جمع بندی آیا "یمانی" صرف نظر از مصداق حجت است؟

تب‌های اولیه

110 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با سلام...
برادر عزیز مشخص است که نمی خواهی چیزی را درک کنید و یک نمونه آن ارسال چندین تاپیک برای یک پاسخ است و دلیل این است که می خواهید به خواننده تلقین کنید که انصار قادر به پاسخ گویی نیستند. ولی پاسخهای قاطعانه در مقابل سفسطه های بی اساس راهی ندارند. چون طرف خودش نمی خواهد بداند...

و نمونه آن در این است دقت کنید:

علی مع الحق;329805 نوشت:

متاسقانه شما و دوستانتان برای توجیح روایات استدلالاتی میاورید که حتی وهابیت هماینطور ناشیانه استدلال نمیکند
دوست عزیز روایت کاملا صریح است و میگوید """مهدیین عده ای از شیعیان ما امامان هستند""""
یعنی تعداد شیعیان زیاداست و اینها تعدادی از آن شیعیان هستند
آن وقت شما در جواب میگویید منظور ازشیعه همین 12 نفر میباشد و بقیه شیعه نیستند!!!

کلام شما اول اینکه یعنی انصار از وهابی ها سختر می باشند، در صورتی که این نوع وهابی ها به وسیله وصیت رسول خدا ص ولایت امامان و مهدیین را اثبات می کنند.

بله رسول خدا ص فرمود: یکی از نشانه های زندیق تهمت زدن است

شما که اینقدر به صراحتها معتقد هستید چرا در تاپیکهای قبلی از خودتان هم در ترجمه و هم در توضیحات اضافه می کنید؟؟؟؟
شما متوجه کلام شدید لیکن به خود اجازه نمی دهید چیزی را درک کنید. در کجای کلام بنده نوشته شده که بقیه شیعه نیستند؟ چرا می خواهی اینگونه با زور و بهتان و با نرمی زبان استدلال ما را خدشه دار کنی؟ باید اثبات کنید که بنده گفتم فقط مهدیین سیعه هستند و بقیه خیر....

البته شما سوال نکردید اسم آنها را سوال دادید در صورتی که بر فهم خطای شما از کلام بنده این شش مورد را تدوین کردید و اگر اصلاح کنید نیازی به پاسخ آنها نیست چرا که شش مورد شما بر مبنای فهم غلط از کلام بنده می باشد.

نقل قول:

5-از روایت بر می آید که مهدیین 2 ویژگی دارند:
الف: شیعه امامانهستند
ب:مردم را به سوی ولایت امامان میخوانند
بنابراین کسی که این دو ویژگیرا داشته باشد میتواند جز مهدی باشد
بنده همین جا اعلام میکنم که مهدی اول هستم. آیا شما میتوانید گفته بنده را رد کنید؟؟؟

بله با این حال بیش از دوازده نفر می باشند لذا روایت صریح می گوید دوازده مهدی و آنها مهدیین هستند.
اگر شما بگویید من مهدی هستم باید خودتان اثبات کنید نه ما چون شما مدعی می شوید در غیر این صورت جزو همان کسانی هستید که "یدعون الی نار" می باشند.
شما باید سه وِیژگی را داشته باشید تا حجت خدا یا امام یا مهدی باشید و آنها: نص، علم، حاکمیت الله... فقط آخری بر عدم مهدی بودن شما کافیست و آن برای خدا حکم نمی کنید.

نقل قول:

حال سوال اینجاست چرا اولین مهدی شما در زمان حضور امام دوازدهم و قبل از ظهورایشان آمده و ادعای امامت هم دارد؟
یعنی 2 اشکال وجود دارد:
اولا ایشان بایدبهد از امام دوازدهم میآمد نه قبلش
ثانیا ایشا ادعای امامت کرده در حالی که امامفعلی حضرت مهدی (ع) است و نمیشود زمین در یک زمان 2 حجت داشته باشد. برای مثالزمانی که امام علی (ع) حجت زمین بودند پسران ایشان(ع) امام نبودند و یا زمانی کهامام حسن (ع) به مقام امامت رسیدند امام حسین(ع) تا قبل از شهادت ایشان امام نبودندو زمین همواره یک حجت دارد نه دو حجت!!!

اشکال شما بی اساس است چرا که وصیت رسول خدا ص می گوید: اول مومنان... و اول مومنان و ایمان این شخص در زمان غیبت و ایمان قبل از ظهور شخص امام مهدی علیه السلام می باشد. پس شما که اینقدر به روایتهای دقت کنید بفرمایید معنی اول مومنان در وصیت رسول خدا ص چیست؟
سبحان الله شما مخالف گفته سریح رسول خدا ص شدید چگونه به خود اجازه می دهید؟ مگر رسول خدا ص امام حسن و حسین علیهم السلام را دو امام عادل چه بایستند و چه بنشینند معرفی نکرد؟ لطفا برای گفته خودتان دلیل بیاورید که امام حسین ع در زمان حیاط امام حسن ع امام نبودند.... با ذکر دلیل دلیل دلیل لطفا دلیل نه نظر شخصی، برادر عزیز نظرات شخصی شما برای خودتان است، لطفا برای مردم بی گناه دلیل بیاورید.
شما باید می گفتید که امام حسین در زمان امام حسن علیهم السلام امام بود ولی صامت بود و امام حسن ناطق...
حالا ما هم می گوییم که امام مهدی ع در غیبت صامت است و امام احمد الحسن ع ناطق به حق می باشد.

اثبات کنید که امام حسین ع در زمان امام حسن ع امام نبودند!!!!!!!!!!! منتظریم

نقل قول:

متاسفانه تحریف روایات هم مطلبی است که حتی وهابیت ملعون کمتر در مناظرات انجاممیدهد اما شما و پیروان احمد حسن الا ماشاالله.

اولا ملعون کسی است که با زور و بهتان روایتها را تکذیب می کند، لطفا بحث را به مشاجره نکشید گرامی و ما را در زمره ملعونین قرار ندهید. ملعون در نزد خدا ملعون است نه در نزد خلق تا دلتان بخواد بگو ملعون اما در نزد خدا چه؟؟؟ فکر می کنید با این حرفاتون می تونید دعوت رو خدشه دار کنید... ممنونم از اینکه به شیعیان تابع فقط ثقلین می گویید ملعون واقعا ممنونیم ... اگر تابع ثقلین ملعون است وای به حال کسی که همراه ثقلین علومی را اضافه میکند تا به وسیله آن با ثقلین مبارزه کند.

