جمع بندی هدف از آفرینش افراد جهنمی

تب‌های اولیه

214 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="3"][SPOILER]

پارسا مهر;919163 نوشت:
سلام...متاسفانه من زیاد وقت ندارم از حظور دوستان استفاده کنم...تاپیک وقتی خدا دروغ می گوید هم هنوز بدون جواب مونده، باید بهش برسم:) فقط می خواستم بگم، تا جایی که من فهمیدم، اصلا انسان اختیاری نداره...در کل بشر اختیاری نداره....پس بهشت و جهنم هم از نظر منطقی و عدالت وجودش بی معنی...

سلام جناب پارسامهر، در آن تاپیک دیگر هم از آنجا که ما جواب دادیم و شما دیگر جوابی برای آن ندادید اگر بخواهیم آن تاپیک را ناتمام بدانیم قاعدتاً قبول دارید که قصور از ناحیه‌ی شماست، ولو اینکه دلیلش کمبود وقت شما بوده باشد ... درک وجود اختیار هم یک درک وجدانی است، ساده است، ببینید که وقتی که می‌دانید یک کار خوب است ولی بخاطر شهوات یا هوای نفس یا رذائل اخلاقی در عمل خیلی تمایل دارید که آن کار را ترک کرده و به جای آن کار دیگری را انجام دهید که می‌دانید اخلاقی نیست در این صورت آیا برای انجام آن کار خوب یا ترک آن و انجام کاری که موافق شهواتتان هست خود را مجبور می‌یابید و امکان انتخاب گزینه‌ی بعدی را صفر ارزیابی می‌کنید و اگر کار اشتباه را انجام دادید و شهوتتان فرونشست آیا ناراحت نمی‌شوید که چرا صبر پیشه نکردید و تحمل نکردید و امثال آن؟ ... البته چون این مسائل صراحتاً به این تاپیک ارتباط ندارد قاعدتاً بهتر است ادامه‌اش ندهیم ... فقط خواستم بگویم ما آن تاپیک شما را ترک نکردیم و خودتان وقت نداشتید که ادامه‌اش بدهید ...[/SPOILER]
غریبه آشنا;919169 نوشت:
سلام
صحبت خداست نه انسان..در درجه اول.
خداوند افرادی را که میدانسته تا ابد جهنمی میشوند را خلق کرده یا نکرده؟
از اونجایی که معتقدیم کار خدا حکیمانه و عادلانه است..باید پاسخ دهید..خیر و حکمت چنین خلقی چیست؟
در حالی که میداند عاقبت این خلق شر در شر است.

سلام،
خدا آن‌ها را خلق کرد با آنکه در علم او آن‌ها جهنمی ابدی بودند و آن‌ها هم به این ابدی بودن عذاب خودشان راضی خواهند شد بدون آنکه عذابشان کم شود یا آن‌ها به آن عذاب عادت کرده و دیگر متحمل رنجش نشوند ... این مثال را بار دیگر دقت کنید ...
نقطه;919153 نوشت:
بله در حالت عادی همه دوست دارند در راحتی و آسایش و خوشی باشند تا در حالت غم، ولی اگر شرایط روانی ایشان عادی نباشد چه؟ کسی که ناراحت است چرا ترجیح می‌دهد آهنگ غمگین گوش کرده و گریه کند و حوصله‌ی خندیدن ندارد؟


