جمع بندی هدف از آفرینش افراد جهنمی

تب‌های اولیه

214 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
هدف از آفرینش افراد جهنمی

سلام
اگر به خلد عذاب بعضی از افراد جهنمی باور داشته باشیم این سوال مطرح است که خدایی که با علم ازلی و نامحدود خود
میدانست که بعضی از انسانها همیشه در جهنم معذب هستند پس چرا آنها رو آفرید؟ با انکه خدا قادر بود که آنها را نیافریند
و اصولا چیزی وجود ندارد که خدا را وادار یا تشویق به آفرینش کند.
آیا بهتر نبود خدا وقتی که میدانست یه سری از انسانها هستند که وقتی بدنیا میان طوری گناه میکنن که تا ابد در جهنم هستند
پس انها رو نمیافرید تا اونها در جهنم عذاب نکشن؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد هادی

Miss.Narges;918492 نوشت:
سلام
اگر به خلد عذاب بعضی از افراد جهنمی باور داشته باشیم این سوال مطرح است که خدایی که با علم ازلی و نامحدود خود
میدانست که بعضی از انسانها همیشه در جهنم معذب هستند پس چرا آنها رو آفرید؟ با انکه خدا قادر بود که آنها را نیافریند
و اصولا چیزی وجود ندارد که خدا را وادار یا تشویق به آفرینش کند.
آیا بهتر نبود خدا وقتی که میدانست یه سری از انسانها هستند که وقتی بدنیا میان طوری گناه میکنن که تا ابد در جهنم هستند
پس انها رو نمیافرید تا اونها در جهنم عذاب نکشن؟


با سلام و عرض ادب و تقدیر از پرسش خوب شما

اسرار بسیاری در آفرینش انسان نهفته است چه این که تردیدی وجود ندارد که انسان در همه عمل های خود مختار است و نه مجبور. در توضیح مسئله باید گفت :
فلسفه آفرینش انسان همانند هر موجود دیگری بر اساس فیاضیت مطلق خداوند تعریف می شود، یعنی خداوند به واسطه فیض مطلق خود هر موجودی را که لایق خلقت بوده و امکان آفریده شدن داشت و خلقت او به زیبایی و شکوه جهان خلقت می افزاید، از نعمت وجود محروم نمی نماید و او را خلق می کند.(۱)
اما در عین حال حکمت خداوند اقتضا دارد که خلقت، حکیمانه و هدفمند و دارای سرانجام و مسیری معین برای مخلوق باشد . بر این اساس تکامل انسان و رسیدن به مراتب بالای حیات بهشتی، هدف خلقت او بیان می شود.
در نتیجه برای هر انسانی مسیری معین و ابزاری لازم برای رسیدن به سعادت ابدی و تکامل عمیق روحی و معنوی تعریف می شود.امتحانات لازم و متناسب با ظرفیت های خاص خودش برای او در نظر گرفته می شود . نمی توان قبل از برگزاری آزمون فرد را از فرصت حضور در آزمون محروم ساخت تنها به این دلیل که نتیجه عملکرد او برای ما روشن است.

علم و آگاهی پیشین خداوند از نحوه برخورد افراد با اختیار و حق انتخابی که به آن ها داده شده، در خصوص همه افراد یکسان است. همان گونه که کفر و عصیان و ظلم بندگان و در نتیجه جهنمی شدن آن ها ضرری به حال خداوند ندارد ، عبادت و تقوا و بندگی آنان و در نتیجه بهشتی شدن شان هم فایده ای به حال خداوند ندارد تا خداوند تنها بهشتیان را در آزمون سرنوشت ساز حاضر سازد و رفوزه ها را از ابتدا از این فرصت محروم نماید.
در فلسفه آفرینش و شکوه داستان خلقت تنها با بهشتی شدن انسان ها یا خلقت کسانی که با حسن انتخاب های خود گناه نكرده و اهل بهشت می شوند، شکل نمی گیرد، بلکه زیبایی و شکوه این داستان به آن است که همه افراد به طور مساوی از فرصت خود بهره ببرند . هیچ کس نداند که چه نتیجه ای در برابر او قرار دارد ، اگر قرار بود که تنها اهل بهشت در دنیا خلق شوند، دیگر آزمون دنیا ، آزمونی صوری و نمایشی بود و همه به نوعی می دانستند که در هر صورت اهل بهشت خواهند شد.