نقل قول:

نمیدانم شما چه اصراری در تحریف روایات دارید؟؟
کجای روایت چنین مطالبیآمده؟؟؟؟؟
منظور روایت امام زمان (عج) میباشد که مرکز خلافتش کوفه است
شمااگر میگویید منظور یمانی استبدون تحریف روایتدلیل بیاورید

چرا روایت را در نقل قول قرار نمی دهی تا شاهد تحریف شویم ؟ یا می خواهی کمی حرفت را اثبات کنی؟ تحریفی که در روایت انجام شده را ذکر کنید لطفا... شما ترجمه خود را که مملو از تحریف است را چیزی نمی گویی ولی شما هر چیزی که از ما می خوانی را تحریف می گویی؟ واقعا که ثابت کردید نه فقط پژوهشگر نیستید بلکه ....

نقل قول:

برادر عزیز وقتی نه نامی از پدر آمده و نه پسر و شما فقط به واسطه اینکه دو کلمهسفیانی و دعوت در این روایت آمده دارید یک عقیده را وارد دین میکنید
باوربفرمائید که هیچ انسان عاقلی این روایات را به عنوان دلیل بی بدیل قبولنمیکند!

در رد ادعای شما همین بس که حسنی هم در آن زمان به سوی امام دعوتمیکند. چرا نمیگیید منظور حسنی است؟!

البته بنده گفتم که اصل کتاب را پیدانکردم و با سابقه ای که از شما دیدم بعید نیست که کل روایت را تحریف کردهباشید.

بله وقتی می گویم شما اصلا تطبیق و قرینه ها را نمی بینی هیچ جا نخواهی رسید و فقط سر در تحریف موضوع می کنید. روایت واضح است ولی سقم فهم متاسفانه تا این حد است نه بیشتر و نه کمتر...
انسان عاقل را اشاره ای کافیست... کسی که کلامش را فقط بر یک روایت اثبات می کند انسان عاقلی نیست، لذا انسان عاقل به قرینه های موجود در سایر کتب مراجعه می کند البته طالب حق نه سفسطه گر!!!
سابقه شما هم مورد تحسین است برادر با تحریف موضوعات و ترجمه های بی اساس و بی دلیل فقط برای تشویش افکار چیزی ندیدیم.

نقل قول:

چه کسی گفته اگر راوی اول ثقه بود روایت مورد قبول است؟؟!!

دوست عزیز روایتیاز نظر رجالی صحیح میباشد که 3 ویژگی داشته باشد

1-به معصومبرسد

2-منقطع نباشد

3-راویانهمگیثقه باشند

اگر شرایطفوق را داشته باشد تازه ما میریم و روایت را با قرآن میسنجیم
و حتی اگر روایتیصحیح اعلایی نیز باشد اما با قرآن تناقض داشته باشد آن را قبول نمیکنیم

بنده هم برای شما روایتهایی را درج کردم که علم رجال را کله بر باد می دهند و همچنین دارای آن سه ویژگی می باشند چرا آنها را قبول ندارید؟؟؟؟؟

نقل قول:

با نهایت احترام این نوشته ی شما واقعا خنده دار است!! بهتر است هر چه سریع تر اونتاپیک در مورد رجال را بزنید تا بیشتر بخندیم!

اینجا محیط استدلال است نه محل خنده... الضحک فاکهة السفهاء... خنده زیاد میوه سفیهان است... پس به جای خندید دلیل را با دلیل بر گردان لطفا... تا کنون هیچ گونه دلیلی از شما بر رد کلام مشاهده نکردم و کسی جز عاشقان شما حرف شما را تائید نمی کند و قضاوت با منصفان است.
در تاپیک بعدی اگر از سفسطه استفاده شود و جوابی بدون دلیل باشد دیگر به تاپیکهای شما پاسخی نمی دهم و منتظر برادر کریم می مانم.

موفق باشید...

با سلام خدمت کلیه عزیزان

در دو تاپیک از برادر عزیزمان علی مع الحق در خواست کردیم که به تاپیک شماره 60 پاسخ دهند ولی....

و همچنین از ایشان درخواست کردیم از طریق کتب شیعیان و رجال شناسی حادثه غدیر را اثبات کنند ولی باز هم فرار مع القرار...

لطفا پاسخ این موضوعات را بدهید ممنون می شویم

در ضمن کسی منکر امامت ائمه دوازدهگانه نیست، و بی خودی با افکار مردم بازی نکنید.

منتظر پاسخ شما هستیم...

سلام و عرض ادب

برادر عزیز اگر بعضی پست های طولانی را به صورت نمایش متن می آورم برای اینکه پست طولانی نشود
شما میتوانید روی نمایش متن کلیک کنید و کامل ببینید

ansar;329869 نوشت:
مشخص است که نمی خواهی چیزی را درک کنید

ansar;329869 نوشت:
پاسخهای قاطعانه در مقابل سفسطه های بی اساس راهی ندارند.

با تشکر از شما:

ansar;329869 نوشت:
شما که اینقدر به صراحتها معتقد هستید چرا در تاپیکهای قبلی از خودتان هم در ترجمه و هم در توضیحات اضافه می کنید؟؟؟؟

اگر منظورتان امام است که ترجمه کردم امام جماعت
در جواب عرض کردم که این برای فهم بهتر بوده والا اگر بگوییم امام در مسجد نماز میخواند یا بگوییم امام جماعت در مسجد نماز میخواند آیا فرقی میکند؟

ansar;329869 نوشت:
شما باید سه وِیژگی را داشته باشید تا حجت خدا یا امام یا مهدی باشید و آنها: نص، علم، حاکمیت الله... فقط آخری بر عدم مهدی بودن شما کافیست و آن برای خدا حکم نمی کنید.

