جمع بندی چرا فقط گناهان خاص؟ (مذهبی یعنی چه؟)

تب‌های اولیه

148 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا فقط گناهان خاص؟ (مذهبی یعنی چه؟)

سلام به همه
چند سال پیش یکی از کاربران سایت به نام خانم "گلشن" (که احتمالاً نام کاربری ایشان تغییر کرده) موضوعی را مطرح کردند با این عنوان که آیا خدا دنبال یارکِشی است؟
با وجود اختلاف نظرهایی که با ایشان دارم، سوالی شبیه به ایشان برایم مطرح است. البته نمی‌دانم تشابه سوال‌های ما چقدر است

حرف ایشان (که سوال من نیز هست) این بود که گویا مسلمان بودن چیزی شبیه به استقلالی یا پرسپولیسی بودن است
در بازی‌های فوتبال که بین تیم‌ها انجام می‌شود، معمولاً افراد تیم خودشان را تشویق می‌کنند و تیم مقابل را می‌کوبند

مثلاً یک استقلالی اگر ببیند تیمش جلو افتاده و بازیکن تیمش دارد وقت کُشی می‌کند، می‌گوید آفرین، وقت رو تلف کن تا برنده بشیم
اما تماشاگر پرسپولیسی که تیمش عقب است، همین عمل را ناجوانمردانه می‌داند و می‌گوید استقلال از روی ترس دارد ضدفوتبال بازی می‌کند
حال اگر نتیجه برعکس بود و اتفاق نیز برعکس بود، قضاوت تماشاگران استقلال و پرسپولیس هم برعکس میشد!

در واقع معیار سنجش یک عمل، درستی یا نادرستی آن نیست، بلکه معیار این است که شما توی کدام تیم هستید
اما برای اینکه مشخص شود شما عضو کدام تیم هستید، چند شاخصه وجود دارد:

1 - اقرار به پیروی از آن تیم و ثبت قرارداد
2 - شرکت در تمرینات و بازی های آن تیم
3 - پوشیدن پیراهن آن تیم

ظاهراً دین اسلام هم همینطور است (یا لااقل اینطور نشان می‌دهد). یعنی شما باید چند شاخصهء کلی را دارا باشید

1 - به اسلام اقرار کنید و در مشخصات شما بنویسند مسلمان
2 - در مراسم‌های مذهبی شرکت کنید، به زیارت بروید، نذری بدهید و بگیرید ، نماز بخوانید و روزه بگیرید
3 - ظاهرتان مذهبی باشد (چادر، ریش، تسبیح گرفتن و...)

و در بین مذهبی‌ها نیز معضاً مشاهده می‌کنیم که چند نفر مذهبی دارند از روابط نامشروع فلان شخص برای هم تعریف میکنن، بدون آنکه دقت کنند غیبت است!
ممکن است بگوئید اسلام فقط این ظواهر نیست بلکه به خیلی از کارهای نیک دیگر نیز توصیه کرده
ولی باز سوال پیش میاید که چرا در عمل چنین چیزی را کمتر می‌بینیم؟
مذهبی‌ها مدام غرب را متهم به فساد می‌کنند و وقتی از آنها می‌پرسند فساد یعنی چه، می‌گویند یعنی نماز نخواندن، روابط جنسی، خوردن شراب. تمام!
یعنی اگر دوری از این سه عمل را نیز به بخش شماره 2 قبلی اضافه کنیم به همین سادگی یک عدد مذهبی خواهیم داشت happy

حال سوال اصلی من اینها هستند:
چرا مذهبی بودن را صرفاً در همین محدوده تعریف می‌کنیم جوری که بیشتر شبیه به تشکیل تیم است؟
آیا صرف اینکه فرضاً من استقلالی باشم(
نام مسلمان داشته باشم) مرا به یک پرسپولیسی(که نام مسلمان ندارد) برتری می‌دهد؟
در همین سایت بارها دیده‌ام حرف از زنا می‌شود اکثر دوستان آتشی می‌شوند اما در مورد گناهانی مانند غیبت، تمسخر، ربا و.... واکنش‌ها به این شدت نیست. چرا؟
چرا یک خانم مذهبی آنقدر نسبت به روابط جنسی حساس شده که حتی از عقدموقت که حلال است، گریزان است
اما همین خانم مذهبی به راحتی اعمالی مانند غیبت، تمسخر و دروغ را انجام می‌دهد؟
مردهای مذهبی زیادی را می‌شناسم که نمازشان قضا نمی‌شود اما نان دیگران را می‌بُرَّند
زنهای مذهبی زیادی را می‌شناسم که اگر یک تار مویشان را نامحرم ببیند خودکشی می‌کنند، اما با نیش زبان شوهر را دیوانه کرده‌اند

