آیا ولی فقیه نائب امام زمان(عج) است؟

تب‌های اولیه

4 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا ولی فقیه نائب امام زمان(عج) است؟

با سلام

آیا جایی داریم  معیار انتخاب نایب امام زمان علیه السلام  مجلس خبرگان ؟  آیا خود اشخاص خبرگان که برخی شون اشتباهات علنی دارن وهمه شون هم معصوم نیستن معیار خوبی برای انتخاب نایب هستن؟

اگر برداشت از نایب اینه که همه امور امام زمان علیه السلام را انجام بدن ، چه نیازی بخود مولاهست؟

وازطرفی گفته میشه ولایت دارن ولی وقتی جایی ایراد میشه به اموری گفته میشه که اختیارات شون محدوده ، این تناقض چطوری قابل حله؟

آیا گفته میشه ولی امر مسلمین، توکل جهان گشتن وهمه علما را انتخاب کردن ودر مورد  ایشان نظر سنجی کردن و...بعد انتخاب شدن وشدن ولی فقیه مسلمین؟

اگر اشتباه نکنم از علمایی فقیهی که در فقاهت استادن، مثل آقای وحید خراسانی  ، این امر را قبول نکردن ،  خب پس بااین وجود وعدم دستور مستقیم از خود امام زمان علیه السلام  ومسایلی که عرض کردم میشه گفت ایشان نایب هستن اونهم به این شکل تبلیغ میشه؟

حدولایت در زمان غیبت به چه میزان وایا مجتهد همان ولی فقیه است ؟

وایا روایتی که در مورد رجوع به فقیه هست منظور مجتهد یا حاکم  یا ..؟

برچسب: 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

1- آیا جایی داریم  معیار انتخاب نایب امام زمان علیه السلام  مجلس خبرگان ؟  آیا خود اشخاص خبرگان که برخی شون اشتباهات علنی دارن وهمه شون هم معصوم نیستن معیار خوبی برای انتخاب نایب هستن؟
2- اگر برداشت از نایب اینه که همه امور امام زمان علیه السلام را انجام بدن ، چه نیازی بخود مولاهست؟
3- وازطرفی گفته میشه ولایت دارن ولی وقتی جایی ایراد میشه به اموری گفته میشه که اختیارات شون محدوده ، این تناقض چطوری قابل حله؟
4- آیا گفته میشه ولی امر مسلمین، توکل جهان گشتن وهمه علما را انتخاب کردن ودر مورد  ایشان نظر سنجی کردن و...بعد انتخاب شدن وشدن ولی فقیه مسلمین؟
5- اگر اشتباه نکنم از علمایی فقیهی که در فقاهت استادن، مثل آقای وحید خراسانی  ، این امر را قبول نکردن ،  خب پس بااین وجود وعدم دستور مستقیم از خود امام زمان علیه السلام  ومسایلی که عرض کردم میشه گفت ایشان نایب هستن اونهم به این شکل تبلیغ میشه؟
6- حدولایت در زمان غیبت به چه میزان وایا مجتهد همان ولی فقیه است ؟
7- وایا روایتی که در مورد رجوع به فقیه هست منظور مجتهد یا حاکم  یا ..؟

خب سوالات متعددی در پست شما وجود دارند که من آنها را شماره گذاری کرده ام تا به هر کدام به صورت جداگانه پاسخ داده شود:

پاسخ سوال اول:

در اینکه خبرگان معصوم نیستند و ممکن است اشتباه کنند حرفی نیست، حتی خود ولی فقیه و نائب امام زمان(عج) هم ممکن است اشتباه کند. اصلا ما به جز خود امام زمان(عج) معصومی نداریم، بنابراین هر کاری بکنیم نمیتوانیم بگوییم که انتخاب ما معصومانه و بدون احتمال خطا و اشتباه بوده است. با این اوصاف باید راهی برویم که درصد خطا و اشتباه کاهش پیدا کند، وگرنه هرگز نمیتوانیم آن را به صفر برسانیم.