خدا کسی را جهنمی و کس دیگر را بهشتی نمی کند؛ البته خدا نسبت به اموری که افراد انتخاب می‌کنند و به نتایجی که می‌رسند، آگاه است‌، آن هم به دلیل احاطه‌ای که به همه امور در کل عالم دارد.
اگر دو اتومبیل با سرعت زیاد به سوی هم در حرکت باشند، هلی‌کوپتری که بر بالای مسیر این ها حرکت می‌کند، صحنه را می‌بیند و می‌داند که تا چند لحظه دیگر این دو اتومبیل با هم برخورد و تصادف می‌کنند. ولی تصادف زاییده علم خلبان نیست‌، بلکه زاییده سرعت زیادی است که راننده‌ها با انتخاب خود برگزیده‌اند. اگر سرعت را انتخاب نمی‌کردند، تصادف پیش نمی‌آمد. حال در مورد خدا‌، آیا می‌توان سوء اختیار یک فرد و در نتیجه بدبخت شدن او را بر عهده ولی‌ّ نعمتی گذاشت که به او امکاناتی را برای انتخاب بهترین‌ها عطا کرده است‌؟

گفته شما درست است که در علم خداوند بوده که مثلا عده ای از افراد اگر آفریده شوند، در نهایت وارد جهنم خواهند شد ، ولی فرجام بهشت یا دوزخ برای انسان از مقوله «شدنی» هاست؛ یعنی باید به دنیا بیاییم تا بهشتی یا جهنمی «بشویم». ظرف وجود ما با حضور در دنیا و طی مراحل علمی و عملی و گذر از فراز و نشیب ها شکل می گیرد. بنابراین تا به دنیا نیاییم پاداش و کیفر معنا پیدا نمی کند.
اساساً اختیار آدمی، زمینه پاداش و جزا را در جهان فراهم می نماید. اگر قرار باشد که همه انسان‏ها خوب باشند یا تنها انسان‏های خوب آفریده شوند، اختیار و حق انتخاب معنا نداشت. تا راه کج وجود نداشته باشد که عده‏ای دچار آن شوند، انتخاب راه درست معنا ندارد. نیک و خوب بودن در کنار بدی‏ها معنا می یابد.

در واقع آنچه خداوند آفرید، موجود انسانی است و انسان با اختیار و حق انتخاب معنا می یابد . اگر انتخاب و اختیار او نباشد، فرقی با مثلاً فرشتگان ندارد، یعنی اگر فقط انسان پاک ‌آفریده می شد، چیزی جز فرشته نبود، در حالی که انسان موجود و نوعی جدای از فرشته است. چون چنین است و پای اختیار و انتخاب به میان‌ آمد، باید راه نیک و بد هر دو وجود داشته و هر یک از این دو راه نیز برای خود رهروانی داشته باشد. اگر قرار باشد که راه بدی از همان ابتدا به جهت علم ازلی خدا بسته باشد، دیگر اختیار نیک از میان نیک و بد معنا نداشت.
به علاوه این علم مانع فیض خداوند در حق بندگان هم نخواهد شد ، همان طور که آموزگاری قبل از امتحان یا حتی از ابتدای سال می داند که کدام دانش آموز موفق و کدام یک رفوزه خواهد شد ، اما نه در طول سال در تدریس و آموزش آن ها تفاوتی قائل می شود و نه در وقت امتحان فرصت را از برخی دریغ می نماید ؛ این لازمه یک آزمون مهم و کامل است.