اولا بنده ادعا کردم اولین مهدی هستم و نه سیزدهمین امام و یا حجت خدا
فقط مهدی

ثانیا:بر فرض که بنده ادعای امامت داشته باشم و حاکمیت الله و این از دید شما بر عدم مهدی بودن بنده کافی باشد
حال همین ادعا را احمد الحسن کرده است آیا شما دلیلی بر نص و علم و حاکمیت الله برای او دارید؟

ansar;329869 نوشت:
اشکال شما بی اساس است چرا که وصیت رسول خدا ص می گوید: اول مومنان... و اول مومنان و ایمان این شخص در زمان غیبت و ایمان قبل از ظهور شخص امام مهدی علیه السلام می باشد. پس شما که اینقدر به روایتهای دقت کنید بفرمایید معنی اول مومنان در وصیت رسول خدا ص چیست؟

بر فرض که سند روایت وصیت صحیح باشد که نیست.
اینکه مهدی اول اولین مقربین و اولین مومنین است، باز این امر اثبات کننده امامت نخواهد بود؛ زیرا این امر منافاتی با وجود دومین مقربین و مومنین نخواهد داشت(مثل اینکه در یک کلاس ده نفر معدلشان 20 باشد) و اثبات شی نفی ما عداه نمی کند. علاوه بر اینکه اولین مومنین و مقربین بودن به تنهایی موجب اثبات امر امامت نخواهد شد

بنابراین هنوز سوال بدون جواب باقی است.

ansar;329869 نوشت:
اشکال شما بی اساس است چرا که وصیت رسول خدا ص می گوید: اول مومنان... و اول مومنان و ایمان این شخص در زمان غیبت و ایمان قبل از ظهور شخص امام مهدی علیه السلام می باشد. پس شما که اینقدر به روایتهای دقت کنید بفرمایید معنی اول مومنان در وصیت رسول خدا ص چیست؟
سبحان الله شما مخالف گفته سریح رسول خدا ص شدید چگونه به خود اجازه می دهید؟ مگر رسول خدا ص امام حسن و حسین علیهم السلام را دو امام عادل چه بایستند و چه بنشینند معرفی نکرد؟ لطفا برای گفته خودتان دلیل بیاورید که امام حسین ع در زمان حیاط امام حسن ع امام نبودند.... با ذکر دلیل دلیل دلیل لطفا دلیل نه نظر شخصی، برادر عزیز نظرات شخصی شما برای خودتان است، لطفا برای مردم بی گناه دلیل بیاورید.
شما باید می گفتید که امام حسین در زمان امام حسن علیهم السلام امام بود ولی صامت بود و امام حسن ناطق...
حالا ما هم می گوییم که امام مهدی ع در غیبت صامت است و امام احمد الحسن ع ناطق به حق می باشد.

اثبات کنید که امام حسین ع در زمان امام حسن ع امام نبودند!!!!!!!!!!! منتظریم

یک سوال ساده: امام حجت خدا بر مردم است حال سوال اینجاست
آیا احمد الحسن حجتی به نام امام زمان(عج) دارد یا خیر؟ (همین استدلال برای امام حسن و امام حسین (ع) صادق است)
اگر بگویید ندارد امامت امام زمان را نفی کردید و اگر بگویید دارد پس وجود او چه لزومی دارد ؟؟

ansar;329869 نوشت:
اولا ملعون کسی است که با زور و بهتان روایتها را تکذیب می کند، لطفا بحث را به مشاجره نکشید گرامی و ما را در زمره ملعونین قرار ندهید. ملعون در نزد خدا ملعون است نه در نزد خلق تا دلتان بخواد بگو ملعون اما در نزد خدا چه؟؟؟ فکر می کنید با این حرفاتون می تونید دعوت رو خدشه دار کنید... ممنونم از اینکه به شیعیان تابع فقط ثقلین می گویید ملعون واقعا ممنونیم ... اگر تابع ثقلین ملعون است وای به حال کسی که همراه ثقلین علومی را اضافه میکند تا به وسیله آن با ثقلین مبارزه کند.

عجیب بود!
احیانا شما وهابی هستید؟؟
بنده عرض کردم وهابیت ملعون . نه انصار ملعون!!!
شما جای بنده باشید الان خنده تان نمیگیرد؟ برادر من به جای اینکه چوش بیاوری مطلب را با دقت مطالعه کن

ansar;329869 نوشت:
تحریفی که در روایت انجام شده را ذکر کنید لطفا...

اصل روایتی که آوردید:

ansar;329211 نوشت:
قال الامام زين العابدين علیه السلام: كاني بصاحبكم علا فوق نجفكم بظهر كوفان[="blue"] معه انصار ابيه[/] تحت راية رسول الله قد نشرها فلا يهوي بها الى قوم الا اهلكهم الله عزوجل. كتاب بحار الانوار ج51ص135، منتخب الاثرص312 بلفظ قريب ومثله في الامام المهدي ص90 ، كتاب يوم الخلاص ص ) 248

امام زین العابدین علیه السلام فرمود: آنگاه صاحبتان را می بینم بر نجف تان در پشت کوفه با او انصار پدرش می باشند زیر پرچم رسول خدا...

که ثابت کردیم روایت را تحریف کرده اید و این عبارت در کتاب موجود نیست.

و ادعای بعدی شما:

ansar;329590 نوشت:

این روایت از روز قیام سخن می گوید زیرا که می گوید: اگر آن را بر افراشت قومی(کافران) نجات نمی یابند مگر اینکه هلاک شوند.

و قطعا هلاکت این قومها در روز قیام است که برافراشته شدن آن در کوفه می باشد. و همچنین این پرچم هدایتگرترین پرچمهاست زیرا که این پرچم رسول خدا صل الله علیه و آله است. و هدایتگرترین پرچمها پرچم یمانی است که هر کی با هر سمتی اگر زیر پرچم یمانی قرار نگیرد هلاک می شود. در این دنیا و آخرت " هر کس از یمانی سرپیچی کند از اهل جهنم می باشد "

و اگر باز هم بگوییم که این شخص امام مهدی علیه السلام باشد خطا است چرا که مبداء ظهور امام مهدی علیه السلام مکه است و این شخص در کوفه می باشد، که پرچمش را بلند می کند و موجب هلاکت قومهای معاند و کافر می گردد.

حال بفرمائید جدای از تحریف اولیه در روایت ، این موارد را از کجای روایت در آوردید؟

ansar;329869 نوشت:
انسان عاقل را اشاره ای کافیست... کسی که کلامش را فقط بر یک روایت اثبات می کند انسان عاقلی نیست

با تشکر مجدد از شما

اما بنده که روایات متواتر با سند صحیح در پست 81 اوردم اما جواب ندادید؟؟؟

ansar;329869 نوشت:
لذا انسان عاقل به قرینه های موجود در سایر کتب مراجعه می کند البته طالب حق نه سفسطه گر!!!

