جمع بندی آیا ولی فقیه نائب امام زمان(عج) است؟

تب‌های اولیه

8 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا ولی فقیه نائب امام زمان(عج) است؟

با سلام

آیا جایی داریم  معیار انتخاب نایب امام زمان علیه السلام  مجلس خبرگان ؟  آیا خود اشخاص خبرگان که برخی شون اشتباهات علنی دارن وهمه شون هم معصوم نیستن معیار خوبی برای انتخاب نایب هستن؟

اگر برداشت از نایب اینه که همه امور امام زمان علیه السلام را انجام بدن ، چه نیازی بخود مولاهست؟

وازطرفی گفته میشه ولایت دارن ولی وقتی جایی ایراد میشه به اموری گفته میشه که اختیارات شون محدوده ، این تناقض چطوری قابل حله؟

آیا گفته میشه ولی امر مسلمین، توکل جهان گشتن وهمه علما را انتخاب کردن ودر مورد  ایشان نظر سنجی کردن و...بعد انتخاب شدن وشدن ولی فقیه مسلمین؟

اگر اشتباه نکنم از علمایی فقیهی که در فقاهت استادن، مثل آقای وحید خراسانی  ، این امر را قبول نکردن ،  خب پس بااین وجود وعدم دستور مستقیم از خود امام زمان علیه السلام  ومسایلی که عرض کردم میشه گفت ایشان نایب هستن اونهم به این شکل تبلیغ میشه؟

حدولایت در زمان غیبت به چه میزان وایا مجتهد همان ولی فقیه است ؟

وایا روایتی که در مورد رجوع به فقیه هست منظور مجتهد یا حاکم  یا ..؟

برچسب: 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

1- آیا جایی داریم  معیار انتخاب نایب امام زمان علیه السلام  مجلس خبرگان ؟  آیا خود اشخاص خبرگان که برخی شون اشتباهات علنی دارن وهمه شون هم معصوم نیستن معیار خوبی برای انتخاب نایب هستن؟
2- اگر برداشت از نایب اینه که همه امور امام زمان علیه السلام را انجام بدن ، چه نیازی بخود مولاهست؟
3- وازطرفی گفته میشه ولایت دارن ولی وقتی جایی ایراد میشه به اموری گفته میشه که اختیارات شون محدوده ، این تناقض چطوری قابل حله؟
4- آیا گفته میشه ولی امر مسلمین، توکل جهان گشتن وهمه علما را انتخاب کردن ودر مورد  ایشان نظر سنجی کردن و...بعد انتخاب شدن وشدن ولی فقیه مسلمین؟
5- اگر اشتباه نکنم از علمایی فقیهی که در فقاهت استادن، مثل آقای وحید خراسانی  ، این امر را قبول نکردن ،  خب پس بااین وجود وعدم دستور مستقیم از خود امام زمان علیه السلام  ومسایلی که عرض کردم میشه گفت ایشان نایب هستن اونهم به این شکل تبلیغ میشه؟
6- حدولایت در زمان غیبت به چه میزان وایا مجتهد همان ولی فقیه است ؟
7- وایا روایتی که در مورد رجوع به فقیه هست منظور مجتهد یا حاکم  یا ..؟

خب سوالات متعددی در پست شما وجود دارند که من آنها را شماره گذاری کرده ام تا به هر کدام به صورت جداگانه پاسخ داده شود:

پاسخ سوال اول:

در اینکه خبرگان معصوم نیستند و ممکن است اشتباه کنند حرفی نیست، حتی خود ولی فقیه و نائب امام زمان(عج) هم ممکن است اشتباه کند. اصلا ما به جز خود امام زمان(عج) معصومی نداریم، بنابراین هر کاری بکنیم نمیتوانیم بگوییم که انتخاب ما معصومانه و بدون احتمال خطا و اشتباه بوده است. با این اوصاف باید راهی برویم که درصد خطا و اشتباه کاهش پیدا کند، وگرنه هرگز نمیتوانیم آن را به صفر برسانیم.

برای انتخاب شایسته ترین فقیه  برای رهبری و به عنوان نائب امام زمان(عج) و اینکه از مردم هم نظرخواهی شود چاره ای نیست که راه غیر مستقیم را برگزینیم. یعنی همانطور که اگر مردم بخواهند بهترین پزشک را انتخاب کنند بهتر است به جای انتخاب مستقیم، هر کسی پزشک مورد اعتماد خودش را انتخاب کند و بعد پزشکان انتخاب شده بنشینند دور هم و بهترین پزشک را انتخاب کنند، در اینجا هم همین قاعده حاکم است که فقهای منتخب مردم می نشینند و بهترین را انتخاب می کنند. بنابراین راه مطمئن تری که درصد خطا را کاهش داده و نقش مردم هم در آن لحاظ شود وجود ندارد.

نکته دیگر اینکه فاصله مقام معظم رهبری به لحاظ شایستگی برای رهبری با بقیه به قدری زیاد است که فارغ از مجلس خبرگان، امروزه قریب به اتفاق فقها و مجتهدین و متخصصین واقعی این رشته که از بینش سیاسی درستی برخوردار هستند ایشان را انتخاب اصلح می دانند. یعنی اینطور نیست که این انتخاب منحصرا انتخاب خبرگان باشد و بقیه مخالف آن باشند.

 

پاسخ سوال دوم:

هرگز نائب امام زمان(عج) بودن به این معنا نیست که چنین شخصی می تواند خلأ آن حضرت را پر کند و به لحاظ کمّی و کیفی کاملا در تراز امام زمان(عج) است!! نائب داشتن برای امام زمان(عج) این است که ما بخشی از آثار فقدان حضور امام زمان(عج) در جامعه را بتوانیم جبران کنیم. بلاتشبیه مثل اینکه ما در جایی بیمار هستیم و دستمان هم به پزشک متخصص نمیرسد، بعد به ما بگویند که یک دانشجوی سال آخر پزشکی اینجا هست، طبیعتا به او مراجعه می کنیم اما این از این باب نیست که کارآمدی این دو یکی است، اما چاره دیگری نداریم، اگر به او مراجعه نکنیم کار بدتر میشود.

