جمع بندی آیا "یمانی" صرف نظر از مصداق حجت است؟

تب‌های اولیه

110 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

ansar;329211 نوشت:
روایت دوم:

قال أمير المؤمنين ع:..وليُبنينّ بالحيرة مسجد له خمسمائة باب يصلي فيه خليفة القائم عجل الله تعالى فرجه لأن مسجد الكوفة ليضيق عنهم، وليصلين فيه إثنا عشر إماماً عدلاً. تهذيب الأحكام للطوسي ج3 ص253

از امير المومنيين (ع) روايت است كه فرمودند : پس بسازد در حيره مسجدی كه پانصد در داشته باشد در آن نماز گذارد خليفه ( جانشين) قائم (ع ) زيرا كه مسجد كوفه كوچكشان باشد ودر آن نماز گذارند دوازده امام عادل.

ملاحظه: خلیفه یعنی جانشین و جانشین جهت استمرار حکومت امام مهدی می باشد، لذا نمی توانیم این امر را بر دوره رجعت حمل کنیم چرا که در ادامه همین روایت فرموده بعد از آن دوازده امام عادل در آنجا نماز می خوانند.

اولا: اثری از حبه العرنی در کتب رجالی موجود نیست پس این روایت قابل اعتماد نیست.

ثانیا:ادامه روایت:

قلت : يا أمير المؤمنين ويسع مسجد الكوفة هذا الذي تصف الناس
يومئذ ؟ ! ! قال : تبنى له أربع مساجد مسجد الكوفة أصغرها وهذا ومسجد ان
في طرفي الكوفة من هذا الجانب وهذا الجانب وأومى بيده نحو البصريين والغريين .

با توجه به ادامه روایت که متاسفانه ذکر نکردید معلوم میشود در اینجا منظور از خلیفه قائم همان نماینده امام (ع) میباشد که امر پیش نمازی را بر عهده دارد.
کاملا مشخص است که امام (ع) نمیتواند خودش در هر چهار مسجد نماز بخواند.

همچنین از صفت """عادل""" که برای """12 امام""" آمده است معلوم میشود که منظور 12 امام معصوم شیعه نیست زیرا آنها(ع) خود به واسطه عصمت ، عادل هستند ونیازی به تاکید وجود نداشت.

بنابراین معنای صحیح روایت به این صورت است:

روزی امام علی علیه السلام به حیره رفت. آن‌گاه با دست به کوفه و حیره اشاره کرد و فرمود: « این دو محل به هم متصل خواهد شد، به طوری که هر ذراع آن به چند دینار فروخته خواهد شد. در حیره مسجدی بنا خواهد شد که پانصد تا در دارد و نماینده قائم علیه السلام در آن نماز جمعه می‌گزارد، چرا که مسجد کوفه برای مردم کوچک است. در آن مسجد، دوازده امام جماعت عادل نماز می‌خوانند.»
حبه العرنی([="blue"]؟؟؟[/]) پرسید: « ای امیر مؤمنان! آیا این مسجدی که وصف می‌کنی گنجایش مردم را در آن زمان دارد؟
« برای مهدی علیه السلام چهار مسجد می‌سازند؛ مسجد کوفه که از همه کوچک‌تر است، این مسجد و دو مسجد دیگر در دو طرف کوفه.» امام علیه السلام هنگام گفتن این جمله با دست به سوی نهر بصریّین و غریین اشاره کرد.

سلام و عرض ادب

علی مع الحق;329409 نوشت:
اولا: اثری از حبه العرنی در کتب رجالی موجود نیست پس این روایت قابل اعتماد نیست.

بررسی دقیقتر:

1- درباره حبة العرنی، در کتاب های رجال توثیقی دیده نمی شود؛ البته رجال ابن داوود گفته: ممدوح.
2- ابیه (که نامش ثابت بن هرمز ابوالمقدام است) زیدی مذهب است و وثاقتش اثبات نشده

تا اینجا 3 روایت شما بر باد رفت
این هم مشتی نمونه خروار
جای تعجب است که عقایدتان را از این جور روایات گرفته اید
یا راویان ضعیف است و یا اشاره به رجعت داشته نه مهدیین و یا روایت را قیچی شده به شما تحویل داده اند...
دوست عزیز کمی خودتان نیز اهل تحقیق باشید و هرکی هرچه به شما گفت چشم بسته نپذیرید

علی مع الحق;329407 نوشت:

(شما میگویید مخالف امامت مهدیین نیست! لطفا بیشتر توضیح دهید)

سلام دوست عزیز
انشالله برادر انصار خودشون هم ( اگر مایل بودند ) پاسخ می دهند.
اما من هم اینجا در این باره توضیحی میدهم :

از ابی بصیر گوید: به امام صادق جعفر بن محمّد (ع)عرض کردم:
ای پسر رسول خدا از پدرتان امام باقر (ع)[="red"]شنیدم که فرمود: پس از قائم دوازده امام می باشند. [/]امام صادق (ع) فرمود:[="red"] بلکه ایشان فرمود دوازده مهدی و نفرمود دوازده امام[/] و ایشان از شیعیان ما می باشند که مردم را به ولایت ما و شناساندن حق ما دعوت می کنند).

