جمع بندی آیا "یمانی" صرف نظر از مصداق حجت است؟

تب‌های اولیه

110 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سلام و عرض ادب

baghiatosalam;328817 نوشت:
شما همیشه روایات رو همینطوری به این سادگی میذارید کنار ؟

بنده یک بار دیگه اصل روایت تحریف نشده را قرار میدم
شما بفرمائید چی برداشت میکنید؟؟؟

وأخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد ، قال : حدثنا القاسم بن محمد بن الحسن بن
حازم من كتابه ، قال : حدثنا عبيس بن هشام ، عن عبد الله بن جبلة ، عن إبراهيم بن
المستنير ، عن المفضل بن عمر الجعفي ، عن أبي عبد الله الصادق ( عليه السلام ) ، قال :
" إن لصاحب هذا الأمر غيبتين : إحداهما تطول حتى يقول بعضهم : مات ،
وبعضهم يقول : قتل ، وبعضهم يقول : ذهب ، فلا يبقى على أمره من أصحابه إلا
نفر يسير ، لا يطلع على موضعه أحد من ولي ولا غيره ،إلا المولى الذي يلي أمره

baghiatosalam;328817 نوشت:
این روایت دو نکته اساسی دارد. یک اینکه از موضع حضرت اطلاع دارد و دیگر اینکه " امر " حضرت رو به عهده دارد.

اولا در روایت غیبت نعمانی که ادرسش را دادید کلمه ولی آمده که متاسفانه ان را به ولد تحریف کردید

ثانیا بر فرض که کلمه ولد بود و نه ولی
در این صورت عبارت مد نظر شما را به این شکل میتوان ترجمه کرد:
هیچ کس حتی فرزندانش از محل او با خبر نیستند به جز غلام و خدمت كار حضرت كه كارهاي حضرت را به عهده دارد

baghiatosalam;328817 نوشت:
مورد بعدی اینکه پس با این حساب روایت سمری ره که خبر واحد هست و کلا مشاهده حضرت رو تکذیب کرده است در غیبت.
چطور اونجا با حرف دیگران بدون هیچ دلیل قبول میکنید ؟

برادر من خبر واحد وقتی معتبر نیست که داریم در مورد یک عقیده صحبت میکنیم نه در اینجا
مثلا وقتی شما یک روایت با یک سلسله سند بیاورید که یمانی امام و وصی است این حتی اگر سندش صحیح اعلایی باشد قابل قبول نیست چون اولا باید خبر اعتقادی متواتر باشد ثانیا بر ضد این روایات ، روایات دیگری نباشد که ما روایات متواتر داریم که امامان 12 تا هستند نه 13 یا 24؟

baghiatosalam;328817 نوشت:
میشه بفرمایید این قسمت حدیث معنیش چی میتونه باشه؟
"" پدرش كسی است كه او را امام، وصی و عالم می گرداند. ""

امام حسین ع , امام زمان ع رو وصی کردند ؟
میدونید که سلاح باید برسد دست امام زمان ع واسه وصی شدن.خلافت از قبلی به بعدی میرسد.
میشه بفرمایید چطور ممکنه همچین چیزی؟

اصل روایت از کتاب سلیم بن قیس الهلالی الکوفی:

[spoiler]كلمة النبي صلى الله عليه وآله عن أوصيائه [="blue"]الاثني عشر[/]
سليم ، قال : سمعت سلمان يقول : قلت : يا رسول الله ، إن الله لم يبعث نبيا قبلك إلا
وله وصي ، فمن وصيك يا نبي الله ؟ قال : يا سلمان ، إنه ما أتاني من الله فيه شئ .
فمكث غير كثير ، ثم قال لي : يا سلمان ، إنه قد أتاني من الله في الأمر الذي سألتني
عنه . إني أشهدك يا سلمان إن علي بن أبي طالب وصيي وأخي ووارثي ووزيري
وخليفتي في أهلي وولي كل مؤمن من بعدي ، يبرئ ذمتي ويقضي ديني ويقاتل على
سنتي .
يا سلمان ، إن الله اطلع على الأرض اطلاعة فاختارني منهم . ثم اطلع ثانية فاختار
منهم عليا أخي ، وأمرني فزوجته سيدة نساء أهل الجنة . ثم اطلع ثالثة فاختار فاطمة
والأوصياء : ابني حسنا وحسينا وبقيتهم من ولد الحسين .
هم مع القرآن والقرآن معهم ، لا يفارقهم ولا يفارقونه كهاتين - وجمع بين إصبعيه
المسبحتين - حتى يردوا علي الحوض واحدا بعد واحد ، شهداء الله على خلقه وحجته
في أرضه . من أطاعهم أطاع الله ومن عصاهم عصى الله ، كلهم هاد مهدي .
ونزلت هذه الآية في وفي أخي علي وفي ابنتي فاطمة وفي ابني والأوصياء واحدا
بعد واحد ، ولدي وولد أخي : ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت
ويطهركم تطهيرا ) . ( 1 ) أتدرون ما ( الرجس ) يا سلمان ؟ قلت : لا . قال : الشك ،
لا يشكون في شئ جاء من عند الله أبدا ، مطهرون في ولادتنا وطينتنا إلى آدم ، مطهرون معصومون من كل سوء .
إخباره صلى الله عليه وآله عن المهدي عليه السلام
ثم ضرب بيده على الحسين عليه السلام فقال : يا سلمان ، مهدي أمتي الذي يملأ الأرض
قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما من ولد هذا . إمام بن إمام ، عالم بن عالم ،
وصي بن وصي ، أبوه الذي يليه إمام وصي عالم .
قال : قلت : يا نبي الله ، المهدي أفضل أم أبوه ؟ قال : أبوه أفضل منه . للأول مثل
أجورهم كلهم لأن الله هداهم به .
أيما داع دعا إلى هدى فله أجره ومثل أجور من تبعه لا ينقص ذلك من أجورهم شيئا
، وأيما داع دعا إلى ضلالة فعليه وزره ومثل أوزار من تبعه لا ينقص ذلك من أوزارهم
شيئا .
يا سلمان ، إن موسى سأل ربه أن يجعل له وزيرا من أهله فجعل له أخاه هارون
وزيرا . وإنني سألت ربي أن يجعل لي وزيرا من أهلي فجعل لي أخي أشد به ظهري
وأشركه في أمري . فاستجاب لي كما استجاب لموسى في هارون .
التبرك بتراب أقدام أمير المؤمنين عليه السلام
يا سلمان ، لولا أن تفرط أمتي في أخي علي كإفراط النصارى في عيسى بن مريم لقلت فيه
مقالة يتبعون آثار قدميه في التراب يقبلونه .[/spoiler]