بطور دقیق‌تر، هدف خداوند رشد و تکامل انسان است، یا صرفاً می‌خواهد یار جمع کند؟
کلاً کیفیت مسلمانان مهمتر است یا کمیت مسلمانان؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد بدیع

[TD][/TD]

Reza-D;994610 نوشت:
سلام به همه
چند سال پیش یکی از کاربران سایت به نام خانم "گلشن" (که احتمالاً نام کاربری ایشان تغییر کرده) موضوعی را مطرح کردند با این عنوان که آیا خدا دنبال یارکِشی است؟
با وجود اختلاف نظرهایی که با ایشان دارم، سوالی شبیه به ایشان برایم مطرح است. البته نمی‌دانم تشابه سوال‌های ما چقدر است

حرف ایشان (که سوال من نیز هست) این بود که گویا مسلمان بودن چیزی شبیه به استقلالی یا پرسپولیسی بودن است
در بازی‌های فوتبال که بین تیم‌ها انجام می‌شود، معمولاً افراد تیم خودشان را تشویق می‌کنند و تیم مقابل را می‌کوبند

مثلاً یک استقلالی اگر ببیند تیمش جلو افتاده و بازیکن تیمش دارد وقت کُشی می‌کند، می‌گوید آفرین، وقت رو تلف کن تا برنده بشیم
اما تماشاگر پرسپولیسی که تیمش عقب است، همین عمل را ناجوانمردانه می‌داند و می‌گوید استقلال از روی ترس دارد ضدفوتبال بازی می‌کند
حال اگر نتیجه برعکس بود و اتفاق نیز برعکس بود، قضاوت تماشاگران استقلال و پرسپولیس هم برعکس میشد!

در واقع معیار سنجش یک عمل، درستی یا نادرستی آن نیست، بلکه معیار این است که شما توی کدام تیم هستید
اما برای اینکه مشخص شود شما عضو کدام تیم هستید، چند شاخصه وجود دارد:

1 - اقرار به پیروی از آن تیم و ثبت قرارداد
2 - شرکت در تمرینات و بازی های آن تیم
3 - پوشیدن پیراهن آن تیم

ظاهراً دین اسلام هم همینطور است (یا لااقل اینطور نشان می‌دهد). یعنی شما باید چند شاخصهء کلی را دارا باشید

1 - به اسلام اقرار کنید و در مشخصات شما بنویسند مسلمان
2 - در مراسم‌های مذهبی شرکت کنید، به زیارت بروید، نذری بدهید و بگیرید ، نماز بخوانید و روزه بگیرید
3 - ظاهرتان مذهبی باشد (چادر، ریش، تسبیح گرفتن و...)

و در بین مذهبی‌ها نیز معضاً مشاهده می‌کنیم که چند نفر مذهبی دارند از روابط نامشروع فلان شخص برای هم تعریف میکنن، بدون آنکه دقت کنند غیبت است!
ممکن است بگوئید اسلام فقط این ظواهر نیست بلکه به خیلی از کارهای نیک دیگر نیز توصیه کرده
ولی باز سوال پیش میاید که چرا در عمل چنین چیزی را کمتر می‌بینیم؟
مذهبی‌ها مدام غرب را متهم به فساد می‌کنند و وقتی از آنها می‌پرسند فساد یعنی چه، می‌گویند یعنی نماز نخواندن، روابط جنسی، خوردن شراب. تمام!
یعنی اگر دوری از این سه عمل را نیز به بخش شماره 2 قبلی اضافه کنیم به همین سادگی یک عدد مذهبی خواهیم داشت

حال سوال اصلی من اینها هستند:
چرا مذهبی بودن را صرفاً در همین محدوده تعریف می‌کنیم جوری که بیشتر شبیه به تشکیل تیم است؟
آیا صرف اینکه فرضاً من استقلالی باشم(نام مسلمان داشته باشم) مرا به یک پرسپولیسی(که نام مسلمان ندارد) برتری می‌دهد؟
در همین سایت بارها دیده‌ام حرف از زنا می‌شود اکثر دوستان آتشی می‌شوند اما در مورد گناهانی مانند غیبت، تمسخر، ربا و.... واکنش‌ها به این شدت نیست. چرا؟
چرا یک خانم مذهبی آنقدر نسبت به روابط جنسی حساس شده که حتی از عقدموقت که حلال است، گریزان است
اما همین خانم مذهبی به راحتی اعمالی مانند غیبت، تمسخر و دروغ را انجام می‌دهد؟
مردهای مذهبی زیادی را می‌شناسم که نمازشان قضا نمی‌شود اما نان دیگران را می‌بُرَّند
زنهای مذهبی زیادی را می‌شناسم که اگر یک تار مویشان را نامحرم ببیند خودکشی می‌کنند، اما با نیش زبان شوهر را دیوانه کرده‌اند