منظورم از راضی شدن جهنمیان به عذابشان همین است، آن‌ها درست است که ترجیح می‌دهند خداوند از گناهشان بگذرد و حتی کریمانه خاطره‌ی انجام آن گناه را هم از ذهن ایشان و هم از ذهن همه‌ی بندگان دیگرش محو گرداند تا ایشان هم سرشان را بالا بگیرند و لذت ایمن شدن به رحمت حضرت مؤمن مهیمن عزّ و جلّ را چشیده و همراه سایر مؤمنان در بهشت زندگی کنند، ولی اگر از رحمت خدا مأیوس بودند و چنین چیزی را هرگز امکان‌پذیر نمی‌دانستند چه؟ و البته که همینطور هم هست و مهمترین صفت کافران همین یأس ایشان از رحمت الهی است و اینکه گناه‌های خودشان را بزرگتر از رحمت و مغفرت خدا می‌شمرند (این کبر است که خود را و صفات خود را و هر چیز وابسته به خود را بزرگتر می‌دانند و سوء ظن به خداست و به قدرت خدا و صفات خدا و ... و این تصورات اشتباه هم همگی ریشه در همان جهلی دارند که حضرت علی علیه‌السلام فرمودند ریشه‌ی هر بدی است و در حدیث عقل و جهل در مقابل عقل شمرده شده است و عذاب ابدی هم به آن می‌رسد چرا که تقابل با عقلی دارد که نماد آن اهل بیت علیهم‌السلام هستد و پذیرش ولایت ایشان و خود را در مقابل ایشان بزرگ نشمردن) ... «إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّـهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ» ... الآن پس ما با کسی سر و کار داریم که گناه کرده و به زشتی کار خودش پی برده و امیدی هم به رحمت خدا ندارد که دل خوش کند به اینکه خداوند نجاتش بدهد و گناهانش را بیامرزد و در چنین شرایطی می‌خواهد با درد خودش تنها باشد و درد را برای خود می‌پسندد و می‌خواهد عذاب شدیدی به خودش برساند تا بلکه آتش درونش آرام بگیرد ولی بعد از چشیدن آن عذاب هم هنوز آن درد باطنی التیام نیافته و هنوز برای خود درد بیشتری را می‌پسندد و می‌طلبد که مگر درد درونش را التیام بخشد و عذاب بزرگتر هم به او چشانده می‌شود ولی باز آتش درونش سرد نشده و همچنان انگار به زشتی کارهایشان در دنیا و بزرگی کسی که در مقابلش عصیان کرده است بیشتر پی می‌برد و باز عذاب بزرگتری را برای خود می‌طلبد و این مطلب چه بسا بر همین منوال یا بر منوال دیگری ادامه خواهد یافت ... چنانکه در حدیث امام باقر علیه‌السلام آمده است که در ابتدای کار همه [ناامیدانه و صرفاً از روی جزع و فزع] از خدا طلب تخفیف در مجازات می‌کنند ولی بر عذابشان افزوده می‌شود یا به هر حال ادامه می‌یابد تا اینکه زمانی می‌رسد که آنهایی که مجازاتشان به پایان می‌رسد خارج می‌شوند و آن‌ها که باقی می‌ماند اهل عذاب ابدی هستد، آنجاست که خداوند درب‌های جهنم را بسته و مهر و موم می‌کند و خاطره‌ی ایشان را هم از یاد سایر بندگانش محو می‌کند ولی در درون این جهنم از جهنمیان می‌پرسد که آیا بر عذابتان بیفزایم؟ و ایشان جواب می‌دهند که اگر بیفزایی بر ما ظلم نکرده‌ای ... صحبت سر این است که انسان موجودی است که می‌تواند به عذاب شدن خودش هم راضی شود ... رضایت انسان فقط در بهشت رضا نیست، فقط در بهشت پر نعمت نیست، در جهنم هم می‌تواند باشد، او راضی باشد شما ناراضی هستید و اعتراض دارید؟