در زمان غیبت که بالاخره نمیشود حکومت را تعطیل کرد، ونمیشود هم آن را رها کرد وگرنه دوباره قاجارها و پهلوی ها حکومت را به دست می گیرند و چادر از سر زن ها می کشند و عزاداری امام حسین(ع) را تعطیل می کنند و...؛ بنابراین باید شایسته ترین فقیه را برای حکومت انتخاب کنیم تا اگرچه مثل حکومت امام زمان(عج) نمیشود، اما بتوانیم بخشی از آثار نبودن امام را جبران کنیم.

 

پاسخ به سوال سوم:

کامل ترین اختیارات را به لحاظ شرعی ولی فقیه دارد اما از آنجا که نمیتواند به همه مسئولیت ها رسیدگی کند، و از طرف دیگر مشارکت دادن مردم در اداره کشورشان یکی از ابزارهای دلبستگی آنها به نظام و رهبری و مایه رشد و بصیرت آنها خواهد بود، رهبری در قالب قانون اساسی برخی از وظایفش را به نهادهای دیگر تنفیذ می کند. به عنوان مثال مسئولیت های اجرایی را به رئیس جمهوری که مردم انتخاب کرده اند تنفیذ می کند.

 

پاسخ به سوال چهارم:

در نگاه اسلامی امت اسلام یک امت واحده هستند، و در انتخاب ولی فقیه هم «ایرانی بودن» شرط نیست، بنابراین اگر یک فقیه که ایرانی نیست پیدا شد که واقعا شایسته ترین فرد برای تصدی ولایت بر مردم است مانعی از انتخاب او برای تصدی این مسئولیت نیست، چون سخن از «ولی امر مسلمین» است.

 

پاسخ به سوال پنجم:

در خصوص سوال پنجم شما:

اولا: اختلاف فقها در اصل ولایت فقیه نیست، بلکه در محدوده و اختیارات ولی فقیه است. بنابراین خود آیت الله وحید خراسانی هم فقها را نواب عام امام زمان(عج) می دانند. الان خود ایشان برخی از وظایف امام زمان(عج) را در این دوران غیبت بر عهده ندارند؟

ثانیا: فقهایی که ولایت مطلقه فقیه را قبول ندارند با حکومت فقیه ضدیتی ندارند، فقط می گویند این که حکومت را حق منحصره فقیه بدانیم دلیل وجود ندارد، وگرنه اینطور نیست که بگویند حکومت لازم نیست، یا فقیه هرگز نباید حاکم شود.

ثالثا: این یک مبنای فقهی است و کسی اگر به این مسئله رسید که فقیه ولایت مطلقه دارد اشکالی ندارد که ولی فقیه را نائب امام زمان0عج) بداند، ولو اینکه فقهای دیگر نظر دیگری داشته باشند.

 

پاسخ به سوال ششم:

حد اختیارات ولایت فقیه تمامی شئون حکومت است، یعنی همان اختیاراتی که پیامبر(ص) و امام علی(ع) در مقام حکومت داری، تأکید می کنم در مقام حکومت داری داشته اند، ولی فقیه هم آنها را در زمان غیبت دارد. چون اگر اختیارات را نداشته باشد حکومت روی زمین می ماند و برخی مصالح از دست می رود. وگرنه فقیه هرگز مقام آنها را ندارد.

«مجتهد» به هر کسی می گویند که توان استنباط احکام را از منابع احکام مثل آیات و روایات داشته باشد.  اما هر مجتهدی ولی فقیه نیست. ولی فقیه اصطلاحی یعنی مجتهد جامع الشرائطی که به خاطر برتری در بینش دینی و سیاسی زمام حکومت را به دست گرفته است.

 

پاسخ به سوال هفتم:

بله آیات و روایات متعددی در این خصوص وارد شده که برای اطلاع بیشتر می توانید در این خصوص به کتاب های «ولایت فقیه» نوشته امام خمینی(ره)، یا کتاب «ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت» نوشته آیت الله جوادی آملی مراجعه کنید. ما در اینجا به یک آیه و روایت اشاره می کنیم:

قرآن کریم حکم کردن بعد از انبیاء را متعلق به علما می داند که طبق کتب آسمانی باید حکم کنند:

« إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذينَ أَسْلَمُوا لِلَّذينَ هادُوا وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّه‏؛ ما تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن، هدايت و نور بود و پيامبران، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، با آن براى يهود حكم مى‏كردند و (همچنين) علما و دانشمندان به اين كتاب كه به آنها سپرده شده حکم مى‏نمودند (مائده:44)

و همچنین در روایت نیز این مطلب آمده مانند روایت که عمر بن حنظله از امام صادق(ع) روایت می کند که از ایشان درباره دو نفر از شیعیان پرسیدم که نزاعی بینشان بود در مورد قرض یا میراث، و به قضات برای رسیدگی مراجعه کرده بودند، سؤال کردم که آیا این جایز است؟

فرمود: هر که در مورد دعاوی حق یا دعاوی ناحق به ایشان مراجعه کند، در حقیقت به طاغوت مراجعه کرده باشد؛ و هر چه را که به حکم آنها بگیرد، در حقیقت به طور حرام می‌گیرد؛ گرچه آن را که دریافت می‌کند حق ثابت او باشد؛ زیرا که آن را به حکم و با رأی طاغوت و آن قدرتی گرفته که خدا دستور داده به آن کافر شود. خدای تعالی می‌فرماید: یریدُونَ انْ یتَحاکَمُوا إلَی الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروا أَنْ یکْفُرُوا به» پرسیدم: پس باید چه باید بکنند؟

فرمود: «يَنْظُرَانِ إِلَى مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ‏ عَلَيْكُمْ‏ حَاكِما؛ باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسی است که حدیث ما را روایت کرده، و در حلال و حرام ما مطالعه نموده، و صاحب‌نظر شده و احکام و قوانین ما را شناخته است... بایستی او را به عنوان حَکَم بپذیرند، زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده‌ام»(شیخ کلینی، الکافی، ج1، ص67؛ شیخ طوسی، تهذیب، ج6، ص218)

 

با سلام

 

ببینید که کسی در زمان غیبت ولایتی داشته  باشد بحثی نیست البته سر نوع ولایت وحدود اختلاف است

