جمع بندی چطور در این محیط سالم بمانم؟

تب‌های اولیه

27 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چطور در این محیط سالم بمانم؟

به نام خدا
سلام عرض میکنم خدمت کارشناسان محترم و کاربران همیشه همراه اسک دین
وقت همگی بخیر
بنده به تازگی وارد دانشگاه شدم.چند روز پیش با یک ماه تاخیر ترم شروع شد و رفتیم سر کلاس.اونجا متوجه شدم که تنها چادری کلاس بین خانم ها خودم هستم و بقیه با ظاهری کاملاً ناموجه سر کلاس حاضر شدن!رفتارهای عجیب و نامتعارفشون کل کلاس رو به هم میریخت.خنده های بلند و متلک گویی هاشون و راحت بودن بیش از حدشون در کلاسی که مختلط بود منو خیلی آزار میداد.اولش هم که اومدن بده بستون شماره موبایل با هم داشتن .همه پسر دخترا باهم.تنها کسی که شماره موبایل نداد من بودم که گفتم موبایل ندارم.البته این به من مربوط نمیشد که اونها چطوری هستن تا اونجایی که وقتی یکی از استادها نیومده بود و پیشنهاد دادن به قهوه خونه بریم و قلیون بکشیم!!!
من قبول نکردم همراه اونها برم ولی چون که تا شب باید توی دانشگاه میموندم برای ناهار خوردن باید مسیری رو با اونها همراه میشدم.خدا میدونه تا این راه رو رفتم چقدر از کار خودم بدم اومد یعنی از اینکه با اونها همراه شدم.اینکه چندتا ماشین در مدل های مختلف می ایستادن و بوق میزدن و متلک میگفتن به کنار زمانی که دیدم وارد چه جایی شدن واقعاً از خودم بدم اومد و گفتم ای داد بیداد ! این ترم با کیا افتادم! وارد یک قهوه خونه ی سنتی که درش نیم باز بود و پله به سمت پایین میخورد شدن که دود وحشتناکی هم ازش بیرون میومد و جای خلوتی بود.بعدش هم اومدن گفتن که رفتن چیپس و پنیر خوردن و قلیون میوه ای کشیدن!
من اصلاً کاری به این ندارم که اونها چجور آدمایی هستن ولی سر کلاس و خارج از اون مزاحمتهای زیادی برای من ایجاد میکنن .مثلاً چادرم رو مسخره میکنن و بهم میگفتن چرا موهات پیدا نیست؟! گرمت نیست؟! آخی حتماً خیلی سختته!! مخصوصاً یکی از اونها که از ابتدای ورودش زیادی با من صمیمی شده بود! وقتی دید موبایل ندارم گفت خیلی خوبه که موبایل نداری آفرین!در حالی که یک تبلت و موبایل بزرگ توی دست خودش بود.
قیافش مثل کسی بود تازه از دیسکو بلند شده اومده دانشگاه ولی بعد از اینکه سر چادر پوشیدن و پیدا نبودن موهام و نماز خوندن کلی بحث کرد گفت آفرین خیلی خوبه که اینجوری هستی!!سر کلاس با اصرار منو کشوند پیش خودش بشینم واز اول تا آخر هرچی سوال بود از روی دست من حل میکرد و انقدر ازم سوال میپرسید که کلافه شده بودم.در حالی که ادعا میکرد این دوره ها رو قبلاً گذرونده و براش چیزی نیست فقط چون فاصله افتاده یادش رفته!ابتدای آشناییمون باهم معلوم شد صرفاً از سر بیکاری اومدن دانشگاه و یکی از اونها میگفت من کلاسهای مختلفی میرم گفتم بذار اینم برم.اون خانمی هم که مثلاً فکر میکنه دیگه خیلی با من دوسته خیلی اصرار کرد بهش شماره موبایل بدم و وقتی گفتم ندارم گفت تا آخر هفته جور کن که بعدش متوجه شدم دور از جون شما به خیال خودش گوشهامو مخملی کرده چون با پیشنهاد برداشتن پروژه ی مشترک همون اول کاری فهمیدم فقط میخواد سوءاستفاده کنه و خودشو به من بچسبونه بیاد بالا!!خدا شاهده اصلاً نمیخوام خودمو آدم خوبی معرفی کنم و اونها رو آدمهای بدی ولی نمیدونم باید چطور باهاشون رفتار کنم که ازم سوءاستفاده نکنن و رفتارهای اونها باعث نشه از هدفم که درس خوندن هست فاصله بگیرم.
وقتی میبینم به کم سن و سال ترین پسر کلاس دستور میدن که براشون آب بیاره و این کار چندین مرتبه تکرار شد وقتی میبینم چند تا دختر کم سن و سال که همه ی زندگیشون موبایل هاشون و هدفنون هست و همه دغدغشون اینه که آرایششون خراب نشه وقتی این آدما به من میگن خرخون و اصرار دارن مثل اونها برم آخر کلاس بشینم و توی به هم ریختن کلاس کمکشون کنم وقتی میبینم توی این جامعه ی کوچیک چقدر غریب افتادم هم میترسم هم دلم میگیره.
خیلی این چند روزه بهش فکر کردم.کم محل کردن و جدی بودن توی برخورد باهاشون تنها راهی بود که به ذهنم رسید.رفتارهاشون باعث میشه تمرکزم برای گوش دادن به درس پایین بیاد.نمیدونم باید چطور این ترم و ترم های دیگه رو باهاشون سر کنم؟!
ممنون میشم راهنماییم کنید و دوستانی که در شرایط مشابه بودن از تجربه هاشون بگن.