کسی را در نظر بگیرید که دوستش داربد ولی او اکنون ناراحت است و شما هم طبیعتاً از ناراحتی او ناراحت هستید و به همین خاطر دوست دارید که کاری کنید که او هم غمش را از یاد ببرد و خوشحال بشود ... مثلاً شما می‌خواهید برایش جوک تعریف کنید تا بخندد اما چه بسا او شما را پس زده و حتی عصبانی شود که چرا حال او را درک نمی‌کنید و رعایت حالش را نمی‌کنید وقتی که می‌بینید ناراحت است، شاید دو تا ناسزا هم بدهد و بگویید که هر کاری جای خودش را دارد و دور از جان شما آدم باید بی‌شعور باشد که این را درک نکند ... در این شرایط کسی که اشتباه کرده است شما هستید چرا که او در اصل به همدردی نیاز دارد و نه به اقدام برای خوشحال کردن ... شما اگر بنشینید برایش قصه‌ی پر غصه و سوزناک تعریف کنید بیشتر استقبال خواهد کرد، اصلاً اگر بنشینید کنار هم گریه کنید بیشتر استقبال می‌کند تا بخواهید او را بخندانید ... بله اگر جوک بگویید و او غمش را فراموش کند کار خوبی است ولی این برای وقتی است که غم او غم بزرگی نباشد، اگر غم بزرگی باشد دیگر باید با او همدردی کرد نه اینکه بخواهیم به زور او را بخندانیم ... کسی که دارد از درون آتش می‌گیرد و ذوب می‌شود و تاب و توان تحمل این شعوری که برایش حاصل شده است را ندارد که فهمیده است چقدر کارهای زشت و کثیفی انجام داده است و چقدر کوتاهی کرده است و چقدر خدا به او لطف کرد ولی او نمک خورد و نمک‌دان شکست و چقدر نامرد بوده است و چقدر سنگ‌دل بوده است و خلاصه به رذالت خودش و دوستانش پی ببرد (که اگرچه همدرد هستند ولی نمی‌توانند با یکدیگر همدردی کنند و بلکه به همان اندازه‌ای که از خودشان متنفرند از آن دیگران هم متنفر هستند) چنین کسی که از خودش متنفر است و اگر خودش را در آینه ببیند آینه را می‌شکند چنین کسی برای خودش عذاب را ترجیح می‌دهد ... نه اینکه عذاب برایش لذت‌بخش باشد یا رنجش نداشته باشد بلکه دقیقاً چون عذاب‌آور است آن را می‌خواهد ... امیدوار است که بعد از چشیدن عذاب بتواند سبک‌تر شود و بگوید تاوان کارم را دادم و اگر بد بودم و بد کردم الآن بی‌حساب شدیم ولی درد درونی که دارد و سوز باطنی که دارد هرگز با هیچ عذابی فرو نخواهد نشست و این عذاب الی الأبد ادامه خواهد یافت ... اتفاقا برای آن جهنمیان ابدی کار درست را خدا می‌کند که عذابشان می‌کند، یعنی شما از بهشت برای آن‌ها غذا ببرید آن‌ها می‌خواهند در مقابل شما که مؤمن به خدا هستید آب بشوند و در زمین فرو بروند آنقدر که از خودشان بدشان می‌آید و خود را شایسته‌ی هیچ رحمت و بخششی نمی‌دانند چون زشتی گناهشان را حتی از مغفرت خدا هم بزرگتر می‌دانند تا چه برسد به ترحم امثال ما و شما ... از نظر آن جهنمیان اگر خدا عذابشان کند به ایشان ظلمی نکرده است و این بخاطر آن است که می‌دانند با انتخاب خودشان به آن جایگاه رسیده‌اند و در این کار مجبور نبوده‌اند ...

حالا دیگر چه اشکالی می‌بینید که خداوند موجودی را آفریده باشد که از عذاب کشیدن خودش راضی باشد و شکایتی نداشته باشد؟ ... اگر هم بگویید که چرا خدا کسی را خلق کند که راضی به عذاب خودش شود و در ناراحتی خود ابدی گردد وقتی می‌شود اصلاً وجود نداشته باشد که عذاب هم نکشد؟ ... برای جواب می‌توانید به موجوداتی نگاه کنید که برای زندگی در شرایط شدید خلق شده‌اند، مثل خرس آبی (Tardigrades, or water bears)، و یا بدتر از آن جانورانی که زندگی‌اشان در همان شرایط معمولی که زندگی می‌کنند سخت و طاقت‌فرساست وقتی با زندگی یک انسان مقایسه شود، مثل پنگوئن‌هایی که باید مراقب تخم‌های خود باشند و مدتها غذا نخورند و سرما را تحمل کنند و هزار و یک مثالی که می‌توان برای این مسأله یافت ... ظاهراً رحمت خدا آن چیزی نیست که ما فکر کنیم کلاً یعنی راحتی و آسایش و عدم وجود هرگونه رنجشی از جمله تحمل گرسنگی و تشنگی و خستگی و سرما و گرما و درد و ... . رحمت خداوند دو قسم دارد، یکی رحمت عامّ او و دیگری رحمت خاصّ او، رحمانیتش و رحیمیتش ... آنچه که ما در ذهن داریم همان رحیمیت است که بهشت جلوه‌ی آن هست، ولی دنیا و جهنم از جلوه‌های رحمانیت خداست ... در دنیا اگر رحیمیت خدا هم بروز داشته باشد شرایط خاص بروز خودش را دارد ... به همین دلیل است که هیچ ایرادی به خداوند وارد نیست که با آنکه می‌داند این افراد متعلق به اصحاب شمال که خلق می‌کند تا ابد معذب به عذاب جهنم خواهند بود آن‌ها را خلق نماید ... اگر پذیرش آن برایتان سنگین است کمی روی آن وقت بگذارید تا هضمش برایتان ساده‌تر شود و اگر هم نقدی دارید بفرمایید ...[/]

Miss.Narges;919172 نوشت:
وقتی با تکرار سوال و مطرح کردن مجدد و توضیح بیشتر بازم جواب ها تکراری داده میشه ادامه بحث فایده ای نداره.ادب هم حکم میکنه پرسشگر اصرار نکنه و بحث رو ترک کنه...

