جمع بندی تحدی قرآن ؛ درخواستی واقعی یا فراری به جلو ؟!

تب‌های اولیه

142 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="3"]

Dahim Darni;633902 نوشت:
سلام و عرض ادب
...................

مگر معنای تحدی آن است که پاسخ برتری داشته باشد ؟!!

اگر اینگونه است پس چرا گفته می شود " مثلیت " ملاک است و نه برتری یا فضیلت ؟!!

...........، این دو متن مضطرب هستند و متعارض . لذا تعارضا تساقطا !

عمل نضر بن حارث در آوردن داستان هایی برای مقابله با داستان های قرآن ، اعترافشو کنار میزنه و لذا در اصل پاسخ نضر به تحدی خللی وارد نمیکنه !

ببینید این اجماع در حال حاضر هیچ وقت صورت نمیگیره .

پس تا وقتی این اجماع رخ نداده درست نیست گفته بشه " تاکنون هیچ پاسخی به تحدی قرآن داده نشده " . ممکنه پاسخ داده شده باشه ، اما به مرحله داوری و قضاوت نرسیده .

پس تا وقتی این احتمال هست ، گفتن یه عبارت قطعی ( هیچ پاسخی به تحدی داده نشده ) ، غلطه .

ممنون .

با سلام و درود

منظور بنده هم همان همانند آوری است.

موضوع نقل قول نضر بن حارث و ولید بن مغیره و ... سپس استدلال به قاعده تعارضا تساقطا و ...، اصلا وارد نیست زیرا این جا جای تعارض نیست تا نوبت به تساقط برسد. البته این موضوع را ادامه نمی دهم زیرا خارج از موضوع تاپیک است.

ما کاری به نضر بن حارث ها نداریم زیرا اینان فقط نقل داستان می کرده اند. بلکه آن داستان ها ملاک هستند. شما مدعی هستید آن داستان های شاهنامه، از همه لحاظ همردیف قرآن است و قرآن برتری بر شاهنامه ندارد لذا تحدی قرآن توسط داستان های شاهنامه پاسخ داده شده است.

لطف کنید قضاوت کارشناسان اهل فن در این باره را با ذکر آدرس بیان فرمایید.

توجه داشته باشید نظر کارشناسان و اهل فن ملاک است. لذا تا وقتی اهل فن، چنین قضاوتی ندارند، نمی توان مدعی شد تحدی قرآن پاسخ داده شده است. چرا که هر ادعایی نیاز به اثبات دارد و صرف ادعا کفایت نمی کند.

اگر هم هنوز به داوری و قضاوت نرسیده، شاید به جهت این بوده که متخصصان، آن را در حدی ندیده اند که در باره اش به داوری بنشینند.

مگر یک نظریه برای اثبات و اقناع عقل جمعی کارشناسان و متخصصان یک فن، به چه مدت زمان نیاز دارد؟ یعنی پس از 1400 سال هنوز کارشناسان در حال تضارب آراء هستند و در مورد داستان های شاهنامه به نتیجه نرسیده اند؟!!

آیا بهتر نیست منصفانه بیاندیشیم. اگر قرار است گفتگویی علمی داشته باشیم نمی توانیم بگوییم فعلا این را از من بپذیر تا بعدا که دلیلش پیدا شود.

آیا همین که پس از 1400 سال ـ با وجود این همه هجمه و دشمنی با اسلام و قرآن، که مخالفان به دنبال کوچکترین فرصتی هستند تا به گمان خودشان قرآن را از معجزه بودن بیندازند ـ هنوز تحدی قرآن بدون پاسخ مانده، لااقل جای احتمال را باقی نمی گذارد که این کلام بشر نیست و اگر بود توان مقابله با آن وجود داشت؟!

ما ناتوانی بشر پس از 1400 سال را نادیده می گیریم و به صرف این احتمال که شاید کسی پاسخ تحدی را داده ولی هنوز داوری نشده باشد، اعتقاداتمان را استوار می کنیم!! این استدلال، نه عالمانه است و نه منصفانه.[/][/]

میقات;634081 نوشت:
ا ناتوانی بشر پس از 1400 سال را نادیده می گیریم و به صرف این احتمال که شاید کسی پاسخ تحدی را داده ولی هنوز داوری نشده باشد، اعتقاداتمان را استوار می کنیم!! این استدلال، نه عالمانه است و نه منصفانه.

