معنای توکل به خداوند در فرزند آوری و تکثیر نسل

تب‌های اولیه

4 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
معنای توکل به خداوند در فرزند آوری و تکثیر نسل

سلام علیکم

توکل در فرزندآوری به چه معناست؟

در مورد بچه دار شدن دو مبنا در ذهن بنده وجود دارد 

مبنای اول :

مطابق با تکالیف دینی، نفقه فرزند شامل خوراک و پوشاک و مسکن و سایر الزامات، بر عهده مرد است.

و مرد موظف است نفقه را تهیه کند.

پس مرد باید اطمینان عقلایی پیدا کند که می تواند از عهده خرج و مخارج هر دو کودک بر بیاید.

اگر چنین اطمینانی ندارد یا گمان بر عدم توانایی دارد، چنین کاری ظلم در حق کودک خواهد بود.

به همین جهت، تولد فرزند نیز جزو حقوق شوهر است.

یعنی حتی اگر زن اصرار داشته باشد که فرزند داشته باشد، مرد حق دارد که فرزند نداشته باشد.

اما اگر مرد دنبال فرزند باشد، زن حق ممانعت ندارد.

لذا فرزند داشتن جزو حقوق و تصمیمات مرد است.

البته الان در عقد نامه ها معمولا در شروط ضمن عقد ، شرطی آورده میشود که اگر مرد بچه نیاورد یا بچه دار نشود، زن حق طلاق داشته باشد.

از این نکته بگذریم

به هر حال طبق این مبنا فرزند آوری در صورتی صحیح است که پدر به قدرت اقتصادی خویش اطمینان داشته باشد.

 

مبنای دوم :

 

پدر میتواند فرزند بیاورد هر چند قدرت نان دادن هم ندارد.

در این مبنا پدر حق دارد بجه بیاورد هر چند فرزندش به دلیل فقر یا بیماری دچار آسیب و ضرر شود.

 

سوال :

توکل کردن بر اساس کدام مبنا صحیح است؟

در روایتی داریم که پیامبر فرموده اند اول افسار شتر را ببند و بعد توکل کن.

اکنون اگر مرد بدون داشتن توانایی نفقه دادن به فرزند، اقدام به تکثیر نسل کند، توکل صحیحی خواهد بود؟

در حالی که نفقه جزو واجبات شرعی و مقدمات عقلی پرورش کودک است؟

بعلاوه سیره و عمل عقلا این است که به جیب خودشان نگاه میکنند و به توانایی اقتصادی خود مینگرند و بعد بچه می آورند چون بچه آوردن الزامات و تعهدات اقتصادی لازم دارد چه به لحاظ شرعی و چه عقلی...

 

 

با نام و یاد دوست

سلام

موضوع فوق جهت تبادل نظر و مشارکت سایر کاربران در حالت نمایش قرار داده می شود. از همه کاربران محترم انجمن دعوت می شود نظرات ارزشمند خود را در این  باره به اشتراک گذارند. پس از ارائه نظرات و در صورت نیاز از حضور کارشناسان محترم نیز بهره مند خواهیم شد.

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

در راستای بحث یک مثال دیگر بزنم

مثلا در یمن که تحت فشارهای ظالمانه عربستان و امریکا دچار قحطی شده اند

کودکان از گرسنگی دچار سوء هاضمه و مرگ می شوند.

در این موارد آیا فرزندآوری درست است؟

بعلاوه در اینجا موانع عقلی دیگری هم مطرح است.

مثلا حتی اگر توان اقتصادی برایمان باقی مانده، میتوانیم برای زنده نگه داشتن کودکان و مردم دیگر صرف کنیم.

 

عده ای بر این باورند که بهتر است توان اقتصادی خود را برای فقرا و کودکان فقیر موجود صرف کنیم، تا اینکه خودخواهانه کودکان خودمان را تکثیر کرده و توان اقتصادی خود را صرف فرزندان خودمان کنیم.

در واقع این کار از زوایای مختلفی قابل بررسی است.

میتوانیم این کار را یک نوع خودگذشتگی بدانیم.

در واقع فرزند نیاوردیم تا توان اقتصادی خود را صرف زندگی فرزندان دیگران کنیم.

میتوانیم این کار را یک نوع وظیفه و دوری از ظلم و خودخواهی بدانیم. گرچه روزی دست خداست اما وظایف ما تابع نشانه های عقلایی است.

مثلا مرگ حق است اما ما نباید اسباب مرگ دیگران باشیم. یا نباید مقدمات مرگ دیگران را فراهم کنیم.

مرگ حق است اما عاقلانه رفتار کرده و از رفتارهای پرخطر دوری میکنیم.