پس در فلسفه آفرینش هیچ تفاوتی بین انسان های گوناگون در استفاده از فرصت خلقت نیست. خداوند به دلیل علم به سرانجام افراد نمی تواند برخی را از فیض وجود محروم نماید ، زیرا این محروم کردن فرد از یک نعمت به خاطر جرمی است که مرتکب نشده است .
از طرف دیگر به یقین دنیا محل آزمون برای همه انسان هاست (۲)؛ اما بزرگی و زیبایی و شکوه آزمون دنیا برای همه افراد در این است که به هر فرد امکان شکست خود را بدهد . از نحوه رفتار و عملکرد دیگران درس عبرت بگیرد . به علاوه عملکرد افراد گمراه و بدکار مهم ترین آزمون دیگر انسان ها در برابر گزینه های امتحانات الهی است. در نتیجه می توان گفت بدون وجود این افراد و این فضا در آزمون دنیا حتی بهشتی شدن بهشتیان هم ارزش چندانی ندارد. اگر قرار باشد که همه انسان‏ها خوب باشند یا تنها انسان‏های خوب آفریده شوند، انتخاب درست و صحیح معنا یا ارزش نداشت.

در نتیجه می توان دریافت که خلقت انسان ها با مهربانی خداوند هم منافاتی ندارد. زیرا کمک و لطفی به مجموعه انسان ها و عامل مهمی در مسیر شکل دادن به ساختار عظیم و جدی آزمون دنیا است که به کمال رسیدن همه انسان ها در خلال این آزمون مهم و جدی و پر از عبرت و سرشار از خطر شکل گرفته و سامان می یابد . البته در این میان لطف و رافت و مهربانی خداوند در هزاران شکل و صورت شامل حال بندگان حتی گنهکاران و اهل عذاب می شود و بسیاری از ایشان در نهایت به سعادت و نجات می رسند .
پس وجود افرادی که راه نادرست را می روند، به خاطر حقیقت وجودی نوع بشر و انسان است که ترکیبی از حیوان و فرشته، یا ترکیبی از ماده و ملکوت، ترکیبی از شهوت و عقل است. به طور کاملاً‌ ممکن و طبیعی باید در هر دو چهره افرادی وجود داشته باشند، اما افراد به انتخاب خود به آن مسیر می روند.

بهشت و جهنمی بودن نتیجه کار انسان است که از اختیار داشتن آدمی ناشی می شود ؛ پس جهنمی شدن جهنمیان به خاطر گناهان خودشان بود . می توانستند با حسن انتخاب ، بهشت را برای خود رقم بزنند.
گناه ما انسان ها معمولا در مراحل گوناگون با توبه يا زمينه سازي هاي عفو و رحمت خداوند برطرف شده و سرانجام بسياري از گنهكاران در نهايت بهشت و سعادت خواهد بود ، پس اين كه ما گناه مي كنيم ،دليلي بر آفريده نشدن مان نيست.

پی‌نوشت‌ها:
۱. سید حسن ابراهیمیان، انسان‏شناسى، ص ۱۱۵ و ۱۱۶. نشر معارف - تهران ، ۱۳۸۱ شمسى.
۲. ملک (۶۷) آیه ۲.

منبع:
شهر سوال

هادی;919027 نوشت:

بهشت و جهنمی بودن نتیجه کار انسان است که از اختیار داشتن آدمی ناشی می شود ؛ پس جهنمی شدن جهنمیان به خاطر گناهان خودشان بود . می توانستند با حسن انتخاب ، بهشت را برای خود رقم بزنند.
گناه ما انسان ها معمولا در مراحل گوناگون با توبه يا زمينه سازي هاي عفو و رحمت خداوند برطرف شده و سرانجام بسياري از گنهكاران در نهايت بهشت و سعادت خواهد بود ، پس اين كه ما گناه مي كنيم ،دليلي بر آفريده نشدن مان نيست.
[/SIZE]