سلام
به فرض صحت حرف شما!!!
از کجا معلوم 100 سال دیگه کسی مثل قران یا بهترشو نیاره؟ببینید ما در این مرحله اعجاز و وحیانی بودن قران رو نپذیرفتیم پس میگیم ممکنه بعدا مثل قرآن بیاد و ادعای اعجاز قران خود به خود رد میشه
یاحق

[="Verdana"][="Black"][="3"]سلام و عرض ادب

میقات نوشت:
منظور بنده هم همان همانند آوری است.

اما خب شما قبلا گفتید که :

میقات نوشت:
اگر واقعا شاهنامه بر قرآن برتری دارد...

میقات نوشت:
موضوع نقل قول نضر بن حارث و ولید بن مغیره و ... سپس استدلال به قاعده تعارضا تساقطا و ...، اصلا وارد نیست زیرا این جا جای تعارض نیست تا نوبت به تساقط برسد. البته این موضوع را ادامه نمی دهم زیرا خارج از موضوع تاپیک است.

این یکی از جواب های من به استدلال شما بود ، اگرچه اضطراب در متن روایت به خوبی رخ داده و مشمول آن قاعده خواهد شد . اما همه جواب من این بود .

بلکه پاسخ اصلی عمل نضر بن حارث است که به تحدی قرآن پاسخ داده است و عمل وی ، اعتراف احتمالی اش را به کلی منتفی می سازد .

میقات نوشت:
ما کاری به نضر بن حارث ها نداریم زیرا اینان فقط نقل داستان می کرده اند.

اما شما به گفته وی استدلال کردید و آنرا به عنوان شهادتی ذکر کردید ( هرچند رد شد )

در ضمن بسیاری از آیات قرآن هم نقل داستان های گذشتگان است .

و شاهنامه پاسخ به داستان های قرآن است . آیا پاسخ به داستان های قرآن به مثابه پاسخ به قرآن نمی تواند باشد ؟!!

میقات نوشت:
شما مدعی هستید آن داستان های شاهنامه، از همه لحاظ همردیف قرآن است و قرآن برتری بر شاهنامه ندارد لذا تحدی قرآن توسط داستان های شاهنامه پاسخ داده شده است.

آن مردمی که داستان های قرآن و داستان های شاهنامه را شنیده اند ( و اتفاقا در میانشان مسلمانان هم بوده اند ) ، از شنیدن داستان های قرآن روی برگردانده و به استماع داستان های شاهنامه پرداخته اند . به نظر شما این خود حاکی از رای آنان و دارویشان بین داستان های قرآن و شاهنامه نیست ؟!

میقات نوشت:
لطف کنید قضاوت کارشناسان اهل فن در این باره را با ذکر آدرس بیان فرمایید.

اولا بنده برای بار سوم است که درخواست میکنم یک مفهوم از داستان های قرآن بیاورید که نتوان آن مفهوم را از داستان های شاهنامه بیرون کشید .

ثانیا رویگردانی از شنیدن داستان های قرآن توسط مردم و مشغول شدن به شنیدن داستان های شاهنامه گویای قضاوت در این مورد است .

ثالثا سکوت قرآن در برابر ادعای نضر ( مبنی بر اینکه وی این داستان ها را در برابر داستان های قرآن آورده ) دیدگاه بنده را تقویت میکند .

میقات نوشت:
توجه داشته باشید نظر کارشناسان و اهل فن ملاک است. لذا تا وقتی اهل فن، چنین قضاوتی ندارند، نمی توان مدعی شد تحدی قرآن پاسخ داده شده است. چرا که هر ادعایی نیاز به اثبات دارد و صرف ادعا کفایت نمی کند.

شما نیز توجه داشته باشید که تا اهل فن قضاوتی نکرده اند ، نمیتوان مدعی شد تحدی قرآن پاسخ داده نشده است !!

میقات نوشت:
اگر هم هنوز به داوری و قضاوت نرسیده، شاید به جهت این بوده که متخصصان، آن را در حدی ندیده اند که در باره اش به داوری بنشینند.