حالا شما که میگویید در اینجا منظور از مهدی یمانی است؟ بفرمائید این 12 اوصیا را برای ما بشمارید.
برادر من در ابتدای روایت آمده اوصیا 12 گانه!!!

baghiatosalam;328817 نوشت:
حدیث می گوید برادر , نه من.
هرچیزی گفت باید اطاعت شود و غیر از این جهنمی شدن در کار است.

ظاهرا متن قبلی بنده را نخواندید که دلیل آوردم که در آن حدیث گفته است ""بعد از خروج "" و کلیت ندارد و ....؟؟

baghiatosalam;328817 نوشت:
والا تا اونجایی که من میدونم اولی الامر 12 امام هستند(از نظر شیعه) و نه پیامبر ص و فاطمه زهرا س.
من که واسه عصمت یمانی اون روایت رو گفتم که شما روایت رو بر باد دادید.

منظور از اولى الامر، آن افراد معينى هستند كه مانند رسول خدا (ص) داراى عصمتند. (ترجمه الميزان، ج ‏4، ص 623)

نقل قول:
من که واسه عصمت یمانی اون روایت رو گفتم که شما روایت رو بر باد دادید

اولا بنده غیر قابل اعتماد بودن روایت را نشان دادم

ثانیا: بر فرض صحت شما از کجا میگویید مولا در اینجا همان یمانی است؟؟؟ در حالا که مولا در اینجا معنای خدمت کار هم میدهد

ثالثا: اصلا فرض محال که حرف شما صحیح و مراد یمانی است
قبلا هم عرض کردم که باید در موارد اعتقادی (معصومیت شخصی غیر از 14 معصوم) احادیث متواتر آورد و خبر واحد هیچ ارزشی ندارد

baghiatosalam;328817 نوشت:
آخه واسه کدام فرمانده ای تو جهان به جز معصوم همچین چیزی هست ؟

قبلا جواب دادم ،حدیث میگوید بعد از خروج از او اطاعت کنید یعنی فرمانبردارش باشید چرا که او خود سرباز امام معصوم است و فرمان معصوم را بعد از خروج به سربازانش ابلاغ میکند

در ضمن آیا اگر مردم به یمانی ملحق نشوند و به حسنی ملحق شوند باز هم جهنمیند؟؟؟ در حالیکه حسنی نیز سرباز امام (ع) است و با او بیعت میکند؟؟؟

baghiatosalam;328817 نوشت:
برادر یمانی ابتدا دعوت میکند و دعوتی دارد به سوی حضرت.
و اگر خروج کرد , باید همراهش خروج کنیم و نباید تنهایش بگذاریم.
و در اخر جایز نیست از او سرپیچی کنید در غیر این صورت اهل جهنم هستید , چون او به سوی حق و صراط مستقیم دعوت می کند.

ما منکر دعوت یمانی نیستیم منکر دعوت حسنی هم نیستیم هر دو اینها بر حقند و اگر کسی به حسنی نیز ملحق شود میتواند به امامش برسد
شما به واسطه فقط و فقط یک روایت از یمانی امام و معصوم و وصی و ... ساخته اید در حالی که روایات متواتر ما میگوید امامان 12 تا هستند پس شما نیز کمی بصیرت داشته باشید

با عرض سلام

ansar;329006 نوشت:
قوم يبعثهم الله قبل خروج القائم ( عليه السلام ) فلا يدعون وترا لآل محمد ( 3 ) إلا قتلوه:
اگر دقت کنید به روایت می گوید قومی قبل از خروج قائم دشمن آل محمد را ترک نمی کنند مگر اینکه آن را بکشند. آن قوم چه کسانی هستند؟ سرکرده آن قوم کیست؟ و چگونه آمدن آنها را بعثت(ارسال) از جانب خدا گفتند؟ قطعا این قوم و خصوصا فرمانده آنها بر حق است که اهل بیت آمدن آنها را بعثتاز جانب خدا می گویند.

برادر جان مگر ما یمانی را انکار کردیم؟!!! خیر بلکه ما امامت و معصومیت و وصی بودن و فرزند امام دوازدهم بودنش را نفی میکنیم

شما از این روایت این موارد را برداشت کرده اید؟؟؟

ansar;329006 نوشت:
روایت فوق قائل به این است که امام حسین ع بر امام مهدیی خورج می کند که برای او ذریه و فرزندی وجود ندارد. لذا در چندین کتاب از معصومین علیهم السلام ذکر شده که امام مهدی علیه السلام در عصر غیبت دارای فرزند و ذریه است. اگر می دانید نیاز این مطلب را در موضوعی جدید و جداگانه باز می کنیم.