بطور دقیق‌تر، هدف خداوند رشد و تکامل انسان است، یا صرفاً می‌خواهد یار جمع کند؟
کلاً کیفیت مسلمانان مهمتر است یا کمیت مسلمانان؟

با سلام
از شما به خاطر طرح این مسئله تشکر می کنم. چنین مسائلی اگر واقعا با روحیه حق طلبانه و با عرضه به مجامع علمی دنبال شود قطعا به نتیجه می رسد. حتی اگر نتیجه آن تجدید نظر و تردید در عملکرد بسیاری از مسلمانان باشد. اما متاسفانه عدم طرح این مسائل به صورت منطقی و البته عدم ارائه پاسخ منطقی باعث می شود عجولانه انگشت اتهام به طرف دین و منابع دینی نشانه رود. بنابراین از شما پرسشگر گرامی و همه همراهان عزیز درخواست میکنم با دقت و حوصله بحث را دنبال کنند و نقطه نظرات خود را به آن اضافه کنند.

در پاسخ به این سوال به تفصیل و به تدریج مواردی را عرض مینمایم:

طبق معارف دینی، اسلام آوردن آغاز یک مسیر است نه رسیدن به یک مقصد. مسیری که در آن فضائلی همچون ایمان، تقوی، احسان و ... قابل تحقق است. بنابراین آنچه از اهمیت اسلام آوردن وارد شده است از این جهت است که مسیری برای دستیابی به سایر فضائل و مناقب است. خداي متعال در قرآن کريم مي‌فرمايند: قالت الاعراب ءامنا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا أسلمنا و لمَّا يدخُل الاِيمانُ فِي قُلُوبِکُم؛ اعراب گفتند ایمان آوردیم. بگو ایمان نیاوردند بلکه بگویند اسلام آوردیم و هنوز ایمان در قلب های آنان داخل نشده است.(1)

بنابراین اسلام آوردن جز به خاطر اقتضائاتی که به دنبال می آورد مورد تاکید نیست. و در صورتی که مسلمان به لوازم آن پایبند نباشد اسلام او چیزی شبیه نفاق می شود.
ممکن است گفته شود اگر ملاک اصلی برای فضیلت همان لوازم اسلام است چرا مسلمانی همچنان به عنوان یک نماد مورد تاکید است؟ در پاسخ باید گفته شود:

اسلام آوردن به معنای اقرار به توحید و نبوت و ابراز تسلیم در برابر آن به خودی خود دارای فضیلت است و آثاری را در رفتار مسلمان به وجود می آورد. اسلام که همان اعلام وفاداری و پایبندی به آموزه های دین اسلام است خود مقدمه برای عمل به آنها است.

علاوه بر این، شرایط مسلمان اگر به صورت حداقلی در نظر گرفته شده است به این خاطر است که جامعه اسلامی در عسر و حرج قرار نگیرد. چراکه مسلمانی احکام خاصی همچون طهارت، جواز نکاح، انتقال ارث و .... دارد که اگر شامل همه یا حداکثر یک جامعه نشود روابط اجتماعی مختل می شود.

پی نوشت:
1. (حجرات، 14)


در مفهوم اسلام علاوه بر مسائل اعتقادی، فضائل اخلاقی نیز لحاظ شده است.

امام باقر(علیه السلام) به سلیمان یکی از اصحاب خود میفرمایند: أَ تَدْرِي مَنِ الْمُسْلِمُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَنْتَ أَعْلَمُ قَالَ الْمُسْلِمُ‏ مَنْ‏ سَلِمَ‏ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَ يَدِه‏؛ آیا میدانی مسلمان چه کسی است؟ سلیمان گفت: فدایت شوم شما بهتر میدانی. حضرت فرمود: مسلمان کسی است که دیگران از دست و زبان او آسوده باشند.(1)

امام رضا(علیه السلام) میفرمایند: لَيْسَ الْمُسْلِمُ‏ مَنْ‏ أَجَابَ بِاللِّسَانِ وَ خَالَفَ بِالْقَلْب؛ مسلمان کسی نیست که در ظاهر و زبان اجابت کند اما در باطن و قلب مخالفت ورزد.(2)

پی نوشت:

  1. کافی، ج2، ص234.
  2. همان، ج1، ص548.