 

ولی همین حدود ولایت اختلافی است

 

وبحث دیگه اینکه چه کسی ولی باشد وچه میزان

 

پایه اولیه اش خود اعتقادات هست که باید مطابق فطرت وثقلین باشه وگرنه میزان خطای این شخص زیاده

 

بجز درست بودن فکری ،  بحث اخلاق و‌‌‌‌...هم هست  وبحث تبحر انشخص

 

ولی همین حدود ولایت اختلافی است

 

 بعضی مطالب پاسخ داده شده بنظر درست میاد بعضی خیر

 

هرگز نائب امام زمان(عج) بودن به این معنا نیست که چنین شخصی می تواند خلأ آن حضرت را پر کند و به لحاظ کمّی و کیفی کاملا در تراز امام زمان(عج) است!! نائب داشتن برای امام زمان(عج) این است که ما بخشی از آثار فقدان حضور امام زمان(عج) در جامعه را بتوانیم جبران کنیم. بلاتشبیه مثل اینکه ما در جایی بیمار هستیم و دستمان هم به پزشک متخصص نمیرسد، بعد به ما بگویند که یک دانشجوی سال آخر پزشکی اینجا هست، طبیعتا به او مراجعه می کنیم اما این از این باب نیست که کارآمدی این دو یکی است، اما چاره دیگری نداریم، اگر به او مراجعه نکنیم کار بدتر میشود.

 

مثلا این درسته ولی نمیشه بدون تمسک فقیه به امام زمان علیه السلام کار را درست پیش رفت

 

آیا کل علمای جهان جمع شدن و ولی فقیه انتخاب کردن

 

وایا اسم عالم و تایید نهاد و...کفایت میکنه براینکه اشخاص را علما بگیم ؟

 

وایا واقعا مثنوی  معنوی که از مولوی و شخصیت وی صوفی مسلک بوده ،  الگوی اعتقادی ماست؟ (اینکه گفته اند مثنوی معنوی اصل اصل اصول دین )

لطفا یکسری یسایت بزنید  ،  یک زمانی همایشهای مولوی  زیاد بود ،  تا اینکه صدای اکثر مراجع در اومد  و تفکرات مولوی را نادرست دیدن

حال آیا عقل حکم نمیکنه  از این جهت که  شخصی بعنوان ولی انتخاب میشه بقول شما و..نباید  اصل اصل دینش مثنوی مولوی باشه؟

علامه امینی که خودشان در خیلی زمینه ها سر امد بسیاری از مراجع هستند ،  علنی طی سخنرانی نقدی کردن به این مطلب

مولوی خودش شمس تبریزی را تو سر خودش جا میده  وحال باز تفکرات شمس تبریزی راهم رجوع کنید

واما در مورد فلسفه،  لله قائل بودن به وحدت وجود  و...خارج شدن از دین نیست؟

حال کسی معتقد به این امر باشه ،  آیا اشتباه نکرده؟

این ها را ببینید :

1.غلو کردن شمس در مورد مولوی

مولوی همطراز انبیا علیهم السلام

شمس تبریزی  در مقام تعریف از مولوی می‌گوید:

هركه مى‌‏خواهد كه انبيا را ببيند  مولانا را ببيند ... اكنون بهشت  رضاى مولاناست، دوزخ غضب مولاناست؛ كليد بهشت مولاناست..!!!

مناقب العارفین

امّا نگاه ثقلین در مورد غضب ورضای خداوند سبحان :

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا

قطعاً آنان كه خدا و پیامبرش را می‌آزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان می‌كند، و برای آنان عذابی خواركننده آماده كرده است

احزاب - 57

قرآن مبین

ودر روایات از کتب شیعه وعمری اشاره شده که هرکی فاطمه زهرا وامیرالمومنین علیهما السلام رابیازارد نبی مکرم صلوات الله علیه وآله را آزرده وغضب خداوند برآزار  دهندگان می باشد

 

2.شمس تبریزی و طلب رحمت برای حجاج بن یوسف:

شمس تبریزی در سرتاسر کتاب مقالات بعد ذکر نام حجاج بن یوسف ثقفی بر وی رحمت فرستاده

وبه مدح حجاج پرداخته و چنین می گوید:

"حجاج بن یوسف رحمت الله علیه

روزی شنید که یکی تمنای مُلک او می برد که روزی تا به شب بر تخت او بنشینم... حجاج ایشان را جمع کرد و فرمود برنج پزند هفت رنگ و بیاورند و ... ."

کتاب مقالات،ص135-نشر مرکز(چاپ پانزدهم)

 

3.مولوی : مثنوی هم سنگ  قرآن است

شمس تبریزی : مثنوی بالاتر از قرآن است !!

... «روزی حضرت سلطان ولد ( فرزند مولوی ) فرمود: که از یاران، یکی به حضرت پدرم شکایتی کرد، که دانشمندان با من بحث کردند که مثنوی را چرا قرآن گویند

من بنده ( در جواب ) گفتم که تفسیر  قرآن است. همانا که پدرم لحظه ای خاموش کرده فرمود که: ای سگ! چرا ( قرآن ) نباشد . ای خر! چرا نباشد ای غر خواهر( ناسزائی رکیک است که از ترجمه آن معذوریم ) چرا نباشد همانا که در ظروف حروف انبیا و اولیا جز انوار اسرار الهی مدرّج نیست. و کلام خدا از دل پاک ایشان رسته، بر جویبار زبان ایشان روان شده است. خواه سریانی باشد ، خواه سبع المثانی، خواه عبری، خواه عربی… »

 شمس تبریزی در مقالات (در مقام تمجید مولوی) می گوید: ما نبشته تو را با قرآن نیامیزیم! (یعنی  نوشته های تورا از قرآن برتر می دانیم!!! ) ...

نقد مثنوی به قلم آیت الله مدرسی یزدی، ص ۱۶ و ۱۷

وامّا نگاه ثقلین به قرآن :

قال رسول الله صلی الله علیه وآله :

فَضلُ القُرآنِ عَلی سائِرِالکَلامِ  کَفَضلِ اللهِ عَلی خَلقِهِ

برتری قرآن بر سایر سخنان، همانند برتری خداوند است بر بندگانش . جامع الاخبار / 47

 

لله این تفکرات  سنگین و نامناسب نیست ؟ لله جواب ثقلین با تفکرات آنها جور در میاد؟ خداوند سبحان   قرآن  +  عترت + عقل داده ...