خدا خیرتان بدهد که این کار را از روی رعایت ادب می‌کنید، ولی اگر حداقل بیان بفرمایید که به فلان دلیل تمایلی به ادامه‌ی این بحث ندارید بیشتر موافق ادب نیست تا اینکه بدون هیچ خبری بحث را یکطرفه رها کنید بروید دنبال زندگی‌اتان؟
Miss.Narges;919172 نوشت:
اکثر سوالایی که طرح کردم در سایت قبلا وجود نداشتن.هر جا هم سوال تکراری بوده مدیر خوشد با پیام بهم لینک سوالای تکراری رو داده.

این یعنی ابتدا جستجو می‌کنید و بعد می‌پرسید ... الحمد الله و خدا خیرتان بدهد
Miss.Narges;919172 نوشت:
اتفاقا کیه دوست نداشته باشه با یه سرچ ساده سریع به جواب سوالش برسه؟مشکل اینه که با یک سوال و جواب دوباره اشکالات دیگری به ذهن میاد.و یا جواب سوال قبلا کامل و دقیق داده نشده.الانم اگه دقت کنید کارشناس جواب سوال بنده رو از جای دیگه گرفته.در حالیکه اصل سوال من راجب به دلیل افرینش خلد افراد جهنمی بوده نه اینکه چرا خدا جهنم رو خلق کرده.برای همین مجبور شدم مجددا سوالم رو دقیقتر مطرح کنم.

اگرچه به طور خاص خاطرم هست که قبلاً مشابه این تاپیک را چند بار دیده باشم و آنچه به عنوان جواب نوشتم را هم از خودم ننوشتم و در همانجا خوانده‌ام ولی با این وجود چون شما ابتدا گشته‌اید و نیافته‌اید دیگر ظاهراً اعتراضم به شما وارد نیست ... @};-

[="3"]

نقطه;919231 نوشت:
حالا دیگر چه اشکالی می‌بینید که خداوند موجودی را آفریده باشد که از عذاب کشیدن خودش راضی باشد و شکایتی نداشته باشد؟ ... اگر هم بگویید که چرا خدا کسی را خلق کند که راضی به عذاب خودش شود و در ناراحتی خود ابدی گردد وقتی می‌شود اصلاً وجود نداشته باشد که عذاب هم نکشد؟ ... برای جواب می‌توانید به موجوداتی نگاه کنید که برای زندگی در شرایط شدید خلق شده‌اند، مثل خرس آبی (Tardigrades, or water bears)، و یا بدتر از آن جانورانی که زندگی‌اشان در همان شرایط معمولی که زندگی می‌کنند سخت و طاقت‌فرساست وقتی با زندگی یک انسان مقایسه شود، مثل پنگوئن‌هایی که باید مراقب تخم‌های خود باشند و مدتها غذا نخورند و سرما را تحمل کنند و هزار و یک مثالی که می‌توان برای این مسأله یافت ... ظاهراً رحمت خدا آن چیزی نیست که ما فکر کنیم کلاً یعنی راحتی و آسایش و عدم وجود هرگونه رنجشی از جمله تحمل گرسنگی و تشنگی و خستگی و سرما و گرما و درد و ... . رحمت خداوند دو قسم دارد، یکی رحمت عامّ او و دیگری رحمت خاصّ او، رحمانیتش و رحیمیتش ... آنچه که ما در ذهن داریم همان رحیمیت است که بهشت جلوه‌ی آن هست، ولی دنیا و جهنم از جلوه‌های رحمانیت خداست ... در دنیا اگر رحیمیت خدا هم بروز داشته باشد شرایط خاص بروز خودش را دارد ... به همین دلیل است که هیچ ایرادی به خداوند وارد نیست که با آنکه می‌داند این افراد متعلق به اصحاب شمال که خلق می‌کند تا ابد معذب به عذاب جهنم خواهند بود آن‌ها را خلق نماید ...

شاید بهتر باشد بحثتان را بگذارید روی فهم چیستی رحمانیت خدا ... اینکه رحمانیت خدا چیست که در متن آن امکان دارد رنجش و عذاب و دشواری تحمل گرسنگی و تشنگی و سرما و گرما و خفگی و کمی اکسیژن برای تنفس و غیره را هم شامل شود ... به عنوان نقطه‌ی شروع برای تفکر خود می‌توانید این نکته را در نظر بگیرید:
خداوند عادل است و برای خلق کردن دست به انتخاب نمی‌زند و هر چیزی که امکان وجود داشتن را کسب نماید و شرایط خلق شدنش هم فراهم شود خلق می‌شود ... این خلقت موافق دیگر اسماء الله الحسنی است و اسماء خداوند با هم به تضاد نمی‌رسند، در نتیجه رحمایت خدا را باید در چهارچوب این جلوه‌ی عدالت خدا در نظر گرفت ...