این سخن شما احتمال است ، چون فرمودید " شاید به این جهت بوده که ... " .

عکس آن نیز محتمل است : پاسخ به تحدی داده شده ، اما به علت عدم گردهمایی متخصصان برای داوری ، آن پاسخ هنوز به داوری گذاشته نشده است .

و انتظار نداشته باشید که احتمال شما وارد باشد ، اما احتمال بنده وارد نباشد !

میقات نوشت:
آیا بهتر نیست منصفانه بیاندیشیم. اگر قرار است گفتگویی علمی داشته باشیم نمی توانیم بگوییم فعلا این را از من بپذیر تا بعدا که دلیلش پیدا شود.

آیا همین که پس از 1400 سال ـ با وجود این همه هجمه و دشمنی با اسلام و قرآن، که مخالفان به دنبال کوچکترین فرصتی هستند تا به گمان خودشان قرآن را از معجزه بودن بیندازند ـ هنوز تحدی قرآن بدون پاسخ مانده، لااقل جای احتمال را باقی نمی گذارد که این کلام بشر نیست و اگر بود توان مقابله با آن وجود داشت؟!

اگر مجمعی منصف و متشکل از متخصصان عرب شکل می گرفت و آن مجمع تایید می کرد که هنوز به تحدی پاسخی داده نشده یا پاسخ هایی که داده نشده مقبول نیستند ، آن وقت می توانستید با این قطعیت بگویید در این مدت پاسخی به تحدی قرآن داده نشده . اما آیا شما می توانید ثابت کنید که چنین مجمعی تشکیل شده و حکم آن دادگاه ادبی! چیزیست که شما می فرمایید : " هنوز به تحدی قرآن پاسخی داده نشده " ؟!!

می گویند : یک طرفه به قاضی نروید ...

اما فکر نمیکنید که ما اصلا به قاضی نرفته ایم ؟!!!

با تشکر از شما .[/][/][/]

הנביא מוחמד;634119 نوشت:
سلام
به فرض صحت حرف شما!!!
از کجا معلوم 100 سال دیگه کسی مثل قران یا بهترشو نیاره؟ببینید ما در این مرحله اعجاز و وحیانی بودن قران رو نپذیرفتیم پس میگیم ممکنه بعدا مثل قرآن بیاد و ادعای اعجاز قران خود به خود رد میشه
یاحق

*******************************
با سلام.بنظر منطقی نمیاد.چرا که تا الان موردی نبوده.با توجه به اینکه عمر ما کوتاست!در ضمن چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است دوست من.
با درود فراوان

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

Dahim Darni;629730 نوشت:
سلام

در قرآن ، سوره بقره آیه 23 میخوانیم :

وَ إِن كُنتُمْ فىِ رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلىَ‏ عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَ ادْعُواْ شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِين ( بقره - 21 )

ترجمه :و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد، پس- اگر راست مى‏گوييد- سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را- از غير خدا- فرا خوانيد .

مسئله ای که تو خیلی از بحث ها مطرح میشه ( و به نظر من پاسخ روشنی به اونها داده نشده ) اینه که اصل " همانندی " یعنی چه ؟!

اولا سوره ای که قراره به تحدی قرآن جواب بده ، باید شبیه کدوم سوره قرآن باشه ؟!

ثانیا " وجه یا وجوه همانندی " باید دقیقا چیا باشند ؟!

به این سوالات هرکسی جواب داده به جز خود قرآن!! چرا؟!

عملا جواب هایی که به دو سوال بالا داده میشه سلیقه ای هستند و هیچ مدرک و دلیلی برای اونها وجود نداره . سلیقه هایی که مورد تایید همه مسلمانان نیستند !

عقلا باید خود قرآن مشخص میکرد که دقیقا چی از مخالفینش میخواد ، چه شباهتی مد نظرش هست ؟!

اما وقتی اینهارو مشخص نکرده چطور میشه این تحدی رو یه درخواست منطقی به حساب آورد ؟! بلکه بیشتر این فکر به ذهن میاد که عبارت گنگ و نامفهومِ تحدی ( که اگر مفهوم بود نیاز به تاویل و تفسیر نداشت ) یه جور فرار رو به جلو هست ...