باز هم ممنون...

ansar;329869 نوشت:
بنده هم برای شما روایتهایی را درج کردم که علم رجال را کله بر باد می دهند و همچنین دارای آن سه ویژگی می باشند چرا آنها را قبول ندارید؟؟؟؟؟

جوابتان را دریافت کردید:

علی مع الحق;329618 نوشت:

اولا: با اینکه به بحث ما مربوط نمیشود اما جواب شما ساده است این روایات می گوید هر خبری را که شنیدید استناد آنرا به ما تکذیب نکنید. اما آیا لازمه عدم تکذیب پذیرش و عمل به محتوای خبر میباشد؟؟؟ مسلما خیر

ثانیا: ضمن اینکه روایاتی داریم که ائمه صریحا به بررسی سندی توصیه کرده اند.


اگر مایلید روایات بیان شوند یک تاپیک مجزا بزنید

ansar;329869 نوشت:
در تاپیک بعدی اگر از سفسطه استفاده شود و جوابی بدون دلیل باشد دیگر به تاپیکهای شما پاسخی نمی دهم و منتظر برادر کریم می مانم.

دوستان لطف دارند و روایات متواتر را سفسطه میدانند کاری هم نمیشود کرد
احتمالا پست 81 بنده که جواب نفرمودید سفسطه بوده؟!!!

ansar;329869 نوشت:
در کجای کلام بنده نوشته شده که بقیه شیعه نیستند؟

در اینجای کلامتان که تعداد شیعه (=پیرو) امامان را کمتر از 313 نفر میدانید
احتمالا خودتان را هم شیعه نمیدانید؟!

ansar;329800 نوشت:
، پس اگر بخواهیم شیعیان را دقیقا به کلام اهل بیت علیهم السلام بیان کنیم تعداد آنها خیلی کم می باشد لیکن با این حال باز هم می بینیم که اگر تعداد سیصد و سیزده نفر در زمین مومن و از شیعیان حقیقی بوده اند قطعا امام مهدی علیه السلام ظهور می کردند پس این تعداد کجایند؟ و اگر بخواهیم واقعا شیعیان را بسنجیم و طبق کلام اهل بیت آنها را دریابیم کمتر از تعداد موصوف می باشند، پس دوازده مهدی از همین اقلیت محاسبه شده و تعداد آنها دوازده نفر می باشند که آنها نیز از شیعیان هستند.

راستی ظاهرا شما پست زیر را هم کامل ندیدید!

علی مع الحق;329800 نوشت:
با سلام و عرض ادب

سوالاتی که از این روایت ایجاد میشود به صورت زیر است که خوشحال میشویم اگر توانایی دارید پاسخ ها سنجیده بدهید:

1-امام صادق و پدر ایشان بین امام و مهدی افتراق قائل شده اند. این نشان میدهد که مقام مهدییین جدای از مقام امامان است

2-امام (ع) میفرماید ایشان عده ای از شیعیان ما امامان هستند.
این نشان میدهد مقام مهدییین در حد یک شیعه ی امام میباشد

3-امام(ع) میفرماید مهدیین مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند پس تنها مقام مهدیین این است که مردم را به سمت ولایت امامان میخوانند

4-امام(ع) میفرماید مهدیین مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند ، این نشان میدهد خود مهدیین ولایت بر مردم ندارند بلکه فقط ابلاغ کننده ولایت امامان میباشند

5-از روایت بر می آید که مهدیین 2 ویژگی دارند:
الف: شیعه امامان هستند
ب:مردم را به سوی ولایت امامان میخوانند
بنابراین کسی که این دو ویژگی را داشته باشد میتواند جز مهدی باشد
بنده همین جا اعلام میکنم که مهدی اول هستم. آیا شما میتوانید گفته بنده را رد کنید؟؟؟

6-در روایت آمده است این 12 مهدی بعد از امام دوازدهم میآیند
حال سوال اینجاست چرا اولین مهدی شما در زمان حضور امام دوازدهم و قبل از ظهور ایشان آمده و ادعای امامت هم دارد؟
یعنی 2 اشکال وجود دارد:
اولا ایشان باید بهد از امام دوازدهم میآمد نه قبلش
ثانیا ایشا ادعای امامت کرده در حالی که امام فعلی حضرت مهدی (ع) است و نمیشود زمین در یک زمان 2 حجت داشته باشد. برای مثال زمانی که امام علی (ع) حجت زمین بودند پسران ایشان(ع) امام نبودند و یا زمانی که امام حسن (ع) به مقام امامت رسیدند امام حسین(ع) تا قبل از شهادت ایشان امام نبودند و زمین همواره یک حجت دارد نه دو حجت!!!

ansar;329872 نوشت:
با سلام خدمت کلیه عزیزان

السلام علیکم

ansar;329872 نوشت:
در دو تاپیک از برادر عزیزمان علی مع الحق در خواست کردیم که به تاپیک شماره 60 پاسخ دهند ولی....

در همین پست جواب میدهم تا خیالتان از این بابت هم راحت شود

ansar;329872 نوشت:
و همچنین از ایشان درخواست کردیم از طریق کتب شیعیان و رجال شناسی حادثه غدیر را اثبات کنند ولی باز هم فرار مع القرار...

بنده هم درخواست کردم به جای توهین یک تاپیک مجزا در مورد بحث رجال بزنید زیرا به بحث ما مربوط نمیشود
امیدوارم جا افتاده باشد چون این دفعه پنجم است که میگویم.

ansar;329872 نوشت:
لطفا پاسخ این موضوعات را بدهید ممنون می شویم

چشم امیدوارم شما نیز به پست های قبلی و همچنین پست 81 پاسخ کامل بدهید.

ansar;329872 نوشت:
در ضمن کسی منکر امامت ائمه دوازدهگانه نیست، و بی خودی با افکار مردم بازی نکنید.

بنده هم عرض نکردم شما منکر هستید بلکه روایاتی که آوردیم نشان میدهد فقط و فقط 12 امام و خلیفه و جانشین و حجت داریم نه یکی بیشتر و نه یکی کمتر. امیدوارم به این روایات پاسخگو باشید...

ansar;329872 نوشت:
منتظر پاسخ شما هستیم...

اما پاسخ این پست شما:

(برای دیدن متن روی نمایش متن کلیک کنید)

ansar;329346 نوشت:
با سلام...

برادر عزیز شما کلام بنده را با یک روایت که مخالف نیست و برداشت شخصی خود را بر آن تحمیل کردید در صدد هستید که امامت مهدیین را نفی کنید لذا به روایتهای زیر دقت کنید.