برای انتخاب شایسته ترین فقیه  برای رهبری و به عنوان نائب امام زمان(عج) و اینکه از مردم هم نظرخواهی شود چاره ای نیست که راه غیر مستقیم را برگزینیم. یعنی همانطور که اگر مردم بخواهند بهترین پزشک را انتخاب کنند بهتر است به جای انتخاب مستقیم، هر کسی پزشک مورد اعتماد خودش را انتخاب کند و بعد پزشکان انتخاب شده بنشینند دور هم و بهترین پزشک را انتخاب کنند، در اینجا هم همین قاعده حاکم است که فقهای منتخب مردم می نشینند و بهترین را انتخاب می کنند. بنابراین راه مطمئن تری که درصد خطا را کاهش داده و نقش مردم هم در آن لحاظ شود وجود ندارد.

نکته دیگر اینکه فاصله مقام معظم رهبری به لحاظ شایستگی برای رهبری با بقیه به قدری زیاد است که فارغ از مجلس خبرگان، امروزه قریب به اتفاق فقها و مجتهدین و متخصصین واقعی این رشته که از بینش سیاسی درستی برخوردار هستند ایشان را انتخاب اصلح می دانند. یعنی اینطور نیست که این انتخاب منحصرا انتخاب خبرگان باشد و بقیه مخالف آن باشند.

 

پاسخ سوال دوم:

هرگز نائب امام زمان(عج) بودن به این معنا نیست که چنین شخصی می تواند خلأ آن حضرت را پر کند و به لحاظ کمّی و کیفی کاملا در تراز امام زمان(عج) است!! نائب داشتن برای امام زمان(عج) این است که ما بخشی از آثار فقدان حضور امام زمان(عج) در جامعه را بتوانیم جبران کنیم. بلاتشبیه مثل اینکه ما در جایی بیمار هستیم و دستمان هم به پزشک متخصص نمیرسد، بعد به ما بگویند که یک دانشجوی سال آخر پزشکی اینجا هست، طبیعتا به او مراجعه می کنیم اما این از این باب نیست که کارآمدی این دو یکی است، اما چاره دیگری نداریم، اگر به او مراجعه نکنیم کار بدتر میشود.

در زمان غیبت که بالاخره نمیشود حکومت را تعطیل کرد، ونمیشود هم آن را رها کرد وگرنه دوباره قاجارها و پهلوی ها حکومت را به دست می گیرند و چادر از سر زن ها می کشند و عزاداری امام حسین(ع) را تعطیل می کنند و...؛ بنابراین باید شایسته ترین فقیه را برای حکومت انتخاب کنیم تا اگرچه مثل حکومت امام زمان(عج) نمیشود، اما بتوانیم بخشی از آثار نبودن امام را جبران کنیم.

 

پاسخ به سوال سوم:

کامل ترین اختیارات را به لحاظ شرعی ولی فقیه دارد اما از آنجا که نمیتواند به همه مسئولیت ها رسیدگی کند، و از طرف دیگر مشارکت دادن مردم در اداره کشورشان یکی از ابزارهای دلبستگی آنها به نظام و رهبری و مایه رشد و بصیرت آنها خواهد بود، رهبری در قالب قانون اساسی برخی از وظایفش را به نهادهای دیگر تنفیذ می کند. به عنوان مثال مسئولیت های اجرایی را به رئیس جمهوری که مردم انتخاب کرده اند تنفیذ می کند.

 

پاسخ به سوال چهارم:

در نگاه اسلامی امت اسلام یک امت واحده هستند، و در انتخاب ولی فقیه هم «ایرانی بودن» شرط نیست، بنابراین اگر یک فقیه که ایرانی نیست پیدا شد که واقعا شایسته ترین فرد برای تصدی ولایت بر مردم است مانعی از انتخاب او برای تصدی این مسئولیت نیست، چون سخن از «ولی امر مسلمین» است.