اگر درست متوجه شده باشم شما میگویید کسی که امام حسین (ع) بر او نماز میخواند آخرین مهدی از 12 مهدی میباشد درست است؟

اما در اینجا از لفظ قائم استفاده شده و لفظ قائم برای مهدیین فرقه شما به کار نمیرود بلکه مختص امام دوازدهم شیعه است

با سلام خدمت کلیه عزیزان

علی مع الحق;329087 نوشت:

برادر جان مگر ما یمانی را انکار کردیم؟!!! خیر بلکه ما امامت و معصومیت و وصی بودن و فرزند امام دوازدهم بودنش را نفی میکنیم

شما از این روایت این موارد را برداشت کرده اید؟؟؟

برادر ما فقط از این روایت برداشت نمی کنیم بلکه روایتها، لذا امامت و عصمت و وصایت و فرزندی یمانی را با روایتهای متواتر از اهل بیت علیهم السلام اثبات می کنیم.

نفی کردن بدون دلیل سودی ندارد. و ما هم مواری را که گفتید، در صدد اثبات آنها در این موضوع را نداریم. چون موضوع به تحریفات کشیده میشود و از بحث اصلی خارج می شود.

علی مع الحق;329087 نوشت:

اگر درست متوجه شده باشم شما میگویید کسی که امام حسین (ع) بر او نماز میخواند آخرین مهدی از 12 مهدی میباشد درست است؟

بله برادر درست است. اگر دوست دارید برای شما اثبات خواهم کرد. با دلیل... البته اگر اقرار به دلیل دارید.

علی مع الحق;329087 نوشت:

اما در اینجا از لفظ قائم استفاده شده و لفظ قائم برای مهدیین فرقه شما به کار نمیرود بلکه مختص امام دوازدهم شیعه است

برادر عزیزم شما چگونه به خود اجازه می دهید که لفظ قائم را مختص به امام زمان کنید؟ ببخشید برادر ظاهرا شما از روایتها اصلاع کافی را ندارید، پس به روایتهای زیر دقت کنید::

روایت اول

عن أبي بكر الحضرمي عن أبي جعفر ( عليه السلام )، قال: قلت له: إي بقاع الأرض أفضل بعد حرم الله عز وجل وحرم رسوله ( صلى الله عليه وآله )، فقال: ( الكوفة يا أبا بكر هي الزكية الطاهرة، فيها قبور النبيين المرسلين وغير المرسلين والأوصياء الصادقين، وفيها مسجد سهيل الذي لم يبعث الله نبيا إلا وقد صلى فيه، ومنها يظهر عدل الله، وفيها يكون قائمه والقوام من بعده، وهي منازل النبيين والأوصياء والصالحين ) كامل الزيارات لجعفر بن محمد بن قولويه ص 76

از ابي جعفر (ع )كه فرمودند : كوفه است پاک وطاهر ... در آن مسجد سهيل است كه خداوند پيامبري را مبعوث نكرد مگر اينكه در آن مسجد نماز خواند , و از آنجا عدل خدا پديدار می شود ، و در آن است قائمش و قائمان بعد از او و آن منزلگاه انبیاء و اوصیا و صالحین می باشد.

ملاحظه: برادر عزیز لفظ قائم که در روایتی که خودتان درج کردید آمده است و خودتان فرمودید که فقط مختص امام زمان است. لذا در روایت فوق می بینیم مهدیین که بعد از امام هستند قائم خطاب شده اند.

روایت دوم:

قال أمير المؤمنين ع:..وليُبنينّ بالحيرة مسجد له خمسمائة باب يصلي فيه خليفة القائم عجل الله تعالى فرجه لأن مسجد الكوفة ليضيق عنهم، وليصلين فيه إثنا عشر إماماً عدلاً. تهذيب الأحكام للطوسي ج3 ص253

از امير المومنيين (ع) روايت است كه فرمودند : پس بسازد در حيره مسجدی كه پانصد در داشته باشد در آن نماز گذارد خليفه ( جانشين) قائم (ع ) زيرا كه مسجد كوفه كوچكشان باشد ودر آن نماز گذارند دوازده امام عادل.

ملاحظه: خلیفه یعنی جانشین و جانشین جهت استمرار حکومت امام مهدی می باشد، لذا نمی توانیم این امر را بر دوره رجعت حمل کنیم چرا که در ادامه همین روایت فرموده بعد از آن دوازده امام عادل در آنجا نماز می خوانند.

روایت سوم:

الغيبة للشيخ الطوسي ص162قال الصادق ع:إن لصاحب هذا الامر غيبتين إحداهما تطول حتى يقول بعضهم:مات،ويقول بعضهم : قتل،ويقول بعضهم : ذهب ، حتى لا يبقى على أمره من أصحابه إلا نفر يسير لا يطلع على موضعه أحد من ولده ولا غيره إلا المولى الذي يلي أمره.

دركتاب غيبه طوسي ص 162 ازحضرت صادق (ع) :براى صاحب اين امر دو غيبت است كه يكى از آنها به طول مى انجامد تا اينكه بعضيها بگويند : مرده وبعضيها بگويند كشته شده وبعضيها كَويند رفت تا اينكه بر امر(باور) او كسی نماند مگر اندكی از يارانش؛ وبر موضعش کسی مطلع نمی شود حتی فرزندانش و نه غیر از آنها مگرمولايي كه امرش بعد از اوست.