اسلام دینی واقع گرا و نتیجه گرا

از دیرباز در میان فلاسفه دین و اخلاق اختلافی نظری درباره واقع نما بودن یا نبودن گزاره های دینی وجود داشته است. در گفتگویی که در میان سقراط و اثیفرون وجود داشته سقراط از او می پرسد: آیا چون خداوند به چیزی امر کرده است آن چیز خوب شده است یا چون آن چیز خوب بوده خداوند به آن امر کرده است؟

این بحث تاکنون همچنان معرکه آراء بوده است و نظریات مختلفی را به وجود آورده است. اما آنچه در برداشت شیعی از صریح آیات و روایات مسلم است این است که یک چیز چون خوب بوده است خداوند به آن امر کرده است. و چون بد بوده خداوند از آن نهی نموده است. یعنی خوبی و بدی یک کار در ذات و واقع آن کار و قبل از تعلق امر و نهی دینی به آن وجود داشته است و دین تنها کاشف و راهنما از آن است.

خداوند متعال میفرماید: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إيتاءِ ذِي الْقُرْبى‏ وَ يَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ؛ به درستیکه خدا به عدالت و احسان و کمک به خویشاوندان امر میکند و از فحشا و منکر و ظلم نهی می نماید.(1)

بنابراین عمل به دین تنها یک تعبد محض و وظیفه بی چون و چرا نیست. بلکه به دست آوردن یک نتیجه و فائده واقعی است. ما اعتقاد داریم از طرف خداوند به چیزی امر نشده ایم مگر به خاطر مصلحت آن و از چیزی نهی نشده ایم مگر به خاطر مفسده آن. پس ملاک درستی و نادرستی یک عمل در دیدگاه اسلامی خود آن عمل است نه اینکه عامل در چه اردوگاهی است.

پی نوشت:

  1. نحل، 90.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]به نظرم بروز چنین مسائلی تحت تاثیر جو و محیط قرار گرفتن و نحوه ی تربیت انسان ها قرار دارد

مثال اول: اگر من به یک نفر فحش های کاف دار بدهم به شدت برافروخته می شود و ممکن است با من درگیری فیزیکی پیدا کند یا او هم به من فحش بدهد

چرا ؟ چون در خانواده ای بزرگ شده که پدر و مادرش و اطرافیانش نسبت به چنین فحش هایی عکس العمل های تندی نشان داده اند

و اون همین ها را یاد گرفته بدون اینکه به علت و درستی و غلطی آنها فکر کند.

حال اگر من به همین شخص به جای فحش های کافه دار بگویم: پسره ی دزد. مال یتیم خور

می گوید: خخخخخ بیا باهم بریم دزدی اینقدر حال میده خخخخخخخ

در حالی که از نظر زشتی شاید هر دو توهین برابر باشند یا تهمت دزدی و مال یتیم خوردن سنگین تر باشد. ولی عکس العمل شخص متفاوت است.

مثال دوم: خیلی از پسرها هستند که فحش های ناموسی در بینشان عادی هست

مثلا کوچکتر که بودم دو نفر از پسرای کوچه روبروییمون این مدلی بودند خیلی راحت به شوخی به هم فحش ناموس می دادند

یک بار یکیشون گفت: راستی بابات کجاست ؟

اونم گفت: رفته خونه تون سراغ مادرت خخخخخخخ

آن موقع نمی دانستم علت این حرکت ها چیست ولی وقتی بزرگتر شدم همه ی گذشته را مرور کردم

متوجه شدم که اینها در خانه پدر و مادرشان خیلی راحت به هم فحش های رکیک می دهند

و خودش هم به مادرش و پدرش فحش می دهد. البته نه از سر دعوا بلکه این مثلا شوخی هایشان هست

و نسبت به این مسائل بی حس هستند و نسبت به مسائل بی اهمیت تر رگ غیرتشان باد میکند

مثال سوم: حالا همین مسائل برای یک روحانی با فهم و شعور کاملا برعکس است.