 

پاسخ به سوال پنجم:

در خصوص سوال پنجم شما:

اولا: اختلاف فقها در اصل ولایت فقیه نیست، بلکه در محدوده و اختیارات ولی فقیه است. بنابراین خود آیت الله وحید خراسانی هم فقها را نواب عام امام زمان(عج) می دانند. الان خود ایشان برخی از وظایف امام زمان(عج) را در این دوران غیبت بر عهده ندارند؟

ثانیا: فقهایی که ولایت مطلقه فقیه را قبول ندارند با حکومت فقیه ضدیتی ندارند، فقط می گویند این که حکومت را حق منحصره فقیه بدانیم دلیل وجود ندارد، وگرنه اینطور نیست که بگویند حکومت لازم نیست، یا فقیه هرگز نباید حاکم شود.

ثالثا: این یک مبنای فقهی است و کسی اگر به این مسئله رسید که فقیه ولایت مطلقه دارد اشکالی ندارد که ولی فقیه را نائب امام زمان0عج) بداند، ولو اینکه فقهای دیگر نظر دیگری داشته باشند.

 

پاسخ به سوال ششم:

حد اختیارات ولایت فقیه تمامی شئون حکومت است، یعنی همان اختیاراتی که پیامبر(ص) و امام علی(ع) در مقام حکومت داری، تأکید می کنم در مقام حکومت داری داشته اند، ولی فقیه هم آنها را در زمان غیبت دارد. چون اگر اختیارات را نداشته باشد حکومت روی زمین می ماند و برخی مصالح از دست می رود. وگرنه فقیه هرگز مقام آنها را ندارد.

«مجتهد» به هر کسی می گویند که توان استنباط احکام را از منابع احکام مثل آیات و روایات داشته باشد.  اما هر مجتهدی ولی فقیه نیست. ولی فقیه اصطلاحی یعنی مجتهد جامع الشرائطی که به خاطر برتری در بینش دینی و سیاسی زمام حکومت را به دست گرفته است.

 

پاسخ به سوال هفتم:

بله آیات و روایات متعددی در این خصوص وارد شده که برای اطلاع بیشتر می توانید در این خصوص به کتاب های «ولایت فقیه» نوشته امام خمینی(ره)، یا کتاب «ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت» نوشته آیت الله جوادی آملی مراجعه کنید. ما در اینجا به یک آیه و روایت اشاره می کنیم:

قرآن کریم حکم کردن بعد از انبیاء را متعلق به علما می داند که طبق کتب آسمانی باید حکم کنند:

« إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذينَ أَسْلَمُوا لِلَّذينَ هادُوا وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّه‏؛ ما تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن، هدايت و نور بود و پيامبران، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، با آن براى يهود حكم مى‏كردند و (همچنين) علما و دانشمندان به اين كتاب كه به آنها سپرده شده حکم مى‏نمودند (مائده:44)

و همچنین در روایت نیز این مطلب آمده مانند روایت که عمر بن حنظله از امام صادق(ع) روایت می کند که از ایشان درباره دو نفر از شیعیان پرسیدم که نزاعی بینشان بود در مورد قرض یا میراث، و به قضات برای رسیدگی مراجعه کرده بودند، سؤال کردم که آیا این جایز است؟

فرمود: هر که در مورد دعاوی حق یا دعاوی ناحق به ایشان مراجعه کند، در حقیقت به طاغوت مراجعه کرده باشد؛ و هر چه را که به حکم آنها بگیرد، در حقیقت به طور حرام می‌گیرد؛ گرچه آن را که دریافت می‌کند حق ثابت او باشد؛ زیرا که آن را به حکم و با رأی طاغوت و آن قدرتی گرفته که خدا دستور داده به آن کافر شود. خدای تعالی می‌فرماید: یریدُونَ انْ یتَحاکَمُوا إلَی الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروا أَنْ یکْفُرُوا به» پرسیدم: پس باید چه باید بکنند؟