ملاحظه: در این روایت به صراحت مشاهده می کنیم که امام مهدی در زمان غیبت کبری کسی از مکان او خبر ندارد مگر یکی از فرزندانش که امرش را بر عهده می گیرد. و آن کسی نیست جز یمانی صاحب پرچم هدایت.

روایت چهارم:

قال الامام زين العابدين علیه السلام: كاني بصاحبكم علا فوق نجفكم بظهر كوفان معه انصار ابيه تحت راية رسول الله قد نشرها فلا يهوي بها الى قوم الا اهلكهم الله عزوجل. كتاب بحار الانوار ج51ص135، منتخب الاثرص312 بلفظ قريب ومثله في الامام المهدي ص90 ، كتاب يوم الخلاص ص ) 248

امام زین العابدین علیه السلام فرمود: آنگاه صاحبتان را می بینم بر نجف تان در پشت کوفه با او انصار پدرش می باشند زیر پرچم رسول خدا...

ملاحظه: قطعا پرچم رسول خدا صل الله علیه و آله در نزد کسی است که پرچمش پرچم هدایت است و این شخصی که در کوفه می آید کسی نیست جز یمانی که انصار پدرش (انصار امام مهدی) همراه او می باشند، و خودش توسط دعوتی که دارد انصار پدرش را از جای جای جهان جمع می کند.

روایت پنجم:

عن أبي جعفر علیه السلام: قال إذا اختلف كلمتهم وطلع القرن ذو الشفا لم يلبثوا إلا يسيرا حتى يظهر الأبقع بمصر يقتلون الناس حتى يبلغوا أرم ثم يثور المشوه عليه فتكون بينهما ملحمة عظيمة ثم يظهر السفياني الملعون فيظهر بهما جميعا ويرفع قبل ذلك ثنتي عشرة راية بالكوفة معروفة ويقبل بالكوفة رجل من ولد الحسين يدعوا إلى أبيه ثم يبث السفياني جيوشه. في بعض ماورد في السفياني في سنة الظهور / مركز المصطفى / عن كتاب الفتن لابي نعيم / ج1 ص28

... در کوفه مردی می آید از فرزندان حسین علیه السلام که برای پدرش دعوت می کند سپس سفیانی لشکرش را ارسال می کند.

ملاحظه: روایت فوق مطابق روایت قبل است و تنها مردی که برای امام مهدی علیه السلام دعوت می کند یمانی است طبق روایت امام باقر علیه السلام، و روایت فوق به صراحت می گوید: مردی از فرزندان حسین در کوفه می آید که برای پدرش دعوت می کند، و قطعا پدرش امام مهدی می باشد که برای او دعوت می کند و کسی جز یمانی دعوت کننده نیست.

روایت ششم:

عن أمير المؤمنين (ع) إنه قال: ... يخرج رجل قبل المهدي من أهل بيته من المشرق يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر. الممهدون للكوراني ص110

از امير المومنين علی (ع) روايت است كه فرمودند :...مردی قبل از مهدی از خاندانش از سمت مشرق خارج می شود شمشیر را هشت ماه روی دوش حمل می كند. كتاب الممهدون – كورانی ص 110.

ملاحظه: روایت فوق اینچنین است، که برای امام مهدی در زمان غیبت فرزند و خاندانی است، با توجه به روایت که می گوید مردی قبل از مهدی... و آن مرد از خاندانش می باشد

عن أبي عبد الله عليه السّلام ، وقد سُئل عن القائم عليه السّلام ، فقال : « كلنا قائم بأمر الله ، واحد بعد واحد حتى يجيء صاحب السيف ، فإذا جاء صاحب السيف جاء بأمر غير الذي كان)أصول الكافي 1 : 536 / 2 ، والإرشاد 2

از ابی عبدالله علیه السلام و از وی در مورد قائم سوال شد پس فرمود: همه ما قائم به امر خدا می باشیم یکی پس از دیگری تا اینکه صاحب شمشیر بیاید پس اگر صاحب شمشیر آمد با امری جدید غیر از امری که بوده است می آید. أصول الكافي 1 : 536 / 2 ، والإرشاد 2

ملاحظه: و اما فرمودید که لفظ قائم مختص به امام زمان است، روایت فوق کاملا کلام شما را رد می کند برادر عزیز چرا که همه امامان قائم هستند و با توجه به روایتهای سابق قائم به فرزندان امام مهدی نیز اطلاق می شود.

امیدوارم که متوجه شده باشید که قائم بر یک شخص اطلاق نمیشود و امام داری فرزند است و آن وصی ایشان است و امام نیز هم خطاب می شود

البته به طور مختصر بیان کردیم...

موفق باشید

با سلام و عرض ادب
همانطور که شما ذکر کرده اید لفظ قائم فقط مختص امام دوازدهم (ع) نمیباشد و برای سایر امامان نیز به کار رفته است
توجه کنید که امامان نه مهدیین

ansar;329211 نوشت:
روایت اول

عن أبي بكر الحضرمي عن أبي جعفر ( عليه السلام )، قال: قلت له: إي بقاع الأرض أفضل بعد حرم الله عز وجل وحرم رسوله ( صلى الله عليه وآله )، فقال: ( الكوفة يا أبا بكر هي الزكية الطاهرة، فيها قبور النبيين المرسلين وغير المرسلين والأوصياء الصادقين، وفيها مسجد سهيل الذي لم يبعث الله نبيا إلا وقد صلى فيه، ومنها يظهر عدل الله، وفيها يكون قائمه والقوام من بعده، وهي منازل النبيين والأوصياء والصالحين ) كامل الزيارات لجعفر بن محمد بن قولويه ص 76

از ابي جعفر (ع )كه فرمودند : كوفه است پاک وطاهر ... در آن مسجد سهيل است كه خداوند پيامبري را مبعوث نكرد مگر اينكه در آن مسجد نماز خواند , و از آنجا عدل خدا پديدار می شود ، و در آن است قائمش و قائمان بعد از او و آن منزلگاه انبیاء و اوصیا و صالحین می باشد.