یعنی اگر به او فحش بدهی و به او تهمت بزنی به راحتی از تو می گذرد و برایت طلب مغفرت میکند

ولی اگر ببیند یک نفر مظلوم گیر توی ظالم افتاده و جز خدا یاوری ندارد

چنان در برابرت می ایستد و از مظلوم دفاع میکند که از شدت وحشت یکی باید بیاید پوشکت را عوض کند

متاسفانه ما وقتی می بینیم یک جمعیتی به یک سمتی می روند فرض را بر این می گذاریم که حتما مسیر درست همین است

و ما هم به دنبال آنها راه میفتیم بدون آنکه فکر کنیم که چرا داریم دنبال اینها راه می رویم.

اینها اگر به آن مسیر می روند دنبال هدفشان می روند تو به دنبال چه می روی ؟

فقط بخاطر اینکه تنها نمانی ؟

یک بار یک کلیپی در سایت آپارات دیدم که الان هرچه گشتم پیداش نکردم

کلیپ در مورد این بود که رئیس جمهور فعلی چگونه رای آورد. نمی خواهم بحث سیاسی بکنم.

در این کلیپ گفته میشد که گروهی را در اتاقی قرار دادند و یک سوال چهار گزینه ای مطرح کردند

و جواب هرکس از دید دیگران مخفی بود و بعد آمدند به هر شخص آماری دروغین از پاسخ های دیگران ارائه دادند.

مثلا اگر شخصی گزینه ی اول را به عنوان پاسخ انتخاب کرده بود بهش میگفتند که باقی افراد گزینه ی دوم را انتخاب کردند.

و برای سایر افراد هم همین کار را کردند و بعد به آنها فرصت دادند که در پاسخشان در صورت تمایل تجدید نظر کنند

و در کمال شگفتی دیدند که درصد بسیار بالایی از افراد رای شان را برگردادند به سمت گزینه ای که بیشتر افراد آن را به عنوان پاسخ صحیح انتخاب کرده بودند.

یعنی جرات تنها ماندن نداشتند و از ترس تنهایی به سمت گزینه ای رفتند که همه به سمتش رفته بودند

با وجود اینکه از گزینه ی انتخابی خودشان با درصد بسیار بالایی مطمئن بودند

شاید علت وجود چنین فضایی که رضا توضیح داد ترس از تنها ماندن و نداشتن اعتماد به نفس و عدم تفکر و تعقل باشد[/][/][/]

البته آنچه در پست 5 گفتیم به این معنا نیست که آنچه خوب و یا بد بودن یک کار را مشخص میکند تنها خود آن کار است. یعنی تفاوتی میان احسان یک مسلمان و احسان یک کافر وجود ندارد.
بلکه نیت و عقیده عامل نیز در این امر موثر است. درست است هر دو یک کار را انجام داده اند اما کافر به خاطر عدم ایمان به توحید و معاد نمی تواند نیت اخروی و الهی داشته باشد. بنابراین دایره تاثیر و پاداش عمل او تنها میتواند شامل دنیا شود. چیزی که در مورد مومن بسیار فراتر از این است.

به طور کلی دین نگاه عجولانه ای در قضاوت مثبت از یک کار ندارد و بیشتر از خود کار نیت و ریشه آن کار را مورد واکاوی قرار میدهد. از نظر نیت، یک کار خوب میتواند سه سطح داشته باشد:

1) انجام آن بر اثر نیت و خُلق منفی

امام سجاد(علیه السلام) میفرمایند:

اِذَا رَأَيْتُمُ الرَّجُلَ قَدْ حَسُنَ سَمْتُهُ وَ هَدْيُهُ وَ تَمَاوَتَ فِي مَنْطِقِهِ وَ تَخَاضَعَ فِي حَرَكَاتِهِ فَرُوَيْداً لَا يَغُرَّنَّكُمْ فَمَا أَكْثَرَ مَنْ يُعْجِزُهُ .......؛ اگر شما فرد ظاهر الصّلاحى ديديد كه از پارسايى سكوت اختيار نموده و خضوع در حركاتش هويدا بود، صبر كنيد؛ آهسته! مبادا اين ظاهر شما را گول بزند، زيرا بيشتر افرادى كه در بدست آوردن دنيا و ارتكاب محرّمات ناتوانند و داراى نيّتى ضعيف و ترس قلب ‏اند؛ دين را دام و تله ‏اى براى دنياى خود ساخته ‏اند، و پيوسته مردم فريب ظاهر اينان را می خورند، و اگر امكان عمل حرامى را پيدا كنند حتماً مرتكب آن خواهند شد.