سلام
اما موضوع عذاب جاودان است
خداوند بر هرچیزی غالب است پس خیر او نیز باید غالب باشد
درسته که انسان به اختیار خود جهنمی میشود..اما به اختیار خود خلق نشده..پس نهایتا خدا مسول است و سوال این تاپیک کاملا بجاست

هادی;919026 نوشت:
در فلسفه آفرینش و شکوه داستان خلقت تنها با بهشتی شدن انسان ها یا خلقت کسانی که با حسن انتخاب های خود گناه نكرده و اهل بهشت می شوند، شکل نمی گیرد، بلکه زیبایی و شکوه این داستان به آن است که همه افراد به طور مساوی از فرصت خود بهره ببرند . هیچ کس نداند که چه نتیجه ای در برابر او قرار دارد ، اگر قرار بود که تنها اهل بهشت در دنیا خلق شوند، دیگر آزمون دنیا ، آزمونی صوری و نمایشی بود و همه به نوعی می دانستند که در هر صورت اهل بهشت خواهند شد.

سلام
اصلا سوال من این نبود که فقط اهل بهشت خلق شوند.من هم قبول دارم هم باید بهشت باشد هم جهنم.سوال اصلی من این است که همان طور که خودتان هم فرمودید همه انسانها در جهنم تا ابد قرار نمیگیرند و بعد از مدتی به بهشت میروند پس سرانجام اصلی خلقت انسان بهشت است که تجلی رحمت خداست و هدف اصلی افرینش هم رحمت است نه عذاب.پس روی صحبت ما اون دسته انسانها هستن که عذاب انها در جهنم خالدین فیها می باشد.خب چرا باید یه سری از انسانها باشند که هیچوقت به بهشت نروند؟ و همیشه در عذاب باشند؟ گویا هدف خلقت انها عذاب بوده.کاری ندارم که خدا انها رو جهنمی نکرده و انها خودشان باعث و بانی جهنمی شدن خود هستن.ولی به هر حال خدا با علم خودش اینو رو پیش از افرینش انها میدونست.افریدن انسانهای خالد در جهنم چه ضرورتی داشت وقتی خدا هدف اصلی خلقتش رحمت است؟ و وقتی خدا مجبور به خلق چیزی نیست.ووقتی خلق انسانهای خالد در جهنم هیچی سودی نه به خدا و نه به سایر انسانها دارد؟ مگر اینکه بفرمایید هیچ کسی عذاب خلد در جهنم ندارد که در این صورت دیگر حرفی نیست.
خواهشا این موارد رو بررسی کنید. متشکر

فکر نکنم جهنم و بهشتی به این صورتی که ادیان ابراهیمی توصیف کرده اند ، در کار باشد

درصد بالایی از افراد گناهکار در همین دنیا هم بر اساس قوانین طبیعی موجود سرنوشت خوبی ندارند و نتیجه اعمال و رفتار خود را می بینند

به نام خدا.

prosperity;919104 نوشت:
فکر نکنم جهنم و بهشتی به این صورتی که ادیان ابراهیمی توصیف کرده اند ، در کار باشد

درصد بالایی از افراد گناهکار در همین دنیا هم بر اساس قوانین طبیعی موجود سرنوشت خوبی ندارند و نتیجه اعمال و رفتار خود را می بینند

اون بقیه شون که نتیجه اعمال و رفتارشون رو نمیبینن چطور؟

ستایشگر :Gol:

ستايشگر;919105 نوشت:
اون بقیه شون که نتیجه اعمال و رفتارشون رو نمیبینن چطور؟

ستایشگر

خطاکننده ها و گناه کاران دو دسته هستند
عده ای ناشی از غفلت و ندانی و بخاطر شرایطی که در ان قرار گرفته اند مرتکب خطا میشوند و احساس خوبی هم از این وضعیت ندارند ..اینها نیازی به عذاب ندارند و امکان برگشت برایشان فراهم است با وجود اینکه اثرات وضعی خطاهای خود را هم ببینند.