[spoiler]عن الحسين بن ثوير بن أبي فاختة ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : لا تعود الامامة في أخوين بعد الحسن والحسين عليهما السلام ، ولا يكون بعد علي بن الحسين عليه السلام إلا في الاعقاب وأعقاب الاعقاب

حسین بن ثویر بن ابی فاخته گوید : امام صادق (ع) فرمود : بعد از حسن و حسین (ع) امامت به دو برادر نمی رسد . و بعد از علی بن الحسین (ع) نخواهد بود مگر در اعقاب (نسل ها) و اعقاب اعقاب (نسل های نسل ها)

الغیبة الطوسی ص 196 ح 160 . بحار الانوار ج 25 ص 250 ح 2 . إثبات الهداة ج 1 ص 541 ح 349 . علل الشرائع ص 208 ح 9

عن حماد بن عيسى الجهني قال : قال أبو عبد الله عليه السلام : لا تجتمع الامامة في أخوين بعد الحسن والحسين عليهما السلام ، إنما هي في الاعقاب وأعقاب الاعقاب

حماد بن عیسی جهنی گوید : امام صادق علیه السلام فرمود : امامت بعد از حسن و حسین (ع) در دو برادر جمع نمی شود . به درستی که آن در در اعقاب (نسل ها) و اعقاب اعقاب (نسل های نسل ها) خواهد بود

الغیبة الطوسی ص 226 ح 191 . إثبات الهداة ج 1 ص 124 ح 198 بحار الانوار ج 25 ص 251 ح 7 . كمال الدين ص 414 ح 2 . الكافي ج 1 ص 286 ح 4

عن أبي عبد الله عليه السلام قال : لا تعود الامامة في أخوين بعد الحسن والحسين عليهما السلام أبدا ، إنها جرت من علي بن الحسين عليهما السلام كما قال عزوجل : وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ . الأحزاب:6 . فلا تكون بعد علي بن الحسين عليهما السلام إلا في الاعقاب وأعقاب الاعقاب

امام صادق (ع) فرمود : پس از حسن و حسین (ع) امامت هرگز به دو برادر بر نمی گردد . بلکه از علی بن الحسین (ع) آن گونه جریان پیدا کرد که خداوند تبارک و تعالی فرموده است : و خویشاوندان بعضی نسبت به بعضی دیگر از مومنان و مهاجران در کتاب خدا اولی تر هستند . الاحزاب:6 . پس بعد از علی بن الحسین (ع) نخواهد بود مگر در اعقاب (نسل ها) و اعقاب اعقاب (نسل های نسل ها)

الغیبة الطوسی ص 226 ح 192 . بحار الانوار ج 25 ص 252 ح 8 . كمال الدين ص 414 ح 1 . إثبات الهداة ج 1 ص 85 ح 48 . الكافي ج 1 ص 285 ح 1

ملاحظه: برادران و خواهران گرامی اگر به روایتهای فوق دقت فرمائید در مورد امامت سخن گفته شده که در برادرانی بعد از حسن و حسین علیهم السلام جمع نمی شود مگر نسلها یا نسل نسلها...

لذا اهل بیت تعلیل می فرمایند و این امرا را بیان می کنند که باز هم این امر تکرار می شود در نسلهای آینده حال این نسلها چه کسانی هستند؟

قطعا نسلها یکی پس از دیگری می باشند که امامت بین دو برادر جمع شود و این اجماع مجدد امامت بین دو برادر مانند حسن و حسین علیهم السلام تکرار شود. با این حال می بینیم که امامان تا امام مهدی علیهم السلام برادر امامی نداشتند فقط حسن و حسین علیهم السلام. لذا این امر چه وقت تکرار می شود؟ قطعا در دوره مهدیین این امر رخ خواهد و مشاهده می کنیم که چگونه به صراحت اهل بیت علیهم السلام مهدیین را امام خطاب می کنند.

همچنین خواستم نظر شما برادر علی مع الحق را در مورد روایتهای فوق بدانیم

اگر نیاز به توضیح بیشتر هست در خدمتم...

موفق باشید...[/spoiler]

اولا: بنده تا زمانی که راویانش را بررسی کنم صحبتی در مورد صحیح بودنشان نمیکنم این فعلا طلب شما

ثانیا: شما 3 روایت بیان فرمودید که از این 3 روایت تنها روایت نخست که در آن حرف "الا" به کار رفته است داری سو برداشت میباشد و 2 روایت دیگر مطلبی را اثبات نمیکنند

ما فرض رو بر صحیح بودن این روایت میگذاریم این روایت به ما میگوید به جز این 12 امام امامان دیگری نیز داریم!!!!

اما توجه کنید که این یک خبر واحد میباشد و شما برای اثبات یک مطلب مربوط به اعتقاد شیعه باید روایات متواتر با سلسله راویان مختلف بیاورید

ضمن اینکه ما روایات متواتر داریم که خلاف گفته شما را اثبات میکند و میگوید انحصار امامان در عدد 12 میباشد و هیچ امامی به جز این 12 امام نخواهیم داشت که چند مورد را در پست 81 آوردیم

[="blue"]حال منتظر نظر شما در باره 6 مورد بیان شده در پست 81 هستیم[/]

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

برادر عزیز خوب به نوشته های بنده دقت کنید، و از جواب دادن فرار نکنید، لازم نبود بگویی باید بررسی سندی کنیم هر وقت نوشتی مشکلی نیست و تا جواب ندهید جواب شما را نمی دهم، دو مورد زیر را پاسخ دهید لطفا...

حتی اگر چند روز طول بکشد مشکلی نیست فقط جواب بدهید، منتظر می مانیم...

ansar;329872 نوشت:
با سلام خدمت کلیه عزیزان

در دو تاپیک از برادر عزیزمان علی مع الحق در خواست کردیم که به تاپیک شماره 60 پاسخ دهند ولی....

و همچنین از ایشان درخواست کردیم از طریق کتب شیعیان و رجال شناسی حادثه غدیر را اثبات کنند ولی باز هم فرار مع القرار...

لطفا پاسخ این موضوعات را بدهید ممنون می شویم

در ضمن کسی منکر امامت ائمه دوازدهگانه نیست، و بی خودی با افکار مردم بازی نکنید.

منتظر پاسخ شما هستیم...

جناب انصار گرامی
جواب هر دو سوالتان در پست بالای پستتان موجود است
اما جواب پستهای 81 و 76 را ندادید
البته انتظار بیش از این هم از شما نمیرود
فرقه شما همواره از پاسخ به این سوالات فرار کرده
لطفا دفعه بعد با احمد الحسن تشریف بیاورید!

