جمع بندی هدف از آفرینش افراد جهنمی

تب‌های اولیه

214 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="3"]

Miss.Narges;918492 نوشت:
سلام
اگر به خلد عذاب بعضی از افراد جهنمی باور داشته باشیم این سوال مطرح است که خدایی که با علم ازلی و نامحدود خود
میدانست که بعضی از انسانها همیشه در جهنم معذب هستند پس چرا آنها رو آفرید؟ با انکه خدا قادر بود که آنها را نیافریند
و اصولا چیزی وجود ندارد که خدا را وادار یا تشویق به آفرینش کند.
آیا بهتر نبود خدا وقتی که میدانست یه سری از انسانها هستند که وقتی بدنیا میان طوری گناه میکنن که تا ابد در جهنم هستند
پس انها رو نمیافرید تا اونها در جهنم عذاب نکشن؟

سلام،
جسارتا قبل از طرح پرسش‌هایتان آیا در اینترنت و یا همین سایت جستجویی هم می‌کنید و یا به محض آنکه ذهنتان درگیر شود آن را می‌پرسید؟[/]

به نام خدا.

prosperity;919114 نوشت:
در پست قبلی پاسخ شما مشخص شده.
افراد گناهکار از تظر قوانین طبیعی و چه از نظر قوانین جامعه پاسخ اعمال خور را می بییند. قوانین طبیعی بصورت اثرات وضعی پدیدار می شود و قوانین اجتماعی هم که وضعیتشان مشخص است. اثرات وضعی بصورت قطعی بروز می کنند . به اشکال مختلف. قوانین اجتماعی هم در ۹۰ تا ۹۵ درصد خطاکاران را مجازت می کند. ضمن اینکه اینها ممکن است گرفتار بیماری های های روحی و روانی شوند.
درصدی از اینها در واقع مرده های متحرک هستند و زندگی رقت باری دارند که آرزوی مرگ می کنند.
ضمن اینکه من وجود بعدی غیر از بعد مادی و جسمی یا در واقع همان روح را قبول دارم

شما در استدلال برای اینکه از نظرتون جهنم و بهشت وجود نداره، میگید چون اعمال غالبا در همین دنیا با مکافات مواجه میشن، پس دیگه لزومی به وجود بهشت و جهنم نیست.

بر این حرف، اشکال میشه وارد کرد اما با فرض قبول این حرف، من میپرسم پس اون غیر غالبی که مکافات عملشون رو نمیبینن چی؟ شما میفرمایید اثر وضعیش رو میبینن یا ممکنه دچار بیماریهای روحی و روانی بشن.

من میپرسم : پس شخصی مثل هیتلر چطور در نظریه شما جا میگیره؟ و جواب شما چیه؟

ستایشگر :Gol:

miss.narges;918492 نوشت:
سلام
اگر به خلد عذاب بعضی از افراد جهنمی باور داشته باشیم این سوال مطرح است که خدایی که با علم ازلی و نامحدود خود
میدانست که بعضی از انسانها همیشه در جهنم معذب هستند پس چرا آنها رو آفرید؟ با انکه خدا قادر بود که آنها را نیافریند
و اصولا چیزی وجود ندارد که خدا را وادار یا تشویق به آفرینش کند.
آیا بهتر نبود خدا وقتی که میدانست یه سری از انسانها هستند که وقتی بدنیا میان طوری گناه میکنن که تا ابد در جهنم هستند
پس انها رو نمیافرید تا اونها در جهنم عذاب نکشن؟