چطور ممکنه ابی بصیر صحبتی از امام بودن مهدیین و یا چیزهایی که در حد امام بودن آنها باشد , نشنیده باشد و بعد بگوید از امام باقر ع شنیدم فرمود 12 امام بعد از قائم ؟

دو حالت وجود داره اینجا : (از نظر من)
:

[="4"]1[/]- ابی بصیر از امام باقر ع شنیده که ایشان فرمودند : بعد از 12 امام , 12 مهدی هست.... و احتمالا لا به لای بحث امام باقر ع اشاره کردند که این 12 مهدی , امام هم هستند. و خلاصه ابی بصیر به امام صادق ع گفت : من شنیدم که پدرتون گفتند : 12 امام بعد از قائم هستند. که بعد امام صادق تصحیح می کند که نه ( دقت کن ) پدرم فرموده : 12 مهدی و نه 12 امام. ( یعنی در واقع این گفتن 12 مهدی رو که رسول خدا در وصیت اشاره کرده را رعایت کن. و اسم آنها 12 مهدی هست و پدرم فرموده 12 مهدی بعد از قائم ).

[="red"]حتی امام صادق ع نمی گوید : خیر امام نیستند. بلکه می گوید پدرم فرموده : 12 مهدی نه 12 امام.
[/]

[="4"]2[/]- [="blue"]یا اینکه امام باقر ع در بیان 12 مهدیین چیزهایی فرمودند که ابی بصیر به این نتیجه رسیده که این 12 مهدی , 12 امام هستند. الله اعلم[/]

بلاخره به نظر نمیرسه هیچ صحبتی از امام بودن مهدیین توی کلام امام باقر ع نبوده باشه بعد ابی بصیر بگوید از امام باقر ع شنیدم که فرمود 12 امام بعد از قائم هستند.
______________________________

[="red"]و مورد بعدواسه امام بودن مهدیین میشه اینطوری هم به این نتیجه رسید :
[/]

پیامبر ص فرمودند :
و اما بعد...
و اگر وقت وفات حسن العسكری رسید [="red"]خلافت [/]را به فرزندش م ح م د ، مستحفظ از آل محمد (ص) تسلیم كند و ایشان دوازده امام مى باشند و سپس دوازده مهدى بعد از او مى باشند . پس اگر وفات او (حجة ابن الحسن) رسید [="red"]خلافت [/]را به فرزندش , نخستین مهدیین تسلیم كند كه سه نام دارد ، نامى مانند نام من و نام پدرم : عبد الله و احمد و نام سوّم مهدى است . و او اولین ایمان آورنده (به پدرش) است . الغیبة الطوسی ص 150 ح 111 – در غیبت طوسی ترجمه فارسی ص 300 ح 111 . بحار الأنوار ج 36 ص 260 . بحار الأنوار ج 53 ص 147 – مختصر . غایة المرام ج 2 ص 241 . مختصر البصائر ص 39 . إثبات الهداة ج 1 ص 549 ح 376 . الایقاظ من الهجعة ص 393 .

پس در وصیت مشاهده میشود به ترتیب از امام اول امام علی ع همینطوری [="red"]خلافت [/]تسلیم نفر بعدی میشه تا امام زمان ع. و بعد از دوباره ادامه پیدا می کند و [="red"]خلافت [/]تسلیم اولین [="red"]مهدیین [/]می شود.

[="blue"]و بعد :
[/]

[="magenta"]اگر يمامي خروج كرد بسوي او بشتابید چون پرچمش پرچم هدايت است، و بر هيچ مسلماني جايز نيست از او سرپيچي كند، و هر كس آن را (یعنی سرپيچي را ) انجام دهد از اهل جهنم مي‌باشد، چون به سوي حق و صراط مستقيم دعوت مي‌كند.
[/]
منبع: غيبت نعماني: ص ٢٦٤، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٢٣٢، مستدرك سفينة البحار: ج ١٠ ص ٦٠٣، معجم أحاديث الإمام المهدي. ج ٣ ص ٢٥٥

پس یعنی همه بلا استثنا باید از یمانی تبعیت کنند.
و برای هیچ کس نه حسنی و غیره... این تبعیت وارد نشده و اگر شده بفرمایید.

پیامبر فرمود : و بعد... از هیچ‌ کس ابداً [="red"]تبعیت [/]نکن تا مردی را از فرزندان حسین (ع) ببینی که با اووصیت رسول خدا (ص) و پرچم او و [="red"]سلاح [/]او باشد . تفسیر العیاشی ج 1 ص 64 . بحار الأنوار ج 52 ص 222 . إلزام الناصب ج 2 ص 96

پس یمانی باید [="red"]سلاح [/]داشته باشد که بشود از او [="red"]تبعیت [/]کرد.

[="blue"]و حالا :
[/]

امام صادق عليه السلام فرمود:
داستان [="blue"]سلاح در خاندان ما[/]، داستان تابوت است در بنى اسرائيل, تابوت بر در هر خاندانى از بنى اسرائيل كه پيدا مى ‏گشت، نبوت به آنها داده مى‏ شد، [="red"]هر كس از ما هم سلاح بدستش رسد، امامت به او داده مى‏ شود[/]. اصول كافى جلد 1 صفحه: 343 رواية: 1

فکر کنم دیگه روشن باشه وقتی که در وصیت [="red"]خلافت [/]پله پله منتقل میشود از امام علی ع به امام حسن ع و بعد امام حسین ع و بعد... و بعد به امام زمان ع میرسد و از امام زمان ع به اولین مهدیین میرسد , قطعا اولین مهدیین سلاح دارد و همچنین که در روایت تبعیت هم دیدیم و اساسا تبعیت مطلق فقط از معصوم است , پس بنابرین مهدیین قطعا امام هم هستند و حال اینکه نامشان به هر دلیل مهدیین هست , ربطی به این ندارد که امام نباشند.