و اگر ديديد او از مال حرام خوددارى می كند، صبر كن؛ آهسته! گول نخور كه‏ شهوات آدمها گوناگون است، زيرا تعداد افرادى كه از مال حرام خوددارى می كنند زياد نيست هر چند در ظاهر زياد باشند، و در عوض خود را اجبار به اعمال زشتى (زنا) می كنند و در آن مرتكب حرام می شوند.

و اگر ديديد از اين كارهاى زشت نيز خوددارى می كنند باز هم صبر كنيد! مبادا گولشان را بخوريد، تا اينكه كاملًا به عقیده دلشان بنگريد، زيرا همه افرادى كه اين گونه‏ اند در آخر به انديشه‏ اى متين باز نمی گردند، و افرادى كه به واسطه جهل به فساد می افتند بيشتر از گروهى است كه با عقل اصلاح می شوند.

و اگر عقل او را نيز متين و استوار يافتيد، باز هم صبر كنيد و گول نخوريد! ببينيد هواى او تابع عقل است، يا عقل پيروى هوى؟ و ببينيد عكس العمل او در برابر رياستهاى باطل چگونه است؛ مثبت يا منفى؟ زيرا گروهى از مردم در دنيا و آخرت زيان می كنند، دنيا را براى دنيا ترك نمودند، و لذّت رياست باطله را بر خوشى اموال و نعمتهاى مباح حلال ترجيح دادند، و همه اينها را براى رياست باطله رها نمودند، تا اينكه اگر به او گويند: از خداى بترس، بزرگ منشى او را به گناه وادارد. دوزخ او را بس است و هر آينه بد بسترى است.

و او بی هدف به هر درى می كوبد، اوّلين باطل او را به دورترين اهداف زيان و خسارت رهبرى می كند، و پس از آنكه درخواست كار باطل را می كند خدايش نيز او را در طغيانش می كشاند، پس او حرام خدا را حلال داشته و حلال خداوند را تحريم می كند، و اگر رياستش- همان كه موجب بدبختى او شده- سالم بماند ديگر برايش مهمّ نيست مطلبى از دينش فوت شود، اين افراد همانهایی اند كه خدا بر ايشان غضب نموده و مشمول لعن و نفرين خود ساخته و عذابى خواركننده برايشان مهيّا فرموده است.

ولى انسان اصلى و مرد كارزار تكامل همان انسان نيكويى است كه تمام وجودش تابع امر و فرمان خدا است، و نيرويش وقف رضاى خدا است، خوارى با حقّ كه همراه عزّت ابد باشد را بر عزّت ظاهرى كه در باطل است ترجيح می دهد، و نيك می داند كه ضرر اندكى كه از اين رفتار عايدش می گردد در نهايت او را به سرايى كه نعماتش دائمى و عارى از هر هلاك و نابودى است رهنمون می شود، و خوب دريافته كه خوشى بسيار هواپرستى او را گرفتار عذابى خواهد كرد كه قطع و زوال ندارد. اينان انسانند و مردان نيكو! پس پيرو ايشان شده و اقتدا به راهشان كنيد، و بدرگاه پروردگارتان بديشان متوسّل شويد كه بازگشت نداشته و خواسته‏ اى ناكام نماند.(1)

پی نوشت:

  1. بحار الأنوار، ج‏2، ص84.

2. انجام آن بر اثر نیت انسانی

آیت الله مصباح درباره چنین کارهایی مینویسد:
«کارهایی هست که این ویژگی‌ها را ندارد، مخالف با قالب‌هایی که شارع تعیین کرده نیست، انگیزه منفی هم ندارد یعنی به خاطر دشمنی با دین و حق و اولیاء حق هم نیست. انگیزه‌اش هم از حد حیوانیت بالاتر است، فقط برای تامین امور بدنی و مادی و شهوانی نیست. یک انگیزه فوق حیوانی دارد، مثل ایثارهایی که مردم غیر مسلمان انجام می‌دهند، روی انگیزه عاطفی انسانی و سخاوت‌هایی که دارند و .... اینها مربوط به شکم و شهوت نیست. یک انگیزه فوق حیوانی دارد، ولی نه به خاطر خدا، چون که ایمان به الله ندارد. سخاوت هم بر خلاف دستورات شرع نیست، با این شرایط، ارزش قریب به حد نصاب می‌تواند داشته باشد از این جهت که نفس را برای نزدیکی به آن کمال و بهره برداری از آن، آماده می‌کند. درست است که کمال ثابتی برای نفس ایجاد نمی‌کند، اما نفس را مستعدّ و خیلی نزدیک می‌کند و ارزشی قریب به حد نصاب دارد. بر این اساس است که عدالت یا شجاعت کسانی در اسلام مدح شده است و حتی روایاتی داریم که در قیامت خدا عذاب را از آن‌ها بر می‌دارد. مثل حاتم طائی. اما چون به حد نصاب نرسیده موجب دخول در بهشت نمی‌شود و علامت حد نصاب این است که عذاب را بر می‌دارد. این موجب کم شدن یا برداشته شدن عذاب می‌شود، اما موجب دخول در دار سعادت نمی‌شود. از مرز نمی‌گذرد ولی به مرز می‌رساند.»(1)