در گام بعد می‌توانید فکر کنید که مثلاً اگر خداوند دست به انتخاب می‌زد و فقط آن ممکن‌الوجودهایی را خلق می‌کرد که می‌دانست لااقل مبتلی به عذاب ابدی نخواهند شد در این صورت هم عادلانه‌تر و هم به رحمت خدا نزدیک‌تر نبود؟

فکر نمی‌کنم جواب دادن به این سؤالات دیگر چندان ساده باشد ... هر کسی می‌تواند یک معیار را معرفی کند و روی همان فکر کند و البته شاید به این سادگی‌ها هم نتوان روی نتایج آن‌ها قضاوت کرد ... اما توجه به یک نکته‌ی دیگر هم در مورد خداوند لازم است، اینکه خداوند انتخاب نمی‌کند به این دلیل که فعل «انتخاب کردن» یک فعلی است که ناشی از یک تحول باطنی می‌باشد و شخص انتخاب‌کننده قبل و بعد از انتخاب یکسان نمی‌باشد حال آنکه خداوند منزه است از هر گونه تحولی ... مطابق حدیث خداوند بدون نیاز به فکر کردن و چاره‌اندیشی خلق کرده است که این مطلب خبر می‌دهد از اینکه در مقیاس خلقت خداوند چیزی به اسم چند گزینه‌ی هم‌ارز که لازم باشد بین آن‌ها دست به انتخاب بزنیم وجود ندارد ...

در گام بعدی تفکر خود می‌توانید مثلاً به این مطلب برسید که اگر خلقت خداوند مطابق با مشیّت اوست و مشیّت خداوند همان عقل اول است که خلق نموده است پس کل منطق حاکم بر این خلقت خودش یک مخلوق خداست و چه بسا جهان‌های آفرینش دیگری مستقل از جهان آفرینش ما باشند که مشیت خداوند در آن‌ها و در نتیجه کل منطق خلقت در آن‌ جهان‌های دیگر متفاوت باشد و اسماء الله الحسنی که جلوه‌ی آن مشیت ابتدایی و آن منطق اول هستند نیز متفاوت باشند و اگر چیزی به اسم رحمانیت در آن جهان‌های دیگر هم وجود داشته باشد با این رحمانیت که تنزّل یافته‌ی آن قابل فهم برای ما هست متفاوت باشد ... در این صورت چه بسا دیگر در آن جهان‌ها جهنم به این معنا وجود نداشته باشد، اما باید توجه کرد که ما هم ممکن‌الوجودهای این جهان آفرینش هستیم و اینطور نیست که بگوییم ای کاش ما در آن جهان دیگر خلق شده بودیم و قص علی هذا ...
[/]

نقطه;919231 نوشت:
حالا دیگر چه اشکالی می‌بینید که خداوند موجودی را آفریده باشد که از عذاب کشیدن خودش راضی باشد و شکایتی نداشته باشد؟ ...
این بجث موضوع اصلی ما نیست ولی این حرف شما با احادیث و قران اصلا جور در نمیاد و عذاب نقطه مقابل رضایت است قران عذاب جهنمیان رو ابدی دانسته تاکید میکنم عذاب نه چیزی دیگه.هیچ رضایتی در کار نیست.
اولا از کجا معلوم کسی از عذاب کشیدن خود راضی باشد؟
اصلا منطق و ذات عذاب با رضایت جور در میاد؟
و اینکه کسی که به عذاب خودش راضی باشه واقعا در عذاب نیست.عذاب هیچ نسبتی با رضایت نداره.لذت و رحمت هست با رضایت تناسب داره اما عذاب و غضب درست نقطه مقابل رضایت است.

وَ قالَ الَّـذيـنَ فِى النّارِ لِـخَـزَنَـةِ جَـهَـنَّـمَ اُدعوا رَبَّـكُم يُـخَـفِّف عَـنّا يَومًا مِـنَ الـعَـذابِ

Miss.Narges;919241 نوشت:
این بجث موضوع اصلی ما نیست ولی ...