امیدوارم روشن باشد.

موفق باشید...

با سلام و خسته نباشید...

علی مع الحق;329407 نوشت:

دوست گرامی! آیا در دین شما هر روایتی را بدون بررسی قبول میکنند؟؟ چرا نباید سر درصحیح و غیر صحیح کنم؟؟

اتفاقا میتوانم روایات شما را با روایات رد کنم کهاتفاقا برای بنده خیلی خیلی راحت تر میباشد چون مانند شما یکسری روایات را میارم ودر اینجا کپی میکنم . اگر این طور دوست دارید مشکلی نیست

ما روایات متواترداریم که امامان 12 تا هستند و این کل اعتقادات شما را بر باد میدهد.
وقتی بندهیک روایت اوردم که مهدیین امام نیستند شما میگویی بحث را منحرف نکن حالا خود شمادارید همین کار را میکنید...

در کجای کلام بنده نوشته شده که هر روایتی را قبول می کنیم ؟ بلکه به شما می گوییم باید تطبیق کنیم.
ببخشید برادر مگر ما منکر دوازده امام هستیم که می خواهی امامت دوازده امام را برای ما اثبات کنید؟
بنده جواب شما را دادم و گفتم نظرتان را در مورد روایتهایی که قائل به امامت مهدیین هستند را چکار می کنید؟ و فهم شما در مورد روایتی که آوردید را قبول نمی کنیم زیرا روایت مخالف عقیده ما نیست بلکه فهم شما از روایت چیز دیگری است.

نقل قول:

خب بفرمائید از کدام کتاب نقل کرده؟!
برادر جان این دیگه از اصول اولیه است کهاگر راوی ثقه نباشد روایت به درد زباله دانی میخورد
شخصی که سلسله راوی را نقلمیکند خودش نیز باید ثقه باشد والا نمیتوان به او اعتماد کرد
اگر غیر این استشما چرا روایات صحیح بخاری که با سند صحیح روایت کرده را قبول نمیکنید؟!

بله برادر هر چند بنده با علم رجال مخالفم ولی می خوام بدونم نظرتون در مورد روایتهایی که روایان آنها کاملا موثق هستند و قائل به این هستند که اگر روایتی را از فاجر یا مومن برای شما نقل شده رد نکنید... چیست؟

أحمد بن محمد بن خالد البرقي، عن محمد بن اسماعيل، عن جعفر بن بشير، ( عن أبي الحصين ) عن أبي بصير، عن أبي جعفر (ع) أو عن أبي عبد الله (ع) قال : لا تكذبوا الحديث إذا أتاكم به مرجئي ولا قدري ولا حروري ينسبه إلينا فانكم لا تدرون لعله شئ من الحق فيكذب الله فوق عرشه.

المحاسن لأحمد بن محمد بن خالد البرقى ج 1 ص 230 . علل الشرائع ج 2 ص 395
احمد بن محمد بن خالد الرقی : ثقه . رجال النجاشی ص 76 شماره 182
محمد بن اسماعیل : ثقه . رجال النجاشی ص 330 شماره 893
جعفر بن بشیر : ثقه . رجال النجاشی ص 119 شماره 304
ابو الحصین زحر بن عبد الله الاسدی : ثقه . رجال النجاشی ص 176 شماره 465
ابو بصیر یحیی بن القاسم : ثقه . رجال النجاشی ص 441 شماره 1187

محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، عن ابن محبوب، عن جميل بن صالح، عن أبي عبيدة الحذاء قال : سمعت أبا جعفر (ع) يقول : والله إن أحب أصحابي إلي أورعهم وأفقههم وأكتمهم لحديثنا وإن أسوأهم عندي حالاً وأمقتهم للذي إذا سمع الحديث ينسب إلينا و يروى عنا فلم يقبله إشمأز منه وجحده وكفَّر من دان به وهو لا يدري لعل الحديث من عندنا خرج وإلينا اسند، فيكون بذلك خارجا عن ولايتنا. مصدر: الكافي ج 2 ص 223 . مختصر بصائر الدرجات ص98 . وسائل الشيعة (آل البيت) ج27 ص 87 . مستدرك الوسائل ج1 ص80

محمد بن یحیی : ثقه . رجال النجاشی ص 353 شماره 946
احمد بن محمد : ثقه . خلاصة الاقوال الحلی ص 61
الحسن بن محبوب : ثقه . الفهرست الطوسی ص 96 شماره 162
جمیل بن صالح : ثقه . رجال النجاشی ص 127 شماره 329
ابو عبیدة الحذاء : ثقه . رجال النجاشی ص 170 شماره 449