ملاحظه: برادر عزیز لفظ قائم که در روایتی که خودتان درج کردید آمده است و خودتان فرمودید که فقط مختص امام زمان است. لذا در روایت فوق می بینیم مهدیین که بعد از امام هستند قائم خطاب شده اند.

ظاهرا یا جنابعالی پاورقی روایت را ندیده اید و یا ترجیح دادید نبینید
در ادامه روایت آمده است:

يدل على أن بعد وفاته ( عليه السلام ) يكون قوام له في الأرض ، موافقا للأخبار الدالة على أن
الأئمة الذين يكرون في الرجعة يملكون الأرض بعده

میگوید در اینجا منظور از قوامون ائمه هستند که رجعت میکنند و بعد از امام زمان (عج) مالک زمین میشوند

دوستان انصار احمد الحسن ، نظرتان در مورد این روایت چیست؟؟؟

حدثنا علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق قال : حدثنا محمد بن -
أبي عبد الله الكوفي قال : حدثنا موسى بن عمران النخعي ، عن عمه الحسين بن يزيد
النوفلي ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير قال : قلت للصادق جعفر بن محمد عليهما السلام
يا ابن رسول الله إني سمعت من أبيك عليه السلام أنه قال : يكون بعد القائم اثنا عشر مهديا
فقال : إنما قال : اثنا عشر مهديا ، ولم يقل : إثنا عشر إماما ، ولكنهم قوم من شيعتنا
يدعون الناس إلى موالاتنا ومعرفة حقنا .
کمال الدین، صدوق، ص358

به حضرت صادق (علیه السلام) عرض كردم: من از پدرتان شنيدم كه: بعد از قائم دوازده مهدى هست، حضرت فرمودند[="blue"] پدرم فرمود: دوازده «مهدى» نه دوازده امام، اينان عده‏اى از شيعيان ما هستند كه مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند[/]

با سلام خدمت برادر عزیزم علی مع الحق و کلیه عزیزان

علی مع الحق;329279 نوشت:
با سلام و عرض ادب
همانطور که شما ذکر کرده اید لفظ قائم فقط مختص امام دوازدهم (ع) نمیباشد و برای سایر امامان نیز به کار رفته است
توجه کنید که امامان نه مهدیین

ظاهرا یا جنابعالی پاورقی روایت را ندیده اید و یا ترجیح دادید نبینید
در ادامه روایت آمده است:

يدل على أن بعد وفاته ( عليه السلام ) يكون قوام له في الأرض ، موافقا للأخبار الدالة على أن
الأئمة الذين يكرون في الرجعة يملكون الأرض بعده

میگوید در اینجا منظور از قوامون ائمه هستند که رجعت میکنند و بعد از امام زمان (عج) مالک زمین میشوند

برادر عزیز روایت از معصومین است، و پاورقی از نظر و رای صاحب کتاب است که شما باید این امر را متوجه شده باشید، که پاوری از ثقلین نمی باشد

بنده روایتهایی را که درج کردم را یعنی قبول دارید که قائل بر این باشند که امام مهدی دارای فرزند است و فرزندان وی بعد از او می آیند، که فقط بر این روایت ایراد فرمودید که کلام ما را نقض کنید، و آنهم بی دلیل... البته ببخشید عزیز قصد جسارت ندارم

اگر واقعا دلیل بر رد دارید دلیل را با دلیل برگردانید. بنده از تطبیق روایتها برای شما استدلال کردم نه از نظر شخصی خود...

پس لطفا از کلام اهل بیت علیهم السلام دلیل بیاورید نه غیر از آنها...

نقل قول:

دوستان انصار احمد الحسن ، نظرتان در مورد این روایت چیست؟؟؟

حدثنا علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق قال : حدثنا محمد بن -
أبي عبد الله الكوفي قال : حدثنا موسى بن عمران النخعي ، عن عمه الحسين بن يزيد
النوفلي ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير قال : قلت للصادق جعفر بن محمد عليهما السلام
يا ابن رسول الله إني سمعت من أبيك عليه السلام أنه قال : يكون بعد القائم اثنا عشر مهديا
فقال : إنما قال : اثنا عشر مهديا ، ولم يقل : إثنا عشر إماما ، ولكنهم قوم من شيعتنا
يدعون الناس إلى موالاتنا ومعرفة حقنا .
کمال الدین، صدوق، ص358

به حضرت صادق (علیه السلام) عرض كردم: من از پدرتان شنيدم كه: بعد از قائم دوازده مهدى هست، حضرت فرمودند پدرم فرمود: دوازده «مهدى» نه دوازده امام، اينان عده‏اى از شيعيان ما هستند كه مردم را به ولايت و معرفت ما مي خوانند

برادر عزیزم شما چرا از شاخه ای به شاخه دیگر می پرید.

لطفا بر یک موضوع باشید... جواب شما را داریم برای نوشته خودتان لذا شما دارید بحث را منحرف می کنید.