پی نوشت:
1. محمد تقی مصباح، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، ص342- 343.


3. انجام آن به نیت الهی

ایشان در جای دیگری می نویسد:
«از دیدگاه اسلام کاری ارزشمند است که به وسیله نیت با خداوند مرتبط شود و چنین نیتی که رابطه با خدا را تحقق بخشد از کسانی متمشی خواهد شد که به خاطر خدا یا ترس از عذاب و یا امید به پاداش وی کاری را انجام دهند، پس حتما باید ایمان به خدا و روز جزا داشته باشند.»(1)

پی نوشت:
1.محمد تقی مصباح، اخلاق در قرآن، ج1، ص127.

Reza-D;994610 نوشت:
سلام به همه
چند سال پیش یکی از کاربران سایت به نام خانم "گلشن" (که احتمالاً نام کاربری ایشان تغییر کرده) موضوعی را مطرح کردند با این عنوان که آیا خدا دنبال یارکِشی است؟
با وجود اختلاف نظرهایی که با ایشان دارم، سوالی شبیه به ایشان برایم مطرح است. البته نمی‌دانم تشابه سوال‌های ما چقدر است

حرف ایشان (که سوال من نیز هست) این بود که گویا مسلمان بودن چیزی شبیه به استقلالی یا پرسپولیسی بودن است
در بازی‌های فوتبال که بین تیم‌ها انجام می‌شود، معمولاً افراد تیم خودشان را تشویق می‌کنند و تیم مقابل را می‌کوبند

مثلاً یک استقلالی اگر ببیند تیمش جلو افتاده و بازیکن تیمش دارد وقت کُشی می‌کند، می‌گوید آفرین، وقت رو تلف کن تا برنده بشیم
اما تماشاگر پرسپولیسی که تیمش عقب است، همین عمل را ناجوانمردانه می‌داند و می‌گوید استقلال از روی ترس دارد ضدفوتبال بازی می‌کند
حال اگر نتیجه برعکس بود و اتفاق نیز برعکس بود، قضاوت تماشاگران استقلال و پرسپولیس هم برعکس میشد!

در واقع معیار سنجش یک عمل، درستی یا نادرستی آن نیست، بلکه معیار این است که شما توی کدام تیم هستید
اما برای اینکه مشخص شود شما عضو کدام تیم هستید، چند شاخصه وجود دارد:

1 - اقرار به پیروی از آن تیم و ثبت قرارداد
2 - شرکت در تمرینات و بازی های آن تیم
3 - پوشیدن پیراهن آن تیم

ظاهراً دین اسلام هم همینطور است (یا لااقل اینطور نشان می‌دهد). یعنی شما باید چند شاخصهء کلی را دارا باشید

1 - به اسلام اقرار کنید و در مشخصات شما بنویسند مسلمان
2 - در مراسم‌های مذهبی شرکت کنید، به زیارت بروید، نذری بدهید و بگیرید ، نماز بخوانید و روزه بگیرید
3 - ظاهرتان مذهبی باشد (چادر، ریش، تسبیح گرفتن و...)

و در بین مذهبی‌ها نیز معضاً مشاهده می‌کنیم که چند نفر مذهبی دارند از روابط نامشروع فلان شخص برای هم تعریف میکنن، بدون آنکه دقت کنند غیبت است!
ممکن است بگوئید اسلام فقط این ظواهر نیست بلکه به خیلی از کارهای نیک دیگر نیز توصیه کرده
ولی باز سوال پیش میاید که چرا در عمل چنین چیزی را کمتر می‌بینیم؟
مذهبی‌ها مدام غرب را متهم به فساد می‌کنند و وقتی از آنها می‌پرسند فساد یعنی چه، می‌گویند یعنی نماز نخواندن، روابط جنسی، خوردن شراب. تمام!
یعنی اگر دوری از این سه عمل را نیز به بخش شماره 2 قبلی اضافه کنیم به همین سادگی یک عدد مذهبی خواهیم داشت