سلام
ابعاد اعجاز قرآن مشخص است
این اعجاز شامل ابعاد لفظی ، مفهومی ، ایجاز و دلالت بر حقایق هستی و بیان احکام تعالی انسان می باشد
الفاظ می بایست شکوهمند و برخوردار از مفاهیم عمیق و قوی باشند و در حداقل الفاظ حداکثر معانی و مفاهیم گنجانده شود و بر راههای تعالی و کمال انسانی در بعد فردی یا اجتماعی هم دلالت کند
این چهارچوب اعجاز قرآن کریم است که تا کنون در هیچ کلامی این حد از فصاحت و بلاغت یافت نشده است
حتی در کلام نبی اکرم و امیر مومنان علیهم السلام این حد از فصاحت و بلاغت یافت نشده است با اینکه شاگردان وحی بلکه مهبط وحی اند
فصحای و بلغای عرب چه در زمان نزول و چه بعد از آن نیز بر عظمت قرآن اعتراف دارند و کلماتشان در این مورد ثبت و ضبط شده است
یا علیم[/][/][/]

محی الدین;634178 نوشت:
فصحای و بلغای عرب چه در زمان نزول و چه بعد از آن نیز بر عظمت قرآن اعتراف دارند و کلماتشان در این مورد ثبت و ضبط شده است

یکی از سوال هایی که همیشه برام مطرح بوده اینه که چرا ما ناتوانی یک عده عرب زمان جاهلی بر تحدی با قرآن رو اینقدر مهم میدونیم
اون زمان کلا 17 نفر سواد خوندن نوشتن داشتن با اون فرهنگ پایین یک جوری میگید فصحا یکی ندونه فکر میکنه امثال سعدی اونجا بودن!!!
یا حق

[="Verdana"][="Black"][="3"]سلام و عرض ادب

محی الدین نوشت:
ابعاد اعجاز قرآن مشخص است
این اعجاز شامل ابعاد لفظی ، مفهومی ، ایجاز و دلالت بر حقایق هستی و بیان احکام تعالی انسان می باشد

من با این حرف شما موافق نیستم ، این ابعاد مشخص نیستند و کارشناس بحث هم تنها از " آنچه مورد اتفاق همگان است " سخن گفتند و هرگز اشاره نکردند که این ابعاد دقیقا چه مواردی هستند .

نکته دوم اینکه هر مفسری مطابق آنچه که خود از قرآن درک میکند ، ابعادی رو برای اعجاز قرآن در نظر میگیره . و حال آنکه ممکنه این ابعاد در نظر عده ای دیگه درست نباشه . مثل اعجاز عددی قرآن و مثال هایی دیگر که برای اطلاع بیشتر به تفسیر المیزان ذیل همین آیه مراجعه کنید .

لذا من در ابتدا سوال پرسیدم که چرا قرآن شروط همانندی رو به شکل دقیق و روشن بیان نکرده و پاسخ کارشناس هم این بود که حداقل این شروط برای عموم قابل فهمه . و همین مقدار هم کفایت میکنه .

محی الدین نوشت:
الفاظ می بایست شکوهمند و برخوردار از مفاهیم عمیق و قوی باشند و در حداقل الفاظ حداکثر معانی و مفاهیم گنجانده شود و بر راههای تعالی و کمال انسانی در بعد فردی یا اجتماعی هم دلالت کند

آیا شما میتونید ادعا کنید که این شرایط توی همه آیات قرآن رعایت شده ؟!

اصلا یه بحث دیگه ای که خوبه راجع به تحدی قرآن طرح بشه اینه که :

پاسخ به تحدی ، باید شبیه کدوم سوره باشه ؟!

محی الدین نوشت:
این چهارچوب اعجاز قرآن کریم است که تا کنون در هیچ کلامی این حد از فصاحت و بلاغت یافت نشده است

تنها زمانی این گفته درسته که مجمع متخصصین زبان و ادبیات عرب این مورد رو تایید کنند . چون داور در موضوع تحدی و پاسخ به تحدی ، اونطور که کارشناس محترم فرمودن ، همین مجمع هست .