و نمی دانم از روی عمد است یا تعصب ببخشید برادر عزیز شما خودتان امری را فرمودید و ما در صدد حل آن هستیم پس لطفا از شاخه ای به شاخه ای دیگر نروید. خواهشن

برادر عزیز جناب انصار

اولا اینکه میفرمائید شاخه به شاخه میپرم چنین نیست

شما در ذیل پستتان فرمودید:

ansar;329211 نوشت:
امیدوارم که متوجه شده باشید که قائم بر یک شخص اطلاق نمیشود و امام داری فرزند است و آن وصی ایشان است و امام نیز هم خطاب می شود

بنده هم در جواب این روایت را آوردم که گفته شما را رد میکند:

علی مع الحق;329296 نوشت:
حدثنا علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق قال : حدثنا محمد بن -
أبي عبد الله الكوفي قال : حدثنا موسى بن عمران النخعي ، عن عمه الحسين بن يزيد
النوفلي ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير قال : قلت للصادق جعفر بن محمد عليهما السلام
يا ابن رسول الله إني سمعت من أبيك عليه السلام أنه قال : يكون بعد القائم اثنا عشر مهديا
فقال : إنما قال : اثنا عشر مهديا ، ولم يقل : إثنا عشر إماما ، ولكنهم قوم من شيعتنا
يدعون الناس إلى موالاتنا ومعرفة حقنا .
کمال الدین، صدوق، ص358

ثانیا:میگویید روایت از معصومین است، و پاورقی از نظر و رای صاحب کتاب است
گفته شما(بر فرض صحیح السند بودن که کارشناس باید بررسی کند) صحیح است اما وقتی شما یک روایت را از کتاب شخصی اقتباس میکنید یعنی آن فرد را ثقه میدانید پس رای او نیز همینطور است
و اگر شما رای ایشان را نپذیرید بنده از این روایت همین برداشت را دارم نه برداشت شما
پس این روایت دوپهلو است و نمیتواند سند گفته شما باشد

ثالثا :میفرمائید "فقط بر این روایت ایراد فرمودید که کلام ما را نقض کنید،"
دوست عزیز اولا بنده پزوهشگرم و نه کارشناس
ثانیا این روایاتی که شما به آسانی از جایی گرفته و اینجا کپی کرده اید بنده باید به منبعش رجوع کنم تا اصل روایت را پیدا کنم و این وقت گیر است ضمن اینکه هنوز چند تا از کتبی که شما ادرس داده اید را پیدا نکردم

بنابراین انتظار نداشته باشید به همان سرعتی که شما کپی کرده اید بنده بتوانم جواب بدهم!

ansar;329211 نوشت:
روایت سوم:

الغيبة للشيخ الطوسي ص162قال الصادق ع:إن لصاحب هذا الامر غيبتين إحداهما تطول حتى يقول بعضهم:مات،ويقول بعضهم : قتل،ويقول بعضهم : ذهب ، حتى لا يبقى على أمره من أصحابه إلا نفر يسير لا يطلع على موضعه أحد من ولده ولا غيره إلا المولى الذي يلي أمره.

دركتاب غيبه طوسي ص 162 ازحضرت صادق (ع) :براى صاحب اين امر دو غيبت است كه يكى از آنها به طول مى انجامد تا اينكه بعضيها بگويند : مرده وبعضيها بگويند كشته شده وبعضيها كَويند رفت تا اينكه بر امر(باور) او كسی نماند مگر اندكی از يارانش؛ وبر موضعش کسی مطلع نمی شود حتی فرزندانش و نه غیر از آنها مگرمولايي كه امرش بعد از اوست.

ملاحظه: در این روایت به صراحت مشاهده می کنیم که امام مهدی در زمان غیبت کبری کسی از مکان او خبر ندارد مگر یکی از فرزندانش که امرش را بر عهده می گیرد. و آن کسی نیست جز یمانی صاحب پرچم هدایت.

در مورد این روایت قبلا گفته ام :

علی مع الحق;329076 نوشت:
اولا در روایت غیبت نعمانی که ادرسش را دادید کلمه ولی آمده که متاسفانه ان را به ولد تحریف کردید

ثانیا بر فرض که کلمه ولد بود و نه ولی
در این صورت عبارت مد نظر شما را به این شکل میتوان ترجمه کرد:
هیچ کس حتی فرزندانش از محل او با خبر نیستند به جز غلام و خدمت كار حضرت كه كارهاي حضرت را به عهده دارد

همچنین این روایت از جهت سند مخدوش است، زيرا يكى از راويان آن ابراهيم بن مستنير و در جاى ديگر عبد اللّه بن مستنير است و هر دو مجهولاند.

علی مع الحق;329312 نوشت:
برادر عزیز جناب انصار

اولا اینکه میفرمائید شاخه به شاخه میپرم چنین نیست

شما در ذیل پستتان فرمودید:

بنده هم در جواب این روایت را آوردم که گفته شما را رد میکند:

ثانیا:میگویید روایت از معصومین است، و پاورقی از نظر و رای صاحب کتاب است
گفته شما(بر فرض صحیح السند بودن که کارشناس باید بررسی کند) صحیح است اما وقتی شما یک روایت را از کتاب شخصی اقتباس میکنید یعنی آن فرد را ثقه میدانید پس رای او نیز همینطور است
و اگر شما رای ایشان را نپذیرید بنده از این روایت همین برداشت را دارم نه برداشت شما
پس این روایت دوپهلو است و نمیتواند سند گفته شما باشد

ثالثا :میفرمائید "فقط بر این روایت ایراد فرمودید که کلام ما را نقض کنید،"
دوست عزیز اولا بنده پزوهشگرم و نه کارشناس
ثانیا این روایاتی که شما به آسانی از جایی گرفته و اینجا کپی کرده اید بنده باید به منبعش رجوع کنم تا اصل روایت را پیدا کنم و این وقت گیر است ضمن اینکه هنوز چند تا از کتبی که شما ادرس داده اید را پیدا نکردم

بنابراین انتظار نداشته باشید به همان سرعتی که شما کپی کرده اید بنده بتوانم جواب بدهم!