به بحث اصلی هم پرداخته‌ام، نپرداخته‌ام؟ می‌توانستید حداقل آن‌ها را نقد کنید و بگویید چرا جواب سؤالتان در آن توضیحات نیامده است به جای آنکه فقط به موضوعی بپردازید که به زعم خودتان موضوع اصلی تاپیک نیست ... گرچه همین نکته که به زعم شما موضوع اصلی تاپیک نیست هم به زعم خودم برای درک جواب آن سؤال اصلی لازم است یا حداقل دقت به آن برای رفع استبعادها و حیرت‌هایی که می‌توانند منجر به استبعاد و نپذیرفتن ابدی بودن عذاب شوند مفید است ...
Miss.Narges;919241 نوشت:
... این حرف شما با احادیث و قران اصلا جور در نمیاد و عذاب نقطه مقابل رضایت است قران عذاب جهنمیان رو ابدی دانسته تاکید میکنم عذاب نه چیزی دیگه.هیچ رضایتی در کار نیست.
اولا از کجا معلوم کسی از عذاب کشیدن خود راضی باشد؟
اصلا منطق و ذات عذاب با رضایت جور در میاد؟
و اینکه کسی که به عذاب خودش راضی باشه واقعا در عذاب نیست.عذاب هیچ نسبتی با رضایت نداره.لذت و رحمت هست با رضایت تناسب داره اما عذاب و غضب درست نقطه مقابل رضایت است.

بزرگوار، نقل قولی که کردید نتیجه‌ی مطالب زیادی بود که نوشته بودم و کلی توضیح که داده بودم تا جواب همین شبهات شما را از ابتدا داده باشم ... اینکه بدون نقد آن مطالب فقط بگویید که این نتیجه را نمی‌توانم بپذیرم و رضایت هیچ ربطی به عذاب نمی‌تواند داشته باشد الآن بعد از آن همه توضیح فقط می‌رساند که احتمالاً وقت یا حوصله‌ی کافی برای خواندن آن توضیحات نداشته‌اید ... بله در تمام این چند قرن هر کسی که پذیرش عذاب ابدی برایش مشکل داشته است همین تصور ابتدایی را داشته است که «معلومه که هر کسی دوست داره در خوشی باشه و کسی راضی نمیشه که عذاب بشود»، ولی آن همه مثال و توضیح ساده و دم‌دستی باید یک مقدار این موضع شما را تغییر می‌داد اگر حتی روزنامه‌وار آن‌ها را خوانده بودید ... اینکه حداقل دو نفر هم زیر پست شما را با صلوات تأیید کرده‌اند تفسیرش برای من این است که بحث کردن در اسک‌دین و جواب دادن به سؤالات در آن گاهی تقریباً وقت‌تلف‌کردن است، گرچه ظاهراً حداقل این بحث‌ها به کار یک نفر آمده است که همان هم جای امیدواری است ... در رسیدن به جواب سؤال‌هایتان موفق باشید، روز و روزگار خوش ...
و طاها;919246 نوشت:
وَ قالَ الَّـذيـنَ فِى النّارِ لِـخَـزَنَـةِ جَـهَـنَّـمَ اُدعوا رَبَّـكُم يُـخَـفِّف عَـنّا يَومًا مِـنَ الـعَـذابِ

[SPOILER]عزیزی را به خاطر می‌آورم که صدای اعتراضشان بلند بود به اینکه برخی از کارشاسان سایت حتی از یک نقل قول کردن ساده‌ی کاربران هم ترس دارند و حتی این مطلب را زمانی در امضای خود قرار داده بودند، منطقشان از بیان چنان مطلبی را نفهمیدم ولی گمان می‌کنم اگر آن بزرگوار با شما روبرو می‌شدند شاید به شما هم روی خوبی نشان نمی‌دادند ...[/SPOILER]
علی ایّ حال شما بزرگوار هم اگر متن مطلب را درست مطالعه می‌فرمودید می‌دید که جواب این نقد شما هم داده شده است، آن تقاضای تخفیف‌ها مطابق با روایت امام باقر علیه‌السلام برای قبل از زمانی است که درب‌های جهنم به کل بسته شده و یاد و خاطره‌ی آن‌ها از ذهن تمام خلائق غیر خودشان محو گردد ...