happy

حال سوال اصلی من اینها هستند:
چرا مذهبی بودن را صرفاً در همین محدوده تعریف می‌کنیم جوری که بیشتر شبیه به تشکیل تیم است؟
آیا صرف اینکه فرضاً من استقلالی باشم(
نام مسلمان داشته باشم) مرا به یک پرسپولیسی(که نام مسلمان ندارد) برتری می‌دهد؟
در همین سایت بارها دیده‌ام حرف از زنا می‌شود اکثر دوستان آتشی می‌شوند اما در مورد گناهانی مانند غیبت، تمسخر، ربا و.... واکنش‌ها به این شدت نیست. چرا؟
چرا یک خانم مذهبی آنقدر نسبت به روابط جنسی حساس شده که حتی از عقدموقت که حلال است، گریزان است
اما همین خانم مذهبی به راحتی اعمالی مانند غیبت، تمسخر و دروغ را انجام می‌دهد؟
مردهای مذهبی زیادی را می‌شناسم که نمازشان قضا نمی‌شود اما نان دیگران را می‌بُرَّند
زنهای مذهبی زیادی را می‌شناسم که اگر یک تار مویشان را نامحرم ببیند خودکشی می‌کنند، اما با نیش زبان شوهر را دیوانه کرده‌اند

بطور دقیق‌تر، هدف خداوند رشد و تکامل انسان است، یا صرفاً می‌خواهد یار جمع کند؟
کلاً کیفیت مسلمانان مهمتر است یا کمیت مسلمانان؟

سلام

شما هم خوب بلدید حرف را از هر کجایی بکشونید به سمت حلال بودن ازدواج موقت.

به هر حال

ماهیت اسلام این نیست که تیم تشکیل بشه بلکه سفارش کرده از تعصب دور باشیم.

اینطور نیست که فرد مذهبی گناه بکنه به خاطر تعصب چشم پوشی میشه بلکه برعکس بیشتر موجب تنفر میشه چون دروغ ذاتا کریه و زشته.

اینطور نیست که اسلام و با توجه به اشخاص بسنجیم اسلام اسلامه و ربطی به رفتار مسلمانان نداره.

اتفاقا ما مسلمون ها یا شاید ما ایرانی ها یه عادت زشتی داریم که بشدت متعصب هستیم من این حالت و تو جو انتخابات دیدم فقط دوست داریم گناه و عیب طرف خودمون و بشوریم که حالا شدیم این و شما خوب بلاخره به این نکته پی بردین... ما توی تعصب به جایی رسیدیم که حتی خودمون برتر و عقل کل میدونیم مثلا این همه در مورد ازدواج موقت بحث شده اما آیا شما فرقی کردین یا افراد دیگه؟ نه قطعا نه

همین حالا هم رفتار و نگرش خودتون و تعمیم میدین به اسلام و همه
بنظرم افرادی که این احساس و نسبت به اسلام دارن بهتره کلا تو آیین و اعتقادشون تجدید نظر کنن چون اینطور آدما خطرناکن

Reza-D;994610 نوشت:
بطور دقیق‌تر، هدف خداوند رشد و تکامل انسان است، یا صرفاً می‌خواهد یار جمع کند؟
کلاً کیفیت مسلمانان مهمتر است یا کمیت مسلمانان؟

سلام
در سوال شما یک سوئیچ خیلی واضحی از خدا و دین به رفتار و تصورات مسلمانان است.
یعنی اول می گویید دین چنین معیارهایی را برای مسلمانی تعیین می کند که البته ناقص بود.
بعد می گویید مسلمانان چنین تصوری از اسلام و مسلمانی دارند.
خب این دو به مطلب به نظر بنده ربطی به هم ندارند. اتفاقا نقد جدی به مسلمانی ما مسلمانان این است که چرا اینقدر قشری و سطحی در مورد دینداری قضاوت می کنیم.
شما به آیات و روایات نگاه کنید و ببینید از منظر آن دو منبع اصلی چه اموری جزء بنیان های دینداری است. تقریبا هیچیک از معیارهای ظاهری در آن معیارها وجود ندارد. ما آنجا تقوی داریم درستکاری داریم امانت داری داریم ولایت پذیری داریم و امثال آن. ریش و ظاهر آنچنانی، بعنوان پایه های دینداری، اصلا مورد تاکید دین نیست.
یا علیم

موضوع قفل شده است