سلام،
نقطه;917922 نوشت:
با اینکه می‌فرمایید راضی شدن را می‌توان به عبارتی نادقیق‌تر بهشتی‌شدن عنوان کرد مخالف هستم، انسان این قابلیت را دارد که در حین عذاب شدن هم به عذاب شدن خودش راضی شود، مثل وقتی که با تمام وجود به زشتی گناه خودش پی ببرد و هر عذابی که به او برسد را حق خودش بداند ... کسی که در اوج ناراحتی روحی است و دچار عذاب روحی شدید است خاک بر سرش می‌ریزد، مشت به دیوار می‌زند، سرش را به دیوار می‌کوبد تا شاید آرام بگیرد، درد جسمی را به جان می‌خرد و می‌طلبد تا درد روحی‌اش را تعدیل کند، کسی را دیدم که وقتی دخترش را در حین خماری یا مستی سوزانده بود بعد از آنکه به حال خودش آمد و فهمید چه غلطی کرده است خودش می‌خواست که او را بکشند ... بله در حالت عادی همه دوست دارند در راحتی و آسایش و خوشی باشند تا در حالت غم، ولی اگر شرایط روانی ایشان عادی نباشد چه؟ کسی که ناراحت است چرا ترجیح می‌دهد آهنگ غمگین گوش کرده و گریه کند و حوصله‌ی خندیدن ندارد؟ آیا همین مقدار کافی نیست تا فکر نکنیم خوب بودن همیشه همراه با خوشی کردن نیست؟ ... تازه اینها جدای از این است که یک عده کلاً خودآزاری دارند و از آسیب رساندن به بدن خود لذت می‌برند، در جهنم البته قرار نیست کسی از سوزانده شدن و امثال آن لذت ببرد و در نتیجه همان توضیح اولی معتبر است ولی این نکته هم شاید کمک کند که در مورد انسان و حالات او واقع‌بینانه‌تر قضاوت کنیم و تا گفته می‌شود رضایت فکر کنیم پس حتماً باید صحبت از بهشت باشد و اگر خدا کسی را برای جهنم خلق کند حتماً بر خلاف عدالت و رحمتش هست ... این مطلبی است که ظاهراً گذشتگان و حتی امروزی‌ها به آن توجه نکرده و هنوز هم تمایلی ندارند به آن توجه کنند و مرغشان یک پا دارد و این همه مخالفت یا شک و تردید ایشان نسبت به خلود و ابدی شدن نه تنها در عذاب جهنم که بلکه حتی در خود جهنم هم شاید به همین دلیل باشد ...
به هر حال اگر شما هم با آنچه در بالا گفتم موافق نیستید و مخالفید یا نسبت به درستی آن بدگمان هستید حداقل اینقدر را بپذیرید که هر مسأله‌ای لزوماً به آن سادگی که در نگاه اول به نظر می‌رسد نیست و خیلی‌وقتها می‌توان با فکر کردن کافی نتایجی را به دست آورد که گاهی تا قبل از آن فکر کردن به نظرمان غیرممکن می‌رسید ... بحث‌های ظنی از همین جنس هستند ...

hessam78;919137 نوشت:

کاملا با شما مخالف هستم
من اصلا کاری با خدا ندارم
یکم فرض کنیم شما خدا هستین
خب میخواین موجودی مثل انسان رو خلق کنین
میگید بسم الله این فلانی احمد رو خلق میکنم خب آخرشم میدونم بهشتیه این اوکیه
بعدی اها این محسنه اینی که دارم خلق میکنم میره جهنم ی عذابی باس بش بدم حال کنه
بعد میاین محسنو خلق میکنین در صورتی که محسن بدونه عذاب میکشه سرانجام نمیخواد خلق شه
خب من چنین خدایی رو جسارتا سادیسمی فرض میکنم
میدونی که در نهایت ضرر میکنه باز می آفرینی؟عجبا
این شر هستش هیچ جواب منطقی برای این سوال وجود نداره اگه عذاب همیشگی رو بپذیریم
قیاستان هم مع الفارق بود
پدر که خیر خواه و قادر مطلق نیستش تو مثالتون این دو صفت خدا وجود نداره

نقطه;919148 نوشت:

اشتباه می‌کنید برادر جان، باز هم جواب وجود دارد، جوابش سخت هم نیست و باز دوباره به خصلت‌های انسان بازمی‌گردد، اینکه خداوند از ابتدا انسان را طوری خلق کرده است که خودش در مورد او فرموده است «وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ»، یعنی انسان نسبت به چیزی که آن را برای خود خوب بداند خیلی شدید است و بی‌تاب کسب کردن آن است و حریص می‌باشد «إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا» ... دیده‌اید در مورد بچه که اگر یک اسباب‌بازی‌اش را از دستش بگیرید فوراً گریه‌اش می‌گیرد؟ کاری به علتش ندارم که بخاطر کوچک بودن دنیایش هست که گمان می‌کند آن اسباب‌بازی چقدر اهمیت دارد، کار به این دارم که ببینید چقدر بی‌تابی می‌کند، اینکه صبرش را از دست می‌دهد، اینکه به جزع و فزع می‌افتد ... برای شناخت اینکه خدا انسان را چگونه آفریده است باید نوزاد انسان را بررسی کرد که هنوز چندان تحت تربیت والدینش و دوستان و معلمانش و تحت تربیت روزگار و نهایتاً تحت ترتبیت خودش قرار نگرفته است ... شما به یک نفر از نوع انسان بگویید که آیا فلان چیز جذاب را که راه رسیدن به آن خیلی دشوار است و احتمال هلاکت ابدی درش هست را می‌خواهی یا فرصت رسیدن به آن جایگاه را به کس دیگری بدهم؟ اگر همینطوری می‌پرسیدید که آیا می‌خواهی یا نه شاید در خواستنش تردید کند ولی اگر اضافه کنید که اگر تو آن را نخواهی به کس دیگری می‌دهم آ» موقع است که آن روی دیگر شخصیت انسان را خواهید دید ... «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنسَانُ ۖ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا» ... اگر آنطور بود که شما می‌فرمایید می‌توانست امانت را نپذیرید ولی پذیرفت ... می‌توانست خلق هم بشود و وجود هم داشته باشد و عذاب هم نشود به جای آنکه فکر کنید اگر اصلاً خلق نمی‌شد بهتر بود، ولی خودش ریسک این زندگی را پذیرفت چون «لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ» بود ... می‌توانید بررسی این مطلب را به عنوان یک تحقیق روان‌شناسی در نظر بگیرید ... این مطلب در حدیث عقل و جهل هم آمده است، خداوند به جهل هیچ نداد و به عقل جنود قابل توجهی را داد، جهل گفت که چرا به او می‌دهی و به من نمی‌دهی؟ اگر به همان چیزی که بود راضی بود و درخواست داشتن بیشترش را نمی‌کرد فرصت گناه هم نمی‌داشت و عذابی هم در کار نبود ولی خودش طلب کرد چون نمی‌توانست ببیند که دیگری داشته باشد و خودش نداشته باشد، چون بهترین‌چیزها را برای خودش می‌خواست (این ویژگی حتی در نگاه اول شاید بشود گفت که ویژگی بدی هم نیست چون حسادت نیست و غبطه است، میل به رشد و تکامل، می‌گوید اگر من بهترین نیستم لااقل مثل بقیه در وضع خوبی باشم و پایین‌تر نباشم، اما اینطور نیست) و این اشکال دارد چون غبطه هم که باشد باز ریشه در تکبر دارد و نقطه‌ی شروع آن راضی نبودن به رضای خداست و البته که باز هم ریشه در جهالت «جهل» نسبت به خودش و ظرفیت خودش و توانایی‌های خودش دارد، ریشه در کمی معرفت او به نفس خودش دارد، اینکه انسان خودش را با دیگرانی مقایسه کند که ظرفیتش کمتر از ظرفیت آن دیگران است و تصوراتی از توانایی‌ها و روحیات خودش داشته باشد که نسبت به آنچه که واقعاً هست خیلی فاصله دارد، او در توهم زندگی می‌کند، یک ابرقهرمان در ذهنش می‌ساز به عنوان الگو و گمان می‌کند که او خودش هست، مثال واضحش این است: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ ۖ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا ۖ قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا ۖ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِّنْهُمْ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ» ... مثل ما که همینطوری که با خودمان فکر کنیم می‌گوییم خوب معلوم است که باید آدم خوبی باشیم و فقط کارهای خوب کنیم و به همه محبت کنیم و خشم خودمان را فروبخوریم و جواب بدی را با خوبی بدهیم و هیچ گناهی نکنیم و دست پدر و مادمان را ببوسیم و هیچ کاری را بر اطاعت کردن از ایشان و خوشحال کردنشان مقدم نداریم و دیگران را درک کنیم و دردشان را بفهمیم و تا مردم اینقدر ناراحت هستند از حال ایشان غافل نشده و دنبال خوش‌گذرانی نباشیم و تا عده‌ای گرسنه هستند مدام در فکر شکم‌چرانی نباشیم و تا بچه‌های یتیم در حسرت یک دست نوازش هستند تمام فرصت زندگی‌امان را صرف اتلاف وقت‌های بیهوده و امثال آن کنیم و ...، ولی در عمل که وارد گود می‌شویم با تمام وجود می‌بینیم که چقدر دور هستیم از آنچه که دوست داریم که باشیم ... که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها ... این مطلب در مورد کافران شدیدتر است، چنانکه با این همه فرصتی که خدا در دنیا به ایشان داده است و ایشان آن فرصت‌ها را سوزانده‌اند باز در قیامت می‌گویند که خدایا ما را به دنیا بازفرست که این بار دیگر آدم خوبی باشیم ولی به ایشان گفته می‌شود که هرگز، چون اگر باز هم به ایشان فرصت داده شود باز هم همان کاری را می‌کنند که وقتی در دنیا بوده‌اند کرده‌اند، یعنی هنوز هم تصوراتشان نسبت به آنچه که واقعاً هستند دور هست، به محض آنکه باز هم به دنیا برگردند و صبح از خواب بیدار شوند می‌گویند که چه خواب ترسناکی بود، چقدر به نظر واقعی می‌رسید، و دو ماه هم که از آن متأثر باشند باز ماه سوم همانی می‌شوند که قبلاً بودند، اگر هم خوابشان به یادشان بماند چون نمی‌توانند جلوی شهوات خودشان را بگیرند می‌گویند الآن این کار را می‌کنم و بعداً‌ توبه می‌کنم، همان کاری که خیلی‌ها الآن در دنیا انجام می‌دهند ...
خلاصه اینکه مصرّ هستم که بگویم هرگونه مخالفتی با ابدی بودن جهنم و عذاب جهنم و آن را منافی عدل و رحمت خدا دانستن بخاطر عدم شناخت کافی از انسان و روحیات انسان و خلقت خداست ...