در مورد این روایت قبلا گفته ام :

همچنین این روایت از جهت سند مخدوش است، زيرا يكى از راويان آن ابراهيم بن مستنير و در جاى ديگر عبد اللّه بن مستنير است و هر دو مجهولاند.

برادر عزیز اصحاب کتابهای دیگر هم نیز بر مهدیین نظر دادند و در اینجا بنده بی انصافی نمی کنم و آنها را به رخ شما بکشم چرا آنها را قبول نمی کنید؟ که می گویند مهدیین بعد امام مهدی از فرزندانش خواهند آمد؟ وقتی دلیل را نمی توانی با دلیل بر گردانی چرا سر در صحیح یا غیر صحیح می کنی؟

روایتی که به قول شما دو پهلو می گویید از قراین موافق هر کدام باشند آن صحیح است و قرآین این امر اثبات می کنند. نه حرف اشخاص...

شما قبل از اینکه روایتی را اتخاذ کنید اول به قرینه های آن دقت کنید.

اگر می توانید کلام خودتان را با قرینه ها اثبات کنید. و صحیح و غیر صحیح را با این عمل دریابید. بنده مسئول قبول یا عدم قبول شما نیستم قضاوت با خوانندگان است.

آن شخصی که روایت را در کتابش نقل کرده است از سایر کتب برگرفته است و ثقه بودن یا نبودن وی برای بنده اهمیتی ندارد همین که به وسیله قرینها برای بنده اثبات شود که از معصومین نقل شده است کافی است و کاری به نظر و رای صاحب کتاب ندارم.

بنده که به شما نگفتن الا و بالله باید الان جواب بدهی هر وقت وقت کردی جواب بده و راحت خودتان بگردید لذا چیزی نفرمایید که مثلا باید دقیقا همین الان جواب بدهید نه برادر شما راحت باشید بگردید و بیائید کلامتان را درج کنید.

بنده کنار سیستمم بودم و جواب شما را دیدم و فورا جواب دادن ولی اگر پای سیستمم نبودم قطعا جواب سریع نمی دادم شما هم راحت باشید هر وقت توانستی جواب بده بنده هم در هیچ جایی به شما گیر ندادم که حتما باید سریع باشید.

در ضمن شما به جوابهای بنده می گویید کپی در صورتی کپی از جواب فرق دارد. کلام خودتان را جواب می گویید و جوابی که عاری از دلیل باشد جواب نیست برادر... منتظر ادله های ثقلین شما هستم.

نقل قول:

اولا در روایت غیبت نعمانی که ادرسش را دادید کلمه ولی آمده که متاسفانه ان را به ولد تحریف کردید

ثانیا بر فرض که کلمه ولد بود و نه ولی
در این صورت عبارت مد نظر شما را به این شکل میتوان ترجمه کرد:
هیچ کس حتی فرزندانش از محل او با خبر نیستند به جز غلام و خدمت كار حضرت كه كارهاي حضرت را به عهده دارد


برادر عزیز روایت اینگونه است که " ولده " دارد چرا تحریف کردن را بر ما تحمیل می کنید؟ و می گویید روایت "ولی " دارد نه " ولده " و در ادامه می گویید تحریف کردید؟ بنده از کتاب شیخ طوسی روایت را نقل می کنیم و آنهم به طور کامل پس نگویید تحریف تحریف کردید. سبحان الله

بنده روایت را از کتاب شیخ طوسی برای شما نقل کردم و کلامی که برای بنده نیست را به بنده تحمیل کردید و در جوابهای مربوط به بنده نقل قول می کنید. چرا ؟

با سلام...

برادر عزیز شما کلام بنده را با یک روایت که مخالف نیست و برداشت شخصی خود را بر آن تحمیل کردید در صدد هستید که امامت مهدیین را نفی کنید لذا به روایتهای زیر دقت کنید.

عن الحسين بن ثوير بن أبي فاختة ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : لا تعود الامامة في أخوين بعد الحسن والحسين عليهما السلام ، ولا يكون بعد علي بن الحسين عليه السلام إلا في الاعقاب وأعقاب الاعقاب

حسین بن ثویر بن ابی فاخته گوید : امام صادق (ع) فرمود : بعد از حسن و حسین (ع) امامت به دو برادر نمی رسد . و بعد از علی بن الحسین (ع) نخواهد بود مگر در اعقاب (نسل ها) و اعقاب اعقاب (نسل های نسل ها)

الغیبة الطوسی ص 196 ح 160 . بحار الانوار ج 25 ص 250 ح 2 . إثبات الهداة ج 1 ص 541 ح 349 . علل الشرائع ص 208 ح 9

عن حماد بن عيسى الجهني قال : قال أبو عبد الله عليه السلام : لا تجتمع الامامة في أخوين بعد الحسن والحسين عليهما السلام ، إنما هي في الاعقاب وأعقاب الاعقاب

حماد بن عیسی جهنی گوید : امام صادق علیه السلام فرمود : امامت بعد از حسن و حسین (ع) در دو برادر جمع نمی شود . به درستی که آن در در اعقاب (نسل ها) و اعقاب اعقاب (نسل های نسل ها) خواهد بود

