جمع بندی پاسخ به شبهات معاد جسمانی

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
پاسخ به شبهات معاد جسمانی

با عرض سلام و تشکر فراوان
علامه مصباح یزدی ۱۰ ایراد بر معاد جسمانی صدرالمتالهین دارد . دو مورد از آن ها مربوط به مخالفت های این نظریّه با ظواهر کتاب و سنّت است و مابقی مربوط به ناسازگاری این نظریه با مبانی فلسفی است. به عنوان مثال اعتقاد به پاک شدن برخی نفوس در برزخ توسط عذابی که به آنها داده می شود با این نظریه وی که عالم مثال حرکت و زمان ندارد ناسازگار است. حرکت و تغییر و تحول خاص جسم مادی است پس چگونه در برزخ برای جسم مثالی این تحولات رخ می دهد؟
سوال اینجاست که پیروان حکمت متعالیه اینگونه شبهات معاد جسمانی را چگونه جواب می دهند؟
مثلا آیا جناب جوادی آملی به این شبهات علامه مصباح یزدی عنایتی داشته اند و درصدد پاسخگویی برآمده اند؟
پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگذارم.

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد صدیق

armm1388;972646 نوشت:
علامه مصباح یزدی ۱۰ ایراد بر معاد جسمانی صدرالمتالهین دارد . دو مورد از آن ها مربوط به مخالفت های این نظریّه با ظواهر کتاب و سنّت است و مابقی مربوط به ناسازگاری این نظریه با مبانی فلسفی است. به عنوان مثال اعتقاد به پاک شدن برخی نفوس در برزخ توسط عذابی که به آنها داده می شود با این نظریه وی که عالم مثال حرکت و زمان ندارد ناسازگار است. حرکت و تغییر و تحول خاص جسم مادی است پس چگونه در برزخ برای جسم مثالی این تحولات رخ می دهد؟
سوال اینجاست که پیروان حکمت متعالیه اینگونه شبهات معاد جسمانی را چگونه جواب می دهند؟

باسلام و عرض ادب

دیدگاه ملاصدرا در مورد معاد جسمانی ازهمان ابتدا موافقان و مخالفان متعددی داشته است.
برخی از مخالفان این دیدگاه با حکمت متعالیه مخالف بوده اند.
برخی دیگر در عین پذیرش این دستگاه فلسفی و مبانی آن، نسبت به طرح معاد جسمانی وی مخالفت داشته اند.
استاد مصباح یزدی نیز یکی از افرادی است که در عین پذیرش برخی از اصول حکمت متعالیه نسبت به برخی دیگر از این مبانی و نیز ایده صدرا در مورد معاد جسمانی ایرادهایی را مطرح کرده اند.
ایشان حدود 11ایراد بر این نظریه گرفته اند که عبارت است از:

الف. چهار ایراد در مورد ارتباط این نظریه با کتاب و سنت
ایراد نخست. موت را همان احیا میگیرد. چرا که موت عبارت است از انتقال ازعالم طبیعت به عالم مثال در حالیکه اگر این موت باشد، دیگر احیا معنایی ندارد .
ایراد دوم: در مورد عالم برزخ و قیامت
اولا: ورود به عالم برزخ، تدریجی و ورود به قیامت دفعی است در حالیکه به نظر ایشان ورود به عالم قیامت و عقل هم تدریجی است.
ثانیا: عالم قیامت برای همگان است در حالیکه به نظر ایشان عالم قیامت همان ورود به عالم عقل است که همگانی نیست و اساسا نمیتوان عالم قیامتی ورای عالم برزخ برای متوسطینی که به مرحله تجرد عقلانی نرسیده اند اثبات کرد.
ثالثا: عالم برزخ و قیامت برای متوسطین هیچ تفاوتی ندارد چرا که متوسطین توان ورود به عالم قیامت را ندارند.