 

از طرفی همه علمای جهان فقیه ان؟ آیا همه فقهای صحیح العقیده ،  تو امر حد ولایت یک نظر دارن وایا همه تو مجلس خبرگان بودند؟ و....؟
 

واز طرفی تو همین پاسخ گفته شده نایب معصوم نیستن  ،  خب غم انگیز کسی که نایب  با افکار اشتباه یا درست باشه را عده ای زیر مجموعه شان در حد معصوم بالا میبرن

 

وجدانا از یطرف میگن علمای خبرگان دارای افکار سالم  و....هستند ، از طرفی سر تایید ریاست جمهوری و....که مخالف عقایدشان میشه ، که خود خبرگان تایید میکنن  و بعدها اعتراف میکنن اشتباه کردن میگن خب خبرگان معصوم نیستن و...  نهایت چند چند هستند خب ...

ببینید که کسی در زمان غیبت ولایتی داشته  باشد بحثی نیست البته سر نوع ولایت وحدود اختلاف است

ولی همین حدود ولایت اختلافی است

وبحث دیگه اینکه چه کسی ولی باشد وچه میزان

بله قطعا همینطور است

ببینید جناب یوسف عزیز کسانی که بحث «حکومت و و لایت فقیه» را طرح کرده اند هم مجتهد و فقیه بوده اند، از شیخ مفید تا صاحب جواهر تا مرحوم نراقی و امام خمینی و امروز هم شاگردان امام همگی فقیه بوده اند و این بحث را هم بر مبنای فقه مطرح کرده اند

علاوه بر اینکه همانطور که برخی فقها فرموده اند این بحث ولایت فقیه آنقدر شفاف و بدیهی است که ادله دینی مثل آیات و روایات در حقیقت ارشادی هستند، یعنی ارشاد به حکم عقل هستند، نه اینکه تازه بخواهن نظریه ولایت فقیه را اثبات کنند، بلکه دارند حکم عقل در ضرورت ولایت فقیه را تأیید می کنند.

من یک سوال واضح از شما می پرسم. اگر شما در زمام یکی از ائمه(ع) بودید، مثلا در زمان امام حسین(ع) و شرایط برای حکومت امام حسین(ع) فراهم نبود، عقل شما چه می گفت؟ میگفت حالا که امام حسین(ع) نشد دیگر فرقی نمی کند حضرت عباس(ع) حاکم شود یا یزید؟ یا می گفتید خب امام حسین(ع) اگر نمیشود میرویم سراغ حضرت عباس(ع)، اگر نمیشود میرویم سراغ حبیب، سراغ مسلم و...، آخه چرا یزید؟!!

بحث حکومت الان هم همین است، حالا امام زمان(عج) نیست، حکومت را هم که نمیشود تعطیل کرد همانطور که امام علی(ع) فرمودند چاره ای از حاکم نیست چه نیکوکار و چه بدکار. پس یا بایدبگوییم حالا که امام زمان(عج) نیست فرقی نمی کند چه کسی حاکم شود، چه شاهان قاجار باشند که حرمسرا راه بیندازند و مملکت را ببا قراردادهای مختلف به غربی ها بفروشند، چه رضاشاه باشد که چادر از سر زنان بکشد، ، چه محمدرضاشاه باشد که بهاییان در دربارش نفوذ کرده و در گسترش تفکرات دین ستیزانه تمام تلاششان را می کنند، و چه امام خمینی باشدکه در حکومتش از دبستان تا دانشگاه دروس دینی تدریس می شود. عقل براستی چه می گوید؟

 

این درسته ولی نمیشه بدون تمسک فقیه به امام زمان علیه السلام کار را درست پیش رفت

بله قطعا حرف شما درست است، اما شما فکر می کنید امام خمینی و  رهبری با تمسک به خودشان دارند مملکت را مدیریت می کنند؟

اصلا هدف از حکومت در دوران غیبت جلو انداختن ظهور است، امام خمینی معنای انتظار را از یک جا ایستادن به حرکت کردن و مقدمه چینی برای ظهور تغییر دادند.

شما توسلات مقام معظم رهبری بعد از فتنه  88 در میان خطبه های نماز جمعه ندیدید؟

 

آیا کل علمای جهان جمع شدن و ولی فقیه انتخاب کردن

وایا اسم عالم و تایید نهاد و...کفایت میکنه براینکه اشخاص را علما بگیم ؟

 اینکه تمام علما بنشینند و انتخاب کنند که اساسا نشدنی است

ثانیا انتخاب کسای که قرار است رهبری را انتخاب کنند واقعا به ام و اینها نیست. اشخاص بزرگی هستند، حداقل 6 نفر از اعضای مجلس خبرگان اساتید بنده بوده اند ، من از نزدیک میدانم چه انسان هایی هستند

علاوه بر اینکه عرض کردم تعرف و تمجیدهای علمای بزرگ داخل و خارج از امام و رهبری نشان میدهد که این انتخاب ها درست بوده است.

 

وایا واقعا مثنوی  معنوی که از مولوی و شخصیت وی صوفی مسلک بوده الگوی اعتقادی ماست؟ (اینکه گفته اند مثنوی معنوی اصل اصل اصول دین )

 ببینید مثنوی معنوی و تأیید آن در نگاه عمده علمایی که فیلسوف مشرب یا عرفان مشرب هستند از این باب نیست که مولوی معصوم است و او را جای ثقلین بنشانند، از این باب نیست که کتاب او را بی عیب و نقص بدانند، من واقعا از برخی موضع گیریهایی که در شبکه های مجازی می بینم که این چیزها را عَلَم می کنند تعجب می کنم. البته بخشی که کار دشمن است طبیعی است، اما از مردم تعجب می کنم که چرا کمی مسئله را تحلیل نکرده و در معنای این جملات تأمل و دقت نمی کنند؟!!