عن أحمد بن محمد بن عيسى عن الحسين بن سعيد ومحمد بن خالد البرقي عن عبد الله بن جندب عن سفيان بن السمط قال : قلت لابي عبد الله (ع) جعلت فداك يأتينا الرجل من قبلكم يعرف بالكذب فيحدث بالحديث فنستبشعه فقال أبو عبد الله (ع) يقول لك اني قلت الليل انه نهار والنهار انه ليل قلت لا قال فان قال لك هذا اني قلته فلا تكذب به فانك انما تكذبني. مختصر بصائر الدرجات للحسن بن سليمان الحلي ص 76 وفي طبعة أخرى ص 234

احمد بن محمد بن عیسی : ثقه . خلاصة الاقوال الحلی ص 61
الحسین بن سعید : ثقه . رجال الطوسی ص 355 شماره 5257
محمد بن خالد البرقی : ثقه . رجال الطوسی ص 363 شماره 5391
عبد الله بن جندب : ثقه . رجال الطوسی ص 340 شماره 5059
سفیان بن السمط : ثقه . رجال الطوسی ص 220 شماره 2926

اگر روای اول ثقه نبود کل روایت در نزد خودتان در اصول مورد قبول نیست. لذا اگر راوی اول ثقه بود یعنی کل روایت صحیح است چون به تائید روای اول ثقه ذکر شده است. و اصول نیز این امر را دارد چرا ذکر نکردید؟

با توجه به کلام خودتان و عدم ثقه بودن راوی اول باید روایت را به زبالدانی (نعوذ بالله) انداخت. لذا روایتهای فوق که همه رجال آنها ثقه هستند باید علم رجال را نه فقط در سطل زبالدانی گذاشت بلکه باید آتش بزنید...

و اما در مورد صحیح بخاری و مسلم...

برادر عزیز هر روایتی که با کتاب خدا و سنت شریف محمد و آل محمد موافق باشد مورد قبول است در نزد ما هر چند که در کتب اهل سنت ذکر شود. و مبنای ما ارجاع به ثقلین است لطفا کلام ما را درک کنید.

برادر عزیزم از شما خواهشی دارم بنده که شیعه اهل بیت علیهم السلام هستم الحمد لله و برای بنده اثبات شده که مذهبم بر حق است لذا اگر یک سنی یا وهابی با شما مناظره کند و بگوید به شما از کتب خودتان(شیعیان) و علم رجال شیعیان حادثه غدیر را اثبات کنید می توانید؟ بخدا قسم که حادثه غدیر از نظر علم رجال در نزد شیعیان ضعیف است چون از راه صحابه ای نقل شده است که در نزد شیعیان ضعیف هستند... و بنده نیز از شما خواهش می کنم روایتهای حادثه غدیر را از طریق رجال شیعیان آنها را اثبات کنید...

نقل قول:

بنده به شما نگفتم تحریف کرده اید بلکه به جناب بقیت الاسلام گفتم
در ثانیراویان آدرسی که شما داده اید با راویان کتاب غیبت نعمانی یکیند. یک سلسله راوی ودو متن مختلف میدانید یعنی چه؟
ثالثا این روایت از جهت سند مخدوش است، زيرا يكىاز راويان آن ابراهيم بن مستنير و در جاى ديگر عبد اللّه بن مستنير است و هر دومجهولاند.

چه فرقی دارد برادر شما ما را محرف کلام دانستید در صورتی که کتاب اینگونه نوشته است.
گفتید مجهول و بدون ذکر دلیل بر مجهول بودن آنها... البته شما تقصیر ندارید چرا که در گوگل سرچ کردید و در وبلاگها نوشته شده مجهول و شما هم مجهول می گویید و آنهم بدون دلیل حتی خود سایتها و وبلاگها بر مجهول بودن آنها دلیل نمی دهند.

نقل قول:

ان شا الله .
شما نیز لطف کنید و جواب پست 56 را بدهید (شما میگویید مخالف امامتمهدیین نیست! لطفا بیشتر توضیح دهید)

چشم در پستی جداگانه اثبات خواهیم کرد به شرطی که خودتان هم نظرتون رو در مورد روایتهایی که دادیم (اعقاب او اعقاب الاعقاب) را اعلام کنید.

نقل قول:

بنابراین معنای صحیح روایت به این صورت است:

روزی امام علی علیه السلام بهحیره رفت. آن‌گاه با دست به کوفه و حیره اشاره کرد و فرمود: « این دو محل به هممتصل خواهد شد، به طوری که هر ذراع آن به چند دینار فروخته خواهد شد. در حیره مسجدیبنا خواهد شد که پانصد تا در دارد و نماینده قائم علیه السلام در آن نماز جمعهمی‌گزارد، چرا که مسجد کوفه برای مردم کوچک است. در آن مسجد، دوازده امام جماعتعادل نماز می‌خوانند
حبه العرنی(؟؟؟) پرسید: « ای امیر مؤمنان! آیا این مسجدی که وصف می‌کنی گنجایش مردم را در آن زمان دارد؟
« برای مهدی علیه السلام چهار مسجد می‌سازند؛ مسجد کوفه که از همه کوچک‌تر است،این مسجد و دو مسجد دیگر در دو طرف کوفه.» امام علیه السلام هنگام گفتن این جمله بادست به سوی نهر بصریّین و غریین اشاره کرد.

برادر ترجمه شما خیلی جالب است، و همچنین پر از ایراد...