الغیبة الطوسی ص 226 ح 191 . إثبات الهداة ج 1 ص 124 ح 198 بحار الانوار ج 25 ص 251 ح 7 . كمال الدين ص 414 ح 2 . الكافي ج 1 ص 286 ح 4

عن أبي عبد الله عليه السلام قال : لا تعود الامامة في أخوين بعد الحسن والحسين عليهما السلام أبدا ، إنها جرت من علي بن الحسين عليهما السلام كما قال عزوجل : وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ . الأحزاب:6 . فلا تكون بعد علي بن الحسين عليهما السلام إلا في الاعقاب وأعقاب الاعقاب

امام صادق (ع) فرمود : پس از حسن و حسین (ع) امامت هرگز به دو برادر بر نمی گردد . بلکه از علی بن الحسین (ع) آن گونه جریان پیدا کرد که خداوند تبارک و تعالی فرموده است : و خویشاوندان بعضی نسبت به بعضی دیگر از مومنان و مهاجران در کتاب خدا اولی تر هستند . الاحزاب:6 . پس بعد از علی بن الحسین (ع) نخواهد بود مگر در اعقاب (نسل ها) و اعقاب اعقاب (نسل های نسل ها)

الغیبة الطوسی ص 226 ح 192 . بحار الانوار ج 25 ص 252 ح 8 . كمال الدين ص 414 ح 1 . إثبات الهداة ج 1 ص 85 ح 48 . الكافي ج 1 ص 285 ح 1

ملاحظه: برادران و خواهران گرامی اگر به روایتهای فوق دقت فرمائید در مورد امامت سخن گفته شده که در برادرانی بعد از حسن و حسین علیهم السلام جمع نمی شود مگر نسلها یا نسل نسلها...

لذا اهل بیت تعلیل می فرمایند و این امرا را بیان می کنند که باز هم این امر تکرار می شود در نسلهای آینده حال این نسلها چه کسانی هستند؟

قطعا نسلها یکی پس از دیگری می باشند که امامت بین دو برادر جمع شود و این اجماع مجدد امامت بین دو برادر مانند حسن و حسین علیهم السلام تکرار شود. با این حال می بینیم که امامان تا امام مهدی علیهم السلام برادر امامی نداشتند فقط حسن و حسین علیهم السلام. لذا این امر چه وقت تکرار می شود؟ قطعا در دوره مهدیین این امر رخ خواهد و مشاهده می کنیم که چگونه به صراحت اهل بیت علیهم السلام مهدیین را امام خطاب می کنند.

همچنین خواستم نظر شما برادر علی مع الحق را در مورد روایتهای فوق بدانیم

اگر نیاز به توضیح بیشتر هست در خدمتم...

موفق باشید...

با سلام و عرض ادب

ansar;329329 نوشت:
وقتی دلیل را نمی توانی با دلیل بر گردانی چرا سر در صحیح یا غیر صحیح می کنی؟

ansar;329329 نوشت:
روایتی که به قول شما دو پهلو می گویید از قراین موافق هر کدام باشند آن صحیح است و قرآین این امر اثبات می کنند. نه حرف اشخاص...

ansar;329329 نوشت:
شما قبل از اینکه روایتی را اتخاذ کنید اول به قرینه های آن دقت کنید.

اگر می توانید کلام خودتان را با قرینه ها اثبات کنید.

دوست گرامی! آیا در دین شما هر روایتی را بدون بررسی قبول میکنند؟؟ چرا نباید سر در صحیح و غیر صحیح کنم؟؟

اتفاقا میتوانم روایات شما را با روایات رد کنم که اتفاقا برای بنده خیلی خیلی راحت تر میباشد چون مانند شما یکسری روایات را میارم و در اینجا کپی میکنم . اگر این طور دوست دارید مشکلی نیست

ما روایات متواتر داریم که امامان 12 تا هستند و این کل اعتقادات شما را بر باد میدهد.
وقتی بنده یک روایت اوردم که مهدیین امام نیستند شما میگویی بحث را منحرف نکن حالا خود شما دارید همین کار را میکنید...

ansar;329329 نوشت:
آن شخصی که روایت را در کتابش نقل کرده است از سایر کتب برگرفته است و ثقه بودن یا نبودن وی برای بنده اهمیتی ندارد

خب بفرمائید از کدام کتاب نقل کرده؟!
برادر جان این دیگه از اصول اولیه است که اگر راوی ثقه نباشد روایت به درد زباله دانی میخورد
شخصی که سلسله راوی را نقل میکند خودش نیز باید ثقه باشد والا نمیتوان به او اعتماد کرد
اگر غیر این است شما چرا روایات صحیح بخاری که با سند صحیح روایت کرده را قبول نمیکنید؟!

ansar;329329 نوشت:
برادر عزیز روایت اینگونه است که " ولده " دارد چرا تحریف کردن را بر ما تحمیل می کنید؟

بنده به شما نگفتم تحریف کرده اید بلکه به جناب بقیت الاسلام گفتم
در ثانی راویان آدرسی که شما داده اید با راویان کتاب غیبت نعمانی یکیند. یک سلسله راوی و دو متن مختلف میدانید یعنی چه؟
ثالثا این روایت از جهت سند مخدوش است، زيرا يكى از راويان آن ابراهيم بن مستنير و در جاى ديگر عبد اللّه بن مستنير است و هر دو مجهولاند.

ansar;329346 نوشت:
همچنین خواستم نظر شما برادر علی مع الحق را در مورد روایتهای فوق بدانیم

ان شا الله .
شما نیز لطف کنید و جواب پست 56 را بدهید (شما میگویید مخالف امامت مهدیین نیست! لطفا بیشتر توضیح دهید)

موضوع قفل شده است