من اگر بگویم کتاب شما مطابق با اصول دین است یعنی چه؟ یعنی مطابق با اصولی است که دین فرموده است، نه اینکه منبع استخراج اصول دین است. دقت کنید

ارزش مثنوی در نگاه امثال شهید مطهری و مقام معظم رهبر به این خاطر است که مولوی آنچه اسلام گفته است را به زیبایی در قالب نظم در آورده است، وگرنه اگر از خودش گفته بود که آن را به دیوار میزدیم! بله یک جاهایی خطا هم کرده، شخصیتش هم اصلا به طور کامل قابل دفاع نیست اما حیف نیست از این سرمایه عظیی که اینقدر تعالیم دین را گاهی شیرین به نظم درآورده که خوراک نسل جوان است اما ما آن را به خاطر نویسنده اش، یا به خاطر برخی ابیاتش کنار بگذاریم؟

هر چه که ثقلین بگویند روی چشم ماست و آن را بی چون و چرا می پذیریم، و پذیرفتن سایر کتاب ها چون مثنوی معنوی درگرو تطابق با ثقلین است، اما چون مثوی بسیار زیبا و دقیق گاهی اصولی که دین گفته را به نظم درآورده مقبول ماست، نه اینکه او هم در عرض کتاب و سنت باشد.

 

 

علاوه بر اینکه قضاوت در مورد یک فقیه به خاطر یک جمله اش در مورد یک کتاب خیلی مسئله جزئی ای است که نمیتوان آن را ملاکی برای قضاوت قرار داد. باید دید نگاه آن فقیه به ثقلین چگونه است، ابعاد مدیریتی و سیاست او جطور است شجاعت او چقدر است، نه اینکه حالا چه جمله ای در مورد فلان کتاب گفته. من بسیار می بینیم که کوچکترین مسائل و ریزترین امور را بزرگنمایی می کنند برای تضعیف جایگاه ولایت فقیه. خیلی باید هوشیار باشیم.

درسته که آمریکا و اسرائیل و‌‌‌...‌ مشکل فکری و رفتاری و‌..دارند و مدیون خیلی ها هستن البته منظورم کسانی از آنها که به عمد ظلم میکنن و...

ولی آیا فقط ایراد اصلی به اونها بر میگرده ؟ آیا دشمنان اهل بیت علیهم السلام فقط ایشان هستند؟

لطفا برید امار زیاد شدن تفکرات صوفی و عمری و...تو کشور را نگاه کنید ، این فاجعه هست ، چرا تفکر مثل مولوی رواج پیدا کرده

سوال بعدی اینکه مگه نباید همه میزان عقاید ورفتار وعلم احکام و.. درست مطابق ثقلین بشه ، آیا بنظرتون و مجلسی که حتی شیعیانش به اسم شیعه تلاش درست نکردن وبد حرکت کردن، چند نماینده عمری هم وارد شده اوضاع به چه صورت میشه؟

بیشتر ین ضربه اقتصادی اعتقادی اخلاقی کاملا مشخصه به اسم اسلام در داخل داره زده میشه حالا هی بگیم اسرائیل وامریکای ملعون

احتکار

اختلاس

فحشا
دادگاه های بی عدالتی

بی اعتقادی و...

آیا انقلاب نشده معنویت بده بالا کو معنویت؟

آیا واقعا زیاد شدن بهایی ووهابی وعمری وتبلیغشان در حرم واطراف حرم و...را درک نکردید؟

آیا قبول ندارید اوجب واجبات

ومهمترین تکلیف شناخت درست خدا و بندگی او هست؟

اگر این نباشه اخلاق و احکام را بد متوجه میشیم ومیرسونیم؟

آیا مثنوی معنوی که اصل اصول دین معرفی میشه
و پایه اعتقادی ترویج تفکر وحدت وجود و‌‌‌...

وبرخی احکام بدنبال این اعتقادات ابوحنیفه ای در میاد

خب این به کل زندگی از همه ابعاد( خصوصی اجتماعی سیاسی و.‌.صدمه نمیزند؟

ببینید یوسف عزیز پیش از پاسخ به این پست شما باید دو نکته مهم را خدمت شما عرض کنم:

نکته اول آن این است که موضوع خودتان را در بحث روشن بفرمایید

بحث ولایت فقیه هم مثل مباحث نبوت و امامت و معاد خیلی زیرشاخه های متعدد و موضوعات ریز تر و جزئی تری دارد که از همه آنها نمیشود در یک تاپیک بحث کرد.

از بحث ضرورت حکومت در دوران غیبت، تا ولایت فقیه، تا محدوده اختیارات ولایت فقیه، تا نحوه انتخاب ولی فقیه، تا اوصاف ولی فقیه که مباحث عامه هستند، و دوباره نحوه اجرای و بررسی عملکرد یکی از دو شخصیت امام و رهبری که مباحث خاص ولایت فقیه هستند.

شماالان از کدوم میخواهید بحث کنید؟ از اثبات اصلش؟ از نحوه انتخابش؟ از مواضع مقام معظم رهبری؟ از نقد تصوف؟ از مشکلات اقتصادی در حکومت اسلامی و...؟

هر کدام از اینها باید در تاپیک مستقلی بحث شود.

نکته دوم اینکه احساسات خودتان را کنترل کنید، من سال هاست در عرصه پاسخگویی فعالیت دارم، و دیده ام کسانی که نسبت به غیر شیعیان نگرشی توأم با نفرت و کینه دارند نمیتوانند قضاوت درستی داشته باشند. عمدتا برای اهل سنت مثلا تعبیر «عمری» را به کار می برند که این انتساب نشان دهنده این است که نگاه خوبی به اهل سنت ندارند، در حالی که ما هیچ کجا نداریم که امر شده باشیم نسبت به اهل سنت برائت داشته باشیم. ما اگرچه نسبت به دشمنان اهل بیت(ع) برائت می جوییم و بغض آنها را داریم اما اهل سنت که اینطور نیستد. اهل سنت اگر شهادت حضرت فاطمه(س) را باور داشتند که سنی نمی ماندند. من کاری به یک  سری اقلیت ندارم اماعموما اینگونه نیستند.