با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد نشاط

با سلام و احترام
بزرگوار شرایط روحی شما را درک می کنیم و احساس شما برای ما قابل درک است.
با این مقدمه شاید بهتر بتوان برای شما پاسخ خوبی را ارائه داد:
اگر فرصت کردید به تاریخ حضرت رسول اکرم (ص) یک نگاهی داشته باشید که در اوائل بعثت چه قدر قریش اذیت کردند و چه قدر تهمت و افتراء زدند و حتی کار به جایی رسید که نسبت ساحر بودن هم زدند و حتی در مقابل چشمان پیامبران یاران او را اذیت و آزار می دادند و حتی در مواقعی یاران او را شهید کردند، نقشه قتل او را کشیدند، عدده ای در طائف او را سنک باران کردند، سرگین شتر را بر سر او ریختند و سه سال در شعب ابی طالب آنها را گرسنه نگه داشتند و به سختی زندگی را سپری کردند هزاران بلایی که اگر تاریخ را ببینی اشک از چشمان جاری خواهد شد، اما مقاومت کرد ایمان خود را اثبات کرد تا اینکه محبوب دلها شد؛ ایمان واقعی یعنی پیمودن راه حق و این حرکت زحمتی دارد، اما بی مزد نیست.
بزرگوار:
برای نگهداشتن ایمان و رعایت تقوی:
شاید بخندند ولی غافل از آنکه دستور خداست که انسان از حرام خود را باید حفظ کند و کوتاهی از این مسئله در فردای قیامت شرمندگی و حسرت را به همراه دارد .
حرفها، تکه ها و تمسخر و تحقیر و... شاید بشنوید
ولی یقین بدانید که از سوی افراد بی تقوی یک امر بدیهی است ولی مطمئن باشید که شما ضرر نخواهید کرد و آنها روزی چوب شکست چنین رفتاری را خواهند خورد.
یک چیزی باید دلتان را خنک کند که خدای پشتیبان توست و این بزرگترین حامی شماست و نباید نگران باشید چون نهایت قدرت هستی در اختیار اوست.
خود خدای متعال برای مومنین وعده حمایت و پشتیبانی داده:
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدامَكُم؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد.»
«هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ؛ اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت آنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‏ داند و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه مى ‏كنيد بيناست» (حدید:4)
«إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوا وَالَّذينَ هُم مُحسِنونَ ؛ خداوند با کسانی است که تقوا پیشه کرده‌اند، و کسانی که نیکوکارند.» (نحل:128)
« وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنينَ؛ و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است.» ( عنکبوت:69)
پس یک قسمت موضوع این است که ادامه راه ایمان باعث نجات انسان خواهد شد و این مسیر یک امتحان الهی است و نباید به این راه شک کنید بلکه مقاومت و استقامت شما نشانگر روح وایمان بالای شماست و نباید نگران و خسته و اذیت شوید، معمولا فردی که در یک راه محکم و هدایت قرار گرفته باید خوشحال شود و بهتراست به آثار این مسیر بیاندیشید.
این مقاومت شما جهاد است و خدای متعال وعده داده که نظر خاصی به شما داشته باشد و شما نباید غافل از این نکته باشید.
بعد معنوی خودتان را تقویت و نسبت به قوی تر کردن رابطه معنوی با خدای متعال و انس بیتشر با قرآن برنامه محکمی داشته باشید.