فرمود: «يَنْظُرَانِ إِلَى مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ‏ عَلَيْكُمْ‏ حَاكِما؛ باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسی است که حدیث ما را روایت کرده، و در حلال و حرام ما مطالعه نموده، و صاحب‌نظر شده و احکام و قوانین ما را شناخته است... بایستی او را به عنوان حَکَم بپذیرند، زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده‌ام»(شیخ کلینی، الکافی، ج1، ص67؛ شیخ طوسی، تهذیب، ج6، ص218)

 

با سلام

 

ببینید که کسی در زمان غیبت ولایتی داشته  باشد بحثی نیست البته سر نوع ولایت وحدود اختلاف است

 

ولی همین حدود ولایت اختلافی است

 

وبحث دیگه اینکه چه کسی ولی باشد وچه میزان

 

پایه اولیه اش خود اعتقادات هست که باید مطابق فطرت وثقلین باشه وگرنه میزان خطای این شخص زیاده

 

بجز درست بودن فکری ،  بحث اخلاق و‌‌‌‌...هم هست  وبحث تبحر انشخص

 

ولی همین حدود ولایت اختلافی است

 

 بعضی مطالب پاسخ داده شده بنظر درست میاد بعضی خیر

 

هرگز نائب امام زمان(عج) بودن به این معنا نیست که چنین شخصی می تواند خلأ آن حضرت را پر کند و به لحاظ کمّی و کیفی کاملا در تراز امام زمان(عج) است!! نائب داشتن برای امام زمان(عج) این است که ما بخشی از آثار فقدان حضور امام زمان(عج) در جامعه را بتوانیم جبران کنیم. بلاتشبیه مثل اینکه ما در جایی بیمار هستیم و دستمان هم به پزشک متخصص نمیرسد، بعد به ما بگویند که یک دانشجوی سال آخر پزشکی اینجا هست، طبیعتا به او مراجعه می کنیم اما این از این باب نیست که کارآمدی این دو یکی است، اما چاره دیگری نداریم، اگر به او مراجعه نکنیم کار بدتر میشود.

 

مثلا این درسته ولی نمیشه بدون تمسک فقیه به امام زمان علیه السلام کار را درست پیش رفت

 

آیا کل علمای جهان جمع شدن و ولی فقیه انتخاب کردن

 

وایا اسم عالم و تایید نهاد و...کفایت میکنه براینکه اشخاص را علما بگیم ؟

 

وایا واقعا مثنوی  معنوی که از مولوی و شخصیت وی صوفی مسلک بوده ،  الگوی اعتقادی ماست؟ (اینکه گفته اند مثنوی معنوی اصل اصل اصول دین )

لطفا یکسری یسایت بزنید  ،  یک زمانی همایشهای مولوی  زیاد بود ،  تا اینکه صدای اکثر مراجع در اومد  و تفکرات مولوی را نادرست دیدن

حال آیا عقل حکم نمیکنه  از این جهت که  شخصی بعنوان ولی انتخاب میشه بقول شما و..نباید  اصل اصل دینش مثنوی مولوی باشه؟

علامه امینی که خودشان در خیلی زمینه ها سر امد بسیاری از مراجع هستند ،  علنی طی سخنرانی نقدی کردن به این مطلب

مولوی خودش شمس تبریزی را تو سر خودش جا میده  وحال باز تفکرات شمس تبریزی راهم رجوع کنید

واما در مورد فلسفه،  لله قائل بودن به وحدت وجود  و...خارج شدن از دین نیست؟

حال کسی معتقد به این امر باشه ،  آیا اشتباه نکرده؟

این ها را ببینید :

1.غلو کردن شمس در مورد مولوی

مولوی همطراز انبیا علیهم السلام

شمس تبریزی  در مقام تعریف از مولوی می‌گوید:

هركه مى‌‏خواهد كه انبيا را ببيند  مولانا را ببيند ... اكنون بهشت  رضاى مولاناست، دوزخ غضب مولاناست؛ كليد بهشت مولاناست..!!!