نقطه;919116 نوشت:
جسارتا قبل از طرح پرسش‌هایتان آیا در اینترنت و یا همین سایت جستجویی هم می‌کنید و یا به محض آنکه ذهنتان درگیر شود آن را می‌پرسید؟

سلام مگر این سایت جزو اینترنت نیست؟

[="3"]

Miss.Narges;919158 نوشت:
سلام مگر این سایت جزو اینترنت نیست؟

سلام، شما که اینقدر نکته‌سنج هستید صرفنظر از اینکه جوابی برای این نکته‌اتان داشته باشم یا نداشته باشم لطفاً به انتقادی که نسبت به برخی از سؤال‌هایتان دارم هم التفات کنید، اینکه در بحث‌هایتان هم هر کجا که خواستید یک طرفه بحث را ترک می‌کنید و ادامه نمی‌دهید هم بحث دیگری است ... با این وضعیت اگر تاپیک جدیدی باز نکنید و همان تاپیک‌های قبلی که دیگران باز کرده‌اند و کارشناسان جواب داده‌اند را بخوانید شاید برای همه بهتر باشد ... اگرچه باز هم خودتان مختار هستید و این انجمن هم مدیر دارد و ممکن است مدیر آن دوست داشته باشد برای هر موضوع به تعداد کاربران تاپیک باز شود و هم سؤال‌ها و هم جواب‌ها مدام تکرار شوند، شاید هم کمک کرد که مطلب خوب در ذهن نویسندگان و خوانندگان جا بیفتد ...[/]

سلام...متاسفانه من زیاد وقت ندارم از حظور دوستان استفاده کنم...تاپیک وقتی خدا دروغ می گوید هم هنوز بدون جواب مونده، باید بهش برسم:) فقط می خواستم بگم، تا جایی که من فهمیدم، اصلا انسان اختیاری نداره...در کل بشر اختیاری نداره....پس بهشت و جهنم هم از نظر منطقی و عدالت وجودش بی معنی...

نقطه;919153 نوشت:

خلاصه اینکه مصرّ هستم که بگویم هرگونه مخالفتی با ابدی بودن جهنم و عذاب جهنم و آن را منافی عدل و رحمت خدا دانستن بخاطر عدم شناخت کافی از انسان و روحیات انسان و خلقت خداست ...
[/size]

سلام
صحبت خداست نه انسان..در درجه اول.
خداوند افرادی را که میدانسته تا ابد جهنمی میشوند را خلق کرده یا نکرده؟
از اونجایی که معتقدیم کار خدا حکیمانه و عادلانه است..باید پاسخ دهید..خیر و حکمت چنین خلقی چیست؟
در حالی که میداند عاقبت این خلق شر در شر است.
من نمیتوانم خدایی را که برخی از افعالش منتهی به شر میشود را عادل بدانم..چه برسد به ارحم الراحمین
خدا خلقی را طراحی کرده که ممکنه نه تنها برخیشون بلکه همه شان عاقبت به شر شوند
چنین فعلی را نمیتوان به خدایی که میگوییم فعلش بر حکم رحمت است..نسبت داد.