با سلام

پاسخ تاپیک 81 برادر علی مع الحق

نقل قول:

قال الامام الباقرعلیه السلام :من یدعی انه ولدٌ للامام المهدیفالعنوه

ترجمه:هرکس ادعاکندکه من فرزندامام مهدی (عج)هستم اورالعنتکنید

منابع:المختصرج2ص23/الروادع النفوس ص29/الحجة البیضاء ص187/الکفایة فیشرح الغیبه ج2ص1

قال الامام الجوادعلیه السلام: من یدعی فی عصرالغیبهانه ولد للامام القائم فهو مفعول

هرکس ادعاکند درزمان غیبت من پسرامام مهدی (عج)هستم پس او.....!!!!!!!!!!

منابع:منابع المختصرج2ص25/الروادعص32/الامام فی العصرالغیبه مرحوم خاتون آبادی ص165.

روایت آحاد در مقابل روایتهای مخالف و متواتر مذموم است دقت کنید:

عن المفضل بن عمر قال : سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول : إن لصاحب هذا الامر غيبتين إحداهما تطول حتى يقول بعضهم : مات ، ويقول بعضهم : قتل ، ويقول بعضهم : ذهب ، حتى لا يبقى على أمره من أصحابه إلا نفر يسير لا يطلع على موضعه أحد من ولده ولا غيره إلا المولى الذي يلي أمره

مفضل بن عمر گوید : از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود : برای صاحب این امر دو غیبت است : یکی آنقدر طولانی خواهد شد تا اینکه بعضی می گویند : او مرده است و عده ای می گویند : کشته شده است و برخی می گویند : آمده و رفته است تا آنجا که از اصحاب و یارانش عده بسیار کمی می مانند و هیچ کس از اولاد حضرت و دیگران از مکان ایشان مطلع نخواهد بود بجز مولایی که کارهای ایشان را انجام می دهد

الغیبة الطوسی ص 161 ح 120 . إثبات الهداة ج 3 ص 500 ح 280 . بحار الانوار ج 52 ص 152 ح 5. منتخب الانوار المضيئة ص 81 . منتخب الاثر ص 253 ح 9 . البرهان للمتقي الهندي ص 171 ح 4

عن الضراب إصفهاني فی کیفیت صلوات عن الامام المهدی علیه السلام : ... اللهم أعطه في نفسه وذريته وشيعته ورعيته وخاصته وعامته ... اللهم صل على محمد المصطفى ، وعلي المرتضى ، وفاطمة الزهراء ، والحسن الرضا ، والحسين المصطفى ، وجميع الاوصياء ، مصابيح الدجى ، وأعلام الهدى ، ومنار التقى، والعروة الوثقى ، والحبل المتين ، والصراط المستقيم ، وصل على وليك وولاة عهده ، والائمة من ولده ، ومد في أعمارهم ، وأزد (وزد) في آجالهم

از ضراب اصفهانی در کیفیت صلوات از امام مهدی (ع) : ... خداوندا عطا کن به او در خصوص خود او و اولادش و شیعیانش و رعیت و خاصان او و عموم منسوبان به او ... خداوندا بر محمد مصطفی و علی مرتضی و فاطمه زهرا و حسن رضا و حسین مصطفی و تمامی جانشینان درود و صلوات فرست که آنها چراغ های تاریکی و نشانه های هدایت و مناره های تقوا و ریسمان مستحکم و ناگسستنی و راه مستقیم هستند و بر ولی خودت و والیان عهدش و امامان از فرزندان او درود و صلوت فرست ، و بر عمرهایشان بیافزای و زندگی هایشان را طولانی کن

الغیبة الطوسی ص 273 ح 238 . تبصرة الولي ح 70 . بحار الانوار ج 52 ص 17 ح 14 . دلائل الامامة ص 300 . مستدرك الوسائل ج 16 ص 89 ح 1 . إثبات الهداة: ج3 ص 685 ح 96 . جمال الاسبوع: 494

عن صالح بن أبي الاسود، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: ذكر مسجد السهلة فقال: أما إنه منزل صاحبنا إذا قدم بأهله.

صالح بن ابی الاسود گوید : در محضر امام صادق (ع) ذکر مسجد سهله به میان آمد که حضرت فرمود : بدانید که آنجا منزل صاحب ماست در زمانی که با خاندانش آنجا می آیند

الغیبة الطوسی ص 471 ح 488 . بحار الانوار ج 52 ص 331 ح 54 . الكافي ج 3 ص 495 ح 2 . إثبات الهداة ج 3 ص 453 ح 72 . التهذيب ج 3 ص 252 ح 12 . إرشاد المفيد ص 362 . كشف الغمة ج 2 ص 463 . المستجاد ص 554 . الصراط المستقيم ج 2 ص 251 . بحار الانوار ج 100 ص 439 ح 15 . وسائل الشيعة ج 3 ص 533 ح 4 . حلية الابرار ج 2 ص 636 . منتخب الانوار المضيئة ص 191

عن أبي حمزة ، عن أبي عبد الله عليه السلام في حديث طويل أنه قال : يا أبا حمزة إن منا بعد القائم أحد عشر مهديا من ولد الحسين عليه السلام

ابی حمزه از امام صادق (ع) در حدیثی طولانی تا این که فرمود : ای ابا حمزه به درستی که از ما بعد از قائم یازده مهدی از فرزندان (ع) خواهد بود

الغیبة الطوسی ص 478 ح 504 . بحار الانوار ج 53 ص 145 ح 2 . مختصر بصائر الدراجات ص 38 . الايقاظ من الهجعة ص 393

قطعا از فرزندان حسین علیه السلام یعنی سلسه نسبی که از امام مهدی علیه السلام باقی می ماند و آنها مهدیین هستند چون امام مهدی از فرزندان امام حسین علیه السلام است و مهدیین از فرزندان امام حسین در ورایت ذکر شده اند لذا مهدیین به امام مهدی علیه السلام باز می گردند.

قطعا در علم حدیث اگر روایتها بر یک موضوعی بحث کنند حتی اگر بعضی روایان مذموم باشند به دلیل تواتر معنی صحیح می باشند.

در 21 روایتی که فرمدید، نفی بر مهدیین وجود ندارد؟ بلکه ما به قول اهل بیت علیهم السلام عمل می کنیم و آنها گفتند: ائمه از فرزندان او (امام مهدی) یعنی امامان از فرزندان امام مهدی، با این حال نفیی در روایتهایی که ارائه کردید دیده نمیشود.