با افراد خوب و مومن در دانشگاه مخصوصا با بچه های نهاد؛ بسیج بیشتر مانوس شوید تا از این فشار روانی حاکم از سوی افراد غافل مصون مانده و دلسرد نشوید.
مطالعات دینی خودتان را زیاد کنید توصیه می شود کتابهای شهید مطهری را بیشتر مطالعه کنید و سعی کنید در مواردی که شما را به چالش می کشانند بتوانید با دلیل و برهان جواب داده و آنها را شرمنده کنید.
این راهکارهای رفتاری هم توصیه می شود:
1. حضور خودتان را در کلاسها به طور فعال باشد؛
طوری درس بخوانید که دیگران حسرت شرایط شما را بخورند و بدانند که مسیر خودشان که هوس بازی غلط بوده و افت تحصیلشان می باشد.
2. سعی کنید قاعده ادب و احترام و جدیت و متانت را رعایت کنید، معمولا دخترانی که با جدیت و قاطعیت تمام حضور اجتماعی دارند دیگران جرات جسارت را نخواهند داشت.( ضما این افراد جذاب هم می شوند)
3. اگر در جمع و محفل آنها گناه آلود است، حاضر نشوید و به حرف های آنها اهمیت ندهید( ضمنا فعلا تازه وارد هستند؛ همین طوری رفتارهای سبکی از خود نشان می دهند و نباید بها بدهید تا اینکه عادت کنند)
4. به رفتارها و حرف های مفت آنها اصلا بها ندهید.
5. اگر از میان بچه ها دخترانی هستند که تا حدی دختران خوبی هستند( هر چند از لحاظ ایمانی متوسط هستند و یا ضعیف) ارتباط معمولی داشته باشید و البته مواظب باشید که افکار سبک و بیهوده آنها بر روی افکار شما تاثیر منفی نگذارد.( بلکه شما آنها را قانع کنید که راهشان را تغییر دهند)
6. در موقعیت های مختلف و مناسب از اعتقادات خودتان دفاع کنید( البته با دلیل و منطق و جا دارد کتابهایی خوب و جامعی را انتخاب کرده و مطالعه کنید مثلا: کتابهای شهید مطهری)
7. به راهتان اعتقاد داشته باشید و یقین کنید که این راه درسته و غیر آن اشتباهه.
این تفکر باعث خواهد شد که عزت نفستان بالا رود و کارها و رفتارهای آنها یک چیز مضحک و بیهوده پیش شما جلوه گر شود.
8. برنامه تلاوت قرآن و گفتن ذکر برای استقامت روح شما خیلی موثر خواهد بود.
9. برای کل حضورتان در دانشگاه طوری برنامه ریزی کنید که از وقتتان نهایت استفاده را داشته باشید؛ اگر فرصت خالی داشتید حتما در محیط کتابخانه قرار گرفته و به طور مفید مطالعه کنید (البته نیازی نیست برنامه تون را اعلام کنید).
طوری برنامه ریزی کنید که در جمع آنها خیلی حضور نداشته باشید.
10. یک مدتی اگر محکم باشید شخصیت جذابی در دانشگاه خواهید داشت.

سلام و عرض ادب

زینب خاتون;919658 نوشت:
چادرم رو مسخره میکنن و بهم میگفتن چرا موهات پیدا نیست؟!

زینب خاتون;919658 نوشت:
گفت خیلی خوبه که موبایل نداری آفرین!

زینب خاتون;919658 نوشت:
به من میگن خرخون

زینب خاتون;919658 نوشت:
اصرار دارن مثل اونها برم آخر کلاس بشینم و توی به هم ریختن کلاس کمکشون کنم

كاملاً مشخص است كه به شدت به شما حسادت مي كنند
البته اين يك حسادت پنهان است ، همراه با تحسين

حيا در عمق وجود زنان قرار گرفته و حتي بي حياترين زنان نيز ذره اي حيا دارند
اينها وقتي زني را مي بينند كه حيا و چهارچوب خود را حفظ كرده ، خود را در آئينهء آن زن مي بينند و مستقيم يا غيرمستقيم او را تحسين مي كنند
اما از سوي ديگر به دليل افكار غلطي كه به آن معتقد شده اند و همچنين غرور ، سعي مي كنند نشان دهند كه اين ما هستيم كه در مسير درست قرار داريم