دقت کنید اگر یک مسجد باشد حتما یکی از امامان عادل نماز می خواند و نمیشه چندین نماز جماعت در یک مسجد ایجاد شود در صورتی که عدالت آن نمازگزار برای مردم اثبات شده باشد. این یک

دوما: روایت می گوید: " خلیفه قائم" خلیفه یعنی جانشین، شما چگونه آن را به هوای خودتان ترجمه می کنید و می گویید نماینده !!!؟؟

سوما: در آن مسجد یعنی یک مسجد دقت کنید آن مسجد و نگفت مسجدها دوازده امام عادل نماز می خوانند و معلوم است که حتما در هر دوره از آن امامان فقط یکی نماز خواهدخواند نه همه در یک مسجد.

چهارما: مجددا روایت را به هوای خودتان ترجمه کردید و کلمه " جماعت " در اصل روایت نیست حالا از کجا آمده معلوم نیست. عجب...!!!

پنجماً: اگر بر فرض محال بگوییم دوازده امام با هم هر کدام نماز جماعت می خوانند ولی روایت گفته در مسجد و بعد مجددا می فرماید چهار مسجد، باز هم در آن چهار مسجد به علاوه مسجد حیره می شود پنج مسجد و در کل پنج امام جماعت در هر مسجد نماز می خوانند ولی روایت می گوید دوازده امام عادل...!!!! کلا ترجمه شما خطا است برادر و ممکن است که چهار مسجد دیگر به اختیار خلیفه قائم در هر مسجد امام جماعتی از انصار انتخاب شود و هر کدام در مسجدی نماز بخوانند. و الله اعلم

لذا روایت را طوری ترجمه کنید که با اصل متن عربی موافق باشد نه اضافه کنید برادر عزیز...

نقل قول:

بررسی دقیقتر:

1- درباره حبة العرنی، در کتاب های رجال توثیقی دیدهنمی شود؛ البته رجال ابن داوود گفته: ممدوح.
2- ابیه (که نامش ثابت بن هرمزابوالمقدام است) زیدی مذهب است و وثاقتش اثبات نشده

تا اینجا 3 روایت شما برباد رفت
این هم مشتی نمونه خروار
جای تعجب است که عقایدتان را از این جورروایات گرفته اید
یا راویان ضعیف است و یا اشاره به رجعت داشته نه مهدیین و یاروایت را قیچی شده به شما تحویل داده اند...
دوست عزیز کمی خودتان نیز اهلتحقیق باشید و هرکی هرچه به شما گفت چشم بسته نپذیرید

برادر عزیز الحمد لله اهل تحقیق هستیم و برای ما اثبات شد که علم رجال وضعی است و نیازی به این علم در مذهب شیعه نیست. لذا علم رجال از ثقلین برای ما ثابت شده است که باطل است و دلیلی برای این علم نمی بینیم.
البته به شما نصیحت می کنم همچنین اهل تحقیق باشید و علم رجال را حداقل برای خودت ثابت کن، دیگران پیش کش... (البته از ثقلین)

با سلام

پاسخ به تاپیک شماره 56

علی مع الحق;329296 نوشت:
دوستان انصار احمد الحسن ، نظرتان در مورد این روایت چیست؟؟؟

حدثنا علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق قال : حدثنا محمد بن -
أبي عبد الله الكوفي قال : حدثنا موسى بن عمران النخعي ، عن عمه الحسين بن يزيد
النوفلي ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير قال : قلت للصادق جعفر بن محمد عليهما السلام
يا ابن رسول الله إني سمعت من أبيك عليه السلام أنه قال : يكون بعد القائم اثنا عشر مهديا
فقال : إنما قال : اثنا عشر مهديا ، ولم يقل : إثنا عشر إماما ، ولكنهم قوم من شيعتنا
يدعون الناس إلى موالاتنا ومعرفة حقنا .
کمال الدین، صدوق، ص358

به حضرت صادق (علیه السلام) عرض كردم: من از پدرتان شنيدم كه: بعد از قائم دوازده مهدى هست، حضرت فرمودند پدرم فرمود: دوازده «مهدى» نه دوازده امام، اينان عده‏اى از شيعيان ما هستند كه مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند

عن أبي بصير قال قلت للصادق جعفر بن محمد ع يا ابن رسول الله ص سمعت من أبيك ع أنه قال يكون بعد القائم اثنا عشر اماما. فقال إنما قال اثنا عشر مهديا و لم يقل اثنا عشر إماما و لكنهم قوم من شيعتنا يدعون الناس إلى موالاتنا و معرفة حقنا . بحارالأنوارج : 53 ص : 145

ابی بصیر گوید : به امام صادق جعفر بن محمّد(ع) گفتم : ای پسر رسول خدا از پدرتان امام باقر(ع) شنیدم که فرمود : پس از قائم دوازده امام می باشند . امام صادق(ع) فرمود : بلکه ایشان فرمود دوازده مهدی و نفرمود دوازده امام و ایشان از شیعیان ما می باشند که مردم را به ولایت ما و شناساندن حق ما دعوت می کنند . کمال الدین و تمام النعمه ج 2 ص 358 . بحار الأنوار ج 53 ص 145.