ثانیا: روایتهایی که ذکر کردید در بین آنها اگر تعداد را جمه ببندید می شود سیزده امام از فرزندان رسول خدا... لطفا اینها را هم دقت کنید.
مثلا در روایت سوم که آن را بدون ترجمه ترک کردید می گوید:
3- عن أبي سعيد رفعه عن أبي جعفر عليه السّلام قال: قال رسول اللّه«صلّىاللّه عليه و آله و سلّم»: «من ولدی اثنا عشر نقيبا، نجيبا، محدثون، مفهمون، آخرهمالقائم بالحق، يملأها عدلا كما ملئت جورا»[3].

رسول خداص فرمود: از فرزندان من دوازده نقیب و نجیب و محدث و فهیم و آخر آنها قائم به حق.... لذا امام علی علیه السلام از فرزندان رسول خدا نیست بلکه حسن و حسین و بقیه امامان علیهم السلام فرزندان رسول خدا ص هستند، و اگر بر فهم شما هم عمل کنیم باز هم ضرری به فرمایشات ما ندارد چرا که در وصیت هم ذکر شده که آخر امامان امام مهدی محمد بن الحسن علیه السلام است و سپس مهدیین، لذا عناد شما با امامت مهدیین که انصار آن را می گویند و گفتن امام از کلام اهل بیت علیهم السلام است و لا غیر... اگر اهل بیت گفتند"ائمه" گناه ما چیست؟ و آنهم بر معنای متواتر...

و همچنین روایت چهارم دقت کنید لطفا...
4-مرحوم کلینی نیز در کافی روایت می کند:
و عن الحسين بن محمد عن معلىبن محمد عن الوشاء عن أبان عن زرارة قال: سمعت أبا جعفر«عليه السّلام»‏ يقول:«نحن‏اثنا عشر إماما منهم حسن و حسين، ثم الأئمة من ولد الحسين عليه السّلام»؛ما دوازدهامام هستیم ، حسن و حسین«علیهم السلام» از جملۀ ائمه اند و امامان از نسل حسین علیهالسلام اند.[4]

اولا در علم رجال شما زراره در کتب مختلف رجال جایی ثقه و جای مذموم شناخته شده است، شما کدام یک را قبول دارید؟
دوما: این روایت نیز مانند روایت قبل است و امام علی علیه السلام را جزو روایت قرار نداده و کلام امام جعفر صادق علیه السلام بر فرزندان است که حسن و حسین علیهم السلام از جمله آنها می باشند پس با احتساب امامت امام علی علیه السلام می شوند سیزده امام...

و همچنین روایت پنجم نیز بر این معنا دلالت دارد مبنی بر اینکه فقط ذکر دوازده امام آمده است و بعد از آنها را نفی نکردند..

و روایت ششم نیز ردی بر آمدن مهدیین بعد از ائمه نمی دهند.

لذا جای مهدیین علیهم السلام در وصیت رسول خدا صل الله علیه و آله می باشد. وصیتی که معصوم از گمراهی است. و متمسک بدان هرگز گمراه نمی شود.

روایت هفتم و هشتم نهم و دهم که ذکر کردید خاتم دوازده امام می باشد و این شکی درش نیست و نجات دهنده بشریت از نقمتها امام مهدی علیه السلام است، لذا حکومت عدل الهی را چه کسانی ادامه می دهند؟ صبر کنید در آخر جواب این سوال را خواهم داد.

روایت یازدهم را نیز بیان کردید که باز هم می دانیم که امام مهدی خاتم دوازده امام است، و مهدی اول شروع دوزاده مهدی است به نام " احمد و عبدالله و مهدی"

و همچنین تا روایت شانزدهم چیزی بر رد مهدیین وجود ندارد.

و اما روایت هفدهم خیلی جالب است دقت کنید لطفا:
17-امام علی علیه السلام به سلیم فرمودند:«يا سليم ،إن أوصيائي أحد عشررجلا من ولدي أئمة هداة مهديون كلهم محدثون . قلت : يا أمير المؤمنين ، ومن هم ؟قال : ابني هذا الحسن ، ثم ابني هذا الحسين ، ثم ابني هذا - وأخذ بيد ابن ابنه عليبن الحسين وهو رضيع - ثم ثمانية من ولده واحدا بعد واحد . وهم الذين أقسم الله بهمفقال : ( ووالد وما ولد ) ( فالوالد رسول الله صلى الله عليه وآله وأنا ، و ( ماولد ) يعني هؤلاء الأحد عشر وصيا صلوات الله عليهم . قلت : يا أمير المؤمنين ،فيجتمع إمامان ؟ قال : نعم ، إلا أن واحدا صامت لا ينطق حتى يهلك الأول .[11]
ترجمه: دو امام با هم جمع می شوند؟ فرمود: اری، مگر اینکه یکی صامت باشد و چیزی نگوید تا اینکه اولی از دنیا برود.
در تاپیکهای قبلی گفتید که امام حسین علیه السلام در حضور برادرش امام نیست، ولی این روایت کاملا کل کلام شما را برهم می زند چرا که خود امام علی علیه السلام جواب شما را می دهد و می گوید که دو امام در یک زمان جمع می شوند و یکی از آنها صامت... لذا قطعا دومی ناطق است.
و در تاپیک شماره 60 بنده نیز ذکر کردم که مجددا این امر تکرار می شود با توجه به روایتها ذکر شده.

لذا کل 21 روایتی که ذکر کردید همه بر این دلالت دارند که امامان دوازده عدد می باشند، لذا ما می گوییم امامان دوازده عدد می باشند و بعد از آنها دوازده مهدی حکومت می کنند و مهدی اول جهت زمینه سازی قبل از ظهور امام دوازدهم ظهور میکند و آن هم به امر امام مهدی علیه السلام.

همچنین موردهای چهارم و پنجم و ششم جوابشان آماده است لطفا به سوالات بنده در تاپیک 83 پاسخ دهید تا آنها را نیز درج کنم.