عده ای ممکن است بدلیل انجام خطاهای زیاد ، دیگر امکان برگشت به مسیر خوب شدن را نداشته باشند و بدی تا اندازه ای در ذات انها نهادینه شود و به افرادی که بعداً از نسل آنها بدنیا می آیند منتقل شود. اینها هم به طور قطع و یقین اثرات وضعی اعمال خود را در همین دنیا می بییند و اینکه ممکن است در صورت آشکار شدن خطاهایشان توسط افراد دیگر جامعه و قوانین محاکمه شوند . ضمن اینکه اکثرا اینها ممکن است گرفتار بیماری روحی و روانی شوند

به نام خدا.

prosperity;919106 نوشت:
خطاکننده ها و گناه کاران دو دسته هستند
عده ای ناشی از غفلت و ندانی و بخاطر شرایطی که در ان قرار گرفته اند مرتکب خطا میشوند و احساس خوبی هم از این وضعیت ندارند ..اینها نیازی به عذاب ندارند و امکان برگشت برایشان فراهم است با وجود اینکه اثرات وضعی خطاهای خود را هم ببینند.

عده ای ممکن است بدلیل انجام خطاهای زیاد ، دیگر امکان برگشت به مسیر خوب شدن را نداشته باشند و بدی تا اندازه ای در ذات انها نهادینه شود و به افرادی که بعداً از نسل آنها بدنیا می آیند منتقل شود. اینها هم به طور قطع و یقین اثرات وضعی اعمال خود را در همین دنیا می بییند و اینکه ممکن است در صورت آشکار شدن خطاهایشان توسط افراد دیگر جامعه و قوانین محاکمه شوند . ضمن اینکه اکثرا اینها ممکن است گرفتار بیماری روحی و روانی شوند

اونهایی که اعمالی خیلی بدتر از اونچه در ظرفیت این دنیا برای پاسخگوییست انجام میدن چی؟ مثلا شما هیتلر یا صدام رو در نظر بگیرید یا جنایتکارهایی که دستگیر نمیشن و زن و بچه هم ندارن که نسلشون متاثر بشه یا ... آیا شما میگید اینهمه ظلمی که اینها کردن، با همون نحوه مردنشون پاسخ داده شده؟

دنیا ظرفیت پاسخگویی به بسیاری از ظلم ها رو نداره.

ستایشگر :Gol:

ستايشگر;919109 نوشت:
اونهایی که اعمالی خیلی بدتر از اونچه در ظرفیت این دنیا برای پاسخگوییست انجام میدن چی؟ مثلا شما هیتلر یا صدام رو در نظر بگیرید یا جنایتکارهایی که دستگیر نمیشن و زن و بچه هم ندارن که نسلشون متاثر بشه یا ... آیا شما میگید اینهمه ظلمی که اینها کردن، با همون نحوه مردنشون پاسخ داده شده؟

دنیا ظرفیت پاسخگویی به بسیاری از ظلم ها رو نداره.

در پست قبلی پاسخ شما مشخص شده.
افراد گناهکار از تظر قوانین طبیعی و چه از نظر قوانین جامعه پاسخ اعمال خور را می بییند. قوانین طبیعی بصورت اثرات وضعی پدیدار می شود و قوانین اجتماعی هم که وضعیتشان مشخص است. اثرات وضعی بصورت قطعی بروز می کنند . به اشکال مختلف. قوانین اجتماعی هم در ۹۰ تا ۹۵ درصد خطاکاران را مجازت می کند. ضمن اینکه اینها ممکن است گرفتار بیماری های های روحی و روانی شوند.
درصدی از اینها در واقع مرده های متحرک هستند و زندگی رقت باری دارند که آرزوی مرگ می کنند.
ضمن اینکه من وجود بعدی غیر از بعد مادی و جسمی یا در واقع همان روح را قبول دارم

موضوع قفل شده است