ب. سه ایراد مربوط به خود این نظریه.
اولا: در حکمت متعالیه، تصفیه افرادی که اعتقاد صالحی دارند ولی عمل نامناسبی دارند، عبارت است از یک سیر تدریجی. در حالیکه سیر تدریجی که حرکت است ملازم با زمان و ماده است در حالیکه عالم برزخ و قیامت حرکت و زمان را ندارد پس ماده هم ندارد.
بعلاوه، وجود حرکت و زمان را هم پذیرفته است.
ثانیا: صدرا بیان میکند که اعتقادات شخص درمورد عالم آخرت، اگر درست باشد منشأ نعمت میشود و اگر اشتباه باشد منشأ عذاب میشد. در حالیکه معلوم نیست چه رابطه ای میان اعتقادات شخص که امری نفسانی است با عذاب و نعمت وجود دارد؟
ثالثا: به نظر صدرا معتقدند که نفس انسانی به واسطه مجرد بودن، قبل از تعلق به بدن کثرت ندارد بلکه وجود واحد عقلی دارد. حال چطور در عالم برزخ قائل به این کثرت میشوند.

چهار ایراد برای مبانی این نظریه
اولا: جسمانیه الحدوث بودن نفس و تبدیل شدنش به مجرد: این مطلب قابل فهم و قبول نیست و ماده نمیتواند به مجرد تبدیل شود.
ثانیا: در این تبدیل، حفظ وحدت شخصی بین مراحل مختلف این تبدیل(خاک، نبات، حیوان، انسان، اناسن حجرد، عقل فعال) حداقل قابل فهم نیست.
ثالثا: اینکه موجود مجرد عبارت است از موجودی که کاملا قطع تعلق از ماده کرده است، لازمه اش این است که هیچ نفسی نتواند ادراک داشته باشد چرا که هیچ نفس قطع تعلق از ماده نکرده است.
بعلاوه چه برهانی بر این داریم که تجرد عبارت است از قطع تعلق به ماده(خصوصا اگر تجرد غیر کامل مراد باشد) تجرد کامل عبارت است از تجردی که به ادراکات عقلی به صورت کامل مشغول است، آیا نمیتواند به تدبیر بدن هم بپردازد. چنانکه مظهر خداوند بشود که لایشغله شأن عن شأن.
رابعا: اینکه غایت حرکت جوهری، امر مجردی است که موجودات عالم طبیعت به صورت جبلی بدان متوجه هستند، هیچ برهانی ندارد.

اینکه استاد جوادی املی یا سایر فلاسفه مدافع حکمت متعالیه در مورد این شبهات چه دیدگاهی دارند و چه پاسخی را داده اند، بنده که چیزی در این مورد ندیده ام.
باتوجه به اینکه هر تاپیک لازم است که به یک مسئله بپردازد و طرح ایرادهایی که بر معاد جسمانی گرفته شده و میشود، خیلی بیشتر از عهده یک تاپیک است، لازم است یکی از این ایرادها را انتخاب کنید تا در مودر انها به بحث بنشینیم.

موفق باشید.

صدیق;973350 نوشت:
ایشان حدود 11ایراد بر این نظریه گرفته اند که عبارت است از:

چقدر ایراداتش کمه!!!happy

جالبه که اول کتاب اسفار می نویسد این کتاب انوار ملکوت الهی و الطاف الهی و اسرار الهی و حقایق ربانی و ودایع لاهوتی و پنهانی های حضرت صمدیت و شهود و عیان به من است و در این کتاب هیچ نارسایی و اشکال و انحراف و کژی و شک و دو دلی و اضطراب و پریشانی وجود ندارد نیست و اگر چیزی در این کتاب مخالف اعتقاد تو بود اعتقاد خود را کنار بگذار

قدیما;973370 نوشت:
جالبه که اول کتاب اسفار می نویسد این کتاب انوار ملکوت الهی و الطاف الهی و اسرار الهی و حقایق ربانی و ودایع لاهوتی و پنهانی های حضرت صمدیت و شهود و عیان به من است و در این کتاب هیچ نارسایی و اشکال و انحراف و کژی و شک و دو دلی و اضطراب و پریشانی وجود ندارد نیست و اگر چیزی در این کتاب مخالف اعتقاد تو بود اعتقاد خود را کنار بگذار