یعنی شیعه و سنی به دو دسته تقسیم نمیشوند که یکی معتقد باشند نباید حق علی غصب میشد و همسرش نباید کتک می خورد، و عده دیگر معتقد باشند باید حق علی(ع) غصب میشد و همسرش کتک می خورد!! بلکه دسته دوم می گویند امامت تعیین نشده بود و حقی از جانب پیامبر(ص) برای علی تعیین نشده بود و همسرش هم کتک نخورده! متوجه منظورم میشوید؟ میدانم که اشتباه می کنند، عرضم این است که بالاخره مخالف اهل بیت(ع) نیستند و بنابراین جایی برای برائت از ایشان وجود ندارد. 

 

 

 چرا تفکر مثل مولوی رواج پیدا کرده

 مگه نباید همه میزان عقاید ورفتار وعلم احکام و.. درست مطابق ثقلین بشه

من یک نکته به شما عرض کنم و خیالتان را راحت کنم و این بح مولوی را تمام کنم. هر کجا که مولوی ولو به اندازه یک میلیمتر ، یا حتی یک میکرومتر از ثقلین فاصله گرفته باشد نه امام و نه مقام معظم رهبری ز آن دفاع نمی کنند و آن را صحیح نمی دانند.

طرح اشعار مولوی فقط در همان حیطه ای است که دارد آیات و روایات را به صورت نظم در می آورد، وگرنه هر کجا که به انحراف رفته است هیچ حجیت و اعتباری در نگاه امام و رهبری نداشته و ندارد.

هگز امام و رهبری ذره ای به سمت اعتقادات اهل ست، یا تصوف تمایل پیدا نکرده اند. عرفان امام و رهبری هم اگر شما مطالعه کنید عرفانی برآمده از دل آیات و روایات است، وگرنه امام(ره) نمیرفتند مثلا شرح عرفانی بر دعای سحر بنویسند.

مباحثی مانند وحدت وجود از مباحث عرفانی است و ارتباطی با مولوی و امثال مولوی ندارد و مانند مباحث فلسفی همواره مورد اختلاف بوده است، بنابراین یک مبنای تخصصی است و نمیشود گفت این فقها اشتباه می کنند یا آن فقها.

 

احتکار

اختلاس

فحشا
دادگاه های بی عدالتی

بی اعتقادی و...

آیا انقلاب نشده معنویت بده بالا کو معنویت؟

آیا واقعا زیاد شدن بهایی ووهابی وعمری وتبلیغشان در حرم واطراف حرم و...را درک نکردید؟

آیا قبول ندارید اوجب واجبات

ومهمترین تکلیف شناخت درست خدا و بندگی او هست؟

اگر این نباشه اخلاق و احکام را بد متوجه میشیم ومیرسونیم؟

 

نگاه صفر و صدی به حکومت اسلامی هر دو اشتباه است، اینکه بگوییم حکومت در عملکردش بی عیب بوده، و یا تمام عیب بوده هر دو اشتباه است. باید عملکرد حکومت را با در نظر گرفتن مجموعه شرایط و موانع به صورت منطقی برآورد کرد.

من به عنوان کسی که چندین سال است در عرصه پاسخگویی فعالیت می کنم فقط یک نکته خدمت شما عرض می کنم که با بخشی از این موانع آشنا بشوید.

به لحاظ آماری حجم شبهات و حجم تبلیغات علیه شیعه از طریق سایت ها و شبکه های ماهواره ای و.... در این چهل سال بعد از انقلاب ، از آن 14 قرن قبل از انقلاب بیشتر است. متوجه عرایض بنده میشوید؟ یعنی اگر شبهات تولید شده در این چهل سال را درر یک کفه بگذارند، و شبهات چهارده قرن دیگر را در یک کفه، کفه این چهل سال سنگین تر است. بیش از 200 شبکه ماهواره ای فارسی زبان دارند شبهه القا می کنند، دارند سبک زندگی را تغییر می دهند، دارند ناامیدی ترویج می کنند و...

یا در عرصه اقتصادی الان ایران تحت بی سابقه تری تحریم های تاریخ است، این تحریم های اقتصادی و این فشار رسانه ای علیه هر مملکتی بود تا به حال دچار فرواشی شده بود همانطور که عضو پارلمان دومای رویه خودش اعتراف کرد که روسیه تحت این فشارها بیش از 6 ماه دوام نمی آورد.

نکته دوم اینکه مشکلات را برای ما بزرگنمایی می کنند و نمی گذارند نقاط مثبت را ببینیم، از جهاد مردمی در مشکلاتی مثل سیل و زلزله که جوان های انقلابی کی روند و گِل های خانه مردم را خالی می کنند ، ازاین جهاد مواسات و کمک های کم نظیر مردمی و از شهدایی چون حججی ها تا سلیمانی ها می گویند اما ده نفرکه احتکار می کنند را آنقدر بزرگ می کنند که گمان می کنیم همه مردم ایران دارند احتکار می کنند. اینها بازی های رسانه ای است، ما نباید بازی بخوریم.

 

قطعا حکومت اسلامی مایه رشد دین مردم ایران، بلکه دین مردم دنیا شده است، ما امروز در جامعه المصطفی از بیش از صد کشور دنیا طلبه داریم که تعالیم اهل بیت(ع) را می آموزند و به مناطق خود باز می گردند و آنها را ترویج می کنند. فکر می کنید این حجم دشنتی ابرقدرت ها با ایران به خاطر چیست؟ اگر ایران تاثیری در گسترش تفکرش نداشت که دلیل نداشت این چنین بودجه بگذارند و شبکه های متعدد رسانه ای به راه بیندازند، و یا تحرکات نظامی داشته باشند..

بگذارید بالاتر از این را به شما بگویم ، آقای آنتونی گیدنز که یکی از برترین جامعه شناسان دنیاست در کتابش مینویسد دنیا تا قبل از انقلاب ایران داشت به سمت سکولاریزاسیون و جدایی دین از دنیا پیش می رفت، اما انقلاب ایران مسیر دین در تمام دنیا را عوض کرد و جهان به سمت دین داری پیش می رود.

انسان در صورتی می تواند قضاوت درستی داشته باشد که احساساتش را کنار بگذارد و این دشوار است.

