مطالعه ی آزاد برای همه

تب‌های اولیه

168 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

آورده اند که بهلول بیشتر وقت ها در قبرستان می نشست
و روزی که برای عبادت به قبرستان رفته بود
و هارون به قصد شکار از آن محل عبور می نمود
چون به بهلول رسید گفت :
بهلول چه می کنی ؟
بهلول جواب داد :
به دیدن اشخاصی آمده ام که
نه غیبت مردم را می نمایند
و نه از من توقعی دارند
و نه من را اذیت و آزار می دهند .
هارون گفت :
آیا می توانی از قیامت و صراط و سوال و جواب آن دنیا
مرا آگاهی دهی ؟
بهلول جواب داد
به خادمین خود بگو تا در همین محل آتش نمایند
و ...
تابه بر آن نهند تا سرخ و خوب داغ شود
هارون امر نمود تا آتشی افروختند
و تابه بر آن آتش گذاردند تا داغ شد .
آنگاه بهلول گفت :
ای هارون من با پای برهنه بر این تابه می ایستم
و خود را معرفی می نمایم
و آنچه خورده ام
و هرچه پوشیده ام ذکر می نمایم
و سپس تو هم باید پای خو د را مانند من برهنه نمایی
و خود را معرفی کنی و
آنچه خورده ای و پوشیده ای ذکر نمایی .
هارون قبول نمود .
آنگاه بهلول روی تابه داغ ایستاد و فوری گفت :
بهلول و خرقه و نان جو و سرکه و فوری پایین آمد
که ابداً پایش نسوخت
و چون نوبت به هارون رسید
به محض اینکه خواست خود را معرفی نماید
نتوانست و
پایش بسوخت و به پایین افتاد .
سپس بهلول گفت :
ای هارون سوال و جواب قیامت نیز به همین صورت است . آنها که درویش بوده ند
و از تجملات دنیایی بهره ندارند
آسوده بگذرند
و آنها که پایبند تجملات دنیا باشند
به مشکلات گرفتار آیند .

سلام چقدر خوب میشه که آدم قناعت پیشه باشه
و زندگی ساده برای خودش رقم بزنه ان شاء الله

[h=1]در مکتب قرآن[/h]


فرازهای منتشر نشده از گفتارهای تفسیری شهید آیت الله دکتر بهشتی (8)
حقیقت دین
قرین عدالت است