نتيجه اين ميشود كه گاهي شما را تحسين مي كنند و گاهي تمسخر
در گفتار ، خود را بي نياز از شما نشان مي دهند اما در رفتار به شما مي چسبند و وابسته هستند

آنها از چيزي كه هستند بي زارند ، و شما همان آينده اي هستيد كه آن دخترها دلشان مي خواست باشند
از طرفي نمي توانند يا نمي خواهند از اين خوشي ها كه به آن خو گرفته اند دل بكنند
درست مانند يك معتاد به مواد مخدر كه حسرت افراد سالم را ميخورد ، اما دل كندن از مواد هم برايش دشوار است

يكي از درس هايي كه پسرها از مردهاي بزرگتر ياد ميگيرند اين است كه افراد معتاد علاقه شديدي دارند كه افراد سالم را نيز معتاد كنند
اين عمل آنها گاهي بخاطر حسادت است ، گاهي بخاطر داشتن يك رفيق و دمخور ، گاهي هم به اين دليل كه ديگر آن فرد سالم را نبينند
چون با ديدن آن فرد سالم ، ضعف خودشان بيشتر جلوي چشمشان نمايان ميشود

فكر ميكنم الان برايتان واضح شده باشد كه اين شما نيستيد كه بين آنها تنها هستيد
بلكه آنها هستند كه هر كدام دنيايي سراسر تنهايي دارند. دنيايي كه براي پر گردنش مي خواهند همه را با خود همراه كنند
اما هر چه سعي مي كنند پر نميشود و باز بيشتر تلاش ميكنند و همينطور دنبال جذب رفقاي بيشتر و شيطنت بيشتر هستند
ولي متاسفانه نمي دانند موضوع اين است كه راه را گم كرده اند و مسيرشان اشتباه است

[="Purple"]

nobelist;920843 نوشت:
سلام. ببخشید دانشگاه شما دولتی است یا آزاد یا علمی کاربردی یا پیام نور یا غیر انتفاعی؟
در چه مقطعی هستید؟ کاردانی یا کارشناسی؟
در مرکز اسنان هستید یا شهرستان؟

سلام
ببخشید چه فرقی میکنه؟!!!
حالا تفاوت مقطعش به دلیل سن و تجربه و آگاهی بله قابل درکه
ولی در بقبه موارد واقعا الان زیاد متفاوت نیست همه جا اسیب وجود داره حالا هرجایی به تناسب خودش ....[/]

هو النور

با سلام و عرض ادب
دانشگاه ما هم مثل دانشگاه شماست ولی به نسبتی
من هم مثل شما محجبه هستم و اغلب تنها میگردم ولی دوستای محجبه و پاکی هم پیدا کردم که با اونها باشم ولی اگه اونها به هر دلیلی پیشم نباشن تنهایی رو به داشتن رفقای بد ترجیح میدم

ولی راهکار :

1-همیشه در ردیفهای اول کلاس بنشینید
2-با اونها اصلا صحبت و رفت و امد نداشته باشید که حتی اگر رفتار اونها بر رفتار شما تاثیر نکنه ممکنه بد نامی اونها شمارو هم بدنام کنه
3-در هیچ یک از مسایل شخصی-درسی-اجتماعی-تفریحی اجازه نده که بهت دستور بدن و دخالت کنن(باهاشون سعی کن هم کلام نشی)
4-ولی ظاهرتو حفظ کن (چون اگه کاری کنی که باعث کینه توزی اونها بشه ممکنه برات مشکل ایجاد کنن)
5-در اوقات بیکاری میتونی بری مسجد یا کتابخونه (برا کتاب خوندن) یا مثلا سلف یا بوفه برا غذا
6-با همه دوست باش و مهربون ولی با هیچکس صمیمی هرگز و هرگز و هرگز نشو با پسرا که دیگه اصلا سلام اینها بهشون نده ...یعنی کلا رو نده
7-این رو بدون که دانشگاه محل خوبی برای همسر گزینی به هیچ وجه نیست (اساتید ما میگن هرگی تو دانشگاه همسر پیدا کرده اکثرا ب طلاق ختم شده)


من خودم یادم میاد که تو دوره دبیرستان همکلاسیام خیلی سعی داشتن که من رو هم مثل خودشون کنن ولی شکر خدا نتونستن