جمع بندی

_______________________________

پرسش:

سوالاتی در مورد ولایت فقیه داشتم اگر ممکن است به آنها پاسخ دهید:

1. آیا مجلس خبرگان که معصوم نیستند معیار خوبی برای انتخاب نایب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند؟
2. اگر نایب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار است که همه امور ایشان را انجام بدهند، چه نیازی به خود مولاهست.
3. گفته میشود فقیه بر جامعه ولایت دارد ولی وقتی جایی به رفتار حکومت ایراد میشود به اموری می گویند که اختیارات ایشان محدود است، این تناقض چطوری قابل حل است؟
4. اینکه به «ولی فقیه» گفته میشود ولی امر مسلمین، آیا در تمام جهان اسلام گشته اند وایشان را انتخاب کرده اند؟
5. با توجه به اینکه برخی فقها ولایت فقیه را قبول ندارند آیا باز هم میشود به ولی فقیه گفت نائب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)؟
6. حدولایت در زمان غیبت به چه میزان است و آیا مجتهد همان ولی فقیه است؟
7. ایا روایتی در مورد رجوع به فقیه وجود دارد؟
8. چرا رهبری مثنوی معنوی را اصل اصول دین دانسته اند؟ آیا به جای قرآن و سنت، مثنوی  معنوی که از یک شخصیت صوفی مسلک بوده الگوی اعتقادی ماست؟

پاسخ:

با توجه به ابعاد مختلفی که در سوالات شما مطرح شده است، به هر کدام از سوالات به صورت جداگانه پاسخ داده میشود:

پاسخ سوال اول:

در اینکه خبرگان معصوم نیستند و ممکن است اشتباه کنند حرفی نیست، حتی خود ولی فقیه و نائب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم ممکن است اشتباه کند. اصلا ما به جز خود امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) معصومی نداریم، بنابراین هر کاری بکنیم نمیتوانیم بگوییم که انتخاب ما معصومانه و بدون احتمال خطا و اشتباه بوده است. با این اوصاف اما نمیتوان انتخاب را تعطیل کرد که! باید راهی برویم که درصد خطا و اشتباه کاهش پیدا کند، وگرنه هرگز نمیتوانیم آن را به صفر برسانیم.

برای انتخاب شایسته ترین فقیه  برای رهبری و به عنوان نائب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و اینکه از مردم هم نظرخواهی شود چاره ای نیست که راه غیر مستقیم را برگزینیم. یعنی همانطور که اگر مردم بخواهند بهترین پزشک را انتخاب کنند بهتر است به جای انتخاب مستقیم، هر کسی پزشک مورد اعتماد خودش را انتخاب کند و بعد پزشکان انتخاب شده بنشینند دور هم و بهترین پزشک را انتخاب کنند، در اینجا هم همین قاعده حاکم است که فقهای منتخب مردم می نشینند و بهترین را انتخاب می کنند. بنابراین راه مطمئن تری که درصد خطا را کاهش داده و نقش مردم هم در آن لحاظ شود وجود ندارد.

نکته دیگر اینکه فاصله مقام معظم رهبری به لحاظ شایستگی برای رهبری با بقیه به قدری زیاد است که فارغ از مجلس خبرگان، امروزه قریب به اتفاق فقها و مجتهدین و متخصصین واقعی این رشته که از بینش سیاسی درستی برخوردار هستند ایشان را انتخاب اصلح می دانند. یعنی اینطور نیست که این انتخاب منحصرا انتخاب خبرگان باشد و بقیه مخالف آن باشند.

 

پاسخ سوال دوم:

هرگز نائب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بودن به این معنا نیست که چنین شخصی می تواند خلأ آن حضرت را پر کند و به لحاظ کمّی و کیفی کاملا در تراز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است!! نائب داشتن برای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است که ما بخشی از آثار فقدان حضور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در جامعه را بتوانیم جبران کنیم. بلاتشبیه مثل اینکه ما در جایی بیمار هستیم و دستمان هم به پزشک متخصص نمیرسد، بعد به ما بگویند که یک دانشجوی سال آخر پزشکی اینجا هست، طبیعتا به او مراجعه می کنیم اما این از این باب نیست که کارآمدی این دو یکی است، اما چاره دیگری نداریم، اگر به او مراجعه نکنیم کار بدتر میشود.

در زمان غیبت که بالاخره نمیشود حکومت را تعطیل کرد، ونمیشود هم آن را رها کرد وگرنه دوباره قاجارها و پهلوی ها حکومت را به دست می گیرند و چادر از سر زن ها می کشند و عزاداری امام حسین(علیه السلام) را تعطیل می کنند و...؛ بنابراین باید شایسته ترین فقیه را برای حکومت انتخاب کنیم تا اگرچه مثل حکومت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نمیشود، اما بتوانیم بخشی از آثار نبودن امام را جبران کنیم.

 

پاسخ به سوال سوم:

کامل ترین اختیارات را به لحاظ شرعی ولی فقیه دارد اما از آنجا که نمیتواند به همه مسئولیت ها رسیدگی کند، و از طرف دیگر مشارکت دادن مردم در اداره کشورشان یکی از ابزارهای دلبستگی آنها به نظام و رهبری و مایه رشد و بصیرت آنها خواهد بود، رهبری در قالب قانون اساسی برخی از وظایفش را به نهادهای دیگر تنفیذ می کند. به عنوان مثال مسئولیت های اجرایی را به رئیس جمهوری که مردم انتخاب کرده اند تنفیذ می کند.

رهبری برای اینکه مردم رشد کنند باید اجازه بدهد آنها هم مشارکت کنند. مثلا تا قبل از برجام مردم ما آمریکا را به این خوبی نمی شناختند و برخی می گفتند اگر ما دنبال توافق باشیم، توافق با آمریکا شدنی است. رهبری از همان زمان گفتند من آمریکا را می شناسم ولی برای اینکه شما هم بشناسید بروید مذاکره کنید. یعنی اجازه رهبری برای کسب تجربه و رشد مردم بود.