اول: سمعت من أبيك ع أنه قال يكون بعد القائم اثنا عشر اماما: از پدرتان امام باقر(ع) شنیدم که فرمود پس از قائم دوازده امام می باشند:

توجه: اگر به عبارت فوق دقت فرماید سوال کننده ابو بصیر از امام صادق علیه السلام سوال می کند که روایت را به هر دلیلی اشتباه خواندند یا اشتباه شنیده اند و امام در کلام خود در نقطه دوم زیر امر را بیان می کند و کلام سوال کننده (ابو بصیر) را تصحیح می کند که در نقطه دوم می فرماید:

دوم: فقال إنما قال اثنا عشر مهديا و لم يقل اثنا عشر إماما: بلکه ایشان فرمود دوازده مهدی و نفرمود دوازده امام:

توجه: همانگونه که می بینید امام در عبارت "انما" که یک عبارت انحصاری مقوله پدر گرامیشان است را حصر می کند به قولش که می فرماید: "انما" این عبارت حصر است و امام در صدد تصحیح کلام سوال کننده بوده است و امام نیز تصحیح کلام سوال کننده را طبق وصیت رسول خدا که دوازده امام و دوازده مهدی می باشد را بیان نموده اند، دوازده امام و دوازده مهدی، و همچنین امام باقر علیه السلام نیز دوازده مهدی را گفته است نه دوازده امام و آن هم بعد از امام مهدی، طبق وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله به نقطه بعدی دقت فرمایید

سوما: لكنهم قوم من شيعتنا يدعون الناس إلى موالاتنا و معرفة حقنا: ایشان از شیعیان ما می باشند که مردم را به ولایت ما و شناساندن حق ما دعوت می کنند:

توجه: نقطه سوم فوق مورد شبهه است که مخالفان دعوت بدان استناد می کنند و می گویند که امام صادق علیه السلام این امر(امامت) را نفی کرد که آنها از شیعیان باشند ولی غافل از اینکه امام عبارت "دوازده مهدی" را ذکر نموده اند!!! که اگر آن را مطابق روایتهای اهل بیت علیهم السلام قرار دهیم می بینیم که وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله بدان اشاره کرده اند، بله، قومی از شیعیان، پس اگر قومی از شیعیان نباشند باید قومی از بقیه مذاهب یا ادیان باشند؟ قطعا خیر، بلکه می بینیم که امام حسین علیه السلام و امام حسن علیه السلام از شیعیان امام علیه السلام می باشند، پس قومی که بدان اشاره شده است همان عده ای که در اول روایت ذکر شده است "دوازده مهدی" که این عبارت تعداد آن قوم را مشخص می کند و آنها قومی از شیعیان هستند، پس اگر بخواهیم شیعیان را دقیقا به کلام اهل بیت علیهم السلام بیان کنیم تعداد آنها خیلی کم می باشد لیکن با این حال باز هم می بینیم که اگر تعداد سیصد و سیزده نفر در زمین مومن و از شیعیان حقیقی بوده اند قطعا امام مهدی علیه السلام ظهور می کردند پس این تعداد کجایند؟ و اگر بخواهیم واقعا شیعیان را بسنجیم و طبق کلام اهل بیت آنها را دریابیم کمتر از تعداد موصوف می باشند، پس دوازده مهدی از همین اقلیت محاسبه شده و تعداد آنها دوازده نفر می باشند که آنها نیز از شیعیان هستند.

و اما در مورد دعوت آنها به موالات اهل بیت علیهم السلام، کسانی مورد این امر قرار می گیرند که تبعیت از آنها واجب است و سرپیچی از آنها موجب جهنم باشد، که هر کسی به غیر از آنها حتی اگر در نظر خود و دیگران مومن باشد و به اهل بیت علیهم السلام دعوت کند و بدون اینکه در زیر پرچم آنها قرار نگرفته باشد اعمال او مورد قبول نیستند، و خداوند حجج خود را جهت تقرب به خودش قرار داده است، در غیر این صورت خداوند لازم نیست کسی را ارسال کند که اطاعتش واجب باشد چون همه مردم به حق دعوت می کنند!!! با این حال می بینیم که حتی اگر کسی به زعم خودش دعوت به حق کند باز هم اگر از اول مهدیین از آنها که یمانی آل محمد است سرپیچی کند از اهل جهنم می باشد، و آنها در وصیت رسول خدا که معصوم از گمراهی است ذکر شده اند دوازده امام و دوازده مهدی علیهم صلوات ربی اجمعین...

منتظر نظرتان در مورد تاپیک شماره 60 هستیم

و لله الحمد و المنة

موفق باشید...

با سلام و عرض ادب

ansar;329211 نوشت:
روایت چهارم:

قال الامام زين العابدين علیه السلام: كاني بصاحبكم علا فوق نجفكم بظهر كوفان معه انصار ابيه تحت راية رسول الله قد نشرها فلا يهوي بها الى قوم الا اهلكهم الله عزوجل. كتاب بحار الانوار ج51ص135، منتخب الاثرص312 بلفظ قريب ومثله في الامام المهدي ص90 ، كتاب يوم الخلاص ص ) 248

امام زین العابدین علیه السلام فرمود: آنگاه صاحبتان را می بینم بر نجف تان در پشت کوفه با او انصار پدرش می باشند زیر پرچم رسول خدا...

