلوده شدن ، به معنای طهارت است!

البته باید دقت بفرمایید که همین خاک آلوده شدن از نظر شما ،
طهارت با خاک پاک است ،
در مواقع اضطرار ،
نه آلوده شدن به خاک ناپاک ! ( آنگونه که شما عرض فرمودید تا معنای طهارت را به دلخواه خود نشان دهید )

بله همانگونه که فرمودید همه این اوامر اشاره به طهارت جسمی دارد!

لاز مه طهارت باطنی ، طهارت ظاهری است !

یعنی کسی نمی تواند بگوید طهارت از جانب خداست

پس نیازی به شستن پای بد بو و متعفن نیست!

این سخن مانند همان سخن معروف است !

دلت که پاک باشد کافی است!

بنده کجا گفتم به روایات مراجعه نکنید!!!!!

چرا حرف در دهان بنده می گذارید

بنده در همین تاپیک چند روایت نقل کردم !!!!

بنده گفتم باید شخصا روایات را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد

صرف اینکه فلانی به فلان نتیجه رسیده ، از بنده رفع تکلیف نمی کند

من نوعی ، شخصا و قلبا باید به یک نتیجه صحیح برسم

نه این که صرفا با تقلید کورکورانه ، به زعم خودم ، از خودم رفع تکلیف کنم

شروحیل;1000638 نوشت:
مفارقت از دین انجاییست که شیعه صفوی برای این که خود را از دیگران جدا کند

ما اینجا با نصوص و ظواهر قرآن و روایات کار داریم، بحث ما جامعه شناسی دین و دینداران نیست. لطفا از موضوع خارج نشوید.
شما که تکفیر را تکفیر می کنید، چرا دیگران را به خاطر اختلاف نظر و اختلاف روش، از دین خارج می دانید؟

شروحیل;1000638 نوشت:
بدون استثنا نماز جماعت را در سه نوبت می خواند ( تا شبیه به اهل سنت نباشد )

بدون استثنا؟
بنده -که یک نفر هستم- می شناسم کسانی که خیلی از اوقات نمازها را در وقت فضیلت و به جماعت ادا می کنند.
اگر اتهام شما درست باشد که فقهای شیعه می خواستند شبیه اهل سنت نباشند، در رساله هایشان وقت فضیلت خاص هر نماز را حذف می کردند.
اگر رساله ها را دیده باشید، کسی فتوا نداده است که بخاطر عدم تشبه به اهل سنت، لازم است نمازها جمع خوانده شود. همه رساله ها وقت نمازها را جدا از هم نوشته اند.

شروحیل;1000638 نوشت:
و نماز مغرب و عشاء را در وقت مغرب جمع می بندد ! ( چیزی که حتی یکبار در سنت دیده نشده !)

اولا که روایات جمع خواندن نماز موجود است. پس چطور می فرمایید حتی یکبار دیده نشده؟
ثانیا فاصله وقت فضیلت نماز مغرب و عشا، زیاد نیست، بنا بر این بسیاری از نماز جماعتها ، مخصوصا آنها که دیرتر شروع می شود و نوافل و تعقیبات بین آنها خوانده می شود، نماز عشاء شان، در وقت فضیلت اقامه می شود. برخی مساجد هم در بین نمازها، مساله یا منبر دارند و نماز عشاء شان به طور طبیعی، در وقت فضیلت برگزار می شود.

شروحیل;1000638 نوشت:
فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً

من واقعا متوجه نمی شوم که چرا اصرار دارید بخاطر ضعف در عمل به یک مستحب، فقها و شیعه را از دین خارج بدانید و تکفیر کنید؟
موضوع قفل شده است