هر جا دیدید که می‌گویند: دین و اسلام هست ولی عدالت اجتماعی نیست، بدانید دین و اسلامش قُلابی است. هر جا می‌گویند: عدل هست، عدالت اجتماعی هست، اما خدا نیست، پیوند بشر با بی‌نهایت و ابدیت فراموش شده است، آنجا وضعیت چگونه است؟
رفقای ما عادت دارند آن اولی را زود جواب می‌دهند. هر جا می‌گوییم اسلام، قرآن، دین و خدا هست ولی عدالت نیست، بدانید دین و اسلامش، کتابش و همه چیزش قلابی است، این را زود جواب می‌دهید. اکنون خواهش می‌کنم این یکی را هم جواب بدهید! من سؤال می‌کنم: هر جا می‌گوییم عدالت اجتماعی هست، عدل و قسط هست اما خدا نیست، پیوند بشر با بی‌نهایت نیست، اندیشیدن بشر به زندگی جاودانی نیست، تکامل روحی و معنوی نیست، آیا آنجا عدل هست یا نه؟ پس آنجا هم عدلش ناقص و ناتمام است، یک جایش خلل دارد. اگر بخواهیم واقعاً روی دید قرآن بایستیم، قسط، عدل و عدالت با آن معنای گسترده‌اش با دین چنان نزدیک است که گویی دو نام روی یک معنی هستند.
آنجا که از مأذنه‌ها صدای‌الله اکبر بلند است اما خود آن مأذنه و مناره‌ای که از آن صدای‌الله اکبر بلند است و بر اساس تقوا ساخته نشده است «لَمَسجدٌ اُسسَ علی التقوی مِن اول یوم» نیست. گوینده این‌الله اکبر، ‌الله اکبر را به زبان می‌گوید، در حالی که روحش در برابر غیر خدا به مراتب بیشتر خاضع است. به طوری که برای گفتن همان‌الله اکبر اگر ماهانه قراردادی با او نبندند، ‌الله اکبر را نمی‌گویند. اگر یک طیب‌الله و احسنت به او نگویند، با شور و حرارت‌ الله اکبر نمی‌گوید. اگر برایش دست نزنند، درباره حق و خدا گرم و داغ صحبت نمی‌کند. آنجایی که قرآن را حتی با سوز و گداز تلاوت می‌کنند، اما در کنار همان قرآن خواندن به کسانی که محتوا و روح قرآن را مورد تجاوز قرار داده‌اند، دعا می‌کنند، آنجا معلوم است که قرآن اصالت ندارد.
آنجا که با خدا مناجات و راز و نیاز می‌کنند، اما این راز و نیاز و مناجات با گرایش و حمایت از ستمگر همراه است، معلوم می‌شود این مناجات روح ندارد. این‌ها خیلی روشن است. آنجا که نام قرآن، شعار قرآن، عبارات قرآن و تابلوهای زیبای قرآن هست ولی روح قرآن نیست، پیداست که در آنجا دین و قرآن اصالت خودش را از دست داده است. در روایاتی که درباره آخرالزمان آمده است در این زمینه مطالب زیادی وارد شده است.
انسانی کاخی پر زر و زیور را از مال حرام و پولی که از راه تجاوز به حقوق دیگران به دست آورده است می‌سازد و بعد بالای سرش یا با کاشی یا با چیز دیگر می‌زند: «هذا من فضل ربی»؛ (این از بخشایش خدای من است.) یا می‌نویسد: (ذَلِک فَضْلُ‌الله یؤْتِیهِ مَن یشَآءُ وَ‌الله ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ) (این بخشایش خداست، به هر که بخواهد می‌دهد. خدا هم که بخشایشش بزرگ است، نهایت ندارد.) خوب معلوم است که این همه، سوء‌استفاده از قرآن، مذهب و سوء‌استفاده از شعارهای پاک الهی است. این‌ها روشن است. هرجا حقایق قرآنی و عدالت نباشد ولی قرآن باشد، خواننده قرآن و مروج قرآن باشد، پیداست که در این خواندن قرآن و ترویج خلل و دغلی وجود دارد.
در جامعه‌ای که انسان ها از نظر خواسته‌ها و نیازهای اولیه در پوشاک، خوراک، مسکن و بهداشت مورد تجاوز قرار می‌گرفتند، انسان گرسنه فراوان بود. فراوانی انسانِ گرسنه و برهنه در یک جامعه نشانه آن است که در این‌ جامعه، به همه انسان ها رسیدگی نمی‌شود. فراوانی انسان‌های بیمار بدون طبیب و دارو نشانه آن است که همه انسان‌ها در این‌ جامعه مورد توجه نیستند. به عبارت دیگر جامعه‌ای که در آن عدل و داد و قسط باشد، نیست. قبول داریم که بودن انسان های بدون مسکن که سرگردان هستند و باید در کنار خیابان ها در سرما و گرما بخوابند و برخیزند، نشانه آن است که در این‌ جامعه به حقوق انسان ها تجاوز می‌شود و رعایت حقوق آنها نمی‌شود، این روشن است ولی آیا نیازهای یک انسان همین است؟
اگر قرار شد انسان درکنار این نیازها، نیازمندی‌های اصیل و پرارج دیگر هم داشته باشد و در یک نظام و یک جامعه، به آن نیازمندی‌های اصیل دیگر اصلاً توجه نشود و نه تنها توجه نشود، بلکه کوبانده شود، آیا نمی‌شود گفت: در آنجا هم به قسمتی از نیازهای انسان تجاوز می‌شود؟

[h=1]گفتاری از شهید بهشتی درباره تاثیر فقر و گرسنگی بر جامعه[/h]

[h=2]مادام که در جامعه‌ای گرسنه و لرزان از سرما وجود دارد، سرتاپای آن جامعه را هم که با قرآن بپوشانید باز لجن است[/h]

تمام چهره‌اش را هم با قرآن بپوشانید،باز لجن است!
• آقا بالا بروی یا پائین بیاِیی، جامعه‌ای را اصلا بالای سرش قرآن پهن كنید، مادامی كه در آن جامعه در یك سو گرسنه بیچاره از سرما بلرزد وجود دارد و در سوی دیگر متنعمان برخوردار از همه چیز، این جامعه لجن است، تمام چهره‌اش را هم با قرآن بپوشانید،باز لجن است .
آیا كسی در دنیا منتظر این می‌نشیند كه ببیند این جامعه، جامعه قرآنی است یا انجیلی است یا توراتی است یا بودائی یا اوستائی یا مائوئیست است؟ نگاه می‌كند می‌بیند اگر در جامعه به همه انسان‌ها به چشم انسان نگاه می‌شود، ضرورت‌های زندگی آنها تامین می‌شود و در جامعه‌ای دیگر انسان‌هایش به آنها به چشم انسان نگاه نمی‌شود، احتیاجات آنها بی‌ارزش است، یك طرف شهرش خیابان‌هایش گلكاری دارد و طرف دیگرش چندین سال است كه چاله چوله‌هایش تبدیل به دره و ماهور شده .
این جامعه هر برچسبی می‌خواهد داشته باشد، آیا مردم سالم دنیا در رده‌بندی این دو نوع جامعه و خوب و بد كردن آن حالت انتظار پیدا می‌كنند تا ببینیم آیا قرآن در این زمینه چه می‌گوید انجیل در این باره چه گفته به خصوص اوستا چه می‌فرماید اوپانیشادهای آئین هندی چه سخن می‌گوید كتاب مائو در این باره چه آورده لنین در این زمینه چه گفته ماركس چه گفته این حرفها نیست، منتظر اینها نیستیم آقا، بلكه این جامعه بد، این جامعه ناقص و این جامعه دارای كمبود است و در این شكی نیست، اینقدر بحث نمی‌خواهد.
بایدها و نبایدها/ دکتر بهشتی/ ص 104