اصل روایت عربی در کتاب مختصر بصائر الدرجات ص 48

ومما رواه لي ورويته عن السيد الجليل السعيد بهاء الدين علي بن عبد الحميد الحسينى رواه بطريقه عن أحمد بن محمد الايادي يرفعه إلى أحمد بن عقبة عن أبيه عن أبى عبد الله (ع) سأل عن الرجعة احق هي قال نعم فقيل له من أول من يخرج قال الحسين (ع) يخرج على اثر القائم (ع) قلت ومعه الناس كلهم قال لابل كما ذكر الله تعالى في كتابه يوم ينفخ في الصور فتأتون افواجا قوم بعد قوم
مختصر بصائر الدرجات ص 48

و اما در ترجمه شما بدون درج متن عربی که می فرمایید: " حسين‏ عليه السّلام است كهبعد از ظهور قائم عليه السّلاممى‏آيد" حالا همان صفحه ای که خودتان درج کردید را برای شما در لینک همان کتاب و صفحه را درج می کنیم http://lib.eshia.ir/15241/1/48 لینک کتاب مختصر بصائر الدرجات ص 48

برادر عزیز شما که به ما گفتید حتی وهابی ملعون هم اینگونه تحریف نمیکند، حالا باز هم اشکال بزرگ در ترجمه شما آنهم فقط و فقط برای خدشه دار کردن دعوت است چرا ؟؟؟
شما خودتان با انصافی که در راه خدا به خرج می دهید روایت را ترجمه کنید قبولتان دارم آیا نوشته بعد از ظهور؟؟؟؟؟؟
و در روایت نوشته شده که حسین بر اثر قائم خارج می شود و در تاپیکهای قبلی اثبات کردیم که مهدیین هم به قائم خطاب شده اند، و منظور از قائم در روایت آخرین مهدی میباشد که امام حسین علیه السلام بر آن رجعت می کند.
و هیچ گونه روایت صریحی بر نام امام مهدی محمد بن الحسن علیه السلام در روایتهای رجعت نمی باشد و این امر با روایتهای مختلف اثبات شد که مهدی و قائم و صاحب الامر صفت است، و همه اهل بیت علیهم السلام به این صفتها موصوف هستند و صفت هایی که ذکر کردیم نیز بر مهدیین مورد انطباق هستند.

در ضمن برادر قاعده الزام این است که اگر کسی به چیزی اعتراف می کند از طریق همان بدان ملتزمش کن در غیر اینصورت مباحثه بی خودی است، مثلا: اگر بنده با شخصی سنی مذهب مباحثه کنم انصاف نیست که از چیزی که خودم بدان اعتراف دارم ملتزمش کنم، لذا به چیزی که خودش اقرار دارد باید ملتزم شود.

لذا بنده به علم رجال اعتراف و اقرار ندارم و برای بنده اثبات شده که باطل است، اما بنده می توانم به چیزی که خودتان اقرار دارید ملتزمتان کنم، این بنده هستم که باید اط طریق علم رجالی که شما بدان اعتراف دارید استدلال کنم نه شما!!!!
پس قوانین مباحثه را بدانید خواهشن.

در ضمن برادر عزیز شماره 60 از 76 جلوتر است لطفا شما پاسخ دهید به تاپیک شماره 60 بعدا بقیه را خواهم داد.

نقل قول:
اولا: بنده تا زمانی که راویانش را بررسی کنم صحبتی در مورد صحیح بودنشان نمیکنم این فعلا طلب شما

نقل قول:

اخه " فعلا طلب شما " شد جواب؟؟؟؟ شما بررسی خودتان را بکنید ما منتظریم ضمن این به تاپیک شماره 83 هم دقت کنید

برادر عزیز لطفا اگر واقعا می خواهید بحث کنید یک تاپیک درج کنید... این چند بار است که خدمتتان عرض می کنیم ولی رعایت نمی کنید، و این نشانه تعمد شما است، عمدا این امر را تکرار می کنید

علی مع الحق;329825 نوشت:

اولا آرامشتان را حفظ کنید!

دوما دقت کنید!

چهارما شما ابتدای بحث خیلی مودب تر مینمودید!
به نظرم این تغییر در سبک نوشتار نشان از این است که با بحث های صورت گرفته دارید به ضلالت فرقه تان پی مبرید

بهتره شما هیجان زده نشید عزیزم و با این صدای قشنگتون خط به خط آواز برامون نخونید .

مثل اینکه شما فراموشی دارید درسته ؟

علی مع الحق;329825 نوشت:

شما چندین تهمت به بنده وارد کرده اید و پیامبر فرموده یکی از نشانه های زندیق تهمت زدن است
بیشتر مواظب باشید تا خدایی نکرده...

سوما شما اگر دلیلی بر ردیات بنده داشتید بجای تهمت و توهین دلایل را می آوردید

:Khandidan!::Khandidan!:

چه رویی داری واقعا...

ما مودب بودیم و هستیم...شما نبودید و نیستید.

شما اول اینو نوشتیداینو کی اول نوشت :

علی مع الحق;329825 نوشت:

متاسفانه شما[="Red"] و دوستانتان برای توجیح روایات[/] استدلالاتی میاورید که حتی [="red"]وهابیت [/]هم اینطور [="red"]ناشیانه [/]استدلال نمیکند

پس اول یکم از آکبند خارجش کن بعد حرف بزن و بعد ببین کی تهمت میزنه .

ما که دلیل آوردیم شما هم توش موندی ...تو اگر دلیلی داشتی می آوردی.
تو بحث رو بر باد دادی و از این شاخه به اون شاخه دمو دقه پریدی...

فکر کنم فقط پست ارسال میکنی ستاره هات زیاد شه . الله اعلم.

ادب داشته باشد تا باهات مودب صحبت کنند. و هیجان زده نشو توی بحث.

کاش کارشناس کریم بیان...

علی مع الحق;329825 نوشت:

ما که با شما کاری نداریم!
شما آمده اید و دارید در دین بدعت ایجاد میکنید

اول اینکه کار داری چون تهمت زدی به من و گفتی دوستانتان.
دوم شما همونایی هستید که واسه امام مهدی ع قران تاویل میکنید و انکارش میکنید.
ما که بدعتی نذاشتیم.
این شمایید که قران می فرماید روی دین بزگاشون میمونند هرچند اگر اشتباه باشه.
ما که بدعت جدید نذاشتیم.
کله روایات رو هم بذذارید کنار , فقط با قران بحث کنید باید در حال حاضر حجت و اولی الامر رو واسه من مشخص کنید.شمایی که برام دم از ثقه و معتبر میزنید .:ok:

بذار لطفا یک کارشناس با دوستمون بحث کنه و یا یک بحث رو ادامه بده , اینقدر از بحث اصلی فرار نکن.

موضوع قفل شده است