اصل روایت در آدرس داده شده:

[spoiler] مجالس المفيد : ابن قولويه ، عن أبيه ، عن سعد ، عن ابن عيسى ، عن ابن أبي عمير ، عن ابن
مسكان ، عن بشر الكناسي ، عن أبي خالد الكابلي قال : قال لي علي بن الحسين عليه السلام :
يا با خالد لتأتين فتن كقطع الليل المظلم لا ينجو إلا من أخذ الله ميثاقه أولئك مصابيح
الهدى وينابيع العلم ينجيهم الله من كل فتنة مظلمة كأني بصاحبكم قد علا فوق نجفكم
بظهر كوفان في ثلاثمائة وبضعة عشر رجلا ، جبرئيل عن يمينه وميكائيل عن شماله
وإسرافيل أمامه ، معه راية رسول الله صلى الله عليه وآله قد نشرها لا يهوي بها إلى قوم إلا أهلكهم
الله عز وجل .[/spoiler]

عبارت «معه انصار ابيه» موجود نیست!!!


یک سوال از جناب انصار: آیا تا بحال به اصل کتبی که آدرس داده اید برای دیدن این احادیث که استناد کردید مراجعه کرده اید؟؟؟

ansar;329211 نوشت:
روایت پنجم:

عن أبي جعفر علیه السلام: قال إذا اختلف كلمتهم وطلع القرن ذو الشفا لم يلبثوا إلا يسيرا حتى يظهر الأبقع بمصر يقتلون الناس حتى يبلغوا أرم ثم يثور المشوه عليه فتكون بينهما ملحمة عظيمة ثم يظهر السفياني الملعون فيظهر بهما جميعا ويرفع قبل ذلك ثنتي عشرة راية بالكوفة معروفة ويقبل بالكوفة رجل من ولد الحسين يدعوا إلى أبيه ثم يبث السفياني جيوشه. في بعض ماورد في السفياني في سنة الظهور / مركز المصطفى / عن كتاب الفتن لابي نعيم / ج1 ص28

بنده کتابی که آدرس داده شده را پیدا نکردم اما از همین مقدار از روایت را که آوردید مشخص است که نامی از شخصی برده نشده و تنها چیزی که به ما میگوید این است که شخصی از فرزندان حسین(ع) برای پدرش تبلیغ میکند
نه مشخص است آن شخص چه کسی است و نه معلوم است پدرش چه کسی میباشد
این هم از برهان های قاطع شما که نه نام پدر معلوم است و نه پسر

با سلام خدمت دوستان

baghiatosalam;329496 نوشت:
1- ابی بصیر از امام باقر ع شنیده که ایشان فرمودند : بعد از 12 امام , 12 مهدی هست.... و احتمالا لا به لای بحث امام باقر ع اشاره کردند که این 12 مهدی , امام هم هستند. و خلاصه ابی بصیر به امام صادق ع گفت : من شنیدم که پدرتون گفتند : 12 امام بعد از قائم هستند. که بعد امام صادق تصحیح می کند که نه ( دقت کن ) پدرم فرموده : 12 مهدی و نه 12 امام. ( یعنی در واقع این گفتن 12 مهدی رو که رسول خدا در وصیت اشاره کرده را رعایت کن. و اسم آنها 12 مهدی هست و پدرم فرموده 12 مهدی بعد از قائم ).

حتی امام صادق ع نمی گوید : خیر امام نیستند. بلکه می گوید پدرم فرموده : 12 مهدی نه 12 امام.

2- یا اینکه امام باقر ع در بیان 12 مهدیین چیزهایی فرمودند که ابی بصیر به این نتیجه رسیده که این 12 مهدی , 12 امام هستند. الله اعلم

با نهایت احترام باید بگویم این توجیحاتی که آوردید حتی یک مادر مرده را هم به خنده میاندازد
برادر عزیز یعنی چی احتمالا لابلای بحث امام اشاره کردند 12 مهدی امام هم هستند ؟؟؟ اخه این دلیل رو کدام انسان عاقل قبول میکند؟؟؟
امام صریحا میگوید انان قومی از شیعیان ما امامان هستند آن وقت شما میگویید امام نمیگوید خیر امام نیستند!! پس قومی از شیعیان ما یعنی چی؟؟؟

و اما در مورد روایاتی که آوردید بدون اشاره به اسنادش که ضعیف هست دو سوال ساده از شما میپرسم.

1-اگر پیامبر (ص) معتقد بود مهدیین نیز امامند چرا گفته است ایشان دوازده امام مى باشند و سپس دوازده مهدى بعد از او مى باشند .
چرا نگفته است آنان 24 امام میباشند؟؟

2-آیا به روایات خوب توجه کرده اید،روایات دوازده مهدی بر فرض درستی آنها،به آمدن دوازده مهدی بعد از امام زمان(عج) اشاره دارند نه قبل از آمدن امام مهدی(عج)!!!
حال سوال ایجاست که چرا اولین مهدی شما قبل از امدن امام مهدی (عج) آمده و دارد امامت میکند؟؟

baghiatosalam;329496 نوشت:
اگر يمامي خروج كرد بسوي او بشتابید چون پرچمش پرچم هدايت است، و بر هيچ مسلماني جايز نيست از او سرپيچي كند، و هر كس آن را (یعنی سرپيچي را ) انجام دهد از اهل جهنم مي‌باشد، چون به سوي حق و صراط مستقيم دعوت مي‌كند.
منبع: غيبت نعماني: ص ٢٦٤، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٢٣٢، مستدرك سفينة البحار: ج ١٠ ص ٦٠٣، معجم أحاديث الإمام المهدي. ج ٣ ص ٢٥٥

شما قبلا بنده را دعوت به بصیرت کردید..
باید گفت از بصیرت شما همین بس که روایتی که با سه دلیل ردش کرده ام بدون اینکه بر دلایل ایرادی وارد کنید دوباره همان را به عنوان سند و برهان قاطع ارائه میدهید!!!