آیت‎الله آیت الله جوادی آملی:
پیش از انقلاب در راهپیمایی‎ها،
روحانیان جلو بودند، مردم سه جا را آتش می‎زدند،
یکی شراب‎فروشی‎ها، یکی بانک‎ها و سینماها را آتش می‎زدند،
بعد از انقلاب شراب‎فروشی‎ها سه قسم شد، یک عده واقعا توبه کردند،
یک عده فرار کردند و یک عده رفتند در زیرزمین، بعد از انقلاب سینماها سه قسم شدند،
یک عده واقعا توبه کردند، یک عده هم فرار کردند و یک عده هم رفتند به دنبال کنسرت‎های زیرزمینی،
بانک‎ها اما همچنان باقی ماندند و رباخواری دارند، ما واقعا حرف خدا را باور نکردیم.
وی بیان کرد:
این آمریکا هیچ غلطی نمی‎تواند بکند، تعارف هم ندارد،
با این‎که فرهنگ ما فرهنگ شهادت است اما تا آمریکا گزینه نظامی را مطرح می‎کند،
برخی از وی حساب می‎برند،
قرآن می‎فرماید گزینه نظامی روی میز قرآن من است،
ما باور نکردیم.
حضرت آیت الله جوادی در ادامه در حالی که بغض گلوی وی را گرفته بود و اشک در چشمانش حلقه زده بود،
مراتب تاثر و ناراحتی خود را از وجود ربا در سیستم بانکی ابراز کرد.
وی گفت:
ما دلمان می‎خواهیم اقتصاد مقاومتی درست بکنیم،
این فقط با سفارش و توصیه که حل نمی‎شود؛
این(ربا) جنگ با خداوند است،
الان این پولی که شما می‎گذارید می‎گویند چه تحریم باشد،
چه نباشد، چه تورم باشد و چه تورم نباشد،
می‎گویند سود دارد و سود علی‎الحساب دارد.

سلام تو مشهد
حرم آقا امام رضا علیه سلام
بلند گوی عمومی حرم
طرف میگفت که
کربلا ارزشش از مکه بالاتره
مطالعه می کردم کتاب انسان 250 ساله رو به این نکته برخوردم
واسه دوستان با خبر باشن از این نکته بد نیست به این دو صفحه دقت کنن مخصوصا اون بنده خدای پشت تریبون حرم
که مصداق زهری ها نشن


سلام
مدتی بود میخواستم این کتاب رو بخونم
که خوشبختانه کتابش به دستم رسید و خوندمش
خوشم اومد البته میدونستم که بس واسم مفید باشه
خدا رحمتش کنه ان شاء الله
عاقبت همه بخیر باشه ان شاء الله

راجع به دکتر چمران سه چارتا کتاب مطالعه داشتم خوشبختانه
ولی متاسفانه راجع به سید مجتبی هاشمی مطالعه نداشتم
خیلی دوست دارم بتونم راجع به ایشونم مطالعه داشتم
فکر کنم دو تا کتاب راجع به ایشون نوشته شده باشه که ان شاء الله بدستم بیاد و بتونم مطالعه کنم و راه این دوستان رو اگه خدا بخواد و بشه ادامه بدیم


IMAGE(<a href="https://rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/05/0008825%20" rel="nofollow">https://rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/05/0008825%20</a>(4).jpg)

آقا شاهرخ ضرغام هم جز گروه فدائیان اسلام که فرمانده این گروه شهید سید مجتبی هاشمی بودن هستن اول اسم گروهشونو شهید ضرغام گذاشته بود گروه ادمخور ها خخخ خدا رحمتشون کنه همه دار دستشون گنده لاتای زمان خودشون بودن هاشمی هم یکی از تنها گروه های بودن که بدون هیچ چیزی اغوششونو به روی هر جور مرام و مسلک آدمی برای دفاع از مملکت و اسلام باز میکردن و در گروه فدائیان اسلام راهشون میدادن نمونشم شاهرخ خان و دار دستشون و خیلی نمونه های دیگه بس که بنظرم به دل میشستن و باهال بودن مثل چمران خدا بیامرز
البته ناگفته نزارم که آقا شاهرخ بعد اسم گروهشونو به نام پیشرو تغییر دادن
خدا جایگاه تمامیشونو ارتقا بده تا خود خودش
من جمله امثال من و اونایی که خودشونو محتاج رحمت خدا میدونن
خدا از سر تقصیرات و گناهانمون به شیوه دعای حضرت علی که توسط کمیل به ما رسیده بگذره ان شاء الله :)