نقطه;919231 نوشت:
ولی اگر از رحمت خدا مأیوس بودند و چنین چیزی را هرگز امکان‌پذیر نمی‌دانستند چه؟ و البته که همینطور هم هست و مهمترین صفت کافران همین یأس ایشان از رحمت الهی است و اینکه گناه‌های خودشان را بزرگتر از رحمت و مغفرت خدا می‌شمردند [/SIZE]

من چنین خدایی را که رحمت و غضبش تابع امید یا عدم امید خلق است را نمیتوانم بپذیرم
این سخن به نوعی این مفهوم را میرساند که اصلا خدایی ورای انسان وجود ندارد..و این انسان است که خود به تنهایی با امید یا عدم امید زندگی خود را میسازد
و این انسان حقیقتا تنها و رهاست و به خود رها شده و درصورت اشتباه..هیچ راه نجاتی ندارد

شما اگه خوب باشید و من گمان بدی نسبت به شما داشته باشم..آیا شما با گمان بنده با من برخورد میکنید..یا با شخصیت خودتان؟
خدایی که شما تعریفش میکنید..از آدمی هم پایین تر است و اصلا خدا نیست

نقطه;919247 نوشت:


[SPOILER]عزیزی را به خاطر می‌آورم که صدای اعتراضشان بلند بود به اینکه برخی از کارشاسان سایت حتی از یک نقل قول کردن ساده‌ی کاربران هم ترس دارند و حتی این مطلب را زمانی در امضای خود قرار داده بودند، منطقشان از بیان چنان مطلبی را نفهمیدم ولی گمان می‌کنم اگر آن بزرگوار با شما روبرو می‌شدند شاید به شما هم روی خوبی نشان نمی‌دادند ...[/SPOILER]
علی ایّ حال شما بزرگوار هم اگر متن مطلب را درست مطالعه می‌فرمودید می‌دید که جواب این نقد شما هم داده شده است، آن تقاضای تخفیف‌ها مطابق با روایت امام باقر علیه‌السلام برای قبل از زمانی است که درب‌های جهنم به کل بسته شده و یاد و خاطره‌ی آن‌ها از ذهن تمام خلائق غیر خودشان محو گردد ...

با سلام و احترام

[SPOILER]در این بحث نسبت به استارتر و هم در موضوع بنده در امضا ( منی) و هم در همین اشکالی که داخل نقل مخفی گفتید
دچار قضاوت عجولانه یا نابجا شده اید...
اشکال من این بود که مثلا بنده از شما نقل بگیرم و نقدتان کنم اما شما بدون نقل گرفتن پاسخ بدهید... و به خیال خودتان پاسختان بین پاسخ ها گم شود که هم بگویید جوابش را دادم هم بگویید یک تیری در تاریکی انداختم یا متوجه پاسخ نمیشود یا دیر متوجه میشود که هر دو به نفع من است...( طرف مقابل نیز که بحث برایش مهم بوده وقتش بی نتیجه تلف شده حتی اگر یک روز دیرتر متوجه شود). این یعنی احتمالا میترسید...( حالا نمیدانم شما که اینقدر از این طرف نقد میکنید ان طرفی ها را نقد میکنید یا ترازوی عدالت شما یک کفه دارد؟ من که چنین عدالتی در شما نمی بینیم ... )
در اینجا بنده از شما نقلی نگرفتم که چنین انتظار نابجایی داشته باشید...
ضمن اینکه کارشناس وظیفه اش پاسخگویی است نه مثل من که اصلا کاری به کار شما نداشتم...[/SPOILER]
مضافا اینکه نه روایت را کامل اوردید نه سندش را بررسی کردید نه ایه قران را در تفاسیر مورد بررسی قرار دادید...
بحث علمی غیر از ارائه احتمالات غیر اثبات شده است...

(48)قالَ الَّـذيـنَ اسـتَكـبَـروا اِنّا كُـلٌّ فيـها اِنَّ ا‌للهَ قَد حَـكَـمَ بَيـنَ الـعِـبادِ
(50)قالوا اَوَ لَم تَـكُ تَأتيـكُم رُسُـلُـكُم بِالـبَـيِّـناتِ قالوا بَـلىٰ قالوا فَادعوا وَ ما دُعاءُ الـكافِـريـنَ اِلّا فى ضَـلالٍ

ظاهر ایه قبل و بعد نشان میدهد انها کافرانی بودند که حجت بر انها تمام شده...
و طبق اعتقاد شیعه، کفار خالد در عذاب جهنم هستند.
سوال
آیا این کفار در جهنم برزخ بودند یا نه؟
ظاهرا که در جهنم قیامت هستند.
این را میتوان از ایه 48 و ایات قبل و بعدش فهمید.
( این نگاه اولیه به ایات بود. برای بررسی بیشتر نیاز است تحقیق بیشتری کنم.)