نقطه;919161 نوشت:
لطفاً به انتقادی که نسبت به برخی از سؤال‌هایتان دارم هم التفات کنید، اینکه در بحث‌هایتان هم هر کجا که خواستید یک طرفه بحث را ترک می‌کنید و ادامه نمی‌دهید هم بحث دیگری است ...

وقتی با تکرار سوال و مطرح کردن مجدد و توضیح بیشتر بازم جواب ها تکراری داده میشه ادامه بحث فایده ای نداره.ادب هم حکم میکنه پرسشگر اصرار نکنه و بحث رو ترک کنه..

نقطه;919161 نوشت:
با این وضعیت اگر تاپیک جدیدی باز نکنید و همان تاپیک‌های قبلی که دیگران باز کرده‌اند و کارشناسان جواب داده‌اند را بخوانید شاید برای همه بهتر باشد ...
اکثر سوالایی که طرح کردم در سایت قبلا وجود نداشتن.هر جا هم سوال تکراری بوده مدیر خوشد با پیام بهم لینک سوالای تکراری رو داده.

نقطه;919161 نوشت:
اگرچه باز هم خودتان مختار هستید و این انجمن هم مدیر دارد و ممکن است مدیر آن دوست داشته باشد برای هر موضوع به تعداد کاربران تاپیک باز شود و هم سؤال‌ها و هم جواب‌ها مدام تکرار شوند، شاید هم کمک کرد که مطلب خوب در ذهن نویسندگان و خوانندگان جا بیفتد ...
اتفاقا کیه دوست نداشته باشه با یه سرچ ساده سریع به جواب سوالش برسه؟مشکل اینه که با یک سوال و جواب دوباره اشکالات دیگری به ذهن میاد.و یا جواب سوال قبلا کامل و دقیق داده نشده.الانم اگه دقت کنید کارشناس جواب سوال بنده رو از جای دیگه گرفته.در حالیکه اصل سوال من راجب به دلیل افرینش خلد افراد جهنمی بوده نه اینکه چرا خدا جهنم رو خلق کرده.برای همین مجبور شدم مجددا سوالم رو دقیقتر مطرح کنم.

ستايشگر;919117 نوشت:
شما در استدلال برای اینکه از نظرتون جهنم و بهشت وجود نداره، میگید چون اعمال غالبا در همین دنیا با مکافات مواجه میشن، پس دیگه لزومی به وجود بهشت و جهنم نیست.

بر این حرف، اشکال میشه وارد کرد اما با فرض قبول این حرف، من میپرسم پس اون غیر غالبی که مکافات عملشون رو نمیبینن چی؟ شما میفرمایید اثر وضعیش رو میبینن یا ممکنه دچار بیماریهای روحی و روانی بشن.

من میپرسم : پس شخصی مثل هیتلر چطور در نظریه شما جا میگیره؟ و جواب شما چیه؟

ستایشگر[/quote

به نظر میرسد در قوانین جزایی بین کسی که یک قتل انجام داده با کسی که چندین قتل انجام داده تفاوت چندانی نباشد. در این مورد تابحال فکر نکرده ام
با فرض وجود عذاب روحی به این شکلی که در ادیان آمده بازهم سوالات دیگری بوجود می آید
اینکه چرا باید چنین افرادی فرصت و توانایی انجام چنین اعمالی را پیدا کنند و آنگاه خدا در مقام انتقام گیرنده آنها را عذاب کند
و اینکه عذاب دادن اینها تا چه میتواند باعث تسکین و جبران دردهای کسانی که مورد ظلم قرار گرفته اند موثر باشد و ...
@};-


با توجه به اینکه من وجود بعد غیرمادی و غیر جسمانی را قبول دارم ، روح چنین افرادی تا مدت ها در عذاب خواهد بود اما شکل و کیفیت آن را نمیدانم

در پاسخ به اینکه خدا چرا اینها را آفریده به نظر می رسد که
چنین افرادی در درجه اول زاییده خود سیستم هستند و بایست دید چه مجموعه عواملی گرد هم آمده اند تا باعث شده اند برخی از افراد به چنین مرحله ای برسند
خدا تنها سیستم و قوانین را تعیین کرده

و یک موضوع دیگر هم اینکه انسان به خودی خود اصالتی ندارد و شاید بعد از طی کردن مراحل مختلف که این مراحل متاثر از یکدیگر هستند به نیستی و عدم تبدیل شود یعنی جاودانگی در کار نباشد و یا تنها برای عده ای از موجودات چنین قابلیتی بوجود آید.

موضوع قفل شده است