مناقب العارفین

امّا نگاه ثقلین در مورد غضب ورضای خداوند سبحان :

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا

قطعاً آنان كه خدا و پیامبرش را می‌آزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان می‌كند، و برای آنان عذابی خواركننده آماده كرده است

احزاب - 57

قرآن مبین

ودر روایات از کتب شیعه وعمری اشاره شده که هرکی فاطمه زهرا وامیرالمومنین علیهما السلام رابیازارد نبی مکرم صلوات الله علیه وآله را آزرده وغضب خداوند برآزار  دهندگان می باشد

 

2.شمس تبریزی و طلب رحمت برای حجاج بن یوسف:

شمس تبریزی در سرتاسر کتاب مقالات بعد ذکر نام حجاج بن یوسف ثقفی بر وی رحمت فرستاده

وبه مدح حجاج پرداخته و چنین می گوید:

"حجاج بن یوسف رحمت الله علیه

روزی شنید که یکی تمنای مُلک او می برد که روزی تا به شب بر تخت او بنشینم... حجاج ایشان را جمع کرد و فرمود برنج پزند هفت رنگ و بیاورند و ... ."

کتاب مقالات،ص135-نشر مرکز(چاپ پانزدهم)

 

3.مولوی : مثنوی هم سنگ  قرآن است

شمس تبریزی : مثنوی بالاتر از قرآن است !!

... «روزی حضرت سلطان ولد ( فرزند مولوی ) فرمود: که از یاران، یکی به حضرت پدرم شکایتی کرد، که دانشمندان با من بحث کردند که مثنوی را چرا قرآن گویند

من بنده ( در جواب ) گفتم که تفسیر  قرآن است. همانا که پدرم لحظه ای خاموش کرده فرمود که: ای سگ! چرا ( قرآن ) نباشد . ای خر! چرا نباشد ای غر خواهر( ناسزائی رکیک است که از ترجمه آن معذوریم ) چرا نباشد همانا که در ظروف حروف انبیا و اولیا جز انوار اسرار الهی مدرّج نیست. و کلام خدا از دل پاک ایشان رسته، بر جویبار زبان ایشان روان شده است. خواه سریانی باشد ، خواه سبع المثانی، خواه عبری، خواه عربی… »

 شمس تبریزی در مقالات (در مقام تمجید مولوی) می گوید: ما نبشته تو را با قرآن نیامیزیم! (یعنی  نوشته های تورا از قرآن برتر می دانیم!!! ) ...

نقد مثنوی به قلم آیت الله مدرسی یزدی، ص ۱۶ و ۱۷

وامّا نگاه ثقلین به قرآن :

قال رسول الله صلی الله علیه وآله :

فَضلُ القُرآنِ عَلی سائِرِالکَلامِ  کَفَضلِ اللهِ عَلی خَلقِهِ

برتری قرآن بر سایر سخنان، همانند برتری خداوند است بر بندگانش . جامع الاخبار / 47

 

لله این تفکرات  سنگین و نامناسب نیست ؟ لله جواب ثقلین با تفکرات آنها جور در میاد؟ خداوند سبحان   قرآن  +  عترت + عقل داده ...

 

از طرفی همه علمای جهان فقیه ان؟ آیا همه فقهای صحیح العقیده ،  تو امر حد ولایت یک نظر دارن وایا همه تو مجلس خبرگان بودند؟ و....؟
 

واز طرفی تو همین پاسخ گفته شده نایب معصوم نیستن  ،  خب غم انگیز کسی که نایب  با افکار اشتباه یا درست باشه را عده ای زیر مجموعه شان در حد معصوم بالا میبرن

 

وجدانا از یطرف میگن علمای خبرگان دارای افکار سالم  و....هستند ، از طرفی سر تایید ریاست جمهوری و....که مخالف عقایدشان میشه ، که خود خبرگان تایید میکنن  و بعدها اعتراف میکنن اشتباه کردن میگن خب خبرگان معصوم نیستن و...  نهایت چند چند هستند خب ...