و حدیثی در مورد دوست : دوست خوب بهتر از تنهایی است و تنهایی بهتر از دوست بد هست

از تنها موندن نترس ولی سعی کن دوست خوب مثل خودت پیدا کنی چون بودن دوست کنار ادم باعث شادی و انبساط خاطر میشه

در پناه حق و حقیقت موفق باشی عزیزم

زینب خاتون;919658 نوشت:
بعد از اینکه سر چادر پوشیدن و پیدا نبودن موهام و نماز خوندن کلی بحث کرد گفت آفرین خیلی خوبه که اینجوری هستی

يك نكته را فراموش كردم. ببخشيد اينطوري بيان ميكنم:

خواهش ميكنم سوپرمن نشويد!

در اين بين ممكن است اتفاقاتي بيفتد كه با توجه به شناختي كه از اين خانمها دارم (منظورم بد بودن اين نوع خانمها نيست)، پيش آمدنش بعيد نيست
و آن اينكه احتمال دارد در مقطعي يكي از اين خانمها مشكلات شديد روحي پيدا كند
شما هم كه هم زن هستيد و هم مذهبي. در نتيجه حتماً به فكر كمك به او خواهيد افتاد

خطر!

نميگويم هيچ كمكي به هيچكس نكنيد ، شايد حتي بتوانيد در طولاني مدت تاثير مثبت نيز بر برخي از اين خانمها بگذاريد
اما يادتان باشد هيچ وظيفه اي در اين زمينه نداريد. اولويت شما حفاظت و حراست از خودتان است

[="Purple"]

nobelist;920866 نوشت:
حتما دلیلی دارم که میپرسم.

خب منم به خاطر دونستن همین دلیل پرسیدم :))[/]

Reza-D;920885 نوشت:
خواهش ميكنم سوپرمن نشويد!

سلام علیکم
ممنون از صحبتهای مفیدتون.اتفاقاً یکی از ترس های من این هست که خودم رو بالاتر از دیگران بدونم(از نظر ایمان)و حس ناجی بودن بهم دست بده.

الان بهتر درک میکنم که سالم موندن در جامعه واقعاً دقت و مراقبت زیادی میخواد.

طارق اللیل;920884 نوشت:
3-در هیچ یک از مسایل شخصی-درسی-اجتماعی-تفریحی اجازه نده که بهت دستور بدن و دخالت کنن(باهاشون سعی کن هم کلام نشی)

سلام
همه ی راهکارهایی که گفتین عالیه ولی این یکی رو خیلی سخت میشه رعایت کرد.مثلاً دیروز دوباره سر مدل چادر من صحبت میکردن.حرفهای واقعاً توهین آمیزی زدن میگفتن اکثراً شهرستانی ها چادری هستن یا نمونه هایی میگفتن از اینکه دخترهایی رو میشناسن که با زور پدرشون چادر سر میکنن و خیلی حرفهای دیگه.در یک کلام بخوام بگم یک جنگ روانی علیه من راه انداختن به خصوص که تا الان از نظر درسی چند قدم از اونها جلوتر هستم زیادی به من گیر میدن .شرایط طوری نیست که بخوام باهاشون بحث کنم چون احساس میکنم اونها دقیقاً منتظر همچین برخوردی از من هستن تا یک جنجال راه بندازن.

نشاط;920688 نوشت:
با سلام و احترام

عرض سلام،ادب و احترام خدمت استاد گرامی!
کامل ، زیبا و بسیار امیدبخش به من پاسخ دادید هرچند من خودم رو لایق برخی صحبتهای شما نمیدونم با اینحال امیدوارم که خداوند هر لحظه پشتیبان همه ی ما باشه .

نشاط;920688 نوشت:
این مسیر یک امتحان الهی است

آنچه دلم خواست نه آن میشود
آنچه خدا خواست همان میشود
برای من امتحان سختی هست چون گاهی به شدت احساس تنهایی میکنم و با خودم میگم جای من اینجا نیست.تنها دلخوشی من نمازهای یومیه هست هرچند در نمازخونه ای که کمتر کسی حرمتش رو نگه میداره.
از شما و همه ی کاربران عزیز میخوام برای بنده ی حقیر دعا کنید تا راه درست رو تشخیص بدم و در اون قدم بذارم و هرگز از یاد خدا غافل نشم.

سپاسگزارم از اینکه برای پاسخ دادن به بنده وقت گذاشتید.@};-

موضوع قفل شده است