و البته مطلب دیگه ای که خوبه مطرح بشه اینه که اگر تحدی قرآن به همه انسان هاست ، قاعدتا با دیگر زبان ها هم میشه به تحدی قران پاسخ داد .

اما آیا میشه بین فصاحت و بلاغت دوتا زبان مختلف داوری کرد ؟!!

محی الدین نوشت:
فصحای و بلغای عرب چه در زمان نزول و چه بعد از آن نیز بر عظمت قرآن اعتراف دارند و کلماتشان در این مورد ثبت و ضبط شده است

البته نظرات افرادی همچون ولید بن مغیره راجع به قرآن تنها توسط مورخین مسلمان نقل شده ، حالا اینکه چقدر میشه به این نقل قول اعتماد کرد ، بحثش اینجا نیست .

اما بر فرض که نقل قول مسلمانان از اونها رو در اینجا بپذیریم ، بازم نمیشه گفت ::: اونها در پاسخ به تحدی ناتوان بودن ! چون اصولا کلام اونها ( حتی بنابر نقل مسلمانان ) راجع به اصل " تحدی و پاسخ به تحدی " نیست .

به علاوه مقابله به مثلی که توسط نضر بن حارث صورت گرفت ، بهترین دلیله که اونها تحدی قرآن رو بی پاسخ نمیدونستن !

با تشکر .

محی الدین نوشت:
[/][/][/]

بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام.
جناب Dahim Darni قرآن یک کتاب متشابه و آیاتش متشابه هست.یعنی آیاتش بازگرداندنی هستند و به آیات دیگر و به کتب منقبل بر می گردند:

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (39 | الزمر - 23)
خداوند بهترین سخن را نازل کرده، کتابی که آیاتش همانند یکدیگر است؛ آیاتی مکرّر دارد که از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام کسانی که از پروردگارشان می‌ترسند می‌افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذکر خدا می‌شود؛ این هدایت الهی است که هر کس را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند؛ و هر کس را خداوند گمراه سازد، راهنمایی برای او نخواهد بود!

میتونم این رو برای شما مثال بزنم.

فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (9 | التوبة - 5)
(امّا) وقتی ماه‌های حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید؛ و آنها را اسیر سازید؛ و محاصره کنید؛ و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است!

این ایه میگه مشرکان رو هر جا یافتید بکشید.اما ایه ی بعد رو ببینید:

وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ (9 | التوبة - 6)
و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند!

پس چی شد؟ مگر قرار نبود مشرکین رو هر کجا یافتیم بکشیم؟ حالا چی شد که باید به اونی که پناه میخواد پناهندگی بدیم و به جای امنش برسونیم؟
داستان از این قراره که اگر با ایات متشابه آشنا نباشید فکر میکنید قران دارای تناقض گویی هست.اما نظر شما رو جلب میکنم به آیات متشابه دیگر....
آیه ای که توضیح میده که اصلاً ما چه کسانی رو باید بکشیم و با چه کسانی میتونیم رابطه ی دوستی داشته باشیم:

لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ (60 | الممتحنة - Dirol
خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمی‌کند؛ چرا که خداوند عدالت‌پیشگان را دوست دارد.

إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَىٰ إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (60 | الممتحنة - 9)
تنها شما را از دوستی و رابطه با کسانی نهی می‌کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند یا به بیرون‌راندن شما کمک کردند و هر کس با آنان رابطه دوستی داشته باشد ظالم و ستمگر است!

بنابراین حکمی که از ایات مد نظر استخراج میشه اینه که یه دسته از مشرکین در امر دین با ما پیکار میکنن که کشتنشون طبق ایات قران واجبه تا مارو نکشن در اصل ما فقط وظیفه دفاع داریم.و دسته ی دوم از مشرکین در امر دین با ما پیکار نکردند.بنابراین ایات خدا همدیگر رو توضیح میدن و عدم وجود یک آیه کل قران رو زیر سوال میبره و باعث ایجاد شبهه میکنه و فرد رو گمراه میکنه.
برای مثال این گمراهی باعث به وجود اومدن فرقه های بسیاری از جمله وهابیت و سنی و شیعه و سلفی و حنبلی و حنفی و شافعی و .... شده و علت این عمل پیروی کردن از کلام غیر از کلام خدا هست.حال اگر شما سوره ای بتونید مانند قران بیارید هرگز نمیتونید فردی رو هدایت کنید زیرا این سوره علاوه بر این نباید در ایات دیگر قران تناقض ایجاد کنه و باعث فرقه گرایی بشه که این عملاً غیر ممکنه هست چون باز یه عده پیدا میشن که کلام خدا رو قبول داشته باشن و سوره ای که شما از خودت ساختی رو قبول نداشته باشن و باز هم باعث گمراهی افراد میشید.برای همین خداوند میگه کسانی رو که میخواهید دعوت کنید که آیا باعث هدایت میشید یا گمراهی؟

وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (2 | البقرة - 23)
و اگر در باره آنچه بر بنده خود [= پیامبر] نازل کرده‌ایم شک و تردید دارید ،( دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را - غیر خدا - برای این کار، فرا خوانید اگر راست می‌گویید!

أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (10 | یونس - 38)
آیا آنها می‌گویند: «او قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست می گویید، یک سوره همانند آن بیاورید؛ و غیر از خدا، هر کس را می‌توانید (به یاری) طلبید!»

أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (11 | هود - 13)
آنها می‌گویند: «او به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگی است)!» بگو: «اگر راست می‌گویید، شما هم ده سوره ساختگی همانند این قرآن بیاورید؛ و تمام کسانی را که می‌توانید -غیر از خدا- (برای این کار) دعوت کنید!»

-------------------------------
مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا ۖ كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (30 | الروم - 32)
از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‌ها و گروه‌ها تقسیم شدند! و (عجب اینکه) هر گروهی به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند!

إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ ۚ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (6 | الأنعام - 159)
کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‌های گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‌ای با آنها نداری! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام می‌دادند، با خبر می‌کند.

به نام خدا
من فکر میکنم پاسخ های دوستمون جناب darni توی تاپیک های مختلفی گفته شده ، تا جایی که یادمه هر چندماه یه بار تاپیکی در مورد تحدی ایجاد میشه .
ببینین تحدی یه چیز واقعا غیر قابل باور برای شخص من هست چون هرچی شما در پاسخ به تحدی بیاری مسلمونا میگن نه و این برتر از قرآن نیست . حالا میخواد شاهنامه باشه میخواد کتاب غیب گویی از 1000 سال دیگه باشه و .... واقعا تا حالا دقت کردین چرا 1400 ساله دیگه هیچ پیامبر یا امامی نمیاد؟چرا هیچ پیامبر یا امامی توی عصر تکنولوژی امروزی نیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم.

muiacir;634473 نوشت:
به نام خدا
من فکر میکنم پاسخ های دوستمون جناب darni توی تاپیک های مختلفی گفته شده ، تا جایی که یادمه هر چندماه یه بار تاپیکی در مورد تحدی ایجاد میشه .
ببینین تحدی یه چیز واقعا غیر قابل باور برای شخص من هست چون هرچی شما در پاسخ به تحدی بیاری مسلمونا میگن نه و این برتر از قرآن نیست . حالا میخواد شاهنامه باشه میخواد کتاب غیب گویی از 1000 سال دیگه باشه و .... واقعا تا حالا دقت کردین چرا 1400 ساله دیگه هیچ پیامبر یا امامی نمیاد؟چرا هیچ پیامبر یا امامی توی عصر تکنولوژی امروزی نیست؟

فرض کنید شما کتابی مثل قران از خودتون نوشتید و صادر کردید.یه سوال ساده از شما میپرسم آیا این کتاب باعث هدایت مردم میشه؟ نه. چرا؟ چون از طرف خدا نیست.. پس نمیتونه مثل کتاب قران باشه و اگر شما بخواهید مثل قران بیارید باید آخرت مردم رو تضمین کنید به پیروی از این کتاب وگرنه به خدا دروغ بسته اید و چیزی بر شما وحی نشده.خودتون تفکر کنید...آیا کسی میتونه بدون اینکه خداوند به وی وحی نازل کرده باشه از خودش وحی صادر کنه و مردم رو به سوی خدا دعوت کنه؟
امیدوارم متوجه شده باشید.
موفق باشید.

موضوع قفل شده است