با سلام و خسته نباشید.

علی مع الحق;329527 نوشت:
با سلام و عرض ادب

اصل روایت در آدرس داده شده:

[spoiler] مجالس المفيد : ابن قولويه ، عن أبيه ، عن سعد ، عن ابن عيسى ، عن ابن أبي عمير ، عن ابن
مسكان ، عن بشر الكناسي ، عن أبي خالد الكابلي قال : قال لي علي بن الحسين عليه السلام :
يا با خالد لتأتين فتن كقطع الليل المظلم لا ينجو إلا من أخذ الله ميثاقه أولئك مصابيح
الهدى وينابيع العلم ينجيهم الله من كل فتنة مظلمة كأني بصاحبكم قد علا فوق نجفكم
بظهر كوفان في ثلاثمائة وبضعة عشر رجلا ، جبرئيل عن يمينه وميكائيل عن شماله
وإسرافيل أمامه ، معه راية رسول الله صلى الله عليه وآله قد نشرها لا يهوي بها إلى قوم إلا أهلكهم
الله عز وجل .[/spoiler]

عبارت «معه انصار ابيه» موجود نیست!!!

یک سوال از جناب انصار: آیا تا بحال به اصل کتبی که آدرس داده اید برای دیدن این احادیث که استناد کردید مراجعه کرده اید؟؟؟

بنده با روایتی که آوردید بحث می کنم و با چشم پوشی از عبارت " معه انصار ابیه " هر چند که تا بررسی کامل گردد. بنده خواندم و دیدم ولی اکنون کتابهای مذبور را ندارم ان شاء الله بیان خواهم کرد.

این روایت از روز قیام سخن می گوید زیرا که می گوید: اگر آن را بر افراشت قومی(کافران) نجات نمی یابند مگر اینکه هلاک شوند.

و قطعا هلاکت این قومها در روز قیام است که برافراشته شدن آن در کوفه می باشد. و همچنین این پرچم هدایتگرترین پرچمهاست زیرا که این پرچم رسول خدا صل الله علیه و آله است. و هدایتگرترین پرچمها پرچم یمانی است که هر کی با هر سمتی اگر زیر پرچم یمانی قرار نگیرد هلاک می شود. در این دنیا و آخرت " هر کس از یمانی سرپیچی کند از اهل جهنم می باشد "

و اگر باز هم بگوییم که این شخص امام مهدی علیه السلام باشد خطا است چرا که مبداء ظهور امام مهدی علیه السلام مکه است و این شخص در کوفه می باشد، که پرچمش را بلند می کند و موجب هلاکت قومهای معاند و کافر می گردد.

علی مع الحق;329527 نوشت:

بنده کتابی که آدرس داده شده را پیدا نکردم اما از همین مقدار از روایت را که آوردید مشخص است که نامی از شخصی برده نشده و تنها چیزی که به ما میگوید این است که شخصی از فرزندان حسین(ع) برای پدرش تبلیغ میکند
نه مشخص است آن شخص چه کسی است و نه معلوم است پدرش چه کسی میباشد
این هم از برهان های قاطع شما که نه نام پدر معلوم است و نه پسر

نقل قول:

روایت پنجم:

عن أبي جعفر علیه السلام: قال إذا اختلف كلمتهم وطلع القرن ذو الشفا لم يلبثوا إلا يسيرا حتى يظهر الأبقع بمصر يقتلون الناس حتى يبلغوا أرم ثم يثور المشوه عليه فتكون بينهما ملحمة عظيمة ثم يظهر السفياني الملعون فيظهر بهما جميعا ويرفع قبل ذلك ثنتي عشرة راية بالكوفة معروفة ويقبل بالكوفة رجل من ولد الحسين يدعوا إلى أبيه ثم يبث السفياني جيوشه. في بعض ماورد في السفياني في سنة الظهور / مركز المصطفى / عن كتاب الفتن لابي نعيم / ج1 ص28

برادر عزیز واقعا بی انصافی کردید. برادر عزیز سفیانی از علائم حتمی نیست؟ خوب ذکر سفیانی آمده است و این یعنی این شخص در زمان سفیانی ظهور می کند و دعوتی برای پدرش دارد و کسی جز یمانی دعوتی به امام مهدی علیه السلام ندارد. پس روایت می گوید سپس سفیانی لشکرش را ارسال می کند... برادر عزیز در زمان کدام یک سفیانی موجود است؟ مگر سفیانی و یمانی خروجی(قیامی) همگام ندارند؟ پس این شخص دعوت کننده یمانی است و پدرش امام مهدی علیه السلام می باشد.

برادر عزیز علی مع الحق نظرتون در مورد تاپیک شماره 60 را یادتون نره هنوز منتظر نظر شما هستیم

موضوع قفل شده است