 

پاسخ به سوال چهارم:

در نگاه اسلامی امت اسلام یک امت واحده هستند، و در انتخاب ولی فقیه هم «ایرانی بودن» شرط نیست، بنابراین اگر یک فقیه که ایرانی نیست پیدا شد که واقعا شایسته ترین فرد برای تصدی ولایت بر مردم است مانعی از انتخاب او برای تصدی این مسئولیت نیست، چون سخن از «ولی امر مسلمین» است.

 

پاسخ به سوال پنجم:

در خصوص سوال پنجم شما:

اولا: اختلاف فقها در اصل ولایت فقیه نیست، بلکه در محدوده و اختیارات ولی فقیه است. بنابراین خود آیت الله وحید خراسانی هم فقها را نواب عام امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می دانند. الان خود ایشان برخی از وظایف امام زمان(عج) را در این دوران غیبت بر عهده ندارند؟

ثانیا: فقهایی که ولایت مطلقه فقیه را قبول ندارند با حکومت فقیه ضدیتی ندارند، فقط می گویند این که حکومت را حق منحصره فقیه بدانیم دلیل وجود ندارد، وگرنه اینطور نیست که بگویند حکومت لازم نیست، یا فقیه هرگز نباید حاکم شود.

ثالثا: این یک مبنای فقهی است و کسی اگر به این مسئله رسید که فقیه ولایت مطلقه دارد اشکالی ندارد که ولی فقیه را نائب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بداند، ولو اینکه فقهای دیگر نظر دیگری داشته باشند.

 

پاسخ به سوال ششم:

حد اختیارات ولایت فقیه تمامی شئون حکومت است، یعنی همان اختیاراتی که پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امام علی(علیه السلام) در مقام حکومت داری، تأکید می کنم در مقام حکومت داری داشته اند، ولی فقیه هم آنها را در زمان غیبت دارد. چون اگر اختیارات را نداشته باشد حکومت روی زمین می ماند و برخی مصالح از دست می رود. وگرنه فقیه هرگز مقام آنها را ندارد.

«مجتهد» به هر کسی می گویند که توان استنباط احکام را از منابع احکام مثل آیات و روایات داشته باشد.  اما هر مجتهدی ولی فقیه نیست. ولی فقیه اصطلاحی یعنی مجتهد جامع الشرائطی که به خاطر برتری در بینش دینی و سیاسی زمام حکومت را به دست گرفته است.

 

پاسخ به سوال هفتم:

بله آیات و روایات متعددی در این خصوص وارد شده که برای اطلاع بیشتر می توانید در این خصوص به کتاب های «ولایت فقیه» نوشته امام خمینی(ره)، یا کتاب «ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت» نوشته آیت الله جوادی آملی مراجعه کنید. ما در اینجا به یک آیه و روایت اشاره می کنیم:

قرآن کریم حکم کردن بعد از انبیاء را متعلق به علما می داند که طبق کتب آسمانی باید حکم کنند:

«إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذينَ أَسْلَمُوا لِلَّذينَ هادُوا وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّه‏؛ ما تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن، هدايت و نور بود و پيامبران، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، با آن براى يهود حكم مى‏كردند و (همچنين) علما و دانشمندان به اين كتاب كه به آنها سپرده شده حکم مى‏نمودند.(1)

و همچنین در روایت نیز این مطلب آمده مانند روایت که عمر بن حنظله از امام صادق(علیه السلام) روایت می کند که از ایشان درباره دو نفر از شیعیان پرسیدم که نزاعی بینشان بود در مورد قرض یا میراث، و به قضات برای رسیدگی مراجعه کرده بودند، سؤال کردم که آیا این جایز است؟

فرمود: هر که در مورد دعاوی حق یا دعاوی ناحق به ایشان مراجعه کند، در حقیقت به طاغوت مراجعه کرده باشد؛ و هر چه را که به حکم آنها بگیرد، در حقیقت به طور حرام می‌گیرد؛ گرچه آن را که دریافت می‌کند حق ثابت او باشد؛ زیرا که آن را به حکم و با رأی طاغوت و آن قدرتی گرفته که خدا دستور داده به آن کافر شود. خدای تعالی می‌فرماید: یریدُونَ انْ یتَحاکَمُوا إلَی الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروا أَنْ یکْفُرُوا به» پرسیدم: پس باید چه باید بکنند؟

فرمود: «يَنْظُرَانِ إِلَى مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ‏ عَلَيْكُمْ‏ حَاكِما؛ باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسی است که حدیث ما را روایت کرده، و در حلال و حرام ما مطالعه نموده، و صاحب‌نظر شده و احکام و قوانین ما را شناخته است... بایستی او را به عنوان حَکَم بپذیرند، زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده‌ام»(2)

پاسخ به سوال هشتم:

در مورد مثنوی معنوی هم باید توگجه بفرمایید که از نگاه رهبری این مثنوی هرگز در عرض کتاب و سنت نیست، بلکه از آنجا که در بسیاری از موارد مطابق اصول دین است آن را تأیید کرده اند. مثلا من اگر بگویم کتاب شما مطابق با اصول دین است یعنی چه؟ یعنی مطابق با اصولی است که دین فرموده است، نه اینکه کتاب شما هم در کنار قرآن و سنت منبع استخراج اصول دین است.

بله مولوی هم یک جاهایی خطا هم کرده، شخصیتش هم اصلا به طور کامل قابل دفاع نیست اما حیف نیست از این سرمایه عظیی که اینقدر تعالیم دین را گاهی شیرین به نظم درآورده که خوراک نسل جوان است اما ما آن را به خاطر نویسنده اش، یا به خاطر برخی ابیاتش کنار بگذاریم؟

طرح اشعار مولوی فقط در همان حیطه ای است که دارد آیات و روایات را به صورت نظم در می آورد، وگرنه هر کجا که مولوی ولو به اندازه یک میلیمتر ، یا حتی یک میکرومتر از ثقلین فاصله گرفته باشد نه امام و نه مقام معظم رهبری و نه هیچ کدام ازعلمای واقعی از آن دفاع نمی کنند و آن را صحیح نمی دانند.

پی نوشت ها:

  1. مائده:44/5.
  2. کلینی، محمد، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407، ج1، ص67؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب، دار الكتب الإسلاميه‏، چاپ چهارم، 1407ق، ج6، ص218.

 

موضوع قفل شده است