باسلام
من نمیدانم منبع سخنی که به جناب صدرالمتالهین نسبت میدهید کجاست و این مطلب را از کجا نقل میکنید.
ولی جالب اینجاست که برخلاف گفته شما خود صدرا که چنین ادعایی را ندارد.
قد أشرت في رموزه إلى كنوز من الحقائق لا يهتدي إلى معناها إلا من عنى‏ نفسه بالمجاهدات العقلية حتى يعرف المطالب و نبهت في فصوله إلى أصول لا يطلع على مغزاها إلا من أتعب بدنه في الرياضات الدينية لكيلايذوق المشرب و قد صنفته لإخواني في الدين و رفقائي في طريق الكشف و اليقين لأنه لا ينتفع بها كثير الانتفاع إلا من أحاط بأكثر كلام العقلاء و وقف على مضمون مصنفات الحكماء غير محتجب بمعلومه و لا منكرا لما وراء مفهومه فإن الحق لا ينحصر بحسب فهم كل ذي فهم و لا يتقدر بقدر كل عقل و وهم فإن وجدته أيها الناظر مخالفا لما اعتقدته‏ أو فهمته‏ بالذوق السليم فلا تنكره‏ وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ‏ فافقهن أن من احتجب بمعلومه و أنكر ما وراء مفهومه فهو موقوف على حد علمه و عرفانه محجوب عن خبايا أسرار ربه و ديانه.
و إني أيضا لا أزعم أني قد بلغت الغاية فيما أوردته كلا فإن وجوه الفهم لا تنحصر فيما فهمت و لا تحصى و معارف الحق لا تتقيد بما رسمت و لا تحوى‏ لأن الحق أوسع من أن يحيط به عقل و حد و أعظم من أن يحصره عقد دون عقد فإن أحللت بالعناية الربانية مشكلها و فتحت بالهداية الإلهية معضلها فاشكر ربك على قدر ما هداك من الحكم و أحمده على ما أسبغ عليك من النعم‏(اسفار اربعه، مقدمه مولف)

میبینید که در اینجا جناب صدرا به چند نکته اشاره دارد:
نخست. مطالبی که در این کتاب بیان شده است، برای کسی قابل فهم است که مجاهده عقلی کرده باشد. یعنی ظاهر بین نباشد.
دوم. مفاهیم دقیق آن برای کسی قابل دستیابی است که ریاضیت بدنی کشیده باشد.
سوم. اگر مطلبی از آن با اعتقاد شما مخالف بود آنرا انکار نکن. چرا که دست بالای دست بسیار است و چه بسیار مطلب درستی باشد که شما بدان نرسیده باشید.
چهارم. حرف من نهایت و غایت معارف نیست چرا که فهمن منحصر به چیزی که من درک کرده ام نیست و معارف حق محدود به آنچه من بیان کردم نیست.

[="3"]

صدیق;973350 نوشت:
دیدگاه ملاصدرا در مورد معاد جسمانی ازهمان ابتدا موافقان و مخالفان متعددی داشته است.
برخی از مخالفان این دیدگاه با حکمت متعالیه مخالف بوده اند.
برخی دیگر در عین پذیرش این دستگاه فلسفی و مبانی آن، نسبت به طرح معاد جسمانی وی مخالفت داشته اند.

سلام
آیا این ایراداتی که برشمردید جوابی دارند؟[/]

صمیمی;973460 نوشت:
آیا این ایراداتی که برشمردید جوابی دارند؟

باسلام
بالاخره هیچ ایده و نظر بشری را نمیتوان عاری از اشتباه دانست.

سلام علیکم

صدیق;973456 نوشت:
من نمیدانم منبع سخنی که به جناب صدرالمتالهین نسبت میدهید کجاست و این مطلب را از کجا نقل میکنید.

منبع من مقدمه مولف یعنی ملاصدرا در اسفار اربعه

صدیق;973456 نوشت:
سوم. اگر مطلبی از آن با اعتقاد شما مخالف بود آنرا انکار نکن. چرا که دست بالای دست بسیار است و چه بسیار مطلب درستی باشد که شما بدان نرسیده باشید.

پس چرا ایت الله مصباح 11 ایراد به معاد جسمانی ملاصدرا کرده؟

موفق و سلامت باشید

[="3"]

صدیق;973467 نوشت:
باسلام
بالاخره هیچ ایده و نظر بشری را نمیتوان عاری از اشتباه دانست.

بله ولی اشتباهات و ایرادات این نظریه سنگین هست ایا راه حلی ندارد؟[/]
موضوع قفل شده است