در جهنم، کفار دوست ندارند عذاب بکشند و واقعا دردناکترین عذاب ها در آنجا است.
سه احتمال در مورد کفاری که عذاب می کشند مطرح است :
آنها از عذابی که میکشند، درد نمی کشند یعنی آن درد برایشان درد نیست ...
آنها درد می کشند و لذا می خواهند که از عذاب رها شوند اما از طرف دیگر نمی خواهند از کفر خودشان دست بردارند ( یعنی همچنان کافر هستند )... یعنی هم کفر را می خواهند و هم عذاب را نمی خواهند، ولی امکان ندارد ... و لذا خداوند انها را عذاب می کند و انها بدترین دردها را میکشند اما مومن نمی شوند چون نمی خواهند ...
آنها درد می کشند و لذا می خواهند که از عذاب رها شوند و از طرف دیگر مومن شده اند و به یکتا بودن خدا باور پیدا کرده اند اما از آنجا که اگر به دنیا برگردند باز کافر خواهند شد و از آنجا که اخرت محل عمل نیست لذا نمی توانند خود را از کفری که در دنیا داشته اند جدا کنند ... مثل اینکه کسی چشم خود را کور کند اما بعد پشیمان شود ... او نمی تواند به صرف پی بردن به اشتباهش، درد و تبعات کوری را از بین ببرد ...
و شاید احتمالات دیگر ....

نقطه;919247 نوشت:
به بحث اصلی هم پرداخته‌ام، نپرداخته‌ام؟

خیر.این جواب شما رو قبلا در تاپیک دیگه هم دیده بودم.جواب سوال من نیست.نمیدانم چرا به مقصود اصلی سوال من توجه ندارید.سوال من این نیست که آیا عده ای از جهنم خلاص میشوند یا خیر.و یا عذاب رای انها گوارا میشه یا خیر.سوال این است که بر فرض وجود افراد جهنمی خالد هدف چه بوده که آنها خلق شده اند.
چه عذاب انها دایمی باشد چه عذابشان تبدیل به مطلوب انها گردد در هر دو حالت این سوال همچنان بوقت خود باقیست.این توجیهات شما که هیچ اثباتی هم ندارند نمیتونه هدف افرینش انها رو توجیه کنه.

نقطه;919247 نوشت:
ینکه بدون نقد آن مطالب فقط بگویید که این نتیجه را نمی‌توانم بپذیرم و رضایت هیچ ربطی به عذاب نمی‌تواند داشته باشد الآن بعد از آن همه توضیح فقط می‌رساند که احتمالاً وقت یا حوصله‌ی کافی برای خواندن آن توضیحات نداشته‌اید

همانطور که گفتم قبلا پاسخ شما رو خوانده ام.اگر این پاسخ سوال من بود که دیگر موضوع جدید نمیزدم.فکر میکنید من از درست کردن موضوع جدید سرگرم میشم؟

نقطه;919247 نوشت:
بله در تمام این چند قرن هر کسی که پذیرش عذاب ابدی برایش مشکل داشته است همین تصور ابتدایی را داشته است که «معلومه که هر کسی دوست داره در خوشی باشه و کسی راضی نمیشه که عذاب بشود»، ولی آن همه مثال و توضیح ساده و دم‌دستی باید یک مقدار این موضع شما را تغییر می‌داد اگر حتی روزنامه‌وار آن‌ها را خوانده بودید ... اینکه حداقل دو نفر هم زیر پست شما را با صلوات تأیید کرده‌اند تفسیرش برای من این است که بحث کردن در اسک‌دین و جواب دادن به سؤالات در آن گاهی تقریباً وقت‌تلف‌کردن است، گرچه ظاهراً حداقل این بحث‌ها به کار یک نفر آمده است که همان هم جای امیدواری است ... در رسیدن به جواب سؤال‌هایتان موفق باشید، روز و روزگار خوش ...

گرامی شما مدام تاکید دارید که عذاب جهنمیان بعدا گوارا میشود.این حرف شما رو قبلا ملاصدرا هم زده بود ولی در کتاب جدیدش رد کرد و خلد عذاب و درد رو پذیرفت چون به مشکل برخورد و همچنین با آیات و روایات هم اصلا سازگاری نداشت.کاش بجای این حرفها دلیلی هم برحرفتان ارائه میدادید.توقع که ندارید ادعای بزرگ شما رو که هیچ دلیل نقلی و عقلی براش نیست(چون اگه بود که ملاصدرا با مشکل مواجه نمیشد) رو بپذیریم؟
اما حتا اگر هم قبول کنیم این اداعا رو بازم میگم جواب سوال من نیست.نمیشه گفت خدا افراد جهنمی خالد در عذاب رو به این دلیل خلق کرده که بعدا عذاب رو برانها گوارا کند.و انها به عذابشان راضی باشند.
موضوع قفل شده است